پروژهٔ جادوگر بلر – ۲۵ سال بعد و اظهار نارضایتی هنرپیشهها از دریافتیهایشان از این فیلم مشهور

سال تولید : ۱۹۹۹
کشور تولیدکننده : آمریکا
کارگردان : دانیل مایریک و ادواردو سانچز
هنرپیشگان : هیتر داناهیو، مایکل ویلیامز، باب گریفین، جیم کینگ، ساندرا سانچز و جاشوآ لنرد
داستات: بر مبنای اظهارات اهالی سالخوردهٔ شهر، حادثهٔ ̎جادوگر بلر̎ یک افسانهٔ قدیمی دربارهٔ جادوگرانی است که در سالهای بسیار دور نوجوانان بسیاری را شکنجه کردند و کشتند. همهٔ اهالی شهر این ماجرا را با جزئیاتش میدانند. سه دانشجوی سینما که برای انجام پروژهشان به عمق جنگل رفتهاند، بهعلت گم کردن نقشه به سرنوشت شومی دچار میشوند. آنان که مجبور شدهاند برای پیداکردن راه چند روز بیشتر در جنگل بمانند، به ناگاه در نیمههای شب، صداهای رعبانگیزی را از بیرون چادرشان میشنوند. آنان اشیاء عجیب ساخت ̎جادوگران بلر̎ را که در جنگل زندگی میکنند، بهدست میآورند و در حالیکه به شدت وحشت کردهاند با کمال ناامیدی سعی میکنند راه خروج از جنگل را پیدا کنند، اما موفق نمیشوند. سه جوان زمانی ناامیدتر میشوند که متوجه میشوند غذا ندارند و هوا هم رو به سردی گذاشته و هیچکس متوجه گمشدن آنان نشده است. آنان هر شب با شنیدن جیغ و صداهای ترسناک مطمئن میشوند کسی در تعقیبشان است و خیلی زود نگران از دست دادن زندگیشان میشوند…
پروژهٔ جادوگر بلر پدیدهٔ استثنائی و غافلگیر کنندهٔ سال ۱۹۹۹ بود. تبریکی نه تنها برای سازندگان باهوش و ماجراجویش بلکه برای شرکت مستقل و اینک بسیار خبرساز آرتیزان اینترتینمنت که عجیبترین شیوهٔ بازاریابی پایان قرن ـ و شاید تمام تاریخ سینما ـ را به اجرا درآورد.
بلر سرفصل مهمی است برای کاربرد اینترنت بهعنوان یک سلاح تبلیغاتی و برای احالهٔ کارورزان سینمای ترسناک به سادگی، هراس غریزی و بدوی و امتیازات ̎نشان ندادن̎. فیلم زیبائیشناسی فیلم خانگی ـ با آن کیفیت خام تصویری، تکانهای دوربین و تدویننشدگیاش ـ را بهخوبی با ملزومات ژانر فیلمهای ترسناک پیوند میزند. و بیشک کمک زیادی به هر چه متحققتر شدن آرزوی امکان تبدیل هر آدمی به یک فیلمساز میکند و مهمتر از آن بهوجود مخاطبانی برای این فیلمهای دلخواه و در نتیجه غیرمترقبه. تجربه بلر نشان میدهد که امکان دارد این فیلمهای نوعی را انبوهی از تماشاگران بپذیرند و بطلبند.
بلر در واقع میتواند مایهٔ تحسین راجر کورمن ـ استاد هزینههای اندک و ایدههائی برنده ـ باشد. از افسانه که بگذریم و در دومین بار تماشا، بلر کماکان گیرائی خاصی دارد. فضای جنگل، یکنواخت و بیکران و مانع از شناسائی و احاطه، باعث میشود که آدم وهم برش دارد و پیشفرض ̎اینکه یک فیلم است̎ را از کف بگذارد. تکانهای دوربین کاری میکنند که روی برگها و علفها و بیهیچ استفادهای از حس جهتیابی راه بروید.
محدودیت اجتنابناپذیر نقطهنظر (چون اینها مثلاً قرار است فیلمهای ویدئویی آماتوری سه دانشجو باشند که راه خود را گم کردهاند) آزارنده است چون هرگونه مفر یا امنیت را از ما دریغ میکند. بلر مورد ناجوری برای تحلیل انتقادی است، چون اینکه خوشساخت یا خوشپرداختتر بودنش یا سنجیدهتر بودنش میتوانست آن را اثری موفقتر کند، جای تردید و بحث دارد. مثل هر تجربهٔ قائم به ذات دیگر، قضاوت آن بر اساس معیارهای از پیش موجود آکادمیک نابسنده خواهد بود.
