منتخب و خلاصه‌ای از کتاب نامه هایی برای وقت هایی که حالت خوش نیست

بهترین مقایسه، قیاس خودِ دیروز و امروزتان است. از خودتان بپرسید آیا امروز عملکردتان، حتی اندکی، از دیروز بهتر بوده؟

این نکته را به یاد داشته باشید که ما نمی‌توانیم کسی را مجبور کنیم دوست بهتری باشد. ما فقط اختیار خودمان و انتخاب‌هایمان را داریم و برگزیدن افرادی که وقتمان را کنارشان سپری می‌کنیم، به عهدهٔ خودمان است.

شما هم مانند هر انسان دیگری از ارزشمندی ذاتی برخوردارید، صرفِ همان چیزی که هستید و فارغ از دستاوردها یا شکست‌هایتان.

ترس از تنهایی بیشتر اوقات بهانه است، این آدم‌ها در رابطهٔ سمی می‌مانند، چون حتی از فکرکردن به گزینهٔ سوم، یعنی شروع رابطه‌ای جدید و پیش‌بینی‌ناپذیر و دردسرهای احتمالی آن می‌ترسند.

تنها راه التیام قلب شکسته، برداشتن قدم‌های آگاهانهٔ روبه‌جلو و یافتن راهی برای رهاکردن و شفا و تماشای خود حین پروانه‌شدن و بیرون‌زدن از پیلهٔ رنج است. راهش این نیست که در دل سیاهی بنشینید و امیدوار باشید همه‌جا خودبه‌خود روشن شود. باید برخیزید و شمعی روشن کنید تا در پرتوِ نورش، قدم‌به‌قدم از غار تنهایی‌تان بیرون بروید. شما باید خودتان، التیام را خلق کنید. با هر قدمِ روبه‌جلو به خودتان اثبات کنید که از اقتدار لازم برای رهایی از رنج امروز برخوردارید تا نهال باور و امید به فردایی روشن در دلتان شاخ‌وبرگ بدهد.

صدایی که از درونتان شما را به انزوا و تنهاکارکردن ترغیب می‌کند، معمولاً زاییدهٔ ترس است که دلیل اصلی آن چیزی جز میل غریزی‌تان برای محافظت از خود در برابر قضاوت دیگران نیست.

اعتمادبه‌نفس یعنی حرکت روبه‌جلو باوجود همهٔ ترس‌ها و تردیدها، درحالی‌که نتیجه پیش‌بینی‌ناپذیر است و نمی‌دانید چه‌چیز انتظارتان را می‌کشد.

«رنجِ سوگ هم مانند شادیِ برخاسته از عشق، جزئی از زندگی است. شاید بهایی است که برای عشق می‌پردازیم و تاوان دل‌بستگی عمیق و وفاداری.»

سبک دل‌بستگی اجتنابی، اختلال یا بیماری روانی نیست. این سبک مجموعه‌ای از تمایلات و الگوهای رفتاری است که در گذشته در ما شکل گرفته و تقویت شده و تا امروز راهکار مقابله‌ای ما برای مدیریت روابطمان بوده است. مهم نیست این سبک به چه دلیل و در چه محیطی به وجود آمده. هرگز نباید خودتان را از این بابت سرزنش کنید. به‌کارگیری این الگوها قطعاً زمانی مفید و سازگارانه بوده؛ اما اکنون فقط مانعی است که مسیر بهبود روابطتان را سد کرده است.

همیشه کسی هست که در کاری بهتر از ما باشد؛ اما برتری دیگری، ارزشمندی ذاتی انسانی ما را نقض نمی‌کند. شما برای مقایسهٔ سودمند و سازنده و بهره‌مندی از فواید آن، به درون‌مایه‌ای مستحکم و امن نیاز دارید که تنها راه دستیابی به آن، باورداشتن به ارزشمندی ذاتی‌تان است، باوری که در هیچ موقعیتی سست نشود. اگر با کوچک‌ترین تردیدی در عملکردتان احساس کنید ناکافی و بی‌ارزش هستید و هرچه تلاش کنید، باز هم محکوم به شکستید، تغییر ناممکن می‌شود.

تمرکز بر چیزهایی که دیگران دارند و شما ندارید، سرچشمهٔ نارضایتی شدید از زندگی‌ای است که اگر مدام درحال مقایسه نبودید، از آن لذت می‌بردید. با این کار داشته‌هایتان دیگر اهمیتی ندارد و تنها چیزی که به آن فکر می‌کنید، این است که دیگری بیشتر از شما دارد. طبیعی است که بهترین‌ها را برای خود بخواهید و آرزومند موفقیت و پیشرفت باشید؛ اما اگر این احساس زاییدهٔ خشم و حسد باشد، هیچ دستاوردی چشم‌ودلتان را سیر نمی‌کند و ولعِ بیشترداشتن دست از سرتان برنمی‌دارد. با این ذهنیت هرگز روی رضایت را نخواهید دید. شما به پیروی از نگرش نادرستتان مدام هدف و معیار موفقیت و الگوی مقایسه‌تان را تغییر می‌دهید و خط پایانی که باید به آن برسید، دورتر و دست‌نیافتنی‌تر می‌شود.

عاقبتِ مقایسهٔ نامعقول، چیزی جز سقوط در چاه تاریک حسادت و خشم و بیزاری نیست

تنها زمانی می‌توانید به‌جای غبطه‌خوردن، از موفقیت دیگری انگیزه بگیرید که ارزش ذاتی‌تان تحت‌تأثیر موفقیت او آسیب نبیند.

کتاب نامه هایی برای وقت هایی که حالت خوش نیست

نویسنده:جولی اسمیت
مترجم:آرزو شنطیائی
انتشارات:انتشارات میلکان

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
[wpcode id="260079"]