آدرنولکودیستروفی و طلوع امید: چگونه روغن لورنزو مسیر درمان ALD را تغییر داد؟

آیا تا به حال به این فکر کردهاید که اراده بیحد و مرز والدین، چگونه میتواند علم پزشکی را به چالش بکشد و مرزهای درمان را جابجا کند؟ داستان لورنزو اودون، پسرکی که در پنج سالگی به بیماری نادر و کشندهی آدرنولکودیستروفی (ALD) مبتلا شد، نه تنها الهامبخش ساخت فیلم «روغن لورنزو» شد، بلکه تحولی چشمگیر در درک و مدیریت این بیماری به وجود آورد. در این مقاله، قصد داریم با کاوش در جزئیات این بیماری مرموز، تلاشهای بیوقفه و شجاعانه والدین لورنزو برای یافتن درمانی که از آن با عنوان روغن لورنزو یاد میشود، و همچنین دستاوردهای علمی که در پی این فداکاریها حاصل شد، با هم مرور کنیم. آیا این روغن، همان «جادوی اراده» بود که جان صدها کودک دیگر را نجات داد و چگونه پیشرفتهای اخیر علم به تکمیل این داستان کمک کرده است؟
فهرست مطالب
- ۱. چالش بیماریهای نادر و چرا داستان لورنزو اهمیت دارد؟
- ۲. شناسنامه فیلم «روغن لورنزو»
- ۳. قصه لورنزو اودون و بیماری عجیبش
- ۴. والدین لورنزو آستین بالا میزنند: کشف روغن لورنزو
- ۵. مختصری درباره بیماری آدرنولکو دیستروفی (Adrenoleukodystrophy)
- ۶. پیشرفتها در درمان و درک ALD: نگاهی به افقهای نوین (2026)
- ۷. روغن لورنزو: یک کشف بیوشیمیایی با الهام از زندگی
- ۸. میراث لورنزو: امید، مبارزه و تغییر زندگیهای بیشمار
- ۹. جمعبندی نهایی
- ۱۰. سوالات رایج
💡مختصر و مفید
روغن لورنزو ترکیبی از دو اسید چرب اولئیک اسید و اروسیک اسید است که توسط والدین لورنزو اودون، پسر مبتلا به بیماری نادر و کشنده آدرنولکودیستروفی (ALD)، ابداع شد. این روغن به کاهش سطح اسیدهای چرب با زنجیره بلند (VLCFA) در خون بیماران ALD کمک میکند و مانع از تخریب پیشرونده غلاف میلین مغز میشود. گرچه این درمان قطعی نیست، اما در مراحل اولیه بیماری و پیش از بروز علائم شدید، میتواند پیشرفت ALD را به طور چشمگیری کند نماید. داستان این خانواده نمادی از اراده، امید و تلاش بیوقفه در برابر ناملایمات است که منجر به تحولی در درک و مدیریت بیماریهای نادر شد.
چالش بیماریهای نادر و چرا داستان لورنزو اهمیت دارد؟
در دهههای پایانی قرن بیستم، دنیای پزشکی با چالشهای بزرگی در زمینه بیماریهای نادر دستوپنجه نرم میکرد. بیماریهایی که به دلیل شیوع کم، اغلب نادیده گرفته میشدند و تحقیقات اندکی روی آنها انجام میگرفت. آدرنولکودیستروفی (ALD) نیز یکی از همین بیماریها بود که در آن زمان هیچ درمان شناختهشدهای نداشت و تشخیص آن به منزله حکمی قطعی برای مرگ تدریجی و رنجآور بیماران بود. خانوادههای مبتلا به این نوع بیماریها، اغلب با احساس تنهایی و ناامیدی عمیقی مواجه بودند، زیرا سیستم درمانی و داروسازی وقت، منابع خود را بر بیماریهای شایعتر متمرکز کرده بود. داستان لورنزو اودون، نه تنها به عنوان یک اتفاق پزشکی، بلکه به عنوان نمادی از این مبارزه نابرابر با کمبود دانش و منابع در حوزه بیماریهای نادر، از اهمیت ویژهای برخوردار است و نشان میدهد چگونه یک رویکرد غیرسنتی میتواند مرزهای علم را جابجا کند.
پیش از کشف روغن لورنزو، درک ما از مکانیسمهای مولکولی بیماریهایی مانند ALD بسیار محدود بود. پزشکان اغلب میتوانستند علائم را تشخیص دهند، اما دانش آنها برای ورود به عمق بیوشیمی بدن و یافتن راهکاری برای جلوگیری از پیشرفت بیماری، ناکافی بود. این محدودیتها، والدین لورنزو را وادار کرد که خودشان نقش محقق و درمانگر را ایفا کنند. این رویکرد، در آن زمان، از سوی بسیاری از مجامع علمی با تردید و حتی مخالفت روبرو شد، اما در نهایت ثابت کرد که امید و کنجکاوی علمی میتواند از هر سدی عبور کند. مطالعه این پرونده نه تنها درسهای ارزشمندی در مورد خود بیماری ALD به ما میآموزد، بلکه اهمیت حمایت از تحقیقات در زمینه بیماریهای نادر و ارزش دیدگاههای خارج از چارچوب را نیز برجسته میسازد.
شناسنامه فیلم «روغن لورنزو»
فیلم سینمایی «روغن لورنزو» (Lorenzo’s Oil)، محصول سال 1992، نه تنها یک اثر هنری، بلکه روایتگر واقعیتی تلخ و الهامبخش از زندگی خانوادهای است که برای نجات فرزندشان از هیچ تلاشی فروگذار نکردند. این فیلم به کارگردانی جورج میلر (George Miller)، کارگردان استرالیایی که بیشتر برای مجموعه «مکس دیوانه» (Mad Max) شناخته میشود، ساخته شد و به دلیل عمق احساسی و دقت در به تصویر کشیدن مبارزات علمی، مورد تحسین منتقدان قرار گرفت. نیک نولتی (Nick Nolte) در نقش آگوستو اودون (Augusto Odone) و سوزان ساراندون (Susan Sarandon) در نقش مایکلا اودون (Michaela Odone)، با بازیهای فراموشنشدنی خود، نامزد جوایز متعددی از جمله اسکار شدند و توانستند رنج و پایداری این والدین را به شکلی ملموس به مخاطب منتقل کنند.
