تفاوت بین عنوان و موضوع چیست و چرا یکی نیستند؟
دانستن تفاوت بین عنوان و موضوع برای هر کسی که با دنیای کلمات سر و کار دارد کاربردی و حتی حیاتی است. در این مقاله میخواهیم ببینیم تفاوت بین عنوان (Title) و موضوع (Subject) دقیقاً کجاست و چرا نویسندگان تازهکار این دو را با هم اشتباه میگیرند. آیا واقعاً فرقی میکند که ما به چه اسمی مطلبمان را منتشر کنیم؟ گفته میشود که یک عنوان خوب میتواند سرنوشت یک محتوا را تغییر دهد اما آیا موضوع قوی به تنهایی کافی نیست؟ در پی آن هستیم که با بررسی دقیق این دو مفهوم، مرز بین کلیت و جزئیت را مشخص کنیم.
بسیاری از افراد تصور میکنند که داشتن یک ایده خوب برای نوشتن یعنی کار تمام شده است. اما واقعیت این است که موضوع فقط ماده خام کار شماست و عنوان همان ویترینی است که مشتری را به داخل مغازه میکشاند. آیا درست است که میگویند محتوای عالی بدون عنوان جذاب هرگز دیده نمیشود؟ این پرسشی است که در طول این متن به آن پاسخ خواهیم داد. بیایید با هم مرور کنیم که چگونه یک گیک محتوا بین این دو تفکیک قائل میشود تا بیشترین بهره را از سئو و جذب مخاطب ببرد.
فهرست مطالب
- موضوع؛ ظرف بزرگی که محتوا را در خود جای میدهد
- عنوان؛ قلابی برای شکار ذهن مخاطب خسته
- ریشههای تاریخی؛ از کتیبههای سنگی تا نوتیفیکیشن گوشی
- تکامل در عصر دیجیتال؛ وقتی الگوریتمها قضاوت میکنند
- روانشناسی کلیک؛ پشت پرده یک عنوان جذاب چیست؟
- اشتباهات مهلک در انتخاب عنوانهای کلیشهای
- ارتباط با سئو؛ کلمات کلیدی در خدمت موضوع یا عنوان؟
- تاکتیکهای نوین برای بهروزرسانی محتوای قدیمی
- سوءبرداشتهای رایج؛ آیا عنوان همان نام کتاب است؟
- مثالهای کاربردی برای درک بهتر تفاوتها
- زاویه دید فنی؛ متادیتاها و تاثیر آنها بر درک موضوع
- نقش هوش مصنوعی در تفکیک مفهوم از کلمات
- بازتاب در رسانهها؛ وقتی یک عنوان دنیا را تکان میدهد
- سناریوی عملی؛ چگونه از یک موضوع ده عنوان بسازیم؟
- آیندهنگری؛ فراتر از کلمات در دنیای محتوا
موضوع؛ ظرف بزرگی که محتوا را در خود جای میدهد
موضوع در واقع همان قلمروی وسیعی است که شما تصمیم گرفتهاید در آن قدم بزنید و بنویسید. وقتی میگویید در مورد «نجوم» مینویسید، در واقع موضوع (Subject) کار خود را مشخص کردهاید که بسیار گسترده است. موضوعات معمولاً انتزاعی هستند و نمیتوانند به تنهایی کنجکاوی مخاطب را برای خواندن یک متن طولانی تحریک کنند. در واقع موضوع به ما میگوید که محتوا درباره «چیست» اما اشارهای به «چگونه بودن» آن نمیکند. برای اینکه یک موضوع به مقاله تبدیل شود، باید آن را به بخشهای کوچکتر و ملموستر تقسیم کرد.
