جان استیوارت کیست؟ کالبدشکافی تاثیرگذارترین کمدین سیاسی تاریخ رسانه

جان استیوارت (Jon Stewart) فراتر از یک مجری تلویزیونی ساده، معمار شکلی از آگاهی جمعی است که در آن مرز میان خنده و خشم سیاسی از بین میرود. در روزگاری که خبرهای رسمی به سمت تکرار و کلیشه پیش میرفتند، او با عصای جادویی طنز، مفاهیم پیچیده سیاست خارجی و داخلی آمریکا را به سفرههای مردم عادی برد. او نه فقط یک استندآپ کمدین، بلکه وجدان بیدار رسانههایی شد که گاه در انجام وظیفه اصلی خود یعنی پرسشگری، لکنت میگرفتند. برای کسانی که سالها از طریق دانلودهای دشوار و با کیفیت پایین، جادوی او را در «دیلی شو» (The Daily Show) دنبال میکردند، استیوارت نماد حقیقتی بود که در لفافه شوخی بیان میشد؛ حقیقتی که گاهی تلختر از زهر و گاهی شیرینتر از هر پیروزی سیاسی بود.
در این مقاله، ما به فراتر از یک بیوگرافی ساده میرویم. قصد داریم بفهمیم چگونه یک پسر بچه نیوجرسی به نام جاناتان استوارت لایبوویتز (Jonathan Stuart Leibowitz)، به مردی تبدیل شد که سیاستمداران تراز اول دنیا از حضور در صندلی مقابل او واهمه داشتند. از دوران فعالیت در کلوبهای کمدی زیرزمینی تا تبدیل شدن به صدای رسای آتشنشانان ۱۱ سپتامبر، مسیر او پر از درسهایی است درباره قدرت رسانه و مسئولیت اجتماعی. اگر شما هم جزو آن دسته از مخاطبانی هستید که زمانی برای پیدا کردن نسخههای DVD یا دانلودهای «ذغالی» برنامههای او تلاش میکردید، این مطلب نگاهی جامع به میراث مردی است که به ما آموخت چگونه به قدرت بخندیم و در عین حال، آن را به چالش بکشیم.
۱- از نیوجرسی تا کمدی مرکزی: ریشههای یک اسطوره
جان استیوارت در سال ۱۹۶۲ در یک خانواده یهودی در نیوجرسی متولد شد. مسیر او برای رسیدن به قلههای اجرای تلویزیونی، مسیری مستقیم و هموار نبود. او پیش از آنکه به عنوان یک چهره ملی شناخته شود، مشاغل متعددی را تجربه کرد؛ از کار در آزمایشگاههای تحقیقاتی گرفته تا مربیگری فوتبال. این تجربیات زیسته به او درک عمیقی از زندگی طبقه متوسط داد که بعدها در نوشتههایش به وضوح دیده میشد. او در اواسط دهه ۸۰ میلادی وارد صحنه کمدی نیویورک شد و نام خانوادگی خود را به «استیوارت» تغییر داد تا هویت هنری مستقل خود را بسازد.
“
یک نکته کنجکاویبرانگیز:
جان استیوارت پیش از مشهور شدن، در یک برنامه عروسکی برای کودکان صداپیشگی میکرد. او بعدها گفت که تعامل با عروسکها تمرین خوبی برای برخورد با سیاستمداران در دنیای واقعی بود!
اولین تلاشهای جدی او در تلویزیون با برنامههایی مثل «برنامه جان استیوارت» (The Jon Stewart Show) در شبکه MTV همراه بود. هرچند این برنامهها عمر کوتاهی داشتند، اما استعداد ناب او در بداههگویی و نقد تند و تیز فرهنگی را به رخ کشیدند. استیوارت در این دوران نشان داد که نمیخواهد صرفاً یک مجری خوشتیپ باشد که از روی کارت میخواند؛ او به دنبال ایجاد یک «ارتباط زنده» با مخاطب بود. او به جای تکرار جوکهای همهپسند، به سراغ نقد ساختارهای قدرت رفت، چیزی که در آن زمان در شبکه نوپای MTV یک ریسک بزرگ محسوب میشد.
