15 دانستنی شگفت‌انگیز درباره سریال The Last of Us که نمی‌دانستید!

سریال The Last of Us یکی از پربیننده‌ترین و موفق‌ترین اقتباس‌های تلویزیونی از یک بازی ویدیویی (Video Game) محسوب می‌شود. این سریال که بر اساس بازی شاهکار The Last of Us ساخته شده، نه‌تنها داستانی احساسی و عمیق ارائه می‌دهد، بلکه با بازی‌های درخشان و فضاسازی بی‌نظیرش توجه میلیون‌ها بیننده را جلب کرده است. از طراحی بی‌نقص صحنه‌ها گرفته تا وفاداری به منبع اصلی، The Last of Us ثابت کرده که چگونه یک بازی می‌تواند به یک شاهکار سینمایی تبدیل شود. با وجود محبوبیت فوق‌العاده، جزئیاتی در مورد The Last of Us وجود دارد که شاید بسیاری از طرفداران از آن بی‌خبر باشند. در این مقاله، 15 فکت جالب درباره این سریال را بررسی خواهیم کرد که شما را شگفت‌زده خواهد کرد. اگر از طرفداران دنیای The Last of Us هستید، حتماً تا پایان این مطلب همراه باشید، چون نکاتی را خواهیم گفت که ممکن است شما را شگفت‌زده کند!


۱- حضور نویسنده اصلی بازی در تیم نویسندگی سریال

نویسنده اصلی بازی The Last of Us، نیل دراکمن (Neil Druckmann)، در تیم نویسندگی سریال نیز نقش پررنگی داشته است. این اتفاق بسیار مهم بود، چرا که باعث شد اقتباس تلویزیونی کاملاً به روح و احساس بازی وفادار بماند. دراکمن نه‌تنها در نوشتن فیلمنامه برخی قسمت‌ها مشارکت داشت، بلکه حتی کارگردانی یکی از قسمت‌ها را هم بر عهده گرفت. همین موضوع باعث شد دیالوگ‌ها و لحظات احساسی بین جوئل (Joel) و الی (Ellie) کاملاً مشابه نسخه بازی باشد. او در کنار کریگ مازن (Craig Mazin)، خالق سریال Chernobyl، فیلمنامه را طوری تنظیم کرد که هم برای گیمرهای قدیمی جذاب باشد و هم برای بینندگانی که هیچ آشنایی با بازی ندارند.


۲- استفاده از بازیگران واقعی برای ضبط حرکات مبتلایان

در سریال The Last of Us، برای طبیعی‌تر نشان دادن حرکات مبتلایان (Infected)، از بازیگران واقعی که مهارت‌های خاصی در حرکات بدن داشتند، استفاده شده است. این موضوع باعث شد که زامبی‌ها (که در این دنیا با نام کلیکر “Clicker” شناخته می‌شوند) بسیار واقع‌گرایانه و ترسناک به نظر برسند. برای این کار، از افرادی که در اجرای حرکات بدن در سبک‌های مختلف مانند پارکور (Parkour) و حرکات آکروباتیک تخصص داشتند، کمک گرفته شد. تیم جلوه‌های ویژه نیز به جای استفاده از انیمیشن‌های دیجیتالی (CGI)، سعی کرد که با استفاده از گریم‌های پیچیده، چهره‌ی مبتلایان را به واقعیت نزدیک کند.


۳- جزئیات دقیق در طراحی شهرهای ویران‌شده

یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های سریال The Last of Us، دقت فوق‌العاده در طراحی محیط‌های پسا-آخرالزمانی (Post-Apocalyptic) است. برای بازسازی شهرهای متروک و ویران‌شده، تیم تولید از تصاویر واقعی مکان‌های متروکه در سراسر جهان الهام گرفت. برخی از صحنه‌های خیابانی در واقع در کانادا فیلم‌برداری شده‌اند و با جلوه‌های ویژه و تزئینات صحنه، شبیه به شهرهای متروک آمریکایی تبدیل شده‌اند. به عنوان مثال، صحنه‌های مربوط به بوستون (Boston) به طرز خیره‌کننده‌ای به بازی اصلی وفادار باقی ماندند و حتی پوشش گیاهی رشد کرده بر روی ساختمان‌ها نیز با جزئیات دقیق طراحی شد. این سطح از دقت، حس غوطه‌وری را برای بینندگان به شکل بی‌نظیری افزایش داد.


