‌ پِترا – سرزمینی که از نو باید شناخت – نوشته دکتر شیرین بیانی (اسلامی ندوشن)

در سال 1356 به دعوت دانشگاه اردن، همسرم و من سفری به اردن داشتیم. کشوری زیبا، کوچک؛ ولی مهم و آکنده از ماجراهای دور و نزدیک تاریخی؛ که گویی دایره‌المعارفی است که هر ورق آن گفت‌وگو از واقعه‌ای شگفت و جالب توجه طیّ قرون و اعصار متمادی دارد؛ و ما در مدّت اقامت کوتاهمان در این کشور و ایراد سخنرانی در دانشکدهٔ ادبیّات و علوم انسانی، در حدّ توان و گاه همراه با دوندگی از این شگفتی‌ها بازدید کردیم و بسیار چیزها آموختیم. پس از گذشت سال‌ها از آن زمان، من در میان کاغذها و یادداشت‌های پراکندهٔ خود، چندبرگی دربارهٔ این سفر و تاریخ پترا نگاشته و در گوشه‌ای نهاده بودم. با دریافت خبر قرار چاپ شماره جدید مجله وزین پاژ به یادبود همسرم برآن شدم تا به‌رغم شرایط خاصی که این روزها دارم، آن را به پیشگاه خوانندگان این مجله ارائه کنم.

صبح زود نخستین روز اقامت در هتلی بزرگ و پاکیزه، جوانی با نزاکت و خوش‌رو به دیدن ما آمد که از جانب دانشگاه مأموریت داشت با وقت کمی که برای این سفر در اختیار داشتیم، در حدّ امکان ما را به نقاط دیدنی پایتخت و اطراف هدایت و راهنمایی کند. ما از این پیشنهاد بسیار شادمان گشتیم و به راه افتادیم. او گفت امروز به بندر عقبه، در کنار «بحرالمیّت» خواهیم رفت که جایی دیدنی است و در جهان پایین‌ترین عمق را از سطح دریا دارد. ما که وصف آن را شنیده بودیم به راه افتادیم. زمانی که به آنجا رسیدیم و مشغول تماشای یک دیدنی مهمّ شدیم، یک نفر با آرامش هرچه تمام‌تر روی آب دراز کشیده مشغول استراحت و خواندن کتابی بود. غلظت آب‌نمک چنین خاصیتی را ایجاد کرده بود. روبه‌روی ما در آن سوی بحرالمیّت بندر ایلات قرار داشت که در کنار آن قایق‌هایی لنگر انداخته بودند. در اطراف این دریاچه که کویری با تپه‌های پست و بلند قرار دارد کمی قدم زدیم و به یاد گذشته‌های دور این منطقه، اندیشه کردیم و بازگشتیم.

فردای آن روز به شهر زُرقاء رفتیم که شهری کوچک و زیبا و پوشیده از درختان زیتون بود. این درخت از مشخصّه‌های سرزمین‌های مدیترانه است. گذشته از سرسبزی، یکی از دیدنی‌های شهر، بنای نیمه‌متروکی بود که طیّ نبردهای این منطقه لورَنس عربی یا عربستان مدّتی در آنجا ساکن بوده است. شخصیّت انگلیسی معروف که در جنگ جهانی اوّل نقش‌آفرین بود و مورد توجّه اعراب بر ضد دشمن قرار گرفته بود؛ و درباره‌اش خوانده و شنیده بودیم.

بعدازظهر آن روز و پس از بازگشت به عَمّان (امان)، جوان راهنما ما را به دیدنی دیگری در خارج شهر برد. غار نه‌چندان عمیق و بزرگی را به ما نشان داد و گفت: معروف است که «اصحاب کهف» همراه با سگ خود مدّت درازی را در این غار مخفی شده و به خواب رفته بودند. این غار و این ماجرا نیز بسیار جالب بود و ما تصوّر نمی‌کردیم که این غار را در کشور اردن ببینیم.

