فمینیسم و پزشکی

  • توسط علیرضا مجیدی
  • ۱۳ اردیبهشت ۱۳۸۵
  • ۲ دیدگاه

در آخرین شماره مجله معتبر پزشکی لنست ، مقاله جالبی که بد ندیدم ترجمه‌اش کنم ، مقاله را کلاریس آدری نوشته است ، گویا ایشان از وضعیت زنان پزشک در انگلیس بسیار دلخور بوده است:

پزشکان زن از پزشکان مرد، بهترند یا بدتر؟ به عنوان یک پزشک زن فکر می‌کنم باید جواب این سؤال را بدانم یا دست‌کم نظری در مورد آن داشته باشم. “کارول بلک” رئیس کالج سلطنتی پزشکان شاید با استعدادترین نمونه برای یک نسل باشد ، یک پزشک ، یک زن و یک سرمشق برای زنان دیگر. همین خانم بلک بود که چند سال پیش یک هشدار عمومی را در مورد فمینیسم پزشکی مطرح کرد. وی این را مطرح کرد که شمار بیشتر زنان پزشک چیز بدی نیست ، ولی نگرانی در اینجاست که مردان کمتری در سالهای اخیر مشتاق رشته پزشکی هستند. او این سؤال را پرسید که آیا این موضوع چیز خوب است؟ بدون شک نه.

لری سامرز رئیس اسبق دانشگاه هاروارد فراتر از این رفت و این سؤال را مطرح کرد که آیا زنان ذاتا توانایی کمتری در دانش نسبت به مردان دارند. سؤال وی بازتابی از این واقعیت بود که زنان انگشت‌شماری به موقعیتهای بالا و رهبری تشکیلات علمی می‌رسند. ایالات متحده ممکن است از این لحاظ متفاوت باشد ، اما در انگلیس این موضع اجتماعی است تا بیولوژیکی. به مدت پنج قرن پزشکی در بریتانیا یک حرفه مردانه بود ، و جو ضد زنی در آن حکمفرما بود. شرایط هنوز هم همینطور است.

بلک دومین رئیس زن کالج سلطنتی پزشکان است. زنان دانشمند زیادی در رشته پزشکی در بریتانیا هستند ، اما اولین دو رئیس آکادمی دانش پزشکی ، هر دو مرد هستند وتنها در صورتی می‌توان ریاست یک زن را بر کالج سلطنتی جراحان متصور شد که فرض کنیم جهنم در حال یخ زدن باشد ! این یک سرطان پنهان است که پیکره پزشکی را زشت می‌کند ، و کسی مایل نیست درباره آن صحبت کند.

نانسی راسول یک دانشمند عصب‌شناس و نایب‌رئیس دانشگاه منچستر اخیرا کمبود اعتماد به نفس و جاه‌طلبی را دلایلی برای نرسیدن زنان به درجات بالا دانسته است. من هیچ کدام از این توجیهات را نمی‌پسندم. زنانی که من در درجات پایین پزشکی می‌بینم به اندازه همکاران مردشان از اعتماد به نفس و جاه‌طلبی برخوردارند. داشتن فرزند یک دشواری است. در همان زمانی که یک زن باید در زندگی حرفه‌ای خود محکم باشد ، مجبور می‌شود شتابش را کاهش دهد. اما این هم توجیهی برای برتری مردان نیست.

دلیل این است : مردان به صورت بیولوژیکی از تصور کردن یک زن قدرتمند شرمناک می‌شوند. آنها بودن زنان را در مراتب مدیرتی بر خلاف نظم طبیعی جهان می‌دانند. اگر زنان می‌خواهد به قله برسند باید خودشان را مانند مردان سامان دهند . مردان هرگز به ما قدرتی نمی دهند. باید قدرت را از چنگشان درآوریم.

خوب این مقاله کلاریس آدری بود ، فقط فمینیست پزشک کم داشتیم! این موضع در ایران از جهات مختلف قابل بررسی است ، شاید در فرصتی دیگر.

نظرات

  1. همکار عزیز سلام
    از طریق دکتر امید با شما اشنا شدم.فضای وب شما برایم جذاب بود . راجع به این موضوع عرض می کنم که به عنوان همسر یک رزیدنت که به همراه یک فرزند خردسال در شهر غریب با جدیت در حال گذران روزهای اخر دوره ودر حال اماده شدن برای ازمون بورد تخصصی میباشد چیزی که نه من بلکه اساتید وفضای مردسالارانه بخش “جراحی لثه” دانشکاه مربوطه را وادار به فرود سر تسلیم کرد یک اراده محکم بود که شاید در من به عنوان یک مرد وجود نداشته باشد.
    با ارزوی موفقیت روز افزون.

  2. سلام
    اتفاقا من امروز سر کلاس لکچری داشتم که ترجمه ی یک مقاله خارجی بود و در بخشی از اون به کارکنان کتابخانه ها پرداخته بود و نوشته بود که خانمها برای کتابداری و اطلاع رسانی مناسبترند چون خانمها صبورتر خوش رفتارتر و مودب تر هستند . هرچند که کلا کتابداری رو یک رشته ی زنانه می شناسن …شاید این ویژگیها در مورد رشتهی شما هم صادق باشه !

دیدگاه بسته است.