بازی مریلین مونرو در نقش رزلین تابر در فیلم The Misfits (1961) | حساس، مطلقه، بی‌پناه، غمناک، طبیعی

بررسی بازی مریلین مونرو در فیلم «ناجورها» (The Misfits) برای هر کسی که می‌خواهد با چهره واقعی و عریان هنر او آشنا شود، نه تنها جالب بلکه حیاتی است. در این مقاله قصد داریم به کالبدشکافی نقش «رزلین تابر» (Roslyn Taber) بپردازیم؛ نقشی که بسیاری آن را آینه‌ای از روح خسته و دردمند خود مریلین در آخرین سال‌های زندگی‌اش می‌دانند. این فیلم که توسط آرتور میلر (Arthur Miller) نوشته شده، مریلین را در موقعیتی قرار می‌دهد که فراتر از تمام زرق و برق‌های هالیوودی، باید با طبیعت وحشی، تنهایی عمیق و استیصال انسانی روبرو شود. آیا بازی او در این فیلم یک نقش‌آفرینی متدیک (Method Acting) بود یا او صرفاً داشت زندگی واقعی خودش را جلوی دوربین فریاد می‌زد؟ چرا منتقدان مدرن معتقدند این بازی، قوی‌ترین و صادقانه‌ترین حضور او بر پرده سینماست؟ با ما همراه باشید تا در این سفر غمناک و طبیعی، لایه‌های پنهان بازیگری زنی را کشف کنیم که در بیابان‌های نوادا، به دنبال معنای واقعی آزادی می‌گشت.

بخش‌های اصلی این واکاوی

۱. شناسنامه اثر و معرفی غول‌های سینما

فیلم «ناجورها» (The Misfits) محصول سال ۱۹۶۱ میلادی، یکی از مهم‌ترین درام‌های روانشناختی تاریخ سینماست. کارگردانی این اثر بر عهده جان هیوستون (John Huston)، استاد روایت‌های مردانه و خشن، بود. فیلم‌نامه توسط آرتور میلر، نویسنده بزرگ و همسر وقت مریلین مونرو، به عنوان هدیه‌ای برای او نوشته شد تا توانایی‌های دراماتیکش را ثابت کند. مریلین مونرو در نقش رزلین تابر، در کنار دو تن از بزرگترین بازیگران تاریخ سینما قرار گرفت: کلارک گیبل (Clark Gable) در نقش گای لنگلند و مونتگومری کلیفت (Montgomery Clift) در نقش پرس. تلما ریتر و الی والاک نیز دیگر بازیگران شاخص این فیلم هستند. این اثر آخرین فیلم کامل مریلین مونرو و همچنین کلارک گیبل پیش از مرگ‌شان بود که به آن رنگ و بویی اساطیری و غم‌انگیز بخشیده است. موسیقی متن اثر از الکس نورت است که به خوبی حس تنهایی و فضای وسیع بیابان‌های نوادا را منتقل می‌کند.

۲. خلاصه داستان: جستجوی معنا در بیابان

داستان فیلم درباره رزلین تابر، زنی حساس و زیباست که برای گرفتن طلاق به شهر رینو در ایالت نوادا آمده است. او که از زندگی گذشته‌اش سرخورده و بی‌پناه است، با پیرمردی به نام گای که یک گاوچران (Cowboy) سنتی است و دوستش گای، آشنا می‌شود. آن‌ها به همراه پرس، که یک گاوچران جوان و زخمی است، راهی بیابان می‌شوند تا اسب‌های وحشی (Mustangs) را شکار کنند. رزلین که روحیه‌ای به شدت حساس نسبت به موجودات زنده دارد، در ابتدا شیفته سبک زندگی آزادانه آن‌ها می‌شود، اما به تدریج متوجه خشونت و بی‌رحمی نهفته در کار آن‌ها می‌گردد. تقابل میان نگاه رمانتیک و انسانی رزلین با نگاه واقع‌گرایانه و خشن مردان به طبیعت، هسته اصلی درام را شکل می‌دهد. در نهایت، تلاش رزلین برای نجات اسب‌ها به نمادی از تلاش او برای نجات روح خودش و یافتن جایگاهی در این دنیای «ناجور» تبدیل می‌شود که با پایانی باز و تامل‌برانگیز همراه است.

