یک پستچی عادی ظرف ۳۰ سال این قلعه زیبا را ساخت: داستان شگفت‌انگیز کاخ رویایی فردینان شیوال

بسیاری از ما در طول زندگی خود رویاهای بزرگی در سر می‌پرورانیم، اما تعداد کمی از ما شهامت و پشتکار لازم را داریم تا این رویاها را به واقعیت تبدیل کنیم. در اواخر قرن نوزدهم میلادی، یک نامه‌رسان ساده روستایی در فرانسه تصمیمی گرفت که مرزهای باور انسانی را جابه‌جا کرد. او بدون هیچ‌گونه تحصیلات آکادمیک، مهارت مهندسی یا دانش معماری، تصمیم گرفت با دست‌های خالی و با استفاده از سنگ‌هایی که در مسیر روزانه خود جمع‌آوری می‌کرد، عمارتی خارق‌العاده بنا کند. این بنا امروزه به عنوان یکی از شاهکارهای بی‌نظیر «هنر خام» (Art Brut) در سراسر جهان شناخته می‌شود و سالانه هزاران گردشگر را به خود جذب می‌کند.

در این مقاله قصد داریم به بررسی دقیق زندگی شگفت‌انگیز ژوزف فردینان شیوال (Ferdinand Cheval) و نحوه ساخت این کاخ رویایی بپردازیم. آیا واقعاً ممکن است یک فرد به تنهایی و بدون ابزارهای مدرن، عمارتی با این عظمت بسازد؟ چه انگیزه‌های روانی و فکری پشت این پروژه عظیم ۳۳ ساله وجود داشته است؟ ما در پی آن هستیم که ابعاد پنهان معماری، بازخوردهای فرهنگی و اهمیت تاریخی این شاهکار سنگی را مورد واکاوی قرار دهیم تا متوجه شویم چگونه صبر و مداومت می‌تواند از یک ایده غیرممکن، اثری جاودانه خلق کند.

فهرست مطالب

💡مختصر و مفید

کاخ رویایی فردینان شیوال، شاهکاری معماری در فرانسه است که توسط یک پستچی ساده روستایی طی مدت ۳۳ سال ساخته شد. شیوال بدون هیچ آموزش هنری، سنگ‌های عجیب را در مسیر توزیع نامه‌ها جمع‌آوری کرد و با ملات ساروج و سیمان، بنایی با الهام از اسطوره‌های شرقی و غربی پدید آورد. این عمارت که ابتدا مورد تمسخر اهالی محلی بود، بعدها مورد توجه هنرمندان بزرگی چون پابلو پیکاسو قرار گرفت. امروزه این بنا به عنوان یک میراث ملی فرانسه ثبت شده و نمادی از پشتکار بی‌حدومرز انسانی به شمار می‌رود.

رویای بیداری یک پستچی فرانسوی

ژوزف فردینان شیوال در سال ۱۸۳۶ در منطقه‌ای روستایی در جنوب شرقی فرانسه متولد شد. او زندگی بسیار ساده، خشن و پر از محرومیتی را تجربه کرد و پس از امتحان کردن مشاغل مختلف مانند نانوایی، در نهایت به عنوان نامه‌رسان محلی در اداره پست مشغول به کار شد. مسیر روزانه او برای تحویل نامه‌ها مسافتی نزدیک به سی و دو کیلومتر بود که باید آن را پیاده در میان تپه‌ها و دره‌های منطقه دروم طی می‌کرد. این تنهایی مداوم در دل طبیعت، ذهن خلاق و خیال‌پرداز او را به سمت خلق ایده‌های بزرگ سوق داد.

شیوال در طول پیاده‌روی‌های طولانی خود در زیر نور آفتاب یا باران‌های شدید، در رویای ساختن یک کاخ باشکوه غوطه‌ور می‌شد. او خود را پادشاه قلمرویی فرضی تصور می‌کرد که به قصری جادویی نیاز دارد. اگرچه در آن زمان جامعه روستایی فرانسه او را فردی گوشه‌گیر و عجیب می‌دانست، اما این رویاپردازی‌های روزانه پایه و اساس یکی از عجیب‌ترین بناهای تاریخی اروپا را شکل داد؛ بنایی که قرار بود ثابت کند عظمت روح انسانی به تحصیلات و جایگاه اجتماعی بستگی ندارد.

