ترومبوز ورید کلیوی Renal Vein Thrombosis | اردر و دستورات پزشکی کامل با تحلیل و توضیحات

ترومبوز ورید کلیوی (Renal Vein Thrombosis) یکی از چالش‌برانگیزترین وضعیت‌های عروقی در طب داخلی و نفرولوژی است که نیازمند تشخیص سریع و مدیریت دقیق است. در این مقاله می‌خواهیم فرآیند مدیریت بالینی این عارضه را بررسی کنیم و با دقت و سادگی برای شما توضیح بدهیم که چگونه یک پزشک در مواجهه با این وضعیت تصمیم‌گیری می‌کند. تمرکز اصلی ما در اینجا بر بررسی اردر و دستورات بیمارستانی آموزشی است تا دانشجویان و کادر درمان با پروتکل‌های استاندارد آشنا شوند. با ما همراه باشید تا جزئیات دقیق ترومبوز عروق کلیه، از علائم اولیه تا استراتژی‌های درمانی پیشرفته را بدانید و بیاموزید که چگونه در شرایط اورژانسی، بهترین تصمیم را برای حفظ عملکرد کلیه بیمار اتخاذ کنید.

۰۱

سناریوی بالینی: مواجهه با ترومبوز حاد

بیمار آقای ۴۲ ساله‌ای است که با شکایت درد شدید و ناگهانی در ناحیه پهلوی چپ (Flank pain) و هماتوری (وجود خون در ادرار) به اورژانس مراجعه کرده است. وی سابقه شناخته شده سندرم نفروتیک (Nephrotic Syndrome) دارد و از چند روز پیش دچار تورم شدید اندام‌های تحتانی شده است. در معاینه فیزیکی، تندرنس شدید در زاویه کوستوورتبرا (CVA tenderness) مشهود است. علائم حیاتی وی نشان‌دهنده فشار خون ۱۵۰/۹۵ میلی‌متر جیوه و تاکی‌کاردی خفیف است. آزمایش‌های اولیه، افزایش سطح کراتینین خون و پروتئینوری شدید را نشان می‌دهند. شک بالینی قوی به ترومبوز ورید کلیوی به دلیل وضعیت هایپرکواگولابلی ناشی از دفع پروتئین‌های ضد انعقاد در ادرار وجود دارد. در قسمت بعدی اردر بیمارستانی ترومبوز ورید کلیوی را با هم مرور می‌کنیم.

Patient ID: RVT-9928-X
Ward: Nephrology / Internal Medicine

Standard Hospital Orders for Renal Vein Thrombosis

1. Admit to Nephrology Ward (Monitoring for renal function and bleeding).
2. NPO (Nothing by mouth) if intervention/angiography is planned; otherwise, Low Salt/High Protein diet as tolerated.
3. Vital Signs q4h; notify physician if BP > 160/100 or < 90/60 mmHg.
4. Strict I&O (Intake and Output) monitoring; notify if urine output < 0.5 ml/kg/hr.
5. IV Fluids: Normal Saline 0.9% at 75-100 cc/hr (Adjust based on volume status and cardiac function).
6. Anticoagulation: Start Unfractionated Heparin (UFH) bolus 80 units/kg IV, followed by infusion at 18 units/kg/hr.
7. Check aPTT every 6 hours; adjust Heparin dose to maintain aPTT 1.5-2.5 times the control value.
8. If patient has severe renal failure (CrCl < 30 ml/min), avoid LMWH; stick to UFH.
9. Lab tests: CBC (Daily), BUN/Cr (Daily), Electrolytes (Na, K, Ca, P), PT/PTT/INR, Urinalysis.
10. Workup for hypercoagulability: Protein C, Protein S, Antithrombin III, Factor V Leiden, ANA, dsDNA, Complement levels (C3, C4).
11. Imaging: Urgent Color Doppler Ultrasound of Renal Veins; if inconclusive, proceed to CT Angiography or MRV.
12. Pain Management: Acetaminophen 1g IV/PO q8h PRN for flank pain. Avoid NSAIDs (e.g., Ibuprofen, Naproxen) due to renal risk.
13. If sudden dyspnea or hypoxia occurs (O2 Sat < 92%), order urgent Chest CT Angiogram to rule out Pulmonary Embolism.
14. Consult Interventional Radiology for possible catheter-directed thrombolysis if bilateral RVT or rapidly worsening ARF.
15. D/C (Discontinue) any nephrotoxic medications.

