بازی کیت بلانشت در نقش جود کوئین در فیلم I’m Not There (2007) | آوانگارد، شبیه، موسیقایی، هنجارشکن، خاص

تماشای یک بازیگر زن در نقش یکی از بزرگ‌ترین نمادهای موسیقی معاصر جهان بدون شک اتفاقی هیجان‌انگیز و در عین حال مخاطره‌آمیز است. آشنایی با این اثر و تحلیل بازی کیت بلانشت (Cate Blanchett) در نقش جود کوئین می‌تواند یکی از موارد افزاینده دانش سینمایی و هنری شما باشد. در این مقاله می‌خواهیم ببینیم که چگونه این بازیگر توانست مرزهای جنسیتی و بیوگرافی‌های کلیشه‌ای را در سینما جابه‌جا کند. آیا واقعا انتخاب یک زن برای ایفای نقش دوره میانی زندگی باب دیلن (Bob Dylan) انتخابی صرفا تبلیغاتی بود یا یک ضرورت هنری عمیق؟ چرا منتقدان بازی او را بهترین بخش این اثر آوانگارد می‌دانند؟ با ما همراه باشید تا زوایای مختلف این نقش‌آفرینی خاص و موسیقایی را بررسی کنیم.

فهرست مطالب

۱. شناسنامه فیلم و داستان کلی

فیلم سینمایی من آنجا نیستم (I’m Not There) محصول سال ۲۰۰۷ میلادی به کارگردانی تاد هاینز (Todd Haynes) است. این اثر که ساختاری کاملا تجربی و غیرمتعارف دارد با نویسندگی تاد هاینز و اورن موورمن به نگارش درآمده است. در این فیلم بازیگران بزرگی همچون کیت بلانشت در نقش جود کوئین، کریستین بیل، هیث لجر، ریچارد گی‌یر، بن ویشاو و مارکوس کارل فرانکلین به ایفای نقش پرداخته‌اند که هر کدام جنبه‌ای از شخصیت چندوجهی باب دیلن را بازی می‌کنند. داستان فیلم بازخوانی متفاوتی از دوره‌های مختلف زندگی باب دیلن خواننده و ترانه‌سرای افسانه‌ای است که در قالب شش پرتره و شخصیت مجزا با نام‌های متفاوت روایت می‌شود.

داستان بخش جود کوئین که بلانشت نقش او را بازی می‌کند به اواسط دهه شصت میلادی بازمی‌گردد. زمانی که دیلن از موسیقی فولک سنتی فاصله گرفت و با گیتار الکتریک به روی استیج رفت که این کار موجب خشم هواداران قدیمی‌اش شد. جود کوئین تحت فشار شدید رسانه‌ها، تورهای خسته‌کننده اروپایی و اتهامات خیانت هنری قرار دارد. او در مسیر فروپاشی عصبی قرار گرفته و تلاش می‌کند با مصرف مواد مخدر و رفتارهای سرد و بدبینانه با واقعیت پیرامونش مقابله کند. این فیلم بر خلاف بیوگرافی‌های سنتی به دنبال نمایش واقعیت تاریخی نیست بلکه احساسات درونی و تناقضات روحی این هنرمند را به تصویر می‌کشد.

۲. مفهوم و ایده پشت این انتخاب آوانگارد

انتخاب یک زن برای ایفای نقش مردی که نماد نسل معترض آمریکا است در ابتدا تعجب همگان را برانگیخت. تاد هاینز ایده عجیبی در سر داشت؛ او می‌خواست تضاد و بیگانگی دیلن با دنیای پیرامونش را از طریق بیگانگی فیزیکی بازیگر نشان دهد. کیت بلانشت گزینه‌ای عالی برای به تصویر کشیدن این مفهوم انتزاعی بود زیرا او می‌توانست ویژگی‌های دوگانه‌ای را وارد نقش کند. این انتخاب به خوبی توانست نشان دهد که دیلن در آن دوره چقدر شکننده و در عین حال تهاجمی بوده است. این ایده آوانگارد ثابت کرد که جنسیت می‌تواند در خدمت مفهوم هنری اثر تغییر کند.

