بازی جودی فاستر در نقش الی اِرووِی در فیلم Contact (1997) | دانشمند، کنجکاو، مصمم، احساساتی، کیهانی
برای علاقمندان به ژانر علمی تخیلی و سینمای فلسفی، بررسی شخصیتهای محوری و چالشهای فکری آنها میتواند یک موضوع بسیار جالب و افزاینده دانش باشد. در این مقاله قصد داریم بازی درخشان و پراحساس جودی فاستر (Jodie Foster) در نقش دکتر الی ارووی (Dr. Ellie Arroway) در فیلم تماس (Contact) محصول سال ۱۹۹۷ به کارگردانی رابرت زمکیس را واکاوی کنیم. چگونه فاستر توانست کاراکتر یک دانشمند اخترزیستشناس مصمم، کنجکاو و در عین حال احساساتی را که با بحرانهای ایمان و علم دستوپنجه نرم میکند، به تصویر بکشد؟ تقابل علم و دین در بازی او چگونه متجلی شد؟ آیا واقعاً این نقش چالش بزرگی در هماهنگی جلوههای ویژه با بازیگری حسی او بود؟ در این نوشته به بررسی موشکافانه این نقشآفرینی فضایی و زمینی میپردازیم.
فهرست مطالب
- ۱. شناسنامه فیلم تماس و ابعاد فنی تولید
- ۲. داستان فیلم و ایده تماس با هوش فرازمینی
- ۳. تکنیکهای بازیگری فاستر در نقش یک دانشمند تجربی
- ۴. حقایق جالب و چالشهای هماهنگی با جلوههای ویژه
- ۵. ریشههای علمی و رمان اصلی کارل سگان
- ۶. بازتابهای رسانهای و بحثهای پیرامون تقابل علم و دین
- ۷. شگفتیها و اسرار تولید در رادیوتلسکوپها
- ۸. سوءبرداشتهای علمی گذشته و پاسخ فیلم به آنها
- ۹. تحلیل روانپزشکی و جامعهشناختی شخصیت الی
- ۱۰. سناریوهای توضیحی و بررسی صحنه کلیدی شهادت در کنگره
- ۱۱. مقایسه الی ارووی با سایر قهرمانان زن سینمای علمی تخیلی
- ۱۲. تاثیر فیلم تماس بر ترویج علم و اخترشناسی مدرن
۱. شناسنامه فیلم تماس و ابعاد فنی تولید
فیلم سینمایی تماس (Contact) محصول سال ۱۹۹۷ یک درام علمی تخیلی و فلسفی برجسته به کارگردانی رابرت زمکیس (Robert Zemeckis) است. فیلمنامه این اثر اقتباسی از رمانی به همین نام نوشته کارل سگان (Carl Sagan)، اخترشناس معروف آمریکایی است که توسط جیمز وی. هارت و مایکل گلدنبرگ بازنویسی شد. جودی فاستر در نقش اصلی یعنی دکتر الی ارووی بازی میکند و متیو مککانهی (Matthew McConaughey) نقش پالمر جاس، الهیاتشناس و فیلسوف مذهبی را بر عهده دارد. از دیگر بازیگران فیلم میتوان به جیمز وودز، جان هرت و تام اسکریر اشاره کرد. فیلمبرداری این اثر بزرگ توسط دان برگس انجام شد و جلوههای ویژه کامپیوتری پیچیده آن توسط استودیوی سونی پیکچرز ایمیجورکس ساخته شد. فیلم نامزد جایزه اسکار بهترین صدابرداری شد و جودی فاستر نیز نامزد جایزه گلدن گلوب بهترین بازیگر زن درام گردید. ترکیب درام حسی با جلوههای ویژه سنگین در اواخر دهه نود، تماس را به یکی از جاهطلبانهترین پروژههای هالیوود تبدیل کرد که هدفش فراتر از سرگرمی صرف، به چالش کشیدن ذهن مخاطبان در مورد جایگاه انسان در پهنه گیتی بود.