نقطه عطف زندگی حرفهای او در سال ۱۹۹۹ رقم خورد، زمانی که او اجرای «دیلی شو» را از کریگ کیلبورن (Craig Kilborn) تحویل گرفت. در آن زمان، این برنامه صرفاً یک شوی کمدی حاشیه خبری بود، اما با ورود استیوارت، به یک نهاد قدرتمند سیاسی-فرهنگی تبدیل شد. او تیم نویسندگان را بازسازی کرد و تمرکز برنامه را از شوخی با سلبریتیها به نقد عملکرد رسانههای جریان اصلی (Mainstream Media) و نفاق موجود در واشینگتن دی.سی تغییر داد. این آغاز دورانی بود که از آن به عنوان «عصر طلایی هجو سیاسی» یاد میشود.
۲- معماری دیلی شو: چگونه طنز جایگزین اخبار رسمی شد؟
تحت مدیریت استیوارت، «دیلی شو» به منبع اصلی اخبار برای نسل جوان تبدیل شد. پدیدهای که بعدها «تاثیر جان استیوارت» نام گرفت، نشان میداد که مخاطبان، تحلیلهای او را صادقانهتر از شبکههایی مانند CNN یا Fox News میدانند. او با استفاده از تکنیک «مقایسه تصاویر»، تناقضهای کلامی سیاستمداران را برملا میکرد. استیوارت به سادگی نشان میداد که یک سناتور چگونه در عرض ۲۴ ساعت، دو حرف کاملاً متضاد زده است. این شیوه از روزنامهنگاری تحقیقی در قالب کمدی، انقلابی در ساختار شوهای شبانه (Late-night talk shows) ایجاد کرد.
بسیاری از کسانی که برنامههای او را به صورت دانلودی یا از طریق یوتیوب با مشقت تماشا میکردند، متوجه شدند که استیوارت چیزی بیش از خنده به آنها میدهد؛ او به آنها «ابزار تحلیل» میداد. او به مخاطب یاد داد که چگونه لایههای پروپاگاندا را در گزارشهای خبری تشخیص دهد. در طول دوران جنگ عراق، «دیلی شو» تنها تریبونی بود که با شجاعت، روایتهای رسمی دولت را زیر سوال میبرد. استیوارت با لحنی که ترکیبی از استیصال، خشم و شوخطبعی بود، به صدای معترضانی تبدیل شد که احساس میکردند کسی در رسانههای رسمی حرف آنها را نمیزند.
نبوغ استیوارت در این بود که اجازه نمیداد میهمانانش از پاسخگویی فرار کنند. مصاحبههای او با چهرههایی نظیر تونی بلر یا باراک اوباما، با وجود رعایت احترام، بسیار چالشبرانگیزتر از مصاحبههای خبرنگاران حرفهای بود. او از موضع یک «شهروند پرسشگر» سوال میپرسید، نه یک روزنامهنگار خنثی. همین رویکرد باعث شد که برنامه او برنده چندین جایزه امی (Emmy Awards) و پیبادی شود و جایگاه او را به عنوان یک فیلسوف مدرن در لباس کمدین تثبیت کند.
علاوه بر این، استیوارت بستری برای رشد استعدادهای بزرگ دیگر فراهم کرد. چهرههایی مانند استیون کلبر (Stephen Colbert)، جان اولیور (John Oliver) و ترور نوآ (Trevor Noah) همگی از زیر شنل او بیرون آمدند. او نه تنها یک مجری، بلکه یک مربی و استراتژیست رسانهای بود که توانست مکتب جدیدی در کمدی ایجاد کند؛ مکتبی که در آن خندیدن، مقدمهای برای اندیشیدن است. او ثابت کرد که برای جدی گرفته شدن، لازم نیست همیشه عصا به قورت داده و رسمی بود.
