کتاب نوعدوستی: داروی شگفتانگیز – نوشته استفن ترزسیاک و آنتونی مازارلی

عنوان کتاب خیلی شعاری است؟ نه؟!
در جامعه کنونی که همه برای بقا کار میکنند چرا باید بخشی از انرژی خود را برای دیگران کنار بگذاریم و شفیق و مهربان باشیم. اما تجربه شخصی من نشان داده که دوست داشتن بقیه، حتی آنهایی که چندان به نظرمان خوب نیستند، درک کردنشان و سیاه و سفید ندیدن افراد به سلامتی روان و جسم و تمرکز و خلاقیتمان و در نهایت کارمان کمک میکند.
کتاب نوعدوستی: داروی شگفتانگیز هم میخواهد همین سخن را به طرز مشروحی و با ذکر دلایل و خاطرات و مواردی برای شما جا بیندازد.
استفن ترزسیاک و آنتونی مازارلی دو پزشکی هستند که در این کتاب نتایج تحقیقاتی را گردآوری کردهاند که نشان میدهد نوع دوستی و شفقت باعث تسریع بازیابی سلامت بیماران و کاهش فرسودگی شغلی کادر درمان میشود.
در بخشی از کتاب میخوانیم:
من پزشک بخش مراقبتهای ویژه هستم. در واحد مراقبتهای ویژه (ICU)، افراد را اغلب در بدترین روز زندگیشان ملاقات میکنم .بیمارانم اگرچه عملاً نمردهاند به مرگ خیلی نزدیک هستند خیلی از آنها را واقعاً ملاقات نمیکنم زیرا معمولاً وقتی بالای سرشان میرسم که بیهوش هستند.
بعد از بیست سال کار کردن در واحد مراقبتهای ویژه مهمترین نکتهای که یاد گرفتم این است که زندگی خیلی شکننده است. روزی مجبور بودم به مادری بگویم که دختر نوزده سالهاش تنها فرزندش، بهترین دوستش و مهمترین فرد زندگیاش دیگر هرگز بیدار نخواهد شد.
آن، روز هنگام رانندگی به سمت خانه به موضوع غیرمنتظرهای فکر کردم نمیدانم آیا باز هم میتوانم به کارم ادامه دهم یا خیر.
کاملاً بی حس بودم فرسودگی شغلی در میان کادر مراقبت از سلامت به اندازهٔ سرما خوردگی شایع است .این موضوع کاملاً واقعی و سنگین است مهمترین علائم آن شخصیت زدایی خستگی عاطفی و فکر تاریک و غمگینی است که میگوید مهم نیست چقدر سخت تلاش میکنی تو نمیتوانی تفاوتی ایجاد کنی.
تمام تلاشم را میکردم که عملکردی عالی در کارم داشته باشم. در جایی خوانده بودم که احتمال خطای پزشکی دکترهای خسته و بریده از کار دوبرابر بیشتر میشود. به خوبی مطلع بودم که خطاهای پزشکی یکی از عوامل اصلی مرگ بیماران است. یکی از بالاترین رتبههای خودکشی در میان مشاغل به پزشکان اختصاص دارد و فرسودگی شغلی نقش مهمی در این واقعیت ایفا میکند.
برایم سخت بود که بپذیرم ولی بخشی از وجودم از این ترس داشت که دارم در جاده تاریکی قدم برمیدارم و به شدت نیاز داشتم که خیلی زود مسیرم را تغییر دهم .صورت بی احساسم سفت و محکم شده بود. همکارانم روحشان هم خبر نداشت که چقدر فرسوده و خستهام. ترک کردن کارم فکری جدی نبود.
من چهار فرزند دارم یک وام مسکن دارم و از طرفی پزشکی درآمد خوبی دارد.
ولی این مشکل باید حل میشد وگرنه ممکن بود خودم و دیگران را به خطر بیندازم.
همان کاری را انجام دادم که همیشه برای حل مشکلات به کار میبرم. از علم بهره بگیر .بهترین پژوهشهای مربوط به رهایی از علائم فرسودگی شغلی میگویند که طبیعت گردی کنید. یوگای داغ انجام دهید یک برنامه کاربردی مراقبه نصب کنید و به مرخصی بروید. درواقع برای اینکه دکتر بهتری باشم باید از بیمارستان و بیماران دور میشدم.
