بیماری ریه سیاه (پنوموکونیوز)، میراث تاریک استخراج زغالسنگ در تاریخ صنعت
در اعماق زمین، جایی که نور خورشید هرگز نمیتابد، کارگران معدن زغالسنگ برای قرنها بهایی سنگین برای تامین انرژی جهان پرداختهاند. بیماری «ریه سیاه» (Black Lung Disease) یا در اصطلاح علمی پنوموکونیوز کارگران زغالسنگ (CWP)، یکی از مرگبارترین و در عین حال قابلپیشگیریترین بیماریهای شغلی در تاریخ مدرن است. دانستن درباره این بیماری برای درک تاریخ صنعتی شدن، حقوق کارگران و پیشرفتهای طب کار بسیار ضروری و افزاینده دانش عمومی است. این تنها یک بیماری پزشکی نیست، بلکه فصلی از تاریخ مبارزات اجتماعی و تکامل ایمنی در محیط کار محسوب میشود.
در این مقاله قصد داریم به بررسی دقیق این موضوع بپردازیم که چرا ریه کارگران سیاه میشد و چه فرآیندهای شیمیایی و بیولوژیکی در بدن آنها رخ میداد؟ آیا این بیماری متعلق به گذشته است یا هنوز هم در معادن مدرن قربانی میگیرد؟ ما از زوایای نایاب فنی، بازتابهای سینمایی و ریشههای فرهنگی به این تراژدی نگاه خواهیم کرد تا ببینیم چگونه ذرات میکروسکوپی غبار زغال میتوانند ساختار حیاتی تنفس را نابود کنند. با ما همراه باشید تا در این سفر علمی و تاریخی، پرده از اسرار پشت پرده یکی از وحشتناکترین بیماریهای ریوی برداریم.
فهرست مطالب
- ۱. پاتولوژی ریه سیاه: وقتی تنفس تیره میشود
- ۲. چرا غبار زغال اینقدر خطرناک است؟
- ۳. مراحل بیماری: از ساده تا فیبروز پیشرونده
- ۴. ریشههای تاریخی و انقلاب صنعتی
- ۵. بازتاب ریه سیاه در سینما و ادبیات
- ۶. نقش ماکروفاژها در تلاش برای پاکسازی
- ۷. تفاوت ریه سیاه با سیلیکوزیس و آزبستوزیس
- ۸. شگفتیها و اسرار پشتپرده معادن قدیمی
- ۹. سوءبرداشتها و خطاهای علمی گذشته
- ۱۰. تاثیرات روانشناختی و اجتماعی بر جوامع معدنی
- ۱۱. پیشرفتهای نوین در تجهیزات حفاظتی
- ۱۲. وضعیت بیماری در دنیای امروز
۱. پاتولوژی ریه سیاه: وقتی تنفس تیره میشود
بیماری ریه سیاه که در پزشکی به آن پنوموکونیوز (Pneumoconiosis) میگویند، در واقع تجمع دائمی غبار زغالسنگ در بافت ریه و پاسخ واکنشی بدن به آن است. در حالت عادی، ریههای انسان صورتیرنگ و با طراوت هستند، اما در کارگران معدن که سالها غبار غلیظ زغال را استنشاق کردهاند، بافت ریه به تدریج به رنگ خاکستری تیره و در نهایت کاملاً سیاه در میآید. این تغییر رنگ ناشی از رسوب ذرات کربن است که ریه راهی برای تخلیه آنها ندارد. این ذرات به قدری ریز هستند که از سدهای دفاعی اولیه عبور کرده و به آلوئولها یا کیسههای هوایی انتهایی میرسند.
