کتاب نزاع هزارساله ما بر سر فناوری و بهروزی – نوشته دارون عجم اوغلو ، سایمون جانسون

نشر روزنه پیشتر سه کتاب «چرا ملت‎‌ها شکست می‌خورند»، «راه باریک آزادی» و «کلیات علم اقتصاد» را از دارون عجم‌اوغلو منتشر کرده و حالا کتاب نزاع هزارساله ما بر سر فناوری و بهروزی را از همین نویسنده منتشر کرده است.

کتاب نزاع هزارساله ما بر سر فناوری و بهروزی سفری مهیج در تاریخ فن‌آوری و آینده آن است. این کتاب کم‌نظیر فهم ما از وضعیت جامعه، تکنولوژی و علم اقتصاد ارتقا می‌بخشد و نشان می‌دهد چطور این سه با هم تلاقی می‌کنند.

کتاب با متنی درخشان به سؤالی مهم می‌پردازد که زندگی همه ما را تحت تأثیر قرار می‌دهد: فن‌آوری، خصوصاً هوش مصنوعی چطور بر شغل و زندگی و آینده ما اثر می‌گذارد؟ آیا فقط ما را منتفع می‌سازد؟ یا مضراتش می‌تواند بیش از عایداتش باشد؟


کلمۀ تکنولوژی از واژۀ یونانی tekhne («پیشۀ مستلزم مهارت») و logia («صحبت کردن» یا «گفتن») می‌آید، و به معنای مطالعۀ نظام‌مند یک تکنیک یا فن است. فن‌آوری صرفاً استفاده از روش‌های جدید برای تولید کالاهای مادی نیست، بلکه به‌طور کلی، هر کاری را شامل می‌شود که ما برای شکل‌دهی به محیط اطراف‌مان و نظم‌بخشی به تولید انجام می‌دهیم. [در واقع] فن‌آوری شیوۀ استفاده از دانش جمعی انسان‌ برای بهبود تغذیه، آسایش و سلامتی است. هرچند غالباً برای دیگر مقاصد، از قبیل تجسس، جنگ، یا حتی نسل‌کشی به کار می‌رود.

در سال ۱۹۶۰ مجلۀ تایم از آن رو دانشمندان را مردان سال خواند، که پیشرفت‌های بی‌سابقۀ دانش، از طریق کاربردهای عملی جدید، همه‌ چیز را در مورد هستی انسان تغییر داده بود و ظرفیت‌های‌ بالقوه برای پیشرفت بیشتر نامحدود به نظر می‌آمد….

در واقع، تاریخ هزار سالۀ ما و نیز شواهد معاصر یک چیز را به خوبی روشن می‌کنند: بنا نیست فن‌آوری‌های جدید به صورت خودکار بهروزی فراگیر به وجود آورند. بلکه منتهی‌ شدن آنها به چنین چیزی یک انتخاب اقتصادی، اجتماعی و سیاسی است.

این کتاب به بررسی ماهیت این انتخاب و شواهد تاریخی و معاصر در مورد رابطه میان فن‌آوری، دستمزدها و نابرابری می‌پردازد و به دنبال پاسخ به این پرسش است که چگونه می‌توان نوآوری‌ها را به خدمت بهروزی عمومی درآورد. برای بسترسازی، فصل حاضر سه سؤال اساسی را مورد واکاوی قرار می‌دهد.

• چه چیز موجب خواهد شد ماشین‌آلات و فنون تولیدی جدید به افزایش دستمزد بیانجامد؟

• تغییر مسیر فن‌آوری به سمت ساختن آینده‌ای بهتر مستلزم چیست؟

• چرا اندیشۀ فعلی کارسالاران و رؤیاپردازان فن‌آوری، خصوصاً با توجه به هیجانات اخیر پیرامون هوش مصنوعی در مسیری متفاوت و نگران‌کننده‌تر فشار می‌آورد؟

بر خلاف تصور غالب، رشد بهره‌وری متضمن افزایش تقاضا برای نیروی کار نیست. در تعریف معیار، بهره‌وری عبارت است از میانگین تولید به ازای هر کارگر – تولید کل تقسیم بر کل اشتغال. ظاهراً انتظار می‌رود که با افزایش تولید به ازای هر کارگر، تمایل کسب‌وکارها برای استخدام هم بیشتر شود.

