آپوپلکسی هیپوفیز (Pituitary Apoplexy) | درمان گام به گام و آموزش نسخه‌نویسی (به‌روز و با تحلیل و توضیحات)

مدیریت شرایط اورژانسی در غدد درون‌ریز، نیازمند سرعت عمل و دقت بالایی است که می‌تواند مرز بین زندگی و مرگ یا بینایی و نابینایی دائم بیمار باشد. در این مقاله می‌خواهیم یکی از بحرانی‌ترین اورژانس‌های غدد یعنی خونریزی یا انفارکتوس غده هیپوفیز را بررسی کنیم و با دقت و سادگی برای شما توضیح بدهیم که در مواجهه با چنین بیماری چه اقداماتی حیاتی است. هدف ما در این مطلب، «آموزش درمان بیماری آپوپلکسی هیپوفیز به صورت گام به گام و ساده و عملی» است تا شما به عنوان یک درمانگر بدانید از لحظه ورود بیمار به اورژانس تا زمان ترخیص یا انتقال به اتاق عمل، چه اولویت‌هایی را باید مد نظر قرار دهید. با ما همراه باشید تا جزئیات دقیق و پروتکل‌های درمانی این عارضه جدی را با هم مرور کنیم.

۰۱

سناریوی بالینی: مواجهه با یک فوریت عصبی-غددی

بیمار آقای ۵۲ ساله‌ای است که با شکایت سردرد ناگهانی و بسیار شدید (Thunderclap headache) که از حدود ۴ ساعت پیش شروع شده، توسط خانواده به اورژانس آورده شده است. او ادعا می‌کند این بدترین سردرد زندگی‌اش است. در معاینه اولیه، بیمار دچار افتادگی پلک راست (Ptosis) و دوبینی شده است. او سابقه درمان خاصی را ذکر نمی‌کند اما از چند ماه پیش از سردردهای خفیف و خستگی مفرط گلایه داشته است. فشار خون بیمار ۹۰ روی ۶۰ میلی‌متر جیوه و ضربان قلب او ۱۱۰ بار در دقیقه است. بیمار بسیار رنگ‌پریده به نظر می‌رسد و در پاسخ به سوالات کمی گیج است. پزشک اورژانس بلافاصله به «آپوپلکسی هیپوفیز» شک می‌کند، چرا که تریاد سردرد، تغییرات بینایی و افت هوشیاری در کنار ناپایداری همودینامیک (مشکوک به نارسایی حاد آدرنال) به شدت مطرح‌کننده این تشخیص است. در قسمت بعدی درمان گام به گام بیمارستانی آپوپلکسی هیپوفیز را با هم مرور می‌کنیم.

Pituitary Apoplexy Treatment & Management

Patient ID: #PA-9982-X
Ward: Emergency / Neuro-ICU

Pituitary Apoplexy Initial Orders

  1. NPO (Nothing By Mouth) until neurological stabilization.
  2. IV Access: Two large-bore catheters with Normal Saline 0.9% 1000ml bolus (If Systolic BP < 90 mmHg).
  3. Vital Signs Monitoring every 15 minutes (Focus on BP and Pulse).
  4. Stat Labs: CBC, Diff, Electrolytes (Na, K), Bun, Cr, PT, PTT, INR.
  5. Urgent Endocrine Profile: Morning Cortisol (or random if urgent), ACTH, TSH, Free T4, Prolactin, GH, LH, FSH.
  6. Hydrocortisone 100mg IV Bolus immediately, followed by 50mg every 6 hours (Crucial for potential Adrenal Crisis).
  7. Urgent MRI of the Sella Turcica (If MRI unavailable, non-contrast CT Head to rule out SAH).
  8. Strict Input/Output (I/O) Charting (Monitor for Diabetes Insipidus).
  9. If Glucose < 70 mg/dl: Dextrose 50% 50ml IV bolus, then start D5W infusion.
  10. Analgesics: Acetaminophen 1g IV PRN for severe headache (Avoid NSAIDs due to bleeding risk).
  11. Ophthalmology Consult: Urgent bedside visual acuity and field testing.
  12. Neurosurgery Consult: Immediate evaluation for decompressive surgery (Transsphenoidal).
  13. Keep head of bed elevated to 30 degrees.