۳- آثار مکتوب: وقتی قلم استیوارت تندتر از زبانش میچرخد
جان استیوارت تنها در قاب تلویزیون محدود نماند؛ او قدرت هجو خود را به دنیای ادبیات نیز کشاند تا نشان دهد که میتواند در غیاب میمیک صورت و لحن کلام نیز مخاطب را به تامل وادارد. کتاب «تصاویر عریان از افراد مشهور» (Naked Pictures of Famous People) اولین حضور جدی او در بازار نشر بود. این اثر که مجموعهای از مقالات طنز و سناریوهای خیالی است، با نگاهی سوررئال به فرهنگ شهرت و سیاست میپردازد. او در این کتاب با قلمی بیپروا، به کالبدشکافی ایگو (Ego) در چهرههای شناخته شده دست میزند و نشان میدهد که پوسته ظاهری قدرت تا چه حد میتواند شکننده و مضحک باشد.
“
شاید نشنیده باشید:
کتاب «زمین» (Earth) جان استیوارت به سبک کتابهای درسی طراحی شده تا آیندگان (یا موجودات فضایی) پس از انقراض بشر بفهمند ما چه کسانی بودیم؛ این کتاب برنده جایزه گرمی برای بهترین آلبوم صوتی شد!
اما شاهکار مکتوب او که بازتابی از دوران طلایی «دیلی شو» بود، کتاب «آمریکا (کتاب درسی): راهنمای دموکراسی برای بیعملها» (America (The Book)) نام دارد. این کتاب با طراحی گرافیکی مشابه کتابهای درسی مدارس آمریکا، به نقد ساختار آموزشی و سیاسی این کشور میپردازد. استیوارت در این اثر، مفاهیمی چون دموکراسی، تفکیک قوا و تاریخ را با طنزی گزنده بازتعریف میکند. او با استفاده از تصاویر دستکاری شده و پانویسهای بیپایان، به مخاطب میفهماند که چگونه تاریخ توسط قدرتمندان روایت میشود و چرا شهروندان باید نسبت به متون رسمی بدبین باشند. موفقیت این کتاب به حدی بود که هفتهها در صدر لیست پرفروشترینهای نیویورک تایمز باقی ماند.
پروژه بعدی او، کتاب «زمین: راهنمای بازدیدکنندگان از نژاد انسان» (Earth: A Visitor’s Guide to the Human Race) بود. در این کتاب، استیوارت از زاویه دید یک ناظر بیرونی به کل بشریت نگاه میکند. او از مذهب و علم گرفته تا مد و عادات غذایی انسانها را به سخره میگیرد. غنای محتوایی این آثار نشان میدهد که استیوارت فراتر از یک مجری شوخطبع، یک تحلیلگر اجتماعی با مطالعه عمیق است. او از کمدی به عنوان یک تروجان (Trojan Horse) استفاده میکند تا ایدههای پیچیده فلسفی و سیاسی را در ذهن مخاطبی که صرفاً به دنبال سرگرمی است، جاسازی کند.
۴- کالبدشکافی شخصیت: خشم مقدس در پسِ لبخند کمدین
برای درک شخصیت جان استیوارت، باید لایههای زیرین طنز او را شکافت. او برخلاف بسیاری از کمدینهای همعصر خود که از موضعی بیطرف یا صرفاً برای خنداندن شوخی میکنند، دارای یک «مرکز اخلاقی» بسیار قوی است. شخصیت او ترکیبی است از یک بدبینِ فیلسوف و یک آرمانگرای خسته. او به شدت از بیعدالتی و حماقتهای سیستماتیک خشمگین میشود، اما این خشم را به جای تخریب، به «هجو سازنده» تبدیل میکند. استیوارت در مصاحبههای شخصیاش بارها اشاره کرده که کمدی برای او یک مکانیسم دفاعی در برابر دنیایی است که گاهی هیچ منطقی در آن دیده نمیشود.