در واقع جود کوئین نشان‌دهنده دوره‌ای است که دیلن از تعریف شدن توسط دیگران امتناع می‌کرد. انتخاب یک زن به عنوان بازیگر این بخش به صورت نمادین نشان داد که هویت این موسیقیدان چقدر خارج از دسته‌بندی‌های معمول جامعه بوده است. بلانشت با بازی خود نشان می‌دهد که جود یک تندیس مینیاتوری از اضطراب زمانه خویش است. این هنجارشکنی هنری باعث شد که مخاطب به جای تمرکز بر شباهت‌های ظاهری سطحی به عمق معنای انزوای هنرمند پی ببرد. این نگرش نوآورانه در تحلیل سینمای مدرن به عنوان یک نقطه عطف شناخته می‌شود.

۳. ترنسفورمیشن فیزیولوژیک و فیزیکی بلانشت

برای تبدیل شدن به جود کوئین بلانشت دست به یک دگرگونی بدنی و فیزیکی بسیار شدید زد. او موهای خود را به سبک نمادین دیلن در سال ۱۹۶۶ فر کرد و عینک آفتابی تیره معروف او را به چشم زد. همچنین او برای اینکه فرم بدنی ظریف و تکیده دیلن در آن سال‌ها را بازسازی کند از جوراب‌های ضخیم و لباس‌های گشاد مردانه استفاده کرد تا برجستگی‌های زنانه بدنش کاملا پنهان شود. حرکات دست، نحوه سیگار کشیدن و حتی خمیدگی شانه‌های او به قدری دقیق بازسازی شده بود که بیننده در دقایق اول فراموش می‌کرد در حال تماشای یک زن است.

این ترنسفورمیشن فراتر از گریم ساده بود و به نوعی بازتعریف فیزیکالیسم در بازیگری به شمار می‌رفت. بلانشت اعتراف کرده است که برای درک بهتر سنگینی بدن دیلن در آن دوران وزن خود را کاهش داد و تمرینات مداومی برای تغییر مرکز ثقل بدنش انجام داد. راه رفتن سریع، عصبی و نامتعادل او در فیلم به خوبی آشفتگی ذهنی کاراکتر را بازتاب می‌دهد. این کاریکاتور فیزیکی خلاقانه باعث شد که کاراکتر جود کوئین به یکی از شبیه‌ترین بازسازی‌های تاریخ سینما از دیلن تبدیل شود هرچند که توسط یک زن بازی شده بود.

۴. عبور از مرزهای جنسیتی در بازیگری مدرن

نقش‌آفرینی بلانشت در این اثر جرقه‌ای برای بحث‌های تئوریک پیرامون نظریه کوییر و مطالعات جنسیتی در سینما شد. او بدون اینکه تلاش کند صدای خود را به شدت بم و مردانه کند یا رفتارهای اگزجره مردانه از خود نشان دهد توانست جوهره مردانگی خاص دیلن را زنده کند. این بازی نشان داد که جنسیت در اجرای هنری یک ماسک یا پرفورمنس است که بازیگر توانا می‌تواند آن را به تن کند. بلانشت مرزهای سنتی نقش‌های زنانه و مردانه را شکست و استانداردی جدید در متد اکتینگ تعریف کرد.

این رویکرد مدرن اثبات کرد که برای نمایش حقیقت یک شخصیت تاریخی نیازی به تطابق جنسیتی نیست. بازی او تفسیری روان‌شناختی از یک روح آشفته ارائه داد که فراتر از تعاریف دوگانه زن و مرد بود. منتقدان سینما معتقدند که بلانشت با این بازی راه را برای بازیگران دیگر هموار کرد تا بتوانند بدون محدودیت‌های جنسیتی نقش‌های پیچیده را انتخاب کنند. این انعطاف‌پذیری هویت هنری بلانشت را به عنوان یکی از جسورترین بازیگران نسل خود تثبیت کرد.