روز بعد راهی شهر مدبه 2 شدیم تا از کلیسایی بیزانسی دیدن کنیم که اوّلین نقشهٔ «بیت‌المقدّس» در آن قرار داشت. این نقشه در محوطهٔ ورودی کلیسا بر روی زمین حکّ شده بود؛ به سبک بیزانسی، با سنگ‌های کوچک تراشیدهٔ مکعب یک سانتی‌متری رنگین، چون خاتم‌کاری که از مشخصّه‌های سبک هنر بیزانسی در سراسر قلمرو این امپراطوری بوده است. گذشته از اهمیّتی که این نقشه در این شهر کوچک دارا می‌باشد، کلیسا خود که بر روی تپه‌ای بنا شده از جهت هنری اهمیّت فراوان دارد.

روز دیگری به دیدار از «جریش»3 گذشت؛ محدودهٔ بسیار بزرگی که از دوران تسلّط رومی‌ها (بیزانسی‌ها) بر اردن باقی مانده و ما را به یاد ویرانه‌های (پالمیرا) تَدمُر در سوریه انداخت. جریش یکی از مناطق بسیار مهمّی است که چنین مجموعهٔ کاملی از یک شهر رومی را به معرض دید بازدیدکنندگان مشتاق گذاشته است. این مجموعه دارای میدان، ورزشگاه، حمّام، تآتر، خیابان اصلی با ستون‌های به سبک رومی  یونانی است.

روزی از این سفر نیز به شهرگردی در عمّان پایتخت گذشت که بر روی چند تپه بنا شده. شهر، جالب توجّه، آباد، سرسبز، زنده و پرجمعیّت است که در هرگوشهٔ آن نمونه‌ای از آثار باستانی و تاریخی وجود دارد. در آن گردش به سر زدن به فروشگاه‌ها و خرید چند قطعه صنایع دستی برای سوغات و به‌خصوص آشناشدن با مردم گرم و پذیرای توریست آن شهر مشغول شدیم.

در میان این بازدیدهای جالب، سرانجام نوبت به سر بردن در دانشگاه، آشنایی با استادان، دانشجویان و ایراد سخنرانی رسید. آنان با گرمی بسیار ما را پذیرا شدند و هر یک برای آشنایی با ما و چگونگی تدریس در دانشگاه تهران و تبادل افکار، پرسش‌هایی داشتند که جواب‌های لازم داده شد.

سخنرانی من مربوط به روابط دو کشور در دوران باستان بود؛ البته اردنی که هنوز کشور مستقلّی نبود، و در منطقه‌ای که این سرزمین قرار داشته و دارد گفتنی‌های تاریخی بسیار می‌توان یافت.

سرانجام روز دیگر اختصاص به بازدید از پترا داشت که ما مشتاقانه و بیش از هر نقطهٔ دیگر منتظر آن بودیم و منظور من از این مقدّمهٔ بسیار مختصر و معرّفی چند نقطهٔ دیدنی اردن اینجا بود که با گذر سریع از آن‌ها، زودتر خود را به پترا برسانم و از آن به‌گونهٔ مفصل، در حدّ امکان، گفت‌وگو بدارم که سرزمینی شگفت است.

پِترای کهن

در جنوب غربی کشور اردن، در محدودهٔ شبه‌جزیره‌ای که بعدها سوئز نامیده شد، منطقه‌ای کوچک به نام پترا قرار دارد که عرب‌ها آن را ابترا 4 می‌نامند. پترا لغتی لاتینی، مؤنث پیر 5 به معنی سنگ و صخره می‌باشد که به احتمال در دورهٔ تسلط یونانیان و به‌خصوص رومیان به سرزمینی که بعدها اردن نامیده شد، اطلاق می‌گردید. این نام با موقعیت ویژهٔ جغرافیایی‌اش نامی با مسمّی می‌باشد. باید توجه داشت که قبل از غلبهٔ ابتدا یونان و سپس روم بر این منطقه، آرامی‌ها؛ یعنی ساکنان اوّلیهٔ این سرزمین، آن را «رخم» به همین معنا می‌نامیدند.