داستان فیلم به دقت بر پایه وقایع واقعی زندگی لورنزو اودون و والدینش ساخته شده است. لورنزو در پنج سالگی به آدرنولکودیستروفی (ALD)، یک بیماری ژنتیکی نادر و کشنده که به تدریج سیستم عصبی را از بین میبرد، مبتلا میشود. پزشکان هیچ امیدی برای درمان او ندارند، اما آگوستو و مایکلا، بدون هیچ پیشزمینه پزشکی، شروع به مطالعه بیوشیمی و نورولوژی میکنند. آنها با پشتکار باورنکردنی و با وجود مخالفتهای جامعه پزشکی، دست به تحقیقات گسترده میزنند و سرانجام فرمولی از دو اسید چرب (اولئیک اسید و اروسیک اسید) را کشف میکنند که به روغن لورنزو معروف میشود. این روغن میتواند تجمع اسیدهای چرب با زنجیره بلند (Very Long Chain Fatty Acids – VLCFA) در بدن را که عامل اصلی تخریب میلین (Myelin) است، کاهش دهد. فیلم نه تنها جنبههای علمی و پزشکی این مبارزه را نشان میدهد، بلکه به چالشهای عاطفی و اجتماعی خانواده، ناامیدیها، موفقیتهای کوچک و ارادهای که در نهایت زندگی لورنزو را فراتر از پیشبینیهای پزشکی حفظ کرد، میپردازد. «روغن لورنزو» بیش از یک فیلم، نمادی از عشق بیقید و شرط، سرسختی و امید است که تا امروز الهامبخش بسیاری از خانوادهها و محققان در سراسر جهان بوده است.
قصه لورنزو اودون و بیماری عجیبش
امروز خبری در یاهو نیوز خواندم مبنی بر اینکه «لورنزو اودون» (Lorenzo Odone) ، روز جمعه پیش در سی سالگی فوت کرده است.
لورنزو اودون کسی بود که بر اساس داستان بیماری نادر او و اراده بینظیر پدر و مادرش، برای پیدا کردن درمانی برای این بیماری، فیلم موفقی به نام «روغن لورنزو» ساخته شده بود.
فیلم روغن لورنزو (Lorenzo’s Oil)، در سال 1992 به کارگردانی «جورج میلر» (George Miller) ساخته شد. این فیلم بر پایه زندگی واقعی لورنزو اودون و پدر و مادرش -آگوستو و مایکلا اودون (Augusto and Michaela Odone)- ساخته شد. در این فیلم، نیک نولتی (Nick Nolte) و سوزان ساراندون (Susan Sarandon)، نقش آگوستو و مایکلا اودون را بازی میکنند.

«سوزان ساراندون»، هنرپیشهای که سالها بعد در سال 1995، برنده جایزه اسکار شد، به خاطر بازی کردن نقش مایکلا اودون در این فیلم، نامزد اسکار بهترین هنرپیشه نقش مکمل زن و همچنین بهترین هنرپیشه در پنجاهمین دوره گلدن گلاب شد؛ همچنین فیلمنامه روغن لورنزو، نامزد بهترین فیلمنامه غیراقتباسی در این سال شده بود.

داستان بیماری لورنزو و کشف روغن لورنزو
وقتی «لورنزو اودون» پنج سالش بود، پسر باهوش و دوستداشتنیای بود؛ او در آن سن، به سه زبان تسلط داشت و سه سال از عمرش را با پدر و مادرش، در جزایر «کوموروس» (Comoros) در شرق آفریقا سپری کرده بود. اما در دسامبر سال 1983، پنج روز قبل از سالگرد تولدش، همه چیز عوض شد. او به طور ناگهانی در مدرسه شروع به کجخلقی کرد، طوری که معلمش متوجه شد و قضیه را به پدر و مادرش -آگوستو و مایکلا- اطلاع داد. در ابتدا چند تشخیص روانپزشکی و بیماری دستگاه عصبی مطرح شد، اما در نهایت پزشکان بیمارستان کودکان واشنگتن، به تشخیص نهایی رسیدند: بیماری لورنزو، «آدرنولکودیستروفی» (Adrenoleukodystrophy – ALD) بود.

پزشکان به آگوستو و مایکلا گفتند که همه مبتلایان به آدرنولکودیستروفی، ظرف دو سال بعد از شروع علائم میمیرند، هیچ درمانی برای بیماری وجود ندارد و هیچ امیدی نیست. هیچ شکی در مورد تشخیص وجود نداشت؛ لورنزو علائم زوال عقل زودرس را بروز داده بود و از لحاظ آزمایشگاهی هم بیماریاش تأیید شده بود.
با وجود این در پزشکی، همیشه اشخاصی را میتوان یافت که روی انواع نادر و بدون درمان بیماریها کار کنند. یک ماه بعد از تشخیص، والدین لورنزو دریافتند که یک رژیم غذایی بدون اسیدهای چرب با زنجیره دراز، میتواند سیر بیماری را کند کند.
در واقع در آن زمان پژوهشگران دریافته بودند که بیماری در نتیجه نقص عملکردی آنزیمی به وجود میآید که مسئولیتش تجزیه اسیدهای چرب با زنجیره بلند (Very Long Chain Fatty Acids) است. در آن زمان هنوز این آنزیمی که این کار را میکند، شناسایی نشده بود، اما حدسهایی زده میشد. به اسیدهای چربی که 24 یا 26 اتم کربن در ساختمان خود داشته باشند، اسید چرب با زنجیره بلند گفته میشود. فقط انواعی از اسیدهای چرب با زنجیره بلند مسئول بیماری ALD هستند که اشباع نشده باشند؛ انواع اشباع شده این اسیدهای چرب بیخطر هستند.
بیماری لورنزو در طی همین یک ماه، بسیار پیشرفت کرد؛ او دیگر نمیتوانست بدون کمک لباس بپوشد یا راه برود، حرکات ظریفش از بین رفته بود و گامهایش لرزان شده بود.
والدین لورنزو، موفق شدند برجستهترین پزشکی را که روی بیماری لوکودیستروفی (Leukodystrophy) کار میکند، پیدا کنند؛ او «گاس نیکولیاس» (Gus Nicollias) نام داشت. همین پزشک بود که توصیه کرد، لورنزو از غذاهای حاوی اسیدهای چرب با زنجیره بلند که در غذاهایی مثل پیتزا و روغن بادامزمینی و اسفناج به وفور وجود دارد اجتناب کند. پدر و مادر لورنزو در آن زمان نمیدانستند که ربط این رژیم غذایی خاص با بیماری سیستم عصبی فرزندشان چه میتواند باشد، اما با توضیحات دکتر نیکولیاس متوجه قضیه شدند و دریافتند که در بیماران مبتلا به ALD یک نقص آنزیمی باعث عدم تجزیه این اسیدهای چرب و در نتیجه تجمعشان در بدن و در نهایت صدمه دیدن مغز میشود.
