بازی تام هنکس در نقش ریچارد فیلیپس در فیلم Captain Phillips (2013) | معمولی، شجاع، شوکزده، تحتفشار، واقعی
مواجهه یک انسان عادی با شرایط بقا در میان آبهای آزاد و تحت تهدید دزدان دریایی یکی از نفسگیرترین سوژههای سینمای مدرن است. فیلم کاپیتان فیلیپس (Captain Phillips) به کارگردانی پل گرینگرس (Paul Greengrass) در سال ۲۰۱۳ میلادی توانست این تنش واقعی را به شکلی مستندگونه و جذاب به تصویر بکشد. بازی تام هنکس در نقش کاپیتان ریچارد فیلیپس یکی از نقاط قوت اصلی این اثر است که تماشای آن برای هر کس که به دنبال درک سینمای تعلیق و بقای واقعی است ضروری خواهد بود. در این مقاله میخواهیم ببینیم تام هنکس چگونه توانست حس شوک، ترس و شجاعت یک دریانورد معمولی را در شرایط سخت گروگانگیری بازی کند. آیا داستان فیلم با رخدادهای واقعی سال ۲۰۰۹ مطابقت دارد؟ چرا سکانس پایانی این فیلم به عنوان یکی از طبیعیترین نمایشهای ترومای روانی در تاریخ سینما شناخته میشود؟ با ما همراه باشید تا زوایای مختلف این بازی درخشان را کالبدشکافی کنیم.
فهرست مطالب
- ۱. شناسنامه فیلم کاپیتان فیلیپس و عوامل سازنده آن
- ۲. داستان واقعی گروگانگیری کشتی مائرسک آلاباما
- ۳. تحلیل متد بازیگری تام هنکس در نمایش شوک و فشار روانی
- ۴. چالشهای فیلمبرداری روی آب و شرایط سخت تولید فیلم
- ۵. روانشناسی شخصیت کاپیتان فیلیپس و تصمیمات او در بحران
- ۶. رازها و حقایق پنهان پشتصحنه و بازیگران سومالیایی
- ۷. ریشههای ژئوپلیتیک و اقتصادی دزدی دریایی در سومالی
- ۸. تفاوتهای فیلم با واقعیت و ادعاهای خدمه کشتی
- ۹. بازخوردهای رسانهای و موفقیتهای فیلم در فصل جوایز
- ۱۰. مقایسه بازی تام هنکس در نقش فیلیپس با سایر نقشهای بقامحور او
- ۱۱. تحلیل سبک کارگردانی تنشزای پل گرینگرس
- ۱۲. اهمیت سکانس پایانی فیلم و نمایش عریان شوک و تروما
۱. شناسنامه فیلم کاپیتان فیلیپس و عوامل سازنده آن
فیلم کاپیتان فیلیپس در سال ۲۰۱۳ میلادی به کارگردانی پل گرینگرس و نویسندگی بیلی ری (Billy Ray) ساخته شد. این فیلم بر اساس کتاب وظیفه یک کاپیتان (A Captain’s Duty) نوشته ریچارد فیلیپس و استفان تالتی به نگارش درآمده است. تام هنکس در نقش کاپیتان ریچارد فیلیپس بازی میکند و در کنار او برخاد عبدی (Barkhad Abdi) در نقش عبدالولی موسی، رهبر دزدان دریایی سومالی، بازی شگفتانگیزی ارائه داد که وی را نامزد جایزه اسکار بهترین بازیگر نقش مکمل مرد کرد. این اثر مهیج توسط کمپانی کلمبیا پیکچرز توزیع شد و توانست نامزد شش جایزه اسکار از جمله بهترین فیلم و بهترین فیلمنامه اقتباسی شود. فیلمبرداری واقعگرایانه این اثر توسط بری آکروید (Barry Ackroyd) انجام شد که با سبک دوربین روی دست خود حس حضور در مستندهای جنگی را تداعی میکند.