گریزگرایی بر اساس این باور بنا شده است که اگر مراقبین سلامت زمان کمتری را به مراقبت از بیماران پرداخته و وقت بیشتری را به مراقبت از خود زمان خود اختصاص دهند دیگر دچار فرسودگی شغلی نخواهند شد و حال خوب به طور معجزه آسایی جایگزین خستگی خواهد شد.
من این ایده را قبول نداشتمو با عقل جور در نمیآمد راه حل فرسودگی شغلی نباید دور شدن از فضای کار باشد برای من که رئیس واحدم بودم چطور میتوانست یک تدبیر پایدار باشد؟ مؤلفهای در مورد مراقبت باید به کلی تغییر میکرد تا بتواند قطع ارتباط خستگی عاطفی و ناامیدی من یا هر فرد دیگری را رفع کند.
همدلی توانایی درک احساسات دیگران و گذاشتن خود به جای آنها
من با چند سؤال کلیدی شروع کردم تأثیرات جسمانی و روانی همدلی و شفقت چیست؟ آیا میتوان تأثیرات عوضی نبودن” را اندازهگیری کرد؟
من در کار، علمی روششناسی دقیق و سختگیرانهای داشتم و سعی میکردم که نگذارم احساسات شخصیام روی تحقیقم اثر بگذارند ماز علاوه بر پزشک بودن وکیل نیز هست و میداند چگونه استدلال کند. من رفتار علمی غیرمتعصبانهای در پیش گرفتم و در طول کار بیطرفی خود را حفظ کردم.
ما مرور جامع ادبیات علمی خود را از وبسایت پاپمِد آغاز کردیم که نقش گوگل را در بهداشت و درمان دارد. در ابتدا فکر میکردیم که تحقیقات اندکی راجع به موضوع مورد نظرمان وجود دارد ولی دیدیم که انبوهی از پژوهشها صورت گرفتهاند. هر تحقیق ما را به تحقیق دیگر هدایت میکرد. در مجموع، ما بیش از هزار چکیده مقالات علمی را بررسی کردیم. مقالاتی را که به هدف ما بیشتر مربوط بودند در صفحه گستردهای از داده جمعآور. کردیم این مجموعه از چند مقاله شروع شد تا درنهایت به بیش از ۲۸۰ مورد رسید.
یک سال مطالعه را در چند کلمه خلاصه میکنم شفقت تغییرات چشمگیری ایجاد میکندو
در تمام پژوهشها، شفقت پزشکان و پرستاران با بهبود وضعیت بیماران در همهٔ ابعاد مراقبت از سلامت همبستگی داشت؛ از کاهش ادراک بیمار از درد گرفته تـا مقابله با بیماریهای مربوط به، استرس تسریع بازیابی سلامت پس از یک بیماری، شدید افزایش پیگیری روند درمان از جانب بیمار و سایر موارد.
من در طول مسیر، تحقیق پس از مطالعه هر مقاله جدید روزنههایی از امید پیدا می کردم. مدارک علمی به وضوح میگفتند که درمان فرسودگی شغلیام فرار کردن نبود.من میتوانستم با ارتباطات انسانی عمیقتر، تابآوریام را تقویت کرده و از خودم در مقابل فرسودگی شغلی مراقبت کنم.
در سال ۱۹۹۲ که تحصیلاتم در دانشکده پزشکی را آغاز کردم به ما سیاست زیاد نزدیک نشدن به بیماران و خانوادههایشان آموزش داده میشد. استادانمان میگفتند که زیاد ارتباط برقرار نکردن یا زیاد مراقبت نکردن یک سپر عاطفی است. ماز این درس را بخشی از واحدهای درسی مخفی میداند که در متون پزشکی به آن اشاره نشده است ولی دانشجویان پزشکی در طی معاشرت با پزشکان ارشد در راهروها و اتاقهای کشیک بیمارستانهای، آموزشی این درس را می. آموزند تصور غالب بر این بود که شفقت و مراقبت زیاد انسان را از پای در میآورد این تفکر در راستای این جمله بود که «خیلی نزدیک نشو، وگرنه گاز گرفته میشی». مسئله اینجاست که وقتی به متون علمی مراجعه میکنی پیام دیگری را میبینیو
تصور کنید که اولین بار وقتی ما از وفور مستندات مختلف مبنی بر همبستگی معکوس بین شفقت و فرسودگی شغلی مطلع شدیم چقدر تعجب کردیم؛ شفقت کم به فرسودگی شغلی زیاد و شفقت زیاد به فرسودگی شغلی کم منجر میشود این مطلب یعنی ارتباط انسانی بیشتر برای پزشکان خوب است و درواقع برای داشتن سپر دفاعی، باید ارتباط میان پزشک و بیمار معنادارتر و رضایت بخشتر باشد. ما باید بیشتر توجه و مراقبت کنیم و بیشتر ارتباط برقرار سازیم
همواره فکر میکردم که دکتر شفیقی. هستم. اگرچه وقتی به عقب مینگرم، متوجه میشوم که با احتمال زیادی از بیماران دور بودم و بیشتر با ابزارهای بالینی (صفحات مندرج صفحه نمایشها و کامپیوترهای درون ICU که وسایلی علمی هستند سروکار داشتم و حواس و مراقبتم متوجه افرادِ متصل به این وسایل نبود. آیا به همین دلیل خیلی احساس خستگی میکردم؟ بر اساس یک یافته غافلگیرکننده، شفقت فرد مراقبتکننده نه تنها میتواند وضعیت بیمار را بهبود ببخشد، بلکه میتواند تجربه مراقبتکننده را هم متحول کند.