امروزه آنچه که از پترا باقی است، دره‌ای نسبتاً تنگ و دالان‌مانند است که کوه‌های دو طرف آن در دوره‌های اوّلیهٔ زمین‌شناسی در اثر فرسایش آب دریا، دارای حفره‌ها یا شبکه‌های بزرگی شده و این حفره‌های اطاق مانند، از حدود بیش از هفت‌هزار سال پیش مسکن انسانی گردیده که به‌سرعت به‌علّت موقعیت خاص جغرافیایی وارد زندگی تمدّنی شده‌اند. این درهٔ تنگ که بهتر است آن را دالان بزرگی بنامیم، پس از طیّ مسافتی نه‌چندان دراز، چنان‌که گفته شد در اثر فرسایش کوه‌ها و دورشدن از یکدیگر تبدیل به محوطه‌ای باز و دشت‌مانند می‌گردد و کلّ این مجموعه دارای وسعتی در حدود 264 کیلومتر مربع می‌باشد.6 پترا اینک یکی از مراکز مهمّ گردشگری اردن به‌شمار می‌رود و مورد بازدید تقریباً همهٔ کسانی قرار می‌گیرد که به آن کشور سفر می‌کنند. این ناحیه به‌علّت موقعیت خاص جغرافیایی که گذرگاه کالاهایی بود که در بازرگانی سراسر مناطق متمدّن شرق و غرب دخیل و از دیرباز تبدیل به شاهراهی گشته بود؛ و بدین جهت مورد توجّه اقوام گوناگون و تهاجم آنان قرار می‌گرفت.

هنگامی که سیر تاریخی پترا را مورد بررسی قرار می‌دهیم، ابتدا با اقوام آرامی روبه‌رو می‌گردیم که از دیرباز تا قرن 9 ق. م. در فنیقیه  سوریه و فلسطین حکومتی تشکیل داده بودند که از جهت بازرگانی و تمدّنی حائز اهمیّت بوده است. در پایان این قرن آشوری‌ها که در میان رودان فرمانروایی مهمّی ایجاد کرده و می‌توان گفت تبدیل به نیروی برتر این منطقه شده بودند. سرانجام با تهاجم به جانب شمال از میان رودان گذشته، حکومت آرامی را نابود کردند.7

فرمانروایی نبطی:‌ ‌8

نبطی‌ها قبایل عرب پرجمعیتی ساکن بیابان‌های عربسان بودند که در جست‌وجوی سرزمین‌های آباد به ناحیهٔ «هلال خصیب» روان شدند. به‌خصوص در بخش شرقی منطقه‌ای که امروزه کشور اردن نامیده می‌شود، با تراکم بسیار به چادرنشینی اشتغال ورزیدند و به‌تدریج با توسعهٔ نیروی انسانی و دستیابی به کالاهای گران‌بها، در قرن 6 ق.م ابتدا جای بازماندگان آرامی‌ها و سپس آشوری‌ها را گرفتند؛ در سوریه  فنیقیه و فلسطین حکومتی مهمّ تشکیل دادند و از جهت موقعیت سوق‌الجیشی و بازرگانی پترا را به پایتختی برگزیدند.9 بدین ترتیب نبطی‌ها از همان ابتدا با وجود غنای تمدّنی و ثروتی که این منطقه از دیرباز یافته بود و به‌ویژه راه‌های متعدّدی گشوده شده بود، که پایهٔ «جادهٔ ابریشم» گردیده، می‌توان گفت در محور بازرگانی بین‌المللی وارد گشتند و در کناره‌های شرقی و جنوبی دریای مدیترانه نقش‌آفرین شدند و تا به آخر با فراز و نشیب‌هایی به ایفای این نقش ادامه دادند.