۴- موسیقی متن توسط آهنگساز بازی ساخته شد

یکی از بزرگ‌ترین دلایل محبوبیت بازی The Last of Us، موسیقی احساسی و تأثیرگذار آن بود که توسط گوستاوو سانتائولایا (Gustavo Santaolalla) ساخته شد. جالب است بدانید که همان آهنگساز، موسیقی سریال را نیز بر عهده داشت. گوستاوو با استفاده از گیتار خاص خود که صدایی عمیق و نوستالژیک ایجاد می‌کند، حس تنهایی و اندوه دنیای آخرالزمانی را به زیبایی در سریال منعکس کرد. برخی از قطعات موسیقی بازی بدون هیچ تغییری در سریال استفاده شده‌اند که این موضوع برای طرفداران بازی بسیار هیجان‌انگیز بود. حضور این آهنگساز در تیم تولید، باعث شد که فضای احساسی و تاریک The Last of Us کاملاً حفظ شود.


۵- صحنه‌های احساسی با الهام از تجربه‌های واقعی ساخته شده‌اند

یکی از دلایلی که سریال The Last of Us توانست این‌قدر تأثیرگذار باشد، این است که بسیاری از صحنه‌های احساسی آن، از تجربیات واقعی الهام گرفته شده‌اند. کریگ مازن و نیل دراکمن در مصاحبه‌های خود گفته‌اند که برای خلق صحنه‌های کلیدی، از داستان‌های واقعی در مورد روابط انسانی، عشق و از دست دادن الهام گرفته‌اند. برای مثال، صحنه‌ای که جوئل به الی درباره دخترش می‌گوید، با الهام از یک تجربه شخصی نوشته شده است. این میزان از دقت در احساسات باعث شده که The Last of Us فقط یک سریال آخرالزمانی نباشد، بلکه یک داستان عمیق درباره انسانیت و روابط انسانی باشد.


۶- بلا رمزی برای نقش الی نیازی به بازی کردن نسخه اصلی نداشت

بلا رمزی (Bella Ramsey)، بازیگر نقش الی، در مصاحبه‌ای اعلام کرد که نیل دراکمن و کریگ مازن به او گفتند که نیازی نیست نسخه اصلی بازی The Last of Us را تجربه کند. دلیل این تصمیم این بود که او بتواند بدون تأثیر گرفتن از عملکرد اشلی جانسون (Ashley Johnson)، صداپیشه الی در بازی، شخصیت خودش را در این نقش بسازد. با این حال، بلا رمزی برای درک بهتر شخصیت، ویدیوهای مختلفی از بازی را تماشا کرد و دیالوگ‌های الی را مطالعه کرد. او در برخی صحنه‌ها سبک خاصی از اجرای خودش را به نمایش گذاشت که با بازی اصلی تفاوت داشت اما همچنان روح الی را زنده کرد. دراکمن و مازن تأکید کردند که این سریال نباید صرفاً یک کپی از بازی باشد، بلکه باید زنده و مستقل عمل کند. این موضوع باعث شد که شخصیت الی در سریال عمق بیشتری بگیرد و ویژگی‌های جدیدی به آن اضافه شود. با این حال، برخی از دیالوگ‌های کلاسیک الی بدون هیچ تغییری از بازی به سریال منتقل شدند. بسیاری از طرفداران از اجرای بلا رمزی در ابتدا مطمئن نبودند، اما پس از پخش قسمت‌های اول، تحسین گسترده‌ای نسبت به بازی او شکل گرفت. او توانست احساسات پیچیده الی، از جمله خشونت، معصومیت، شوخ‌طبعی و آسیب‌پذیری او را به خوبی به نمایش بگذارد. حتی نیل دراکمن اعلام کرد که از اجرای رمزی شگفت‌زده شده و او را بهترین انتخاب برای نقش الی می‌داند.


