بازی آدری هپبورن در نقش سابرینا فیرچایلد در فیلم Sabrina (1954) | عاشق، پاریسی، ظریف، رویایی، تغییریافته

سفر به دوران طلایی سینمای کلاسیک هالیوود و بررسی یکی از زیباترین کمدی رمانتیک‌های تاریخ می‌تواند تجربه‌ای جالب، ضروری و افزاینده دانش برای هر تماشاگر جدی سینما باشد. در این مقاله تلاش می‌کنیم بازی ظریف و رویایی آدری هپبورن (Audrey Hepburn) در نقش سابرینا فیرچایلد (Sabrina Fairchild) در فیلم سابرینا (Sabrina) را بررسی کنیم. آیا تغییر شخصیت سابرینا از یک دختر خجالتی به یک زن باوقار پاریسی باورپذیر بود؟ چرا همکاری هپبورن با طراحان مد فرانسوی در این فیلم نقطه عطفی در تاریخ سینما به شمار می‌رود؟ با ما همراه باشید تا جزئیات این اثر تماشایی را با هم مرور کنیم.

۱. شناسنامه اثر و معرفی عوامل فیلم عاشقانه سابرینا

فیلم سابرینا (Sabrina) محصول سال ۱۹۵۴ میلادی یکی از عاشقانه‌های ماندگار تاریخ هالیوود است که توسط بیلی وایلدر (Billy Wilder) کارگردانی و تهیه‌کنندگی شد. وایلر که استاد کمدی‌های سیاه و نقدهای اجتماعی بود در این فیلم لحنی رمانتیک‌تر و تغزلی‌تر انتخاب کرد. فیلم‌نامه این اثر توسط خود بیلی وایلدر ساموئل تیلور و ارنست لمان بر اساس نمایش‌نامه‌ای به نام سابرینا فیرچایلد اثر ساموئل تیلور نوشته شد. بازیگران اصلی فیلم آدری هپبورن در نقش سابرینا فیرچایلد همفری بوگارت (Humphrey Bogart) در نقش لاینس لارابی و ویلیام هولدن (William Holden) در نقش دیوید لارابی هستند.

فیلم در زمان اکران خود به موفقیت تجاری بزرگی دست یافت و نامزد شش جایزه اسکار شد و توانست اسکار بهترین طراحی لباس را برای ادیت هد به دست آورد. فیلم‌برداری سیاه و سفید کار توسط چارلز لانگ انجام شد که توانست با استفاده از نورپردازی‌های کنتراست بالا فضایی شاعرانه و شیک ایجاد کند. موسیقی متن فیلم که توسط فردریک هالندر ساخته شده بود به زیبایی حس و حال پاریسی و رویایی داستان را تقویت کرد. این فیلم دومین همکاری موفق آدری هپبورن با پارامونت پیکچرز پس از تعطیلات رومی بود.

۲. داستان کامل و پرپیچ‌وخم فیلم سابرینا

سابرینا فیرچایلد دختر راننده خانواده بسیار ثروتمند لارابی در لانگ آیلند است. او از کودکی مخفیانه عاشق دیوید لارابی پسر کوچک‌تر و خوش‌گذران خانواده شده است. دیوید که چندین بار ازدواج کرده و طلاق گرفته اصلاً متوجه حضور سابرینا نمی‌شود. پدر سابرینا برای اینکه دخترش این عشق بی‌سرانجام را فراموش کند او را به یک مدرسه آشپزی در پاریس می‌فرستد. سابرینا دو سال در پاریس زندگی می‌کند و در این مدت یاد می‌گیرد که چگونه آشپزی کند شیک لباس بپوشد و با وقار رفتار کند. او به عنوان یک زن بالغ باکلاس و بسیار جذاب به لانگ آیلند بازمی‌گردد.

