مثلث طلایی موسیقی ایرانی: تاج اصفهانی، جلیل شهناز و حسن کسایی

تاج اصفهانی، جلیل شهناز و حسن کسایی سه هنرمند اصفهانی در سال‌های دور «مثلث طلایی موسیقی ایران» را تشکیل می‌دادند و آثار جاودانه‌ای را به صورت مشترک از خود به یادگار گذاشتند. حدود یک قرنی که از آغاز ضبط موسیقی در ایران می‌گذرد، گروه‌های اکثراً دونفره شاخصی از هنرمندان موسیقی اصیل ایرانی در دل علاقه مندان این هنر جا باز کردند. زوج‌هایی مانند قمرالملوک وزیری _ مرتضی نی داوود، ابوالحسن اقبال آذر _ علی اکبر شهنازی، روح‌انگیز _ کلنل علی نقی وزیری و… که آخرین آن‌ها مربوط به زوج محمدرضا شجریان _ محمدرضا لطفی در دهه پنجاه است. ساز و آواز این افراد به نوعی درهم تنیده و ملهم از یکدیگر است که تصور هر هنرمند جدای از آن یکی برای شنونده بعید به نظر می‌رسد و به احتمال زیاد هر یک از این هنرمندان معرف و شاخص شدن خود را در هنر موسیقی تا حدود زیادی وابسته و مدیون دوستی و همنشینی با دیگری بوده است.

«مثلث طلایی» اما یک فرق اساسی با همه این گروه‌ها دارد و علاوه بر تعداد یکی بیشترش به نسبت همه گروه‌ها دو نوازنده این گروه را به دلایل زیادی می‌توان شاخص‌ترین هنرمندان و استادان دو ساز تار و نی به شمار آورد.

جلیل شهناز (متولد ۱۳۰۰ _ اصفهان) از بهترین و مهمترین نماد‌های زنده موسیقی ایران است. او نواختن تار را نزد پدر و برادرش فرا گرفت و به جز آن با ساز‌های تنبک، ویولن و سنتور نیز آشنا است. شهناز بدون کمترین تردیدی بهترین استاد تک نواز در میان همه نوازندگان ساز‌های مختلف ایرانی در قرن اخیر به شمار می‌آید. او در نواختن تار به سبکی فاخر و منحصر به فرد رسید. ویژگی مهم این سبک علاوه بر ایجاد آرامش در شنونده و زنده کردن بار معنوی در عمق وجود او، غیرتکراری بودن تمامی جمله‌های‌سازی است. به این معنی که شهناز با قریحه و نبوغی پایان ناپذیر حتی در دهه نهم عمر پربار خود هر بار که دست بر ساز می‌برد، جمله و مطلب جدیدی را با آن برای شنونده عرضه می‌کند. او هر بار رنگی تازه از رنگین کمان بی انتهای موسیقی ایرانی را پیش چشم و گوش علاقه مندان می‌آورد و به آنان هدیه می‌کند.شهناز _ به جز تاج اصفهانی _ با بهترین خوانندگان ایرانی همکاری کرده است. همچنین آثار زیادی از او در آرشیو شخصی علاقه مندان موسیقی وجود دارد. به گواه تعداد زیاد نواخته‌های او در بازار با شمارگان مطلوب به یقین می‌توان گفت که گوش دادن به تک نوازی هیچ استادی مانند شهناز برای مردم ما لذت بخش نیست. لذتی که از جاذبه موسیقی و آهنگ شروع و به تفکر و تعمق درونی ختم می‌شود. نام نی و ضلع دیگر این مثلث _ استاد حسن کسایی _ چنان درهم آمیخته است که امروزه همگان هر یک را به وسیله آن یکی می‌شناسند. بی تردید تاکنون هیچ کس به پاکیزگی و زیبایی کسایی صدای این ساز کهن و عرفانی را تولید نکرده است. نی سحرآمیز استاد، شنونده را با خود به سفری خیال‌انگیز می‌برد و با درد‌ها و رنج‌ها آشنا می‌کند و در عین حال آرامش عجیبی در او پدید می‌آورد.