اما در کمال تعجب وقتی رژیم غذایی لورنزو، از این اسیدهای چرب تهی شد، سطح خونی این اسیدهای چرب در بدن او تغییر نکرد!
در ژوئن سال 1984، والدین لورنزو شنیدند که درمان تحقیقاتی دیگری در مورد بیماری، در بوستون در حال انجام است. در این تحقیق اثر ساپرس کردن سیستم ایمنی بر روی بیماری مورد مطالعه قرار میگرفت. در واقع در آن زمان دانش به بیماری آنقدر کم بود که پزشکان هر گزینه درمانیای را مورد آزمایش قرار میدادند. اما این درمان، سودی برای لورنزو نداشت.
وقتی ماه سپتامبر رسید، آگوستو و مایکلا خسته از سپردن کورکورانه گاه و بیگاه فرزندشان به طرحهای تحقیقاتی در صدد برآمدند، خودشان آستینها را بالا بزنند و کاری انجام بدهند. مادر لورنزو، ساعتها خودش را در کتابخانهها حبس میکرد و کتابهایی در مورد بیوشیمی و نورولوژی (Neurology) و ALD میخواند، به امید اینکه شناخت بهتری از بیماری پیدا کند و بتواند بهتر تصمیم بگیرد.
در ضمن همین مطالعات بود که مایکلا نتایج یک تحقیق را که روی موشها انجام شده بود، مطالعه کرد؛ بر اساس این تحقیق که در «مجله بیولوژی لهستان» به چاپ رسیده بود، خوردن نوعی اسید چرب موسوم به اولئیک اسید (Oleic Acid) که 18 اتم کربن دارد، سطح خونی اسیدهای چرب با زنجیره بلند را در خونشان کاهش میدهد. مقالهای که در همایش بینالمللی ALD هم ارائه شده بود، به همین موضوع اشاره داشت.
مایکلا، فرصت را از دست نداد؛ به دنبال شرکتی گشت که بتواند اولئیک اسید خوراکی را از آن تهیه کند، سرانجام این شرکت را پیدا کرد و به پسرش رژیمی متشکل از 30 گرم اولئیک اسید و بدون اسید چرب با زنجیره بلند داد. نتایج حاصل از این رژیم دوم درخشان بودند؛ در عرض دو ماه سطح خونی اسیدهای چرب با زنجیره بلند، در خون لورنزو به میزان 40 درصد کاهش یافت، اما ظرف ماههای بعد، کاهش بیشتری در این نوع اسیدهای چرب مشاهده نشد. برای اینکه بهبودی در وضعیت لورنزو ایجاد میشد، میبایست سطح اسیدهای چرب با زنجیره بلند، بیشتر از این کاهش مییافت.
والدین لورنزو آستین بالا میزنند: کشف روغن لورنزو
مایکلا و آگوستو ناامید نشدند؛ آنها امید داشتند باز هم در کتابخانه و در جایی، چیز دیگری پیدا کنند که بتواند به او کمک کند. دیگر یک سال از زمان تشخیص بیماری لورنزو گذشته بود، لورنزو در این زمان نمیتوانست غذا را ببلعد، متکی به لوله تغذیه شده بود، او کاملا فلج شده بود و نمیتوانست ببیند و صحبت کند.
در حالی که پیشرفت بیماری لورنزو او را حقیقتاً از دنیای بیرون جدا کرده بود، پدرش به ذهن خود فشار میآورد تا راهی برای درمان بیماری پیدا کند. او به این موضوع فکر میکرد که چرا رژیم حاوی اولئیک اسید نمیتواند، سطح خونی اسیدهای چرب مسبب بیماری را به میزانی بیشتر از 40 درصد پایین بیاورد.
ذهن آگوستو، آنقدر مشغول این موضوع بود که موفق شد، یک کشف بیوشیمیایی کند. او فرضیهای در ذهن ساخت که به کمک آن میتوانست توجیه کند که چگونه اولئیک اسید باعث کاهش اسیدهای چرب با زنجیره بلند میشود و چگونه میتواند کاهش بیشتری در این اسیدهای چرب ایجاد کند.
به راستی چرا با اینکه لورنزو، در ابتدا غذایی بدون اسیدهای چرب زنجیره بلند اشباع نشده، میخورد، باز مقدار این اسیدهای چرب در خون او بالا بود؟
دلیلش روشن است، برای اینکه سطح مادهای در بدن انسان بالا برود، تنها میتوان سه دلیل مطرح کرد: یا ورودیاش زیاد باشد، یا تجزیهاش کم باشد و یا اینکه در بدن تولید شود.
پس میتوان گفت با وجود اینکه لورنزو غذایی بدون اسید چرب با زنجیره بلند میخورد، باز هم به خاطر اینکه آنزیمهایی در بدنش، این ماده را تولید میکردند، مقدار این ماده در بدنش بالا میرفت.
اما چرا اولئیک اسید، مقدار اسید چرب با زنجیره بلند را در بدن لورنزو کم میکرد؟
کارگری را در نظر بگیرید که چند کار در آن واحد به او محول شده باشد، طبیعی است که اگر حجم یکی از کارهای او را زیاد کنیم، او از انجام دادن کارهای دیگرش بازمیماند.
آنزیمی که در بدن مسئول تولید اسید چرب با زنجیره بلند است، در واقع یک کارگر چند کاره است. پس اگر بتوان کاری کرد که این آنزیم با کارهای غیرمضرش مشغول شود، میتوانیم از حجم کارهای مضر او کم کنیم. هر چقدر بتوانیم این آنزیم را در اعمال غیرمضر، بیشتر مشغول کنیم، موفقتر خواهیم بود.
زیاد کردن اولئیک اسید که یک اسید چرب با 18 اتم کربنه است، تا حدی این آنزیم را سرگرم میکند، حالا اگر یک اسید چرب دیگر هم به این آنزیم تحمیل کنیم، میتوانیم، بیشتر موفق باشیم. این مطلب همان چیزی بود که به ذهن آگوستو رسید. او دریافت کرد که تغذیه با یک اسید چرب 22 کربنه اشباع، میتواند بیشتر سر این آنزیم را گرم کند، چرا که این آنزیم را مشغول ساختن اسید چرب بلند اشباع شده میکند که برای بدن مضر نیستند و در نتیجه کمتر اسید چرب اشباع نشده خواهد ساخت. به چنین کار در بیوشیمی اصطلاحا بازدارندگی رقابتی (Competitive Inhibition) گفته میشود.

