۱۴ دانستنی جالب درباره سریال From که پیش از تماشای فصل چهارم باید بدانید

سریال (From) بدون شک یکی از غافلگیرکننده‌ترین آثار ژانر وحشت و معمایی در سال‌های اخیر است که توانسته با فضاسازی خفقان‌آور و معماهای بی‌پایان خود، جایگاه ویژه‌ای در میان طرفداران سریال‌های مهیج پیدا کند. داستان شهری مرموز که هر کس وارد آن می‌شود، راه خروجی نمی‌یابد و شب‌ها باید با موجوداتی وحشتناک دست و پنجه نرم کند، حالا به ایستگاه جدیدی رسیده.

انتظارها به پایان رسیده و اپیزودهای جدید سریال (From) در دسترس قرار گرفته‌اند. برای درک بهتر لایه‌های پیچیده این اثر و آماده شدن برای چالش‌های جدید شخصیت‌ها، بررسی فکت‌های فنی، حاشیه‌ای و تحلیل‌های علمی پیرامون آن ضروری است.

۰۱

میراث مشترک سریال (From) با سریال لاست

یکی از مهم‌ترین دلایل موفقیت سریال (From)، حضور جک بندر (Jack Bender) به عنوان کارگردان و تهیه‌کننده اجرایی (Executive Producer) است که پیش از این در سریال مشهور لاست (Lost) نیز نقش کلیدی داشت. هارولد پرینو (Harold Perrineau) بازیگر نقش بوید، خود یکی از ستارگان اصلی لاست بود. این همکاری باعث شده تا سبک روایت «جعبه معما» به بهترین شکل ممکن در این سریال پیاده‌سازی شود. در واقع، بسیاری از طرفداران این اثر را جانشین معنوی لاست می‌دانند که با دوز بالایی از خشونت و المان‌های ماورالطبیعه (Supernatural) ترکیب شده است تا مخاطب مدرن را راضی نگه دارد.

۰۲

محل فیلم‌برداری و دکورهای واقعی سریال (From)

برخلاف بسیاری از تولیدات امروزی که به شدت به پرده سبز وابسته هستند، این سریال در نوا اسکوشیا (Nova Scotia) واقع در کانادا فیلم‌برداری شده است. دکور شهر و خانه‌ها به طور کامل برای سریال ساخته شده‌اند و همین موضوع به بازیگران کمک می‌کند تا حس انزوا (Isolation) و ترس را به شکل واقعی‌تری منتقل کنند. جالب است بدانید که خانه‌های ساخته شده دارای جزئیات داخلی کامل هستند و حتی در فصل‌های سرد، بازیگران واقعاً با سرمای طاقت‌فرسای منطقه دست و پنجه نرم می‌کنند که این موضوع در میمیک صورت و لرزش صدای آن‌ها در سکانس‌های حساس کاملاً مشهود است.

۰۳

روان‌شناسی ترس و موجودات لبخند‌زن

موجودات سریال که به اسمایلی‌ها (Smileys) معروف شده‌اند، بر اساس یک نظریه روان‌شناختی به نام «دره وهمی» (Uncanny Valley) طراحی شده‌اند. این تئوری بیان می‌کند که وقتی یک موجود غیرانسانی بیش از حد به انسان شباهت داشته باشد اما تفاوت‌های جزئی و ترسناکی در رفتار یا چهره‌اش دیده شود، بیشترین سطح انزجار و وحشت را در بیننده ایجاد می‌کند. لبخند دائمی این موجودات در واقع مکانیزم دفاعی ذهن آن‌ها برای فریب دادن قربانیان است. آن‌ها نمی‌دوند چون از نظر روان‌شناختی، تعقیب شدن توسط موجودی که با آرامش قدم می‌زند و لبخند می‌زند، فشار عصبی بسیار بیشتری نسبت به یک هیولای در حال دویدن ایجاد می‌کند.

۰۴

نمادگرایی و طلسم‌های داستانی سریال (From)

طلسم‌های سنگی (Talismans) که ساکنان برای محافظت از خود استفاده می‌کنند، ریشه در فرهنگ‌های باستانی و بت‌پرستی (Paganism) دارند. طرح‌های حک شده روی این سنگ‌ها شباهت زیادی به الفبای رونی (Runes) و نمادهای حفاظت در فرهنگ‌های سلتیک دارد. جالب اینجاست که در هیچ کجای سریال توضیح داده نمی‌شود که این سنگ‌ها چگونه کار می‌کنند. از منظر جامعه‌شناسی (Sociology)، این سنگ‌ها نماد ایمان و نظم در برابر آشوب هستند. تا زمانی که مردم به قوانین و قدرت این سنگ‌ها باور داشته باشند، شهر پابرجا می‌ماند. شکستن این باور در فصل‌های اخیر، به نوعی فروپاشی ساختار اجتماعی شهر را نشان می‌دهد.