به این عکس نگاه کنید، این عمارت، بیشتر شبیه یک قلعه شنی بزرگ به نظر می‌رسد.

نمای بیرونی کاخ رویایی فردینان شیوال ساخته شده از قلوه سنگ

سنگ عجیبی که مسیر زندگی را تغییر داد

همه چیز در یک روز بهاری در سال ۱۸۷۹ آغاز شد، زمانی که شیوال در حین توزیع نامه‌ها به سنگی با شکل بسیار عجیب برخورد کرد. او پای خود را به این سنگ کوبید و نزدیک بود به زمین بیفتد، اما وقتی سنگ را از زمین برداشت، محو تماشای اشکال هندسی و تراش‌های طبیعی آن شد. این سنگ که از نوع سنگ‌های رسوبی و آهکی فسیل‌شده بود، جرقه‌ای را در ذهن او روشن کرد. شیوال این حادثه را نشانه‌ای از سوی سرنوشت دانست و تصمیم گرفت رویای قدیمی خود را به واقعیت پیوند بزند.

از فردای آن روز، برنامه روزانه نامه‌رسان فرانسوی به طور کامل تغییر کرد. او در طول مسیر روزانه خود چشم به زمین می‌دوخت تا سنگ‌هایی با اشکال غیرمعمول، مارپیچ و حفره‌دار پیدا کند. او این سنگ‌ها را در گوشه‌ای از مسیر پنهان می‌کرد و در راه بازگشت، آن‌ها را جمع‌آوری می‌نمود. این آغاز یک پروژه طولانی بود که بیش از سه دهه به طول انجامید و توجه تمامی کسانی که او را در حال جمع کردن سنگ‌های بی‌ارزش می‌دیدند، به خود جلب کرد.

اما اگر از نزدیک‌تر به قلعه نگاه کنید، متوجه می‌شوید که از قلوه سنگ ساخته شده است.

جزئیات دیوارهای سنگی و قلوه سنگ‌های کاخ رویایی فردینان شیوال

معماری غریزی و تلفیق سبک‌های جهانی

یکی از شگفت‌انگیزترین ابعاد کاخ رویایی شیوال (Palais Idéal)، سبک معماری منحصر‌به‌فرد آن است که ترکیبی غریب از تمدن‌های مختلف را به نمایش می‌گذارد. او هرگز سفر نکرده بود و اطلاعات هنری خود را صرفاً از طریق کارت‌پستال‌ها و مجلاتی که در طول کار روزانه‌اش جابه‌جا می‌کرد، به دست می‌آورد. با این حال، در دیوارهای این قصر می‌توان بازتابی از معابد هندو، مساجد اسلامی، کلیساهای قرون وسطایی و حتی اسطوره‌های مصر باستان را در کنار هم مشاهده کرد.

او سنگ‌ها را بر اساس رنگ و بافت آن‌ها دسته‌بندی می‌کرد و با استفاده از ملاتی ساده که خودش فرمول آن را پیدا کرده بود، به هم می‌چسباند. نتیجه کار، بنایی بسیار پویا و زنده است که گویی از دل زمین روییده و ریشه‌هایش در اعماق تاریخ فرهنگ‌های مختلف بشر قرار دارد. این سبک از معماری غریزی بعدها مورد تحسین کارشناسان بزرگی قرار گرفت که معتقد بودند او بدون داشتن دانش تئوریک، به درک عمیقی از زیبایی‌شناسی بصری دست یافته بود.

و بسیار جالب‌تر است بدانید که این قلعه را یک پستچی ساده آموزش‌ندیده، ساخته است.

این پستچی فرانسوی بود و «فردینان شیوال» نام داشت. او از سال 1879 به صرافت ساخت این قلعه افتاد.

پرتره تاریخی فردینان شیوال پستچی فرانسوی سازنده عمارت رویایی

رنج بی‌پایان و تلاش‌های شبانه در تاریکی

ساختن چنین بنای عظیمی به تنهایی، نیازمند لجستیک و جابه‌جایی مقادیر هنگفتی از سنگ و مواد اولیه بود. شیوال در سال‌های اولیه، سنگ‌ها را در جیب کت خود پنهان می‌کرد و به خانه می‌آورد. با گذشت زمان و بزرگ‌تر شدن طرح، او از سبدهای بزرگ بهره برد و در نهایت، یک چرخ‌دستی چوبی (Wheelbarrow) تهیه کرد که تبدیل به وفادارترین ابزار او در این مسیر سخت و توان‌فرسا شد.

