بازی خواکین فینیکس در نقش آرتور فلک در فیلم Joker (2019) | روانی، رنجور، جنونآمیز، تراژیک، تکاندهنده
تماشای فروپاشی روانی یک انسان در قاب سینما میتواند تجربهای بهشدت تکاندهنده باشد. در این میان بازی خواکین فینیکس (Joaquin Phoenix) در فیلم جوکر محصول سال ۲۰۱۹ یکی از ماندگارترین پرفورمنسهای تاریخ سینما را رقم زد. این بازی نهتنها تحسین منتقدان را برانگیخت بلکه جوایز معتبر بیشماری از جمله اسکار بهترین بازیگر نقش اول مرد را برای او به ارمغان آورد. در این مقاله میخواهیم بررسی کنیم که چگونه فینیکس توانست شخصیتی رنجور، روانی و در عین حال تراژیک خلق کند که مرزهای جنون را جابهجا کند. آیا این بازی واقعاً یک شاهکار بینقص بود یا بازتابی از آشفتگیهای جامعه مدرن؟ بیایید با هم به اعماق تاریک ذهن آرتور فلک سفر کنیم.
فهرست مطالب
- ۱. شناسنامه اثر و معرفی عوامل
- ۲. داستان تراژیک سقوط آرتور فلک
- ۳. تحلیل ابعاد روانی و سایکوز کاراکتر
- ۴. تکنیکهای بدنی و کاهش وزن شدید فینیکس
- ۵. تاثیرات اجتماعی و سیاسی فیلم جوکر
- ۶. موسیقی متن هیلدور گونادوتیر و هماهنگی با بازی فینیکس
- ۷. تفاوتهای آرتور فلک با جوکرهای قبلی سینما
- ۸. جزئیات فنی و بداههپردازیهای فینیکس در صحنهها
- ۹. ریشههای فرهنگی و ادای احترام به سینمای اسکورسیزی
- ۱۰. سوءبرداشتهای جامعهشناختی و جنجالهای زمان اکران
- ۱۱. بازتابهای رسانهای و واکنشهای جهانی
- ۱۲. جنبههای پنهان و اسرار پشت صحنه تولید اثر
۱. شناسنامه اثر و معرفی عوامل
فیلم جوکر (Joker) در سال ۲۰۱۹ به کارگردانی تاد فیلیپس (Todd Phillips) ساخته شد و توانست ژانر ابرقهرمانی را به یک درام روانشناختی تاریک و واقعگرایانه تبدیل کند. فیلمنامه این اثر توسط خود تاد فیلیپس و اسکات سیلور نوشته شد و تهیه کنندگی آن را چهرههای مطرحی چون بردلی کوپر بر عهده داشتند. خواکین فینیکس در نقش اصلی یعنی آرتور فلک ظاهر شد و بازیگرانی چون رابرت دنیرو در نقش موری فرانکلین مجری برنامه تلویزیونی، زازی بیتز در نقش سوفی همسایه آرتور و فرانسیس کانروی در نقش پنی مادر آرتور او را همراهی کردند. فیلمبرداری این اثر بر عهده لارنس شر بود که با استفاده از نورپردازیهای نئونی و کثیف نیویورک دهه هشتاد اتمسفری خفقانآور خلق کرد. این فیلم با بودجهای محدود نسبت به آثار کمیکبوکی توانست بیش از یک میلیارد دلار در سراسر جهان فروش داشته باشد و به یکی از سودآورترین فیلمهای تاریخ سینما تبدیل شود که نشاندهنده ارتباط عمیق مخاطبان با دنیای تاریک آن است.
علاوه بر این موفقیت تجاری، جوکر توانست در بخشهای مختلف جشنوارههای بینالمللی خوش بدرخشد. شیر طلایی جشنواره فیلم ونیز اولین موفقیت بزرگ فیلم بود که مسیر را برای نامزدی در ۱۱ رشته جوایز اسکار هموار کرد. خواکین فینیکس با این نقشآفرینی توانست دومین جایزه اسکار تاریخ را برای ایفای نقش شخصیت جوکر پس از هیث لجر فقید دریافت کند. موسیقی متن سحرآمیز هیلدور گونادوتیر نیز نقش بهسزایی در شکلگیری هویت صوتی فیلم داشت و خود فینیکس بارها اعلام کرد که نواختن این موسیقی در صحنه فیلمبرداری به او در درک عمیقتر حرکات بدنی آرتور کمک شایانی کرده است.