پس از مدت کوتاهی از اجرای این اصل، جدید کارم را بهتر انجام میدادم دوباره از پزشک بودنم هیجانزده میشدمو همچنین مه فرسودگی شغلیام در حال محو شدن.بود. آگاهانه شفیق بودنم وهمه چیز را در داخل و بیرون از بیمارستان تغییر داد.
البته فرسودگی شغلی به مشاغل سیستم بهداشت و درمان محدود نیست. بحران شفقت در همه جا وجود دارد اکثر ما مانند من و ماز طوری تربیت نشدهایم که در دنیا به دنبال فرصتی برای مراقبت و خدمت به دیگران باشیم. اغلب ما به دنبال دیدن مشکلاتی هستیم که سد راهمان میشوند و در پی راههای خدمت به خودمان میگردیم .تقصیر ما نیست چون به ما یاد دادهاند که به نیازهای خودمان اولویت دهیم ولی من و ماز پس از بیش از چهار سال، مطالعه فهمیدیم که با خدمت به دیگران خودمان به منافع بسیاری میرسیم.
این تأثیر نمیتواند فقط برای کادر سلامت درست. باشد. آیا یافتههای ما میتوانست جهانی بوده و برای همهٔ افراد کارکرد داشت باشد؟
سپس این سؤال بزرگی بود و درنهایت به کتابی ختم شد که در دست داریدو
ما میخواهیم شروع به تغییر الگوی فکری متعارف کنیم با خدمت کردن و سود رساندن به دیگران از هر لحاظ به بهترین شکل گشایشهایی در زندگیتان حاصل خواهد شد ولی نکته- ظریف و پیچیده اینجاست -که اگر این کار را صرفاً به دلایل خودخواهانه انجام دهید خودتان نیز فراموشش خواهید کرد. برای اینکه از مزایای روشی بهرهمند شوید که من و ماز آن را ذهنیت زندگی برای بخشندگی مینامیم واقعاً باید در عمل همین طور باشید و ما برای این حرف شواهدی ارائه خواهیم داد. از شما میخواهیم به دیگران به معنای (واقعی) اهمیت بدهید و اعمالتان نیز در همین جهت. باشد. این کار هنر ظریفی نیست علم سختی است. ما خدمت کردن به دیگران را به خوبی با علم تأیید کردهایم و اگر میخواهید مغزتان را برای شادمانی دوباره تنظیم کنید و بدنتان را برای طول عمر و سلامتی تغییر دهید، شما نیز باید به آن کاملاً اعتماد کنید.
کارما بومرنگ و انتقال خوبی مفاهیمی عاطفی و احساساتی هستند این مفاهیم ما را تسکین میدهند زیرا حس میکنیم که منصفانهاند. آنها خیالمان را راحت میکنند و همچنین ابزار کنترل به ما میدهند. مثلاً میگوییم اگر آدم خوبی باشم زندگی شادی خواهم داشت. در حالی که بر اساس تجربیاتمان میدانیم که نمیتوان از خود در مقابل اتفاقات غیر منتظره زندگی محافظت کرد حتی اگر شما آدم خوبی هم باشید هیچ حفاظی در برابر وقوع اتفاقات بد نخواهید داشت.
خدمت کردن به دیگران یا بخشندگی معاملهای نیست که با جهان انجام دهید. یک روش زندگی است که استرس را پایین میآورد. سیستم فیزیکی بدنتان را به خوبی تنظیم میکند روابط را عمیقتر میکند. تابآوری در برابر سختیها را افزایش میدهد و میتواند به شما کمک کند درآمد بیشتری به دستآورید.