۵. جادوی صدا و لحن جود کوئین

یکی از درخشان‌ترین ابعاد بازی بلانشت در این فیلم کنترل بی‌نظیر او بر روی لحن و طنین صدایش است. صدای او دارای یک خش خاص و لرزش دائمی است که خستگی ناشی از مصرف مواد و تورهای بی‌پایان را تداعی می‌کند. او لحن تند، کنایه‌آمیز و پاسخ‌های فی‌البداهه دیلن در مصاحبه‌های مطبوعاتی‌اش را به زیبایی بازسازی کرده است. شیوه‌ای که او کلمات را ادا می‌کند سرشار از بی‌تفاوتی و در عین حال هوشیاری پنهان است که مخاطب را مجذوب خود می‌سازد.

او برای دستیابی به این صدا تمرینات صوتی فشرده‌ای را با مربیان صداگذاری انجام داد تا بتواند بدون آسیب زدن به تارهای صوتی‌اش آن خش غلیظ را تولید کند. این لحن منحصربه‌فرد در صحنه‌هایی که جود با خبرنگاران بریتانیایی بحث می‌کند به اوج خود می‌رسد. دیالوگ‌های سریع و گزنده او با آن لحن خمارگونه ترکیبی از کمدی سیاه و تراژدی انسانی را خلق می‌کند. این استفاده هوشمندانه از صداگذاری شخصی نشان‌دهنده درک عمیق او از تکنیک‌های بازیگری صوتی است.

۶. واکنش خود باب دیلن به این نقش‌آفرینی

باب دیلن همواره به عنوان شخصیتی مرموز و کم‌حرف شناخته می‌شود که به ندرت درباره فیلم‌هایی که پیرامونش ساخته می‌شوند اظهار نظر می‌کند. با این حال گزارش‌های متعددی وجود دارد که نشان می‌دهد او از فیلم تاد هاینز رضایت داشته است. گفته می‌شود که دیلن به خصوص بازی کیت بلانشت را تحسین کرده و آن را نزدیک‌ترین تصویر به احساس درونی خودش در آن سال‌های پرآشوب دانسته است. این تایید غیررسمی برای بلانشت و تیم سازنده فیلم ارزش بسیار زیادی داشت.

دیلن که خود همواره از هویت‌های ثابت فراری بوده است از این رویکرد تکه‌تکه فیلم به شدت استقبال کرد. اینکه یک زن بخش مهمی از زندگی او را بازی کند با روحیه ضدسیستم و هنجارشکن خود دیلن همخوانی داشت. این اثر توانست به جای بازگویی خاطرات خسته‌کننده حقیقت روان‌شناختی دیلن را لمس کند. تایید دیلن نشان داد که هاینز و بلانشت توانسته‌اند روح واقعی این اسطوره موسیقی را بدون سقوط در دام کلیشه‌ها زنده کنند.

۷. کارگردانی تاد هاینز و فضاسازی مونوکروم

بخش مربوط به جود کوئین در فیلم به صورت سیاه و سفید فیلم‌برداری شده است که ادای احترامی آشکار به مستند مشهور نگاه نکن به پشت سرت (Dont Look Back) ساخته دی.ای. پنی‌بیکر است. تاد هاینز با استفاده از نورپردازی‌های پرکنتراست و زوایای دوربین متحرک فضایی کلاستروفوبیک و اضطراب‌آور ایجاد کرده است. بلانشت در این قاب‌های مونوکروم با پوست رنگ‌پریده و لباس‌های تیره خود مانند یک نقاشی اکسپرسیونیستی متحرک به نظر می‌رسد.

کارگردانی هاینز به بلانشت اجازه داد تا در فضایی کاملا فرم‌گرایانه حرکت کند. دوربین او غالبا روی چهره بلانشت زوم می‌کند تا جزییات کوچک بازی او مانند لرزش لب‌ها یا نگاه‌های مضطربش را ثبت کند. این هماهنگی کامل بین بازیگر و کارگردان اتمسفری را خلق کرده که حس مستندگونه و در عین حال رویابین این بخش را تقویت می‌کند. فضاسازی سیاه و سفید به خوبی تنهایی عمیق جود را در میان هیاهوی طرفدارانش به نمایش می‌گذارد.