۲. داستان فیلم و ایده تماس با هوش فرازمینی
الی ارووی از دوران کودکی تحت تأثیر پدرش علاقهمند به ارتباطات رادیویی و آسمان شب است. پس از مرگ زودهنگام پدر، او تمام زندگی خود را وقف علم میکند و به عنوان اخترزیستشناس در پروژه ستی (SETI) به جستجوی سیگنالهای رادیویی هوشمند از اعماق فضا میپردازد. علیرغم مخالفتهای دولت و قطع بودجه، الی سرانجام در رصدخانه آرسیبو موفق به دریافت یک سیگنال رادیویی تکرارشونده از ستاره وگا (Vega) میشود. این سیگنال حاوی طرحهایی برای ساخت یک ماشین پیچیده حمل مسافر است. بشریت تصمیم به ساخت این ماشین میگیرد و الی پس از کشوقوسهای فراوان سیاسی و مذهبی، به عنوان مسافر این ماشین انتخاب میشود. سفر الی با ماشین او را به کرمچالههای فضایی و ملاقات با تمدنی پیشرفته میبرد؛ اما پس از بازگشت، سنسورهای ماشین نشان میدهند که او هرگز زمین را ترک نکرده است. حالا الی با چالشی بزرگ روبرو است؛ او باید واقعیتی را که تجربه کرده و فاقد هرگونه مدرک فیزیکی است، به جهانیان اثبات کند، موقعیتی که او را در جایگاه یک فرد با ایمان (مشابه مذهبیون) قرار میدهد.
۳. تکنیکهای بازیگری فاستر در نقش یک دانشمند تجربی
بازی جودی فاستر در نقش الی ارووی نمونهای درخشان از نمایش اشتیاق فکری و علمی در سینماست. فاستر به جای ارائه تصویری سرد و رباتیک از یک دانشمند، به الی عمق احساسی و اشتیاقی سوزان میبخشد. او در صحنههای کار با رادیوتلسکوپها، جزئیات فیزیکی دقیقی مانند گوش دادن متمرکز با هدفون، هیجان ناشی از کشف و سرخوردگی از شکستهای مکرر را با میمیکهای ظریف صورت نشان میدهد. فاستر با استفاده از تن صدای محکم اما پر انرژی، دیالوگهای پیچیده فیزیک و اخترشناسی را به گونهای بیان میکند که کاملاً طبیعی و باورپذیر جلوه کنند. تضاد بازی او با متیو مککانهی پویایی فوقالعادهای ایجاد میکند؛ الی نماینده عقلانیت محض است در حالی که پالمر نماینده شهود و ایمان است. فاستر در صحنه عبور از کرمچاله، شگفتی و غرق شدن در زیبایی کیهان را با چنان شوری بازی میکند که دیالوگ معروفش «آنها باید یک شاعر میفرستادند» به یکی از احساسیترین لحظات تاریخ سینمای علمی تخیلی تبدیل میشود.
۴. حقایق جالب و چالشهای هماهنگی با جلوههای ویژه
فیلمبرداری تماس به دلیل نیاز به جلوههای ویژه دیجیتال پیچیده، چالشهای تکنیکی زیادی برای جودی فاستر به همراه داشت. در بسیاری از صحنهها، فاستر مجبور بود در برابر پرده آبی (Blue screen) بازی کند و واکنشهای حسی شدیدی به پدیدههایی نشان دهد که در واقعیت وجود نداشتند و بعداً در مرحله پستولید اضافه میشدند. برای مثال، در سکانس سفر در کپسول فضایی، لرزشهای شدید و تغییرات نوری پی در پی بدون وجود هیچ پنجره یا تصویر بیرونی انجام میشد و فاستر باید به تنهایی حس سرعت سرسامآور و ورود به بعد دیگر را بازسازی میکرد. یکی دیگر از حقایق جالب این است که کارل سگان پیش از پایان فیلمبرداری درگذشت و فاستر از این اتفاق به شدت متاثر شد و تلاش کرد بازی خود را به عنوان ادای احترامی به میراث سگان به کمال برساند. این هماهنگی میان بازیگری سنتی مبتنی بر حس و تکنولوژی دیجیتال نوین، تماس را به الگویی برای فیلمهای علمی تخیلی بعدی تبدیل کرد.