به محض بازگشت دیوید بدون اینکه او را بشناسد شیفته زیبایی‌اش می‌شود. این موضوع باعث نگرانی خانواده لارابی می‌گردد زیرا دیوید قرار است برای یک ادغام تجاری بزرگ با دختر یک خانواده ثروتمند ازدواج کند. لاینس برادر بزرگ‌تر و جدی دیوید که تمام زندگی‌اش را وقف تجارت خانوادگی کرده تصمیم می‌گیرد مداخله کند. او برنامه‌ای می‌ریزد تا دیوید را از سابرینا دور نگه دارد و خودش وقتش را با سابرینا بگذراند تا او را متقاعد کند به پاریس بازگردد. اما در طول این مسیر لاینس جدی و کارکشته به آرامی عاشق سادگی و ظرافت سابرینا می‌شود و سابرینا نیز درمی‌یابد که عشق واقعی او دیوید نبوده بلکه لاینس است.

۳. تحلیل بازی آدری هپبورن در نقش سابرینا فیرچایلد

بازی آدری هپبورن در نقش سابرینا نمونه بارزی از توانایی او در نمایش دگرگونی شخصیتی است. در نیمه اول فیلم او دختری خام خجالتی و تا حدی افسرده است که حتی دست به خودکشی ناموفق می‌زند. هپبورن با استفاده از حرکات بدنی شتاب‌زده چشمان نگران و شانه‌های جمع‌شده این بی‌پناهی را به خوبی نشان می‌دهد. صدای او در این بخش نازک‌تر و سرشار از تردیدهای نوجوانی است.

اما پس از بازگشت از پاریس بازی او به طرز شگفت‌انگیزی دگرگون می‌شود. او اکنون با گام‌های استوار صحبت کردن آرام و نگاه‌های نافذ وارد صحنه می‌شود. هپبورن این تغییر را ناگهانی بازی نمی‌کند بلکه نشان می‌دهد که سابرینا در زیر ظاهر باکلاس جدیدش هنوز همان دختر احساساتی و مهربان گذشته است. شیمی بازی او با همفری بوگارت و ویلیام هولدن پویایی خاصی به فیلم بخشیده است و او را به عنوان قلب تپنده اثر معرفی می‌کند.

۴. جزئیات فنی کارگردانی بیلی وایلدر در قاب‌های سیاه و سفید

بیلی وایلدر در سابرینا از تکنیک‌های بصری خاصی برای نشان دادن فواصل طبقاتی استفاده کرده است. آپارتمان کوچک سابرینا و پدرش در بالای گاراژ خانه لارابی‌ها قرار دارد. دوربین وایلدر بارها با قرار گرفتن در ارتفاع بالا تفاوت مقیاس میان دنیای لارابی‌ها و دنیای کوچک سابرینا را نشان می‌دهد. قاب‌بندی‌های فیلم‌برداری سیاه و سفید به برجسته شدن خطوط طراحی لباس‌ها و چهره درخشان هپبورن کمک زیادی کرده است.

استفاده از نورهای ملایم در صحنه‌های دونفره سابرینا و لاینس در دفتر کار یا روی قایق اتمسفری صمیمی و در عین حال پرتعلیق ایجاد می‌کند. ریتم تدوین فیلم کمدی و رمانس را به خوبی متعادل نگه می‌دارد. وایلر با استفاده از میزانسن‌های دقیق نشان می‌دهد که چگونه سابرینا به مرور زمان فضای سرد و مکانیکی زندگی لاینس را با حضور گرم خود تغییر می‌دهد.

۵. تنش‌های پشت صحنه و ماجراهای بوگارت و هولدن

پشت صحنه فیلم سابرینا پر از تنش‌های جدی میان بازیگران و کارگردان بود. همفری بوگارت انتخاب اول بیلی وایلدر نبود و پیش از او قرار بود کری گرانت این نقش را بازی کند. بوگارت از اینکه نقش دوم انتخاب شده بود ناراحت بود و با بیلی وایلدر سر صحنه مدام جروبحث می‌کرد. او همچنین معتقد بود که برای این نقش رمانتیک بیش از حد پیر است و با ویلیام هولدن نیز رابطه خوبی نداشت.