یکی از ویژگیهای بارز شخصیتی او، «صداقت بیرحمانه» (Brutal Honesty) است. او ترسی از اعتراف به اشتباهات خود یا برنامه اش ندارد. همین ویژگی باعث شد تا مخاطبان به او بیش از مجریان خبری اتوکشیده اعتماد کنند. او در برنامه زنده، وقتی احساس میکرد یک موضوع به شدت غمانگیز یا جدی است، نقاب کمدی را کنار میگذاشت و مستقیماً با چشمان اشکبار با مردم حرف میزد؛ نمونه بارز آن، اولین برنامه او پس از حملات ۱۱ سپتامبر بود که به جای جوک، با یک واگویه انسانی و تکاندهنده آغاز شد. این ابعاد انسانی شخصیت اوست که وی را از یک سلبریتی صرف به یک پیشوای فکری تبدیل کرد.
او در مدیریت تیم خود نیز شخصیتی وسواسی و کمالگرا دارد. نویسندگان سابق او از جلسات طولانی سخن میگویند که در آن استیوارت بر روی تکتک کلمات و منطق پشت هر شوخی پافشاری میکرد. برای او، شوخی نباید فقط خندهدار باشد، بلکه باید «درست» (Accurate) باشد. این دقت در جزئیات، ریشه در هوش هیجانی بالای او دارد. او میداند چگونه از روانشناسی توده استفاده کند تا پیامی را که در حالت عادی ممکن است با مقاومت روبرو شود، به شکلی دلپذیر ارائه دهد.
در نهایت، استیوارت شخصیتی است که به «میراث» بیش از «شهرت» اهمیت میدهد. کنارهگیری او از دیلی شو در اوج قدرت و محبوبیت، نشاندهنده هوش استراتژیک و شناخت دقیق او از زمان بود. او میدانست که رسانه در حال تغییر است و نمیخواست به بخشی از همان ماشین تکراری تبدیل شود که سالها آن را نقد میکرد. این حرکت او، الگویی از «ترکِ به موقع صحنه» را در دنیای رسانه به جا گذاشت که هنوز هم مورد بحث تحلیلگران است.
۵- تحلیل رسانهای: جراحی قدرت با تیغ کمدی استراتژیک
از منظر تحلیل رسانهای، جان استیوارت پدیدهای است که «سلطه اطلاعاتی» شبکههای سنتی را درهم شکست. او با ابداع روشی که میتوان آن را «راستیآزمایی هجوی» (Satirical Fact-checking) نامید، نشان داد که کمدی میتواند بسیار دقیقتر از ژورنالیسم رسمی عمل کند. استیوارت در دنیایی که رسانهها به جای پرسشگری، به بلندگوی احزاب تبدیل شده بودند، نقش یک «فیلتر حقیقت» را ایفا کرد. او با استفاده از آرشیوهای ویدیویی، از تکنیک تقابل استفاده میکرد تا نشان دهد چگونه واقعیت در رسانهها بازنمایی (Representation) میشود و چگونه این بازنمایی با حقیقتِ میدانی تفاوت دارد.
نفوذ او به حدی بود که حضورش در برنامههایی مانند «کراسفایر» (Crossfire) در شبکه CNN منجر به تعطیلی آن برنامه شد. او در آن رویارویی مشهور، مستقیماً به مجریان گفت که کار آنها برای کشور «مضر» است؛ چرا که به جای بحثهای عمیق، به دنبال ایجاد دوقطبیهای کاذب و تئاتر سیاسی هستند. این لحظه در تاریخ رسانه به عنوان نقطه عطفی شناخته میشود که در آن یک کمدین، اخلاق حرفهای روزنامهنگاری را به رخ مدعیان آن کشید. استیوارت ثابت کرد که قدرت رسانهای نه در بودجههای کلان، بلکه در «اعتبار» (Credibility) نزد مخاطب نهفته است.
“
آیا میدانستید؟
پژوهشی در دانشگاه پنسیلوانیا نشان داد که بینندگان «دیلی شو» نسبت به کسانی که فقط اخبار رسمی شبکههایی مثل فاکسنیوز را دنبال میکردند، اطلاعات دقیقتری از مسائل بینالمللی داشتند.