از لحاظ فرهنگی باید گفت که نبطی‌ها مانند بعضی از ملل غرب آسیا که نزد آنان ازدواج بین برادران و خواهران تا حدّی رسم بود، بین آنان نیز چنین رسمی دیده شده است. این باور از آنجا ناشی می‌شد که در مذاهب ابتدایی این منطقهٔ وسیع، ایزدبانوی بزرگ همسری داشت که پسر او نیز بود. به بعضی ایزدان یونانی و مصری نیز باور داشتند. «مردم آن زمان خدایان کاروان را سوار بر شتر و اسب تصوّر می‌کردند.»10 این باور احتمالاً از آنجا ناشی می‌شود که بازرگانی در این منطقهٔ وسیع اغلب قریب به اتّفاق با شتر و یا اسب انجام می‌گرفت.

تا حدود سال 400 پیش از میلاد، پترا به‌گونهٔ کامل مرکز نبطی‌ها بوده است که مردم در حفره‌های اطاق‌مانند آن یا ساکن بوده‌اند و یا به‌گونهٔ محلّ کسب و کار یا بهتر بگوییم به تعبیر امروزی به‌گونهٔ «حجره» از آن‌ها استفاده می‌کردند و امروزه بازماندهٔ کاروان‌سراها را در آن می‌توان یافت.

اردن و پترا

اینک باید توجّه خود را به کشوری که امروزه اردن نامیده می‌شود معطوف داشت که پترا جزئی از آن به‌شمار می‌رود. اگر به گذشته‌های دور هم‌زمان با تولّد پترا نظر افکنیم، می‌بینیم که در این منطقهٔ اشیاء مسین و مفرغی که علامت مشخّصهٔ تمدنی هزاره‌های سوم و دوم پیش از میلاد در فلات ایران و بین‌النّهرین تا آسیای صغیر و فنیقیه  سوریه می‌باشد، در اردن نیز یافت شد؛ همچنین استخراج و استفاده از آهن که در همین دوران معمول شده بوده است. تحوّلی که به‌علّت به‌کارگرفتن آهن در صنعت در دنیای آن زمان ایجاد شد و موجب افزایش مصنوعات و سبب رونق روزافزون بازرگانی گردید، از همان دوران موجد یک شاهراه بازرگانی بین‌المللی گردید که از چین گرفته و هند از یک سو، تا ماوراء مدیترانه از سوی دیگر ادامه می‌یافت. پالمیر (تدمُر) دورا اوروپوس و پترا از پایگاه‌های مهمّ این راه ارتباطی بین‌المللی به‌شمار می‌آمدند. دورااوروپوس 11 مه بعدها شهری یونانی‌نشین شد، در جانب غربی رود فرات و شرق پالمیر قرار داشته است.12

ایران و پترا

زمانی که پس از فتح بابل توسّط کورش کبیر در قرن ششم پیش از میلاد میان‌رودان تحت تصرّف ایران در آمد و به‌دنبال کشورگشایی‌های دیگر کورش و جانشینانش، حدود متصرفات امپراتوری هخامنشی از یک سو تا سند و از سوی دیگر تا نیل گسترش یافت و جهان وارد تحوّلی شگرف گردید که آثار آن بیش از همه از جهت بازرگانی در دادوستدهای تمدّنی و فرهنگی مشهود است. اگر کمی به عقب بازگردیم، کمبوجیه، فرزند و جانشین کورش برای فتح مصر با سپاهی فراوان به سال 525 ق.م از راه سوریه و فلسطین که این سرزمین‌ها تحت تابعیت ایران درآمده بودند، عازم این نبرد گردید.13 کمبوجیه که از بابل به راه افتاده بود، با پشتیبانی رؤسا و شیوخ نبطی که اینک تابعیت هخامنشیان را پذیرفته بودند و طبق پیمانی بین طرفین، می‌بایست آب سپاه او را فراهم کند، از صحرای سینا گذشت.14 از آن پس ذکری از فرمانروایی نبطیان به میان نیامده است؛ درحالی‌که در آینده تک‌ودوهایی داشته‌اند که به آن پرداخته خواهد شد.15 در الواح گلی به‌دست آمده از مصر در سال‌های 1400 ق.م سلسله‌های ایرانی با نام‌های ایرانی در سوریه و فلسطین حکومت می‌کردند.16