1pezeshk.com
Let’s review medicine together. Let’s think differently!
URGENT ADMISSION
۰۲

تحلیل منطقی اردر: پایش و مایع‌درمانی

اولین قدم در مدیریت اردر بیمارستانی برای ترومبوز ورید کلیوی، تثبیت وضعیت همودینامیک و پایش دقیق عملکرد کلیه است. ثبت دقیق ورودی و خروجی (I&O) حیاتی است زیرا کاهش ناگهانی ادرار می‌تواند نشان‌دهنده گسترش ترومبوز به ورید کلیوی مقابل یا بدتر شدن وضعیت پرفیوژن کلیه باشد. مایع‌درمانی باید با احتیاط انجام شود؛ از یک سو باید از دهیدراتاسیون که خود عامل تشدید ترومبوز است جلوگیری کرد و از سوی دیگر، در بیماران مبتلا به سندرم نفروتیک، خطر ادم ریوی و آسیت ناشی از هیپوآلبومینمی وجود دارد. استفاده از سرم نرمال سالین به صورت نگهدارنده معمولاً انتخاب اول است، مگر اینکه شرایط الکترولیتی بیمار ایجاب کند که از محلول‌های دیگری استفاده شود.

۰۳

استراتژی ضد انعقاد (Anticoagulation Strategy)

قلب تپنده درمان ترومبوز ورید کلیوی، استفاده از داروهای ضد انعقاد است. هپارین فاکشن‌نشده (UFH) در محیط بیمارستانی ترجیح داده می‌شود زیرا نیمه‌عمر کوتاهی دارد و در صورت نیاز به مداخله جراحی یا بروز خونریزی، اثر آن سریعاً قابل معکوس کردن است. دوز هپارین باید بر اساس پروتکل استاندارد و با پایش مداوم aPTT تنظیم شود. در بیمارانی که نارسایی شدید کلیوی دارند، استفاده از هپارین با وزن مولکولی پایین (LMWH) مانند انوکساپارین خطرناک است زیرا این دارو از طریق کلیه دفع می‌شود و تجمع آن می‌تواند منجر به خونریزی‌های مرگبار شود. بنابراین، اردر پزشک باید به وضوح نوع هپارین و فواصل آزمایشگاهی را مشخص کند.

۰۴

تشخیص افتراقی و تصویربرداری

در اردرهای اولیه، تصویربرداری نقش تعیین‌کننده‌ای دارد. سونوگرافی داپلر رنگی (Color Doppler US) اولین خط تشخیصی است چون غیرتهاجمی بوده و خطری برای کلیه ندارد. اما باید توجه داشت که حساسیت آن در چاقی یا وجود گاز روده کاهش می‌یابد. اگر شک بالینی بالا باشد اما سونوگرافی چیزی نشان ندهد، سی‌تی آنژیوگرافی (CTA) یا ام‌آر ونوگرافی (MRV) درخواست می‌شود. انتخاب بین این دو به عملکرد کلیه بیمار بستگی دارد؛ در بیماران با کراتینین بالا، کنتراست سی‌تی‌اسکن می‌تواند باعث نفروپاتی ناشی از کنتراست شود، لذا MRV بدون کنتراست (تکنیک Time of Flight) یا با گادولینیوم (با احتیاط زیاد) گزینه بهتری است.

۰۵

مدیریت درد و ملاحظات دارویی

بیماران مبتلا به RVT حاد معمولاً درد پهلوی شدیدی را تجربه می‌کنند که ناشی از احتقان و کشش کپسول کلیه است. در اردرنویسی برای این بیماران، استفاده از داروهای ضد التهاب غیر استروئیدی (NSAIDs) مانند ژلوفن یا دیکلوفناک یک اشتباه رایج و خطرناک است. این داروها با مهار پروستاگلاندین‌ها باعث انقباض عروق آوران کلیه شده و می‌توانند نارسایی حاد کلیه را تشدید کنند. استامینوفن وریدی یا مخدرهای ضعیف تحت نظر پزشک، انتخاب‌های ایمن‌تری هستند. همچنین باید تمامی داروهای نفروتوکسیک موجود در لیست دارویی بیمار شناسایی و قطع شوند تا فشار اضافی از روی پارانشیم آسیب‌دیده کلیه برداشته شود.