او پس از پایان شیفت کاری روزانه، تازه کار اصلی خود را آغاز می‌کرد. شیوال در تاریکی شب، زیر نور کم‌سوی یک چراغ نفتی، ساعت‌ها به چیدن سنگ‌ها و مالیدن ملات مشغول می‌شد. او غالباً تنها چند ساعت در شبانه‌روز می‌خوابید و بدنش تحت فشار فیزیکی شدیدی قرار داشت. همسایگانش او را دیوانه‌ای می‌پنداشتند که شب‌ها با سایه‌ها حرف می‌زند و سنگ روی سنگ می‌گذارد، اما او مصمم‌تر از آن بود که به تمسخر دیگران توجه کند.

او قلوه سنگ مورد نیاز را در همان مسیر و محدوده پستی‌ای که مأمور پست‌اش بود پیدا می‌کرد.

در ابتدا برای حمل قلوه‌سنگ‌ها او از چیزی بیشتر از جیب‌هایش استفاده نمی‌کرد، بعد بیشتر شد و او از سبد و بعدها از چرخ‌دستی استفاده کرد.

چرخ دستی چوبی فردینان شیوال برای حمل قلوه سنگ‌ها

نقش موجودات اسطوره‌ای و مجسمه‌های سنگی

دیوارهای کاخ رویایی شیوال پر از تزیینات و جزییات خیره‌کننده است که حیوانات گوناگون و فیگورهای اسطوره‌ای را به تصویر می‌کشند. او با استفاده از قلوه‌سنگ‌ها و قطعات فسیلی، شکل‌هایی از اختاپوس، فیل، شترمرغ، خرس و حتی موجودات افسانه‌ای مانند سیمرغ و اژدها را بازآفرینی کرده است. این موجودات سنگی گویی وظیفه محافظت از این قلعه جادویی را بر عهده دارند و به بازدیدکننده احساس ورود به یک جنگل سحرآمیز را می‌دهند.

علاوه بر حیوانات، او تندیس‌هایی از سه غول افسانه‌ای به نام‌های سزار، ارشمیدس و ورسینگتوریکس را در نمای جلویی قصر تراشیده است. این شخصیت‌ها نشان‌دهنده احترام او به علم، قدرت و تاریخ باستان بودند. ظرافت به کار رفته در اتصال سنگ‌های کوچک برای ایجاد فرم دست و صورت این مجسمه‌ها، تعجب و شگفتی مجسمه‌سازان حرفه‌ای آن دوران را برانگیخت، چرا که او بدون استفاده از قلم و چکش سنتی، این فیگورها را خلق کرده بود.

30 سال تمام او با پشتکار مشغول ساخت این بنا شد. تمام شب را با نور چراغ نفتی کار می‌کرد و قلوه‌سنگ‌ها را با سیمان و آهک، روی هم استوار می‌کرد.

معماری این پستچی آموزش‌ندیده، آمیزه‌ای از معماری مسیحیت و هندو است.

ستون‌ها و تزیینات معماری شرقی و هندو در کاخ رویایی شیوال

پذیرش از سوی جامعه هنری و حضور پابلو پیکاسو

با نزدیک شدن به سال‌های پایانی ساخت قصر، شهرت این بنای عجیب از مرزهای روستای کوچک محل سکونت شیوال فراتر رفت. روزنامه‌نگاران و نویسندگان شروع به نوشتن درباره این نامه‌رسان عجیب کردند و هنرمندان جنبش سورئالیسم (Surrealism) شیفتگی خاصی نسبت به کار او پیدا کردند. افرادی مانند آندره برتون و ماکس ارنست، کاخ شیوال را تجسم عینی رویاهای ناخودآگاه بشر و هنری ناب و عاری از قوانین دست‌وپاگیر آکادمیک دانستند.

حتی پابلو پیکاسو (Pablo Picasso)، نقاش و مجسمه‌ساز بزرگ اسپانیایی، شخصاً از این عمارت بازدید کرد و چندین طرح و اسکچ با الهام از دیوارهای سنگی آن کشید. او ساختار آزاد و غیرفرموله این قصر را تحسین می‌کرد. این توجه جهانی به شیوال سالخورده ثابت کرد که اثر او چیزی فراتر از یک سرگرمی روستایی است و جایگاه ویژه‌ای در تاریخ هنر مدرن جهان به دست آورده است.