۲. داستان تراژیک سقوط آرتور فلک
داستان فیلم در سال ۱۹۸۱ در شهر خیالی گاتهام جریان دارد که غرق در فقر، بیکاری و زباله است. آرتور فلک مردی میانسال و مبتلا به اختلالات روانی شدید است که به عنوان دلقک خیابانی کار میکند و با مادر بیمارش پنی در آپارتمانی مخروبه زندگی میکند. آرتور آرزو دارد کمدین ایستاده (Stand-up Comedian) شود اما جامعه خشن و بیرحم گاتهام بارها او را تحقیر کرده و مورد ضرب و شتم قرار میدهد. او از یک اختلال عصبی رنج میبرد که باعث میشود در مواقع استرسزا به طور ناخودآگاه و غیرقابل کنترل بخندد که این خندهها اغلب با درد و گریه همراه هستند و اطرافیانش را فراری میدهند. با قطع بودجه خدمات اجتماعی شهرداری، آرتور دیگر نمیتواند داروهای اعصاب خود را دریافت کند و این آغاز سقوط آزاد او به ورطه نابودی است.
نقطه عطف داستان زمانی رخ میدهد که آرتور پس از اخراج از کار و مورد حمله قرار گرفتن در مترو توسط سه کارمند مست والاستریت، با اسلحهای که یکی از همکارانش به او داده بود آنها را به قتل میرساند. این قتلها موجی از اعتراضات ضد سرمایهداری را در شهر برمیانگیزد و مردم با ماسکهای دلقک به خیابانها میآیند. در ادامه آرتور متوجه حقایق هولناکی درباره گذشته خود، فرزندخواندگیاش و آزارهایی که در کودکی توسط شریک زندگی مادرش دیده میشود. این کشفیات آخرین پیوندهای او با واقعیت را قطع میکند و او را به سمت قتل مادرش و در نهایت کشتن موری فرانکلین در پخش زنده تلویزیونی سوق میدهد تا به عنوان نماد آشوب و جنون گاتهام متولد شود.
۳. تحلیل ابعاد روانی و سایکوز کاراکتر
شخصیت آرتور فلک یک مطالعه موردی جذاب در زمینه روانپزشکی و آسیبشناسی روانی است. او از اختلال عاطفی شبهپیازی (Pseudobulbar Affect) رنج میبرد که باعث خندههای غیرقابل کنترل و ناگهانی بدون ارتباط با حس واقعی فرد میشود. فینیکس این خندهها را به گونهای اجرا میکند که تماشاگر درد و رنج فیزیکی پشت آن را احساس میکند. خنده او یک مکانیسم دفاعی نیست بلکه یک شکنجه بیولوژیکی است که تنهایی او را دوچندان میکند. علاوه بر این آرتور علائم واضحی از اسکیزوفرنی، افسردگی بالینی شدید و اختلال شخصیت مرزی را نشان میدهد که همگی به دلیل تروماهای دوران کودکی تشدید شدهاند.
سقوط آرتور به سایکوز (Psychosis) کامل زمانی رخ میدهد که او توهمات خود را با واقعیت اشتباه میگیرد. رابطه عاشقانه او با همسایهاش سوفی کاملاً در ذهن آشفته او شکل گرفته است و کشف این حقیقت شوک بزرگی به بیننده وارد میکند. فینیکس با ظرافت نشان میدهد که چگونه ذهن آرتور برای فرار از تنهایی مطلق دست به ساختن واقعیتهای موازی میزند. قطع داروهای روانپزشکی سیستم عصبی او را به طور کامل متلاشی میکند و جامعه با نادیده گرفتن نیازهای بهداشت روان او عملاً زمینه تولید یک هیولا را فراهم میآورد که این بخش از فیلم نقدی گزنده به سیستمهای درمانی مدرن است.
۴. تکنیکهای بدنی و کاهش وزن شدید فینیکس
یکی از چشمگیرترین جنبههای بازی خواکین فینیکس دگرگونی بدنی شگفتانگیز او بود. او برای بازی در این نقش بیش از ۲۳ کیلوگرم وزن کم کرد تا فیزیکی رنجور، استخوانی و شکننده پیدا کند. دندههای بیرونزده و ستون فقرات خمیده او به خوبی نشاندهنده سالها سوءتغذیه، آزار جسمی و فشار روانی است. فینیکس ادعا کرد که این کاهش وزن شدید نهتنها بر جسم او بلکه بر وضعیت ذهنیاش نیز تاثیر گذاشت و او را به مرز جنون واقعی نزدیک کرد. حرکات بدنی او در طول فیلم شبیه به یک رقص کاتارتیک است که گویی روح آشفتهاش تلاش میکند از زندان تن رها شود.