۳. رزلین تابر؛ زنی میان معصومیت و تجربه

شخصیت رزلین تابر در «ناجورها»، پیچیده‌ترین و عمیق‌ترین نقشی است که مریلین مونرو ایفا کرده است. رزلین ترکیبی از معصومیت کودکانه و تجربه تلخ یک زن مطلقه است. مریلین این نقش را با نوعی «طبیعی بودن» (Naturalness) شگفت‌انگیز بازی می‌کند که در آن دوران کمتر دیده می‌شد. او در این فیلم از تمام کلیشه‌های ستاره‌بودن فاصله می‌گیرد؛ موهایش اغلب آشفته است، آرایش چندانی ندارد و لباس‌هایش ساده و کاربردی هستند. رزلین زنی است که «بیش از حد حس می‌کند» و مریلین این ویژگی را از طریق لرزش‌های ظریف صدا و نگاه‌های پر از اضطرابش به نمایش می‌گذارد. او در این نقش ثابت کرد که می‌تواند درد انسانی را بدون هیچ‌گونه اغراق سینمایی و با صداقتی بی‌رحمانه تصویر کند. رزلین تابر نه یک شخصیت داستانی، بلکه قطعه‌ای از روح مریلین است که روی پرده سینما جا گذاشته شده است.

۴. آرتور میلر و نگارش شخصی‌ترین فیلم‌نامه

آرتور میلر فیلم‌نامه «ناجورها» را در حالی نوشت که ازدواجش با مریلین در حال فروپاشی بود. او شخصیت رزلین را مستقیماً بر اساس مشاهداتش از شخصیت واقعی مریلین طراحی کرد؛ زنی که به شدت به رنج حیوانات حساس بود و همیشه احساس می‌کرد در دنیای آدم‌ها غریبه است. مریلین از این موضوع هم خوشحال بود و هم آزرده؛ خوشحال چون نقشی جدی داشت و آزرده چون احساس می‌کرد میلر از خصوصی‌ترین دردهای او برای نوشتن داستان استفاده کرده است. این لایه از واقعیت، به بازی مریلین عمقی تکان‌دهنده بخشیده است. او در واقع داشت دیالوگ‌هایی را می‌گفت که بازتابی از مکالمات واقعی زندگی‌اش با نویسنده بود. میلر با این فیلم‌نامه، به مریلین فرصت داد تا فریاد بزند، اما در عین حال او را در موقعیت دشوار رویارویی با خودش قرار داد. این پیوند میان واقعیت و درام، ناجورها را به یکی از صادقانه‌ترین آثار تاریخ سینما بدل کرده است.

۵. تقابل با کلارک گیبل؛ پایان یک دوران

حضور مریلین مونرو در کنار کلارک گیبل، تقابل دو نسل از اسطوره‌های هالیوود بود. گیبل، که بت دوران کودکی مریلین بود، نقش مردی را بازی می‌کرد که به سنت‌های قدیمی وفادار است، در حالی که مریلین نماینده حساسیت‌های مدرن و شکننده بود. شیمی بین آن‌ها در فیلم، آمیزه‌ای از احترام، عشق و تضاد است. گیبل در آخرین بازی عمرش، وقار و قدرتی را به نمایش می‌گذارد که در برابر شکنندگی مریلین، تعادلی بی‌نظیر ایجاد می‌کند. مریلین در حضور گیبل، بازی‌ای متین و با وقار ارائه می‌دهد. مشهور است که گیبل پس از پایان فیلم‌برداری گفته بود: «مریلین نزدیک بود باعث شود من سکته قلبی کنم!» (اشاره به سختی‌های کار با او)، اما هم‌زمان او را بازیگری با استعداد فوق‌العاده می‌دانست. مرگ گیبل تنها چند روز پس از اتمام فیلم‌برداری، به سکانس‌های مشترک آن‌ها معنایی قدسی و ابدی بخشیده است.

۶. جان هیوستون و کارگردانی در شرایط بحرانی

جان هیوستون برای ساخت «ناجورها» با چالش‌های بزرگی روبرو بود؛ از گرمای طاقت‌فرسای بیابان نوادا تا وضعیت روحی نامناسب مریلین و بیماری مونتگومری کلیفت. هیوستون که به کارگردانی سخت‌گیر شهرت داشت، در این فیلم با بازیگرانش با صبوری عجیبی رفتار کرد. او متوجه شده بود که مریلین در حال گذار از یک بحران روحی عمیق است و تلاش کرد تا این اضطراب واقعی را به درون فیلم بکشد. هیوستون به مریلین اجازه داد تا در صحنه‌ها بداهه‌پردازی کند و احساساتش را رها سازد. کارگردانی هیوستون در این فیلم، کمتر بر تکنیک‌های بصری پیچیده و بیشتر بر شکار لحظه‌های انسانی تمرکز داشت. او بیابان را به فضایی کلاستروفوبیک (Clustrophobic) تبدیل کرد که شخصیت‌ها در آن راه فراری ندارند. این رویکرد باعث شد بازی مریلین در محیطی وحشی و بی‌آلایش، بیش از پیش به چشم بیاید و قدرت دراماتیک او شکوفا شود.