ولی قدر مسلم اینکه در تظاهر به مستند بودن کم و کسری ندارد. آیا فیلمی ̎شکست تصویر̎ را تا این حد قاطعانه اعلام کرده است؟ و همزمان از طریق ̎نمایش̎ این مفهوم، باز بر ̎پیروزی تصویر̎ در سطحی دیگر گواهی داده است؟ بلر بسیار مناسبتر از یک فیلم عباس کیارستمی میتواند انگیزهٔ حرف زدن از لایههای چندگانهٔ رابطهٔ سینما و واقعیت، داستانی و مستند و فیلمساز و آدمهای جلوی دوربین باشد. ادامه: کتاب سایهها: جادوگر بلر ۲ (جو برلینگر، ۲۰۰۰).
اما به تازگی ستارگان فیلم «پروژه جادوگر بلر» در سال 1999 در مورد اینکه چگونه فریب خوردهاند تا سودی را که مستحق آن بودند از فیلمی که به یکی از سودآورترین فیلمهای مستقل در تمام دوران تبدیل شد، به دست آورند، صحبت کردهاند.
هدر دوناهو، جاشوا لئونارد و مایکل سی ویلیامز دستمزد 500 دلار در هفته داشتند. فیلمبرداری این فیلم هشت روز ادامه داشت.
این فیلم پس از ساخت با بودجه 35000 دلاری، 248 میلیون دلار در سراسر جهان فروخت. با این حال، این سه بازیگر که پس از اکران فیلم در پرداخت اجاره خانه و پرداخت هزینه های مواد غذایی با مشکل مواجه بودند، هرگز به چیزی از این سد دست نیافتند.
مایکل با چشمانی گریان به ورایتی گفت: «از اینکه اجازه دادم این اتفاق برایم بیفتد خجالت میکشم.»
«همه تعجب میکنند که چه اتفاقی افتاده و همسرت در صف خواربارفروشی است و نمیتواند پرداخت کند، زیرا چک برگشتی دارد. شما در موفق ترین فیلم مستقل تمام دوران حضور دارید و نمی توانید از عزیزان خود مراقبت کنید.»
بلافاصله پس از اکران فیلم، این سه بازیگر مجبور شدند همانطور که طرح فیلم نشان میداد، خود را به ظاهر گم و گور کنند تا جهان را متقاعد کنند که واقعاً گم شدهاند. این فیلم در جشنواره فیلم ساندنس در سال 1999 با موفقیت چشمگیری روبرو شد.
مایکل در آن سال هنوز به عنوان یک کارگر جابجایی مبلمان کار می کرد زیرا نمیتوانست شغل دیگری پیدا کند در حالی که وانمود می کرد مرده است یا برای بازاریابی فیلم مفقود شده!
برای جاشوا هم هیچ چیز خوب نبود، او به یاد می آورد که در آن سال یک کنسرت پذیرایی داشت و مجبور بود برای نماینده خود غذا سرو کند.
او گفت: «نماینده من از من پرسید که من چه کار میکنم. گفتم: «میدانی که من پولی به دست نیاوردهام.» «همه ما برای پرداخت اجاره بها مشکل داشتیم.»
این فیلم در ساندنس توسط Artisan Entertainment به مبلغ 1.1 میلیون دلار خریداری شد و آنها بازیگران را از حضور در جشنواره فیلم کن در ماه مه همان سال یا حتی شرکت در مصاحبهها برای حفظ توهم غیبت بازیگران منع شده بودند.
زمانی که فیلم ۱۰۰ میلیون دلار در گیشه داخلی شکست، بازیگران یک سبد میوه دریافت کردند.
هدر گفت: «این زمانی بود که مشخص شد، وای، ما قرار نیست چیزی به دست آوریم.»
در سال 2000، دوناهو، لئونارد و ویلیامز به طور مشترک از آرتیزان در بحبوحه اکران دنباله، کتاب سایهها: جادوگر بلر 2 شکایت کردند. آنها حدود چهار سال بعد به توافقی دست یافتند که هر کدام حدود 300000 دلار در عرض چند سال دریافت گنند.
Lionsgate که در سال 2003 Artisan را خریداری کرد، همچنان از نام و چهره بازیگران سود میبرد که برای بازاریابی فیلم اصلی و دنباله های جدید و سودآور استفاده می شد.
امسال، Lionsgate همچنین اعلام کرد که در حال تولید پروژه جادوگر بلر جدید هستند.