عنوان؛ قلابی برای شکار ذهن مخاطب خسته
عنوان دقیقاً همان چیزی است که به صورت مستقیم با احساسات و نیازهای لحظهای خواننده ارتباط برقرار میکند. اگر موضوع را یک جنگل در نظر بگیریم، عنوان همان تابلوی راهنمایی است که به یک درخت خاص اشاره دارد. عنوانها باید خاص، دقیق و دارای وعدهای مشخص برای خواننده باشند تا او را متقاعد به کلیک کنند. در دنیای پرسرعت امروز، عنوان وظیفه دارد در کمتر از دو ثانیه ارزش افزوده مطلب را به مخاطب بفهماند. بدون یک عنوان هوشمندانه، بهترین محتواها هم در اقیانوس بیکران اینترنت غرق خواهند شد و هرگز به دست مصرفکننده واقعی نمیرسند.
ریشههای تاریخی؛ از کتیبههای سنگی تا نوتیفیکیشن گوشی
در گذشتههای دور، موضوعات بیشتر به شکل شفاهی منتقل میشدند و نیازی به عنوانهای پر زرق و برق نبود. با اختراع چاپ، اهمیت تفکیک موضوع از عنوان برای دستهبندی کتابها در کتابخانههای بزرگ دوچندان شد. فیلسوفان کلاسیک معمولاً موضوعات خود را در قالب نامهای سادهای مثل «جمهور» یا «اخلاق» ارائه میدادند. اما با ظهور روزنامهنگاری زرد در قرن نوزدهم، عنواننویسی به یک هنر مستقل برای فروش بیشتر نسخههای کاغذی تبدیل شد. امروزه این تکامل به اوج خود رسیده و ما در عصر نوتیفیکیشنها (Notifications) زندگی میکنیم که در آن عنوانها باید کوتاهتر و برندهتر باشند.
در واقع تاریخ نشان میدهد که هر چه دسترسی به اطلاعات راحتتر شده، دقت در انتخاب عنوان هم بالاتر رفته است. در دوران رنسانس، یک کتاب میتوانست عنوانی به طول یک پاراگراف داشته باشد که تمام محتوا را شرح میداد. اما انسان مدرن دیگر حوصله خواندن مقدمههای طولانی را ندارد و به دنبال لقمههای آماده است. به همین دلیل است که امروزه عنواننویسی به یک تخصص در بازاریابی محتوا تبدیل شده است. ما از سادگی مطلق به سمت پیچیدگیهای روانشناختی در انتخاب کلمات حرکت کردهایم.
تکامل در عصر دیجیتال؛ وقتی الگوریتمها قضاوت میکنند
در دنیای امروز، دیگر فقط انسانها نیستند که عنوان شما را میخوانند، بلکه خزندههای گوگل هم به آن توجه دارند. موضوع مقاله شما از طریق برچسبها و دستهبندیها درک میشود، اما عنوان مستقیماً بر نرخ کلیک (CTR) تاثیر میگذارد. الگوریتمهای جدید گوگل مثل «برت» (BERT) سعی میکنند تفاوت بین یک عنوان فریبنده و یک موضوع واقعی را درک کنند. اگر عنوان شما با موضوع داخل متن همخوانی نداشته باشد، خیلی زود توسط الگوریتمها جریمه خواهید شد. اینجاست که مهندسی کلمات به کمک سئو میآید تا تعادلی بین جذب انسان و راضی کردن ربات ایجاد کند.
روانشناسی کلیک؛ پشت پرده یک عنوان جذاب چیست؟
مغز انسان به صورت غریزی به دنبال حل معما و پر کردن شکافهای اطلاعاتی است که در عنوان ایجاد میشود. وقتی عنوانی مینویسید که سوالی را در ذهن ایجاد میکند، مخاطب را در وضعیت «کنجکاوی فعال» قرار میدهید. موضوعات به تنهایی فاقد این نیروی محرکه هستند چون معمولاً خبری و خنثی به نظر میرسند. برای مثال «تغذیه سالم» یک موضوع است که کسی را هیجانزده نمیکند، اما «چرا سیب میتواند دشمن دندان شما باشد؟» یک عنوان است. این تفاوت در نحوه ارائه، باعث ترشح دوپامین در مغز مخاطب میشود و او را وادار به واکنش میکند.