پاتولوژی این بیماری نشان میدهد که غبار زغال باعث ایجاد التهاب مزمن میشود. بدن در تلاش برای ایزوله کردن این ذرات خارجی، بافت فیبروزه (بافت جوشگاهی) تولید میکند. این بافت فیبروزه سفت و غیرقابل انعطاف است، به این معنی که ریه قدرت باز و بسته شدن خود را از دست میدهد. در موارد پیشرفته، بافت ریه به تودههای بزرگ و سختی تبدیل میشود که دیگر توانایی تبادل اکسیژن را ندارند. در کالبدشکافی این بیماران، ریهها شبیه به قطعات سخت چوب یا زغالسنگ به نظر میرسند که حتی با چاقوی جراحی به سختی بریده میشوند. این تصویر فیزیکی، عمق فاجعهای را که در سکوت در بدن کارگران رخ میدهد، نشان میدهد.
۲. چرا غبار زغال اینقدر خطرناک است؟
خطر اصلی غبار زغالسنگ در اندازه ذرات آن نهفته است. ذراتی که قطر آنها کمتر از ۵ میکرون است (قابل دیدن با چشم غیرمسلح نیستند)، میتوانند مستقیماً به عمق ریه نفوذ کنند. زغالسنگ فقط از کربن تشکیل نشده است؛ بلکه حاوی مقادیر متغیری از سیلیس (Silica)، آهن و سایر فلزات سنگین است. وقتی این مخلوط سمی وارد ریه میشود، واکنشهای شیمیایی زنجیرهای شروع میشود. سیلیس موجود در غبار به شدت سمی است و باعث تخریب سریع سلولهای دفاعی بدن میشود، که خود منجر به آزاد شدن آنزیمهای هضمکنندهای میگردد که به جای غبار، بافت خود ریه را از بین میبرند.
علاوه بر سمی بودن شیمیایی، این ذرات به دلیل خاصیت فیزیکی خود، باعث ایجاد استرس اکسیداتیو میشوند. آنها تولید رادیکالهای آزاد را در بافت ریه افزایش میدهند که منجر به آسیب به DNA سلولها و مرگ آنها میشود. کارگران معدن در محیطهایی کار میکردند که غلظت این غبار هزاران برابر بیشتر از حد مجاز محیطی بود. نبود تهویه مناسب و استفاده نکردن از ماسکهای کارآمد در دهههای گذشته، باعث میشد که ریههای آنها به طور مداوم با این ذرات بمباران شود. در واقع ریه این افراد مانند فیلتر یک جاروبرقی عمل میکرد که هرگز تمیز نمیشد.
۳. مراحل بیماری: از ساده تا فیبروز پیشرونده
بیماری ریه سیاه به دو مرحله اصلی تقسیم میشود: پنوموکونیوز ساده و پنوموکونیوز پیچیده یا فیبروز گسترده پیشرونده (PMF). در مرحله ساده، لکههای کوچکی از غبار در عکس رادیولوژی دیده میشود که به آنها «ماکولهای زغال» میگویند. در این مرحله، کارگر ممکن است علائم کمی داشته باشد یا فقط با سرفه و تنگی نفس خفیف مواجه شود. اما مشکل بزرگ اینجاست که حتی اگر کارگر از معدن خارج شود، بیماری ممکن است متوقف نشود و به مرحله پیچیده پیشرفت کند. این پدیده یکی از تلخترین جنبههای این بیماری است؛ ریه سیاه یک دشمن صبور است.
در مرحله پیشرونده (PMF)، لکههای کوچک به هم میپیوندند و تودههای بزرگ فیبروزه را تشکیل میدهند. این تودهها باعث تخریب مجاری تنفسی و عروق خونی ریه میشوند. بیمار در این مرحله دچار تنگی نفس شدید میشود، به طوری که حتی نشستن و صحبت کردن هم برایش دشوار میگردد. نارسایی قلبی ناشی از فشار خون ریوی (Cor Pulmonale) اغلب علت نهایی مرگ این بیماران است. گیکهای پزشکی این فرآیند را به یک دومینوی بیولوژیک تشبیه میکنند که وقتی اولین قطعه آن بیفتد، متوقف کردن بقیه بسیار دشوار است. تشخیص به موقع در مراحل اولیه تنها راه جلوگیری از رسیدن به این وضعیت ناتوانکننده است.