در مقابل ویلیام هولدن و آدری هپبورن در طول فیلم‌برداری عاشق یکدیگر شدند. این رابطه عاشقانه واقعی شیمی فوق‌العاده‌ای میان آنها در جلوی دوربین ایجاد کرد اما به دلیل اینکه هولدن متاهل بود و امکان بچه‌دار شدن نداشت هپبورن در نهایت این رابطه را پایان داد. بوگارت سر صحنه به شدت به این زوج حسادت می‌کرد و رفتارهای تندی نشان می‌داد اما حرفه‌ای بودن بازیگران باعث شد این تنش‌ها به نسخه نهایی فیلم آسیبی نرساند.

۶. پاریس به عنوان نماد فرهنگی دگرگونی و بلوغ زنانه

در فیلم سابرینا پاریس فراتر از یک شهر جغرافیایی است؛ پاریس یک نماد فرهنگی از بلوغ فکری و هنری است. در هالیوود دهه پنجاه پاریس همواره به عنوان پایتخت عشق آزادی و هنر معرفی می‌شد. رفتن سابرینا به پاریس در واقع نوعی مناسک گذر برای اوست. او در این سفر یاد می‌گیرد که چگونه از یک تماشاگر منفعل به یک بازیگر فعال در زندگی خود تبدیل شود.

نامه‌هایی که سابرینا از پاریس برای پدرش می‌نویسد روند این دگرگونی درونی را نشان می‌دهد. او می‌نویسد که چگونه یاد گرفته پاریس را دوست بدارد و چگونه یاد گرفته خودش را دوست داشته باشد. این تغییر به او کمک می‌کند تا وقتی به لانگ آیلند بازمی‌گردد دیگر تحت تاثیر رفتارهای سطحی دیوید قرار نگیرد و به دنبال ارتباط عمیق‌تری با زندگی و عشق باشد.

۷. بازتاب فیلم سابرینا در رسانه‌ها و مقایسه با نسخه‌های بازسازی‌شده

فیلم پس از اکران مورد تحسین گسترده منتقدان قرار گرفت و به عنوان یکی از بهترین آثار کمدی رمانتیک هالیوود معرفی شد. منتقدان بازی هپبورن را ستودند و او را به عنوان نماد جدیدی از زن مدرن توصیف کردند. در سال ۱۹۹۵ سیدنی پولاک (Sydney Pollack) تصمیم گرفت این فیلم را با بازی هریسون فورد و جولیا اورموند بازسازی کند.

با وجود تلاش‌های بسیار نسخه بازسازی‌شده نتوانست جادو و جذابیت نسخه اصلی را تکرار کند. منتقدان معتقد بودند که شیمی میان بازیگران نسخه ۱۹۵۴ و به ویژه کاریزمای منحصر‌به‌فرد آدری هپبورن چیزی است که غیرقابل تکرار است. نسخه اصلی سابرینا همچنان به عنوان یک اثر کلاسیک مرجع در تاریخ سینما شناخته می‌شود و در نظرسنجی‌های مختلف جایگاه بالایی دارد.

۸. همکاری تاریخی آدری هپبورن و برند ژیوانشی

فیلم سابرینا آغازگر یکی از مهم‌ترین و تاثیرگذارترین همکاری‌های تاریخ سینما و مد یعنی دوستی آدری هپبورن و اوبر دو ژیوانشی (Hubert de Givenchy) بود. هپبورن شخصاً به پاریس سفر کرد تا لباس‌های شخصیت سابرینا پس از بازگشت از پاریس را انتخاب کند. او به کارگاه ژیوانشی رفت و این طراح جوان فرانسوی ابتدا فکر کرد قرار است با کاترین هپبورن ملاقات کند اما بلافاصله مجذوب سادگی و ظرافت آدری شد.

لباس‌هایی که ژیوانشی برای سابرینا طراحی کرد از جمله لباس شب سفید دکلته با گل‌دوزی‌های مشکی و لباس کوکتل مشکی نمادین به سرعت به الگوهای جهانی مد تبدیل شدند. اگرچه ادیت هد به عنوان طراح لباس اصلی فیلم جایزه اسکار را برد اما او نام ژیوانشی را در تیتراژ فیلم ذکر نکرد که این موضوع بعداً باعث دلخوری شد. این همکاری همکاری‌های بعدی آنها در فیلم‌های دیگر را پایه‌گذاری کرد.