استفاده از اعداد و کلمات قدرتمند در عنوان، لایههای عمیقتری از روانشناسی فرد را هدف قرار میدهد. انسانها عاشق لیستها هستند چون حس نظم و پیشبینیپذیری به آنها میدهد که در موضوعات کلی وجود ندارد. همچنین استفاده از کلمات منفی مثل «هرگز» یا «اشتباهات» معمولاً بیشتر از کلمات مثبت باعث جلب توجه میشود. ما به طور ناخودآگاه از ضرر کردن میترسیم و میخواهیم بدانیم چه چیزی را نمیدانیم. به همین دلیل است که عنوانهای حاوی هشدار معمولاً نرخ تبدیل بالاتری نسبت به موضوعات آموزشی ساده دارند.
اشتباهات مهلک در انتخاب عنوانهای کلیشهای
بسیاری از نویسندگان تنبل، موضوع خود را عیناً به عنوان بخش عنوان کپی میکنند که این یک فاجعه برای سئو است. نوشتن عنوانی مثل «گزارش سفر به شمال» برای مخاطبی که شما را نمیشناسد، هیچ جذابیتی ندارد و کاملاً گنگ است. اشتباه دیگر، استفاده از عنوانهای بسیار طولانی است که در نتایج جستجو به صورت ناقص نمایش داده میشوند. همچنین وعدههای دروغین یا همان کلیکبیت (Clickbait) های زرد، شاید در کوتاه مدت کلیک بگیرند، اما اعتبار برند شما را نابود میکنند. باید یاد بگیرید که عنوان باید صادقانه اما در عین حال باهوش و وسوسهانگیز طراحی شود.
ارتباط با سئو؛ کلمات کلیدی در خدمت موضوع یا عنوان؟
در استراتژیهای مدرن، موضوع محتوا باید حول محور یک خوشه کلمه کلیدی (Keyword Cluster) شکل بگیرد تا تخصص شما را نشان دهد. اما در عنوان، شما باید کلمه کلیدی اصلی را در نزدیکترین حالت به ابتدای جمله قرار دهید. موضوع به گوگل میگوید که شما در چه زمینهای مرجع هستید، اما عنوان به کاربر میگوید که این دقیقاً همان پاسخی است که دنبالش میگشت. استفاده از کلمات کلیدی دمدراز (Long-tail Keywords) در عنوان، راهی عالی برای تفکیک موضوعات عمومی از نتایج اختصاصی است. توازن بین این دو، کلید موفقیت در رتبهبندیهای بالای موتورهای جستجو محسوب میشود.
بهترین راه این است که ابتدا موضوع را بر اساس نیاز بازار و حجم جستجو انتخاب کنید و سپس برای آن چندین عنوان مختلف تست کنید. ابزارهای جدید به ما اجازه میدهند تا ببینیم کدام ساختار عنوانی بیشترین تعامل را ایجاد میکند. گاهی جابجا کردن یک ویرگول در عنوان میتواند نتیجه را به کلی تغییر دهد. نباید فراموش کرد که موضوعات ثابت میمانند اما عنوانها میتوانند با توجه به ترندهای روز تغییر کنند. یک گیک سئو همیشه میداند که عنوان باید برای انسان نوشته شود و برای ربات بهینهسازی گردد.
تاکتیکهای نوین برای بهروزرسانی محتوای قدیمی
یکی از ترفندهای عالی در مدیریت محتوا، تغییر عنوان بدون دست زدن به موضوع اصلی مقاله در پستهای قدیمی است. با این کار شما به محتوای «تین» (Thin Content) خود جانی دوباره میدهید و آن را به صدر نتایج برمیگردانید. موضوع ثابت میماند اما با تغییر عنوان به چیزی که با نیازهای سال ۲۰۲۶ سازگار است، نرخ کلیک را افزایش میدهید. مثلاً مقالهای با موضوع «امنیت سایت» را میتوانید به عنوانی مثل «۵ پروتکل امنیتی که در سال جدید اجباری شدهاند» تغییر دهید. این کار باعث میشود گوگل تصور کند محتوای شما کاملاً تازه و بهروز شده است بدون اینکه نیاز به بازنویسی کامل باشد.