۷. تحلیل سکانس جیغ در بیابان؛ اوج استیصال

یکی از تکان‌دهنده‌ترین لحظات بازی مریلین مونرو، سکانسی است که او در بیابان بر سر مردان فریاد می‌زند: «شما همه مرده‌اید! شما فقط برای کشتن زنده‌اید!» این سکانس، که در آن مریلین در دوردست ایستاده و با تمام وجود جیغ می‌کشد، اوج تجلی شخصیت رزلین و خودِ واقعی مریلین است. او در این صحنه نه به عنوان یک بازیگر، بلکه به عنوان یک انسانِ به ستوه آمده از بی‌رحمی دنیا ظاهر می‌شود. تکنیک بازیگری او در اینجا از متد (Method) فراتر می‌رود و به یک تخلیه روانی (Catharsis) تبدیل می‌شود. دوربین هیوستون در این صحنه با فاصله ایستاده تا ابعاد تنهایی او را در برابر عظمت بیابان نشان دهد. صدای مریلین که در باد می‌پیچد، یکی از صادقانه‌ترین فریادهای اعتراضی در تاریخ سینماست. این صحنه به تنهایی ثابت می‌کند که مریلین مونرو بازیگری با ظرفیت‌های تراژیک بی‌پایان بود که هالیوود اغلب از آن غافل می‌ماند.

۸. فمینیسم و بی‌پناهی در دنیای مردانه ناجورها

فیلم «ناجورها» را می‌توان از نگاهی مدرن، یک اثر پیش‌فمینیستی دانست. رزلین تنها زن در میان گروهی از مردان است که سعی دارند طبیعت را تسخیر کنند. او با نگاه مهربان و محافظه‌کار خود، ارزش‌های مردانه سنتی مثل شکار و تسلط را زیر سوال می‌برد. بی‌پناهی رزلین در فیلم، بازتابی از موقعیت زنان در جامعه آن دوران است؛ زنی که برای بقا باید به مردان تکیه کند اما از نظر روحی بسیار برتر از آن‌هاست. مریلین با ظرافت نشان می‌دهد که چگونه رزلین از یک موجود ضعیف و نیازمند حمایت، به تنها کسی تبدیل می‌شود که شجاعت ایستادن در برابر ظلم را دارد. او در نقش رزلین، قدرت را نه در خشونت، بلکه در همدلی (Empathy) معنا می‌کند. بازی او در این فیلم، اعتراضی است به ابژه‌انگاری زنان و تقاضایی برای دیده شدن به عنوان یک انسان کامل با تمام جراحات روحی‌اش.

۹. واقع‌گرایی بصری و فیلم‌برداری سیاه و سفید

تصمیم جان هیوستون برای ساخت فیلم به صورت سیاه و سفید (Black and White)، تصمیمی هوشمندانه برای تاکید بر واقع‌گرایی و تلخی داستان بود. در حالی که دنیا مریلین را با رنگ‌های درخشان تکنی‌کالر می‌شناخت، «ناجورها» او را در میان خاکستری‌های بیابان و سایه‌های تند نشان داد. این فرم بصری باعث شد تا خطوط چهره و عمق چشمان مریلین بیشتر دیده شود. دوربین راسل متی، با تمرکز بر کلوزآپ‌های طولانی از مریلین، خستگی و غم نهفته در چهره او را شکار کرد. در این فیلم، هیچ خبری از نورپردازی‌های اغراق‌آمیز برای زیباتر نشان دادن او نیست. مریلین در این قاب‌های سیاه و سفید، به یک شخصیت کلاسیک و جاودانه تبدیل شده که گویی از دل یک عکس مستند بیرون آمده است. این واقع‌گرایی بصری، به بازی طبیعی و بی‌پیرایه مریلین کمک کرد تا به دور از هرگونه تظاهر، با مخاطب ارتباطی مستقیم و انسانی برقرار کند.

۱۰. حقایق تلخ پشت‌صحنه و فروپاشی روانی

تولید «ناجورها» برای مریلین مونرو یک کابوس واقعی بود. او در این دوران به شدت به داروهای مسکن و خواب‌آور وابسته بود و بارها فیلم‌برداری را به دلیل وضعیت نامناسب جسمی و روانی متوقف کرد. یک بار حتی فیلم‌برداری به مدت دو هفته تعطیل شد تا مریلین در بیمارستان بستری و درمان شود. تضاد میان رزلینِ مهربان در فیلم و مریلینِ درهم‌شکسته در پشت‌صحنه، یکی از غم‌انگیزترین حقایق سینماست. او گاهی ساعت‌ها در اتاقش گریه می‌کرد و حاضر نبود با آرتور میلر صحبت کند. با این حال، وقتی جلوی دوربین می‌رفت، تمام آن رنج‌ها را به هنر تبدیل می‌کرد. بسیاری معتقدند که کیفیت بازی او در این فیلم، محصول مستقیم همین فروپاشی است. او دیگر بازی نمی‌کرد، او داشت ذره‌ذره وجودش را برای نقش قربانی می‌کرد. این تعهد دردناک به نقش، «ناجورها» را به اثری تبدیل کرد که تماشای آن لرزه بر اندام هر بیننده‌ای می‌اندازد.