کسایی در سال ۱۳۰۷ در اصفهان به دنیا آمد و در منزلی که همواره مکان گردهمایی موسیقیدانان بود، پرورش یافت. او از محضر مهدی نوایی در فراگیری نی بهره برد و خود این ساز را به اوج رساند. کسایی همچنین نزد تاج اصفهانی و ادیب خوانساری در رشته آواز بهره‌ها برد و معلومات خود را نزد استاد بی بدیل موسیقی ابوالحسن صبا تکمیل کرد و به همین دلیل در نواختن سه تار و خوانندگی نیز متبحر است.

از جمله آثار موجود کسایی سلسله نوار‌هایی است که در آن‌ها با سه تار و آواز خود جزئیات ردیف آوازی را تدریس کرده و درباره هر گوشه توضیحاتی داده است. در یک کلام کسایی یکی از معدود کسانی بود که نی را به خانه‌های مردم آورد و این آشنای دیرینه را فرصتی مجدد برای گوش‌های تشنه علاقه مندان موسیقی بخشید.

ضلع سوم مثلث «جلال تاج اصفهانی» (متولد ۱۲۸۲ و متوفی ۱۳۶۰) از شاخص‌ترین خوانندگان «مکتب آوازی اصفهان» است. این مکتب امروزه به لحاظ نفوذ، تاثیر و تعداد اجراکننده و مخاطب از دو مکتب دیگر – «تهران» و «تبریز» در جایگاه بالاتری قرار دارد. هر نوع شعرخوانی و تلفیق شعر و موسیقی و تحریر‌های آن رواج بسیاری یافته است.

«تاج اصفهانی» آواز را از ۱۰ سالگی نزد پدرش «شیخ اسماعیل» و سپس «سیدعبدالرحیم اصفهانی» آموخت. او همچنین محضر موسیقیدانانی چون «نایب اسدالله»، «ساعت ساز» و «حبیب شاطرحاجی» را درک کرد.

او با داشتن صدایی بلند، رسا و مردانه در خوانندگی سبکی ویژه داشت و با تسلط بر شعر و ادای تحریر‌ها و چهچهه‌های مفصل شنونده را به وجد می‌آورد. شاگردان تاج مانند «اصغر شاه زیدی»، «مرتضی شریف» و «علیرضا افتخاری» هر یک گوشه‌ای از هنر او را به ارث برده‌اند و آثار تاج نظیر آواز معرف همایون (با مطلع از تو با مصلحت خویش نمی‌پردازم) از بهترین نمونه‌های ضبط شده در سال‌های دور به شمار ‌می‌روند. از تاج چند تصنیف مشهور به یادگار مانده است: «آتش دل»، «رنگ‌های طبیعت» و «به اصفهان رو».

در شناسنامه آلبوم «به اصفهان رو» ماجرای ساخته شده این تصنیف به این صورت روایت شده است: «در دوره تبعید ملک الشعرای بهار به اصفهان (!) (۱۳۱۲) وی تصمیم می‌گیرد شعری در وصف اصفهان بسراید. این تصمیم مقارن با سفر علی اکبرخان شهنازی به این شهر می‌شود. بهار از شهنازی سئوال می‌کند که آیا آهنگی دارد تا بر آن شعری بسراید و شهنازی در جواب می‌گوید که به تازگی رنگی در بیات اصفهان ساخته که می‌شود آن را سنگین‌تر هم اجرا کرد. بهار هم می‌پذیرد و شعری با این مطلع روی آن می‌گذارد: به اصفهان رو که تا بنگری بهشت ثانی /به زنده رودش سلامی ز چشم من‌رسانی

این دو با آماده شدن این تصنیف آن را در اختیار تاج اصفهانی می‌گذارند و این شاهکار اجرا می‌شود.»

پیش درآمد «به اصفهان رو» بسیار خیال‌انگیز است و ما را به سفری ذهنی در نصف جهان می‌برد. در میان ساز‌های ارکستر از پیانو که‌سازی فرنگی است به خوبی با رنگ و بوی ایرانی استفاده شده است. هرچند که گروه نوازندگان به شیوه تصنیف نوازی در قدیم پاسخ خواننده را می‌دهند؛ به این صورت که در پایان هر مصراع _ به جز بیت آخر- عین آن را پس از خواننده اجرا می‌کنند.