اسید چرب 22 کربنه مورد نظر، اروسیک اسید (Erucic Acid) نام داشت. اما پیدا کردن اروسیک اسید خوراکی به صورت خالص، کار سادهای نبود و پدر و مادر لورنزو، تلاش زیادی برای پیدا کردن آن، انجام دادند. آنها با حدود 100 شرکت مختلف تماس گرفتند، بلکه بتوانند به اروسیک اسید، دست پیدا کنند.
گرچه اروسیک اسید در بعضی از روغنهای گیاهی وجود دارد، اما این روغنها در عین حال حاوی شکل مضر اسیدهای چرب بلند هستند. بنابراین نخست باید این روغن را با اعمال شیمیایی خالص کرد. این کار را فقط یک شرکت در انگلستان انجام میداد.
سرانجام بعد از مدتها پدر و مادر لورنزو، اروسیک اسید را تحویل گرفتند. اما در این مرحله خطر دیگری هم وجود داشت، محققان دریافته بودند که اسید چرب اروسیک اسید، برای قلب زیانآور است.
اما والدین لورنزو در درستی این تحقیقات تردید داشتند، چرا که این تحقیقات فقط در موشها و خوکها انجام شده بود و از سوی دیگر هندیها با وجود تغذیه زیاد از روغن گیاهان حاوی اروسیک اسید، بیماری قلبی بیشتری بروز نمیدهند.
پس آنها تصمیم گرفتند که یک تحقیق شخصی انجام بدهند. خاله لورنزو داوطلب شد که اروسیک اسید را به مدت یک ماه به صورت شخصی استفاده کند و خوشبختانه بعد از یک ماه هیچ شواهدی از بیماری قلبی در او پیدا نشد.
سرانجام اروسیک اسید به لورنزو داده شد، در ظرف مدت کوتاهی سطح اسید چرب بلند زنجیره در خون لورنزو به مقدار طبیعی رسید و یک ماه بعد، لورنزو توانست بعد از مدتها، غذا را ببلعد.
پس از مدتی لورنزو توانست با محیط اطراف با پلک زدن و حرکت انگشتان ارتباط برقرار کند. مقدار زیادی از بینایی او برگشت کرد و توانست سرش را تکان دهد.
پدر و مادر لورنزو، فرمولی ترکیبی را به نام پسرشان ابداع کردند، در این فرمول دارویی از مخلوط کردن 4 قسمت اولئیک اسید و یک قسمت اروسیک اسید، ترکیبی به دست میآمد که نام آن روغن لورنزو، گذاشته شد.

گرچه شک و تردیدهایی در مورد میزان سودمندی روغن لورنزو از سوی محققان ابراز شد، اما نتایج تحقیقی که در سال 2005 منتشر شد، سودمندی روغن لورنزو را تأیید کرد. در این تحقیق، 89 پسری که با استفاده از تستهای غربالگری، مشخص شده بود مبتلا به آدرنولکودیستروفی هستند، مورد مطالعه قرار گرفتند. به همگی آنها روغن لورنزو داده شد و تغذیه آنها با غذاهای حاوی اسیدهای چرب با زنجیره بلند کم، انجام شد. بعد از هفت سال پیگیری مشخص شد که سه چهارم آنها MRI طبیعی دارند و معاینات عصبی آنها بیماریای نشان نمیدهد. تحقیق نشان میداد که آنها احتمالا در دوران کودکی علائم بیماری را هرگز بروز نخواهند داد و تنها وقتی به 20 سالگی برسند، علائم خفیفی از بیماری را نشان خواهند داد.
از آن زمان تا کنون، والدین لورنزو از پا ننشستهاند؛ آنها به کمک محققان دیگر، پروژهای به نام پروژه میلین (The Myelin Project) را بنا نهادهاند که هدف از آن بازسازی و تولید دوباره میلین در بیمارانی است که دچار تخریب غلاف میلین میشوند.

فیل کالینز (Phil Collins)، خواننده مشهور غربی با آگاهی از داستان لورنزو در یکی از آلبومهایش به نام Dance Into The Light که در سال 1996، منتشر شد، ترانهای اجرا کرد به نام «لورنزو»، ترانهای که شعرش را پدر و مادر لورنزو ساخته بودند. متن ترانه به زندگی پسربچهای اشاره دارد که زندگی شادی را به همراه پدر و مادرش با سفر در شرق آفریقا و دیدن حیوانات سپری میکند که ناگهان بیماری آدرنولکودیستروفی بر زندگیاش سایه میافکند. در ترانه دقیقا به بیماری و واژه آدرنولکودیستروفی اشاره میشود.

متن ترانه:
Once upon a time I made a lion roar –
he was sleeping in the sunbeams on the old zoo floor.
I had gone to see the park where my papa used to play,
it’s called Villa Borghese and it’s on the way
to East Africa.
Down on Grand Comoro Island, where I grew past four,
I could swim and fish and snorkel on the ocean floor,
and the wind laughed, and the wind laughed through the trees as if to say,
here’s a child who’ll want the world to go his way
in East Africa, in East Africa.
Suddenly for me the world turned upside down –
far from my friends the lions and the dolphins came this awful sound.
Dark shadows, sounds of thunder raging over me,
came this monster called ‘A-dre-no-leu-ko-dys-tro-phy‘
Where’s my East Africa?
Well they said, they said, they said (the ones who know it all)
they said from now on for you there will be no more standing tall,
so I took my parents’ hands, I lifted my head to say
I’ll just have to be a hero, there’s no other way!
Back to East Africa
Back to East Africa
Back to East Africa
Come with me I’m going back, going back to East Africa.
روز جمعه، لورنزو در 30 سالگی و به خاطر پیشرفت بیماری ذاتالریه (به طور دقیق پنومونی آسپیراسیون – Aspiration Pneumonia) درگذشت، اما بیشک نام او را صدها بیماری که روزانه از روغن جادوییاش استفاده میکنند، برای همیشه به یاد خواهند داشت و تلاشهای پدر و مادر او را فراموش نخواهند کرد.
مختصری درباره بیماری آدرنولکو دیستروفی (Adrenoleukodystrophy)
آدرنولکودیستروفی (ALD) که بیماری شیلدر (Schilder’s Disease) هم خوانده میشود، یک بیماری ارثی نادر است که منجر به آسیب پیشرونده مغز، نارسایی غده فوق کلیه و در نهایت مرگ میشود.