1pezeshk.com
Let’s review medicine together. Let’s think differently!

URGENT
ADMISSION
۰۲

تحلیل گام اول: مدیریت همودینامیک و احیاء مایعات

اولین و حیاتی‌ترین اقدام در مواجهه با آپوپلکسی هیپوفیز، پایدار کردن وضعیت همودینامیک بیمار است. افت فشار خون در این بیماران معمولاً دو علت عمده دارد: نارسایی حاد آدرنال (به دلیل کمبود ACTH) و یا شوک ناشی از درد شدید. تجویز سرم نرمال سالین به صورت بولوس در صورت افت فشار خون ضروری است. باید توجه داشت که این بیماران مستعد اختلالات الکترولیتی مانند هیپوناترمی (ناشی از SIADH یا نارسایی آدرنال) و یا در موارد نادر دیابت بی‌مزه (DI) هستند. بنابراین، پایش دقیق مایعات ورودی و خروجی و چک کردن مکرر الکترولیت‌ها سنگ بنای مدیریت در ساعات اولیه است. بدون پایدارسازی همودینامیک، هرگونه اقدام تشخیصی تصویری می‌تواند خطرناک باشد.

۰۳

استروئیدها: فرشته نجات در آپوپلکسی

نکته طلایی در اردرهای آپوپلکسی هیپوفیز، تجویز سریع گلوکوکورتیکوئیدهاست. نارسایی ثانویه آدرنال در حدود ۷۰ درصد موارد آپوپلکسی رخ می‌دهد و علت اصلی مرگ‌ومیر ناگهانی این بیماران است. تجویز هیدروکورتیزون وریدی نباید منتظر جواب آزمایش‌های هورمونی بماند. دوز استرس (Stress Dose) استروئید نه تنها کمبود هورمونی را جبران می‌کند، بلکه با کاهش ادم در ناحیه هیپوفیز و کیاسمای بینایی، ممکن است به بهبود علائم عصبی و کاهش فشار روی اعصاب مغزی نیز کمک کند. اگر بیمار دچار افت قند خون شده باشد، این استروئیدها اثر سینرژیک با دکستروز برای بازگشت سطح قند خون خواهند داشت.

۰۴

ارزیابی عصبی و بینایی: زمان طلاست

فشار توده هیپوفیز (که به دلیل خونریزی ناگهان بزرگ شده) بر روی کیاسمای بینایی و اعصاب داخل سینوس کاورنوس (زوج‌های ۳، ۴ و ۶)، عامل اصلی علائم نورولوژیک است. معاینه دقیق میدان بینایی به روش Confrontation و بررسی حرکات چشم در همان بدو ورود الزامی است. افت ناگهانی حدت بینایی یا کاهش میدان بینایی (معمولاً همی‌آنوپسی بای‌تمپورال) نشانه‌ای برای نیاز احتمالی به جراحی فوری است. مشاوره چشم‌پزشکی برای ثبت دقیق وضعیت پایه بینایی بسیار مهم است تا در ساعات بعدی، هرگونه بدتر شدن وضعیت به سرعت شناسایی و گزارش شود.

۰۵

تصویربرداری: MRI در مقابل CT

استاندارد طلایی برای تشخیص آپوپلکسی هیپوفیز، MRI با پروتکل اختصاصی سِلا (Sella) است. MRI می‌تواند خونریزی حاد، تحت حاد و یا ناحیه انفارکتوس را با دقت بسیار بالایی نشان دهد. اما در محیط اورژانس، گاهی دسترسی سریع به MRI ممکن نیست. در این موارد، سی‌تی اسکن مغز (CT Scan) اولین قدم برای رد کردن سایر علل سردرد شدید مانند خونریزی ساب‌آراکنوئید (SAH) است. اگرچه CT در تشخیص آپوپلکسی حساسیت پایینی دارد (حدود ۲۵ تا ۵۰ درصد موارد را نشان می‌دهد)، اما برای اقدامات اولیه و رد تشخیص‌های افتراقی مرگبار ضروری است.