۹. سوءبرداشت‌ها درباره تفاوت سنی بازیگران فیلم

یکی از نقدهایی که همواره به فیلم سابرینا وارد می‌شود تفاوت سنی فاحش میان آدری هپبورن و همفری بوگارت است. بوگارت در زمان ساخت فیلم ۵۴ ساله بود در حالی که هپبورن تنها ۲۵ سال داشت. برخی از تماشاگران مدرن این تفاوت سنی را مانعی برای پذیرش رابطه عاشقانه آنها می‌دانند و معتقدند لاینس بیشتر شبیه پدر سابرینا است تا معشوق او.

اما در بافت فرهنگی دهه پنجاه میلادی حضور مردهای میانسال و باتجربه در کنار زن‌های جوان در فیلم‌های هالیوودی امری کاملا رایج و حتی جذاب تلقی می‌شد. بازی درخشان بوگارت در نقش مردی عبوس که به آرامی قلبش نرم می‌شود و بازی معصومانه هپبورن باعث شد که این تفاوت سنی در طول فیلم کمتر به چشم بیاید و تمرکز تماشاگر بر روی رشد عاطفی و فکری کاراکترها قرار گیرد.

۱۰. تحلیل روان‌شناختی عقده سیندرلا و استقلال شخصی در سابرینا

از منظر روان‌شناختی داستان سابرینا در ابتدا شبیه به افسانه سیندرلا به نظر می‌رسد؛ دختری فقیر که عاشق شاهزاده‌ای ثروتمند می‌شود. اما فیلم به آرامی این کهن‌الگو را به چالش می‌کشد. سابرینا برای تغییر کردن نیازی به فرشته مهربان ندارد بلکه خودش با رفتن به پاریس تلاش می‌کند شخصیت جدیدش را بسازد.

او در نهایت متوجه می‌شود که دیوید (شاهزاده رویاهایش) شخصیتی سطحی و بی‌مسئولیت است. انتخاب لاینس به عنوان معشوق نهایی نشان‌دهنده بلوغ روانی اوست. او مردی را انتخاب می‌کند که او را به عنوان یک شخصیت مستقل به رسمیت می‌شناسد و خودش نیز در این رابطه رشد می‌کند. این تغییر زاویه دید سابرینا را از یک ملودرام ساده به یک اثر روان‌شناختی درباره خودشناسی تبدیل می‌کند.

۱۱. مقایسه سابرینا با دیگر آثار کلاسیک کمدی رمانتیک

اگر سابرینا را با دیگر آثار بیلی وایلدر مانند آپارتمان (The Apartment) یا بعضی‌ها داغشو دوست دارند مقایسه کنیم متوجه می‌شویم که سابرینا لحنی بسیار ملایم‌تر و رمانتیک‌تر دارد. در اینجا خبری از طنزهای گزنده و نقدهای بی‌رحمانه اجتماعی وایلدر نیست. فیلم بیشتر شبیه به یک افسانه پریان مدرن است که در فضایی شیک و رویایی روایت می‌شود.

در مقایسه با آثار فرانک کاپرا سابرینا کمتر بر روی پیام‌های اخلاقی صریح تاکید می‌کند و بیشتر بر روی روان‌شناسی روابط و جذابیت‌های بصری تمرکز دارد. این فیلم استانداردهای جدیدی را برای کمدی رمانتیک‌های هالیوود تعریف کرد که در آنها زیبایی‌شناسی بصری و طراحی لباس هم‌سطح با فیلم‌نامه اهمیت دارند.

۱۲. تاثیر استایل یقه سابرینا بر فرهنگ پوشاک جهان

یکی از ماندگارترین میراث‌های فیلم سابرینا در دنیای مد معرفی یقه‌ای خاص به نام یقه سابرینا (Sabrina neckline) یا یقه قایقی است. این یقه که توسط ژیوانشی برای پوشاندن استخوان‌های برجسته ترقوه آدری هپبورن طراحی شده بود به سرعت به یکی از محبوب‌ترین مدل‌های یقه در لباس‌های زنانه تبدیل شد.