۸. ماهیت هنجارشکن و ساختار غیرخطی فیلم

من آنجا نیستم یک فیلم زندگی‌نامه‌ای سنتی نیست بلکه یک کولاژ هنری از مفاهیم و نمادها است. ساختار غیرخطی فیلم مخاطب را مجبور می‌کند تا قطعات پازل شخصیت دیلن را خودش در کنار هم بگذارد. پرتره جود کوئین با بازی بلانشت هسته اصلی این ساختار هنجارشکن را تشکیل می‌دهد. در این بخش زمان و مکان در هم می‌آمیزند و مرز بین واقعیت و توهم از بین می‌رود که این امر بازتاب‌دهنده ذهن پر از تنش کاراکتر است.

این ساختار آوانگارد به بلانشت آزادی عمل داد تا فراتر از محدودیت‌های روایت‌های خطی بازی کند. او می‌توانست در یک لحظه خشن و در لحظه بعد به شدت آسیب‌پذیر باشد بدون اینکه نیازی به توجیه دراماتیک سنتی داشته باشد. این رویکرد به مخاطب مدرن اجازه می‌دهد تا دیلن را به عنوان یک ایده و یک جریان هنری تجربه کند نه فقط به عنوان یک سلبریتی قدیمی. بازی بلانشت در این ساختار شاهدی بر قدرت بازیگری درام‌های مدرن است.

۹. روانشناختی شخصیت جود کوئین در بحران هویت

از منظر روان‌شناختی جود کوئین در وضعیت بحران هویت حاد قرار دارد. او از یک سو می‌خواهد هنرمندی مستقل باشد و از سوی دیگر جامعه او را به عنوان سخنگوی یک نسل می‌خواهد. بلانشت این تضاد درونی را با ظرافت بی‌نظیری به تصویر می‌کشد. او نشان می‌دهد که چگونه جود از ماسک بی‌تفاوتی برای پنهان کردن ترس‌هایش استفاده می‌کند. رفتارهای تهاجمی او با رسانه‌ها در واقع یک مکانیسم دفاعی در برابر فروپاشی روانی است.

این بازی روان‌شناختی نشان‌دهنده تنهایی هنرمند در قله شهرت است. بلانشت به خوبی حس بیگانگی فردی را که توسط مخاطبانش درک نمی‌شود به تصویر می‌کشد. جود کوئین می‌داند که تغییر سبک موسیقی‌اش به قیمت از دست دادن هوادارانش تمام می‌شود اما او این آزادی هنری را به پذیرش کورکورانه ترجیح می‌دهد. این مبارزه درونی جوهره اصلی بازی درخشان بلانشت در این فیلم است.

۱۰. بازخورد جوایز بین‌المللی و جایگاه کیت بلانشت

نقش‌آفرینی خیره‌کننده بلانشت تحسین گسترده منتقدان جهانی را به همراه داشت. او برای این نقش نامزد جایزه اسکار بهترین بازیگر نقش مکمل زن شد و جوایز معتبر متعددی از جمله گلدن گلوب و جام ولپی جشنواره فیلم ونیز را از آن خود کرد. منتقدان بازی او را یکی از جسورانه‌ترین و موفق‌ترین تلاش‌های یک بازیگر زن برای ایفای نقش یک شخصیت مرد در تاریخ سینما دانستند.

این موفقیت‌ها جایگاه بلانشت را به عنوان یکی از نوابغ بازیگری نسل خود تثبیت کرد. منتقدان نوشتند که او نه تنها باب دیلن را تقلید نکرده بلکه روح هنری او را بازآفرینی کرده است. این نامزدی‌ها و جوایز نشان داد که جامعه سینمایی ارزش این ریسک بزرگ هنری را درک کرده است. امروزه بازی او در این فیلم به عنوان یک کلاس درس بازیگری تدریس می‌شود.