۴. ریشههای تاریخی و انقلاب صنعتی
تاریخ ریه سیاه با تاریخ انقلاب صنعتی گره خورده است. در قرن نوزدهم، زغالسنگ سوخت اصلی موتورهای بخار، قطارها و کارخانهها بود. تقاضای عظیم برای زغال باعث شد میلیونها مرد و حتی کودک راهی اعماق معادن شوند. در آن زمان، سرفههای مداوم و سیاه بودن خلط کارگران را امری طبیعی و بخشی از شغل میدانستند. اولین توصیفهای علمی از ریه سیاه در اوایل دهه ۱۸۰۰ در اسکاتلند منتشر شد، اما دههها طول کشید تا جوامع پزشکی و دولتها بپذیرند که این یک بیماری ناشی از کار است و نه صرفاً یک عارضه جانبی بیخطر.
مبارزه برای به رسمیت شناختن این بیماری، داستانی پر از سیاست و اقتصاد است. صاحبان معادن برای سالها ادعا میکردند که غبار زغال برای ریهها مفید است! آنها میگفتند زغالسنگ خاصیت ضدعفونیکننده دارد و مانع از ابتلا به سل میشود. این دروغ بزرگ تاریخی باعث شد نسلهای زیادی از کارگران بدون هیچ حفاظی در معرض خطر قرار بگیرند. تنها در میانه قرن بیستم و با فشار اتحادیههای کارگری بود که قوانین ایمنی سختگیرانه و حق غرامت برای بیماران ریه سیاه تصویب شد. این تاریخچه یادآور این است که علم همواره در یک بستر اجتماعی و سیاسی عمل میکند.
۵. بازتاب ریه سیاه در سینما و ادبیات
رنج کارگران معدن و بیماری ریه سیاه منبع الهام آثار هنری و ادبی بسیاری بوده است. رمان مشهور «ژرمینال» نوشته امیل زولا، تصویری هولناک و دقیق از زندگی معدنچیان فرانسوی و سرفههای مرگبار آنها ارائه میدهد. در سینما، فیلمهایی مثل «چقدر دره من سرسبز بود» (How Green Was My Valley) یا در سالهای اخیر مستندهای تکاندهندهای درباره معادن آپالاچی در آمریکا، به خوبی نشان میدهند که چگونه این بیماری تاروپود خانوادههای معدنچی را از هم میپاشد. در این آثار، ریه سیاه نه فقط یک بیماری، بلکه نمادی از استثمار و سنگینی سایه صنعت بر زندگی انسان است.
یکی از سکانسهای ماندگار در فیلم «زولندر» (Zoolander) با لحنی طنز به این موضوع اشاره میکند، جایی که کاراکتر اصلی فکر میکند با یک روز کار در معدن دچار ریه سیاه شده است. اگرچه این یک شوخی است، اما نشاندهنده نفوذ این اصطلاح در فرهنگ عامه است. در واقعیت، ریه سیاه داستانی از سکوت و خفگی تدریجی است. در ترانههای فولکلور مناطق معدنی آمریکا و انگلستان، اشعار زیادی درباره «سرفه سیاه» وجود دارد که به عنوان میراثی تلخ از پدر به پسر منتقل میشود. این بازتابهای فرهنگی کمک کردهاند تا یاد و خاطره قربانیان این صنعت در ذهن جامعه زنده بماند.