۱۱. ارتباط رزلین با روانشناسی شخصیت مریلین

روانپزشکان و تحلیل‌گران شخصیت مریلین مونرو، نقش رزلین تابر را کلیدی‌ترین نقش برای درک دنیای درونی او می‌دانند. رزلین مانند مریلین، به دنبال پدری بود که هرگز نداشت (در فیلم او به کلارک گیبل پناه می‌برد) و از سوی دیگر به دنبال هویتی مستقل می‌گشت. حساسیت بیش از حد رزلین به دنیای اطراف، دقیقاً همان ویژگی‌ای بود که مریلین را در زندگی واقعی رنج می‌داد. او در این فیلم نشان داد که چگونه یک روح حساس در برخورد با دنیای خشن و بی‌رحم، دچار تروما (Trauma) می‌شود. مریلین با استفاده از تکنیک‌های روانشناختی که در استودیو بازیگران (Actors Studio) آموخته بود، جراحات روحی خودش را به جراحات رزلین پیوند زد. این بازی نه تنها یک نمایش هنری، بلکه یک سند روانشناختی از زنی است که در آستانه فروپاشی، همچنان به دنبال نوری از امید و انسانیت می‌گشت. رزلین تابر، مریلین مونرویی است که نقاب‌ها را کنار گذاشته است.

۱۲. میراث ناجورها به عنوان آخرین اثر کامل ستاره

«ناجورها» به عنوان وصیت‌نامه هنری مریلین مونرو شناخته می‌شود. او یک سال بعد از این فیلم درگذشت و هرگز نتوانست فیلم بعدی‌اش را به پایان برساند. این فیلم میراثی است که نشان می‌دهد مریلین اگر زنده می‌ماند، می‌توانست به یکی از بزرگترین بازیگران دراماتیک نسل خود تبدیل شود. او با این نقش، از قالب «سمبل جذابیت» خارج شد و به مقام یک «بازیگر متفکر» رسید. میراث ناجورها در سینمای مدرن، در فیلم‌هایی که به تنهایی انسان و رابطه با طبیعت می‌پردازند، زنده است. مریلین در این فیلم به ما یاد داد که زیبایی واقعی در نقص‌ها، جراحت‌ها و صداقت است. او با رزلین تابر به قله‌ای از بازیگری رسید که کمتر ستاره‌ای در تاریخ سینما جرات نزدیک شدن به آن را داشته است. ناجورها آخرین خداحافظی باشکوه زنی بود که در تمام عمرش فقط می‌خواست به خاطر خودش و هنرش، و نه فقط چهره‌اش، دوست داشته شود.

جمع‌بندی نهایی

بازی مریلین مونرو در فیلم «ناجورها» نقطه غایی تکامل هنری او و یکی از تاثیرگذارترین نقش‌آفرینی‌های تاریخ سینماست. او در نقش رزلین تابر، با شجاعتی مثال‌زدنی، روح حساس و آسیب‌پذیر خود را در معرض دوربین قرار داد تا تصویری عمیق و طبیعی از تنهایی، شفقت و استیصال انسانی خلق کند. این فیلم که آخرین حضور کامل او بر پرده بود، ثابت کرد مریلین بسیار فراتر از یک ستاره کلیشه‌ای، هنرمندی بود که می‌توانست در میان بزرگان بازیگری جهان قد علم کند. میراث او در ناجورها، مرثیه‌ای است برای تمام روح‌های حساسی که در دنیای خشن مدرن، به دنبال یافتن معنا و آزادی هستند؛ اثری که پس از دهه‌ها، همچنان با همان قدرت و صداقت اولیه، قلب مخاطبان را می‌لرزاند.