ALD در گروه بیماریهای موسوم به لوکودیستروفی (Leukodystrophy) قرار دارد. در بیماری ALD، غلاف میلین (Myelin) به صورت پیشرونده، دچار آسیب میشود. میلین، بافتی از جنس چربی است که اعصاب سیستم عصبی مرکزی و محیطی را پوشش میدهد. بدون میلین، اعصاب نمیتوانند تکانههای عصبی را منتقل کنند.
در مبتلایان به ALD یک پروتئین ضروری انتقالدهنده، وجود ندارد. فقدان این پروتئین، انتقال آنزیمی را که مسئولیتش، تجزیه اسیدهای چرب با زنجیره دراز است، مختل میکند. (activated acyl coenzyme A) در نتیجه مقدار این اسیدهای چرب با زنجیره دراز، در بدن افزایش مییابد و منجر به آسیب مغز و غده فوق کلیه میشود.
ALD بیشتر به صورت وابسته به کروموزوم X منتقل میشود. بنابراین مبتلایان فرم شدید ALD، همیشه مرد هستند.
ALD با دیگر بیماریهایی که در آنها غلاف میلین آسیب میبینند، تفاوت دارد؛ مثلا این بیماری با اماس (MS) که در آن یک روند ایمنی باعث تخریب غلاف میلین میشود، تفاوت دارد.
علائم بالینی ALD، تا حد زیادی وابسته به سن شروع بیماری هستند. شدیدترین شکل بیماری، شکلی است که مغز را در دوران کودکی مبتلا میکند، این شکل بیماری بین سنین 4 تا 10 سالگی رخ میدهد و علائم آن عبارتند از نقایص تکاملی، تشنج، ناهماهنگی در حرکت (Ataxia)، نارسایی غده فوق کلیه، اختلال عملکرد بینایی و شنوایی. این شکل از بیماری میتواند در دوره نوجوانی هم ظهور پیدا کند، اما در بالغین، نادر است.
شکل دیگر ALD، بیشتر مردان جوان را مبتلا میکند و در آن بیشتر اختلالات نخاعی، برجسته هستند و به همین خاطر به آدرنومیهلونوروپاتی (Adrenomyeloneuropathy) یا اختصارا AMN موسوم است. علائم آن بیشتر به صورت ضعف و کرختی اندامها و اختلالات دفع ادرار و مدفوع است. باز هم بیشتر مبتلایان این شکل بیماری، مرد هستند.
شکلی از بیماری که بالغین و شیرخواران را درگیر کند، بسیار نادر است. این شکل از بیماری در هر دو جنس مرد و زن رخ میدهد و انتقال به صورت اتوزوم مغلوب است.
تشخیص بیماری به یاری علائم بالینی آن و همچنین پیدا کردن سطوح بالای اسیدهای چرب با زنجیره دراز در خون، امکانپذیر میشود. در MRI، اختلال ماده سفید مشهود است. از لحاظ یافتههای پرتونگاری، این بیماری شبیه MS است.
در بعضی از مراکز تستهای ژنتیکی برای پیدا کردن ژن معیوب و غربالگری وجود دارد.
درمان: در حال حاضر درمان قطعی برای این بیماری وجود ندارد. ولی استفاده از بعضی رژیمهای غذایی خاص قبل از بروز علائم، موفقیت محدودی در به تأخیر انداختن علائم این بیماری داشتهاند.
روغن لورنزو (Lorenzo’s Oil)، یکی از این رژیمهاست. روغن لورنزو با مخلوط کردن glyceryl trioleate و glyceryl trierucate با نسبت چهار به یک (همان اولئیک اسید و اروسیک اسید) ساخته میشود. رژیم غذایی این بیماران باید اسید چرب با زنجیره دراز کمی داشته باشد.
پیوند مغز استخوان (Bone Marrow Transplant) در بیمارانی که هنوز علائم را بروز ندادهاند یا علائم خفیفی دارند، میتواند مفید باشد.
لوواستاتین (Lovastatin) که یک داروی پایینآورنده کلسترول است، هم در این بیماران مفید است. اما محققان هنوز به نحوه عملکرد این دارو پی نبردهاند.
تحقیقاتی هم به منظور استفاده از بتا اینترفرون (Beta Interferon) و تالیدومید (Thalidomide) یا پیوند سلولهای بنیادی (Stem Cell Transplant) جهت درمان این بیماری، در حال انجام است.
پیشآگهی این بیماری بسیار ضعیف است و مبتلایان بدون درمان، غالبا یک تا ده سال بعد از شروع علائم فوت میکنند.
پیشرفتها در درمان و درک ALD: نگاهی به افقهای نوین (2026)
از زمان کشف روغن لورنزو و انتشار مقاله اصلی شما در سال 2008، علم پزشکی و تحقیقات پیرامون آدرنولکودیستروفی (ALD) به طور چشمگیری پیشرفت کرده است. در حالی که روغن لورنزو همچنان یک جزء مهم در مدیریت بیماری برای جلوگیری از شروع علائم در پسران جوان بدون علامت است، رویکردهای درمانی نوین، به ویژه ژندرمانی (Gene Therapy) و پیوند سلولهای بنیادی (Hematopoietic Stem Cell Transplant)، امیدهای تازهای را برای بیماران با علائم اولیه و حتی پیشرفتهتر، زنده کردهاند. ژندرمانی به خصوص در سالهای اخیر با موفقیتهای چشمگیری همراه بوده است، جایی که با جایگزینی ژن معیوب ABCD1، میتوان عملکرد آنزیم ناقص را بازگرداند و از تجمع اسیدهای چرب بسیار بلند زنجیره (VLCFA) جلوگیری کرد. این پیشرفتها، که در مراحل اولیه به بیماران ارائه میشوند، میتوانند از تخریب بیشتر میلین جلوگیری کرده و کیفیت زندگی بیماران را به طور قابل توجهی بهبود بخشند.
علاوه بر ژندرمانی، تحقیقات وسیعی بر روی مکانیسمهای ترمیم میلین و محافظت عصبی در حال انجام است. پروژههایی مانند «پروژه میلین» (The Myelin Project) که والدین لورنزو پایهگذار آن بودند، به نتایج امیدبخش جدیدی در زمینه بازسازی غلاف میلین آسیبدیده دست یافتهاند. استفاده از سلولدرمانی و داروهایی که مسیرهای ترمیم میلین را تحریک میکنند، از جمله رویکردهای هیجانانگیز در حال توسعه هستند. همچنین، غربالگری نوزادان (Newborn Screening) برای ALD در بسیاری از کشورها فراگیر شده است، که این امر امکان تشخیص زودهنگام و شروع درمان پیشگیرانه را فراهم میآورد. تشخیص به موقع، به ویژه قبل از بروز علائم بالینی، برای اثربخشی حداکثری درمانهایی مانند روغن لورنزو و پیوند مغز استخوان حیاتی است و میتواند سرنوشت کودکان مبتلا را کاملاً تغییر دهد.