در این دوره برای حفظ ارتباط بین مراکز گوناگون امپراطوری، شبکه‌ای وسیع از جاده‌های کاروان‌رو، کاروان‌سراها و منازلی در بین راه‌ها و قنات‌هایی ایجاد شد. جاده‌های جدید ساخته و جاده‌های قدیمی تعمیر گردیده و توسعه یافت به ویژه جادهٔ قدیمی‌ای که بابل را از طریق کرخمیش به مصر می‌پیوست و از پترا  اردن می‌گذشت و یکی از عمده‌ترین راه‌های بازرگانی شرق کهن بود که تعمیر شد. جادهٔ دیگری که بنام «جاده شاهی» معروف بود و از بابل شروع و به افس 17 در منتهی‌الیه آسیای صغیر ختم می‌شد، شعبه‌ای از آن از جانب سوریه  اردن به مصر می‌پیوست.18‌

گذشته از راه‌های خشکی، راه‌های آبی جدیدی در این دوران کشف شد. چنان‌که به امر داریوش بزرگ (522‌  486‌ ق.م) یک هیئت دریانورد به منظور کشف راه‌های جدید آبی از رود سند به راه افتاد و بعد از گذشتن از اقیانوس هند، خلیج فارس و دریای سرخ به مصر رسید. بندر عقبه که در آن روزگار یکی از مراکز اجتماع کاروان‌های دریای سرخ بود، بیش از پیش مورد توجّه قرار گرفت و فکر حفر کانالی که بعدها به «کانال سوئز» معروف شد و از همان زمان پی‌ریزی گردید و اقدامات اولیه آن نیز انجام گرفت تا اقیانوس هند به دریای مدیترانه متّصل گردد و امپراطوری هخامنشی بتواند با دردست‌داشتن عمده‌ترین راه‌های آبی زمان خود و به‌خصوص دراختیارداشتن کشتی‌های باربری و جنگی فنیقی بر قدرت عظیم خویش بیافزاید.19 تعدادی از سکّه‌های هخامنشی در مرز پنجمین و ششمین ساتراپی، در محدودهٔ شبه جزیرهٔ سوئز که پترا جزء آن محدوده بود، ضرب زده شده است.20

پترا و یونانی‌ها

رونق اقتصادی و تمدّنی پترا و سایر شهرهای اردن و همچنین ایران هخامنشی در قرن چهارم پیش از میلاد دچار دگرگونی گردیده و صفحه‌ای از تاریخ آن ورق خورد. این بار دشمنی مشترک و سرسخت سراسر منطقهٔ آسیای غربی را مورد تهاجم قرار داو و آن اسکندر مقدونی بود (356‌  323‌ ق.م) که پس از تسخیر سراسر یونان از دریای مدیترانه گذشت و از طریق آسیای صغیر وارد فنیقیه گردید و پس از درهم‌کوبیدن شهر صور به سمت جنوب سرازیر شد. ساختن شهر اسکندریّه به‌جای بندر صور تفوّق دریایی فنیقیه را درهم شکست و نیروی دریائی یونانی جانشین آن شد.

پس از فتح ایران و مناطق تحت تابعیّت امپراطوری هخامنشی و تشکیل حکومت سُلوکی (312  347‌ ق.م) ایران و بخش شمالی اردن تحت نفوذ عنصرهایی درآمد که به‌خصوص نفوذ تمدّنی و فرهنگی آن بیش از قرنی در این مناطق باقی ماند. چنانکه اشاره شد، شهر دورااورپوس تا مدّت‌ها مرکزیّت یونانی خود را حفظ نمود.

