کودک‌آزاری و غفلت از کودک چیست؟ چگونه می‌توان با آن مبارزه کرد؟

در خیابان‌های هر شهری، اگر دقیق نگاه کنی، ممکن است با چشمانی روبه‌رو شوی که خاموش‌تر از سنشان به نظر می‌رسند. کودکی که در سکوت دست مادرش را گرفته اما ترسی پنهان در نگاهش موج می‌زند. یا کودکی که در مدرسه همیشه گرسنه است، لباس‌هایش بوی نم می‌دهد و کمتر از بقیه لبخند می‌زند. این‌ها چهره‌های بی‌صدا و گاه نامرئیِ پدیده‌ای هستند که به آن «کودک‌آزاری» (child abuse) و «غفلت از کودک» (child neglect) گفته می‌شود؛ دو چهرهٔ تاریک از دنیای بزرگسالی که گاه درون خانه‌هایی با درهای بسته اتفاق می‌افتند.

کودک‌آزاری و غفلت از کودک فقط به معنای آسیب فیزیکی نیستند. آنها مجموعه‌ای از رفتارهای آسیب‌زننده یا سهل‌انگارانه‌اند که رشد، سلامت، عزت‌نفس و امنیت روانی کودک را تهدید می‌کنند. گاهی این آسیب‌ها در قالب فریاد و کتک آشکار می‌شوند و گاهی در سکوتِ سردِ بی‌توجهی، در شکل نخوردنِ غذا، نبودِ مراقبت پزشکی، یا نادیده گرفته‌شدنِ احساساتِ کودک.

در این نوشته، نخست به تعریف دقیق این دو مفهوم و تفاوت‌هایشان می‌پردازیم، سپس جنبه‌های مختلف و نشانه‌های قابل تشخیص را بررسی می‌کنیم. در بخش دوم، که پس از تأیید تو نوشته می‌شود، دربارهٔ درمان، مداخلهٔ روانی و اجتماعی و راه‌های پیشگیری از این پدیدهٔ تلخ سخن خواهیم گفت.

۱- تعریف کودک‌آزاری و غفلت از کودک

کودک‌آزاری به هر عمل عمدی گفته می‌شود که از سوی والدین، مراقبان یا افراد مسئول کودک انجام شود و موجب آسیب جسمی، روانی، جنسی یا عاطفی گردد. این آسیب می‌تواند فوری یا تدریجی باشد، آشکار یا پنهان. در مقابل، «غفلت از کودک» به رفتارهایی گفته می‌شود که در آنها والد یا مراقب، نیازهای ضروری کودک را نادیده می‌گیرد؛ مانند تغذیه، پوشاک، مراقبت پزشکی، آموزش یا محبت.

در زبان تخصصی، میان «اقدام مضر» (act of commission) و «بی‌اقدامی مضر» (act of omission) تمایز قائل می‌شوند. اولی به کودک‌آزاری و دومی به غفلت از کودک اشاره دارد. کودک‌آزاری معمولاً کنشی است فعال، مثل تنبیه بدنی یا آزار کلامی؛ در حالی که غفلت رفتاری غیرفعال است، مانند بی‌توجهی به نیازهای اساسی یا رها کردن کودک در محیطی ناامن.

با وجود این تفاوت، مرز میان آن‌ها همیشه روشن نیست. گاهی بی‌توجهی مزمن می‌تواند به اندازهٔ آزار مستقیم، به روان و بدن کودک آسیب بزند. در سطح حقوقی نیز بیشتر کشورها هر دو رفتار را در دستهٔ «نقض حقوق کودک» قرار می‌دهند. از دید روان‌شناختی، هر دو سبب اختلال در رشد اعتماد، احساس امنیت و تصویر ذهنی کودک از خود و جهان می‌شوند.

۲- جنبه‌های مختلف کودک‌آزاری و غفلت از کودک

این پدیده چهار بُعد اصلی دارد: آزار جسمی (physical abuse)، آزار روانی یا عاطفی (emotional abuse)، آزار جنسی (sexual abuse)، و غفلت (neglect).

آزار جسمی شامل هر نوع ضرب، سوزاندن، بستن، یا استفاده از زور فیزیکی است که منجر به درد یا جراحت شود. آزار روانی یا عاطفی، رفتارهایی است که احساس ارزشمندی یا امنیت را از کودک می‌گیرد؛ مانند تحقیر، تهدید، طرد، یا بی‌ثباتی عاطفی. آزار جنسی یکی از عمیق‌ترین اشکال نقض انسانی است که در آن کودک برای ارضای جنسی بزرگسال مورد استفاده یا اجبار قرار می‌گیرد. و در نهایت، غفلت به معنای عدم تأمین نیازهای اساسی است؛ از غذا و سرپناه گرفته تا محبت و آموزش.

