عارضه جانبی عجیب داروهای لاغری جدید؛ آیا اوزمپیک و مونجارو لذت و انگیزه زندگی را از شما می‌گیرند؟

شاید تا حالا تصور می‌کردید که بزرگ‌ترین چالش در مسیر کاهش وزن با داروهای نسل جدید، فقط هزینه‌های بالا یا تهوع‌های گذرا باشد، اما بررسی‌های جدید نشان می‌دهند این داروهای معجزه‌آسا ممکن است چیزی فراتر از چربی‌های اضافه را از شما بگیرند. در این پست با هم می‌بینیم که چطور داروهای ضد چاقی خانواده GLP-1، علاوه بر مهار اشتها، می‌توانند انگیزه، شوق و لذت‌های کوچک روزمره را هم کمرنگ کنند؛ حالتی که در روان‌پزشکی به آن بی‌لذتی می‌گویند.

مکانیسم عملکرد داروهای لاغری و تاثیر آن‌ها بر سیستم پاداش مغز

داروهای شبه‌گلوکاگون پپتید-۱ که به اختصار داروهای GLP-1 (GLP-1 receptor agonists) نامیده می‌شوند، انقلابی در درمان چاقی و دیابت ایجاد کرده‌اند. داروهایی مثل سماگلوتاید (Semaglutide) که با نام‌های تجاری اوزمپیک و ویگووی شناخته می‌شوند، یا تیرزپاتید (Tirzepatide) که با نام تجاری مانجارو عرضه می‌شود، نتایجی شبیه به جراحی‌های لاغری نشان داده‌اند. این داروها با تقلید از هورمون‌های طبیعی بدن، سرعت تخلیه معده را کاهش می‌دهند و به مغز سیگنال سیری می‌فرستند. اما تاثیر این داروها به دستگاه گوارش محدود نمی‌شود؛ آن‌ها مستقیما روی سیستم پاداش دوپامینی در مغز اثر می‌گذارند.

سیستم دوپامینی همان بخشی از مغز است که مسئول ایجاد انگیزه، میل به بقا و تجربه لذت است. وقتی داروهای لاغری این مسیر را سرکوب می‌کنند، میل به غذا خوردن کاهش می‌یابد. گزارش‌های متعددی نشان داده‌اند که مصرف‌کنندگان این داروها دیگر تمایلی به مصرف الکل، سیگار، قمار یا رفتارهای وسواسی ندارند. این ویژگی در ابتدا یک نکته مثبت به نظر می‌رسید، اما دستکاری طولانی‌مدت انتقال‌دهنده‌های عصبی مانند دوپامین می‌تواند پیامدهای ناخواسته‌ای بر خلق‌وخو و سطح انرژی افراد داشته باشد که پیش از این کمتر به آن توجه شده بود.

روایت بیماران از تجربه حس رخوت و بی‌تفاوتی مطلق

یک پژوهش جدید که در ژورنال تخصصی گزینه‌های چاقی (Obesity Pillars) منتشر شده، تجربه سه زن را بررسی کرده است که پس از مصرف دوزهای بالای داروی تیرزپاتید دچار افت شدید انگیزه و نوعی کرختی عاطفی شدند. این بیماران توانسته بودند بین ۲۳ تا ۵۷ درصد از وزن خود را کاهش دهند که موفقیت بزرگی محسوب می‌شد. با این حال، هر سه نفر گزارش کردند که با وجود این کاهش وزن موفق، دچار کاهش شدید انگیزه، بی‌تفاوتی احساسی و بی‌علاقگی نسبت به ورزش و فعالیت‌های لذت‌بخش قبلی شده‌اند.

یکی از این بیماران حس خود را به رخوت و بی‌حسی مطلق تشبیه کرده است. او توضیح داده که با وجود موفقیت اولیه در کاهش وزن، به مرور زمان متوجه خستگی مفرط و از دست رفتن علاقه به کارهایی شده که به زندگی‌اش جهت و معنا می‌دادند. دو نفر از این زنان هیچ سابقه قبلی در زمینه اختلالات خلق‌وخو نداشتند و نفر سوم سابقه افسردگی و اضطراب داشت. با این حال، علائمی که پس از مصرف دوز بالای این داروی لاغری تجربه کردند، کاملا متفاوت از دوره‌های افسردگی معمولی بود و ارتباط مستقیمی با افزایش دوز دارو داشت.