پل گرینگرس که سابقه ساخت فیلمهای پرتنشی چون یونایتد ۹۳ (United 93) را در کارنامه دارد در این فیلم نیز از تکنیکهای واقعگرایانه استفاده کرد. موسیقی متن پرانرژی فیلم توسط هنری جکمن (Henry Jackman) ساخته شد که ضربآهنگ حوادث را به شدت تقویت میکند. فیلمبرداری فیلم عمدتاً در آبهای آزاد مالت و روی یک کشتی باری واقعی انجام شد تا حس خستگی، رطوبت و تکانهای مداوم کشتی به بازیگران منتقل شود. تام هنکس با پذیرش این نقش بار دیگر توانایی خود را در به تصویر کشیدن مردان معمولی در موقعیتهای خارقالعاده به اثبات رساند و یکی از باورپذیرترین بازیهای دهه اخیر خود را ارائه داد.
۲. داستان واقعی گروگانگیری کشتی مائرسک آلاباما
داستان فیلم در آوریل سال ۲۰۰۹ میلادی اتفاق میافتد. کاپیتان ریچارد فیلیپس فرماندهی کشتی باری غیرمسلح مائرسک آلاباما (MV Maersk Alabama) را بر عهده میگیرد که حامل محمولههای کمکی و تجاری به سمت کنیا است. در حین عبور از سواحل شاخ آفریقا کشتی توسط گروهی از دزدان دریایی سومالیایی مسلح تعقیب میشود. فیلیپس با مانورهای هوشمندانه ابتدا تلاش میکند آنها را گمراه کند اما دزدان دریایی به رهبری مردی لاغراندام به نام عبدالولی موسی موفق میشوند از بدنه کشتی بالا آمده و کنترل آن را به دست بگیرند. خدمه کشتی طبق دستورات فیلیپس در موتورخانه پنهان میشوند و سیستم برق کشتی را قطع میکنند.
پس از درگیریهای متعدد در داخل کشتی تاریک، خدمه موفق میشوند موسی را گروگان بگیرند. آنها تلاش میکنند تا با دزدان دریایی معامله کنند؛ موسی را آزاد کرده و در عوض کاپیتان فیلیپس را پس بگیرند. اما دزدان دریایی بدقولی کرده و فیلیپس را سوار بر قایق نجات سرپوشیده و بادی کشتی کرده و فرار میکنند. دزدان دریایی قصد دارند فیلیپس را به سومالی ببرند تا با گرفتن باج کلان آزادش کنند. نیروی دریایی ایالات متحده با اعزام ناوشکنهای جنگی و نیروهای ویژه نیروی دریایی (SEALs) قایق نجات را محاصره میکند. در جریان یک عملیات نجات بسیار حساس و نفسگیر قناصهای نیروی دریایی سه دزد دریایی داخل قایق را هدف قرار داده و کشته و فیلیپس را که در آستانه اعدام قرار داشت نجات میدهند.
۳. تحلیل متد بازیگری تام هنکس در نمایش شوک و فشار روانی
تام هنکس در نقش کاپیتان فیلیپس بازیگری متکی بر خویشتنداری را ارائه میدهد. او یک قهرمان اکشن نیست که با استفاده از سلاح با دشمنان بجنگد بلکه مردی خانوادهدار و حرفهای است که میخواهد خدمه خود را زنده نگه دارد. هنکس این مسئولیت سنگین و ترس فلجکننده را با بازی درونی خود نشان میدهد. او با نگاههای نگران، تکان دادن مضطرب دستانش و تلاش برای حفظ خونسردی در برابر دزدان دریایی جوان و غیرقابلپیشبینی، لایههای عمیقی از ترس واقعی را به نمایش میگذارد.