در پترا در گوشهٔ چپ انتهای دالانی که محلّ رفت و آمد کاروان‌ها بوده، بقایای بنای مهمّی وجود دارد که در دورهٔ یونانی در سال 312‌ پیش از میلاد بنا شد. مجموعه‌ای از معبد و در کنار آن گورستان است. بعدها رومی‌ها این محوطه را توسعه دادند و به ساختن بناهایی در آن پرداختند.

پترا در دوره اشکانیان

از اواخر قرن دوّم پیش از میلاد بار دیگر تحولاتی در جهان پدیدار گشت که وجود مشخّصهٔ آن درهم‌کوبیده‌شدن امپراطوری یونانی توسّط دو نیروی نوظهور اشکانی در شرق و رومی در غرب بود؛ که از آن پس آسیای غربی و اروپا بین این دو نیرو تقسیم شد و منازعات بر سر کشورگشایی و رقابت بین آن دو آغاز گردید.22 این بار روم بود که دست طمع به‌سوی سرزمین‌های شرق و جنوب دریای مدیترانه دراز کرده بود. پس از فتح نواحی ساحلی آسیای صغیر و سوریه و گشودن دروازه‌های شرق رویاروی ایران پارتی قرار گرفت و مرز دو قدرت رود فرات معیّن شد؛ که چندین بار به دنبال نبردها، این مرز به نفع هر یک از طرفین شکسته شد.

در این دوران استحاله، در قرن اوّل پیش از میلاد، نبطی‌ها که پس از نابودی سلوکی  یونانی توسط اشکانیان، ‌ قدرتی به‌هم رسانیده، بار دیگر در بخش شمالی اردن استقرار یافته بودند، از بیم نیروی روزافزون رومی‌ها، خواهان کمک از ایران پارتی شدند؛ چنانکه تدمُری‌ها (پالمیرها) و اغلب قبایل عرب پراکنده در این منطقه که آنان نیز از رومی‌ها صدمات فراوان دیده، اینک به پارت‌ها روی آورده بودند و موّفق به پیروزی در برابر رومی‌ها و جلوگیری از تهاجم بی‌امان غربی‌ها به شرق گردیدند؛ این خود آغاز یک ماجرا بود. سرانجام در جنگی سرنوشت‌ساز، اُرُد، شاهنشاه اشکانی به سال 53 ق.م طی نبردی مهم کراسوس، سردار رومی را شکست داد و به قتل رسانید.23‌ و بار دیگر سوریه  اردن به دست ایرانیان افتاد. از آن پس جنگ و گریزها بین دو طرف ادامه یافت. در این دوره گذشته از مسائل سیاسی و پیگیری نبردها که بیش از چهار قرن ادامه یافت، رقابت بازرگانی شرق و غرب نیز نه تنها ادامه یافت؛ بلکه جهشی خاص نمود؛ زیرا ابریشم از مهم‌ترین کالاهای بین‌المللی بازرگانی گردید؛ و پارت‌ها توانستند انحصار آن‌را در دست گیرند، و به یُمن دردست‌داشتن مهم‌ترین بخش‌های جاده‌های ترانزیتی موجود و در رأس آنها «جادهٔ ابریشم» که در این زمان نمودی چشم‌گیر یافته بود، نیروی اقتصادی  مالی خود را بیش از پیش تقویت نمایند.24‌

گردشگری در پترا:

در این زمان چون عهد هخامنشی از اردن مس، نقره، آهن و چوب به ایران صادر می‌شد و پترا با بارهای سنگین و ارزشمند، چون ابریشم، بر شترها، نقش کارساز، پرفعالیّت و شکوفای بازرگانی خود را همچنان ادامه می‌داد. در زمان اشکانیان در شهرهای کاروانی مورد بحث، چون پالمیر، دورااوروپوس و پترا کاروان‌سراها، گمرک خانه‌ها و پاسگاه‌های جدیدی ایجاد شد و تعمیر جاده‌ها همچنان ادامه یافت.25 در این دوره ایستگاه‌هایی که دارای اسبان یدکی بودند نیز مستقرّ گشته بود تا نقل و انتقال‌ها سریع‌تر انجام گیرد.26