این جنبه‌ها معمولاً به‌صورت جداگانه عمل نمی‌کنند. در بسیاری از پرونده‌ها، ترکیبی از دو یا چند نوع آسیب وجود دارد. برای مثال، کودکی که دچار آزار جسمی می‌شود، اغلب آزار عاطفی را نیز تجربه می‌کند. در عین حال، زمینه‌های خانوادگی و اجتماعی در شدت و بروز این آسیب‌ها نقش دارند: فقر، اعتیاد، بیماری روانی والدین، یا انزوای اجتماعی می‌توانند خطر بروز آن را افزایش دهند.
درک این چندوجهی‌بودن مهم است، زیرا مداخلهٔ درمانی یا قانونی نباید تنها به جراحت ظاهری محدود شود؛ بلکه باید کل الگوی رفتاری و روابط قدرت در خانواده بررسی گردد.

۳- چگونه می‌توان کودک‌آزاری و غفلت از کودک را تشخیص داد یا به آن شک کرد

تشخیص این دو پدیده همیشه ساده نیست. بسیاری از کودکان، به‌ویژه در سنین پایین، نمی‌توانند دربارهٔ آنچه بر سرشان می‌آید حرف بزنند. بنابراین تشخیص اغلب بر پایهٔ نشانه‌ها و تغییرات رفتاری انجام می‌شود.
نشانه‌های جسمی شامل کبودی‌های مکرر، زخم‌های در مراحل مختلف بهبودی، سوختگی‌ها با الگوهای خاص یا شکستگی‌های تکراری است. نشانه‌های روانی و رفتاری نیز اهمیت بالایی دارند: گوشه‌گیری، اضطراب مداوم، پرخاشگری بی‌دلیل، ترس از بزرگ‌ترها یا افت ناگهانی در عملکرد تحصیلی.

در مورد غفلت، نشانه‌ها بیشتر به شرایط زندگی و بهداشت مربوط است؛ مثلاً کودکانی که همیشه لباس‌های نامناسب دارند، گرسنه‌اند، اغلب بیمار می‌شوند یا از مراقبت پزشکی محروم‌اند. همچنین کودکی که اغلب تنها در خانه می‌ماند یا مسئول مراقبت از خواهر و برادرهای کوچکش است، ممکن است قربانی غفلت باشد.

در این میان، حساسیت اجتماعی نقش حیاتی دارد. معلمان، پزشکان، پرستاران، همسایگان یا هر فردی که در زندگی کودک نقشی دارد، باید نسبت به این نشانه‌ها هشیار باشند. در بسیاری از کشورها، گزارش هرگونه «شک منطقی» (reasonable suspicion) نسبت به کودک‌آزاری، وظیفهٔ قانونی افراد حرفه‌ای است. تشخیص زودهنگام، تفاوت میان نجات یک زندگی و تداوم رنج پنهان است.

۴- درمان و مداخله در موارد کودک‌آزاری و غفلت از کودک

درمان و مداخله در کودک‌آزاری (child abuse) و غفلت از کودک (child neglect) فرآیندی چندلایه است که نیازمند همکاری میان پزشکان، روان‌شناسان، مددکاران اجتماعی و نهادهای قضایی است. نخستین گام، تأمین امنیت فوری کودک است. در هر موردی که جان یا سلامت جسمی و روانی کودک در خطر است، باید او را از محیط آسیب‌زا جدا کرد. این اقدام ممکن است موقت یا دائم باشد، اما هدف اصلی آن توقف چرخهٔ آزار است.

در مرحلهٔ بعد، ارزیابی جامع وضعیت جسمی و روانی انجام می‌شود. کودکان قربانی معمولاً دچار زخم‌ها، سوختگی‌ها یا سوءتغذیه‌اند، اما آسیب‌های روانی آنها عمیق‌تر است. بسیاری از آنها علائم اختلال اضطراب پس از سانحه (Post-Traumatic Stress Disorder – PTSD)، افسردگی (Depression)، یا اختلال دلبستگی (Attachment Disorder) دارند. در درمان، رویکرد ترکیبی از روان‌درمانی (psychotherapy)، بازی‌درمانی (play therapy) و در موارد خاص دارودرمانی (pharmacotherapy) استفاده می‌شود.