سوءبرداشتهای رایج؛ آیا عنوان همان نام کتاب است؟
در دنیای نشر سنتی، نام کتاب اغلب به موضوع اشاره دارد و گاهی اوقات بسیار استعاری انتخاب میشود. اما در وب، عنوان باید صریح باشد و نباید اجازه دهیم خلاقیت شاعرانه مانع از درک سریع محتوا شود. برخی فکر میکنند عنوان حتماً باید یک جمله کامل باشد، در حالی که گاهی یک عبارت کوتاه و کوبنده تاثیر بیشتری دارد. موضوع نباید در عنوان پنهان شود، بلکه باید با زبانی سادهتر و جذابتر بازتعریف شود. اشتباه گرفتن این دو باعث میشود که نویسنده در دام کلیگویی بیفتد و مخاطب هدفش را در میان کلمات مبهم گم کند.
خیلی از دوستان میپرسند که آیا میشود عنوان را بعد از انتشار عوض کرد یا نه؟ پاسخ مثبت است، به شرطی که پیوند یکتا (Permalink) تغییر نکند تا اعتبار سئو از دست نرود. تغییر عنوان میتواند یک تست ساده برای فهمیدن سلیقه مخاطبان شما باشد. موضوع مقاله شما مثل ریشه درخت است و عنوان مثل میوههای آن که در هر فصل میتواند متفاوت باشد. اگر میوهای جذاب نباشد، کسی به ریشه درخت شما هم اهمیتی نمیدهد. پس همیشه سعی کنید بین ثبات موضوعی و پویایی عنوانی یک تعادل هوشمندانه برقرار کنید.
مثالهای کاربردی برای درک بهتر تفاوتها
بیایید چند مثال زنده را بررسی کنیم تا تفاوتها کاملاً در ذهن شما حک شود. فرض کنید موضوع ما «قهوه» است؛ این کلمه به تنهایی هیچ جذابیتی برای کلیک ندارد. اما عنوان «چگونه در خانه قهوهای مثل باریستاهای حرفهای دم کنیم؟» مستقیماً یک نیاز را هدف قرار میدهد. یا موضوع «کاهش وزن» را در نظر بگیرید که هزاران مقاله برای آن وجود دارد. عنوانی مثل «تجربه من از کم کردن ۵ کیلو وزن در یک هفته بدون رژیم سخت» بسیار شخصیتر و جذابتر است. در اینجا موضوع ثابت است اما عنوانها هستند که باعث تمایز میشوند.
زاویه دید فنی؛ متادیتاها و تاثیر آنها بر درک موضوع
از نظر فنی، موضوع مقاله معمولاً در تگهای دستهبندی و هدرهای داخلی (H2, H3) پخش میشود تا ساختار محتوا حفظ شود. اما عنوان اصلی در تگ H1 و تگ Title قرار میگیرد که اولین نقاط تماس با دنیای بیرون هستند. متادیسکریپشن (Meta Description) در واقع پلی است که موضوع را به عنوان متصل کرده و جزئیات بیشتری ارائه میدهد. اگر این مثلث (موضوع، عنوان، توضیحات) به درستی چیده شود، موتورهای جستجو به راحتی متوجه ارزش محتوای شما میشوند. عدم هماهنگی بین این بخشهای فنی میتواند باعث گیج شدن هوش مصنوعی گوگل و افت رتبه سایت شما شود.
یک نکته ظریف دیگر این است که عنوان نباید بیش از حد طولانی باشد تا در موبایل به درستی نمایش داده شود. موضوع میتواند پیچیده باشد، اما نمایش آن در قالب عنوان باید با در نظر گرفتن محدودیتهای پیکسلی انجام گیرد. استفاده از کاراکترهای خاص در عنوان میتواند توجه بصری ایجاد کند اما در موضوع تاثیری ندارد. برای یک گیک، کدنویسی درست این تگها به اندازه خودِ نوشتن متن اهمیت دارد. همیشه قبل از انتشار، ظاهر عنوان خود را در شبیهسازهای نتایج جستجو بررسی کنید تا مطمئن شوید همه چیز عالی است.