او همچنین معماری شبکههای اجتماعی را پیشبینی کرده بود. پیش از آنکه ویدیوهای کوتاه و وایرال (Viral) به استاندارد مصرف محتوا تبدیل شوند، استیوارت بخشهایی از برنامه خود را به گونهای طراحی میکرد که به صورت قطعات مستقل، پیامهای قدرتمندی را منتقل کنند. او با استفاده از طنز، «آستانه تحمل» مخاطب را برای شنیدن اخبار تلخ بالا برد. این رویکرد باعث شد که مسائل پیچیدهای چون بحران مالی یا اصلاحات درمانی، به موضوعاتی قابل فهم برای عموم تبدیل شوند. در واقع، او زبان سیاست را از حالت نخبگانی خارج و آن را «دموکراتیزه» کرد.
۶- فراتر از شوخی: میراث استیوارت در دنیای واقعی
بسیاری از منتقدان در ابتدا استیوارت را صرفاً یک کمدین لیبرال میدانستند که قصد دارد سیاستمداران محافظهکار را به تمسخر بگیرد. اما فعالیتهای او پس از خروج از صندلی اجرای روزانه، این فرضیه را باطل کرد. استیوارت تمام نفوذ و اعتبار رسانهای خود را وقف دفاع از حقوق امدادگران ۱۱ سپتامبر و کهنهسربازان جنگ کرد. او با حضور در کنگره آمریکا و ایراد سخنرانیهای پرشور، سیاستمداران را به دلیل بیتوجهی به سلامت کسانی که جانشان را برای کشور فدا کرده بودند، به شدت توبیخ کرد. این جنبه از فعالیتهای او نشان داد که او از کمدی به عنوان وسیلهای برای رسیدن به «عدالت اجتماعی» استفاده میکند.
او در دوران جدید نیز با برنامه «مشکل با جان استیوارت» (The Problem with Jon Stewart) به عرصه بازگشت تا بر روی تکموضوعات بحرانی تمرکز کند. او در این مرحله از زندگی حرفهای خود، از قالب هجویات کوتاه فاصله گرفته و به سمت «مستندسازی تحلیلی» حرکت کرده است. میراث او امروز در تکتک کمدینهایی که درباره سیاست حرف میزنند، زنده است. او به نسلهای بعد یاد داد که قدرت واقعی در داشتن میکروفون نیست، بلکه در داشتن شجاعتِ گفتنِ حرفی است که هیچکس دیگر جرات بیانش را ندارد. جان استیوارت ثابت کرد که خنده، بهترین سلاح علیه استبداد و نفاق است.
سوالات متداول (Smart FAQ)
جمعبندی: میراث مردی که خنده را جدی گرفت
جان استیوارت به ما آموخت که کمدی نه فرار از واقعیت، بلکه مواجههای شجاعانه با آن است. او با تبدیل «دیلی شو» به یک نهاد نظارتی، تعریف جدیدی از مسئولیت رسانهای ارائه داد. از بیوگرافی پرفراز و نشیبش تا کتابهای عمیق و فعالیتهای بشردوستانهاش، او همواره ثابت کرده که میتوان در دنیای سیاست، هم کمدین بود و هم وجدان بیدار یک جامعه. میراث او در قلب کسانی که به دنبال حقیقت در لابلای شوخیها میگردند، برای همیشه باقی خواهد ماند.
شما درباره جادوی جان استیوارت چه فکر میکنید؟
آیا شما هم خاطرهای از تماشای برنامههای او دارید؟ به نظر شما کدام بخش از تحلیلهای او در دنیای امروز بیشتر صدق میکند؟ نظرات و تجربیات خود را در بخش دیدگاهها با ما به اشتراک بگذارید تا این گفتگو درباره میراث یکی از بزرگترین کمدینهای تاریخ ادامه یابد.







salam meshe 1nafar be man bege man seriale geriz anatomi ro chetori bayad ger biaram
سلام می شه بگید سریال گریز آناتومی ر چطوری تهیه کردید یا لینک سایت فروش اینترنتی شو لینک کنید؟من الان دو ماهه دارم دنبال سیزن 3 اش می گردم که هیچ جا نمی تونم پیدا کنمش.مرسی اگه این لطفو در حقه من بکنید
سلام آقای دکتر. احوال شما؟ طرح ما که تازه شروع شده… بس که منتظر موندم تا تهران باشم… اینه که یه مدت طویلی هنوز ازش باقیه… راستی خوشحال می شم در امر نوشتن کمکی کنم.