روغن لورنزو: یک کشف بیوشیمیایی با الهام از زندگی
داستان کشف روغن لورنزو نه تنها یک روایت انگیزشی از اراده انسانی است، بلکه یک مطالعه موردی fascinating در زمینه بیوشیمی و فارماکولوژی محسوب میشود. فرضیه بازدارندگی رقابتی (Competitive Inhibition) که آگوستو اودون، بدون پیشزمینه علمی رسمی، به آن دست یافت، نشاندهنده عمق درک او از مکانیسمهای پیچیده بیوشیمیایی بود. او دریافت که برای کاهش تولید اسیدهای چرب بسیار بلند زنجیره (VLCFA) در بدن، که عامل اصلی بیماری ALD هستند، میتوان از اسیدهای چرب مشابه اما بیضرر استفاده کرد تا آنزیم مسئول تولید VLCFA را مشغول کند. این “بازدارنده” باید به اندازه کافی شبیه سوبسترای اصلی باشد تا بتواند به آنزیم متصل شود، اما نه آنقدر که خود به مادهای مضر تبدیل گردد. انتخاب اولئیک اسید (Oleic Acid) و اروسیک اسید (Erucic Acid) با طول زنجیرههای متفاوت، یک نوآوری هوشمندانه بود که از اصول دقیق بیوشیمی پیروی میکرد و نتایج شگفتانگیزی در کاهش سطح VLCFA در خون لورنزو به دنبال داشت.
چالش اصلی در توسعه روغن لورنزو، نه تنها در کشف فرمول، بلکه در یافتن منابع خالص و قابل مصرف این اسیدهای چرب نهفته بود. آگوستو و مایکلا مجبور بودند با دهها شرکت شیمیایی و داروسازی تماس بگیرند، زیرا تولید اروسیک اسید خالص و خوراکی، به دلیل سمی بودن آن در دوزهای بالا و نگرانیها از عوارض قلبی (که بعدها رد شد)، در آن زمان رایج نبود. این مبارزه برای یافتن و خالصسازی مواد، نمونهای از موانع بزرگی است که محققان و بیماران در مسیر توسعه درمانهای برای بیماریهای نادر با آن روبرو هستند. این داستان همچنین درسهایی در مورد همکاری بین بیماران، خانوادهها، پزشکان و صنعت داروسازی ارائه میدهد؛ همکاری که میتواند سرعت اکتشافات علمی را تسریع بخشد و راه را برای درمانهای نجاتبخش هموار کند، حتی زمانی که سیستمهای موجود، قادر به پاسخگویی سریع نباشند.
میراث لورنزو: امید، مبارزه و تغییر زندگیهای بیشمار
داستان لورنزو اودون و روغن لورنزو نه تنها به زندگی خود او طول و کیفیت بیشتری بخشید، بلکه مسیر را برای صدها و هزاران خانواده دیگر که با آدرنولکودیستروفی (ALD) دست و پنجه نرم میکردند، هموار کرد. یکی از شیرینترین و واقعیترین نتایج این کشف، افزایش چشمگیر نرخ بقا و بهبود کیفیت زندگی در کودکانی بود که در مراحل اولیه بیماری، قبل از بروز علائم عصبی شدید، با روغن لورنزو درمان شدند. مطالعات بالینی، از جمله پژوهشی که در سال 2005 منتشر شد و در مقاله اصلی نیز به آن اشاره شده، نشان داد که سه چهارم پسرانی که تحت درمان با روغن لورنزو و رژیم غذایی کم اسید چرب زنجیره بلند قرار گرفتند، در معاینات عصبی و MRI مغزی طبیعی باقی ماندند و پیشرفت بیماری در آنها به تأخیر افتاد. این بدان معناست که دیگر کودکان ALD، فرصتی برای رشد، تحصیل و داشتن یک زندگی عادی پیدا کردند که پیش از این برایشان غیرقابل تصور بود.
تأثیر روغن لورنزو و تلاشهای خانواده اودون، فراتر از یک درمان دارویی رفت. آنها الهامبخش جنبش جهانی حمایت از بیماریهای نادر (Rare Disease Advocacy) شدند. «پروژه میلین» (The Myelin Project) که توسط آنها بنیانگذاری شد، به مرکزی برای تبادل دانش و حمایت از تحقیقات در مورد تمامی بیماریهای میلین تبدیل گردید. بسیاری از خانوادههای درگیر با ALD، با تکیه بر تجربه اودونها، خودشان به جمعآوری کمکهای مالی و حمایت از تحقیقات پرداختند. این جریان، نه تنها به کشف درمانهای جدیدتر کمک کرد، بلکه آگاهی عمومی را نسبت به این بیماریهای فراموششده افزایش داد. هرچند لورنزو سرانجام در 30 سالگی درگذشت، اما زندگی طولانیتر و نسبتاً باکیفیت او، اثباتی بر قدرت اراده انسان و اهمیت هرگز تسلیم نشدن بود. میراث او در هر کودکی که امروز با ALD تشخیص داده میشود و با امید به زندگی نگاه میکند، زنده است.
جمعبندی نهایی
داستان لورنزو اودون و «روغن جادویی اراده» او، فراتر از یک روایت دراماتیک، نمادی قدرتمند از فداکاری بیمرز والدین و پتانسیل نهفته در پشتکار علمی است. این مقاله نشان داد که چگونه در مواجهه با بیماری کشنده آدرنولکودیستروفی (ALD)، خانواده اودون نه تنها برای نجات فرزندشان دست به کاری عظیم زدند، بلکه درک جهانی از این بیماری و رویکردهای درمانی آن را متحول کردند. از ابداع روغن لورنزو بر پایه اصول بیوشیمیایی گرفته تا الهامبخشی برای تحقیقات آینده در زمینه ژندرمانی و ترمیم میلین، میراث لورنزو و والدینش تا امروز ادامه دارد. این ماجرا، یادآور این نکته حیاتی است که حتی در تاریکترین لحظات ناامیدی پزشکی، امید و اراده برای جستجوی راه حلهای نوآورانه میتواند نه تنها زندگی یک فرد، بلکه سرنوشت صدها هزار نفر دیگر را تغییر دهد و افقهای جدیدی را در علم پزشکی بگشاید.