نقش هوش مصنوعی در تفکیک مفهوم از کلمات
امروزه هوش مصنوعی (AI) میتواند بر اساس یک موضوع ساده، دهها عنوان جذاب و متفاوت برای شما تولید کند. ابزارهایی مثل چتجیپیتی (ChatGPT) درک عمیقی از تفاوت بین این دو پیدا کردهاند و میتوانند لحنهای مختلفی را پیشنهاد دهند. با این حال، هوش مصنوعی هنوز در درک ظرافتهای فرهنگی و طنزهای خاص در عنواننویسی گاهی دچار خطا میشود. موضوعات علمی توسط ماشینها بهتر درک میشوند، اما عنوانهای انسانی که با عواطف بازی میکنند هنوز در انحصار نویسندگان خلاق است. استفاده هوشمندانه از AI برای ایدهپردازی و سپس بازنویسی انسانی، بهترین استراتژی در سال ۲۰۲۶ محسوب میشود.
بازتاب در رسانهها؛ وقتی یک عنوان دنیا را تکان میدهد
در تاریخ رسانه، بارها پیش آمده که یک موضوع تکراری با یک عنوان جنجالی تبدیل به یک جریان اجتماعی شده است. مستندهایی که موضوعات محیطزیستی دارند، اغلب با عنوانهایی اکران میشوند که حس ترس یا امید را در مخاطب بیدار میکنند. در کتابهای پرفروش، گاهی نویسنده ماهها وقت صرف میکند تا فقط عنوان نهایی را از دل موضوع اصلی بیرون بکشد. سینما هم از این قاعده مستثنی نیست و نام یک فیلم (عنوان) میتواند تعیینکننده موفقیت آن در گیشه باشد. موضوع ممکن است یک داستان تکراری باشد، اما عنوان است که به آن هویت مستقل میبخشد.
سینماگران بزرگ میدانند که عنوان باید کنجکاویبرانگیز باشد و تمام داستان را لو ندهد. موضوع شاید «جنگ» باشد، اما عنوانی مثل «اینک آخرالزمان» ابعاد فلسفی جدیدی به آن موضوع کلی اضافه میکند. در دنیای یوتیوب هم، تامنیلها (Thumbnails) و عنوانها در کنار هم وظیفه دارند موضوع ویدیو را به جذابترین شکل ممکن بفروشند. این نشان میدهد که در هر رسانهای، تفکیک بین محتوای درونی و نام بیرونی یک اصل اساسی است. قدرت کلمات در عنوان میتواند حتی بر قضاوت نهایی مخاطب نسبت به موضوع هم اثر بگذارد.
سناریوی عملی؛ چگونه از یک موضوع ده عنوان بسازیم؟
بیایید یک تمرین گیکپسند انجام دهیم: فرض کنید موضوع ما «برنامهنویسی پایتون» است. برای مخاطب مبتدی: «چگونه در ۲۴ ساعت اولین کد پایتون خود را بنویسید؟». برای مخاطب حرفهای: «بهینهسازی حافظه در پایتون؛ ترفندهایی که هیچجا نمیخوانید». برای سئو: «آموزش پایتون از صفر تا صد به زبان ساده». برای ایجاد ترس: «چرا یاد نگرفتن پایتون در سال ۲۰۲۶ یک ریسک بزرگ شغلی است؟». همانطور که میبینید، موضوع یکی است اما هر عنوان یک بخش متفاوت از بازار هدف را نشانه میرود.