این بنا هم از دور زیباست و هم از نزدیک. ظرافت آن شگفت‌انگیز است، مثلا در این عکس می‌بینید که تعداد زیادی جاندار واقعی و اسطوره‌ای توسط شیوال ایجاد شده است.

مجسمه حیوانات و موجودات اسطوره‌ای روی دیوارهای قصر سنگی

سازه عجیب آرامگاه ابدی شیوال

پس از اتمام کار ساخت کاخ در سال ۱۹۱۲، شیوال که اکنون مردی سالخورده بود، تمایل داشت پس از مرگ در زیرزمین همین قصر دفن شود. با این حال، قوانین سخت‌گیرانه بهداشتی و اداری دولت فرانسه در آن زمان مانع از صدور چنین مجوزی شد. شیوال که تسلیم‌شدن در قاموسش معنایی نداشت، بلافاصله پروژه جدیدی را در قبرستان محلی آغاز کرد تا آرامگاه ابدی خودش را به همان سبک بسازد.

او هشت سال دیگر از عمر خود را صرف ساختن «آرامگاه سکوت و استراحت ابدی» در گورستان روستای اوتریو کرد. این مقبره کوچک‌تر اما به همان اندازه پیچیده و زیبا بود و در نهایت پس از اتمام آن در سال ۱۹۲۴، زمانی که شیوال در سن ۸۸ سالگی درگذشت، او را در همین محل به خاک سپردند. این مقبره اکنون به عنوان بخش دوم شاهکار هنری او شناخته می‌شود و سالانه بازدیدکنندگان بسیاری برای ادای احترام به مزارش می‌آیند.

شهرت این بنا تا جایی پیش رفت که پابلو پیکاسو از آن بازدید کرد.

شیوال پس از ساختن یک آرامگاه در همین مجموعه، درگذشت و در سال 1924، زمانی که درگذشت، در همین آرامگاه به خاک سپرده شد.

مقبره سنگی فردینان شیوال در قبرستان محلی

ابعاد روان‌شناختی تک‌افتادگی و هنر خام

روان‌شناسان و تحلیل‌گران هنری بارها ساختار روحی شیوال را مورد بررسی قرار داده‌اند تا محرک‌های درونی او را درک کنند. برخی او را نمونه بارز خلوص هنری می‌دانند؛ کسی که بدون در نظر گرفتن سود مالی یا جلب توجه گالری‌ها، تنها به دلیل یک نیاز شدید و غریزی درونی دست به خلق اثر زده است. این نوع خلاقیت که بدون پیش‌زمینه و آموزش قبلی شکوفا می‌شود، بنیان هنر خام را تشکیل می‌دهد.

کار مداوم و وسواس‌گونه او برای دهه‌ها نشان از یک تمرکز ذهنی عمیق دارد که شاید نوعی سازوکار دفاعی در برابر سختی‌ها و تراژدی‌های خانوادگی زندگی‌اش بوده است. شیوال همسر و فرزندان خود را در طول زندگی از دست داد و این فقدان‌های بزرگ، تنهایی او را عمیق‌تر کرد. ساختن قصر برای او حکم یک نوع درمان روحی و پناهگاه ذهنی را داشت که در آن می‌توانست جهان دلخواه خود را بازسازی کند.

شیوال هیچ آموزشی ندیده بود، اما زاویه دید منحصر به فرد و پشتکاری فراوانی داشت.

به گمان من، دیدن این بنا می‌تواند پندی برای ما در بر داشته باشد، اینکه در صورت پشتکار و صبر و تکیه بر استعدادهای خودمان، می‌توانیم به کجاها برسیم.

پشت بام و برج‌های کاخ رویایی فردینان شیوال

میراث تاریخی و ثبت به عنوان اثر ملی فرانسه

در اواسط قرن بیستم، خطر تخریب این بنای عجیب به دلیل بی‌توجهی و فرسایش ناشی از باران وجود داشت. با این حال، در سال ۱۹۶۹، وزیر فرهنگ وقت فرانسه، آندره مالرو (André Malraux)، با قاطعیت در برابر منتقدان ایستاد و این عمارت را به عنوان یک اثر ملی و تاریخی تحت حفاظت دولت ثبت کرد. او اعلام کرد که این کاخ تنها نمونه از معماری ساده‌دلانه در جهان است که نباید نادیده گرفته شود.