۰۶

مدیریت چندرشته‌ای و تصمیم برای جراحی

آپوپلکسی هیپوفیز یک بیماری است که مدیریت آن نیاز به همکاری تیم‌های غدد، جراحی اعصاب و چشم‌پزشکی دارد. بیمارانی که وضعیت پایدار دارند و علائم بینایی آن‌ها خفیف است یا در حال بهبود است، می‌توانند تحت مدیریت محافظه‌کارانه (Conservative) با استروئید قرار گیرند. اما بیمارانی که دچار نقص شدید میدان بینایی، کاهش حدت بینایی یا افت سطح هوشیاری هستند، کاندیدای جراحی رفع فشار (Decompression) از طریق ترانس‌اسفنوئیدال به صورت اورژانسی یا فوری (در عرض ۲۴ تا ۴۸ ساعت اول) می‌باشند. جراحی به موقع می‌تواند از آسیب دائمی به اعصاب بینایی جلوگیری کند.

۰۷

آپوپلکسی هیپوفیز دقیقا چیست؟

آپوپلکسی هیپوفیز (Pituitary Apoplexy) یک سندرم بالینی حاد است که ناشی از خونریزی (Hemorrhage) یا کاهش خون‌رسانی و مرگ بافتی (Infarction) در غده هیپوفیز می‌باشد. این اتفاق معمولاً در بستر یک تومور موجود (اغلب آدنوم هیپوفیز) رخ می‌دهد، هرچند در بسیاری از موارد، بیمار پیش از این حادثه از وجود تومور خود بی‌اطلاع بوده است. غده هیپوفیز که در فضای تنگ استخوانی به نام زین ترکی (Sella Turcica) قرار دارد، با تورم ناگهانی ناشی از خونریزی، به ساختارهای مجاور از جمله کیاسمای بینایی و سینوس‌های کاورنوس فشار آورده و باعث بروز علائم دراماتیک می‌شود. این وضعیت نه تنها یک بحران عصبی، بلکه یک بحران اندوکرین نیز محسوب می‌شود.

۰۸

پاتوفیزیولوژی و علل ایجادکننده

چرا یک تومور هیپوفیز ناگهان دچار خونریزی می‌شود؟ فرضیات متعددی وجود دارد؛ از جمله اینکه سرعت رشد تومور از سرعت خون‌رسانی آن پیشی می‌گیرد و منجر به ایسکمی و سپس خونریزی ثانویه می‌شود. همچنین فشار تومور بر روی رگ‌های تغذیه‌کننده خود (Hypophyseal arteries) می‌تواند باعث انفارکتوس شود. عوامل مستعدکننده (Precipitating factors) مهمی شناسایی شده‌اند که شامل جراحی‌های بزرگ (به ویژه جراحی قلب)، بارداری (سندرم شیهان نوعی خاص از این وضعیت است)، درمان با داروهای ضدانعقاد، تست‌های تحریکی غدد و یا حتی تروماهای خفیف سر می‌باشند. شناخت این عوامل در گرفتن شرح حال بسیار کمک‌کننده است.

۰۹

تاریخچه و اپیدمیولوژی

واژه آپوپلکسی از کلمه یونانی به معنای «ضربه زدن» گرفته شده است که به ماهیت ناگهانی آن اشاره دارد. اولین بار در اواخر قرن نوزدهم توصیف شد، اما تا پیش از عصر تصویربرداری مدرن، تشخیص آن اغلب در زمان اتوپسی داده می‌شد. امروزه می‌دانیم که آپوپلکسی در حدود ۲ تا ۱۲ درصد از بیماران دارای آدنوم هیپوفیز رخ می‌دهد. جالب است بدانید که در بسیاری از مطالعات، مردان کمی بیشتر از زنان در دهه پنجم و ششم زندگی دچار این عارضه می‌شوند. با بهبود روش‌های تصویربرداری، امروزه موارد خفیف یا تحت حاد (Subclinical apoplexy) نیز که علائم کمتری دارند، بیشتر شناسایی می‌شوند.