نکته برجسته بازی او در این است که هرچه زمان میگذرد و او در فضای تنگ و گرم قایق نجات محبوستر میشود بازیاش فیزیکیتر و وحشتزدهتر میشود. هنکس به خوبی خستگی مفرط ناشی از بیخوابی، گرما و کمآبی بدن را به نمایش میگذارد. او با دزدان دریایی صحبت میکند؛ نه از موضع قدرت، بلکه از موضع یک انسان خردمند که میخواهد مانع از شلیک گلولهها شود. این توازن میان ترس شدید شخصی و مسئولیت حرفهای به عنوان کاپیتان کشتی به بازی هنکس اعتبار بالایی میبخشد و مخاطب را کاملا با او همراه میکند.
۴. چالشهای فیلمبرداری روی آب و شرایط سخت تولید فیلم
فیلمبرداری کاپیتان فیلیپس یکی از سختترین تجربههای تولید برای تام هنکس و تیم سازنده بود. پل گرینگرس اصرار داشت که فیلمبرداری در محیط واقعی اقیانوس انجام شود تا حس تعلیق و دریازدگی واقعی باشد. بازیگران و تیم فنی هفتهها را روی کشتی باری واقعی و قایق نجات سرپوشیده سپری کردند. فضای داخل قایق نجات فلزی به شدت گرم، خفهکننده و تنگ بود و تکانهای شدید امواج دریا باعث تهوع و خستگی مفرط بازیگران میشد. هنکس ساعتهای متوالی در این فضای جهنمی در کنار بازیگران سومالیایی تبار کار کرد تا حس کلاستروفوبیا (Claustrophobia) یا ترس از فضاهای تنگ به درستی منتقل شود.
این شرایط سخت فیزیکی به هنکس کمک کرد تا خستگی و درماندگی کاراکتر فیلیپس را بازی نکند، بلکه آن را واقعاً زیست کند. او در مصاحبههایش اشاره کرد که تکانهای مداوم دریا و بوی سوخت موتورها در قایق نجات حس واقعی گیر افتادن در یک تله مرگبار را به او میداد. بری آکروید مدیر فیلمبرداری نیز مجبور بود دوربینهای سنگین را در این فضاهای کوچک هدایت کند که منجر به ایجاد تصاویری متحرک و پراسترس شد. این تعهد فیزیکی کل گروه تولید کیفیت بصری و حسی فیلم را ارتقا داد.
۵. روانشناسی شخصیت کاپیتان فیلیپس و تصمیمات او در بحران
کاپیتان فیلیپس از منظر روانشناختی فردی قانونمدار و متکی بر پروتکلهای ایمنی است. او پیش از حمله دزدان دریایی مانورهای ایمنی برگزار میکند که نشاندهنده دقت نظر اوست. در هنگام بحران ذهن او بلافاصله وارد فاز مدیریت بحران میشود. او تلاش میکند با حفظ خونسردی خود دزدان دریایی را آرام کند زیرا میداند که آنها جوانانی مسلح، بیتجربه و به شدت تحت تاثیر مواد مخدر سنتی (کچ) هستند و هرگونه حرکت نسنجیده میتواند منجر به فاجعه شود.
تام هنکس این تعادل روانی را به خوبی بازی میکند. او در قایق نجات تلاش میکند با عبدالولی موسی ارتباط انسانی برقرار کند و به او بفهماند که راهی برای فرار وجود ندارد. او مکانیزم دفاعی شوخطبعی و همدلی را به کار میگیرد تا تنش را در آن فضای کوچک کاهش دهد. با این حال او با یأس عمیقی نیز مواجه است؛ به ویژه زمانی که تلاشش برای فرار با شنا در دریا شکست میخورد و با کتک زدن دزدان دریایی مواجه میشود. هنکس فروپاشی این دیوار دفاعی روانی را به آرامی نشان میدهد تا جایی که فیلیپس در نهایت به این باور میرسد که زنده از این معرکه خارج نخواهد شد.