۰۶

بررسی علل زمینه‌ای (Etiology Workup)

ترومبوز ورید کلیوی به ندرت به تنهایی رخ می‌دهد. در بزرگسالان، شایع‌ترین علت آن سندرم نفروتیک (به ویژه نوع غشایی یا Membranous Nephropathy) است. بنابراین اردرها باید شامل تست‌های تکمیلی برای بررسی وضعیت انعقادی و بیماری‌های سیستمیک باشد. آزمایش‌های بررسی سطح پروتئین C و S، آنتی‌تراومبین ۳، و فاکتور ۵ لیدن برای رد ترومبوفیلی‌های ارثی ضروری هستند. همچنین بررسی برای بدخیمی‌های نهفته (مانند رنال سل کارسینوما که می‌تواند به ورید کلیوی تهاجم کند) و بیماری‌های خودایمنی مانند لوپوس سیستمیک (SLE) باید در نقشه راه درمانی قرار گیرد. تشخیص زودهنگام علت زمینه‌ای، طول دوره درمان با ضد انعقاد را مشخص می‌کند.

۰۷

ترومبوز ورید کلیوی چیست و چگونه ایجاد می‌شود؟

ترومبوز ورید کلیوی (RVT) به معنای تشکیل لخته خون در یک یا هر دو ورید اصلی است که خون را از کلیه‌ها خارج می‌کنند. این وضعیت می‌تواند به صورت حاد (ناگهانی) یا مزمن (تدریجی) رخ دهد. مکانیسم اصلی ایجاد آن بر اساس مثلث ویرشو (Virchow’s Triad) است: آسیب دیواره عروق، رکود جریان خون و تغییر در ترکیبات خون (هایپرکواگولابلی). در بزرگسالان، دفع پروتئین‌های تنظیمی ضد انعقاد مانند آنتی‌تراومبین III در ادرار (در اثر سندرم نفروتیک) باعث می‌شود خون تمایل شدیدی به لخته شدن پیدا کند. در نوزادان، این وضعیت معمولاً به دلیل دهیدراتاسیون شدید یا پلی‌سیتمی رخ می‌دهد که منجر به افزایش ویسکوزیته خون و کندی جریان در عروق کوچک کلیه می‌شود.

۰۸

اپیدمیولوژی و گروه‌های در معرض خطر

شیوع RVT در جمعیت عمومی نسبتاً پایین است، اما در گروه‌های خاصی از بیماران به شدت افزایش می‌یابد. به عنوان مثال، حدود ۵ تا ۳۰ درصد از بیماران مبتلا به سندرم نفروتیک ممکن است در طول سیر بیماری خود دچار RVT شوند. جالب است بدانید که این عارضه در مردان کمی بیشتر از زنان دیده می‌شود. در نوزادان، RVT شایع‌ترین نوع ترومبوز عروقی غیر کاتتر است و معمولاً در هفته اول پس از تولد رخ می‌دهد. فاکتورهای خطرساز دیگر شامل تروما به ناحیه شکم، جراحی‌های اخیر کلیه، مصرف قرص‌های ضد بارداری (OCP)، کم‌خونی داسی‌شکل (Sickle Cell Disease) و تهاجم تومورهای بدخیم کلیه به عروق هستند.

۰۹

تاریخچه و تحول در دیدگاه‌های پزشکی

در گذشته‌های دور، ترومبوز ورید کلیوی تنها در کالبدشکافی‌ها تشخیص داده می‌شد و به عنوان یک وضعیت مرگبار و غیرقابل درمان شناخته می‌شد. در قرن نوزدهم، ارتباط بین پروتئینوری شدید و لخته شدن خون در کلیه توسط پزشکانی چون ریچارد برایت (Richard Bright) مورد بحث قرار گرفت. تا اواسط قرن بیستم، تنها راه درمان جراحی و نفرکتومی (برداشتن کلیه) بود. با اختراع داروهای ضد انعقاد مانند هپارین و وارفارین و پیشرفت تکنولوژی تصویربرداری در دهه‌های ۱۹۷۰ و ۱۹۸۰، رویکرد درمانی از جراحی تهاجمی به سمت مدیریت دارویی و حفظ کلیه تغییر یافت. امروزه با ظهور رادیولوژی مداخله‌ای، حتی لخته‌های بسیار بزرگ نیز با روش‌های کم‌تهاجمی قابل درمان هستند.