«به اصفهان رو» هرچند یک تصنیف است اما امروزه به صورت نمادی از این شهر باستانی شناخته شده است. با پایان تصنیف، آواز تاج را در ادبیات اصفهان با مطلع «اگر آن عهدشکن بر سر میثاق آید» می‌شنویم که تحریر‌ها و تاکید او بر آخرین سیلاب «آید» نشان‌دهنده سبک ویژه او در آواز و شعرخوانی است.

بخش دوم «روی الف» به آواز افشاری با ساز هنرمندانی چون حسن کسایی (نی)، عباس سروری (تار)، جهانبخش پازوکی (ویولن) و جهانگیر بهشتی (تنبک) اختصاص دارد.

تاج درآمد افشاری را به دو صورت اجرا می‌کند. ابتدا با تحریر و شعر (رسید مژده که آمد بهار و سبزه دمید) و سپس این مصراع را با آهنگی دیگر و ملودی پایین رونده در مصوت «ی» کلمه «رسید» به زیبایی می‌خواند. او به قدری شمرده و با طمأنینه آواز می‌خواند که فهم هنرش برای همگان آسان است. اما وجود ملودی‌های تکراری در مصراع‌ها و بیت‌ها ویژگی تقریباً همیشگی آواز تاج است و او بیت‌های مختلف یا حداقل کلماتی از آن‌ها را با ملودی ای که چند لحظه پیش خوانده اجرا می‌کرده است.

او همچنین _ به ویژه در صدای اوج- ابایی از خارج شدن صدایش نداشته و قلندرانه آن را ر‌ها می‌کرده است. ویژگی ای که بعدتر خواننده خوش صدا «حسین خواجه امیری (ایرج)» منهای خارج خواندن از تاج به صورت غیرمستقیم گرفته و آن را به کمال رسانده است. در پایان آواز افشاری در این اثر یک چهارمضراب زیبا به شکل چندنوازی و مفصل اجرا شده و پایان بخش روی اول آلبوم است.

روی «ب» با مثنوی همایون با نی کسایی و شعر سعدی (با مطلع پای سر و بوستانی در گل است، سرو ما را پای معنی در دل است) آغاز می‌شود. جاذبه این آواز در کمتر اجراشدن مثنوی در دستگاه همایون است چرا که خوانندگان بیشتر ترجیح می‌دهند در آواز‌ها و دستگاه‌هایی نظیر افشاری، بیات ترک و شور مثنوی خوانی کنند و نکته جالب اینکه این مثنوی مطابق یک سنت قدیمی به همراه ساز نی اجرا شده است (بشنو از نی چون حکایت می‌کند…)

تاج لابه لای ابیات مثنوی را به تحریر‌های زیبا و مفصل خود مزین کرده است. آخرین بخش آلبوم به اجرای آواز بیات ترک به همراه تار جلیل شهناز و شعر سعدی (با مطلع دو چشم مست تو کز خواب صبح برخیزند، هزار رفته به هر گوشه‌ای برانگیزند) اختصاص یافته است.

این بخش علاوه بر پیش درآمد زیبای شهناز (به همراه تنبک) در میانه آواز چهارمضراب زیبایی در «فیلی» به همراه دارد و سپس با فرود ساز در همین گوشه تاج به اجرای آوازی «فیلی» و «شکسته» می‌پردازد و در نهایت با فرود بیات ترک آلبوم به پایان می‌رسد.اما اگر می‌خواهید یکجا هنر همنوازی شهناز و کسایی را به همراه آواز تاج بشنوید باید به اثر قبلی منتشر شده توسط «آوای نوین اصفهان» یعنی «یاران زنده رود» که نام بسیار بامسمایی است را بشنوید.

دوشنبه ۳۰ آبان ۱۳۸۴ – شرق

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
[wpcode id="260079"]