۷- پدرو پاسکال فقط چند دقیقه از بازی را تماشا کرد

پدرو پاسکال (Pedro Pascal)، بازیگر نقش جوئل، برخلاف بسیاری از طرفداران، آشنایی زیادی با بازی The Last of Us نداشت. او در مصاحبه‌ای گفته که تنها چند دقیقه از گیم‌پلی را تماشا کرده تا فضای کلی داستان را درک کند، اما بیشتر از این نخواست تحت تأثیر اجرای تروی بیکر (Troy Baker)، صداپیشه جوئل در بازی، قرار بگیرد. پاسکال می‌خواست نسخه‌ای منحصر به فرد از جوئل را در سریال ارائه دهد که ترکیبی از سختی، درد گذشته و عشق پنهان به الی باشد. تیم سازنده او را تشویق کرد که احساسات خود را به شخصیت جوئل اضافه کند، بدون اینکه به طور کامل از نسخه بازی پیروی کند. او برای آماده شدن برای این نقش، برخی از فیلم‌های آخرالزمانی و داستان‌های مربوط به پدرانی که از فرزندانشان محافظت می‌کنند را مطالعه کرد. یکی از مهم‌ترین تغییرات در شخصیت جوئل در سریال، آسیب‌پذیری بیشتر او نسبت به نسخه بازی است. این تغییر باعث شد که جوئل در سریال بیشتر شبیه یک پدر واقعی باشد تا یک قهرمان اکشن. پاسکال در بسیاری از صحنه‌های احساسی، عمق بیشتری به شخصیت جوئل داد، به خصوص در لحظاتی که عشق و ترس او نسبت به الی را نشان می‌داد. او همچنین نحوه صحبت کردن و حرکات جوئل را با دقت طراحی کرد تا طبیعی و باورپذیر به نظر برسد. در نهایت، عملکرد او مورد تحسین گسترده قرار گرفت و بسیاری از طرفداران او را بهترین انتخاب ممکن برای این نقش دانستند.


۸- بازیگران اصلی بازی در سریال نقش‌های جدیدی دارند

یکی از جالب‌ترین نکات درباره سریال The Last of Us این است که برخی از بازیگران اصلی بازی ویدیویی، در سریال نیز حضور دارند اما در نقش‌هایی متفاوت. اشلی جانسون (Ashley Johnson)، که در بازی صداپیشه الی بود، در سریال نقش مادر الی، آنا (Anna) را بازی می‌کند. این انتخاب برای طرفداران بازی بسیار احساسی و معنادار بود، چرا که اشلی جانسون یکی از دلایل محبوبیت شخصیت الی در بازی بود. همچنین، تروی بیکر (Troy Baker)، صداپیشه جوئل در بازی، در سریال نقش جیمز (James)، یکی از اعضای گروه دیوید (David)، را ایفا می‌کند. حضور این بازیگران در سریال باعث شد که ارتباط بین بازی و سریال قوی‌تر شود و به نوعی ادای احترام به نسخه اصلی باشد. علاوه بر آن، جفری پیرس (Jeffrey Pierce)، که در بازی صداپیشه تامی (Tommy) بود، در سریال در نقش فرمانده یکی از گروه‌های شورشی ظاهر می‌شود. مرل دندریج (Merle Dandridge)، که در بازی نقش مارلین (Marlene) را صداگذاری کرده بود، تنها بازیگری است که نقش خود را در سریال نیز ایفا کرده است. این تصمیم باعث شد که مارلین در سریال همان حس و صدای آشنا را داشته باشد که در بازی تجربه کرده بودیم. حضور این بازیگران در سریال یک غافلگیری خوشایند برای طرفداران قدیمی بود و باعث شد که ارتباط احساسی بیشتری بین بینندگان و داستان برقرار شود.