۵. ریشههای علمی و رمان اصلی کارل سگان
ریشههای علمی فیلم تماس بسیار قوی است؛ زیرا کارل سگان خود یکی از برجستهترین اخترشناسان و مروجان علم در جهان بود. او رمان تماس را بر اساس فرضیات علمی واقعی در مورد نحوه برقراری ارتباط احتمالی با تمدنهای بیگانه نوشت. سگان اصرار داشت که فیلم تا حد امکان به قوانین فیزیک وفادار بماند و از تخیلات بیاساس هالیوودی پرهیز کند. جودی فاستر برای آمادهسازی خود در این نقش، زمان زیادی را با دکتر جیل تارتر (Jill Tarter)، مدیر واقعی پروژه ستی گذراند تا با رفتارها، سبک زندگی و چالشهای یک زن دانشمند در محیطهای مردانه آکادمیک آشنا شود. این ارتباط نزدیک به فاستر کمک کرد تا جزئیات دقیقی را به شخصیت الی اضافه کند؛ از نحوه یادداشتبرداری گرفته تا لحن صحبت با همکاران علمی. فیلم به خوبی توانست نشان دهد که جستجوی سیگنالهای فضایی نه یک فانتزی، بلکه یک علم سخت و متکی بر تحلیلهای آماری و ریاضی پیچیده است.
۶. بازتابهای رسانهای و بحثهای پیرامون تقابل علم و دین
پس از اکران فیلم در سال ۱۹۹۷، رسانهها و محافل فکری به طور گسترده به تحلیل مضمون اصلی فیلم یعنی آشتی میان علم و دین پرداختند. تماس بر خلاف بسیاری از فیلمهای مشابه که یکی از این دو جبهه را تخریب میکنند، تلاش کرد تا نقطهای مشترک میان آنها پیدا کند. بازی فاستر در نقش الی که در انتهای فیلم مجبور میشود از مردم بخواهد حرفهای او را بر اساس ایمان (و نه مدرک) بپذیرند، مورد توجه فیلسوفان و متکلمان قرار گرفت. رسانههای علمی از تصویر مثبتی که فیلم از یک زن دانشمند ارائه داد تمجید کردند. این فیلم بحثهای عمومی زیادی را در مورد بودجه پروژههای فضایی و اهمیت جستجوی حیات فرازمینی زنده کرد. تقابل دیالوگهای فاستر و مککانهی در برنامههای تلویزیونی و مقالات متعددی کالبدشکافی شد و ثابت کرد که سینمای علمی تخیلی میتواند فراتر از سرگرمی، به محرکی برای گفتگوهای عمیق فلسفی در سطح جامعه تبدیل شود.
۷. شگفتیها و اسرار تولید در رادیوتلسکوپها
بخشهای مهمی از فیلم در لوکیشنهای واقعی فیلمبرداری شد؛ از جمله رصدخانه معروف آرسیبو (Arecibo Observatory) در پورتوریکو و مجموعه تلسکوپهای ویالای (Very Large Array) در نیومکزیکو. حضور جودی فاستر در میان این سازههای عظیم فلزی، حس واقعگرایی فوقالعادهای به فیلم بخشید. یکی از چالشهای تولید، هماهنگی با دانشمندان فعال در این مراکز بود تا فیلمبرداری مزاحمتی برای تحقیقات علمی واقعی ایجاد نکند. فاستر بعدها تعریف کرد که حضور در این رصدخانهها و شنیدن صدای نویزهای پسزمینه کیهان، تأثیر عمیقی بر درک او از عظمت فضا گذاشته است. سکانس آغازین فیلم که دوربین به آرامی از زمین دور شده و نویزهای رادیویی قدیمیتر میشوند تا به سکوت مطلق اعماق فضا برسیم، یکی از شاهکارهای صوتی و تصویری سینماست که ایده اصلی کارل سگان را به زیباترین شکل ممکن به تصویر میکشد و اتمسفر تنهایی الی در کیهان را پایهگذاری میکند.