۱۱. حقایق نایاب و پشت صحنه جالب نقش

یکی از حقایق جالب درباره این نقش این است که بلانشت ابتدا به دلیل سختی کار مایل به پذیرش آن نبود اما پس از گفتگو با تاد هاینز متقاعد شد که این چالش را بپذیرد. همچنین گفته می‌شود که او در طول فیلم‌برداری اصرار داشت که حتی در پشت صحنه نیز با نام جود صدا زده شود تا تمرکزش به هم نخورد. او برای درک بهتر حس دیلن ساعت‌ها به نوارهای صوتی مصاحبه‌های قدیمی او گوش می‌داد.

واقعیت جالب دیگر این است که گریم او هر روز بیش از سه ساعت طول می‌کشید تا تمام جزییات پوستی و مویی او شبیه دیلن شود. او حتی برای پنهان کردن فیزیک زنانه خود از پروتزهای خاصی در لباس‌هایش استفاده می‌کرد. این تلاش‌های پشت صحنه نشان‌دهنده تعهد بی‌نظیر این بازیگر به نقش‌هایش است که نتیجه آن نقشی ماندگار در تاریخ سینما شد.

۱۲. تاثیر این بازی بر آینده فیلم‌های بیوگرافی

بازی کیت بلانشت در نقش جود کوئین استانداردهای ژانر بیوگرافی (Biopic) را برای همیشه تغییر داد. پیش از این فیلم‌های بیوگرافی بر اساس تقلیدهای وفادارانه ظاهری ساخته می‌شدند اما این بازی نشان داد که انتقال حس درونی شخصیت بسیار مهم‌تر از شباهت فیزیکی صرف است. این اثر راه را برای رویکردهای تجربی‌تر و انتزاعی‌تر در سینمای زندگینامه‌ای هموار کرد.

امروزه کارگردانان بیشتری تمایل دارند تا برای نقش‌های تاریخی از بازیگران بدون توجه به محدودیت‌های جنسیتی یا نژادی استفاده کنند. میراث بازی بلانشت در واقع آزادی هنری بیشتر برای بازیگران و فیلم‌سازان است. او نشان داد که هنر بازیگری فراتر از واقعیت‌های بیولوژیک است و می‌تواند حقایق عمیق‌تری از روح انسان را آشکار سازد.

جمع‌بندی نهایی

ایفای نقش جود کوئین توسط کیت بلانشت در فیلم من آنجا نیستم فراتر از یک بازیگری ساده، یک بیانیه هنری آوانگارد و هنجارشکن بود. او با عبور از مرزهای جنسیتی و فیزیکی توانست بحران هویت و آشفتگی روحی باب دیلن را در یکی از حساس‌ترین دوره‌های زندگی‌اش به تصویر بکشد. این نقش‌آفرینی ماندگار نشان داد که سینمای تجربی زمانی که با نبوغ بازیگری همراه شود می‌تواند مفاهیم پیچیده انسانی را به زیباترین شکل ممکن بازتعریف کند و استانداردهای جدیدی برای فیلم‌های بیوگرافی آینده خلق نماید.