۹- صحنه‌های اکشن کمتر اما تأثیرگذارتر هستند

یکی از تفاوت‌های عمده بین سریال و بازی The Last of Us، کاهش تعداد صحنه‌های اکشن و مبارزات است. در بازی، جوئل و الی بارها درگیر نبردهای شدید با کلیکرها و دشمنان مختلف می‌شوند، اما در سریال، این صحنه‌ها به شکلی محدودتر و هدفمندتر طراحی شده‌اند. دلیل این تصمیم این بود که سازندگان می‌خواستند تمرکز بیشتری بر احساسات و روابط بین شخصیت‌ها داشته باشند تا اکشن صرف. کریگ مازن توضیح داده که در یک بازی ویدیویی، بخش زیادی از زمان به مبارزات اختصاص داده می‌شود تا بازیکنان درگیر گیم‌پلی شوند، اما در یک سریال، این مقدار لازم نیست. به همین دلیل، هر صحنه اکشن در سریال دارای معنا و هدف خاصی است و فقط زمانی رخ می‌دهد که لازم باشد داستان را پیش ببرد. این تغییر باعث شد که هر لحظه اکشن در سریال اهمیت بیشتری پیدا کند و تأثیرگذارتر باشد. به عنوان مثال، صحنه درگیری با کلیکرها در قسمت دوم سریال به شدت پرتنش و وحشتناک بود، چرا که به جای نمایش صرف مبارزه، بر وحشت و تلاش برای زنده ماندن تمرکز داشت. این تغییر برای برخی از طرفداران بازی غیرمنتظره بود، اما باعث شد سریال حال و هوای متفاوتی نسبت به نسخه بازی داشته باشد.


۱۰- تأثیرپذیری داستان از واقعیت‌های علمی

سریال The Last of Us از یک واقعیت علمی الهام گرفته شده است: قارچ کوردیسپس (Cordyceps)، که در دنیای واقعی وجود دارد و می‌تواند حشرات را آلوده کند. در بازی و سریال، این قارچ به نوعی جهش یافته که می‌تواند انسان‌ها را به موجودات خطرناک و غیرقابل کنترل تبدیل کند. نیل دراکمن از مستندهای علمی درباره قارچ‌های انگلی الهام گرفته و ایده‌ی دنیای آخرالزمانی The Last of Us را بر اساس یک سناریوی علمی واقعی بنا کرده است. در واقع، قارچ کوردیسپس در طبیعت روی مورچه‌ها تأثیر می‌گذارد و آنها را به زامبی تبدیل می‌کند. در سریال، توضیح علمی بیشتری درباره نحوه انتشار این قارچ داده شده و این باعث شده که داستان باورپذیرتر باشد. در ابتدای سریال، در یک مصاحبه تلویزیونی، دانشمندان درباره تهدید بالقوه قارچ‌ها برای بشریت صحبت می‌کنند، که این صحنه یکی از تغییرات مهم نسبت به بازی محسوب می‌شود. این پرداخت علمی باعث شده که The Last of Us فراتر از یک داستان زامبی‌محور معمولی باشد و به نوعی هشدار درباره تغییرات اقلیمی و تهدیدات زیست‌محیطی بدهد. این جنبه علمی داستان یکی از دلایلی است که سریال را از سایر آثار آخرالزمانی متمایز کرده و آن را به اثری عمیق‌تر و تأمل‌برانگیزتر تبدیل کرده است.