۸. سوءبرداشتهای علمی گذشته و پاسخ فیلم به آنها
سینمای علمی تخیلی پیش از تماس، اغلب به موضوع بیگانگان فضایی به عنوان نیروهای مهاجم یا موجوداتی فانتزی میپرداخت (مانند روز استقلال یا ئی.تی.). این آثار سوءبرداشتهای علمی زیادی درباره نحوه برخورد احتمالی با تمدنهای دیگر ایجاد کرده بودند. تماس با تکیه بر علم رادیواخترشناسی نشان داد که اولین برخورد ما با بیگانگان احتمالاً نه از طریق سفینههای غولپیکر در آسمان، بلکه از طریق امواج الکترومغناطیسی ضعیف خواهد بود که رمزگشایی آنها سالها زمان میبرد. بازی فاستر در نقش الی این رویکرد روشمند و صبورانه علمی را برجسته میکند. او نشان میدهد که علم نیازمند شواهد تجربی مکرر و بررسیهای آماری دقیق است. فیلم به جای فرضیات تخیلی سریع، بر روی پروتکلهای بینالمللی برخورد با سیگنالهای فضایی تمرکز میکند و نشان میدهد که علم چگونه با شکگرایی سالم و خوداصلاحگری پیش میرود، فرآیندی که در بازی دقیق و تحلیلگرایانه فاستر کاملاً مشهود است.
۹. تحلیل روانپزشکی و جامعهشناختی شخصیت الی
از دیدگاه روانپزشکی، الی ارووی شخصیتی است که با ترومای از دست دادن والدین در دوران کودکی دستوپنجه نرم میکند. مرگ زودهنگام پدر باعث شده او برای محافظت از خود، نوعی زره عقلانی و علمی به دور خود بکشد و از برقراری روابط عاطفی عمیق خودداری کند. جستجوی او در اعماق فضا برای یافتن سیگنال، موازی با جستجوی درونی او برای پر کردن خلاء عاطفی ناشی از فقدان پدر است. از منظر جامعهشناختی، الی نماینده زنان در حوزههای استم (STEM) است که باید برای اثبات تواناییهای خود در یک سیستم آکادمیک و دولتی مردسالار دو برابر مردان تلاش کنند. او بارها توسط مدیر سابقش (دکتر دراملین) نادیده گرفته میشود و کارهایش به سرقت میرود. بازی فاستر این پویاییهای جنسیتی و تلاش خستگیناپذیر الی برای حفظ استقلال علمیاش را به زیبایی به تصویر میکشد و او را به الگویی الهامبخش برای زنان در جامعه علمی تبدیل میکند.
۱۰. سناریوهای توضیحی و بررسی صحنه کلیدی شهادت در کنگره
یکی از درخشانترین و کلیدیترین صحنههای فیلم، جلسه استماع کنگره پس از بازگشت الی از سفر فضایی است. در این صحنه، سیاستمداران و دانشمندان شکاک ادعا میکنند که کل سفر الی یک توهم بوده یا توسط یک میلیاردر منزوی (اسآر هادن) جعل شده است. بازی فاستر در این سکانس بینظیر است؛ او که هیچ مدرک فیزیکی برای اثبات سفر ۱۸ ساعته خود ندارد (زیرا دوربین فقط چند ثانیه برفک ضبط کرده است)، با چشمان اشکآلود اما لحنی سرشار از حقیقت میگوید: «من تجربهای داشتم… تجربهای که تمام وجودم را تغییر داد. من نمیتوانم آن را اثبات کنم، اما به عنوان یک دانشمند میدانم که این حقیقت دارد.» این پارادوکس بزرگ، جایی که یک دانشمند متکی به شواهد مجبور میشود به شهود شخصی خود تکیه کند، اوج دراماتیک کاراکتر الی است. فاستر با کنترل فوقالعاده روی صدا و احساساتش، این تحول درونی و پذیرش فروتنی در برابر عظمت جهان را به زیباترین شکل ممکن به نمایش میگذارد.