سلام وقت بخیر
ممنون از مطالبتون .
ایا این روغن برای بیماری ادرنومیلینورپاتی مفید هست ؟؟؟
این روغن رو از کجا میشه تهیه کرد؟؟؟؟
با سلام
در خواهر زاده من هم با ۱۰ سال سن و رده هوشی بسیار قوی علائم بیماری شروع شده و دکتر روغن لورنزا تجویز کرده ولی جوابی برای مدت درمان و روش و روند بیماری چیزی نمیگه،شدیدن نگرانیم اگه کسی در این مورد اطلاعات داره لطفا کمک کنه?
دختر من دچار بیماری پانل لوکودیستروفی شده لطفا راهنماییم کنید
mamnoon az matalebe khoobetoon.mishe dar morede enzyme actyl coA hrchi midunid vasam mail konid?
سلام خواهرزاده من هم که یه دختر بچه سه ساله ست به این بیماری دچار شده… اما دکترها گفتن خوردن روغن لورنزو هم تاثیری نداره… براش دعا کنید شاید از دعای شما معجزه ای بشه و شفا پیدا کنه
جوابی گرفتین؟!
بسیار جالب و آگاهی دهنده بود
من پیشنهاد میکنم یک وبلاگ جداگانه در مورد پژشکی و بیماری ها بزنید.
چون من تاحالا اینجور وبلاگی رو ندیدم که به زبان ساده برای غیر پزشک ها بیماری ها رو شرح بده
موفق باشید
نشانی دانلود ترانه ” لورنزو ” از فیل کالینز:
http://step.yourfiledownloader.com/j5GVX2vc4nhp2KFWZMv8D2HOsClor/ImZvf7O2n10GAq+tdkFubbawCjgDZO5cFTHvqGElCXlAJS2cRXA980
دکتر مجیدی, دکتر مجیدی… دکتر مجیدی!
درود بر تو با این مطلب بسیار آموزنده و تاثیر گذارت و صدها درود بر این پدر و مادر با اراده و مسئولیت پذیر , این مطلب رو من 4 سال و چند ماه بعد از نگارشش توسط شما خوندم و بسیار آموختم. ممنون
من امروز این فیلم رو دیدم
چقدر به این پدر و مادر برای تلاشهاشون غبطه خوردم
دعا می کنم خدا به ما هم همچین اراده ای برای پیدا کردن ناشناخته ها بده برای رسیدن به خودش…
خدا هیچ دردی رو بی درمان نداده انشاالله برای سرطان، ام اس و خیلی از مریضیهای دیگه هم درمان پیدا کنیم
با تشکر از مطالب مفید , من پسری دارم که تا 5/1 سالگی سالم بود و از آن به بعد روز به روز دچار پس رفت شده بطوری که میشه گفت دیروزش بهتر از امروز است و امروز بهتر از فردا , چطور میتونم مطئمن بشم که این دیستروفی است یا نه چون حتی پزشکها هم در این موضوع اتفاق نظر ندارند با وجود ام آر آی و نوار عصبی و آزمایشات زیادبرخی پزشکها تایید و برخی رد می کنند و این ما رو شدیدا ً آشفته و بلا تکلیف گذاشته خواهشمندم ما را راهنمایی کنید متشکرم واقعا منتظر جوابتان می باشم
اگه اطلاعاتی در این مورد پیدا کردین به من هم بگین لطفا??
با سلام
فرزند من هم همین علائم رو داشت
دکتر اشرف زاده (مشهد)آزمایشی برامون نوشت فرستادیم آلمان
مشخص شد دیستروفی است.
این ماجرا مرا یاد پدر و مادرخودم انداخت.
آنها با رنج و زحمتی بسیار در طول حداقل بیست و هفت سال تلاش مداوم و شبانه روزی و بی وقفه موفق شدند مرا از دنیای آدمهای سالم بیرون ببرند و بیمار و نابودم کنند.
واقعا که خدا رحمتشان کند !!!!
آقای دکتربرای بدست آوردن این روغن چه بایدکرد؟درچه مرحله ای روغن فایده دارد؟برای درمان چه بایدبکنیم؟مادوفرد مبتلا داریم لطفا راهنمایی بفرماییدم-منتظر جوابتان هستم-باتشکر
دست جناب دکتر درد نکنه تابامطلب خوبش چرامطتب جدیدی ازشمانمیبینم؟دوست بامطالب بیشتری ازشما آشناشوم باتشکر
خیلی ممنون، مطلب جامع و کاملی بود. فیلم گفته شده را شبکه 4 تو این هفته پخش میکنه. کاش میشد برای دردای دیگه هم اینطوری نتیجه گرفت.
http://ch4.iribtv.ir/index.php?option=com_content&task=view&id=494
89/05/07
سلام اقای دکتر با تشکر از اطلاعات خوبتان
من میخواستم بدونم رونداین بیماری با چه سرعتی بیش میره و چه کسانی میتونند به فرد مبتلا در بیوند استخوان کمک کنند و علت ابتلا به این بیماری چییه؟ متاسفانه بسر خواهرم که 5/2 ساله است به این بیماری مبتلاست من عاجزانه خواهشمندم ما رو با اطلاعلتتون راهنمایی کنید من منتظر جوابتون هستم.
سلام
مطلب جالب و تکان دهنده ای از اراده پدر و مادر بود من دوستی دارم که مدت 15 سال است به بیماری ام اس مبتلاست اما انقدر اراده او قوی است که همیشه و همه جا از او به عنوان یک زن با ارداه بی نهایت یاد میکنم از او یاد گرفتم که اراده و مصمم بودن در هر کاری راه نجات و موفقیت میباشد پدر و مادر لورنزو هم با اراده و عشق به فرزندشان به این موفقیت رسیدند باز هم تشکر از شما
سلام.آقای دکتر خسته نباشید بسیار جالب بود.درود بر عشق واراده ودوست داشتن انسانها. محبت گل زیبای زندگی.زندگیتان پر از گل باد…
خیلی ممنون آقای دکتر.
مطلب بسیار زیبا وآموزنده ای بود.
با درود
من پیش از این فیلم بسیار تاثیر گذار را دیده بودم
میلر پیام آنان را به همه ما رساند
و او و خانواده او از رستگارترین ها هستند
dear doctor,i had seen the LORENZO OIL and reading your reaserch about it was nice enough to encourage me to see it once more .thanks
خبر تکان دهنده ودردناکی بود گرچه لورنزو از رنج رها شد.