این استایل ساده اما بسیار شیک نشان داد که چگونه طراحی لباس می‌تواند ویژگی‌های فیزیکی یک بازیگر را به یک ترند جهانی تبدیل کند. زنان در سراسر جهان شروع به کپی‌برداری از این مدل لباس کردند و یقه سابرینا به نمادی از شیک‌بودن بی‌پیرایه و فرانسوی در سراسر جهان تبدیل شد که هنوز هم در لباس‌های عروس و شب مورد استفاده قرار می‌گیرد.

جمع‌بندی نهایی

فیلم سابرینا با بازی درخشان آدری هپبورن سندی جاودانه از ترکیب جادویی سینما و مد است. بازی ظریف هپبورن در نقش دختری که در پاریس هویت واقعی خود را پیدا می‌کند الهام‌بخش نسل‌های متوالی بوده است. این اثر نشان می‌دهد که عشق واقعی نه در رویاهای نوجوانی بلکه در شناخت عمیق خود و دیگری شکل می‌گیرد و اصالت همواره از دگرگونی درونی آغاز می‌شود.

سوالات متداول

۱. چرا همفری بوگارت در پشت صحنه فیلم سابرینا ناراحت و عصبانی بود؟
بوگارت انتخاب اول کارگردان نبود و احساس می‌کرد نادیده گرفته شده است. او همچنین معتقد بود برای بازی در یک نقش عاشقانه در کنار آدری هپبورن بسیار پیر است. تفاوت‌های فکری او با بیلی وایلدر و رابطه صمیمی هپبورن با ویلیام هولدن نیز به این ناراحتی‌ها دامن می‌زد. با این حال او با حرفه‌ای‌گری بازی درخشان خود را ارائه داد.
۲. اهمیت تاریخی همکاری هپبورن و ژیوانشی در این فیلم چه بود؟
این فیلم آغازگر رابطه کاری و دوستی چهل‌ساله میان آدری هپبورن و اوبر دو ژیوانشی بود. ژیوانشی لباس‌های نمادینی برای این فیلم طراحی کرد که مد جهانی را متحول ساخت. این همکاری نشان داد که چگونه سینما و مد می‌توانند مکمل یکدیگر در خلق یک ستاره باشند. هپبورن پس از آن در بسیاری از فیلم‌ها و زندگی شخصی لباس‌های ژیوانشی را می‌پوشید.
۳. یقه سابرینا چیست و چرا به این نام خوانده می‌شود؟
یقه سابرینا یا یقه قایقی یقه‌ای پهن و صاف است که از روی استخوان‌های ترقوه می‌گذرد. ژیوانشی این یقه را برای پنهان کردن لاغری بیش از حد ترقوه‌های هپبورن طراحی کرد. پس از اکران فیلم این مدل یقه به شدت محبوب شد و به نام کاراکتر فیلم یعنی سابرینا نام‌گذاری شد. این استایل هنوز هم به عنوان طرحی کلاسیک در دنیای مد شناخته می‌شود.
۴. آیا فیلم سابرینا بر اساس یک داستان واقعی ساخته شده است؟
خیر این فیلم بر اساس نمایش‌نامه‌ای به نام سابرینا فیرچایلد نوشته ساموئل تیلور ساخته شده است. داستان کاملا تخیلی است اما پویایی روابط خانوادگی و تفاوت‌های طبقاتی در جامعه ثروتمندان آمریکا در آن دوران را به درستی نشان می‌دهد. فیلم‌نامه با همکاری خود نویسنده تئاتر برای سینما اقتباس شد.
۵. تفاوت نسخه بازسازی‌شده سال ۱۹۹۵ با نسخه اصلی چیست؟
نسخه سال ۱۹۹۵ به کارگردانی سیدنی پولاک لحنی مدرن‌تر و واقع‌گرایانه‌تر داشت. هریسون فورد نقش لاینس و جولیا اورموند نقش سابرینا را بازی کردند. با این حال نسخه جدید فاقد جادوی رمانتیک و شیکی بی‌پیرایه نسخه سیاه و سفید کلاسیک بود. شیمی بازیگران نسخه قدیمی بسیار قوی‌تر ارزیابی شد.
۶. چرا سابرینا در ابتدای فیلم تلاش کرد خودکشی کند؟
سابرینا که دختری نوجوان و احساساتی بود گمان می‌کرد عشقش به دیوید هرگز به سرانجام نمی‌رسد. دیدن دیوید در حال رقصیدن با زنان دیگر در مهمانی‌های مجلل او را به شدت ناامید کرد. او تلاش کرد با گاز گاراژ خودکشی کند اما لاینس او را نجات داد. این سکانس نشان‌دهنده شدت خامی و احساسات کودکانه او در ابتدای فیلم است.
۷. فیلم‌برداری سیاه و سفید چه تاثیری بر روی موفقیت فیلم داشت؟
فیلم‌برداری سیاه و سفید به برجسته شدن تضادهای نوری و تمرکز روی جزئیات لباس‌ها کمک کرد. این انتخاب فنی فضایی رویایی و رمانتیک ایجاد کرد که با لحن افسانه‌ای داستان همخوانی داشت. همچنین باعث شد که زیبایی کلاسیک آدری هپبورن و قاب‌بندی‌های شیک وایلر بیش از پیش به چشم بیاید. این اثر اکنون سندی هنری از سینمای سیاه و سفید است.
دکتر علیرضا مجیدی
دکتر علیرضا مجیدی
پزشک، نویسنده و بنیان‌گذار وبلاگ «یک پزشک»
دکتر علیرضا مجیدی، نویسنده و بنیان‌گذار وبلاگ «یک پزشک».
با بیش از ۲۰ سال نویسندگی «ترکیبی» مستمر در زمینهٔ پزشکی، فناوری، سینما، کتاب و فرهنگ.
باشد که با هم متفاوت بیاندیشیم!