مطالبت کلی به دردم خورد…مرسی…اون لینکی هم که از ما گذاشتی رو درستش کن…ممنون رفیق…
سلام آقای دکتر،می خواستم خدمتتون عرض کنم که اگه به ماهواره دسترسی داشته باشین می تونین این سریال رو تو کانال mbc4 روی ماهواره arabsat یا nilesatببینین !راستش وقت های پخشش رو نمی دونم ولی می تونین به scheduleسایت mbc.net مراجعه کنین.
دکتر جان سلام.من تا به حال این برنامه را ندیدم.در مورد مطلب تایتانیک هم بسیار جالب بود.به لینکهاش سر زدم
راستی دکتر جان با مطلبی در مورد فیلم 300 با نگاهی متفاوت تر به روزم.افتخار بدبد که حضور شما بسی باعث افتخاره.منتظر حضورتون هستم.
راستی دکتر اون جریان دی وی دی رایتر به کجا رسید؟تهیه کردید؟راهنمایی من مفید واقع شد؟
سلام
من امروز اتفاقی وارد یک وبلاگ شدم که درآخرین پستش درباره کافه علم نوشته بود.فکر کنم لینکشو اینجا هم دیده بودم.میشه ازتون خواهش کنم به سوالات اون وبلاگ جواب بدین ؟ چون سوالات اون وبلاگ سولات من هم هست. ممنون میشوم.
آدرس اون وبلاگ: http://www.yaali786.blogfa.com
((بخشید من وبلاگ ندارم در قسمت آدرس وبلاگ نمی تونم آدرسی وارد کنم.))
باید تا جمعه ی بعد صبر کنیم ؟!
salam
Alireza jan have you ever watched Scrubs? it is the funniest medical tv series ever
if you need more info or DVD let me know
check it out in Wikipedia
سلام.فکرکنم دیلی شو کلا روی دیویدی منشر نشد. به جز چند تا DVD اونم به صورت گلچین.
من حدودا ۳۰ تا ۴۰ تاشو از طریق torrent دنلود کردم با کیفیت بسیار بسیار خوب. حجم هر کدوم تقریبا 150 مگابایت میشه یه صورت DivX
در تماس باش
من بیننده گاه به گاه «دیلی شو» هستم. آرشیو نسبتاً کامل این برنامه در نشانی زیر در دسترسه و می تونید از جدیدترین قسمتها شروع به تماشا کنید و بر اساس تاریخ به قسمتهای گذشته برسید.
http://www.comedycentral.com/shows/the_daily_show/videos/most_recent/index.jhtml
جناب من فکر نکنم که کمدی سنترال دی وی دی داشته باشه ولی ایشون یک کتاب ۳ سال پیش چاپ کردن که واقعا جالبه خیلی چیز های جالب در مورد آمریکا و جهان نوشته ,من این کتاب رو دارم اگر خواستید تقدیم می کنم اسم کتاب هست
The Daily Show with Jon Stewart Presents America The Book): A Citizen’s Guide to Democracy Inaction
سلام
اطلاع رسانی بخش مهم زندگی است ولی………
من لینکت کردم
سری بزن اگه فرصت داشتی
سپاس
Salam,mitoonin in serial ro az TV kabli(Estelahi ke inja yad gereftam) dar shabake mbc4 az shabake hay arabestan bebinin…
من بیشتر قسمتهای Gray’s Anatomyرادیده ام. اگر در این سریال دنبال محتوای پزشکی هستید باید بگم این سریال بیشتر به روابط عاطفی بین رزیدنتها و اتندینگهای جراحی یک بیمارستان و گاهی بیماران می پردازه و محتوای علمی زیادی نداره. بیشتر سرگرم کننده است و در ضمن سریال مورد علاقه بیل کلینتونه! به هر حال دیدن این سریال از کلنجار رفتن با کتاب آناتومی گری خیلی لذتبخشتره.