سوالات رایج

۱. چرا فیلم ناجورها به عنوان یک فیلم «طلسم شده» شناخته می‌شود؟
این فیلم به دلیل حوادث تلخی که برای بازیگران اصلی‌اش رخ داد، به این نام مشهور شده است. کلارک گیبل تنها ۱۲ روز پس از اتمام فیلم‌برداری به دلیل حمله قلبی درگذشت و مریلین مونرو نیز کمتر از دو سال بعد فوت کرد. مونتگومری کلیفت نیز که در فیلم نقش یک مرد آسیب‌دیده را داشت، چند سال بعد در تنهایی درگذشت. این تقارن‌های زمانی باعث شد که فیلم ناجورها در تاریخ سینما به عنوان اثری غم‌انگیز و پایانی بر یک دوران طلایی ثبت شود.
۲. آیا مریلین مونرو برای بازی در این فیلم جایزه‌ای دریافت کرد؟
خیر، متأسفانه مریلین مونرو در زمان خودش برای این فیلم مورد توجه جوایز بزرگ مثل اسکار قرار نگرفت، زیرا منتقدان آن زمان هنوز او را جدی نمی‌گرفتند. اما او جایزه گلدن گلوب «محبوب‌ترین ستاره جهان» را در همان سال دریافت کرد که نشان‌دهنده عشق مردم به او بود. دهه‌ها بعد، منتقدان سینما به اشتباه خود پی بردند و امروزه بازی او در ناجورها به عنوان یکی از بهترین بازی‌های تاریخ سینما ستایش می‌شود. این تأخیر در درک هنر او، یکی از بزرگترین تراژدی‌های زندگی حرفه‌ای مریلین محسوب می‌شود.
۳. نقش آرتور میلر در فیلم‌برداری چگونه بود؟
آرتور میلر تقریباً در تمام طول فیلم‌برداری در صحنه حضور داشت، اما رابطه او و مریلین به قدری تیره شده بود که به سختی با هم صحبت می‌کردند. میلر مدام در حال بازنویسی فیلم‌نامه بود و مریلین احساس می‌کرد که میلر دارد از دردهای او برای جذاب‌تر کردن داستان استفاده می‌کند. این تنش باعث شد که مریلین در صحنه احساس ناامنی کند و به مربی بازیگری‌اش پناه ببرد. حضور میلر در صحنه، به جای کمک، بر فشار روانی مریلین افزود و منجر به جدایی آن‌ها بلافاصله پس از پایان فیلم شد.
۴. آیا اسب‌های وحشی در فیلم واقعاً آسیب دیدند؟
اگرچه صحنه‌های شکار اسب در فیلم بسیار خشن و واقع‌گرایانه به نظر می‌رسد، اما تمام اقدامات لازم برای جلوگیری از آسیب دائمی به اسب‌ها انجام شده بود. با این حال، مریلین مونرو که عاشق حیوانات بود، به شدت از تماشای این صحنه‌ها رنج می‌برد و بارها در پشت صحنه گریه می‌کرد. این رنج واقعی مریلین در فیلم کاملاً مشهود است و به سکانس‌های نجات اسب‌ها اعتباری فوق‌العاده بخشیده است. جان هیوستون از اسب‌های آموزش‌دیده استفاده کرد، اما فشار فیزیکی بر حیوانات در آن زمان بسیار بیشتر از استانداردهای امروزی بود.
۵. تاثیر فیلم ناجورها بر کارنامه جان هیوستون چه بود؟
این فیلم برای جان هیوستون یک پیروزی هنری اما یک شکست تجاری در زمان خودش بود. هیوستون با این فیلم نشان داد که می‌تواند از سینمای ماجراجویانه فاصله بگیرد و درام‌های عمیق انسانی خلق کند. ناجورها باعث شد اعتبار هیوستون به عنوان کارگردانی که می‌تواند از بازیگرانش بهترین بازی‌های عمرشان را بگیرد، تثبیت شود. این فیلم امروزه در لیست بهترین آثار کارنامه پربار او قرار دارد و به عنوان یکی از پیشروترین وسترن‌های مدرن (Revisionist Western) شناخته می‌شود که کلیشه‌های این ژانر را به چالش کشید.
۶. مریلین مونرو چگونه برای نقش رزلین تابر آماده شد؟
مریلین برای این نقش به شدت بر آموزه‌های «متد اکتینگ» از لی استراسبرگ تکیه کرد. او سعی کرد خاطرات دردناک دوران کودکی و تنهایی‌های خود را به شخصیت رزلین پیوند بزند. او همچنین زمان زیادی را صرف مطالعه فیلم‌نامه و درک لایه‌های فلسفی دیالوگ‌های آرتور میلر کرد. مریلین می‌خواست با این نقش ثابت کند که یک هنرمند جدی است و به همین دلیل تمام تلاشش را کرد تا از هرگونه خودنمایی ستاره‌وار پرهیز کند. آمادگی او برای این نقش، بیشتر یک آمادگی روحی و عاطفی بود تا یک تمرین تکنیکی ساده.
۷. چرا فیلم ناجورها امروزه بیش از گذشته مورد توجه قرار گرفته است؟
دلیل اصلی این توجه مجدد، نگاه انسانی و عمیق فیلم به مفاهیمی چون انزوا، حقوق حیوانات و شکنندگی روح انسان در دنیای مدرن است. همچنین، با گذشت زمان و انتشار جزئیات بیشتر از زندگی مریلین، مخاطبان پی بردند که این فیلم سندی واقعی از رنج‌های اوست. منتقدان امروزی از ساختارشکنی فیلم در ژانر وسترن و بازی‌های رئالیستی آن ستایش می‌کنند. ناجورها اکنون به عنوان یکی از اولین فیلم‌های «مستقل» با بودجه بزرگ شناخته می‌شود که به جای سرگرمی، به دنبال کشف حقیقت‌های تلخ بشری است.
دکتر علیرضا مجیدی
دکتر علیرضا مجیدی
پزشک، نویسنده و بنیان‌گذار وبلاگ «یک پزشک»
دکتر علیرضا مجیدی، نویسنده و بنیان‌گذار وبلاگ «یک پزشک».
با بیش از ۲۰ سال نویسندگی «ترکیبی» مستمر در زمینهٔ پزشکی، فناوری، سینما، کتاب و فرهنگ.
باشد که با هم متفاوت بیاندیشیم!