نوع راه رفتن آرتور سنگین و خسته است اما پس از تبدیل شدن به جوکر حرکات او روان، سبک و ریتمیک میشوند. رقص مشهور او روی پلههای محله برانکس نیویورک نشاندهنده آزادی درونی او از قید و بندهای اخلاقی جامعه است. فینیکس با استفاده از متد اکتینگ (Method Acting) تمام بدن خود را در اختیار نقش قرار میدهد. شانههای افتاده او در ابتدای فیلم و ژستهای پیروزمندانه او در پایان تضاد بصری قدرتمندی ایجاد میکند که گویی ما با دو انسان کاملاً متفاوت روبهرو هستیم که در یک کالبد مشترک زیست میکنند.
۵. تاثیرات اجتماعی و سیاسی فیلم جوکر
فیلم جوکر در بستر یک جامعه در حال فروپاشی روایت میشود و به همین دلیل بازتابهای اجتماعی و سیاسی گستردهای داشت. گاتهام در این فیلم نمادی از شهرهای بزرگ مدرن است که در آن شکاف طبقاتی به اوج خود رسیده و ثروتمندان نسبت به رنج فقرا بیتفاوت هستند. بازی فینیکس به آرتور بعدی انسانی میدهد که باعث میشود مخاطب با وجود جنایتهایش با او همذاتپنداری کند. این همذاتپنداری زنگ خطری را در دنیای واقعی به صدا درآورد زیرا برخی نگران بودند که فیلم کارهای خشونتآمیز افراد منزوی و سرخورده را تطهیر کند.
حرکت دلقکها در فیلم به عنوان یک جنبش اعتراضی علیه سیستم سرمایهداری و نخبگان حاکم به تصویر کشیده میشود. توماس وین پدر بتمن در این نسخه مردی متکبر و بیرحم است که طبقه پایین جامعه را دلقک مینامد. بازی فینیکس در نقش رهبر ناخواسته این جنبش نشان میدهد که چگونه یک فرد مطرود میتواند به نماد عصیان یک توده خشمگین تبدیل شود. در سالهای پس از اکران فیلم ماسک جوکر در بسیاری از اعتراضات واقعی در سراسر جهان از شیلی گرفته تا هنگکنگ به عنوان نمادی از مبارزه با بیعدالتی و ساختارهای قدرت مورد استفاده قرار گرفت.
۶. موسیقی متن هیلدور گونادوتیر و هماهنگی با بازی فینیکس
موسیقی متن فیلم ساخته آهنگساز ایسلندی هیلدور گونادوتیر (Hildur Guðnadóttir) نقشی کلیدی در شکلگیری اتمسفر تاریک و سنگین جوکر ایفا میکند. ملودیهای غمناک و سنگین ساز ویولنسل بازتابی از دردهای درونی و تنهایی آرتور فلک هستند. نکته جالب این است که تاد فیلیپس قطعات موسیقی را پیش از فیلمبرداری در اختیار فینیکس قرار داد. فینیکس در صحنه معروف رقص در دستشویی عمومی پس از اولین قتلهایش بدون هیچ سناریوی از پیش تعیینشدهای و صرفاً با شنیدن موسیقی هیلدور شروع به رقصیدن کرد که یکی از زیباترین صحنههای فیلم را رقم زد.
این هماهنگی بینظیر میان بازیگر و موسیقی باعث شد که حس تعلیق و جنون به شکلی ارگانیک در سراسر فیلم جریان داشته باشد. موسیقی نهتنها پسزمینه کار نیست بلکه به عنوان صدای ذهن آرتور عمل میکند. وقتی آرتور ساکت است موسیقی طوفان درونی او را روایت میکند و با پیشرفت جنون او صداها بلندتر، خشنتر و هماهنگتر با ضربان قلب و تنفس فینیکس میشوند که این موضوع تاثیر حسی فیلم را دوچندان میکند.