۱۱- قسمت سوم سریال یکی از احساسی‌ترین و تحسین‌شده‌ترین قسمت‌ها شد

قسمت سوم سریال The Last of Us که با نام “Long, Long Time” شناخته می‌شود، یکی از متفاوت‌ترین و احساسی‌ترین قسمت‌های کل سریال است. این قسمت بیشتر بر داستان شخصیت‌های بیل (Bill) و فرانک (Frank) تمرکز دارد و رابطه عاشقانه و عمیق بین آن‌ها را به تصویر می‌کشد. در حالی که در بازی بیل فقط به عنوان یک بازمانده خشن و منزوی معرفی می‌شود و سرنوشت فرانک کاملاً مبهم است، سریال داستان جدیدی برای آن‌ها خلق کرد. این تصمیم باعث شد که این قسمت به یکی از تحسین‌شده‌ترین اپیزودهای سریال تبدیل شود و بسیاری از بینندگان را به گریه بیندازد. منتقدان از این قسمت به عنوان یکی از بهترین نمونه‌های داستان‌سرایی احساسی در تلویزیون یاد کردند. نیک آفرمن (Nick Offerman) در نقش بیل و موری بارتلت (Murray Bartlett) در نقش فرانک اجرای بی‌نظیری داشتند که تأثیرگذاری داستان را چندین برابر کرد. این قسمت همچنین نشان داد که حتی در دنیای آخرالزمانی، عشق و امید می‌توانند معنا و ارزش داشته باشند. موسیقی، فیلم‌برداری و نحوه روایت این داستان به قدری قوی بود که بسیاری آن را یکی از بهترین اپیزودهای سریال‌های تلویزیونی در سال‌های اخیر دانستند. در حالی که برخی طرفداران انتظار داشتند که این قسمت اکشن بیشتری داشته باشد، رویکرد احساسی و دراماتیک آن به یک نقطه قوت بزرگ تبدیل شد. این تغییر باعث شد که جهان The Last of Us عمق بیشتری پیدا کند و نشان دهد که این داستان فقط درباره بقا نیست، بلکه درباره روابط انسانی نیز هست.


۱۲- الگوی طراحی کلیکرها از طبیعت الهام گرفته شده است

طراحی کلیکرها (Clickers) در سریال و بازی با دقت و جزئیات فراوان انجام شده است و سازندگان از دنیای واقعی برای طراحی آن‌ها الهام گرفته‌اند. نیل دراکمن و تیم طراحی Naughty Dog هنگام ساخت بازی، قارچ‌های انگلی مانند Ophiocordyceps را مطالعه کردند که می‌توانند کنترل بدن میزبان خود را به دست بگیرند. این قارچ در دنیای واقعی بر روی بدن مورچه‌ها و برخی دیگر از حشرات رشد می‌کند و رفتار آن‌ها را تغییر می‌دهد. برای طراحی کلیکرها، از تصاویری از این قارچ‌ها و نحوه رشد آن‌ها روی بدن حشرات الهام گرفته شد. در سریال، تیم گریم و جلوه‌های ویژه سعی کردند که ظاهر کلیکرها را تا حد امکان واقعی و ترسناک کنند. آن‌ها از پروتزهای پیچیده و ماسک‌های دست‌ساز استفاده کردند تا حس موجوداتی واقعی و زنده را منتقل کنند. علاوه بر ظاهر، صداهای کلیکرها نیز با دقت خاصی طراحی شد تا وحشت بیشتری به بیننده القا کند. صداهای کلیکرها توسط بازیگران اصلی آن‌ها ضبط شد و به گونه‌ای تغییر داده شد که شبیه به صدای پژواک در فضاهای خالی باشد. این ترکیب از طراحی بصری و صوتی باعث شد که کلیکرها در سریال همان حس ترسناک و تهدیدآمیز نسخه بازی را حفظ کنند.


۱۳- فیلم‌برداری سریال بیشتر در کانادا انجام شده است

برخلاف داستان بازی که در ایالات متحده می‌گذرد، فیلم‌برداری سریال The Last of Us تقریباً به طور کامل در کانادا انجام شده است. بیشتر صحنه‌های مربوط به شهرهای ویران‌شده و طبیعت آخرالزمانی در استان آلبرتا (Alberta) فیلم‌برداری شده است. تیم تولید از لوکیشن‌های طبیعی و شهرهای کوچک استفاده کرد و سپس با جلوه‌های ویژه (VFX) تغییرات لازم را روی آن‌ها اعمال کرد. شهر کلگری (Calgary) به عنوان بوستون و جاهای دیگر ایالات متحده بازسازی شد. برخی خیابان‌ها کاملاً بسته شدند تا برای مدتی به مناطق آخرالزمانی تبدیل شوند. این انتخاب باعث شد که تولید سریال با هزینه کمتری انجام شود و امکان استفاده از لوکیشن‌های متنوع‌تر فراهم شود. تیم جلوه‌های ویژه با ترکیب تصاویر واقعی و تکنیک‌های گرافیکی، توانست محیطی بسیار شبیه به نسخه بازی خلق کند. همچنین، طبیعت بکر و کوهستان‌های آلبرتا پس‌زمینه‌ای مناسب برای سفر جوئل و الی فراهم کرد. این تصمیم یکی از دلایل موفقیت بصری سریال بود، زیرا محیط‌های طبیعی کانادا به خوبی حس رهاشدگی و ویرانی را منتقل می‌کردند. برخی از سکانس‌های جنگلی و کوهستانی بدون تغییر زیادی فیلم‌برداری شدند، زیرا طبیعت کانادا به خودی خود حس آخرالزمانی مورد نیاز داستان را داشت.