۰۵

نقاشی‌های ویکتور؛ نقشه راه سریال (From)

ویکتور (Victor)، پیرترین ساکن شهر، کلید حل بسیاری از معماها را در دستان خود دارد. نقاشی‌های او فقط هنر نیستند بلکه یک بایگانی تاریخی (Historical Archive) از تمام اتفاقات ناگواری است که در دهه‌های گذشته در شهر رخ داده است. طراحان صحنه سریال ماه‌ها وقت صرف کرده‌اند تا این نقاشی‌ها را به گونه‌ای طراحی کنند که حاوی کدهای مخفی برای بینندگان تیزبین باشد. بسیاری از اتفاقاتی که در فصل سوم و حالا در فصل چهارم رخ می‌دهند، پیش‌تر در نقاشی‌های فصل اول ویکتور به صورت مبهم به تصویر کشیده شده بودند. این یک تکنیک پیش‌آگاهی (Foreshadowing) بسیار دقیق است که نویسندگان از آن بهره می‌برند.

۰۶

تئوری‌های علمی و کرم‌چاله‌ها

برخی از طرفداران سریال (From) با نگاهی علمی به سریال، معتقدند که شهر در یک نقطه خاص از فضا-زمان قرار دارد که با تئوری نسبیت عام (General Relativity) و وجود کرم‌چاله‌ها (Wormholes) قابل توضیح است. درختان دوردست (Faraway Trees) که اشیاء و افراد را به مکان‌های تصادفی منتقل می‌کنند، شباهت زیادی به پورتال‌های کوانتومی دارند. نویسندگان سریال همواره سعی کرده‌اند تعادلی بین علم و جادو برقرار کنند تا مخاطب نداند با یک آزمایش دولتی طرف است یا یک نفرین ابدی. این دوگانگی باعث شده تا بحث‌های علمی در انجمن‌های طرفداری همیشه داغ باشد.

۰۷

اهمیت موسیقی متن و تیتراژ

آهنگ تیتراژ سریال (From)با نام هرچه بادا باد (Que Sera, Sera) با اجرای گروه پیکسیز (Pixies)، تضاد عجیبی با فضای تاریک سریال دارد. متن آهنگ که درباره ندانستن آینده است، به طور مستقیم به درماندگی ساکنان شهر اشاره دارد. در لایه‌های زیرین موسیقی متن (Soundtrack) که توسط کریس تیکلود (Chris Tilton) ساخته شده، از اصوات ناهنجار و فرکانس‌های پایین استفاده شده تا حس اضطراب ناخودآگاه در بیننده ایجاد شود. این تکنیک در سینمای وحشت کلاسیک برای تحریک سیستم عصبی مخاطب بسیار رایج است.

۰۸

اشاره به نمادهای مذهبی و اساطیری

سریال (From) مملو از کنایه‌های مذهبی است؛ از نام شخصیت‌ها گرفته تا رویدادهایی که یادآور داستان‌های کتاب مقدس هستند. برای مثال، جید (Jade) به عنوان یک مهندس نابغه، نماد منطق انسانی است که در برابر نیروهایی قرار گرفته که با عقل جور در نمی‌آیند. در مقابل، شخصیت‌هایی مانند تبیتا (Tabitha) سفری قهرمانانه و معنوی را آغاز کرده‌اند. برخی تحلیلگران بر این باورند که این شهر نوعی برزخ (Purgatory) مدرن است که در آن هر شخص باید با گناهان گذشته خود روبرو شود تا اجازه خروج پیدا کند. این لایه داستانی در فصل چهارم با ظهور «مرد زردپوش» وارد فاز جدیدی از اسطوره‌شناسی می‌شود.

۰۹

تغییرات فصلی و بیولوژی شهر

در فصل‌های گذشته دیدیم که اکوسیستم شهر شروع به تغییر کرده است؛ از تمام شدن منابع غذایی گرفته تا تغییر رنگ برگ درختان. این نشان می‌دهد که شهر نه یک مکان ثابت، بلکه یک موجود زنده (Living Entity) است که نسبت به اقدامات ساکنان واکنش نشان می‌دهد. در زیست‌شناسی تکاملی (Evolutionary Biology)، وقتی یک محیط تحت فشار قرار می‌گیرد، گونه‌های ساکن در آن مجبور به جهش می‌شوند. به نظر می‌رسد در فصل چهارم، نه تنها انسان‌ها بلکه موجودات شب‌گرد نیز دچار تغییرات رفتاری شده‌اند که آن‌ها را خطرناکتر از همیشه می‌کند.

۱۰

راز فانوس دریایی

فانوس دریایی که در اواخر فصل دوم مشاهده شد، یکی از بزرگترین معماهای سریال است. در ادبیات و سینما، فانوس دریایی معمولاً نماد امید یا راهنماست، اما در این سریال، این مکان به عنوان پورتالی برای خروج یا ورود به لایه‌های عمیق‌تر کابوس عمل می‌کند. جالب است بدانید که معماری این فانوس دریایی هیچ شباهتی به سازه‌های محلی ندارد و به نظر می‌رسد از یک دوره زمانی کاملاً متفاوت به این مکان منتقل شده است. برخی معتقدند این فانوس نقطه اتصال واقعیت با جهان موازی (Parallel Universe) است که تبیتا از طریق آن توانست به دنیای واقعی بازگردد.