۷. تفاوتهای آرتور فلک با جوکرهای قبلی سینما
مقایسه بازی خواکین فینیکس با بازیگرانی چون جک نیکلسون (Jack Nicholson) و هیث لجر (Heath Ledger) اجتنابناپذیر بود. جوکر نیکلسون یک گانگستر کلاسیک کارتونی و فانتزی بود و جوکر لجر یک تروریست آنارشیست کاریزماتیک و باهوش که هیچ گذشته مشخصی نداشت. اما آرتور فلک فینیکس متفاواتترین نسخه است. او نه نقشه جنگی دارد و نه نابغه جنایتکار است. او قربانی بدشانس و بیمار جامعه است که جنونش از روی درماندگی است نه از روی فلسفه آنارشیستی. فینیکس به جوکر واقعگرایی روانی و زمینی بخشید که پیش از اینگزگز هرگز دیده نشده بود.
او برخلاف نسخههای قبلی که از ابتدا هیولاهایی کامل بودند روند تدریجی تبدیل شدن به جوکر را به تصویر میکشد. ما در طول فیلم درد کشیدن او را میبینیم و شاهد فرو ریختن دیوارهای انسانیت او هستیم. آرتور فلک برخلاف جوکرهای دیگر دوست دارد دیده شود و مورد محبت قرار گیرد. تمایل شدید او به جلب توجه موری فرانکلین و مادرش نشاندهنده نیازهای عاطفی سرکوبشدهای است که در نهایت به شکل خشونتی مرگبار فوران میکنند.
۸. جزئیات فنی و بداههپردازیهای فینیکس در صحنهها
خواکین فینیکس به عنوان بازیگری شناخته میشود که به شدت به بداههپردازی معتقد است و خود را در قید و بند فیلمنامه محدود نمیکند. بسیاری از صحنههای کلیدی فیلم جوکر حاصل بداههپردازیهای در لحظه او در سر صحنه بودند. برای مثال صحنهای که آرتور داخل یخچال خانه میرود و در را روی خود میبندد در سناریو وجود نداشت و فینیکس آن را برای نشان دادن بنبست روانی کاراکتر اجرا کرد. همچنین شلیک تصادفی اسلحه به دیوار اتاقش و رقص پس از آن کاملاً بداهه بود که واکنشهای طبیعی و شگفتانگیز او را به نمایش گذاشت.
این آزادی عمل که تاد فیلیپس به فینیکس داد به او اجازه داد تا لایههای عمیقتری از آشفتگی ذهنی آرتور را کشف کند. دوربین لارنس شر نیز همواره آماده بود تا هر حرکت ناگهانی فینیکس را شکار کند. فینیکس در طول فیلمبرداری اصرار داشت که گریم دلقک او کمی نامتقارن و کثیف باشد تا شلختگی ذهنی آرتور را بازتاب دهد. حتی نحوه سیگار کشیدن او و رها کردن دود سیگار نشاندهنده خستگی مفرط و بیتفاوتی او به دنیا است.
۹. ریشههای فرهنگی و ادای احترام به سینمای اسکورسیزی
فیلم جوکر به وضوح تحت تاثیر سینمای دهه هفتاد و هشتاد میلادی به ویژه شاهکارهای مارتین اسکورسیزی (Martin Scorsese) مانند راننده تاکسی (Taxi Driver) و سلطان کمدی (The King of Comedy) قرار دارد. شخصیت آرتور فلک شباهتهای ساختاری زیادی با تراویس بیکل و روپرت پاپکین دارد. هر سه کاراکتر مردانی تنها، منزوی و متوهم هستند که تلاش میکنند در جامعهای بیرحم جایی برای خود پیدا کنند و در نهایت با توسل به خشونت به شهرت میرسند. حضور رابرت دنیرو در جوکر ادای احترامی مستقیم به این آثار کلاسیک است.
اما جوکر این ایدهها را به بستر دنیای امروزی میآورد. فینیکس با بازی خود پلی میان سینمای کلاسیک ضد قهرمانمحور و سینمای مدرن ابرقهرمانی میسازد. او نشان میدهد که چگونه سرخوردگیهای فردی در عصر رسانههای جمعی میتوانند به سرعت به یک پدیده وایرال و خطرناک تبدیل شوند. فضای تاریک گاتهام بازتابی از نیویورک کثیف و ناامن فیلمهای اسکورسیزی است که در آن هر فرد باید برای بقای خود بجنگد و ضعیفترها محکوم به نابودی هستند.