۱۰

علائم بالینی: از سکوت تا فریاد

تظاهرات بالینی RVT به سرعت تشکیل لخته بستگی دارد. در نوع حاد، بیمار با درد شدید پهلو، تهوع، استفراغ و هماتوری واضح مراجعه می‌کند که ممکن است با سنگ کلیه اشتباه گرفته شود. کلیه در معاینه ممکن است بزرگ و لمس‌شدنی باشد. اما در نوع مزمن، بیماری بسیار فریبنده و بی‌صدا (Asymptomatic) پیش می‌رود. در این موارد، تنها سرنخ ممکن است بدتر شدن تدریجی پروتئینوری یا کاهش عملکرد کلیه باشد. گاهی اوقات اولین علامت RVT، بروز آمبولی ریه (PE) است؛ یعنی لخته از ورید کلیه جدا شده و به ریه می‌رسد که باعث تنگی نفس ناگهانی و درد قفسه سینه می‌شود. این تنوع علائم باعث شده که پزشکان همیشه در بیماران نفروتیک، گوش‌به‌زنگ RVT باشند.

۱۱

مسیرهای درمانی و جراحی

درمان استاندارد، استفاده از ضد انعقادها به مدت حداقل ۳ تا ۶ ماه است. در مواردی که علت زمینه‌ای مانند سندرم نفروتیک باقی بماند، ممکن است نیاز به درمان طولانی‌مدت باشد. داروهای جدید ضد انعقاد خوراکی (DOACs) مانند ریواروکسابان نیز در حال بررسی هستند، اما هنوز وارفارین جایگاه خود را حفظ کرده است. مداخلات تهاجمی‌تر مانند ترومبولیز با کمک کاتتر (Catheter-directed thrombolysis) زمانی استفاده می‌شود که لخته دوطرفه باشد و باعث نارسایی حاد و شدید کلیه شده باشد. جراحی باز (Thrombectomy) امروزه به ندرت و فقط در موارد شکست درمان‌های دارویی یا تروماهای شدید انجام می‌شود. نکته کلیدی در درمان، تعادل بین پیشگیری از گسترش لخته و جلوگیری از خطرات خونریزی ناشی از داروهاست.

۱۲

زوایای پنهان و شگفتی‌های بیولوژیک

یکی از شگفتی‌های RVT، توانایی کلیه برای ایجاد عروق فرعی (Collateral Circulation) در موارد مزمن است. اگر لخته به آرامی تشکیل شود، وریدهای کمکی اطراف کلیه متسع می‌شوند تا خون را تخلیه کنند؛ به همین دلیل است که در نوع مزمن، عملکرد کلیه ممکن است برای مدت طولانی حفظ شود. همچنین ارتباط جالبی بین RVT و واریکوسل (بیشتر در سمت چپ) وجود دارد. از آنجا که ورید بیضه چپ به ورید کلیوی چپ می‌ریزد، انسداد ورید کلیوی می‌تواند باعث تجمع خون در بیضه و ایجاد واریکوسل ناگهانی در مردان شود. این یافته فیزیکی در یک مرد میانسال بدون سابقه قبلی، باید بلافاصله شک به تومور کلیه یا ترومبوز ورید کلیوی را برانگیزد.

۱۳

سوءبرداشت‌ها و خطاهای علمی گذشته

در گذشته تصور می‌شد که RVT همیشه باعث نارسایی کلیه می‌شود، اما اکنون می‌دانیم که اگر لخته یک‌طرفه باشد و کلیه مقابل سالم بماند، سطح کراتینین ممکن است تغییر چندانی نکند. خطای دیگر این بود که پزشکان تصور می‌کردند هماتوری لزوماً به معنای پارگی عروق است، در حالی که در RVT هماتوری ناشی از احتقان شدید و نشت گلبول‌های قرمز از مویرگ‌های گلومرولی به دلیل فشار برگشتی است. همچنین در گذشته استفاده از آسپرین را برای پیشگیری کافی می‌دانستند، اما تحقیقات مدرن ثابت کرده است که در وضعیت‌های هایپرکواگولابلی شدید مانند سندرم نفروتیک، مهارکننده‌های پلاکت به تنهایی قدرت کافی برای جلوگیری از تشکیل لخته در سیستم وریدی را ندارند و حتماً باید از مهارکننده‌های فاکتورهای انعقادی استفاده کرد.