۶. رازها و حقایق پنهان پشتصحنه و بازیگران سومالیایی
یکی از جالبترین تصمیمات کارگردانی پل گرینگرس این بود که اجازه نداد تام هنکس پیش از فیلمبرداری صحنه حمله دزدان دریایی به پل فرماندهی با بازیگران سومالیایی تبار ملاقات کند. برخاد عبدی و همراهانش که پناهندگانی سومالیایی ساکن مینهسوتا بودند هیچ تجربه بازیگری حرفهای نداشتند. وقتی آنها برای اولین بار با سلاح و فریاد وارد پل فرماندهی شدند ترس و تعجب در چهره تام هنکس کاملا واقعی بود. این تصمیم هوشمندانه باعث شد که اولین تقابل این دو گروه از بازیگران سرشار از انرژی وحشی و تنش واقعی باشد.
همچنین دیالوگ معروف برخاد عبدی یعنی «به من نگاه کن، من الان کاپیتان هستم» کاملا بداهه بود. عبدی این جمله را در جریان فیلمبرداری گفت و کارگردان آنقدر آن را پسندید که در نسخه نهایی حفظ شد و به یکی از دیالوگهای نمادین سینمای مدرن تبدیل گشت. تام هنکس در طول کار به بازیگران جوان سومالیایی کمک کرد تا اعتمادبهنفس خود را در برابر دوربین پیدا کنند. این ترکیب از بازیگر کهنهکار هالیوود و نابازیگران پرانرژی تضادی فوقالعاده در فیلم ایجاد کرد که به نفع واقعگرایی اثر تمام شد.
۷. ریشههای ژئوپلیتیک و اقتصادی دزدی دریایی در سومالی
فیلم کاپیتان فیلیپس تلاش میکند تا فراتر از یک درام اکشن ساده، به ریشههای اجتماعی و اقتصادی دزدی دریایی در سومالی بپردازد. دیالوگهای میان فیلیپس و موسی نشان میدهد که این دزدان دریایی خود قربانیان فقر مطلق، جنگهای داخلی و ماهیگیری غیرقانونی کشتیهای بزرگ بینالمللی در سواحل کشورشان هستند. موسی در جایی میگوید که آنها قبل از این ماهیگیر بودهاند اما اکنون به دلیل نابودی منابع دریاییشان توسط کشورهای خارجی مجبور به این کار شدهاند.
بازی تام هنکس در برابر این توضیحات سرشار از درک غمانگیز است. او به عنوان نماینده دنیای توسعهیافته میداند که کار دزدان دریایی جنایت است اما در عین حال متوجه است که آنها گزینههای دیگری برای زندگی ندارند. این زاویه دید انسانی مانع از آن میشود که دزدان دریایی به عنوان هیولاهای تکبعدی دیده شوند. فیلم نشان میدهد که چگونه فقر و ناامیدی میتواند جوانان را به سمت خشونت سوق دهد و چگونه اقیانوسها به میدانی برای تقابل دنیای مدرن و مردمان حاشیهنشین تبدیل شدهاند.
۸. تفاوتهای فیلم با واقعیت و ادعاهای خدمه کشتی
با وجود واقعگرایی فیلم پس از اکران آن انتقادات شدیدی از سوی برخی از خدمه واقعی کشتی مائرسک آلاباما مطرح شد. آنها ادعا کردند که فیلم از ریچارد فیلیپس یک قهرمان ساخته است در حالی که او در واقعیت فردی سرسخت و مغرور بود که هشدارهای امنیتی درباره دزدان دریایی را نادیده گرفت و کشتی را به فاصله بسیار نزدیکی از سواحل سومالی برد تا در هزینهها صرفهجویی کند. خدمه مدعی شدند که فیلیپس خودخواهانه جان آنها را به خطر انداخته است.
تام هنکس در واکنش به این انتقادات بیان کرد که فیلم بر اساس روایتهای متعدد ساخته شده و هدف آن ساختن یک قهرمان بیعیبونقص نبوده است بلکه نمایش یک وضعیت بحرانی مدنظر بوده است. با این حال این جنجالها نشان داد که واقعیت پشت پرده حوادث سینمایی همواره پیچیدهتر از تصویر ارائه شده روی پرده نقرهای است. فیلمسازان ناگزیرند برای افزایش جذابیت دراماتیک بخشهایی از داستان را دراماتیزه کنند و تمرکز را روی شخصیت اصلی نگه دارند.