ولی این متوسط تولید هر کارگر نیست که به کارفرمایان انگیزۀ استخدام می‌بخشد. بلکه، آنچه برای شرکت‌ها اهمیت دارد بهره‌وری نهایی است؛ یعنی نقشی که یک کارگر اضافی می‌تواند در افزایش تولید یا خدمت‌رسانی بهتر به مشتریان ایفا کند. مفهوم بهره‌وری نهایی با [متوسط] تولید یا درآمد [ناشی از فعالیت] هر کارگر فرق دارد: در حالی که بهره‌وری نهایی می‌تواند ثابت یا حتی کاهنده باشد، تولید به ازای هر کارگر [بهره‌وری متوسط] ممکن است افزایش یابد.

برای روشن شدن تفاوت میان بهره‌وری متوسط و بهره‌وری نهایی، این پیش‌گویی غالباً مکرر را در نظر آورید: «کارخانۀ آینده [یعنی کارخانه‌ای تمام‌دیجیتال] تنها دو مستخدم خواهد داشت، یک انسان و یک سگ. فرد متصدی غذا دادن به سگ است و سگ آنجاست تا مانع از دست زدن فرد به تجهیزات شود.» این کارخانۀ تخیلی می‌تواند ستاندۀ عظیمی تولید کند، لذا بهره‌روی متوسط – تولید کل تقسیم بر نیروی کار (یک انسان)- بسیار بالاست. بااین‌حال، بهره‌وری نهایی کارگر بسیار ناچیز است. او فقط برای غذا دادن به سگ آنجاست و این یعنی می‌توان بدون کاهشی چندان در ستانده، هم سگ و هم کارمند را بیرون کرد. ماشین‌آلات بهتر چه‌بسا موجب افزایش تولید متوسط کارگر شود، ولی منطقاً انتظار نداریم که چنین کارخانه‌ای برای استخدام کارگران و سگ‌های بیشتر هول بزند، یا دستمزد تنها کارمندش را افزایش دهد.

البته اتوماسیون اگر از هزینه‌ها بکاهد یا بهره‌وری را به اندازۀ کافی بهبود بخشد، می‌تواند اشتغال را – در یک صنعت یا در کل اقتصاد – بالا هم ببرد. در این صورت احتمالاً مشاغل جدید از دل مأموریت‌های غیرخودکار در همان صنعت، یا از گسترش فعالیت در صنایع مرتبط پدیدار خواهند شد. در نیمۀ نخست سدۀ بیستم، افزایش سریع تولید خودرو تقاضا برای طیفی از کارهای فنی و اداری غیرخودکار را بر انگیخت. با اهمیتی مشابه، طی این دهه‌ها رشد بهره‌وری در کارخانه‌های خودروسازی محرک اصلی گسترش صنایع نفت، فولاد و شیمیایی بود (به بنزین، بدنۀ خودرو و لاستیک بیندیشید). تولید خودرو در مقیاس انبوه، انقلابی در امکانات ترابری نیز به وجود آورد و به‌ویژه با دگردیسی جغرافیای شهرها، امکان ظهور فعالیت‌های خرده‌فروشی، سرگرمی و خدماتی جدیدی را فراهم ساخت.

خوش‌بینان به فن‌آوری یک فقره را درست می‌گویند: تکنولوژی‌های دیجیتال پیش از این فرآیند علم را متحول کرده‌اند. دانایی انباشتۀ بشری اکنون به راحتی در دسترس ماست. دانشمندان ابزارهای اندازه‌گیری باورنکردنی در اختیار دارند، از میکروسکوپ نیروی اتمی گرفته تا تصویربرداری تشدید مغناطیسی (MRI) و اسکن‌های مغزی. به علاوه آنها از چنان قدرت محاسباتی برای تحلیل حجم وسیعی از داده‌ها برخوردارند که سی سال پیش فکرش را هم نمی‌کردند.