65 دیدگاه

  1. امیدوارم یه روزی
    کپی رایت اجرا بشه
    همه بابابزرگ ها ای دی داشته باشن
    همه کارا با اینترنت انجام بشه
    تو تکنولوژی به خصوص ای-تی به غرب برسیم

  2. سلام جناب دکتر
    من از فایر فاکس استفاده می کنم اما با دانلود نسخه 3 و استفاده از آن بعضی فایل ها را که قبلا با ورژن قبلی دانلود می شد با این ورژن دانلود نمی شود و این پیغام را می دهد علت چیست ؟
    this download has been bloked by your security zone policy
    این پیام مربوط به چیست ؟ در حالی که با ورژن قبلی براحتی دانلود می شد و من در سکیوریتی هیچ تغییری ندادم ممنون می شوم راهنمایی کنید

  3. به همه دوستان تبریک میگم چون رکورد خیلی خوبی از ایران ثبت شد. تا ساعت 22:45 (به وقت ایران) که محاسبه شد کل دانلودهای ایران هست 265540 . که درکل جدول در رده دهم قرار میگیره و اگه با نسبت جمعیت محاسبه بشه فکر میکنم رکورد بهتری هم بده.

    برای “آقای” باهوش هم بگم که صدای کلیک ماوس از تواناییهای یک برازر نیست ؛ عین اینه که اتومبیلتون رو از صدای بوقش انتخاب کنید.

    ارادتمند

  4. به به!
    ایرانی ها تو دانلود هم رکورد شکوندن!
    تبریک میگم.

    تعداد دانلود از ایران، بیشتر از هند، چین، روسیه، و حتی کانادا!

  5. من دو سال میشه که از فایرفاکس استفاده میکنم، مرورگر خیلی خوبیه، اینم برنامه قشنگیه که این جوری بشه رکورد زد. من نفر 872 بودم.

  6. من امروز با وبلاگتون آشنا شدم و امروز هم با فید کار کردن رو یاد گرفتم . وبلاگ نابی دارین . منم فکر کنم 7738 امین نفر بودم

    ایرانه دیگه !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!1

  7. سلام! اول از همه با اقامه ی دعوا علیه فایرفاکس و اپل فن بوی ها شروع میکنم! دقیقا روزی که فایرفاکس بتاش ریلیز شد رو یادمه.با اسلکس(یه لینوکس لایو قدیمیه اگه یادتون بیاد) اومده بودم بالا و طبق ممول به بلاگ های فناوری سر زدم.خیلی وقت بود که هرفش بود که مزیلا میخواد برازر بده و اون لحظه چند ساعت بود که بتاشو داده بود. اینارو گفتم که فقط بدونین من همیشه همه چیزو امتهان کردم اونم در اولین ساعات.چه لینوکسا چه او اس ایکس 86 پروجکت چه یه برازر جدید. اگر این جو گیری و آلترنیتیو پرستیتونو کنار بزارین به چرت بودن فایرفاکس و مستحکم-سریع و با ثبات بودن آی ای پی میبرین.من همیشه یوزر اپرا بودم و هستم اما هیچی هیچ وقت لذت بروزینگ سفت و مطمئن آی ای با اون سداهای جذاب کلیکش رو به من نمیده. تنها چیزی که میخواد یه کامپیوتر مچ با آخرین آپ دیتاست.فعلا

  8. آقا همین جور الکی الکی ثبت نام نکنید که بعدش نرید دانلود کنید. یک وقت دیدید آمار درصد کسانی که ثبت نام کردند و کسانی که دانلود کردند رو منتشر کردند، ایران به عنوان دروغگوترین کشور خاورمیانه مطرح شد ها. از ما گفتن، اونوقت بدجوری جلوی عربها کنف میشید ها.