سوالات متداول

۱. چرا در این فیلم چند بازیگر نقش باب دیلن را بازی کرده‌اند؟
تاد هاینز قصد داشت ابعاد گوناگون و تغییرات مداوم شخصیتی باب دیلن را در طول زندگی‌اش نشان دهد. او معتقد بود هیچ بازیگر واحدی نمی‌تواند تمام این جنبه‌های متناقض را به تنهایی بازی کند. به همین دلیل شش بازیگر متفاوت برای نمایش شش دوره و مفهوم مختلف از زندگی او انتخاب شدند. این تصمیم خلاقانه به فیلم هویتی کاملا منحصر‌به‌فرد و ساختارشکن بخشید.
۲. آیا کیت بلانشت برای این نقش آواز هم خوانده است؟
خیر او در فیلم به اجرای لب‌خوانی بر روی ترانه‌های اصلی باب دیلن پرداخته است. تمرکز اصلی بلانشت بر روی بازسازی حرکات فیزیکی، ژست‌ها و لحن گفتاری دیلن در کنسرت‌ها و مصاحبه‌ها بود. موسیقی‌های استفاده شده در بخش او آثار اورجینال دیلن یا بازخوانی‌های تایید شده بودند. این کار به حفظ اصالت موسیقایی فیلم کمک شایانی کرد.
۳. جود کوئین نماینده کدام دوره از زندگی باب دیلن است؟
این شخصیت نماینده سال‌های ۱۹۶۵ و ۱۹۶۶ یعنی دوران جنجالی الکتریک شدن موسیقی دیلن است. در این دوره او با انتقادات شدید طرفداران موسیقی فولک روبرو شد که او را متهم به فروختن اصول خود می‌کردند. این دوران سرشار از تنش‌های روحی، خستگی مفرط و تقابل شدید با رسانه‌ها بود. بلانشت این بحران‌های هویت و شهرت را به تصویر می‌کشد.
۴. واکنش منتقدان به بازی یک زن در نقش یک نماد موسیقی مرد چه بود؟
اکثر منتقدان بازی کیت بلانشت را درخشان‌ترین و قانع‌کننده‌ترین بخش فیلم توصیف کردند. آن‌ها توانایی او در عبور از کلیشه‌های جنسیتی و رسیدن به جوهره درونی دیلن را ستودند. مجلات سینمایی معتبر این بازی را یک شاهکار در زمینه متد اکتینگ معرفی کردند. این بازخوردهای مثبت منجر به جوایز متعددی برای او شد.
۵. چه چالش‌های فیزیکی برای بلانشت در این نقش وجود داشت؟
او ناچار بود برای پنهان کردن اندام زنانه خود از لباس‌های بسیار تنگ و قالب‌بندی‌های خاص استفاده کند. همچنین تغییر دائمی مرکز ثقل بدن برای شبیه‌شدن به راه رفتن دیلن چالش فیزیکی بزرگی بود. او باید ساعت‌ها با صدای خش‌دار صحبت می‌کرد که فشار زیادی به حنجره‌اش وارد می‌کرد. گریم سنگین روزانه نیز از دیگر سختی‌های این پروژه بود.
۶. آیا این فیلم یک مستند است یا کاملا داستانی؟
این فیلم یک اثر کاملا داستانی و تجربی با الهام از زندگی واقعی باب دیلن است. اگرچه بسیاری از رویدادها و دیالوگ‌ها از واقعیت گرفته شده‌اند اما نام‌ها و ساختار روایی تخیلی هستند. فیلم بیشتر شبیه به یک سفر شاعرانه به درون ذهن هنرمند است تا روایت تاریخی مستند. این رویکرد به فیلمساز آزادی هنری بی‌نظیری بخشید.
۷. چرا بخش مربوط به جود کوئین سیاه و سفید فیلم‌برداری شد؟
این تصمیم برای شبیه‌سازی فضای مستندهای واقعی دهه شصت میلادی گرفته شد. تصاویر سیاه و سفید حس نوستالژی و در عین حال تلخی و انزوای جود را تشدید می‌کردند. تاد هاینز می‌خواست از این طریق کنتراست شدیدی میان دنیای درونی هنرمند و شلوغی‌های بیرونی ایجاد کند. این استایل بصری به شدت مورد تحسین منتقدان قرار گرفت.
دکتر علیرضا مجیدی
دکتر علیرضا مجیدی
پزشک، نویسنده و بنیان‌گذار وبلاگ «یک پزشک»
دکتر علیرضا مجیدی، نویسنده و بنیان‌گذار وبلاگ «یک پزشک».
با بیش از ۲۰ سال نویسندگی «ترکیبی» مستمر در زمینهٔ پزشکی، فناوری، سینما، کتاب و فرهنگ.
باشد که با هم متفاوت بیاندیشیم!