ساسانیان و پترا

در دورهٔ امپراطوری ساسانی (226  651 م.) که خاطرهٔ دوران هخامنشی بار دیگر زنده شد، فنیقیه-سوریه و بیت‌المقدّس به‌دست ایرانیان فتح گردید؛ و ایران و روم در برابر شهر پترا رو در روی یک‌دیگر قرار گرفتند. تملّک این ناحیه چنان‌که بحث آن گذشت چه از جهت سوق‌الجیشی و چه از جهت بازرگانی، برای هر یک از طرفین حائز اهمیّت فراوان بود.

در ابتدای کارِ این فرمانروایی، نبطی‌ها که جانب اشکانیان را گرفته بودند، با اردشیر بابکان مؤسّس سلسلهٔ ساسانی به نبرد پرداختند؛ ولی کاری از پیش نبردند و تحت تابعیّت ساسانیان به زندگی در اردن  پترا تا کناره‌های رود نیل در مصر ادامه دادند 27 و این بار این فرمانروایی نوپا از نیروی آنان برای رویارویی با بیزانس (روم شرقی) بهره گرفت. سرانجام پترا در زمان تراژان امپراطور روم به سال 105 م. به‌دست رومیان گشوده شد و از آن پس در جنگ‌های متمادی بین دو طرف دست به دست می‌شد.

در سال 451 م. خسرو انوشیروان طیّ یکی از نبردهای خود به سوریه و اردن، پترا را بار دیگر گرفت و به دنبال این توفیق یک سال بعد تصمیم گرفت که به فلسطین بتازد و خزائن اورشلیم را که به دست رومیان افتاده بود، تصاحب نماید؛ ولی به‌دلیل گرفتاری‌های داخلی از این کار منصرف گردید.28 خسرو انوشیروان پس از گشایش پترا پادگانی در آنجا مستقر کرد و رومیان به علّت هوای گرم میان رودان بازگشتند و پترا در دست ایرانیان باقی ماند. در این نبرد مهران فرماندهٔ سپاه ایرانیان در پترا بود. رومی‌ها پس از تجدید قوا تصمیم به بازپس‌گیری این شهر از ایرانیان گرفته؛ ولی این‌بار مِرمروز فرماندهٔ سپاه ایران راهی پترا شد؛ ولی کاری از پیش نبرد و چهارمین پیمان صلح بین ایران و روم به سال 549 م. به پایان رسید.29

در زمانی که رومیان به توسعهٔ نیروی خود در این منطقه اشتغال داشتند و از حبشه تا مرز مصر و احتمالاً کمی بیشتر به تصرّف آنان درآمده بود، گروه‌های مهمّی از نبطی‌ها که از مدّتی پیش در اطراف رود نیل سکونت گزیده بودند و در آن نواحی به تاخت و تاز و قتل و غارت می‌پرداختند، بیش از پیش سبب گرفتاری روم را فراهم آورده بودند. بدین جهت دیوکلسین 30 امپراطور وادار گردید تا با آنان قراردادی منعقد نماید که در همان سواحل تحت تابعیّت رومیان باقی بمانند. سرانجام یکی از جزایر کوچک رود نیل در مجاورت اِلفانتین بنام فیلا برگزیده شد و نبطی‌ها در این جزیره مستقرّ گردیدند. به‌این‌ترتیب این اقوام دست از تهاجم‌های گاه و بی‌گاه خود برداشتند و از سرزمین اوّلیّه یعنی اردن  پترا دور ماندند. سرانجام در زمان ژوستینین 31 امپراطور جدید روم آنها از فیلا نیز تارومار گردیدند.32