تحقیقات علمی انباشتی است؛ یعنی مخترعان کارشان را روی دستاوردهای دیگران سوار می‌کنند. برخلاف امروز، در گذشته دانش به کُندی منتشر می‌شد. در دهۀ ۱۶۰۰ محققانی چون گالیلو گالیله، یوهانس کِپلر، آیزیک نیوتن، گاتفرید ویلهلم لایبنیتس و رابرت هوک اکتشافات علمی‌شان را به وسیلۀ نامه‌هایی به اشتراک می‌گذاشتند که پس از هفته‌ها یا حتی ماه‌ها به مقصد می‌رسید. سیستم خورشیدمرکز نیکلاس کوپرنیک، که به‌درستی زمین را در مدار خورشید تشخیص داده بود، در دهۀ اول سدۀ شانزدهم بسط یافت. او نظریه‌اش را تا سال ۱۵۱۴ نوشته بود، ولی پرخواننده‌ترین کتاب او با عنوان درباب گردش اجرام آسمانی، در سال ۱۵۴۳ به انتشار رسید. یک قرن طول کشید تا کپلر و گلیله کار کوپرنیک را پایه قرار دهند و بیش از دو قرن نیز زمان برد تا این اندیشه‌ها مورد استقبال گسترده قرار گیرند.

امروزه، اکتشافات علمی با سرعت برق جهان را در می‌نوردد، به‌خصوص وقتی نیازی مبرم شکل گرفته باشد. توسعۀ واکسن معمولاً سال‌ها وقت می‌خواهد، ولی در اوایل ۲۰۲۰ شرکت مُدِرنا، تنها چهل‌ودو روز پس از دریافت توالی ویروس SARS-CoV-2 که به تازگی شناسایی شده بود، واکسن آن را اختراع کرد. کل فرآیند توسعه، آزمایش و مجوزگیری کمتر از یک سال طول کشید، و این امر به حفاظت بسیار ایمن و مؤثر در برابر بیماری کووید انجامید. [تاکنون] موانع به اشتراک‌گذاری ایده‌ها و گسترش دانشِ فنی هرگز کمتر از این و قدرت انباشت علم هرگز بیشتر از این نبوده است.

هرچند، به منظور افزودن بر این پیشرفت‌ها و تبدیل‌شان به چیزی که در جهت رفاه میلیاردها انسان در سراسر جهان عمل کند لازم است فن‌آوری را در جهتی جدید هدایت کنیم. برای این منظور باید نخست با خوش‌بینی کورکورانۀ حاکم بر عصرمان نسبت به فن‌آروی مقابله شود و سپس شیوه‌های جدید استفاده از دانش و نوآوری بسط یابد.

خبر خوب و بد آن است که نحوۀ استفادۀ ما از علم و دانش به نگاه[۹]مان بستگی دارد – شیوه‌ای که انسان‌ها می‌فهمند چگونه می‌توانند دانش را به فنون و روش‌هایی برای حل مشکلات خاص تبدیل کنند. «نگاه» است که انتخاب‌های ما را شکل می‌دهد، چون مشخص می‌کند چه آرزوهایی داریم، برای دستیابی به آنها چه ابزارهایی را اتخاذ می‌کنیم، چه گزینه‌های جایگزینی را در نظر و کدام‌ها را نادیده می‌گیریم، و تلقی‌مان از هزینه‌ها و فواید اقدامات‌مان چیست. به طور خلاصه، «نگاه» عبارت است از تصور ما در مورد فن‌آوری‌ها و همین طور مواهب‌ و آسیب‌های احتمالی آنها.

خبر بد آن که حتی در بهترین زمانه‌ها، تأثیر نگاهِ افراد قدرتمند بر جهت‌گیری نوآوری و کاری که ما با ابزارهای موجود می‌کنیم نامتناسب است. لذا پیامدهای فن‌آوری با علایق و باورهای آنان همسو و اغلب برای بقیه هزینه‌بر می‌شود. خبر خوب این است که انتخاب‌ها و ‌نگاه‌ها قابل تغییرند.

کتاب نزاع هزارساله ما بر سر فناوری و بهروزی
نویسندگان: دارون عجم اوغلو، سایمون جانسون
مترجمان: علیرضا بهشتی شیرازی، محمدرضا فرهادی پور
ناشر: انتشارات روزنه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
[wpcode id="260079"]