۶. نقش ماکروفاژها در تلاش برای پاکسازی
در سطح سلولی، قهرمانان شکستخورده این داستان، ماکروفاژهای آلوئولار (Alveolar Macrophages) هستند. این سلولها رفتگران ریه محسوب میشوند. وقتی ذرهای غبار وارد کیسه هوایی میشود، ماکروفاژ آن را میبلعد (Phagocytosis) تا از ریه خارج کند. اما غبار زغال در مقادیر زیاد، این سلولها را اشباع میکند. ماکروفاژهایی که پر از زغال شدهاند، قدرت حرکت خود را از دست میدهند و در بافت ریه گیر میافتند. آنها در حین مرگ، مواد شیمیایی التهابی آزاد میکنند که باعث فراخوانی سلولهای دفاعی بیشتر و در نهایت شروع فرآیند فیبروز میشود.
گیکهای ایمنیشناسی میدانند که این یک مثال کلاسیک از «اتوفاژی شکستخورده» است. ذرات زغال برخلاف باکتریها، توسط آنزیمهای لیزوزومی هضم نمیشوند. بنابراین ماکروفاژها تبدیل به قبرستانهای کوچکی برای غبار زغال میشوند. تجمع این ماکروفاژهای سیاه شده در کنار هم، همان «ماکولهای زغالی» را میسازد که در کالبدشکافی دیده میشود. این تلاش مداوم و بیثمر سیستم ایمنی برای پاکسازی یک ماده غیرقابل هضم، در نهایت منجر به تخریب خودِ ریه میشود. این یک تراژدی بیولوژیک است که در آن دفاع بدن به عاملی برای نابودی تبدیل میگردد.
۷. تفاوت ریه سیاه با سیلیکوزیس و آزبستوزیس
اغلب بیماری ریه سیاه با سایر پنوموکونیوزها مثل سیلیکوزیس (Silicosis) یا آزبستوزیس (Asbestosis) اشتباه گرفته میشود. اگرچه همه اینها ناشی از استنشاق غبار معدنی هستند، اما تفاوتهای کلیدی دارند. سیلیکوزیس ناشی از غبار سیلیس خالص است و بسیار تهاجمیتر عمل کرده و ریه را مستعد ابتلا به سل میکند. آزبستوزیس ناشی از فیبرهای پنبه نسوز است و خطر ابتلا به سرطان ریه و مزوتلیوما را به شدت افزایش میدهد. ریه سیاه به طور خاص ناشی از کربن زغال است، هرچند که در معادن مدرن به دلیل حفاری سنگهای اطراف، کارگران با ترکیبی از زغال و سیلیس روبرو هستند.
نکته فنی دیگر این است که الگوی فیبروز در ریه سیاه معمولاً در لوبهای بالایی ریه شروع میشود، در حالی که آزبستوزیس بیشتر لوبهای پایینی را درگیر میکند. همچنین، ندولهای (گرههای) ریه سیاه در تصویربرداری ظاهر متفاوتی نسبت به گرههای سیلیکوزیس دارند. شناخت این تفاوتها برای متخصصان ریه و طب کار بسیار مهم است زیرا پیشآگهی و روشهای مدیریتی آنها متفاوت است. متاسفانه در بسیاری از معادن زغالسنگ، کارگران با ترکیبی از این غبارها مواجه هستند که منجر به بیماریهای ترکیبی و بسیار پیچیدهتر میشود که درمان آنها را دشوارتر میکند.
۸. شگفتیها و اسرار پشتپرده معادن قدیمی
یکی از حقایق عجیب درباره ریه سیاه این است که شدت بیماری به «درجه» زغالسنگ (Coal Rank) بستگی دارد. کارگرانی که در معادن زغالسنگ آنتراسیت (زغال سخت و با کیفیت بالا) کار میکنند، بسیار بیشتر از کسانی که در معادن لینییت (زغال نرم) هستند دچار ریه سیاه میشوند. دلیل این امر هنوز به طور کامل مشخص نیست، اما تصور میشود که ساختار مولکولی کربن در زغالهای سختتر، واکنشهای التهابی شدیدتری در ریه ایجاد میکند. این یکی از آن جزئیاتی است که گیکهای کانیشناسی و پزشکی را به وجد میآورد.