آیندهنگری؛ فراتر از کلمات در دنیای محتوا
در آیندهای نزدیک، شاید عنوانها به صورت داینامیک و بر اساس علایق هر کاربر تغییر کنند. موضوع مقاله ثابت میماند، اما هوش مصنوعی عنوانی را به شما نشان میدهد که میداند شما به آن واکنش مثبت نشان میدهید. این یعنی شخصیسازی (Personalization) در بالاترین سطح ممکن که مرزهای سنتی عنواننویسی را جابجا خواهد کرد. ما باید یاد بگیریم محتوایی تولید کنیم که موضوعی عمیق و استوار داشته باشد تا در برابر این تغییرات ظاهری دوام بیاورد. عنوان همیشه اولین لایه است، اما موضوع است که مخاطب را تا انتهای متن با شما همراه نگه میدارد.
سوالات متداول (FAQ)
جمعبندی نهایی
درک تفاوت بین عنوان و موضوع نه تنها یک مهارت فنی برای سئو، بلکه یک ضرورت در روانشناسی ارتباطات است. موضوع، پیریزی و اسکلتبندی دانش شما را تشکیل میدهد، در حالی که عنوان، نمای بیرونی و دعوتنامهای برای ورود مخاطب به دنیای افکار شماست. نویسندهای که بتواند موضوعی عمیق را در عنوانی ساده و فریبنده بستهبندی کند، برنده بازی محتوا در عصر دیجیتال خواهد بود. به یاد داشته باشید که محتوا برای خوانده شدن تولید میشود و بدون یک عنوان هوشمندانه، عمیقترین موضوعات هم در بایگانیهای فراموششده اینترنت خاک خواهند خورد. پس همواره برای ساختن قلابهایی که به ریشههای مستحکم موضوعی وصل هستند، وقت کافی صرف کنید.








سلام بر شما
چقدر کامنتهای این پست عالیه.
تازه اینجا دلیل برتری اپل را با وجود 10 عیب عنوان شده درک کردم.
نمیدونستم فقط به پوست انسان حساسه یا سیستم عاملش مکینتاش هست و اینکه تحولی بعنوان نسل 4 موبایل.
همینطور اینکه نمیدونستم تا حالا نتونستن برای مکینتاش 1 ویروس درست حسابی بنویسن.
هم از شما بخاطر این پستتون ممنونم هم از دوستانی که با کامنتاشون کلی مطلب یادم دادن.
سلام
گوشی آیفون wlan ,wi-fi داره که خیلی عالیه !
benazare man appel enghelabi dar goshi karde
be nazare sotode ehteram mizaram ama bayad bedoni ke appel yek tuch screene estesnaei dare ke faghat ba poste ensan kar mikone na ba chize dige yan hasas be feshar nist ta too dasteton nagirin nemitoonin hesesh konin va az yek compani nabayad entezar dashte bashin ta narm afzaraye companiye reghibo dar khodesh begonjoone.
این همراه سیب که من دیدم یه چیز جدید و تازه اس (که منو بد جوری خراب خودش کرده)پس باید با مشکلات و عیبایی همراه باشه
عزتی زیاد سخت نگیر
در یک کلام هیاهو برای هیچ
سلام، حالا که پای صحبت به میکروسافت کشیده شد بهتره راجع به ویستا هم نوشته بشه. من یه لپ تاپ گرفتم با ویندوز رجیستر شده. با کلی انتظار از ویستا! اما….!
واقعا ویستا جز یک ظاهر نسبتا مدرن چی داره؟ اگر از دید یک کاربر عام نگاه کنید (یعنی حدود چند صد میلیون نفر!) چیزی جز همون ساختار معمول ویندوز چی میشه دید؟! ساختاری که با افزایش حجم اطلاعات کاربرها در زمان حاضر بسیار دست و پاگیر شده. چرا برای سازماندهی اطلاعات باید اینهمه درگیر فولدر و فایل و …بود ؟!! آیا راه بهتری وجود نداره؟ بطور مثال یک سری نرم افزار عالی هست برای مدیریت Information، واقعا میکروسافت از اینها خبر نداره ؟ (من از یکیش استفاده میکنم)
لطفا سیستم سرچ آینده ویستا را پیشنهاد نکنید. همین الان قبل از هر گونه نصب نرم افزار، ۸ گیگ فضا گرفته وای به حال بعدا.