۹. بازخوردهای رسانهای و موفقیتهای فیلم در فصل جوایز
فیلم کاپیتان فیلیپس با استقبال گسترده منتقدان مواجه شد. بازی تام هنکس به عنوان یکی از بهترین بازیهای دوران حرفهای او مورد ستایش قرار گرفت. منتقدان معتقد بودند که هنکس توانسته است از کلیشههای مرسوم قهرمانان هالیوودی فاصله بگیرد و رنج عریان یک مرد معمولی را به تصویر بکشد. فیلم در گیشه جهانی نیز موفق شد بیش از ۲۲۰ میلیون دلار فروش داشته باشد که با توجه به بودجه ساخت آن یک موفقیت بزرگ به شمار میرفت.
در فصل جوایز فیلم نامزد شش جایزه اسکار و چهار جایزه گلدن گلوب شد. اگرچه تام هنکس به طرز ناباورانهای نامزد اسکار بهترین بازیگر نقش اول مرد نشد اما بازی او همچنان در میان مخاطبان و کارشناسان سینما به عنوان یکی از لایقترین نقشآفرینیهای آن سال شناخته میشود. برخاد عبدی اما موفق شد جایزه بفتا (BAFTA) را برای بهترین بازیگر نقش مکمل مرد دریافت کند که برای یک نابازیگر دستاوردی خیرهکننده بود.
۱۰. مقایسه بازی تام هنکس در نقش فیلیپس با سایر نقشهای بقامحور او
تام هنکس سابقه طولانی در بازی در نقشهای بقامحور دارد؛ از دورافتاده گرفته تا نجات سرباز رایان (Saving Private Ryan) و آپولو ۱۳ (Apollo 13). در مقایسه با دورافتاده که چاک نولاند در تنهایی مطلق با طبیعت مبارزه میکند کاپیتان فیلیپس در یک محیط تنگ اجتماعی تحت فشار دزدان دریایی مسلح قرار دارد. در دورافتاده دشمن اصلی تنهایی و زمان است اما در کاپیتان فیلیپس دشمن انسانهای مسلح، غیرقابلپیشبینی و هیستریک هستند.
بازی هنکس در کاپیتان فیلیپس نسبت به دورافتاده واقعگرایانهتر و فاقد جنبههای شاعرانه است. او در این فیلم فرصتی برای گفتگو با خود ندارد و هر دیالوگش باید با هدف کنترل بحران بیان شود. این بازی متکی بر واقعیت نظامی و دریانوردی، شخصیت فیلیپس را به نقشی متفاوت در کارنامه او تبدیل میکند که در آن مهارتهای ارتباطی و کنترل ترس بیش از قدرت فیزیکی اهمیت پیدا میکنند.
۱۱. تحلیل سبک کارگردانی تنشزای پل گرینگرس
سبک کارگردانی پل گرینگرس نقش بسزایی در ارتقای بازی تام هنکس ایفا کرد. گرینگرس با استفاده از دوربین روی دست، تدوین سریع و فیلمبرداری در محیطهای واقعی فضایی را ایجاد میکند که بازیگر فرصتی برای بازی مصنوعی ندارد. او از بازیگرانش میخواهد که در صحنه زندگی کنند و واکنشهای غریزی نشان دهند. این رویکرد شبهمستند به هنکس اجازه داد تا جزئیات رفتاری خود را با ریتم پرشتاب فیلم هماهنگ کند.
گرینگرس همچنین با پرهیز از صحنهآراییهای تصنعی تلاش کرد تا واقعیت خشن اقیانوس را به تصویر بکشد. استفاده اندک از جلوههای ویژه کامپیوتری و تکیه بر جلوههای میدانی واقعی باعث شد که خطر غرق شدن یا برخورد قایقها کاملا ملموس باشد. این شیوه کارگردانی بستری ایدهآل برای بازی فیزیکی و حسی تام هنکس فراهم کرد تا او بتواند تمام توان خود را در نمایش تنش به کار گیرد.