۱۰

علائم بالینی و تشخیص افتراقی

سردرد در بیش از ۹۵ درصد بیماران وجود دارد و معمولاً در ناحیه پشت چشم‌ها (Retro-orbital) متمرکز است. تهوع و استفراغ به دلیل تحریک مننژ یا افزایش فشار داخل جمجمه شایع است. علائم چشمی شامل افتادگی پلک و دوبینی (Ophthalmoplegia) ناشی از فشار بر اعصاب زوج ۳، ۴ و ۶ در سینوس کاورنوس است. مهم‌ترین تشخیص افتراقی، خونریزی ساب‌آراکنوئید (SAH) ناشی از آنوریسم است که آن هم با سردرد انفجاری تظاهر می‌کند. تفاوت مهم این است که در آپوپلکسی، نقص اعصاب محیطی چشم و شواهد نارسایی غدد (مانند کاهش قند خون یا سدیم) بیشتر دیده می‌شود. مننژیت و میگرن حاد نیز در لیست تشخیص‌های افتراقی قرار می‌گیرند.

۱۱

درمان‌های دارویی و مکانیسم اثر

داروی محوری در اینجا گلوکوکورتیکوئیدها هستند. هیدروکورتیزون به دلیل داشتن خواص مینرالوکورتیکوئیدی ضعیف (که به حفظ فشار خون کمک می‌کند) انتخاب اول در فاز حاد است. دگزامتازون نیز به دلیل قدرت بالاتر در کاهش ادم بافت مغزی و عدم تداخل با تست‌های سنجش کورتیزول خون (اگر بخواهیم همزمان آزمایش بدهیم) استفاده می‌شود. داروهای آگونیست دوپامین (مانند کابرگولین) که در درمان پرولاکتینوما استفاده می‌شوند، در فاز حاد آپوپلکسی نقشی ندارند و حتی برخی معتقدند مصرف قبلی آن‌ها ممکن است ریسک خونریزی را در تومورهای بزرگ افزایش دهد. مدیریت درد با مسکن‌های وریدی غیر از NSAIDها (برای جلوگیری از اختلال انعقادی) بخش دیگری از درمان دارویی است.

۱۲

جراحی ترانس‌اسفنوئیدال: چه زمانی و چگونه؟

جراحی آندوسکوپیک از طریق بینی و سینوس اسفنوئید (Transsphenoidal Surgery)، روش استاندارد برای تخلیه خونریزی و برداشتن توده فشارآورنده است. هدف از جراحی در وهله اول نجات بینایی و در وهله دوم کاهش توده تومورال است. مطالعات نشان می‌دهند اگر جراحی در ۷ روز اول انجام شود، شانس بازگشت بینایی بسیار بالاست. با این حال، اگر بیمار فقط دچار فلج اعصاب حرکتی چشم (مانند زوج ۳) باشد بدون اینکه بینایی‌اش (Visual acuity) تهدید شود، ممکن است با درمان دارویی و استروئید به تنهایی بهبود یابد؛ چرا که اعصاب داخل سینوس کاورنوس نسبت به عصب بینایی در برابر فشار مقاوم‌تر هستند.

۱۳

پیش‌آگهی و مراقبت‌های طولانی‌مدت

بسیاری از بیماران پس از گذراندن فاز حاد آپوپلکسی، دچار درجات مختلفی از کم‌کاری هیپوفیز (Hypopituitarism) دائمی می‌شوند. شایع‌ترین کمبودها مربوط به هورمون رشد، گنادوتروپین‌ها و در نهایت محور آدرنال و تیروئید است. این بیماران باید تا پایان عمر تحت نظر متخصص غدد باشند و جایگزینی هورمونی دریافت کنند. جالب است که در برخی موارد، خونریزی باعث “درمان خودبه‌خودی” تومور می‌شود و تومور به کلی از بین می‌رود، اما به قیمت از دست رفتن عملکرد طبیعی غده. پیگیری با MRI دوره‌ای برای اطمینان از عدم عود تومور ضروری است.

۱۴

نکات فنی و پنهان: تله‌های تشخیصی

یکی از زوایای پنهان آپوپلکسی، شباهت آن به بیماری‌های روانپزشکی یا مسمومیت‌ها در مراحل اولیه است؛ به دلیل افت هوشیاری و رفتارهای عجیب ناشی از هیپوناترمی یا نارسایی آدرنال. همچنین، باید مراقب “پره-آپوپلکسی” باشید؛ وضعیتی که در آن تغییرات ایسکمیک کوچک در تومور رخ می‌دهد و بیمار سردردهای تکرار شونده خفیف دارد. یک نکته فان بالینی این است که آپوپلکسی می‌تواند باعث تحریک مننژ شود و در آزمایش مایع مغزی‌نخاعی (LP)، پلوسیتوز (افزایش گلبول‌های سفید) و افزایش پروتئین دیده شود که ممکن است به اشتباه مننژیت تشخیص داده شود. همیشه در هر سردرد شدید با علائم چشمی، به هیپوفیز فکر کنید.