شاید همین مسال است که عطش آدم رو برای Apple زیاد میکنه. چون دست کم میشه ازش انتظار حل این مشکلات رو داشت!
فکر می کنم با توجه به اینکه این روزها اکثر موبایل ها قابلیت پخش فایل های ام پی تری رو دارن، دیگه کم کم دوره ام پی تری پلیرها داره تموم می شه. اپل هم با توجه به این موضوع برای اینکه همراه با آی پاد به تاریخ نپیونده، دست به کار شده تا امکانات موبایل رو به آی پاد اضافه کنه. در نتیجه فکر نمی کنم بتونه به سادگی با شرکت های پرتجربه سازنده موبایل رقابت کنه.
در مورد صفحه لمسی هم: دوربین های فیلمبرداری سونی از 2-3 سال پیش دارای صفحه لمسی هستند.
azizan agar faghat chand rooz ba yek apple mac osx kar konid digar hichwaght soragh microsoft nemirid man alaan agar akharin model yeki az pehtarin laptop haie donia ra ba akharin windowes be man bedan man hazer nistam ba ye apple mac awaz konam lazem be goftan ke in harf ra bana be tajrobeh mizanam man IT manager ye moasseseh hastam ba bish az 120 PC wa laptop ke faghat 20 ta az inha apple mac hastand har hafteh ba windows ha moshkele khasi daram ke bayad baraye karbaran hal konam ama be joraat begam har 3-4 mah ham nemiram soragh mac ke oshkeli hal konam khodam ham dar manzel 1 DELL inspiron 9400 ba vista ultimate daram ham 1 mac book pro wa hargez az mac be windows nemiram
من واقعا تاسف می خورم که یه همچین آدم های بی سوادی کامنت می نویسن که P990 با iPhone مقایسه می کنند و انقدر بی اطلاعاتن که ویندوز با مکینتاش مقایسه میکنند قابل توجه دوستان اولا محترم iphone یه جورایی نسل چهارم موبایل یا سل فون که به اصطلاح Multi Thuch نام کذاری شده یعنی تمام حرکات دست شما به اضافه جاذبه زمین رو حس می که … دوما باید بدونید که مکینتاش تنها سیستم عاملی تو دنیاست که تقریبا میشه گفت ویروس نتونستن براش بنویسن … پس خواهشن درباره چیز هایی که نمیدونید حرف نزنید
ویندوز کپی ناقص و بسیار ضعیفی از سیستم عامل مکینتاشه! این رو موقعی درک می کنین که یکی از نسخه های مکینتاش (هر چند قدیمی) رو دیده باشین. بعد از اون نمی تونین با ویندوز کار کنین.
صفحه لمسی چیز جدیدی نیست که هنوز شرکت های دیگه سراغش نرفته باشند.بلکه خیلی وقته که صفحه لمسی وجود داره.در حال حاضر گوشی های سونی اریکسون مدل p990,w950و چند مدل دیگه هم صفحه لمسی داره که الان خیلی رایج شده تازه امکانات جالبی داره که حتی با N95 نوکیا در رقابته.به نظر من p990 سونی اریکسون بهترین گوشی حال حاضر بازاره.من که ازش خیلی راضیم.p990 در سال 2005 وارد بازار شد.
جناب دکتر ممنون از لطفتون در خصوص لینک آپولو
ببخشید که این رو اینجا می نویسم. اما دلم طاقت نیاورد. دوست خوبم برنا پور حسین اولین آپولوی ایرانی رو نوشته اگر مایل بودید در موردش مطلبی بنویسید و یا در لینکدونیتون قرار بدید باعث افتخار همه ماست. لینک بالاترینش رو براتون میزارم.http://balatarin.com/permlink/2007/9/8/1127050
به نظر من که همیشه مایکروسافت اوله .