۱۴- ایده اولیه داستان بازی از یک مستند درباره طبیعت گرفته شده است

نیل دراکمن ایده اصلی The Last of Us را زمانی پیدا کرد که یک مستند درباره قارچ‌های انگلی تماشا می‌کرد. این مستند از شبکه BBC با نام “Planet Earth” نشان می‌داد که چگونه قارچ‌های خاصی مانند کوردیسپس (Cordyceps) می‌توانند بدن حشرات را آلوده کنند و کنترل آن‌ها را به دست بگیرند. این موضوع در ذهن دراکمن جرقه‌ای ایجاد کرد که اگر چنین قارچی بتواند روی انسان‌ها تأثیر بگذارد، چه اتفاقی خواهد افتاد؟ از همان لحظه، ایده یک دنیای آخرالزمانی که در آن انسان‌ها به موجودات زامبی‌مانند تبدیل می‌شوند، شکل گرفت. دراکمن همچنین از فیلم‌هایی مانند “Children of Men” و بازی “Ico” الهام گرفت که هردو بر روابط عاطفی بین شخصیت‌ها تمرکز داشتند. در نتیجه، The Last of Us فقط یک داستان زامبی‌محور نشد، بلکه داستانی احساسی درباره عشق، بقا و رابطه پدر و دختری را روایت کرد. این ایده اولیه باعث شد که بازی از دیگر عناوین آخرالزمانی متمایز شود و حالا سریال نیز این ویژگی را حفظ کرده است.


۱۵- ساخت اولین فصل سریال هزینه‌ای معادل چندین بازی AAA داشت

سریال The Last of Us یکی از پرهزینه‌ترین تولیدات تلویزیونی تاریخ محسوب می‌شود. بودجه‌ی تخمینی برای ساخت فصل اول حدود ۱۰۰ میلیون دلار گزارش شده است که این رقم تقریباً برابر با هزینه‌ی ساخت چندین بازی ویدیویی در سطح AAA است. برای مقایسه، بودجه ساخت برخی از بازی‌های بزرگ مانند The Witcher 3 و Cyberpunk 2077 در حدود ۸۰ تا ۱۲۰ میلیون دلار بوده است. دلیل این هزینه‌ی بالا، استفاده از جلوه‌های ویژه پیشرفته، طراحی دقیق لوکیشن‌ها و گریم‌های پیچیده برای مبتلایان (Infected) بود. همچنین، پرداخت‌های سنگین به بازیگران بزرگی مانند پدرو پاسکال و بلا رمزی نیز نقش مهمی در افزایش هزینه‌ها داشت. بخش زیادی از بودجه صرف بازسازی شهرهای ویران‌شده و استفاده از تکنولوژی‌های روز برای خلق جلوه‌های ویژه شد. علاوه بر این، هزینه بالای تولید در کانادا و نیاز به رعایت استانداردهای خاص فیلم‌برداری باعث شد که بودجه سریال به این سطح برسد. اما این سرمایه‌گذاری نتیجه داد، زیرا سریال موفق شد رکوردهای پربیننده‌ترین سریال‌های شبکه HBO را بشکند. میزان استقبال از سریال آن‌قدر زیاد بود که تنها چند هفته پس از پخش، فصل دوم آن به صورت رسمی تأیید شد.


نوشته مرتبط:

140 سریال محبوب تاریخ که بیشترین نمره IMDB را دارند

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
[wpcode id="260079"]