از ارایه این نوشته و داستان زندگی همراه با عشق و علاقه لذت بردم.
سلام دکتر
تا اونجا که یادم میاد فیلم لورنزو را تلویزیون ایران هم گذاشته.فیلم تاثیرگذار و جالبی بود.در هر صورت از شنیدن خبر مرگ لورنزو هم ناراحت شدم.راستی دکتر جان شما چند ماه پیش تعدادی از معروفترین صداهای قرن بیستم را آپلود کرده بودید که من همه اونها را دانلود کردم ولی متاسفانه طی یک حادثه فایلهاش از بین رفت. توی آرشیوتون هم که رفتم لینک دانلودشون خراب بود. اگر براتون امکان داره یک دفعه دیگه لینک اون صداها را بگذارید و یا زحمت بکشید و اون را به ایمیلم بفرستید.یک دنیا ممنون
ممنون دکتر…
اطلاعات خیلی مفیدی بودن
خیلی مفصل ولی روان و خوب بود. ممنون
فوق العاده بود….واقعا اشکمو درآورد!!!!
فیلم را میبینم حتما …..حداقل برای تقویت روحیه خوبه
دکتر جان ممنون
خیلی لذت بردم، پر بود از امید و زندگی
چقدر این بیماری به معنی اخص کلمه “هولناک” است و واقعا چه قدرت اراده قوی این والدین داشته اند که تونستن با روند سریع این بیماری که برای آنها از نظر احساسی بسیار تخریب کننده است نه تنها دست روی دست نگذاشتند و…..
شما هم واقعا خسته نباشید با این ترجمه عالی و سلیس.
می تونم ازتون بپرسم از نظر زمانی چقدر وقت برای ترجمه این مطلب گذاشته اید؟بازهم دستتون درد نکند.
سلام
خیلی مفید و زیبا بود.
سلامت و موفق باشید.
مطلب خیلی جالبی بود به ویژه برای من که تغذیه خوانده ام. ممنون
سلام جناب دکتر
مطلب بسیار مفید و زیبایی بود ممنون. بعد از ماهها به نظرم یک پست خیلی قشنگ نوشتید، خیلی وقت بود که دیگر نوشتههایتان برایم آن جذابیت همیشگی را نداشتند. فکر میکنم در زمینه پزشکی و آی.تی نسبت به سایر زمینهها بسیار زیباتر می نویسید.
پایدار باشید.
سلام
مطلب فوق العاده زیبا ، جالب و تاثیر گذاری بود…ممنون که اینقدر خوب این مطلب رو تهیه و تدوین کرده بودین.
موفق باشین.
سلام
مطلبی تاثیر گذار،غنی و آموزنده بود مانند همیشه.
راستی افشین قطبی هم فراری شد… مثل همیشه نوابغ ما مفت چنگ غریبه ها. عادت می کنیم…نه؟
شادباشی!
مقالهَُ خیلی جالبی بود. از عنوان مقاله هم خیلی خوشم اومد: «روغن جادویی اراده:…»
نکته اول اینکه این فیلم رو به خاطر نمیارم. گرچه تو لیست فیلمهام هم هست ولی پیداش نمی کنم. باید حتما پیداش کنم و ببینمش.
نکته دوم اینکه از این همه اطلاعات یک جا شوکه شدم. بمباران اطلاعاتی شدم. الان هم مجروح شدم و افتادم یه گوشه
مرسی.
مطلبتون بسیار بسیار عالی کامل و مفید و انسانی بود . دانستن این مطالب به زندگی معنای بهتری میده
پست واقعا عالی و جامعی بود!
دستت درد نکنه!
سلام و درود
عالی بود آقای دکتر عالی
موفق و سربلند باشید
سلام و درود
عالی بود آقای دکتر عالی
موفق و سربلند باشید
ممنون.خیلی خوب بود.
یک سوال؟ اگر وابسته به کروموزوم x منتقل میشه چرا زنها که xx هستن کمتر مبتلا میشن ؟ مغلوبه؟
دوست داشتن معجزه میکنه، کار پدر و مادر لورنزو قابل ستایشه…
یاد فیلمش افتادم که چند وقت پیش از شبکه 4 پخش شد. خدا میدونه من چقدر این فیلم و به خصوص درایت مامانه رو در عین همه نگرانی ها و تعصبی که به پسرش داشت دوست داشتم..
به خصوص اونجایی که پرستاره رو دعوا کرد یا اونجایی که بالاخره کم آورد و با شوهرش حسابی بحثش شد و…
hi
It was PERFECT; I’ll watch the film tonight. What a fantastic parents. WHAT A FANTASTIC PARENTS
Thanks
خواننده همیشگی نوشته هاتون هستم . واقعا عالیه. خیلی خیلی کامل علمی موثق و جالب . پایدار باشید
Thanks. It is so profound, great information and a valuable lesson
سلام
دو تا نکته رو می خواستم بگم که حیف توی این مطلبتون درست نباشه:
1- تولد لورنزو 29 می هست و نه در دسامبر
2-طبق مقالاتی که در اینترنت هست این روغن برای کسانی مفید است که هنوز نشانه های بیماری را نشان نداده اند یا در مراحل بسیار اولیه بیماری هستند و برای بقیه تاثیر چندانی ندارد.
سلام جناب دکتر
مطلب بسیار مفیدی بود ممنون. واقعا آدم از این روح مبارزه لذت می بره. من متاسفانه در مقابل بیماری خیلی ضعیف هستم واقعا درس بزرگیه.
متشکرم
این فیلم رو سالها پیش دیده بودم و بسیار لذت برده بودم. من حداکثر در حد همون فیلم از این بیماری میدونستم، اما اطلاعاتی رو که امروز شما نوشته بودید، بسیار کاملتر و مفیدتر بود. سپاس
مطلبتون غنی، هیجان انگیز و الهام بخش بود
دکتر یادت می یاد یه دفعه 500 تا از بهترین آهنگا رو توی وبلاگت گذاشتی ! منم همه اونا رو دانلودکردم . اما چند وقت پیش تو سانحه نصب ویندوز تمام هاردم پاک شد ! می تونی زحمت گذاشتن لینکس رو برام بذاری ؟ والا من نمی دونم توی اینهمه آرشیو من باید چطوری اونا را پیدا کنم ؟ دست گلتم درد نکنه
پاسخ: http://unlinkable.blogspot.com/2008/02/rs-500-greatest-songs-of-all-time.html
دکتر تیتر رو که خوندم یادم افتاد فیلمش رو دیدم ! درود بر حافظه فنا شده من