۱۰. سوءبرداشتهای جامعهشناختی و جنجالهای زمان اکران
پیش از اکران جوکر نگرانیهای امنیتی زیادی در ایالات متحده به وجود آمد. برخی از خانوادههای قربانیان تیراندازی سال ۲۰۱۲ در سینمای آرورای کلرادو (که در زمان اکران فیلم بتمن رخ داده بود) به محتوای فیلم اعتراض کردند. منتقدان معترض بودند که فیلم ممکن است الهامبخش جوانان منزوی موسوم به اینسلها (Incels) برای انجام اقدامات خشونتآمیز مشابه شود. ارتش آمریکا و پلیس در برخی شهرها در وضعیت آمادهباش قرار گرفتند و ورود با ماسک دلقک به سینماها ممنوع شد.
با این حال این جنجالها بیشتر ناشی از سوءبرداشت از پیام فیلم بود. جوکر خشونت را تطهیر نمیکند بلکه آن را به عنوان نتیجه مستقیم شکست سیستمهای حمایتی جامعه و بیتوجهی به سلامت روان نشان میدهد. فینیکس در مصاحبههای خود تاکید کرد که مخاطبان باید بتوانند تفاوت بین یک درام روانشناختی و دعوت به خشونت را درک کنند. فیلم در نهایت نشان داد که هنر میتواند آینهای تاریک در برابر مشکلات واقعی جامعه قرار دهد بدون اینکه بخواهد آنها را توجیه کند.
۱۱. بازتابهای رسانهای و واکنشهای جهانی
واکنش رسانهها به فیلم جوکر و بازی فینیکس فراتر از حد انتظار بود. بسیاری از منتقدان بازی فینیکس را یک کلاس درس بازیگری دانستند که استانداردهای جدیدی تعریف کرده است. مجلات معتبر سینمایی مانند امپایر و ورایتی نقدهای ستایشآمیزی نوشتند و فینیکس را با غولهای بازیگری تاریخ مقایسه کردند. فیلم نهتنها گیشه را فتح کرد بلکه به یک پدیده فرهنگی تبدیل شد که در شبکههای اجتماعی بحثهای بیپایانی درباره سلامت روان و نابرابریهای اجتماعی ایجاد کرد.
این فیلم به عنوان اولین فیلم با درجهبندی سنی بزرگسال (R-rated) که توانست به فروش میلیاردی دست یابد ثبت شد. این موفقیت نشان داد که تماشاگران مدرن تشنه داستانهای عمیقتر، جدیتر و چالشبرانگیزتر هستند و دیگر فرمولهای تکراری فیلمهای ابرقهرمانی سنتی پاسخگوی نیازهای آنها نیست. فینیکس با دریافت جوایز گلدن گلوب، بفتا و اسکار به اوج قله افتخارات هنری خود در این سال دست یافت.
۱۲. جنبههای پنهان و اسرار پشت صحنه تولید اثر
تولید فیلم جوکر با چالشهای فنی و خلاقانه زیادی همراه بود. فینیکس در طول فیلمبرداری رژیم غذایی بسیار سختی داشت که شامل سیب و سبزیجات آبپز بود و این موضوع او را از نظر عصبی بسیار تحریکپذیر کرده بود. گفته میشود او گاهی در میانههای فیلمبرداری یک صحنه به دلیل عدم رضایت از بازی خود ناگهان صحنه را ترک میکرد که این رفتار ابتدا باعث نگرانی همکارانش میشد اما تاد فیلیپس به خوبی میدانست که این بخشی از فرآیند فینیکس برای رسیدن به اوج جنون آرتور است.
یکی دیگر از جزئیات جالب دفترچه خاطرات آرتور فلک است. فینیکس خودش بسیاری از نوشتهها، جوکهای بیربط و نقاشیهای وحشتناک داخل این دفترچه را طراحی کرد تا ذهنیت آشفته کاراکتر را به شکل بصری پیاده کند. همکاری نزدیک او با طراح گریم باعث شد که چهره دلقکی او نهتنها ترسناک بلکه غمانگیز به نظر برسد. این جزئیات ریز و پنهان در کنار هم قرار گرفتند تا اثری ماندگار خلق شود که پس از سالها هنوز هم تماشای آن تکاندهنده و تاثیرگذار است.