۱۱. مقایسه الی ارووی با سایر قهرمانان زن سینمای علمی تخیلی
اگر الی ارووی را با دیگر قهرمانان زن شاخص سینمای علمی تخیلی مانند الن ریپلی در بیگانه (Alien 1979) یا سارا کانر در ترمیناتور مقایسه کنیم، متوجه تفاوتهای ماهوی آنها میشویم. ریپلی و کانر قهرمانانی اکشن و فیزیکی هستند که بقای آنها در گرو قدرت بدنی و استفاده از سلاح است. در مقابل، الی ارووی قهرمانی فکری و اندیشهورز است. سلاح او دانش ریاضی، فیزیک، و قدرت استدلال اوست. او با بحرانهای کیهانی نه از طریق مبارزه فیزیکی، بلکه از طریق فهم علمی و گشودگی ذهنی مواجه میشود. در سالهای بعد، شخصیت لوئیس بنکس در فیلم ورود (Arrival 2016) با بازی ایمی آدامز، مسیر الی ارووی را ادامه داد؛ جایی که یک زبانشناس زن با درک و دیپلماسی علمی با بیگانگان ارتباط برقرار میکند. بازی فاستر در تماس، سنگ بنای این نوع قهرمانان زن فکور و متفکر را در سینمای مدرن علمی تخیلی گذاشت و نشان داد که کنجکاوی علمی میتواند به اندازه مبارزه با هیولاها قهرمانانه باشد.
۱۲. تاثیر فیلم تماس بر ترویج علم و اخترشناسی مدرن
میراث فیلم تماس و بازی جودی فاستر در نقش الی ارووی در طول دهههای گذشته همچنان در جامعه علمی زنده است. این فیلم به عنوان یکی از دقیقترین و الهامبخشترین آثار علمی تخیلی در ترویج علم شناخته میشود. بسیاری از زنان اخترشناس و فیزیکدان امروزی اعتراف میکنند که تماشای بازی فاستر در نقش الی در دوران نوجوانی، انگیزه اصلی آنها برای ورود به دنیای علم بوده است. رصدخانه آرسیبو و پروژه ستی پس از اکران فیلم با افزایش توجه عمومی و حمایتهای مالی مواجه شدند. فیلم به زیبایی نشان داد که علم نه یک کار خستهکننده آزمایشگاهی، بلکه یک ماجراجویی بزرگ کیهانی است که به سوالات بنیادین بشر پاسخ میدهد. فاستر با تجسم بخشیدن به این اشتیاق بیپایان، خدمتی بزرگ به تصویر عمومی دانشمندان در رسانهها کرد و میراث کارل سگان را به شکلی ماندگار در تاریخ فرهنگ عامه ثبت نمود.
جمعبندی نهایی
بازی جودی فاستر در نقش دکتر الی ارووی در فیلم تماس، فراتر از یک نقشآفرینی درام، تجسمی انسانی و پرشور از اشتیاق علمی بشر برای درک جایگاه خود در کیهان است. فاستر با ظرافت توانست تضادهای درونی دانشمندی را که میان عقلانیت محض تجربی و تجربه شهودی و ایمانی شخصی گرفتار شده، به نمایش بگذارد. این بازی نهتنها کلیشههای هالیوودی درباره دانشمندان را شکست، بلکه الهامبخش نسلی از زنان برای ورود به عرصههای علمی شد. تماس به ما یادآوری میکند که حقیقت کیهانی نیازمند فروتنی، کنجکاوی و شجاعت برای مواجهه با ناشناختههاست.








