ایرانی‌ها از چه زمانی فهمیدند که زمین متحرک است؟

رضا مرادی غیاث آبادی

داستان ستاره‌شناسی در ایران باستان از پیشرفت و گستردگی فراوانی برخوردار بوده که متاسفانه امروزه به دست فراموشی سپرده شده است. دستاورد‌های ایرانیان در این زمینه به میزان فراوانی بر آگاهی‌های نجومی مردمان سرزمین‌های دیگر افزوده و در پیشرفت علم مفید بوده است. از آنجا که امروزه در رسانه‌های گروهی و کتاب‌های درسی، کمتر در این باره سخن می‌رود نگارنده کوشش می‌کند در این سلسله مقاله‌ها که روز‌های یکشنبه هر هفته در صفحه علم منتشر می‌شود در حد بضاعت خود به موضوع ستاره‌شناسی باستانی و نیز باستان‌شناسی (تاثیر رخداد‌های کیهانی بر زندگی و باور‌های مردم) بپردازد. نگارنده آمادگی دارد تا هر هفته درباره نامه‌ها و پیام‌های رسیده خوانندگان گفت و گو کند و از اهل نظر خواهشمند است دیدگاه‌های خود در این زمینه را گوشزد کنند.

•••

می‌دانیم که اثبات گردش زمین به دور خورشید که ناقض نظریه «زمین مرکزی» پیشینیان بوده به یوهانس کپلر (سده هفدهم میلادی) منسوب است. اما پیش از او گالیله و کوپرنیک (هر دو در سده شانزدهم) به فرضیه خورشیدمرکزی اعتقاد داشته اما موفق به اثبات آن نمی‌شوند. در نتیجه افتخار اثبات ریاضی این پدیده از آن کپلر است. کوپرنیک در کتاب «درباره گردش افلاک آسمانی» صادقانه بیان می‌کند که تحت تاثیر افکار «ابن شاطر» قرار داشته است.

منابع موجود ایرانی نشان‌دهنده این است که هرچند ایرانیان موفق به اثبات حرکت زمین نشده بودند (و یا دست کم منابعی در این زمینه در اختیار ما نیست) اما گروهی از دانشمندان ایرانی بر چنین نظریه‌ای اعتقاد داشته‌اند که در واقع خورشید ثابت بوده و زمین بر گرد آن در چرخش است. یکی از شواهد مکتوب کتاب «اعلاق النفیسه» نوشته ابن رسته اصفهانی (قرن سوم هجری/ نهم میلادی) است که تنها یک جلد از هفت جلد آن باقی مانده است. (این کتاب با ترجمه دکتر حسین قره چانلو توسط انتشارات امیرکبیر و همچنین توسط کراچوفسکی و دیگران به زبان‌های دیگر منتشر شده است) ابن رسته ۷۰۰ سال پیش از کوپرنیک مجموعه‌ای از نظریه‌های دانشمندان ایرانی را گرد آورده است که برخی از آنان قائل بر یک یا دو حرکت وضعی و انتقالی زمین بوده‌اند.

«زمین در هر شبانه روز، یک بار بر دو قطب خود می‌گردد که از مشرق آغاز و ظرف ۲۴ ساعت با گذشتن از آن سوی زمین به همان جا می‌رسد.» (ص ۱۷) «گردشی که از ستارگان به نظر می‌رسد، در واقع حرکت زمین است نه فلک خورشید.» (ص ۳۳)

ابوریحان بیرونی نیز در کتاب «قانون مسعودی» به معرفی دانشمندی به نام عبدالبحلیل سجزی (سیستانی) می‌پردازد که به نظریه گردش زمین به دور خورشید اعتقاد دارد و بر همین پایه اسطرلابی معروف به «زورقی» (شناور/ گردان) ساخته است. بیرونی شرح می‌دهد که «رد نظریه سجزی کار ساده‌ای نیست». (قانون مسعودی، متن عربی به کوشش عبدالکریم الجندی، بیروت، ۲۰۰۲ میلادی، جلد دوم، فصل ششم، ص ۱۴۲. موجب تاسف است که این کتاب مهم بیرونی هیچ گاه در ایران ترجمه و نشر نشده است.) بیرونی همچنین ۶۰۰ سال پیش از کپلر به صراحت مدار حرکت سیارگان را نه دایره کامل بلکه «بیضوی» دانسته است (همان، ص ۱۴۸) هرچند بیرونی به اثبات ریاضی این ادعا نمی‌پردازد، اما وجود چنین باوری می‌تواند جالب توجه باشد.

اما صد‌ها سال پیش از بیرونی، سجزی و ابن رسته یعنی در دوره ساسانی گروهی از سیستانیان پیرو آیین می‌ترا (احتمالاً به دلیل سختگیری‌های موبدان ساسانی) به سرزمین‌های پیرامون رود سند (هند آن روز و پاکستان امروز) مهاجرت می‌کنند که در بین آنان ستاره‌شناسی به نام «ورازمهر» (در هندی «وراه می‌هر») بوده است. سیتارام (Sitaram) دانشمند هندی نقل کرده است که این گروه را در هند با نام «شکادیپی» (منسوب به سکا/ سیستان) می‌شناخته‌اند و کتاب نجومی معروف «سیدهانتا» که عموماً اثر هندیان شناخته می‌شود در اصل نوشته ورازمهر سیستانی بوده است. ورازمهر در این کتاب شواهد و دلایلی عرضه می‌دارد که به موجب آن‌ها نتیجه می‌گیرد «زمین متحرک و آسمان ثابت است.» نظریه ورازمهر در همان هنگام مورد نقد و بررسی‌های علمی واقع شده و نمونه‌ای از آن مباحثات او و «براهماگوپتا» است. (برای آگاهی بیشتر نگاه کنید به Penseurs de Islam Ies نوشته Baron Carra devaux؛ تاریخ علم در ایران، دکتر مهدی فرشاد، انتشارات امیرکبیر، جلد اول، ۱۳۶۵. سهم ارزشمند ایران در فرهنگ جهان، عبدالحمید نیرنوری، انجمن آثار و مفاخر فرهنگی، جلد دوم، ۱۳۷۷ و مقاله Iranian Influence on Indian Culture نوشته K.N.Sitaram در نشریه انستیتو کاما (Cama Institute Journal)

در پایان به این نکته نیز باید اشاره کرد که کتاب اعلاق النفیسه ابن رسته اصفهانی از بسیاری جهات دیگر نیز ارزشمند است. او نقل می‌کند که نخستین کسی که عربی نوشت؛ آن خط را از مردمان شهر «انبار» که در «دل ایرانشهر» واقع بود فرا گرفته بود. او محدوده خلیج فارس را نه تنها خلیج فعلی بلکه همراه با دریای عمان می‌داند: «اول خلیج فارس در مصب دجله و آخر آن مکران است در اول هند.» او همچنین روایت‌هایی به نقل از دانشمندان زمان خود در اندازه جرم، قطر و فاصله خورشید، ماه و سیارگان از زمین را می‌آورد که برخی از آن‌ها با دانش امروز برابری می‌کند.

یکشنبه ۲۲ آبان ۱۳۸۴- شرق

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
[wpcode id="260079"]