۱۴

بازتاب در رسانه‌ها و سینما

اگرچه ترومبوز ورید کلیوی به اندازه حملات قلبی در سینما دراماتیزه نشده است، اما در سریال‌های پزشکی محبوبی مانند «دکتر هاوس» (House M.D)، چندین بار به عنوان یکی از تشخیص‌های افتراقی پیچیده مطرح شده است. در این اپیزودها، معمولاً RVT به عنوان سرنخی برای کشف یک بیماری زمینه‌ای نادرتر مانند واسکولیت یا یک بدخیمی پنهان به تصویر کشیده می‌شود. این بازتاب‌ها به خوبی نشان می‌دهند که در دنیای پزشکی، RVT اغلب نه به عنوان یک بیماری مستقل، بلکه به عنوان «نوک کوه یخ» از یک اختلال سیستمیک جدی‌تر تلقی می‌شود که پزشک باید مانند یک کارآگاه به دنبال ریشه آن بگردد.

Smart FAQ

۱. آیا استفاده از DOACها در درمان RVT ناشی از سندرم نفروتیک مجاز است؟
استفاده از داروهای ضد انعقاد خوراکی جدید مانند آپیکسابان یا ریواروکسابان در حال گسترش است اما هنوز اطلاعات کافی برای جایگزینی کامل آن‌ها با وارفارین وجود ندارد. در بیماران نفروتیک، تغییرات در پیوند پروتئینی داروها ممکن است پیش‌بینی اثر DOACها را دشوار کند. با این حال در موارد پایدار و با پایش دقیق عملکرد کلیه، برخی پزشکان از این داروها استفاده می‌کنند. همیشه باید به خاطر داشت که وارفارین به دلیل سابقه طولانی و امکان پایش با INR، همچنان در راهنماهای درمانی جایگاه مستحکمی دارد.
۲. چرا در ترومبوز ورید کلیوی چپ، احتمال بروز واریکوسل بیشتر است؟
این موضوع به آناتومی عروقی انسان برمی‌گردد که در آن ورید بیضه چپ به طور مستقیم و با زاویه عمود به ورید کلیوی چپ می‌ریزد. وقتی ورید کلیوی دچار ترومبوز می‌شود، فشار خون در آن بالا رفته و مانع تخلیه خون از ورید بیضه می‌شود. این احتقان باعث اتساع شبکه پامپینی‌فرم و ایجاد واریکوسل در سمت چپ می‌شود. در حالی که ورید بیضه راست مستقیماً به ورید اجوف تحتانی (IVC) می‌ریزد و کمتر تحت تأثیر انسداد ورید کلیوی قرار می‌گیرد.
۳. نقش ترومبولیز داخل شریانی در درمان RVT حاد چیست؟
ترومبولیز داخل شریانی یا داخل وریدی مستقیم (کاتتر) یک روش تهاجمی است که برای حل کردن سریع لخته‌های بزرگ استفاده می‌شود. این روش معمولاً برای بیمارانی رزرو می‌شود که دچار نارسایی حاد کلیه دوطرفه شده‌اند یا به درمان‌های ضد انعقاد معمولی پاسخ نمی‌دهند. اگرچه این روش بسیار موثر است، اما خطر خونریزی‌های جدی مغزی یا گوارشی را به همراه دارد. تصمیم‌گیری برای انجام آن باید بر اساس سنجش دقیق سود و زیان توسط تیم نفرولوژی و رادیولوژی مداخله‌ای انجام گیرد.
۴. آیا بیماران مبتلا به RVT باید برای همیشه داروهای ضد انعقاد مصرف کنند؟
طول دوره درمان بستگی مستقیم به علت ایجادکننده ترومبوز دارد. اگر عامل ایجادکننده یک وضعیت موقت مانند تروما یا دهیدراتاسیون باشد، معمولاً ۳ تا ۶ ماه درمان کافی است. اما در بیمارانی که علت زمینه‌ای مانند ترومبوفیلی ارثی یا سندرم نفروتیک فعال دارند، خطر عود بسیار بالاست. در این موارد، تا زمانی که بیماری اصلی کنترل نشود (مثلاً پروتئینوری به زیر سطح خاصی نرسد)، درمان ضد انعقاد ادامه می‌یابد.
۵. در صورت شک به آمبولی ریه همزمان، چه تغییری در اردرهای RVT لازم است؟
اگر بیمار دچار تنگی نفس یا افت اکسیژن شود، اولویت تشخیصی به سمت سی‌تی آنژیوگرافی ریه تغییر می‌کند. درمان در هر دو حالت بر پایه ضد انعقاد است، اما شدت پایش و احتمال نیاز به بستری در ICU افزایش می‌یابد. همچنین ممکن است نیاز به تعبیه فیلتر ورید اجوف تحتانی (IVC Filter) در مواردی که ضد انعقاد ممنوع است یا شکست خورده، مطرح شود. مدیریت همزمان این دو وضعیت نیازمند همکاری نزدیک بین متخصصین ریه و کلیه است.
۶. آیا کاهش آلبومین خون می‌تواند شدت ترومبوز را پیش‌بینی کند؟
بله، مطالعات نشان داده‌اند که در بیماران مبتلا به سندرم نفروتیک، سطح آلبومین زیر ۲ گرم در دسی‌لیتر یک فاکتور خطر بسیار قوی برای RVT است. آلبومین پایین نشان‌دهنده شدت دفع پروتئین است که همزمان منجر به دفع فاکتورهای ضد لخته نیز می‌شود. در این سطوح از آلبومین، برخی پزشکان حتی به صورت پیشگیرانه (Prophylactic) درمان‌های ضد انعقاد را شروع می‌کنند. بنابراین سطح آلبومین یکی از مهم‌ترین پارامترها در تخمین خطر ترومبوز در این بیماران محسوب می‌شود.
۷. جایگاه بیوپسی کلیه در تشخیص RVT کجاست؟
بیوپسی کلیه مستقیماً برای تشخیص ترومبوز استفاده نمی‌شود و تصویربرداری عروقی در این زمینه حرف اول را می‌زند. با این حال، بیوپسی برای شناسایی بیماری زمینه‌ای (مانند نوع نفروپاتی) که منجر به ترومبوز شده، بسیار مهم است. نکته حیاتی این است که بیوپسی نباید در زمانی که بیمار تحت درمان فعال با دوز بالای هپارین است انجام شود. ابتدا باید وضعیت عروقی پایدار شده و ضد انعقاد قطع یا تنظیم شود تا خطر خونریزی پس از بیوپسی به حداقل برسد.