راز دیگر در مورد معادن قدیمی، نبود هیچگونه وسیله سنجش غبار بود. کارگران قدیمی میگویند گاهی غبار به قدری غلیظ بود که نمیتوانستند دست خود را جلوی صورتشان ببینند. آنها برای تمیز کردن مجاری تنفسی خود، از جویدن تنباکو استفاده میکردند با این باور غلط که بزاق زیاد باعث خروج غبار میشود. حقیقت این است که این کار فقط باعث بلعیده شدن زغال و ایجاد مشکلات گوارشی اضافه میشد. این داستانها نشاندهنده عمق ناآگاهی و شرایط وحشتناکی است که کارگران در قرن گذشته تحمل میکردند؛ شرایطی که ریه آنها را به انبار ذخیره سوخت فسیلی تبدیل میکرد.
۹. سوءبرداشتها و خطارهای علمی گذشته
در اوایل قرن بیستم، بسیاری از پزشکان معتقد بودند که ریه سیاه فقط در افرادی ایجاد میشود که همزمان به سل مبتلا هستند. آنها فکر میکردند غبار زغال به تنهایی بیخطر است. این خطای علمی باعث شد که هزاران کارگر که تست سل آنها منفی بود، از دریافت غرامت و مراقبتهای پزشکی محروم شوند. همچنین، تصور میشد که اگر کارگری سرفه نمیکند، پس ریهاش سالم است. امروزه میدانیم که ریه سیاه میتواند سالها بدون هیچ علامتی پیشرفت کند و زمانی ظاهر شود که دیگر بخش بزرگی از ریه از دست رفته است.
یک سوءبرداشت دیگر این بود که ماسکهای پارچهای ساده یا حتی بستن دستمال جلوی دهان میتواند جلوی بیماری را بگیرد. علم مدرن آئروسل نشان داده است که ذرات خطرناک میکروسکوپی به راحتی از لایههای پارچه عبور میکنند و فقط ماسکهای فیلتردار نانو (مثل N95 یا P100) و سیستمهای تنفسی پیشرفته قادر به متوقف کردن آنها هستند. این خطاهای گذشته درسهای بزرگی برای ایمنی مدرن داشتهاند. امروزه ما میدانیم که پیشگیری نباید بر اساس حس فردی کارگر، بلکه باید بر اساس اندازهگیریهای دقیق سنسورهای دیجیتالی غبار باشد.
۱۰. تاثیرات روانشناختی و اجتماعی بر جوامع معدنی
ریه سیاه فقط یک فرد را بیمار نمیکند، بلکه یک جامعه را فلج میکند. در شهرهایی که اقتصادشان بر پایه معدن است، دیدن مردان میانسالی که با کپسول اکسیژن راه میروند، یک تصویر عادی و در عین حال دردناک است. این بیماری باعث بازنشستگی زودهنگام و فقر میشود. فشار روانی ناشی از خفگی تدریجی (Air Hunger) منجر به اضطراب و افسردگی شدید در بیماران میگردد. آنها احساس میکنند که در بدن خود زندانی شدهاند. این «ترومای جمعی» در مناطق معدنی باعث شده است که نسلهای جدید تمایل کمتری به ورود به این صنعت داشته باشند.
از منظر جامعهشناسی، ریه سیاه نمادی از نابرابری در توزیع خطرات سلامت است. کسانی که کمترین بهره را از سود معادن میبرند، بیشترین بار سلامتی آن را به دوش میکشند. در بسیاری از کشورها، نبرد قانونی برای گرفتن حقوق از کار افتادگی سالها طول میکشد و بسیاری از معدنچیان قبل از پیروزی در دادگاه، از دنیا میروند. این جنبههای انسانی و اجتماعی بیماری نشان میدهد که چرا ریه سیاه فراتر از کتابهای پزشکی، در قلب مسائل حقوق بشری و عدالت اجتماعی قرار دارد. آگاهی اجتماعی در این باره، به اندازه دانش پزشکی در تغییر وضعیت موثر بوده است.
