زندگی من: آنا آخماتووا

0

ترجمهٔ احمدپوری

در 1889 سال تولد من، چارلی چاپلین به دنیا آمد، «سونات کرتروز» تولستوی منتشر شد، برج ایفل ساخته شد و هیتلر و ظاهرا الیوت هم دیده به جهان گشودند. در تابستان آن سال فرانسویان صدمین سالگرد به آتش کشیدن باستیل را جشن گرفتند و در شب تولد من،22 ژوئن، جشن چله تابستان برگزار می‌شود.

نام مرا به یاد مادر بزرگم «آنایگرونا موتوویلوا» گذاشتند. مادر او آخماتووا شاهزادهٔ تاتار بود و از نوادگان چنگیزخان. نام ادبی‌ام را از او وام گرفتم. آن زمان فکر نمی‌کردم شاعر روسیه خواهم شد.

من در شهری حومهٔ اوسا در خانه‌ای ویلایی به دنیا آمدم. این خانه کوچک یا بهتر است بگویم کلبه در انتهای باریک راهی بنا شده بود که به شیب تندی که پست‌خانه در آن‌جا بود و جاده از کنارش عبور می‌کند منتهی می‌شود. در پانزده سالگی که در «لوسدروف» زندگی می‌کردیم روزی از این مکان رد شدیم. مامان پیشنهاد کرد که توقف کنیم و نگاهی به کلبه که از زمان ترک آن ندیده بودیمش بیاندازیم.

در آستانهٔ در کلبه گفتم: «روزی یک تابلو برنجی یادبود روی این در نصب خواهد شد» قصدم شوخی بود و نمی‌خواستم خودنمایی کنم. مادرم اخم‌هایش را به هم کشید و گفت: «خدای من، چقدر تو را بد تربیت کرده‌ام.»

نهم ژانویه و ماجرای تسوشیما (شکست فاجعه‌آمیز روسیه از ژاپن و غرق شدن ناوگان دریایی‌اش در 1905) شوک بزرگی بود و تأثیر عمیقی در زندگیم گذاشت. این حادثه نخستین رویداد بزرگ تاریخی زندگیم و بطور خاصی برایم هولناک بود. سال 1910 سال بحرانی سمبولیزم و مرگ تولستوی بود. سال 1911 سال انقلاب چین بود که چهرهٔ آسیا را دگرگون کرد و همین سال خاطرات الکساندر بلوک با آن پیشگویی‌های وحشتناک منتشر شد.

قرن بیستم در پائیز 1914 با جنگ آغاز شد. درست مانند قرن نوزده که با کنگرهٔ وین ظهور کرد. در این‌که سمبولیزم پدیدهٔ قرن نوزدهم بود شکی نیست. عصیان ما علیه سمبولیزم کاملا منطقی بود زیرا خود را متعلق به قرن بیستم می‌دانستیم و نمی‌خواستیم در گذشته در جا بزنیم…

آن اشعار سست دختری با چنتهٔ خالی به دلایلی سیزده بار به چاپ رسید…آن دختر (تا جایی که من یادم است) چنین اقبالی را برای این اشعار پیش‌بینی نمی‌کرد به این خاطر آن‌ها را زیر تشکچهٔ کاناپه پنهان کرده بود تا بیش از این ناراحتش نکنند. او از انتشار «شامگاه» چنان ناراحت شد که به ایتالیا رفت (بهار 1912) و زمانی که در تراموا نشسته بود و چشم در مردم دوخته بود پیش خود گفت «خوش به حال این مردم که کتابی چاپ نکرده‌اند.»

به جز آنابونینا ، اولین شاعره روسی، که عمّهٔ پدربزرگم «اراسموس ایوانویچ استوگوف» بود در خانوادهٔ ما کسی شعر نمی‌گفت. خانوادهٔ عصیان ما علیه سمبولیزم کاملا منطقی بود زیرا خود را متعلق به قرن بیستم می‌دانستیم و نمی‌خواستیم در گذشته درجا بزنیم…آن اشعار سست دختری با چنتهٔ خالی به دلایلی سیزده بار به چاپ رسید…آن دختر (تا جایی که من یادم است) چنین اقبالی را برای این اشعار پیش‌بینی نمی‌کرد به این خاطر آن‌ها را زیر تشکچهٔ کاناپه پنهان کرده بود تا بیش از این ناراحتش نکنند.

استوگوف از زمین داران میان مایهٔ ناحیه «موژایوسکی5 در اطراف مسکو بودند که پس از انقلاب دوباره در آنجا ساکن شدند. آن‌ها در نووگراد ثروتمندتر و شناخته شده‌تر بودند.