جمعبندی نهایی
بازی خواکین فینیکس در نقش آرتور فلک در فیلم جوکر فراتر از یک نقشآفرینی ساده بود. او توانست با فداکاری فیزیکی و روانی بینظیر تصویری ملموس و هولناک از تنهایی بشر مدرن و فروپاشی روانی ارائه دهد. این اثر با ترکیب نبوغ بازیگری فینیکس، موسیقی سحرآمیز و کارگردانی هوشمندانه نشان داد که چگونه سینما میتواند مسائل پیچیدهای چون بهداشت روان و شکافهای اجتماعی را به چالش بکشد و اثری خلق کند که تا مدتها در ذهن تماشاگران باقی بماند.










ایول
هدفون عالیه . فقط یه خورده قیمتش گرونه.
این جا یه اشتباهی شده این 2 تا نظز گنده ها! مال من و این”اووووووووووووووووووووووووه” مال من نیست.
اووووووووووووووووووووووووووووووووووووه
چه خبره 400 دلار !
البته اگر بحث موسیقی گوش کردن نباشه و فقط بلاک کردن نویز باشه Ear tip هایی هستن که فقط برای این کار ساخته شدن و گوش رو پر میکنن و از موادی درست میشن که کمترین رسانش صدا رو دارن (قیمتشونم زیر 20 دلاره)
تعجب میکنم که چرا اینجا همه از یه هدفون فقط به عنوان نویز بلاکر استقبال کردن! و اشاره نشد که بعد از حذف این نویز ها گوش کردن به یه موسیقیه با کیفیت چه قدر لذت داره (البته بعید میدونم این هدفون صدای audiophile داشته باشه).
هدفون های noise isolating بهتر از noise cancelling های فوق العاده ی sennheiser و bose کار بلاک کردن نویز رو انجام میدن (تا 36 دسی بل = 95 درصد صدای محیط البته به طور میانگین برای همه ی فرکانس ها) و البته اختلال صدایی هم در کار پخش موزیک ایجاد نمیکنن چون هیچ گونه موجی مثل noise cancelling ها ایجاد نمیکنن و کار بلاک کردن رو به طور فیزیکی انجام میدن.
این هدفون ها که In Ear Monitor یا In Ear Phone هم بهشون میگن در مدل های universal تا 500 دلار قیمت دارن. و مدل های custom fit که سفارشی برای گوش هر شخص ساخته میشود بیشترین سطح بلاک کردن صدا رو ارائه میدن که تا 1200 دلار قیمت دارن.
چیز خوبی اما هرکی بخواد میتونه گوشش رو بگیره و 400 هزار تومن رو خرج خودش کنه.با توجه به عکسهای بالا که دیدم یه بر هم کنش ویرانگر یا مخرب انجام میگیره که باعث میشه صدای ورودی به گوش ما قبل از ورود به گوش ما از بین بره.جالبه!!!
درود
خیلی جالبه ولی جالبتر اینکه حدود ده سال پیش شنیدم که یک جوان ایرانی مقیم خارج از کشور چنین ایدهای را درست کرده حالا چقدر درسته نمیدونم.
باز هم ممنون
شاد باشید
400 دلار نیست. 399.99 دلاره. 1 سنتم یه سنت آقا ;)
رضا جان به شما نه ولی دکتر فکر کنم می خواهد به یکی از بچه ها که اسمش فتحی است یک دونه بده. مگر نه دکتر؟
سوسول بازیه بی خیال !
هوم!!! امسال عید کسی نمی خواد یکی از اینا به من عیدی بده؟ ^_^
نیاز به نصور نداره….میتونی یه دونه MDR-NC22 بخری تا همیشه همرات باشه….عملکردش هم قابل قبوله و تا 75% میتونه صدا های اطراف رو خنثی کنه…قیمتش هم بسیار مناسبه و دور و بر 80 هزار تومان…
پاسخ: ممنون
برای به دست آوردن سکوت 400 دلار به نظر من هم مناسبه…!
شاید باید 400 دلار خرج کنیم تا قدر سکوت رو تشخیص بدیم
حالا آدم خودش میتونه چشمش رو بروی مناظر ناخوشایند ببنده، اما سکوت دست خود آدم نیست. همیشه آرزو میکردم چیزی اختراع شود مثل پلک چشم، اما برای گوش.
من که به همچین چیزی خیلی احتیاج دارم.
از این سیستم توی گوشی خلبانان جتهای جنگنده استفاده میشه