۱۱. پیشرفتهای نوین در تجهیزات حفاظتی
امروزه تکنولوژی به کمک معدنچیان آمده است. از سیستمهای تهویه هوشمند که سرعت خود را با میزان غبار معلق تنظیم میکنند، تا دستگاههای برش مرطوب که با پاشیدن آب مانع از برخاستن غبار میشوند، همگی انقلابی در ایمنی معادن ایجاد کردهاند. همچنین، معدنچیان مدرن از کلاههای ایمنی دارای سیستم تصفیه هوای اختصاصی (PAPR) استفاده میکنند که هوای پاک و خنک را مستقیماً به جلوی صورت آنها میفرستد. این تجهیزات باعث شده است که میزان ابتلا در معادن کشورهای توسعهیافته به شدت کاهش یابد.
علاوه بر تجهیزات فیزیکی، مانیتورینگ بیولوژیک نیز پیشرفت کرده است. با استفاده از اسپیرومتری (تست عملکرد ریه) دیجیتال و هوش مصنوعی، میتوان تغییرات بسیار جزئی در حجم ریه کارگران را تشخیص داد، حتی قبل از اینکه خودشان متوجه علامتی شوند. سنسورهای پوشیدنی که میزان غبار محیطی را در هر لحظه ثبت و به مرکز کنترل گزارش میدهند، به مدیریت معدن اجازه میدهد تا در صورت خطرناک شدن شرایط، بلافاصله منطقه را تخلیه یا تهویه را تقویت کند. این عصر جدید از «معدنکاری هوشمند»، نوری از امید در تاریکی معادن تابانده است.
۱۲. وضعیت بیماری در دنیای امروز
شاید تصور کنید ریه سیاه متعلق به دوران سیاه و سفید تاریخ است، اما متاسفانه این بیماری در حال بازگشت است. در سالهای اخیر، آمار مبتلایان در مناطقی مثل آپالاچی آمریکا و برخی مناطق استرالیا دوباره رو به افزایش گذاشته است. دلیل این امر، حفاری در لایههای نازکتر زغالسنگ است که باعث میشود دستگاههای غولپیکر مقدار بیشتری از سنگهای سیلیسی اطراف را خرد کنند. این «ریه سیاه مدرن» بسیار سریعتر و در سنین پایینتر کارگران را از پا در میآورد. این یک زنگ خطر جدی برای سازمانهای بهداشتی جهانی است.
در کشورهای در حال توسعه، وضعیت به مراتب وخیمتر است. معادن غیررسمی و کوچک که هیچ نظارتی بر آنها نیست، همچنان قربانی میگیرند. مبارزه با ریه سیاه در دنیای امروز، نیازمند یک اراده جهانی برای جایگزینی سوختهای فسیلی با انرژیهای پاک و همچنین اعمال استانداردهای سختگیرانه در تمام معادن جهان است. تا زمانی که زغالسنگ سوزانده میشود، سایه ریه سیاه بر زندگی کسانی که آن را استخراج میکنند سنگینی خواهد کرد. گیکهای محیطزیست و سلامت عمومی معتقدند که پایان عصر زغالسنگ، تنها راه قطعی برای ریشهکن کردن این تراژدی تنفسی است.