نقش خانواده در این مرحله دوگانه است. اگر والدین خود عامل آزار بوده‌اند، باید تحت مداخله‌های درمانی و آموزشی قرار گیرند تا چرخهٔ تکرار متوقف شود. اما در خانواده‌هایی که غفلت ناشی از فقر، ناآگاهی یا مشکلات روانی است، درمان باید شامل حمایت اجتماعی و آموزشی نیز باشد. آموزش مهارت‌های فرزندپروری، کاهش استرس، و حمایت‌های مالی یا مشاوره‌ای می‌تواند از تکرار غفلت جلوگیری کند.

توان‌بخشی روانی کودک اهمیت ویژه‌ای دارد. بسیاری از قربانیان تا بزرگسالی با احساس گناه، بی‌اعتمادی یا ترس از صمیمیت زندگی می‌کنند. هدف درمان، بازسازی حس امنیت، اعتماد و عزت‌نفس است. در این مسیر، تداوم ارتباط درمانگر با کودک و ایجاد محیطی پایدار و قابل پیش‌بینی، نقش حیاتی دارد.

۵- پیامدهای روانی و جسمی در زندگی بلندمدت قربانیان

اثرات کودک‌آزاری و غفلت از کودک تنها محدود به دوران کودکی نیستند؛ آنها می‌توانند در سراسر زندگی ادامه یابند و مسیر رشد ذهنی، عاطفی و حتی فیزیولوژیک فرد را تغییر دهند.

از دیدگاه علوم اعصاب، پژوهش‌ها نشان داده‌اند که کودکانی که در معرض استرس مزمن ناشی از آزار یا غفلت قرار دارند، دچار تغییر در ساختار مغز به‌ویژه در نواحی آمیگدال (amygdala) و هیپوکامپوس (hippocampus) می‌شوند. این تغییرات می‌توانند منجر به پاسخ‌های افراطی به استرس، اضطراب مزمن، و ضعف در کنترل هیجانات شوند.

در سطح روان‌شناختی، قربانیان اغلب دچار اختلال در اعتماد بین‌فردی و مشکلات ارتباطی در بزرگسالی‌اند. بسیاری از آنها روابط عاطفی ناسالم برقرار می‌کنند یا درگیر الگوهای تکرارشوندهٔ خشونت می‌شوند، چرا که مغز آنها یاد گرفته است «آسیب دیدن» را با «محبت دریافت کردن» اشتباه بگیرد.

در بُعد اجتماعی، احتمال ترک تحصیل، بیکاری، وابستگی به مواد و درگیر شدن در جرائم در این افراد بالاتر است. غفلت از کودک به‌ویژه می‌تواند سبب تأخیر در رشد زبانی، شناختی و اجتماعی شود و چرخهٔ فقر و آسیب را در نسل بعدی تکرار کند.

در این میان، عامل امید همان «مداخلهٔ زودهنگام» است. کودکانی که در زمان مناسب شناسایی و تحت درمان قرار می‌گیرند، می‌توانند مسیر زندگی خود را بازسازی کنند. مغز در دوران کودکی و نوجوانی قابلیت انعطاف‌پذیری (neuroplasticity) بالایی دارد، و همین ویژگی امکان ترمیم را فراهم می‌کند.

۶- نقش جامعه، آموزش و قانون در مقابله با کودک‌آزاری

هیچ سیستم درمانی بدون مشارکت اجتماعی و حمایت قانونی نمی‌تواند با پدیده‌ای به گستردگی کودک‌آزاری مقابله کند. جامعه‌ای که نسبت به حقوق کودک آگاه است، پیش از آن‌که به بحران برسد، پیشگیری می‌کند.

قوانین حمایتی در بسیاری از کشورها از «گزارش اجباری» (mandatory reporting) استفاده می‌کنند؛ یعنی پزشکان، معلمان و مددکاران موظف‌اند در صورت مشاهدهٔ نشانه‌های آزار یا غفلت، آن را گزارش کنند. چنین قوانینی، علاوه بر جنبهٔ کیفری، پیام فرهنگی روشنی دارند: کودک دارایی والد نیست، بلکه دارای حقوق مستقل است.