14 دیدگاه

  1. من که متاسفانه یاخوشبختانه این فیلم را دیدم و اگه قرار باشه فیلم اکران بشه در حد 30 دقیقه و اون هم بصورت صامته!!!
    ولی اگه فیلم اکران بشه من بیلیتش را میخرم و پاره میکنم تا مدیون نباشم.
    ضمناً هرکی این فیلم را بدون سانسور نیبنه هیچ چیزی از این فیلم نمیفهمه.
    این قنون کپی رایت نمیدونم چرا مخصوص ایرانه؟!! من خودم فیلم مرد عنکبوتی را 5روز بعد از اولین اکران از اینترنت گرفتم و دیدم!(تازه من توی ایرانم)
    البته منکر حقوق اینها نیستم ولی چرا باید فیلمی ساخت که اکران نخواهد شد؟! پس این فیلمها فقط بدرد شبکه قاچاق میخورند(و آگاه کردن مردم)
    با تشکر

  2. آقا یه نفر پیش بیفته تا یک حساب خارج از کشور برای آقای مهرجویی بوجود بیاد تا ما بتونیم هزینه فیلم دانلود شده رو بدیم. ما که تو خارج از ایران بهر حال نمی تونیم تو سینما این فیلمو ببینیم خوب چه بهتر حالا که دانلود کردیم هزینشو میدیم. اجرایی است؟!

  3. چرا ما باید هزینه celebrity شدن این همه خواننده و بازیگر (بعضا مزخرف) و سایر عوامل چسبیده به این صنایع پول ساز را بدهیم؟؟؟ یک نقاش ماهر چندین ماه روی یک تابلو وقت می گذارد قیمتش میشود بیست سی هزار دلار… نه دویست هزار دلار… آن وقت یک خواننده چل و چپل از یک آلبومش چندین میلیون دلار درآمد دارد.. یا یک بازیگر…!

  4. تا زمانی که اوضاع مجوز گرفتن و کیفیت سینماها به صورت اسف بار کنونی باشد.
    من به شخصه حاضرم که فیلم را دانلود کنم و در منزل ببینم و هزینه را به شکل مستقیم به حساب تهیه کننده بریزم .
    به نظر بنده تعداد افرادی که مایلند از این روش یک فیلم خوب را ببینند کم نیستند این کار اگر پا بگیرد قطعا شدنی است .
    همان طور که تا امروز تعداد بسیاری به ویکی پدیا کمک مالی کرده اند و می کنند مطمئنا در مورد سینما نیز افراد بسیاری حقوق هنرمندان را رعایت خواهند کرد.
    برای استفاده از یک کار ارزشمند اخلاق حکم می کند حقوق پدید آورنده را رعایت کنیم و مطمئن باشید هرگز ، هیچ قانونی نخواهد توانست جلوی انتشار غیر رسمی یک اثر هنری را بگیرد .
    پس بیایید اخلاق را دوباره زنده کنیم و نوش داروی اخلاق را به خورد جامعه تشنه هنر بدهیم .

  5. جهت اطلاعتون باید بگم که سنتوری به دست خود عوامل فیلم بیرون اومد .تا مردم ببینن. چون با وضعی که هست عمرا اکران نمیشد…شما اگه جای کارگردان و تهیه کننده بودین چی کار میکردین؟؟؟

  6. خوب وقتی کار به دانلود کردن می رسه باید دنبال سرنخ بگردیم و مگر غیر از اینکه از داخل خود دست اندرکاران فیلم “لو” می ره و وقتی کار به اینجا رسید دیگر کنترل ناپذیراست و با توجه به افراد دارای اخلاق (با مرام )که بعلل گوناگون این حرکت برایشان ضد ارزش و ضد اخلاقی است بقیه آحاد ملت چی؟ببخشید آقای دکتر خیلی وقته که کار از این حرفها گذشته……..