می خواستم بپرسم این فیلم پیرمردا وطن ندارند همانی بود که عید هم پخش شد مضنونش هم در مورد یه قاتل و کلانتری بود که به دنبالش بود؟
سلام
از ارسال خبرتون ممنونم
اما تحیر من بیشتر از این جهته که فیلم هایی به عنوان بهترین فیلم انتخاب شدند که برای تماشاگر اصلا راضی کننده نیستند (این نظر منه)
من فیلم های جایی برای پیرمردها نیست رو روی dvd دیدم و خون به پا می شود رو از شبکه 4 خودمون
به نظرم اصلا لایق گرفتن این جایزه ها نبودن مخصوصا خون به پا می شود
این فیلم ها رو با فیلم ذهن زیبا (بهترین فیلم سال 96) مقایسه کنید
تفاوت رو بهتر حس می کنید
با سلام
اطلاع رسانیتون عالی بود
ضمن قدردانی و تشکر از شما از اطلاعات شما با ذکر منبع استفاده کردم
آقا، انتقاد “اون آقا” از شما تند بود، ولی خداییش منم که یه چند سالیه وبلاگتونو می خونم و کلی حض می کنم همیشه از اولین سوالام این بوده که چه جوری این کارو انجام می دین، بد نیست در پست هایی به نحوه ی انجام این کار و ابزار هایی که این امر رو تسهیل می کنند و میزان وقت گذاشتن و این حرف های بگذارید تا هم آموزشی در کار باشد و هم ما بعد از چند سال خیالمون راحت شه.
جناب دکتر سلام و خسته نباشید
واقعاً از نوشته های آقای حشمتی که بدون هیچ تفکری بیان کردن متأسفم.
شخصاً از مطالب شما ممنونم و سپاسگزارم و برای شما آرزوی سلامتی و سربلندی دارم.
از مطالب بالا هم ممنون خیلی جالب بود.
خیلی ممنون از شما بخاطر این همه وقتی که گذاشتین ودر سریعترین زمان ارائه دادین.دستتان درد نکنه.
فضای اسکار به نظرم امسال خیلی عجیب و متفاوت بود و رنگ و بوی سالهای گذشته را نداشت و انگار صرفا یک سیاست متفاوتی در کل انتخابها به چشم می خورد؟؟؟؟؟؟
la vien rose
یه اصطلاحه به معنی زندگی زیباست.
راستی لینک falling slowly ایراد داره):):
ممنون بابت عکسها
doktor shoma home page mayi kheyli matalebet jalebe
ye doktory hezar ta kar balady ham basavady ham savadeto va
etelaate beroozo midy be melat oon aghayi ke goftesh
copy paste kare shomast bayad begam sakht dar eshtebahe
ke inkar esmesh copy paste nis in estelae rasani va jam avary
mozoate be rooz dar ye ja ke kare besiyar shayeshteiyam hast
doktor ye biografy az khodetoon mishe bezarin va mikhastam begam dar bare music ham matlab benevisin kheyli khoshhal mishim va dg asan nemikhad toye net bechakhim
Good luck doki…
salam
man keyboard farsi nadaram
man az in doctor khob tashakor mikonam chon mitone hadeaghal yak kar dige ham joz docrory bekone
alan update kardan yak site ba khabar hay dagh kar asooni nist
on dosti ham ke gofte bood be jay shoma yaki dige mirft daneshgah bedone bray adam hay ba talash hamishe ja hast .
دکتر جان ممنون از پاسخت
البته من فکر میکردم کلا پزشکیو گذاشتین کنار زدین تو کار بلاگ نویسی
حالا که اینو گفتین باید بگم خیلی خوشحال شدم که اینقدر فعالید و اصلا هم مخالف نیستم.