سوالات متداول (Smart FAQ)

۱. آیا انجام پونکسیون کمری (LP) در ظن به آپوپلکسی هیپوفیز خطرناک است؟
بله، انجام LP پیش از رد کردن توده جدی در مغز می‌تواند به دلیل تغییرات فشار داخل جمجمه باعث فتق مغزی شود. اگرچه در آپوپلکسی ممکن است مایع CSF خونی یا حاوی گزانتوکرومی باشد، اما تصویربرداری بر LP ارجحیت مطلق دارد. در مواردی که شک به مننژیت بسیار بالاست، ابتدا باید تصویربرداری انجام شود. تشخیص اشتباه آپوپلکسی به جای مننژیت یا بالعکس می‌تواند پیامدهای جبران‌ناپذیری برای بیمار داشته باشد.
۲. تفاوت اصلی بین آپوپلکسی هیپوفیز و سندرم شیهان در چیست؟
سندرم شیهان (Sheehan’s syndrome) در واقع نوعی انفارکتوس هیپوفیز است که اختصاصاً در پی خونریزی شدید زایمانی و افت فشار خون رخ می‌دهد. غده هیپوفیز در بارداری بزرگ می‌شود و به خون‌رسانی بیشتری نیاز دارد، لذا به افت فشار بسیار حساس است. برخلاف آپوپلکسی کلاسیک، در شیهان معمولاً تومور زمینه‌ای وجود ندارد و علائم بینایی حاد کمتر شایع است. شیهان بیشتر با عدم توانایی در شیردهی و آمنوره پس از زایمان خود را در درازمدت نشان می‌دهد.
۳. چرا در اردرهای اولیه آزمایش پرولاکتین درخواست می‌شود؟
اندازه‌گیری سطح پرولاکتین برای تشخیص نوع تومور زمینه‌ای بسیار مهم است، زیرا پرولاکتینوماها یکی از شایع‌ترین تومورهای دچار آپوپلکسی هستند. سطح بسیار بالای پرولاکتین می‌تواند نشان‌دهنده یک ماکروپرولاکتینوما باشد که مدیریت درازمدت آن متفاوت است. البته در فاز حاد، سطح پرولاکتین ممکن است به دلیل قطع اتصال هیپوفیز به هیپوتالاموس (Stalk effect) به طور متوسط بالا برود. این آزمایش به پزشک کمک می‌کند تا پس از پایدار شدن بیمار، برنامه درمانی آینده را تنظیم کند.
۴. اگر بیمار آپوپلکسی دچار دیابت بی‌مزه (DI) شود، نشانه چیست؟
بروز دیابت بی‌مزه در فاز حاد آپوپلکسی هیپوفیز نسبتاً نادر است (کمتر از ۵ درصد موارد) زیرا لوب خلفی هیپوفیز خون‌رسانی متفاوتی دارد. اگر DI رخ دهد، معمولاً نشانه آسیب گسترده به ساقه هیپوفیز یا هیپوتالاموس است و پیش‌آگهی وخیم‌تری را نشان می‌دهد. در این صورت بیمار دچار پرادراری شدید و دفع ادرار رقیق می‌شود که نیاز به جایگزینی با دسموپرسین دارد. پایش حجم ادرار و اسمولالیته آن در ۴۸ ساعت اول بسیار حیاتی است.
۵. آیا بیماران با آپوپلکسی خاموش (Silent) نیاز به جراحی دارند؟
خیر، بیمارانی که در تصویربرداری شواهد خونریزی قدیمی یا انفارکتوس دارند اما علائم بالینی حاد یا نقص بینایی ندارند، معمولاً به جراحی اورژانسی نیاز ندارند. این موارد اغلب به طور تصادفی در MRI به دلایل دیگر کشف می‌شوند و به آن‌ها آپوپلکسی تحت بالینی گفته می‌شود. مدیریت این افراد شامل پیگیری منظم هورمونی و تصویربرداری برای نظارت بر اندازه تومور است. جراحی تنها زمانی مطرح می‌شود که تومور بزرگ شده یا علائم فشاری ایجاد کند.
۶. بهترین زمان برای ارزیابی مجدد محورهای هورمونی پس از فاز حاد چه زمانی است؟
ارزیابی اولیه هورمونی باید در بدو ورود انجام شود، اما ارزیابی دقیق برای تعیین کمبودهای دائمی معمولاً ۴ تا ۸ هفته پس از ترخیص صورت می‌گیرد. در این فاصله، بیمار باید دوزهای نگهدارنده استروئید (و احتمالاً لووتیروکسین) را دریافت کند. برخی از عملکردهای هورمونی ممکن است با گذشت زمان و بهبود ادم غده بازگردند. بنابراین، تست‌های تحریکی غدد (مانند تست سیناکتن) نباید در شرایط استرس حاد و اولیه انجام شوند.
۷. نقش دگزامتازون در کاهش فشار داخل جمجمه در این بیماران چقدر جدی است؟
دگزامتازون به دلیل نفوذ عالی به بافت مغز و قدرت ضدالتهابی بالا، در کاهش ادم اطراف توده هیپوفیز بسیار موثر است. این دارو می‌تواند با کاهش فشار روی کیاسمای بینایی، علائم بینایی را حتی پیش از جراحی بهبود بخشد. با این حال، دگزامتازون برخلاف هیدروکورتیزون اثر مینرالوکورتیکوئیدی ندارد و برای جبران نارسایی حاد آدرنال در بیمار دچار شوک، گزینه دوم محسوب می‌شود. در عمل، اغلب از دوزهای بالای هیدروکورتیزون برای پوشش هر دو هدف استفاده می‌شود.