آموزش عمومی نیز اهمیت زیادی دارد. برنامه‌های آگاهی‌رسانی در مدارس، رسانه‌ها و مراکز بهداشت، مردم را با نشانه‌های اولیهٔ آزار آشنا می‌کنند و حس مسئولیت اجتماعی را تقویت می‌سازند. آموزش مهارت‌های فرزندپروری مثبت (positive parenting skills) و مدیریت خشم (anger management) به والدین می‌تواند سطح خشونت خانگی را به‌طور محسوسی کاهش دهد.

از سوی دیگر، جامعه باید مراقب باشد که از گزارش‌های کاذب یا برخوردهای تنبیهی نابجا پرهیز شود. مداخله در خانواده باید بر پایهٔ «حمایت» باشد نه صرفاً مجازات. سیستم‌های حمایتی مانند مشاورهٔ خانوادگی، کمک مالی به خانواده‌های محروم یا ایجاد مراکز مراقبت روزانهٔ رایگان، می‌توانند ریشه‌های غفلت را از بین ببرند.

۷- پیشگیری: از آگاهی تا بازسازی فرهنگ مراقبت

پیشگیری مؤثر، از خودِ خانواده آغاز می‌شود. آموزش والدین دربارهٔ رشد کودک و نیازهای عاطفی او باید بخشی از نظام آموزشی و بهداشت عمومی باشد. والدینی که خود در کودکی آسیب دیده‌اند، بیشتر در معرض تکرار همان الگوها هستند. بنابراین، حمایت از سلامت روان والدین، نه تنها حق آنان بلکه عامل محافظ کودک است.
پژوهش‌ها نشان می‌دهد کودکانی که در خانواده‌های دارای حمایت اجتماعی، روابط صمیمانه و ساختار منسجم رشد می‌کنند، کمتر در معرض خطر آزار یا غفلت‌اند. بنابراین، سیاست‌گذاری‌های کلان باید بر تقویت شبکه‌های اجتماعی و رفاهی متمرکز شود.

از منظر فرهنگی، جامعه باید مفهوم «انضباط» را از «خشونت» جدا کند. هنوز در بسیاری از جوامع، تنبیه بدنی به عنوان «روش تربیت» پذیرفته می‌شود. تغییر این ذهنیت، نیازمند گفت‌وگو، آموزش و بازنمایی صحیح در رسانه‌ها است.
پیشگیری همچنین شامل حمایت از کودکان در محیط‌های آموزشی است. مدارس باید محیطی امن باشند که در آن کودکان بتوانند احساس خود را بیان کنند و در صورت لزوم از معلمان یا مشاوران کمک بگیرند. معلمی که گوش شنوا دارد، گاه از یک مأمور پلیس مؤثرتر است.

در سطح کلان‌تر، ایجاد بانک‌های دادهٔ ملی برای ثبت موارد کودک‌آزاری، پایش آماری و پژوهش علمی، ابزار مهمی برای سیاست‌گذاری پیشگیرانه است. تنها با داده و شفافیت می‌توان از تکرار تراژدی‌ها جلوگیری کرد.

۸- بازسازی زندگی پس از آزار؛ مسیر دشوار اما ممکن

هیچ درمانی نمی‌تواند گذشته را پاک کند، اما می‌تواند معنای آن را بازآفرینی کند. کودکانی که از آزار یا غفلت نجات می‌یابند، برای بازسازی زندگی‌شان نیاز به زمان، همراهی و پذیرش دارند. فرایند بازتوانی معمولاً شامل سه مرحله است: بازسازی حس امنیت، ترمیم اعتماد، و بازتعریف هویت.
در مرحلهٔ اول، کودک باید در محیطی پایدار، بدون تهدید یا بی‌ثباتی زندگی کند. سپس از طریق درمان‌های روانی و گروهی، احساس اعتماد به دیگران را بازمی‌یابد. مرحلهٔ سوم، زمانی است که کودک می‌آموزد خود را نه به عنوان قربانی بلکه به عنوان بازمانده‌ای قوی ببیند.

در سال‌های اخیر، استفاده از درمان‌های مبتنی بر تروما (trauma-informed care) رواج یافته است. در این رویکرد، درمانگر می‌پذیرد که هر رفتار یا واکنش کودک، پاسخی طبیعی به شرایط غیرطبیعی گذشته است. این نگرش، درمان را از «اصلاح» به «درک و بازسازی» تبدیل می‌کند.
داستان‌های موفقیت بسیاری وجود دارند از کودکانی که پس از سال‌ها آزار، به مدد حمایت درمانی و اجتماعی، به تحصیل، شغل و زندگی متعادل بازگشته‌اند. هر یک از این داستان‌ها گواه آن است که مداخلهٔ به‌موقع می‌تواند سرنوشت را تغییر دهد.