سریال Gray’s Anatomy را دیدیم هیچ چیز خاصی که باعث مشهور شدنش بشه نداره البته سریال بدی نیست ولی اونقدر هم عالی نیست ماجراهای آدمها توی یک بیمارستان همین … ولی دوستم بسیار مشتاقه که ببینه ممکنه خواهش کنم بگین چطوری تونستین این سریال را تهیه کنید لطفا” بگید شاید این دوست من هم موفق بشه .
با تشکر
با سلام خدمت آقای مجیدی
من وبلاگ شما رو از طریق خروجی فید وتوسط مرورگر اپرا9 دنبال میکنم .
متاسفانه خروجی فید وبلاگ شما راست چین نیست . و وقتی که کلمه انگلیسی در بین متن فارسی قرار میگیرد متن حسابی به هم میریزد . ابتدا فکر میکردم که طبیعی باشد ولی در خروجی فید وبلاگ http://www.asroone.net دیدم که همه چی درست است و متن راست چین و با کلمات انگلیسی مشکلی ندارد . من همین مشکل را با وبلاگ آقای مزیدی هم دارم . ممنون میشوم اگر اصلاح کنید .
در ضمن از مطالب همیشه مفید شما بسیار استفاده میکنیم . وب گردی با راهنمائی های شما و همکار عزیزتان (آقای مزیدی ) بسیار لذت بخش است .
خسته نباشید .
پاسخ : ممنون ، حتما اصلاح میکنم. ممنونم از لطف شما
شرمنده که حتا اسمشم نشنیدم
Honestly,i was surprised by seeing betsa link in ur blog. Why? In a physician Web
ازاین سریال Grays Anatomy من و همسرم خیلی خوشمون میاد. کمی هم به روابط انسانی بین پزشکان توجه داره. یه سریال خوبه دیگه هم در این زمینه OR هستش.
یه سریال دیگه هم اینجا نشون میده از خیلی وقتها پیش به نام Scrubs که خنده داره و آدمو یاد وقتی که دانشجو بودیم و آسیستان و استاف عوضی داشتیم میندازه. از این خنده دارتر یه سریال هست به نام Green wing که من از خنده میفتم زمین! اینو تا حالا سه قسمتشو دیدم و انگلیسی هستش. این طنز انگلیسیها خیلی شبیه ایرونیاست و برای ماها خیلی خنده داره.
نام درست آن سریال Grey’s anatomy است، که اشاره ظریفی به آن کتاب معروف دارد. من هم الان دارم سیزن 2 را می بینم. بد نیست، ترکیب جالبی از درام و کمدی درآورده، اما در مقابل سریالی مثل ER (در همین مدیوم) کم می آورد.
من که هیچکدوم را ندیدم چکنم
والله من سه-چهارتا اپیزودشو دیدم, نفهمیدم برای چی این همه معروف شده.
تنها چیزیش که نظرمو جلب کرد این بازی کلامیش با اسم همون کتابه بود. اسمه کتابه Gray’s Anatomy و اسم سریال (که از روی اسم شخصیت اصلیش گرفته شده) Grey’s Anatomy!
علیرضا جان. من خودم هم به خاطر اینکه تلوزیون کابلی ندارم برنامه های جان استوارت رو از یوتیوب میبینم. اما برات تو آمازون و ایبی میگردم. اگه سی دی بود – که بعید میدونم- برات تهیه میکنم و میفرستم.
این سریال هم یه چیزی تو مایه های معروف شدن سریال زنان مستاصل خانه دار باید باشه . به خاطر یه سری هنرپیشه معروف و روابط عاطفی بین کار- دروغ چرا. من یه قسمتش رو بیشتر ندیدم و به دلم ننشست. امیدوارم شما خوشتون بیاد.
در ضمن اگه خودتون در حین جستجو کارهای استوارت رو جایی پیدا کردید که خواستید بخرید به من بگید حتما.
کمترین کاری هست که از دستم برمیاد.
با احترام