جمع‌بندی نهایی

آپوپلکسی هیپوفیز یکی از چالش‌برانگیزترین درام‌های پزشکی است که در آن ثانیه‌ها برای نجات بینایی و دقایق برای نجات جان بیمار حیاتی هستند. تشخیص این بیماری بیش از هر چیز به “شک بالینی بالا” در مواجهه با سردرد ناگهانی و علائم چشمی بستگی دارد. کلید موفقیت در درمان، مدیریت همزمان نارسایی حاد آدرنال با استروئیدها و ارزیابی سریع برای مداخله جراحی است. به یاد داشته باشید که بسیاری از این بیماران با تشخیص‌های اشتباهی چون میگرن یا مننژیت از اورژانس ترخیص می‌شوند؛ لذا دقت در معاینه اعصاب محیطی چشم و توجه به فشار خون بیمار می‌تواند از یک فاجعه جلوگیری کند. رویکرد تیمی و چندرشته‌ای، تضمین‌کننده بهترین خروجی برای این بیماران در درازمدت خواهد بود.

⚠️ Disclaimer (سلب مسئولیت):

پزشکی دانشی همیشه در حال تغییر است. این درمان‌ها صرفاً جنبه آموزشی و تمرینی داشته و بر اساس سناریوی فرضی تدوین شده. در شرایط واقعی با توجه به بیمار، علایم حیاتی و سیر پیشرفت لحظه‌ای بیماری درمان‌ها ممکن است به کلی متفاوت باشند و هر لحظه درمان‌هایی متناسب با هر بیمار و شرایط زمینه‌ای بیماری افزوده شود.


Medicine is an ever-changing science. These treatments are for educational and training purposes only and are based on a hypothetical scenario. In real-world conditions, depending on the patient, vital signs, and the instantaneous progression of the disease, treatments may be completely different, and additional treatments tailored to each patient and underlying conditions may be required at any moment.

دکتر علیرضا مجیدی
دکتر علیرضا مجیدی
پزشک، نویسنده و بنیان‌گذار وبلاگ «یک پزشک»
دکتر علیرضا مجیدی، نویسنده و بنیان‌گذار وبلاگ «یک پزشک».
بیش از دو دهه در زمینه سلامت، پزشکی، روان‌شناسی و جنبه‌های فرهنگی و اجتماعی آن‌ها می‌نویسد و تلاش می‌کند دانش را ساده اما دقیق منتقل کند.
پزشکی دانشی پویا و همواره در حال تغییر است؛ بنابراین، محتوای این نوشته جایگزین ویزیت یا تشخیص پزشک نیست.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
[wpcode id="260079"]