15 دیدگاه

  1. شعر قشنگی نوشتید.
    البته دیگه این روزا کمتر گیر دادنا به آقای خیابان رو میشنویم.
    یک مدت ایشون خیلی زیر ذره بین رفته بود.

  2. دل که رنجید از کسی خرسند کردن مشکل است

    شیشه بشکسته را پیوند کردن مشکل است

    کوه را با آن بزرگی می توان هموار کرد

    حرف ناهموار را هموار کردن مشکل است

  3. من همون یه بنده خدای کامنت اول و دهم هستم، بعد از ماهها سر زدم، گفتم شاید وقت کرده باشید سوالم را جواب دهید (در کامنت)، ولی انگار خیلی سرتون شلوغ است.

  4. من همون یه بنده خدای کامنت اولی هستم، چرا جواب ندادین، واقعا” که بعد از چند سال وبلاگ شما رو خوندن، لااقل یه جواب الکی می ذاشتین

  5. ما فقط شاهد این هستیم که اقای خیابانی ((گند میزنه)) پشت سر هم

    شاید باورتون نشه ولی اینی که میگم عین حقیقته هر وقت که اقایان خیابانی،کوتی،علیفر و شفیعی بازی مهمی رو گزارش میکنن، من تلویزیون رو خاموش میکنم خواه شهرآورد قرمز و ابی باشه خواه بازی تیم ملی !!!
    *****************
    خیلی حال بهم زنه که گزارشگرهای فوتبال ما علیرغم تواناییشون سعی میکنن ادبی حرف بزنن !!!
    مثلا بارها دیدیم وسط گزارش از دهنش میپره که مسابقه SMS امشب …..
    بعد گیر میده که اونو اصلاح کنه یه بار میگه پیام کوتا یه بار میگه کوته پیام دست اخر هم میگه پیامک !!!
    ******************
    اینا یه چیز شنیدن که شخصی به نام استاد جلال الدین کزازی وجود داره و ….

  6. می شود توضیح دهید که چگونه (با چه ابزاری) این ویدئو را ضبط کرده اید و با چه نرم افزاری تبدیل کرده و در یوتیوب گذاشته اید؟

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
[wpcode id="260079"]