با این حال بخشندگی تبادلی نیست، تحول آفرین است. بخشندگی با ایجاد حلقهٔ مثبت احساس خوب و سلامتی بیشتر بر زندگی اثرگذار است.
این کتاب از نوع کتابهای کارخوب کن نیست، بلکه یک کتاب علمی است. ما نیز آدمهای کارخوب کنی نیستیم. پزشکانی هستیم که کار تحقیقاتی انجام میدهیم ما خودمان را پاکتر و مقدستر از دیگران نمیدانیم.
ساختار کتاب نوع دوستی؛ داروی شگفتانگیز
بخشِ اول راجع به همهگیریِ خودمنفعتطلبی است که همه، در حال حاضر، با آن مواجهیم. “فرهنگِ منمحور” از همان سنین کودکی در ما نهادینه شده است. بچهها زندگی را با جرقههایی از توجه کردن و اهمیت به خوشحالی دیگران آغاز میکنند. سپس، همین که بزرگتر میشوند، در رقابت با دیگران قرار میگیرند و باید برای ادامۀ زندگیشان مسیری را انتخاب کنند، ذهنیتِ “هر کس به فکر خود” به آنها تلقین میشود. توصیۀ “سعادت خود را دنبال کنید” ظاهراً عالی به نظر میرسد، ولی پیام بنیادینش این است که به فکر خدمت به خودتان باشید. درواقع، حالت طبیعیِ ذهن ما به گونهای است که به انجام دادن کاری برای دیگران تمایل دارد. بدنمان طوری طراحی شده است که چنین رفتاری را با پاداشهای جسمانی تقویت کند. اما برای رسیدن به این منافع، باید ذهنیت بیرحمِ قانونِ جنگل را کنار گذاشته و به استقبال خدمت به دیگران برویم.
بخشِ دوم درمان را معرفی میکند. ما در این بخش، بیان میکنیم که کمک کردن و خدمت به دیگران از چه مسیرهایی باعث بهتر شدن شما میشود. در مورد همۀ موارد زیر مفصل صحبت خواهیم کرد: اینکه نوعدوستی برای بدن، سلامت روان، شادی و موفقیت حرفهایتان چه مزایایی دارد. فعلاً بدانید که با نوعدوستی، مغزتان -فعالسازی مسیرهای عصبی- تغییر میکند. وقتی با دیگران ارتباط برقرار میکنید، هورمونهای پاداش، از جمله اِندورفین، دوپامین، آکسیتوسین و سِروتونین، دریافت خواهید کرد که حالتان را بهتر میکنند. با خدمت به دیگران، پاسخ استرسیِ جنگ یا گریز کاهش مییابد و اگر نمیدانستید، بدانید که استرسِ مزمن از مهمترین عوامل التهاب سیستمیِ مزمن است و احتمال دارد به بیماری قلبی یا سرطان منجر شود.
بخش سوم تجویز نسخه است. به شما هفت روش تجویز میکنیم تا بهسرعت استفاده از “داروی” بخشندگیِ خود را آغاز کرده و زندگیتان را تغییر دهید. این تدابیر نسخۀ مطلوب شما برای هر نوع درد و ناراحتیِ عاطفی و فیزیکی هستند و قدرت درمانی دارند. بلعیدنِ هیچکدام از آنها مشکل نیست. بلعیدن آنها شبیه خوردن یک قاشق شکر است، نه آماده شدن برای کولونوسکوپی. بر اساس علم، لازم نیست تغییرات بزرگی در خود و محیطتان ایجاد کنید تا مطابق “زندگی برای بخشندگی” زندگی کنید؛ لازم نیست که تمام دارایی خود را فروخته و به کشور جهان سومی بروید و از چاهی در دوردست آب بیاورید؛ درحقیقت، اولین تدبیر “با گامهای کوچک شروع کنید” است که میگوید با اقدامات خیلی کوچکِ شفقتآمیز در زندگیِ روزانه شروع کنید. سپس، تدابیر توسعه داده میشوند تا اینکه نگاهتان به زندگی -و تجربهتان از آن- بهکلی متحول میشود.
کتاب نوعدوستی: داروی شگفتانگیز
استفن ترزسیاک و آنتونی مازارلی
ترجمه حمید زعیمی
نشر نوین
خرید آنلاین کتاب کتاب نوعدوستی: داروی شگفتانگیز