این تصمیم تاریخی، بودجه‌های حمایتی را برای بازسازی و نگهداری دیوارهای سنگی قصر سرازیر کرد. امروزه وزارت فرهنگ فرانسه این بنا را به عنوان یکی از جاذبه‌های گردشگری و فرهنگی برجسته خود معرفی می‌کند. سالانه بیش از صدهزار گردشگر از سراسر جهان به این روستای کوچک سفر می‌کنند تا با چشمان خود ببینند که چگونه اراده یک فرد عادی می‌تواند اثری جاودانه و در سطح ملی خلق کند.

ادای احترام به یادبود شیوال در فرهنگ عامه

نام شیوال و تصویر کاخ رویایی او به اشکال مختلف در فرهنگ عامه و رسانه‌های فرانسوی و جهانی جاودانه شده است. در سال ۱۹۸۶، اداره پست فرانسه برای ادای احترام به این کارمند سابق خود، تمبر یادبودی با چهره او و طرح قصرش چاپ کرد. این اقدام نمادین نشان داد که سیستم رسمی کشور نیز پس از سال‌ها ارزش تلاش‌های این نامه‌رسان سخت‌کوش را درک کرده است.

علاوه بر تمبر، کتاب‌های متعددی درباره زندگی او نوشته شده و در سال ۲۰۱۸ فیلمی سینمایی تحت عنوان «نامه‌رسان» (L’Incroyable Histoire du Facteur Cheval) ساخته شد که داستان زندگی پر فراز و نشیب و اراده پولادین او را به تصویر کشید. این فیلم با استقبال گسترده مخاطبان روبرو شد و نسل جدیدی از مردم جهان را با این شخصیت الهام‌بخش و شاهکار سنگی‌اش آشنا کرد.

در سال 1969، این بنا به صورت رسمی یک مکان فرهنگی و تاریخی اعلام شد. فرانسه، در سال 1986، یاد شیوال را با چاپ گردن چهره او روی یک تمبر، گرامی داشت.

 تمبر یادبود پست فرانسه برای بزرگداشت فردینان شیوال

مقایسه با پروژه‌های مشابه انفرادی در جهان

کاخ رویایی شیوال تنها نمونه از بناهایی نیست که توسط یک نفر و با اراده شخصی ساخته شده است. پروژه‌های مشابهی مانند برج‌های واتس (Watts Towers) در لس‌آنجلس اثر سیمون رودیا و یا قلعه مرجان (Coral Castle) در فلوریدا اثر ادوارد لیدزکالنین نیز نمونه‌های دیگری از این دست به شمار می‌روند. این سازه‌ها همگی در یک ویژگی مشترک هستند: سازندگان آن‌ها افرادی گوشه‌گیر، بدون آموزش آکادمیک و دارای انگیزه‌های عمیق شخصی بوده‌اند.

با این حال، تفاوت کاخ شیوال در جزییات ظریف مجسمه‌سازی و تلفیق حیرت‌انگیز سبک‌های مذهبی و باستانی است. سازه او پیچیده‌تر و دارای روایت‌های داستانی بیشتری در دل خود است. مقایسه این آثار به پژوهشگران نشان می‌دهد که پدیده خلق فضاهای شخصی و فانتزی‌های معماری، بخشی از نیاز بنیادین بشر برای ابراز وجود در جهان مادی است.

درس‌های مدیریتی و الهام‌بخش از پایداری شیوال

زندگی فردینان شیوال نمونه‌ای کلاسیک از مدیریت منابع محدود و پایداری در مسیر هدف است. در دورانی که پروژه‌های عمرانی بزرگ نیازمند سرمایه‌های کلان و لشکری از کارگران بودند، او ثابت کرد که استمرار روزانه و خرد کردن یک هدف بزرگ به کارهای کوچک روزانه می‌تواند به نتایج عظیمی منجر شود. او هر روز تنها چند سنگ برمی‌داشت، اما در نهایت میلیون‌ها سنگ را روی هم چید.