  9. من هر چی ایمیل داشتم و نداشتم زدم.(حدود 20 تا)
    ولی روز دانلود که برسه یه بار هم دانلود نمی‌کنم. می‌خواستم دلشون رو خوش کنم.
    یه چیزی …
    یعنی این کتاب ثبت رکوردها اینقدر بی درو پیکره که اسم موزیلا هم می‌خواد توش ثبت بشه؟
    ببین این پول چه می‌کنه(با لهجه فردوسی‌پور). رو سنگ بذاری آبش میکنه.
    عجب دوره زمونه‌ایی شده …

  10. من با اینکه خیلی از فایرفاکس خوشم نمیاد و 4 ساله که فقط از اپرا استفاده میکنم(!) ولی به خاطر اینکه رنگ ایران توی اون نقشه قرمز تر بشه، سه بار با سه تا ایمیل مختلفی که داشتم ثبت نام کردم و روز دانلود که برسه سه بار دانلود خواهم کرد!!! توصیه میکنم شما هم همینکار رو بکنید! (به این میگن کلک مصلحتی)

    نکته جالب اینکه: امروز ظهر ایران با یونان در عدد 2400 مساوی بودند، ولی الآن (نیمه شب) ایران 2850 هست و یونان 2500 !!!
    فکر کنم اگر همینطوری پیش بریم اول بشیم!!!

  11. سلام جناب مجیدی
    در راستای همین حرکت، و با توجه به عدم ایجاد چنین چیزی تا قبل از این، بنده یک موزیلا پارتی در سایت فایر فاکس ایجاد کردم.
    مکان اون رو پیتزا پنتری تهران (میدان شعاع) و تاریخ رو اول جولای تعیین کردم(فعلا).
    چنانچه صلاح دونستید شما هم به برپایی این گرد هم آیی (!) کمک کنید.
    آدرس: http://mozillaparty.com/en-US/events/view/149

  12. سلام . خیلی شرمنده که این سوال را اینجا مطرح می کنم . آقای مجیدی برای آپ کردن در یوتیوب به جز استفاده از پنل سایت اصلیش راهی دیگه هم هست

    ممنون میشم راهنمایی کنید

  13. در چین و خدنگ ولوله از هیبت ما بود
    در مصر و عدن قلقله از شوکت ما بود
    در اندلس و روم عیان قدرت ما بود
    هر ناطق و عشریریه در طاعت ما بود

    به امید سربلندی ایران و ایرانی

  14. سلام. از شعر و لینکهای مربوطه کلی لذت بردم, ممنون از ذوقی که بکار بردین. بدون تردید از اینکه یک فایر فاکسی هستم و احتمالا خواهم موند خوشحالم ولی در جریان باشیم که مایکروسافت بعنوان اولین بازنده رقابت با موزیلا آروم ننشسته و سخت مشغول آماده کردن بستر جدیدی از وب و وب نوردی (http://trustmyeyes.blogspot.com/2008/05/remix-essentials-08.html) در غالب پلتفورم لایو هست که فکر نمیکنم بیشتر از یکسال به فراگیر شدنش مونده باشه. به هر حال, رقابت این غولها به نفع ماست. شاد باشید و پویا

  15. سلام
    ثبت نام کردم و نفر 1223 شدم. شما هم برای نام ایران عزیز شرکت نمایید.
    از اطلاع رسانی شما هم ممنون هستم. مراحل بعدی و تاریخ دانلود را نیز اطلاع رسانی کنید.
    اللهم صل علی محمد و آل محمد

  16. سلام آقای دکتر
    الان که این کامنت را می نویسم 362,466 نفر فرم را پر کردند که 1345 نفر از ایران ثبت شده…
    آمار جالبی نیست ، باید بیشتر تلاش کنند ایرانیان عزیز…
    این جور آمارها به درد جامعه IT ما میخوره!
    ممنون از اطلاع رسانی خوبتون

  17. سلام آقای مجیدی شما تو رشد وب فارسی و معرفی سرویس ها و اخبار جدید وب به فارسی زبان ها نقش خیلی مهمی دارین و این ها را نمیشه انکار کرد، ولی از اونجایی که وبلاگ پر بازدید کننده ی شما را هزاران نفر میبینن و نماد فارسی زبانان هستین خواهشی دارم تا یه دستی به سرو صورت وبلاگ بکشید چون میدونید خودتونم خیلی منطقی هستین میدونین که این خوب نیست این خوتهش را عاجزانه بنده ی حقیر از شما دارم با تشکر یه بیماره مبتلا به تب وب که هر چی هم آمپول می زنم خوب نمیشم