جمعبندی نهایی
بیماری ریه سیاه، گواهی تلخ بر بهایی است که انسان برای پیشرفت صنعتی پرداخته است. این بیماری ناشی از استنشاق طولانیمدت غبار زغالسنگ، نه تنها بافت ریه را به ویرانهای سیاه و صلب تبدیل میکند، بلکه زندگی هزاران کارگر را در اوج توانمندی به خفگی و ناتوانی میکشاند. اگرچه پیشرفتهای علمی و قوانین ایمنی در قرن اخیر گامهای بلندی برای مهار آن برداشتهاند، اما ظهور نمونههای جدید بیماری نشان میدهد که غفلت از ایمنی و طمع صنعتی هنوز هم میتواند جان انسانها را به خطر اندازد. درک این بیماری، فراتر از یک دانش پزشکی، یک ضرورت اخلاقی برای حمایت از کسانی است که در دشوارترین شرایط، چرخهای تمدن ما را به حرکت درآوردهاند.











سلام از دیدنتان خوشحال شدم به کشکول ما هم سر بزن اگر مایل بودی با هم تبادل لینک داشته باشیم
سلام دکتر جان
عوضش کن که برزیل 3 تا کوبید البته با حئاقل نفرات.
سلام دکتر جان
فقط آرژانتین مطمئنم که می بره شک نکنید
راستی ما یه جابجایی آدرسی داشتیم
سلام
وبلاگ گروهی همکاران گروه پزشکی با کوتاه نوشته های خواندنی و زیبا افتتاح شد. لطفا لینکش رو بذارید:
¤خط خوردگی صحیح است¤
http://medlog.blogsky.com/
گذشته از اینکه من زنده ام ! آرژانتین میبره !
البته گل قشنگی بود.حیف نیست کوپاآمریکاراباملت های آسیامقایسه کنیم؟
سلام دوست و همکار عزیز.
وبلاگ خوبی دارید و همینطور پر محتوی.
اگر مایل به تبادل لینک با ما بودید میتوانید ابتدا وبلاگ ما را با نام (.:نقاب عشق:.) در لینکستان خود قرار داده و سپس به ما فقط ازطریق آدرس
http:// http://www.lovemask.ir/Post-59.ASPX
اطلاع دهید که شمارا لینک کنیم.
با تشکر نقاب عشق…
با همه وجود امیدوارم آرژانتین برنده شه.این برزیلیا خیلی پررو شده اند.جام جهانی واسشون بس نبود p:
یک بار دگر‘ گفتمت از بود ونبود…
یک بار دگر‘ خواندمت از هرچه که بود…
یک بار دگر عالم گستاخی ما …
پر شدزشرار همه کس ‘هرکه که بود…
ناز تو تماشایی ومن ‘غرق سجود…
اینک تو ظلام تنهایی ومن‘ عاشق نور!
وبلاگ تخصصی نظرسنجی فارسی افتتاح شد.
لطفاً برای پاگرفتن این پروژه به همراه دوستان و خانواده تشریف بیاورید و در نظرسنجی های آن شرکت کنید.
http://iranpoll.blogspot.com
سلام . من از طرفدارای پر و پا قرص برزیلم . ولی امسال آرژانتین فوق العاده قویه و فکر کنم که قهرمان بشه . ( البته امیدوارم که برزیل اول بشه !!! )
سلام دکتر مجیدی عزیز
اول بگم آرژانتینیته !
دوم بگم اگر ما رو هم جزو دوستانتان در بخش لینک ها بدانید خیلی خوشحال میشم
ممنون
میلاد
گل رحمان که قشنگ تر بود
برزیل همین الان هم به زور آمده بالا…صد در صد آرژانتین برنده میشه. البته بگم که من طرفدار هیچ کدوم نیستم.
مسی واقعا داره پا جای مارادونا میزاره! هم هزار نفر را دریبل میزنه، هم با دست گل میزنه، این آخریه هم که شاهکار بود!
گل مسی فوق العاده بود، به قول عادل فردوسی پور یه گل چیپ ولی بسیار دقیق ، از گلهای دیدنی بود
چون حتما خیلی فوتبالی نیستن :دی
به نظر من آرژانتین می بره ولی همیشه برزیل جلو آرژانتین خوب نتیجه گرفته . در ضمن گل واقعا قشنگی بود .