  7. معلومه این فیلمها توسط چه افرادی پخش میشه…همونایی که نقاب رو تو بازار سیاه آوردند…..برای اینکه فروش احتمالی رو بشکونن….تا حالا از خودتون پرسیدید چرا نسخه غیر مجاز اخراجیها بیرون نیومد؟؟؟ با این همه سر وصدا ؟؟؟؟

  8. آقایان جامعه آزاد و باز (open source )این حرف ها دیگه را بر نمی دارد
    به نظر من تنها راه حل این مشکل این است که تهیه کننده گان این فیلم ها رو به کسب درآمد غیر مستقیم به نمایند و دیگه عهد شاه وزوز تمام شده که بخواهند برای یک تماشای یک فیلم از خلق کلی پول بگیرند
    اگر کار ها رو حساب بود هیچ وقت کار به اینجا نمی کشید چرا چون بازیگر پول کلان می خواهد (غلط میکند) تهیه کننده سود کلان می خواهد (غلط میکنه) رئیس تماشاخونه پول کلان می خواهد . ارشاد برای
    دادن مجوز پول کلان می خواهد (ای منافقان از خدا بی خبر) فیلم هامون
    که الحمدالله فقط جنبه سرگرمی دارد نه معنایی نه ارزش فرهنگی اجتماعی و……. هیچی . انوقت انتظار دارن ملت برای دیدن یک نفر
    و یک بار 1500 و 2000 خرج رو دست جیب خالی بزاره و هی بگه حلوا
    ولی چون با همین پول می شه کاری کرد که 2 و 3 فیلم با کیفیت را چند نفر چند بار ببینند اون با لذت بیشتر کار بهتر میکنه هر چند اشتباه و ناصحصیح . ما به جای اینکه هر وقت تقی به توقی خورد
    برای حل این مشکل راه اساسی در نظر بگیرم متوسل زور و قانون
    میشیم به خدا اگر همه رعایت هم را بکنند این اتفاق ها نمی افتد
    برای چی باید مردم نقش پر کردن این جیب های سوراخ را بازی
    کند . یک راه حلی که به نظر من می رسه اینه که تهیه کنندگان
    سایت های را افتتاح کنند که امکانات را در آن قرار بدهند که افراد
    در کنار انجام آن عملیات بتواند به ازای پاداش یا جایزه یا ….. فیلم
    را به صورت رایگان دریافت کند و هزا تا راه درست دیگه همه چیز
    شدنی است . یاد مون باشه قانون از جبر بر می آید و تا حدی
    می تواند بعد از آن قدرت ازش از دست می دهد راه حلی جواب
    می دهد که از دل وبرای همه باشد. ومن الله توفیق

  9. شما نظر خودتونو بیان کردید، حالا نوبت این رسیده که بنده -یعنی سیّد امین- نظرمو بیان کنم.
    به نظر بنده تنها راه مقابله با استفاده های غیر قانونی و رعایت نکردن کپی رایت، پایین آوردن قیمت محصولات می باشد، وقتی ارزان باشه، کسی به خودش زحمت نمیده که بشینه فیلم سنتوری (به عنوان مثال) رو دانلود کنه، در صورتی که می تونه اونو به قیمت 500 تومن از سوپر مارکت سر کوچشون بخره.
    یا اگر میکروسافت محصول آفیس رو حداقل نصف قیمت الان بده، علاوه بر فروش بیشتر، کاربرای بیشتری رو به خودش جذب می کنه.
    نظر بنده این بود، ممنون میشم اگر اونو تایید کنید

  10. salam
    motmaen bashid age mahdoodyat vared beshe taze hackerhaye iran ke 70% karbarane internet iran ke hamashoon hackeran mian ye hali be hameye hesaba midan .
    na?????
    man khodamam mitoonam in karo bokonam vali nemikonam choon gonahe va harame.

  11. سلام از آقای مهرجویی باید احوال پرسید که از پخش فیلم جلوگیری کردن بعدش وسط جشنواره پخش میشه از کجا؟ خدا میدونه توسط کی؟خدا میدونه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
[wpcode id="260079"]