  18. درود
    تلاش وبلاگستان فارسی برای حفظ محیط زیست ؛ همه با هم 16 تا 22 خرداد مطلبی مرتبط با محیط زیست خواهیم نوشت.
    وعده‌ی ما در سبزترین روزهای سال ، 16 تا 22خرداد ماه 87؛ روزهایی که وبلاگستان را به کمک هم از همیشه سبزتر خواهیم کرد. نیازی نیست که مطلب شما تخصصی باشد ، هدف اینست که هر کس بر اساس دیدگاه خود و مخاطبان وبلاگش مطلبی مرتبط با محیط زیست بنویسد.
    لطفاً با همراهی در موج سبز موجب گسترش فرهنگ حفاظت از محیط زیست شوید
    آدرس سایت موج سبز: http://www.greenday.ir

  19. جناب دکتر مجیدی تا این لحظه هم که بنده تعداد چند کشور را از نظر آمار افراد دیدم یعنی ایران:1202 نفر/فرانسه:12567 /
    کانادا:10390 /آمریکا:56591 نفر پس می بینیم بازهم فاصله ما بسیار زیاده!!!!
    اما نکته جالب برایم اینست که امثال من در ایران چقدر زیادند!!!!!!!

  20. قشنگ تر خود شعر، هماهنگی و موزون بودن لینکهای تنظیم شده برای کلمات ابیات بود ;)
    946

    رنگ ایران یه درجه ارتقاع یافته
    جالبه که رژیم صهیونستی اصلا روی نقشه پیدا نیست و مثل یه نقطست اما در بین کشورهای خاورمیانه دومه و حتی از ایران هم جلوتره!! البته فقط 4 تای ناقابل ;-)

  21. شرکتهای مختلف برای تبلیغ میلیونها دلار هزینه می کنند، و اینجا ما بصورت رایگان برایشان تبلیغ کرده و دیگران را نیز تحریک می کنیم
    از ثبت رکورد شرکت موزیلا در گینس فقط برای آن شرکت درآمد کسب می شود، برای ما چه؟؟؟

    Firefox را می توانید از سایتهای مختلف دانلود کنید، اجازه ندهید به این راحتی از شما سوءاستفاده کنند.

  22. سلام دکتر جان،
    من از خوانندگان دایمی و قدیمی وبلاگ شما هستم. این صرفا جهت عرض ارادت بود خدمت شما ؛)

    سیستم کامنت شما مشکل داره. اسم نفر بعدی کامنت گذار رو جای نفر قبلی ذکر میکنه! مطلب مقایسه آماری فوق از بنده بود نه علی خان!!
    (این مشکل رو مدتها قبل هم دیده بودم اما فکر میکردم رفع شده)

    اردتمند، مسعود بیگدلی

  23. ُسلام جناب مجیدی.
    واقعا که گل کاشتین.
    عالیه هم مطالب قبلی و هم این مطلب.
    آرزوی همه ما وبمستری ها پادشاهی فایرفاکس در عرصه مرورگرهاست :)
    من شما رو با نام یک پزشک در سایت لینک کردم اگر ما رو قابل دونستید با نام : سایت تخصصی دانلود اضافه کنید به لینکستان این سایت زیبا ;)
    موفق و پیروز باشید.

  24. واقعا همه باید برای به رخ کشیدن نفوذ بچه های ایران تو وب عضو شن
    فکرشو بکن یه عرب بیاد ببینه رنگ ایران با خودش فرق میکنه

  25. سلام،
    خوبه که تو وبلاگ پربیننده شما هم این مطلب گفته شد. آمار به شدت در حال افزایش است(طی 6 ساعت گذشته 50000نفر)

    جالبتر از اصل مطلب، تعداد نفرات هر کشوره که این مساله براشون مهم بوده و ثبت نام کردند. به نظرم تحلیلهای جالبی میشه از این آمار کرد: اعم از سطح آگاهی از IT و اخبار اون و نفوذ و سطح کاربرد اینترنت در کشورهای مختلف، سیستمارتباطی کاربران و …

    فعلا که تو منطقه خاورمیانه ترکیه آمار جالبی داره (780) همچنین امارات نسبت به جمعیت اش(92). در مقابل این کشورها کاربران ایرانی هنوز کم هستند(213) افغانستان هم تا الان خوب اومده! (60)

    کاربران آمریکای جنوبی آمار جالب توجهی دارند.
    برزیل2800/ شیلی 1600/آرژانتین 680

    وضعیت کشورهای صنعتی هم که طبق انتظار پیش میره:
    آمریکا16000/ژاپن8000/آلمان 6500/اسپانیا 5300/فرانسه و انگلیس 3600/ روسیه2600

    کشورهای درحال توسعه:چین3000/ هند1400 (با توجه به جمعیت بالا، زیاد نیست)

    آفریقا: عموما زیر 20 بجز آفریقای جنوبی 450

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
[wpcode id="260079"]