حالا از آی پاد بگذریم برای سیستم عامل MAC OS X خودشو بکشه هم به پای ویندوز مایکروسافت نمی رسه.
حیف که مایکروسافت تو ایران دفتر نداره ! ( افسوس )
همیشه باید برای بعضی چیزها بهای مارک مربوطه را هم پرداخت، مثلا در صنعت خودرو، کمپانی فورد همواره ماشینهایی به بازار ارائه میکند، نسبت به همردههای خود گرانتر هستند و شخصی که این ماشین را خریده مثلا میتونه جلوی یک هیوندای سوار پز مارک ماشینش را بده و کاری نداره که برای کیفیت مشابه و گاه پایینتر قیمتی بیشتر پرداخته! اما گاهی هم پیش میاد که این بهای بیشتر یک آسودگی خاطر به همراه داره، مثلا وقتی یکی از محصولات صوتیتصویری سونی را میخری، میدانی که با پرداخت مقداری بیشتر، مشکلات احتمالی الجی را ندارد.
حالا نمیدانم که آیفون پز دادن افراد را ارضا میکنه یا کیفیت برتری نسبتبه دیگران داره یا هردو، که البته هر کدامشان میتوانند برای افراد مختلف شرطی کافی باشند.
شرمنده که طولانی تر از متن یادداشت شد.
دکتر جان:
حقیقت اینه که آیفون مشکلات زیادی داره.اما علت اینهمه اقبال به ایفون به خاطر الانش نیست.ایفون به معنی واقعی تحولی هست در دنیای موبایل و اینترنت. اپل ثابت کرده وارد یک میدان نمیشه مگر اینکه ایدهای داره.من فکر میکنم ایفون هیچ وقت نمیتونه بازار بزرگی رو قبضه کنه.اما صد در صد بر روی تمام بازار اثر میگذاره.نمونههاش رو هم که تو این چند وقت دیدیم.
ایفون به تنهایی میتوه موفقیت ایپاد را در دنیای موبایلها تکرار کنه.من فکر میکنم که شرکتهای فروش موبایل باید بیشتر از این نگران ایفون باشند
به نظرم آیفون توی محصولات اپل یه استثنائه،از این نظر که چیز تقریباً به درد نخوریه!
این اپل هر چی محصول زده تا حالا همش با هیاهو میفروشتش
مثلا iPod هیچی نداره، جنسای چینی با یک دهم قیمت این ف امکاناتشون از این بیشتره و قشنگتر هم هستن، یا iMac یا iBook
وقتی نگاه میکنی میبینی که این اپل یه شرکت پوچ هست که فقط داره مثلا این رو گسترش میده که شما iPod رو به خاطر iPod بودنش میخرین نه امکانات !
پاسخ : دیگه اینطورها هم نیست. آیپادش واقعا حرف نداره. هواداران واقعی محصولاتش کم نیستن. سر و صدا کردن و تبلیغات گسترده هم خودش یه نوع هنره. چرا مایکروسافت نتونسته برای zune به اندازه آیپاد تبلیغ کنه؟
چون هم کیفیت لازم را نداشته و هم هنر تبلیغ اپل را.
Nokate jalebi ro eshare kardid. Fekr mikonam hameye inha hoshe dastandarkarane Apel ro miresoone. Rasti Apel $100 Gift Card be kharidarane ghablish mide ke faghat mitoonan az mahsoolate Apel kharid konan na jaye digeie. Baz ham zerangi! chon Taghriban hich chize zire $100 nist ke bekharan va majbooran kolli roo card begzaran va bad kharid konan :-) Smart
na doktor jan Apple havasesh jame ,bekasaee ke ghablan iphone ro geroon kharidan 100$ naghd nemide, gofte bian gift card 100 dollari begiran va ba oon faghat az forooshgahhaye apple mitoonan kharid konan va chon aksare chizaye apple az 100$ geroon tare darnahayat be nafeshoon mishe!
پاسخ : خیلی ممنون ، حق با شماست. اصلاح شد.