۱۱

ارتباط با آثار استیون کینگ

بسیاری از منتقدان، حال و هوای سریال را بسیار نزدیک به نوشته‌های استیون کینگ (Stephen King) می‌دانند. خود استیون کینگ نیز در توییتی از این سریال تمجید کرده و آن را یکی از بهترین آثار ترسناک سال‌های اخیر نامیده است. المان‌هایی مثل شهر کوچک محصور شده، موجودات تغییر شکل دهنده و فشار روانی بر روی ساکنان، همگی امضای کارهای کینگ هستند. این تاییدیه از سوی پادشاه ژانر وحشت، اعتبار بسیار بالایی به تیم سازنده بخشید و باعث شد تعداد مخاطبان سریال در فصل‌های دوم و سوم جهش بزرگی داشته باشد.

۱۲

چالش‌های تولید در دوران پساکرونا

تولید فصل‌های ابتدایی سریال با چالش‌های لجستیکی (Logistics) زیادی به دلیل محدودیت‌های بهداشتی روبرو بود. همین موضوع باعث شد تا تمرکز نویسندگان بر روی دیالوگ‌ها و روابط انسانی بیشتر شود، چرا که امکان فیلم‌برداری سکانس‌های شلوغ وجود نداشت. این محدودیت توفیقی اجباری بود که باعث شد شخصیت‌پردازی‌ها عمیق‌تر شود و مخاطب با تک‌تک ساکنان شهر پیوند عاطفی برقرار کند. در فصل چهارم، با برطرف شدن این محدودیت‌ها، شاهد سکانس‌های اکشن و جلوه‌های ویژه (Visual Effects) بسیار گسترده‌تری هستیم که مقیاس سریال را بزرگتر کرده است.

۱۳

تئوری “آزمایش اجتماعی”

یکی از بحث‌برانگیزترین فرضیات درباره سریال این است که تمام اتفاقات، بخشی از یک آزمایش بزرگ جامعه‌شناسی توسط یک سازمان ناشناخته است. دوربین‌های مخفی احتمالی، توزیع منابع و ورود مهندسی‌شده افراد جدید، همگی شواهدی بر این ادعا هستند. این تئوری می‌گوید موجودات شب‌گرد در واقع ربات‌های بیولوژیکی یا انسان‌های تغییر یافته هستند تا واکنش‌های سوژه‌ها را در شرایط ترس مطلق (Absolute Fear) بسنجند. فصل چهارم با معرفی کاراکترهای جدید که اطلاعات بیشتری از دنیای بیرون دارند، احتمالاً به این سوال پاسخ خواهد داد.

۱۴

آنچه در فصل چهارم در انتظار ماست

فصل چهارم سریال From با وعده پاسخ به سوالات کلیدی آغاز شده است. تمرکز اصلی این فصل بر روی سرنوشت تبیتا در دنیای بیرون و تلاش بوید برای حفظ بقای شهر در شرایطی است که منابع به حداقل رسیده‌اند. حضور «مرد زردپوش» به عنوان یک آنتاگونیست (Antagonist) جدید، لایه‌ای از وحشت انسانی را به سریال اضافه کرده است. با توجه به اینکه این فصل احتمالاً ۱۰ قسمت خواهد داشت، ریتم روایت بسیار سریع‌تر شده و هر اپیزود تکه‌ای از پازل بزرگ این شهر نفرین‌شده را تکمیل می‌کند. طرفداران باید خود را برای یک پایان‌بندی نفس‌گیر آماده کنند که احتمالاً تمام تصورات قبلی آن‌ها را دگرگون خواهد کرد.

با آغاز پخش فصل چهارم، این سریال بار دیگر ثابت کرد که قدرت قصه‌گویی در ژانر وحشت هنوز زنده است. ترکیبی از درام انسانی، معماهای علمی-تخیلی و ترس کلاسیک، From را به اثری تبدیل کرده که نه تنها برای سرگرمی، بلکه برای تحلیل و تفکر ساخته شده است. اگر هنوز وارد دنیای این شهر مرموز نشده‌اید، اکنون بهترین زمان برای شروع یک سفر پرمخاطره و کشف رازهایی است که در تاریکی شب نهفته‌اند.

دکتر علیرضا مجیدی
دکتر علیرضا مجیدی
پزشک، نویسنده و بنیان‌گذار وبلاگ «یک پزشک»
دکتر علیرضا مجیدی، نویسنده و بنیان‌گذار وبلاگ «یک پزشک».
با بیش از ۲۰ سال نویسندگی «ترکیبی» مستمر در زمینهٔ پزشکی، فناوری، سینما، کتاب و فرهنگ.
باشد که با هم متفاوت بیاندیشیم!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
[wpcode id="260079"]