خلاصه

کودک‌آزاری و غفلت از کودک دو روی یک واقعیت تلخ‌اند که ریشه در ناآگاهی، فقر، آسیب‌های روانی و فرهنگ خشونت دارد. درمان آن نیازمند مداخله‌ای چندوجهی است: تأمین امنیت فوری، درمان روانی، آموزش والدین و حمایت اجتماعی.
پیامدهای آن، چه در بدن و چه در ذهن، می‌تواند تا بزرگسالی ادامه یابد اما با مداخلهٔ زودهنگام و درمان آگاهانه، قابل ترمیم است. جامعه و قانون نقش تعیین‌کننده دارند: با آموزش عمومی، گزارش اجباری و حمایت از خانواده‌ها می‌توان چرخهٔ تکرار را شکست.
پیشگیری نیز از بازسازی مفهوم «مراقبت» آغاز می‌شود؛ از پذیرش این حقیقت که کودک نه دارایی بلکه انسان کامل است. بازتوانی قربانیان نیز یادآور این نکته است که هیچ رنجی مطلق و ابدی نیست. هر کودکی که نجات می‌یابد، سند زنده‌ای از امکان تغییر است.

❓ سؤالات رایج (FAQ)

۱. تفاوت میان کودک‌آزاری و غفلت از کودک چیست؟
کودک‌آزاری به اعمال عمدی مانند ضرب‌وشتم، تحقیر یا سوء استفادهٔ جنسی گفته می‌شود، در حالی که غفلت از کودک به بی‌توجهی یا ناتوانی در تأمین نیازهای اساسی اشاره دارد.

۲. چه نشانه‌هایی می‌تواند ما را به آزار یا غفلت مشکوک کند؟
زخم‌های غیرقابل توضیح، ترس از والدین، افت تحصیلی، گرسنگی مداوم، یا بی‌توجهی به بهداشت از نشانه‌های هشداردهنده‌اند.

۳. اگر به کودک‌آزاری شک کنیم چه باید بکنیم؟
در صورت وجود نشانه‌های جدی، باید با مراکز خدمات اجتماعی یا پلیس تماس گرفت. در بسیاری از کشورها گزارش حتی یک «شک منطقی» وظیفهٔ قانونی است.

۴. آیا قربانیان کودک‌آزاری در بزرگسالی قابل درمان هستند؟
بله. با روان‌درمانی، حمایت اجتماعی و محیطی امن، بسیاری از قربانیان می‌توانند زندگی متعادل و سالمی بسازند.

۵. نقش والدین در پیشگیری چیست؟
یادگیری مهارت‌های فرزندپروری مثبت، مدیریت خشم و توجه به نیازهای عاطفی کودک، مهم‌ترین ابزار پیشگیری‌اند.

۶. آیا فقر همیشه نشانهٔ غفلت است؟
خیر. فقر می‌تواند زمینه‌ساز باشد اما غفلت تنها زمانی مطرح است که نیازهای کودک عمداً یا از روی بی‌توجهی نادیده گرفته شوند.

11 دیدگاه

  1. salam .shoma ham hatman dar morede oon behboode bidalile yek morede hiv posetive chizi be gooshetoon khorde .nazari nadari ?site i chizi nemishnasi ? man daram tamame farziye haye momkene imonilogy ra zir o ro mikonam vali gij shode am

  2. با سلام
    قشنگ بود؛ سوالی داشتم از حضور نسبتآ محترمتان که اگر به سوال ما جواب دهید بسی ثواب کردید و ما را خوشحال.
    من در وبلاگم بخشی به نام وبلاگستان به کمک بلاگ رولینگ درست کردم این را فعلآ داشته باش؛ اکانتی که در منزل استفاده می کنم بلاگ رولینگ را فیلتر نکرده و مرورگر هم اینترنت اکسپلور و ویندوز اکس پی،زمانی که در منزل هستم و وبلاگم را باز می کنم این بخش وبلاگستان را که حدود 30 وبلاگ در آن می باشد را نمایش می دهد اما در محل کارم از اکانتی استفاده می کنم که بلاگ رولینگ را فیلتر کرده و ویندوز ملنیوم؛ زمانی که در محل کارم وبلاگم را باز میکنم همه چی نمایش داده می شود به جز وبلاگستان ؛ حال می خواستم بدانم اصلآ نمایش دادن یا ندادن این بخش وبلاگستان که با بلاگ رولینگ درست کردم ربطی به فیلتر شدن بلاگ رولینگ دارد یا نه؟
    یا شاید اشکال از قالب است؟یا کد بلاگ رولینگ را در جای مناسبی قرار ندادم؟
    مرا از این سردرگمی نجات دهید.
    با سپاس فراروان