یک آدمکش حرفه‌ای روسی احمد خان، جد کبیر مرا شبانه در چادرش به قتل رساند. «کارامزین»6 به این اعتقاد است که با مرگ احمد خان بساط مغول در آن منطقه برچیده شد. کلیسای «سرتنسک» در مسکو به شادی این واقعه مدتها جشن مذهبی برگزار می‌کرد. چنان که می‌گویند احمد خان از نوادگان چنگیز خان بود. یکی از شاهزادگان آخماتوف (احمد اف) در قرن 17‌ با زمیندار ثروتمند و نامداری به اسم «موتوویلف»8 ازدواج کرد. «یگور موتوویلف» پدر جد من بود و دخترش «آنایگورونا»، مادر بزرگم، او وقتی مادرم نه سال داشت از دنیا رفت. و من به یاد او آنا نامیده شدم. چندین انگشتری با نگین‌های الماس و یکی از آن‌ها با نگین زمرد از او به یادگار ماند و من نتوانستم باوجوداین‌که انگشتان ظریفی داشتم حتی یکی از آن‌ها را به انگشت کنم.

دختر وحشی

مردم اطراف خانهٔ ما در «اوترادا»(خلیج استرلتسکایا ‌) به من لقب دختر وحشی داده بودند چون همیشه بدون کفش و کلاه این ور و آن ور می‌دویدم. و از قایق به وسط دریا می‌پریدم و در دریای توفانی شنا می‌کردم. گاه آنقدر زیر آفتاب می‌سوختم که تمامی تنم پوسته پوسته می‌شد. این کارها خانم‌های سباستوپول را حیرت زده می‌کرد.

کودکی من، درست مثل کودکی همهٔ بچه‌های جهان، استثنایی و با شکوه بود. سخن دربارهٔ کودکی هم آسان است و هم دشوار. آسان از این نظر که کودکی پر است از آرامش و کم دغدغه‌گی و دشوار ازاین‌رو که نوعی شیرینی قراردادی پرده‌ای شده است برای توصیف چنین دورهٔ ژرف و مهم از زندگی. علاوه بر این همیشه برخی سعی دارند بگویند که کودکی غمباری را گذرانده‌اند و بعضی دیگر آن را بسیار شد و زیبا می‌دانند. معمولا هر دو این تلقی از کودکی مزخوف است. بچه‌ها چیزی برای مقیسه ندارند. این است که نمی‌دانند سعادتمندند یا نه. زمانی که آگاهی فرا می‌رسد انسان بلافاصله در دنیایی کاملا آماده و بدون تحرک جا می‌گیرد و طبیعی‌ترین چیز این است که باور نمی‌کند دنیایی غیر از این هم می‌تواند وجود داشته باشد. این تصویر ابتدایی در روح انسان می‌ماند و زنده‌ها آن را دربست می‌پذیرند و غرابت آن را به نحوی پنهان می‌کنند. برعکس عده‌ای دیگر اصلا واقعیت این تصویر را نمی‌پذیرند و همان عبارت پوچ را تکرار می‌کنند که «آیا واقعا این من هستم؟»

در 50 سالگی سالهای نخست زندگی دوباره به آدم رو می‌کند. شعر «دشت» و «دستان جوان» من شاهد این مدعاست. این شعرها نقد زیادی برانگیخت که در آن‌ها من متهم به پناه بردن به گذشته شده بودم.

در 1936 دوباره آغاز به نوشتن کردم. اما خطم عوض شده بود و صدایم تغییر یافته بود. با «پگالوس»11 که یادآور اسبان سفید رستاخیز بودند و یا با آن اسبان سیاه اشعارم که هنوز به دنیا نیامده بودند پیش می‌راندم…دیگر نمی‌توانستم به سبک آن دوره باز گردم. نمی‌توانم بگویم سبک من بدتر شده بود یا بهتر. اما باید بگویم که سال 1940 برایم اوج بود. اشعارم به‌طور مرتب مخاطب می‌یافتند و بی‌وقفه از هم پیشی می‌گرفتند و همچنان سرریز می‌شدند. و گاهی هم شاید بد بودند…

نوشته‌های پیشنهادی

آگهی متنی در همه صفحات
دکتر فارمو / هتل کربلا /فروشگاه لوازم بهداشتی /علائم گرمازدگی / بهترین مودم 5G /خرید عطر و ادکلن /قهوه فوری گانودرما دکتر بیز /جراحی زیبایی /داروخانه آنلاین / آموزش رانندگی با ماشین دنده اتومات / فروشگاه لوازم بهداشتی / آموزش زبان فرانسه / هایلند بیوتی / شیشه اتومبیل / کاهش وزن قطعی با اسلیو معده / دانلود ریمیکس های جدید /بهترین جراح اسلیو معده در تهران / قیمت گوسفند زنده / موتور فن کویل /لیزر زگیل تناسلی /بهترین کلینیک کاشت مو مشهد /بهترین سریال های ۲۰۲۴ / تجهیزات و وسایل دندانپزشکی /ثبت برند /خدمات پرداخت ارزی نوین پرداخت /جراح تیروئید / پزشکا /موتور فن کویل / نرم افزار حسابداری / مقاله بازار / شیشه اتومبیل /بهترین دکتر لیپوماتیک در تهران /کاشت مو / درمان طب / تجهیزات پزشکی /داروخانه اینترنتی آرتان /فروشگاه لوازم بهداشتی /داروخانه تینا /سایت نوید /کلاه کاسکت /ساعت تبلیغاتی /تجهیزات پزشکی /بهترین سریال های ایرانی /کاشت مو /قیمت ساک پارچه ای /دانلود نرم افزار /

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.