معرفی کتاب دوباره نگاه کن: قدرت توجه به چیزهایی که همیشه پیش چشممان بودهاند

کتاب «دوباره نگاه کن: قدرت توجه به چیزهایی که همیشه پیش چشممان بودهاند» (Look Again: The Power of Noticing What Was Always There) یکی از آثار مهم در حوزه روانشناسی و علوم رفتاری است که در سال ۲۰۲۴ توسط انتشارات Atria/One Signal برای نخستینبار منتشر شد. نویسندگان این کتاب، تالی شاروت (Tali Sharot) و کس آر. سانستاین (Cass R. Sunstein)، دو چهره برجسته در حوزه علوم شناختی و علوم اجتماعی هستند که تلاش کردهاند پدیدهای بهظاهر ساده اما بسیار عمیق را بررسی کنند: چرا ما در برابر بسیاری از چیزهایی که اطرافمان وجود دارد بیتفاوت میشویم و چگونه میتوان دوباره به آنها حساس شد؟
این کتاب بهعنوان اثری توصیف شده که به ما نشان میدهد چگونه شگفتیهای اولیهای که در برخورد با اشیا، افراد و موقعیتها تجربه میکنیم، به مرور زمان از بین میرود. این فرایند در روانشناسی «عادتپذیری» (Habituation) نام دارد. نویسندگان توضیح میدهند که مغز انسان طوری طراحی شده که به محرکهای تازه واکنش شدید نشان دهد، اما در برابر محرکهای تکراری حساسیتش کاهش پیدا میکند. همین ویژگی که زمانی برای بقا ضروری بوده، در زندگی مدرن میتواند باعث بیلذتی، کاهش انگیزه و بیتوجهی به زیباییهای ساده روزمره شود.
آنچه کتاب «Look Again» را از آثار مشابه متمایز میکند، ترکیب پژوهشهای علمی با مثالهای واقعی و کاربردی است. خواننده نهتنها با مبانی علمی این پدیده آشنا میشود، بلکه میآموزد چگونه میتوان با تکنیکهای مشخص، این فرایند «بیتفاوتی عصبی» را مهار کرد و دوباره از چیزهایی که همواره مقابل چشمانمان بودهاند، لذت برد.
درباره نویسندگان کتاب
کتاب «دوباره نگاه کن: قدرت توجه به چیزهایی که همیشه پیش چشممان بودهاند» (Look Again: The Power of Noticing What Was Always There) حاصل همکاری دو نویسنده برجسته است: تالی شاروت (Tali Sharot) و کس آر. سانستاین (Cass R. Sunstein). هر یک از آنها پیشینهای متفاوت اما مکمل دارند که ترکیب این دو نگاه، کتاب را به اثری علمی، خواندنی و کاربردی تبدیل کرده است.
تالی شاروت (Tali Sharot)
تالی شاروت استاد علوم شناختی (Cognitive Neuroscience) در University College London است و شهرت جهانیاش را بهواسطه پژوهشهایش در زمینه «نوروساینس تصمیمگیری» و «هیجانهای انسانی» به دست آورده است. او علاوه بر فعالیت دانشگاهی، نویسنده چند کتاب پرخواننده است که به زبانهای گوناگون ترجمه شدهاند. یکی از مهمترین آثار او کتاب The Optimism Bias است که بررسی میکند چرا ذهن انسان تمایل دارد آینده را روشنتر از واقعیت تصور کند. شاروت همچنین در کتاب The Influential Mind به نقش احساسات، باورها و عواطف در شکلگیری تصمیمات فردی و جمعی پرداخته است. نقدهایی که درباره «Look Again» نوشته شدهاند (از جمله در Publishers Weekly) بارها به مهارت او در سادهسازی مفاهیم پیچیده نوروساینس برای مخاطب عمومی اشاره کردهاند.
کس آر. سانستاین (Cass R. Sunstein)
سانستاین استاد حقوق در دانشگاه هاروارد و یکی از شناختهشدهترین چهرهها در حوزه حقوق، اقتصاد رفتاری و سیاستگذاری عمومی است. او بیش از هر چیز با کتاب Nudge (همراه با ریچارد تیلر، برنده نوبل اقتصاد) شناخته میشود. این اثر مفهوم «تلنگرهای رفتاری» (Nudge) را وارد ادبیات سیاستگذاری کرد و نشان داد چگونه میتوان با تغییرات کوچک در محیط تصمیمگیری، رفتارهای اجتماعی مثبت ایجاد کرد. سانستاین همچنین در دولت اوباما بهعنوان مشاور سیاستگذاری حضور داشت و بر نحوه طراحی مقررات و قوانین تأثیر گذاشت. در نقدهای منتشرشده (مثلاً در Shelf Awareness) بارها به این نکته اشاره شده که سانستاین توانسته دیدگاه حقوقی و سیاستگذاری را با نگاه علمی شاروت ترکیب کند تا کتاب «Look Again» تنها یک متن روانشناختی نباشد بلکه ریشه در زندگی اجتماعی و سیاستی هم داشته باشد.