  3. salam man khodam madare ye bache ye kheili laghar hastam az nazare mali vazemoon kheili ham khoobeh va hich moshkele azary ham nesbat be bacham nadaram vali moshkel eineh ke bache man aslan ghaza nemikhoreh anvae gha´zaha barash dorost mikonam hatta az MC donald happy meal ba deser barash migiram vali moshkel jaye digas vaoon kam eshtehaeye bache ast lotfan dafeh digeh eino nesbat be Btavajohie madar nazarin man ppodr haye proteein az usa tahie mikonam ba flavor haye mokhtalef vali hamchenan nahifo lahgare

  4. دکتر جون هیچم اینجور نیست من زنهایی رو می شناسم که سیکل رو به زحمت دارند اما همچین چت میگنند مثله بیل بیل؟چت هم دیگه جزو سایبر و آی تی ایناست دیگه پس زنها رو دست کم نگیر امیدوارم این جواب دندان شکل آبروی زنان رو حفظ نموده باشه..دی..

  5. اگه (….)، کار شما به عنوان پزشک خیلی راحت میشد. بلافاصله به ادارهء حمایت از کودکان و نوجوانان خبر میدادید و یا به والدین کمک میکردند و یا اگه فایده‌ای نداشت بچه‌ها رو ازشون میگرفتند.

    در جواب هالهء عزیز باید بگم که تو نباید به خودت یا اطرافیانت نگاه کنی. من هم سرم رو بزنند، تهم رو بزنند در اینترنت ولو هستم، اما طبق آمارهای مختلف درصد زنانی که از اینترنت استفاده میکنند کمتر از مردهاست. یکی از علتهاش البته اینه که به قول معروف «فقر، مؤنث است» و امکانات زنان به طور متوسط و در سطح جهانی از لحاظ مالی ضعیفتره، یکی این که زنان امکانات کمتری برای سوادآموزی و رسیدن به درجات بالاتر تحصیلی رو دارند که دلیل اون هم مسلماً در اکثر موارد یا همون فقره، یا استثمار زنان و محدود کردنشون توسط مردان. فقط در انتهای لیست این عوامل میشه در مورد زنانی که هم امکانات مالی و هم سواد کافی دارند به خودداری و تردید اونها در مواجهه با مسائل تکنیکی اشاره کرد.

  6. salam inke zanan miyooneye ba internet nadaran shayad be dalile gereftarihaye ziadi bashe ke har zane irani dare………vazayefi ke oftade gardane zanha bedoone inke khodesh bekhan va majboor be anjame oona hastan….agar ham manzooetoon reshte haye darsi hast shayd vaase in bashe ke boodan dar yek mohite kamelan mardoone vase kheili zana sakht hast

  7. سلام .
    من دو روزه با وبلاگتون آشنا شدم و خیلی هم خوشم اومده .آخرین نوشته هاتون رو هم خوندم . من چندساله که با کامپیوتر کار می کنم و مداوم توی اینترنتم .نمی دونم چرا فکر می کنید خانوما زیاد با اینترنت و آی تی میونه ای ندارن ؟
    من واسه کوچکترین مسئله ای( از شیر مرغ تا جون آدمیزاد) که داشته باشم توی اینترنت سرچ می کنم و مطلب پیدا می کنم .به طور مثال چند وقت پیش چون خواهرم می خواست بچه اش رو ازشیر بگیره در مورد گرفتن بچه از شیر مادر سرچ کردم که البته مطلب جالب توجهی پیدا نکردم .
    مطالب جالبی دارین . امیدوارم موفق و موفق و موفق باشین .
    ببخشید که این کامنت منم طولانی شد و خسته کننده .

  8. با سلام دکتر جان. من‌که اصلا” رشته‌‌‌ام چیز دیگه‌ای بود ولی بعدها با وجود بچه به دانش‌گاه برگشتم و علم کامپیوتر خوندم – بدون کامپیوتر و آی‌تی هم که امورات‌ام ابدا نمی‌گذرد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
[wpcode id="260079"]