بی‌لذتی یا آنهدونیا چیست و چگونه برطرف می‌شود؟

کاهش شدید میل و اشتیاق به کارهای خوشایند در اصطلاح پزشکی بی‌لذتی یا آنهدونیا (Anhedonia) نامیده می‌شود. نویسندگان این تحقیق علمی آنهدونیا را به عنوان کاهش خواستن یا تمایل برای به دست آوردن یک محرک یا فعالیت جذاب تعریف می‌کنند. وقتی سیگنال‌های دوپامین در مغز تضعیف می‌شوند، نیروی محرکه‌ای که ما را به سمت کسب لذت یا پاداش سوق می‌دهد، خاموش می‌شود. در این حالت، فرد نه تنها تمایلی به خوردن غذاهای پرکالری ندارد، بلکه اشتیاق خود را برای گوش دادن به موسیقی، وقت‌گذرانی با دوستان یا انجام تفریحات محبوبش نیز از دست می‌دهد.

خوشبختانه بررسی این موارد نشان داد که این عارضه جانبی برگشت‌پذیر است. پس از کاهش دوز مصرفی دارو، دو نفر از بیماران بلافاصله بهبود یافتند و گزارش کردند که دوباره احساس شادابی قبلی خود را به دست آورده‌اند. بیمار سوم برای رفع این حالت نیاز به درمان کمکی با داروی ضدافسردگی بوپروپیون (Bupropion) پیدا کرد که سیستم دوپامین مغز را هدف قرار می‌دهد. این موضوع نشان می‌دهد که مدیریت دوز دارو و نظارت پزشک می‌تواند به حفظ تعادل روحی بیماران در دوران کاهش وزن کمک کند.

ریشه‌های بیولوژیک پیوند میان اشتها و لذت‌های زندگی

برای درک بهتر این پدیده باید به ساختار تکاملی مغز نگاه کنیم. در طول هزاران سال تکامل بشر، بقای انسان به پیدا کردن غذا و تولیدمثل وابسته بوده است. مغز برای تضمین انجام این کارها، سیستم پاداش را طراحی کرد تا با ترشح دوپامین، ما را به سمت رفتارهای بقامحور سوق دهد. به همین دلیل است که لذت بردن از غذا دقیقا با همان مسیرهای عصبی هدایت می‌شود که لذت بردن از هنر، ورزش یا ارتباطات اجتماعی را کنترل می‌کنند.

وقتی ما با داروهای مدرن تلاش می‌کنیم اشتهای طبیعی را به شدت سرکوب کنیم، در واقع کلید اصلی سیستم پاداش مغز را پایین می‌کشیم. این تداخل بیوشیمیایی به مغز اجازه نمی‌دهد که بین پاداش ناشی از یک پیتزای چرب و پاداش ناشی از پیاده‌روی در طبیعت تفکیک قائل شود. در نتیجه، کم شدن ولع غذا خوردن ممکن است به بهای سرد شدن کلی احساسات و کاهش رنگ‌های زندگی تمام شود. پزشکان معتقدند که در تجویز این داروها باید تعادلی بین سلامت جسمی و سلامت روان برقرار شود.

تاریخچه سوءبرداشت‌ها درباره داروهای کاهش وزن

در دهه‌های گذشته، داروهای کاهش وزن متعددی وارد بازار شدند که هر کدام پس از مدتی به دلیل عوارض جانبی شدید روانی یا قلبی جمع‌آوری شدند. در اواخر قرن بیستم، داروهایی که بر پایه تحریک سیستم عصبی و افزایش سوخت‌وساز کار می‌کردند، اضطراب شدید و روان‌پریشی ایجاد می‌کردند. در دهه ۲۰۰۰ دارویی به نام ریمونابانت معرفی شد که عملکردی دقیقا برعکس حشیش داشت و سیستم کانابینوئید بدن را مسدود می‌کرد تا اشتها را کاهش دهد. اما این دارو به سرعت به دلیل ایجاد افسردگی شدید و افکار خودکشی از بازار جمع‌آوری شد.