تالی شاروت مغز، احساسات و تصمیمگیریهای فردی را تحلیل میکند؛ از سوی دیگر، کس سانستاین ساختارهای اجتماعی و سیاسیای را که این تصمیمها در آن رخ میدهند بررسی میکند. همین ترکیب است که باعث میشود «Look Again» نهفقط درباره روانشناسی فردی، بلکه درباره بازاندیشی جمعی و فرهنگی نیز سخن بگوید.
این همکاری، به گفته نقدهای Kirkus Reviews، اثری «زنده و آموزنده» پدید آورده که هم جذابیت علمی دارد و هم در سطح کاربردهای روزمره قابل استفاده است.
عادتپذیری و از دست رفتن تازگی
مفهوم مرکزی کتاب بر پایه پدیدهای است که روانشناسان آن را عادتپذیری (Habituation) مینامند. این پدیده توضیح میدهد که چرا انسان پس از مدتی قرار گرفتن در معرض یک محرک، واکنش هیجانیاش به آن کاهش مییابد. چیزی که در آغاز برایمان پرهیجان، زیبا یا تازه است، بهتدریج «عادی» میشود و مغز ما حساسیت خود را از دست میدهد.
مثالی که در نقد Publishers Weekly آمده، بسیار ساده و ملموس است: فیلمی که بار اول اشک ما را درمیآورد، بار سوم دیگر به همان اندازه اثرگذار نیست. یا رابطهای عاشقانه که در ابتدا پر از هیجان است، پس از مدتی عادی و روزمره میشود. نویسندگان هشدار میدهند که این مکانیزم طبیعی مغز اگرچه در بقا مفید بوده، اما در زندگی مدرن میتواند منجر به بیتفاوتی، افسردگی خفیف و از دست دادن حس شگفتی شود.
راهکارهای شکستن چرخه تکرار
این کتاب تنها به توصیف مشکل بسنده نمیکند. نویسندگان نشان میدهند که میتوان از طریق تغییر زاویه نگاه، بازآفرینی شرایط و گاهی وقفهگذاری در تجربهها، دوباره حس تازگی و توجه را برگرداند. به گفته شاروت و سانستاین، مغز انسان ظرفیت بازآموزی دارد و اگر محرکهای قدیمی با شیوههای تازه در معرض توجه قرار گیرند، دوباره میتوانند شادی و انگیزه ایجاد کنند.
ترکیب علمی و کاربردی
یکی از نکات جالب این است که کتاب تنها یک اثر علمی خشک نیست، بلکه از مثالهای روزمره و حتی طنز برای توضیح پدیدهها بهره میبرد. از نگاه این منبع، نویسندگان بهخوبی نشان دادهاند که عادتپذیری میتواند هم در سطح فردی (مثل بیتوجهی به زیبایی خانه یا شریک زندگی) و هم در سطح اجتماعی (مثل بیتفاوتی نسبت به مشکلات سیاسی یا تغییرات اقلیمی) عمل کند.
حس شگفتی از دست رفته
نویسندگان بهویژه روی مفهوم «بازگرداندن شگفتی» (Restoring Awe) تأکید کردهاند. آنها معتقدند بسیاری از ما در دنیای پرشتاب امروز آنقدر به محرکها عادت میکنیم که دیگر از دیدن چیزهای سادهای مثل طلوع خورشید یا حتی شنیدن موسیقی موردعلاقهمان لذت نمیبریم. کتاب نشان میدهد که تمرینهایی کوچک میتواند این حس را دوباره فعال کند و کیفیت زندگی را بهطور محسوسی بهبود دهد.
بعد اجتماعی و فرهنگی
سانستاین با سابقهاش در حوزه سیاستگذاری عمومی، بخش مهمی از کتاب را به این اختصاص میدهد که عادتپذیری چگونه میتواند جامعه را در برابر بحرانها بیتفاوت کند. مثلاً وقتی بارها درباره یک خطر میشنویم، دیگر واکنشی نشان نمیدهیم، حتی اگر آن خطر واقعی و جدی باشد. از این رو، «دوباره نگاه کن» نهتنها راهنمایی برای زندگی فردی است، بلکه برای سیاستگذاران و رهبران اجتماعی هم پیام دارد.