۱۲. اهمیت سکانس پایانی فیلم و نمایش عریان شوک و تروما
بدون شک درخشانترین و تاثیرگذارترین بخش بازی تام هنکس در سکانس پایانی فیلم رقم میخورد؛ جایی که فیلیپس نجات یافته و در بخش پزشکی ناوشکن آمریکایی تحت معاینه قرار میگیرد. این صحنه در فیلمنامه اصلی وجود نداشت و قرار بود فیلم با نجات او به پایان برسد. اما گرینگرس تصمیم گرفت روند واقعی معاینه پزشکی پس از نجات را فیلمبرداری کند. پرستار واقعی ارتش آمریکا در صحنه حضور داشت و شروع به معاینه هنکس کرد.
هنکس در این صحنه یک شاهکار بازیگری ارائه میدهد. او که تحت تاثیر شوک شدید روانی (PTSD) قرار دارد نمیتواند به درستی صحبت کند؛ بدنش به شدت میلرزد، چشمانش دودو میزنند و شروع به گریهای بیصدا و عمیق میکند. او حتی نام خود را به سختی به یاد میآورد. این نمایش عریان و بدون رتوش از فروپاشی روانی یک انسان پس از نجات از مرگ به یکی از واقعیترین سکانسهای پزشکی تاریخ سینما تبدیل شد. هنکس در این چند دقیقه کوتاه تمام تروما و ترسی را که در طول فیلم جمع شده بود تخلیه کرد و نشان داد که نجات فیزیکی پایان رنج روانی نیست.
جمعبندی نهایی
بازی تام هنکس در نقش کاپیتان ریچارد فیلیپس نمایشی بینظیر از تعلیق، ترس و شجاعت انسانی در یک بحران واقعی است. او با ارائه یک بازی کنترلشده و ملموس از قهرمانسازیهای هالیوودی فاصله گرفت و تصویر یک دریانورد عادی را در چنگال مرگ بازآفرینی کرد. کارگردانی مستندگونه پل گرینگرس به همراه فداکاری فیزیکی هنکس در فضاهای تنگ قایق نجات به این اثر اعتباری دوچندان بخشید. نقطه اوج این نقشآفرینی در سکانس پایانی و نمایش فوقالعاده ترومای پس از حادثه متبلور میشود که اثباتی دوباره بر نبوغ بازیگری تام هنکس در سینمای مدرن است.









با سلام و تشکر از سایت خوب شما
ظاهرا سایت LinkBlip فعالیتش متوقف شده و با توجه به اینکه این پست شما ( http://1pezeshk.com/archives/2008/02/post_750.html ) خیلی می تواند کاربردی باشد آیا امکان معرفی سایت جدیدی در این زمینه وجود دارد ؟ در صورت امکان راهنمایی بفرمایید
با تشکر
دکتر چرا آی پد میخوای بخری تو که پست دادی مخ مارو زدی که Samsung بهتره و سایز سامسونگ بهتره تو دست جا میشه و فلان…
حالا خودت مارو میپیچونی
اندروید و آیفون هر کدام دنیایی هستن. چرا هر دو را آدم تجربه نکنه. من هنوز هم اگر مجبور به انتخاب باشد گلکسی تب را انتخاب میکنم!
سلام
پست باحالی بود
با اجازت تو وبلاگم گذاشتم این مطلب رو
موفق باشی
یک ترفند با سرویس LinkBlip
http://zangoole.com/1386/12/02/email_hacker_trap
سپاس. مدتها بود دنبال چنین چیزی می گشتم. خیلی به دردم میخوره. البته نه برای جاسوسی محل اقامت دوستان، بلکه برای همون مورد که گفتین میشه اطلاع پیدا کرد شخصی به لینک سرزده یا نه؟
that is very useful tool, thanks dear, really love ur site.