پیروز و موفق باشید
به این نکته دقت کردین دکتر: فیلمبردار فیلم “پیرمردها وطنی ندارند” یعنی Roger Deakins امسال با 3 تا فیلم در اسکار حاضر شده بود و 3 تا فیلمی که هر 3 تا نامزد اسکار بودند، هر کدام در یک بخش:
No Country for Old Men
In the Valley of Elah
The Assassination of Jesse James by the Coward Robert Ford
3 تا فیلم کار کرده، هر 3 تاش نامزد اسکاره! جان من حال میکنید؟
راستی عضو ASC هم هست. یعنی American Society Cinematographer ، کسی که این به این مقام میرسه یعنی خدای فیلم برداری است و اکثراً فیلمهای اسکاری، فیلم بردارهاشون جزو ASC هستند. معمولاً در تیتراژ فیلم ها نام فیلمبردار رو می نویسند و کلمه A.S.C را در انتهای نام آن می نویسند.
آقا فکر کنم اون فیلم اسمش بورن اولتیماتوم هستش، البته نمی دونم چرا همه به اشتباه بورن اولتیمیت می خوننش! شایدم من اشتباه میکنم!
پاسخ: در زیان راحتتر میچرخه، همین!
سلام
آقا واقعا شما دکتری؟یعنی پزشکی؟
شما که 24 ساعت تو اینترنت داری ول میگردی کی طبابت میکنی؟
کی دانش پزشکیتو افزایش میدی؟
شاید بگی به تو چه! منم میگم آره به من چه ولی شما که از دکتری فقط خواستی مدرکشو بگیری میذاشتی لا اقل یه بنده خدایه دگه که علاقه داشته ولی رتبش از شما کمتر بوده میرفت دانشگاه.
اینقدر هم دکتر دکتر نکن.اگه شما دکتری پس اون دکتری که از صبح تا شب جون 100 نفرو نجات میده کیه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
به هر حال دکی جون ، copy pase رو خرم بلده البته جسارت نشه هاااااا
این فقط 1 انتقاد بود
موفق باشی
پاسخ: چه کسی گفته ، پزشک نباید در حوزههای دیگر فعالیت کند. در همین ایران خودمان پزشکان فرهیختهای داریم که در زمینه موسیقی، عکاسی و ادبیات فعالیت میکنند، منتها کمتر کسی است که از فعالیتهای جانبی آنها مطلع باشد. سعی کنید به علایق جانبی دیگران احترام بگذارید.محض اطلاع شما من یک پزشک فعالم و ماهانه کمتر از 700 بیمار ندارم. به هر حال اگر به دنبال پزشکان تک بعدی هستید، این نوع را هم در ایران فراوان داریم. زیاده جسارت است.
سلام
خیلی خوب بود
فقط یه جسارتی داشتم :
همیشه همون طور که نوشته میشه، ترجمه نمیشه
فکر کنم درست ترجمه فیلم ” No Country for Old Men” این باشه
” جایی واسه پیرمردها نیست ”
پاسخ: راستش یکی دو مجله سینمایی ایرانی اینطور ترجمه کرده بودند. با این همه ترجمه شما به اعتقاد من هم راحتتر و بهتر است.
سلام
آقای مجیدی اگه ممکنه لینک دانلود مراسم رو هم بذارید.
با تشکر .
la vie en rose یک اصطلاح است. شما لغت به لغت ترجمه کردید.
ممنون بخاطر این خبر رسانی سریع
دکنر. فکر می کنم ترجمه فیلم بخش خارجی می شود بدل سازان یا جاعلین ولی نمی دانم چرا منابع فارسی معمولا بدل ها ترجمه می کنند.
راستی دکتر. خیلی به خاطر مثالاتی که می نویسی ممنون. راستش 22 فوریه یعنی 3 روز پیش خبر برد ویلیامز منتشر شد و جالب است که شما از کجا رفتی یک مقاله پیدا کردی و این همه اطلاعات هم پیدا کردی. آن هم حدود یک هفته قبل. واقعا خسته نباشید. من که سعی می کنم برای مطالب وبلاگم زحمت بکشم واقعا کم آوردم. اگر می شود این قسمت را هم تائید کنید تا خواننده ها هم متوجه بشوند شکا چه زحمت هایی برای مقالاتت می کشی. شاید این همه کپی کاری تمام بشود :(