فیلم، موسیقی و روابط روزمره
یکی از جذابترین نکات از دست رفتن اثرگذاری محرکهای فرهنگی و شخصی است. بهطور مثال فیلمی که در نخستین تماشا ما را به گریه میاندازد، در تماشای سوم یا چهارم دیگر همان قدرت را ندارد. موسیقیای که زمانی قلب ما را تند میکرد، پس از بارها شنیدن دیگر تنها صدایی عادی به نظر میرسد. حتی در روابط انسانی نیز، هیجان روزهای اول جای خود را به عادت میدهد. این کتاب نشان میدهد که این پدیده طبیعی است و میتوان با وقفهگذاری یا تجربه دوباره از زاویهای متفاوت، تازگی را بازگرداند.
زیباییهای ساده که ناپدید میشوند
یکی از اهداف کتاب، یادآوری «زیباییهای ساده» است. طلوع خورشید، صدای پرندگان، بوی قهوه یا حتی لبخند یک دوست، همگی در نگاه نخست پر از تازگی هستند اما بهتدریج در پسزمینه ذهن ما محو میشوند. نویسندگان توضیح میدهند که بازگرداندن توجه به این جزئیات کوچک میتواند کیفیت زندگی را عمیقاً افزایش دهد.
بیتفاوتی اجتماعی و سیاسی
این کتاب را فراتر از یک متن روانشناسی فردی است. سانستاین بهویژه روی بعد اجتماعی تأکید دارد: جوامع وقتی بارها هشدارهای مشابه دریافت میکنند، در برابر آن بیتفاوت میشوند. مثلاً هشدارهای مکرر درباره تغییرات اقلیمی یا فساد سیاسی، حساسیت اولیه را از بین میبرد و شهروندان نسبت به خطری واقعی کمتوجه میشوند. این کتاب تلاش میکند نشان دهد چگونه میتوان این بیتفاوتی جمعی را شکست و دوباره حساسیت اجتماعی ایجاد کرد.
ارتباط با مغز و هیجانها
شاروت که پژوهشگر علوم اعصاب است، بخش مهمی از کتاب را به توضیح این اختصاص داده که چرا مغز ما بهطور طبیعی برای نادیدهگرفتن محرکهای تکراری طراحی شده است. همانطور که در نقدها آمده، او با مثالهای علمی ساده نشان میدهد که این سازوکار در گذشته برای بقا لازم بوده، اما امروز گاهی به ضرر ما عمل میکند. بنابراین، یادگیری تکنیکهای «دوباره نگاه کردن» در واقع نوعی بازآموزی مغز است.
❓ سؤالات رایج (FAQ)
کتاب «دوباره نگاه کن» درباره چیست؟
این کتاب توضیح میدهد چرا مغز انسان در برابر چیزهای تکراری بیتفاوت میشود و چگونه میتوان با تکنیکهایی ساده دوباره به همان چیزهای آشنا توجه کرد و از آنها لذت برد.
نویسندگان کتاب چه کسانی هستند؟
کتاب توسط تالی شاروت (Tali Sharot) استاد علوم شناختی در UCL و کس آر. سانستاین (Cass R. Sunstein) استاد حقوق دانشگاه هاروارد نوشته شده است.
چه زمانی منتشر شد؟
نسخهٔ اول کتاب در سال ۲۰۲۴ توسط انتشارات Atria/One Signal منتشر شد.
مخاطبان اصلی کتاب چه کسانیاند؟
این کتاب برای همه افرادی مناسب است که احساس میکنند زندگیشان یکنواخت و بیهیجان شده است. همچنین برای سیاستگذاران، رهبران اجتماعی و پژوهشگران علوم انسانی کاربرد دارد.
چرا این کتاب مهم است؟
زیرا نشان میدهد چگونه میتوان با تغییر زاویه نگاه، حس شگفتی و تازگی را به زندگی شخصی و اجتماعی بازگرداند. پیام اصلی آن این است که «عادتپذیری» طبیعی است اما میتوان آن را شکست.
نام کتاب: دوباره نگاه کن: قدرت توجه به چیزهایی که همیشه پیش چشممان بودهاند
نویسنده: تالی شاروت و کَس آر. سانستاین
مترجم: بهناز دهکردی
ناشر: ترجمان