داروهای GLP-1 امروزی بسیار ایمن‌تر از نسل‌های قبلی هستند و خطر مرگبار ندارند، اما این تصور عمومی که آن‌ها کاملا بدون عارضه روحی هستند یک سوءبرداشت علمی است. بررسی رفتارهای مغزی نشان می‌دهد که سیستم‌های هورمونی بدن به شدت به هم پیوسته هستند. معرفی اوزمپیک و مانجارو به عنوان هورمون‌های معجزه‌آسای بدون عارضه، باعث شد بسیاری از مردم از جنبه‌های روان‌شناختی این درمان غافل شوند؛ موضوعی که اکنون با ثبت گزارش‌های بالینی به مرور در حال اصلاح است.

آیا تجربه بی‌لذتی مانع ادامه درمان با داروهای GLP-1 می‌شود؟

یکی از سوالات مهمی که برای مصرف‌کنندگان یا متقاضیان این داروها پیش می‌آید این است که آیا بروز این حالت به معنی ضرورت قطع کامل دارو است؟ پاسخ محققان منفی است. از دست رفتن انگیزه معمولا با تنظیم دوز یا تعدیل دوره‌های مصرف قابل کنترل است. تصمیم‌گیری در این باره به اولویت‌ها و شرایط پزشکی بیمار بستگی دارد. برای فردی با چاقی مفرط و بیماری‌های زمینه‌ای شدید، کاهش وزن اولویت حیاتی دارد و عوارض خلقی ملایم را می‌توان با کمک روان‌پزشک یا تغییرات سبک زندگی مدیریت کرد.

بیماران باید بدانند که این حالت موقتی است و با کاهش تدریجی دوز دارو یا پایان دوره درمان از بین می‌رود. آگاهی از این عارضه جانبی به خودی خود سهم زیادی در کاهش اضطراب بیماران دارد؛ زیرا متوجه می‌شوند که رخوت و بی‌انگیزگی ناگهانی آن‌ها ناشی از ضعف اراده یا تنبلی نیست، بلکه یک واکنش شیمیایی موقت به دارویی است که مصرف می‌کنند.

چگونه می‌توان با عوارض روحی داروهای لاغری مقابله کرد؟

برای افرادی که در طول دوره مصرف داروهای کاهش وزن دچار افت خلق‌وخو می‌شوند، راهکارهای حمایتی وجود دارد که می‌تواند به بهبود کیفیت زندگی آن‌ها کمک کند. مدیریت این عارضه نیازمند همکاری نزدیک بیمار، پزشک غدد و متخصص سلامت روان است تا تعادل هورمونی و روانی فرد حفظ شود. روش‌های زیر در این مسیر کمک‌کننده هستند:
-کاهش دوز دارو تحت نظر پزشک برای پیدا کردن نقطه‌ای که هم کاهش وزن ادامه یابد و هم عوارض روحی به حداقل برسد.
-استفاده از درمان‌های دارویی کمکی مانند بوپروپیون با تجویز روان‌پزشک برای تحریک ترشح دوپامین و افزایش انگیزه.
-انجام فعالیت‌های بدنی سبک و منظم که به طور طبیعی ترشح اندورفین و دوپامین را در مغز افزایش می‌دهند.
-آگاهی‌بخشی به خانواده و اطرافیان در مورد تغییرات خلقی احتمالی بیمار تا حمایت عاطفی لازم را از او به عمل آورند.

دکتر علیرضا مجیدی
دکتر علیرضا مجیدی
پزشک، نویسنده و بنیان‌گذار وبلاگ «یک پزشک»
دکتر علیرضا مجیدی، نویسنده و بنیان‌گذار وبلاگ «یک پزشک».
بیش از دو دهه در زمینه سلامت، پزشکی، روان‌شناسی و جنبه‌های فرهنگی و اجتماعی آن‌ها می‌نویسد و تلاش می‌کند دانش را ساده اما دقیق منتقل کند.
پزشکی دانشی پویا و همواره در حال تغییر است؛ بنابراین، محتوای این نوشته جایگزین ویزیت یا تشخیص پزشک نیست.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
[wpcode id="260079"]