در عهد خسروپرویز 0590 تا 628 م.) که پیوسته درگیر نبردهای بی‌حاصل با روم بود و سستی وی سبب سنگین‌شدن وزنهٔ قدرت‌نمایی و جاه‌طلبی‌های هرچه بیشتر روم در منطقه گردیده بود، پترا نیز از این زورآزمایی بی‌نصیب نماند. شهربراز یکی از سرداران معروف ایرانی که در پترا نبردها را دنبال می‌کرد، از فرمان خسروپرویز برای بازگشت به ایران سرپیچی نمود و در مقرّ فرماندهی خود در سوریه  اردن باقی ماند. این فرمانده در مدّت این اقامت، در اردن در فاصلهٔ 25 میلی شامل شرقی بحرالمیّت کاخی باشکوه برای خود بنا کرد که امروزه آثاری از آن در موزهٔ فردریک برلن موجود است.33 این کاخ نمایان‌گر آن است که به احتمال قریب به یقین ساسانیان تا اواخر عمر حکومت‌شان، این منطقه را، که به‌علّت سکوت منابع نمی‌دانیم تا چه تاریخی بوده است، در دست داشته‌اند.

اردن  پترا پس از پایان دوران باستان

درحالی‌که دو امپراطوری ساسانی و بیزانس (روم شرقی) بر سر به‌دست آوردن نیروی برتر و رقابت بی‌امان همچنان درحال نبرد بودند، فتوحات اعراب یا نیروی سوّمی که به‌سرعت در حال توسعه بود، در ایران و پس از چندی در روم به‌سرعت انجام گرفت و با شگفتی بسیار دو امپراطوری بزرگ ساسانی و بیزانسی یکی پس از دیگری مضمحل گردیدند. بنی‌امیّه در سال 635 م. در شامات و فلسطین «خلافت اسلامی» را بنا نهادند، دمشق را به پایتختی برگزیدند و کمتر از یک قرن بر قلمرو اسلام که باید آنرا نیز امپراطوری نامید، حکم راندند. بیزانس، معاویه را اوّلین «مَلِک در اسلام خواند.»34

این امپراطوری جدید که وارث منطقه‌ای وسیع از جهان گشته بر عمده‌ترین فرهنگ‌ها و تمدّن‌ها و بر راه‌های اصلی به‌خصوص «جادهٔ ابریشم» تسلّط یافته بود به‌زودی تا حدّ بسیاری توانست نیروهای مادّی و معنوی خود را غنا بخشد، همچنین با وجود سکوت منابع می‌توان انگاشت که پترا با موقعیت خاص سوق‌الجیشی خود در این میان تا حدّ شگفت‌آوری توانست شکوفایی بازرگانی خود را حفظ نماید؛ آن‌گونه که در آن کالاهای ارزشمند شرق و غرب از قبیل ابریشم خام، منسوجات ابریشمین، زربفت، ظرف‌های زرّین و سیمین و آبگینه‌های هنری، بر پشت شترها و یا اسبان بنی‌امیّه از شرق به غرب حمل می‌شده است.

در کتاب «حدودالعالم من المشرق الی‌المغرب» از منابع اوّلیهٔ عهد اسلامی که به سال 372 هجری تألیف گشته و مؤلّف آن ناشناخته است، تنها این جمله را می‌خوانیم که «اردن ناحیتی است خرّم و آباد و با نعمت بسیار».35‌ در اثر اصطخری نیز به اینکه «اردن کوچک‌تر نواحی شام است»36 بسنده شده است و نامی از پترا در میان نیست. بااین‌حال در این دوران از «نبط و نبطیان» نیز گفت‌وگو به میان آمده است که بدون داشتن نیروی سیاسی منسجم در آن نواحی تکاپویی داشته‌اند و بسته به اوضاع زمان به قدرت‌های زمانه متمایل می‌شده‌اند و این تمایل در منطقه و جهان اسلام، تأثیرگذار بوده است.37

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
[wpcode id="260079"]