جمع‌بندی نهایی

ترومبوز ورید کلیوی فراتر از یک لخته ساده در سیستم عروقی است؛ این وضعیت بازتابی از اختلال در تعادل ظریف هموستاز بدن، به ویژه در بستر بیماری‌های کلیوی است. مدیریت موفق این عارضه مستلزم یک رویکرد چندجانبه است که شامل تشخیص سریع تصویری، شروع هوشمندانه ضد انعقادها و جستجوی خستگی‌ناپذیر برای علت زمینه‌ای می‌شود. آگاهی از ظرافت‌های آناتومیک و فیزیولوژیک، مانند تفاوت‌های درگیری ورید چپ و راست، به پزشک کمک می‌کند تا از عوارض جانبی جلوگیری کرده و عملکرد حیاتی کلیه را نجات دهد. در نهایت، آموزش مداوم در زمینه اردرنویسی و مدیریت بالینی، کلید تبدیل یک سناریوی اورژانسی به یک موفقیت درمانی و بهبود کیفیت زندگی بیماران است.

⚠️ Disclaimer (سلب مسئولیت):پزشکی دانشی همیشه در حال تغییر است. این اردر و توضیحات صرفاً جنبه آموزشی و تمرینی داشته و بر اساس سناریوی فرضی تدوین شده. در شرایط واقعی با توجه به بیمار، علایم حیاتی و سیر پیشرفت لحظه‌ای بیماری اردرها ممکن است به کلی متفاوت باشند و هر لحظه اردرهایی متناسب با هر بیمار و شرایط زمینه‌ای بیماری افزوده شود.

Medicine is an ever-changing science. These orders and descriptions are for educational and training purposes only and are based on a hypothetical scenario. In real conditions, depending on the patient, vital signs, and the momentary progress of the disease, orders may be completely different and orders tailored to each patient and underlying conditions may be added at any time.
دکتر علیرضا مجیدی
دکتر علیرضا مجیدی
پزشک، نویسنده و بنیان‌گذار وبلاگ «یک پزشک»
دکتر علیرضا مجیدی، نویسنده و بنیان‌گذار وبلاگ «یک پزشک».
با بیش از ۲۰ سال نویسندگی «ترکیبی» مستمر در زمینهٔ پزشکی، فناوری، سینما، کتاب و فرهنگ.
باشد که با هم متفاوت بیاندیشیم!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
[wpcode id="260079"]