این رویکرد می‌تواند الهام‌بخش کارآفرینان، هنرمندان و هر کسی باشد که در مسیر دستیابی به اهداف بلندمدت خود با محدودیت‌های مالی و اجتماعی مواجه است. تمرکز بر کار، نادیده گرفتن قضاوت‌های منفی دیگران و اعتماد به غریزه خلاق، سه اصل کلیدی بودند که یک پستچی ساده روستایی را به یکی از ماندگارترین نام‌های تاریخ هنر و معماری جهان تبدیل کردند.

جمع‌بندی نهایی

داستان فردینان شیوال و کاخ رویایی او فراتر از یک ماجرای تاریخی ساده، بیانیه‌ای در ستایش اراده آزاد و خلاقیت ناب بشری است. او با تکیه بر ابزاری چون صبر، چرخ‌دستی چوبی و قلوه‌سنگ‌های مسیر کارش، بنایی ساخت که مرزهای هنر کلاسیک را به چالش کشید و پس از گذشت سال‌ها همچنان زنده و الهام‌بخش باقی مانده است. این اثر هنری به ما یادآوری می‌کند که برای خلق کارهای بزرگ، نیازی به شرایط ایده‌آل یا تایید دیگران نداریم؛ بلکه بزرگ‌ترین سرمایه ما، ایمان به رویاها و مداومت در انجام کارهای کوچک روزانه است.

سوالات متداول

۱. آیا فردینان شیوال در طول ساخت قصر کمکی هم دریافت کرد؟
خیر، او تمام مراحل کار را کاملاً به تنهایی انجام داد و از هیچ نیروی کمکی استفاده نکرد. شیوال حتی فرمول ساخت ملات ویژه خود را با آزمون و خطا پیدا کرد. او در طول شب‌ها نیز بدون کمک دیگران و تنها با یک چراغ نفتی به کارش ادامه می‌داد. این انزوای کاری عمدی بود تا قصر دقیقاً مطابق با تصورات ذهنی خودش شکل بگیرد.
۲. جنس سنگ‌های به کار رفته در کاخ چیست؟
بخش زیادی از سنگ‌ها از نوع سنگ‌های رسوبی، آهکی و فسیلی هستند که به مرور زمان در طبیعت فرسایش یافته بودند. این سنگ‌ها به دلیل شکل‌های متخلخل و غیرمعمول خود توجه شیوال را جلب می‌کردند. او همچنین از سنگ‌های رودخانه‌ای صیقلی برای تزیین بخش‌های ظریف‌تر استفاده کرد. این تنوع بافت سنگ‌ها جلوه‌ای کاملاً ارگانیک و طبیعی به کل سازه بخشیده است.
۳. ابعاد دقیق این قصر سنگی چقدر است؟
طول کاخ رویایی شیوال حدود ۲۶ متر و عرض آن بین ۱۲ تا ۱۴ متر متغیر است. ارتفاع این بنا در بلندترین نقاط برج‌هایش به حدود ۱۰ متر می‌رسد که برای سازه‌ای انفرادی چشمگیر است. این ابعاد بزرگ نشان می‌دهد که حجم سنگ‌های منتقل شده توسط چرخ‌دستی او بسیار عظیم بوده است. ساخت چنین ابعادی با دست خالی نیازمند برنامه‌ریزی دقیق هندسی غریزی بوده است.
۴. واکنش اولیه جامعه محلی به کار شیوال چه بود؟
اهالی روستا در سال‌های ابتدایی او را دیوانه یا فردی عقب‌مانده می‌پنداشتند که وقتش را تلف می‌کند. آن‌ها رفتار او را در جمع‌آوری سنگ‌های بی‌ارزش مسخره می‌کردند و جدی نمی‌گرفتند. با این حال، شیوال بدون توجه به تمسخرها به کار خود ادامه داد تا زمانی که شکوه بنا آشکار شد. پس از اتمام کار، نگاه اهالی به کلی تغییر کرد و به کار او افتخار کردند.
۵. آیا امکان بازدید عمومی از داخل این کاخ وجود دارد؟
بله، امروزه این مکان به عنوان یک موزه رسمی فعال است و گردشگران می‌توانند از آن بازدید کنند. بلیت‌فروشی و درآمدهای حاصل از آن صرف مرمت و نگهداری دیوارهای فرسوده قصر می‌شود. بازدیدکنندگان می‌توانند از راهروهای تنگ و راه‌پله‌های سنگی آن بالا بروند و جزییات را ببینند. این سایت گردشگری نقش مهمی در اقتصاد محلی منطقه دروم ایفا می‌کند.
۶. چه شعارها یا متونی بر روی دیوارهای قصر حک شده است؟
شیوال جملات و شعارهای متعددی را در نقاط مختلف دیوارها حکاکی کرده است. یکی از معروف‌ترین جملات او این است: «یک نفر با پشتکار می‌تواند به هر هدفی برسد.» این نوشته‌ها بازتاب‌دهنده فلسفه زندگی سخت‌کوشانه و افکار شخصی او در طول این سال‌ها هستند. این متون ارزش مستندنگاری بالایی برای درک افکار سازنده قصر دارند.
۷. آیا این بنا در فهرست میراث جهانی یونسکو ثبت شده است؟
خیر، این بنا در حال حاضر در فهرست میراث جهانی یونسکو ثبت نشده است. با این حال، به عنوان اثر ملی فرانسه ثبت شده و از بالاترین سطوح حفاظتی دولتی برخوردار است. تلاش‌هایی از سوی انجمن‌های فرهنگی برای ثبت جهانی آن در جریان است تا اهمیت هنر خام بهتر معرفی شود. این بنا نمونه‌ای بی‌بدیل از خلاقیت‌های بشری خارج از جریان‌های رسمی معماری است.
دکتر علیرضا مجیدی
دکتر علیرضا مجیدی
پزشک، نویسنده و بنیان‌گذار وبلاگ «یک پزشک»
دکتر علیرضا مجیدی، نویسنده و بنیان‌گذار وبلاگ «یک پزشک».
با بیش از ۲۰ سال نویسندگی «ترکیبی» مستمر در زمینهٔ پزشکی، فناوری، سینما، کتاب و فرهنگ.
باشد که با هم متفاوت بیاندیشیم!

8 دیدگاه

  1. زندگی هوشمندانه چیزیست که ما در این دنیای مدرن همیشه فراموشش می کنیم. به یاد دارم که برای اینکه بدانم خود،چه قابلیت هایی دارم آزمون های بسیاری را در کنار استادم آقای روانکاو گذراندم تا ایشان توانستند حدود مرا بدانند که در ۹قسمت هوش (گاردنرهوش را به ۹بخش تقسیم کرد)در کدام زمینه بیشتر توانایی دارم. بعد از یک سال نتیجه ایی حاصل شد. و من در آن چارچوب برنامه ها ریختم و بعد از ۵سال اکنون از راه آمده ام بسیار راضی ام. مثلا اگر روزی ۱۰لغت انگلیسی را یاد بگیریم سالانه ۳۶۵۰لغت را فرا می گیریم. یادتان باشد ما روزانه از ۲۷۰الی_کلمه برای مکالمه با اطرافیانمان استفاده می کنیم. اگر روزی ۱۰خط که ۱۰دقیقه نوشتن اش هم طول نمی کشد،بنویسیم سالی۳۶۵۰خط نوشته ایم. اگر هر هفته دو فیلم نگاه کنیم سالی ۱۰۸فیلم دیده ایم. اگر بعد از هر فیلم ده دقیقه وقت بگذاریم و دیالوگ و صحنه های مهم را بنویسیم و نمونه بگیریم ؛سالی ۱۰۸فیلم را یادداشت برداری و صحنه های مهم اش را کلیپ گونه در دست داریم. بنظر من ما مشکل تنظیم وقت داریم. باید سوارربر زمان شد. اجزا زمان را باید شکست،وگرنه زمان که سواری کند،کارش را بهتر از هر کسی انجام می دهد.چرا که چیزی که در اصل وجود نداشته باشد،و تو بپنداری که وجود دارد،بیشترین اثر را بر تو خواهد داشت. نوبت سواری توست یا زمان.

  2. دارم افسوس میخورم به اینکه چقدر یک انسان توانایی و استعداد داره اما ازش استفاده نمی کنه! خود من به شخصه همیشه بهانه ی کمبود امکانات رو میارم در صورتی که هیچ تلاشی برای فراهم کردن امکانات یا پیدا کردن جایگزین نمی کنم! هر انسانی اگر خودش رو باور داشته باشه می تونه بی نظیر باشه …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
[wpcode id="260079"]