بازی هیث لجر در نقش ویلیام تاچر در فیلم A Knight’s Tale (2001) | قهرمان، پرانرژی، جوان، سرگرمکننده، کاریزماتیک
سفر به قرون وسطی با چاشنی موسیقی راک اند رول و انرژی جوانی فرمولی بود که سینما در آغاز قرن جدید به آن نیاز داشت. آشنایی با فیلم داستان یک شوالیه و بازی پر جنب و جوش هیث لجر برای هر دوستدار سینمای سرگرمکننده جالب و ضروری است زیرا این اثر آغازگر دوران طلایی لجر به عنوان یک ستاره کاریزماتیک سینما بود. در این مقاله قصد داریم بررسی کنیم که چگونه یک بازیگر جوان استرالیایی توانست نقش ویلیام تاچر (William Thatcher) دهقانی که آرزوی شوالیه شدن دارد را با چنین شور و حرارتی بازی کند. چرا این فیلم توانست کلیشههای خشک آثار تاریخی را بشکند و به یک اثر کلاسیک مدرن تبدیل شود؟ آیا بازی لجر تنها متکی بر جذابیت ظاهری بود یا ظرافتهای بازیگری او باعث ماندگاری این اثر شد؟ در ادامه با تحلیل دقیق این فیلم و بازی لجر همراه ما باشید.
فهرست مطالب
- ۱. شناسنامه اثر
- ۲. داستان کامل فیلم
- ۳. زوایای فنی و بازیگری کاریزماتیک هیث لجر
- ۴. مطالب فان و حواشی پشت صحنه
- ۵. ریشههای تاریخی و تلفیق با فرهنگ مدرن
- ۶. بازتاب در رسانهها و تاثیر بر کارنامه لجر
- ۷. تمرینات فیزیکی و چالشهای لجر در نقش شوالیه
- ۸. سوءبرداشتها درباره جنبههای تاریخی فیلم
- ۹. تحلیل روانشناختی کاراکتر ویلیام تاچر
- ۱۰. سناریوها و سکانسهای شاخص بازی لجر
- ۱۱. مقایسه با دیگر نقشهای قهرمانانه لجر
- ۱۲. زاویه دید جدید و جایگاه فیلم در فرهنگ عامه امروز
۱. شناسنامه اثر
فیلم سینمایی داستان یک شوالیه (A Knight’s Tale) در سال ۲۰۰۱ میلادی به نویسندگی، کارگردانی و تهیهکنندگی برایان هلگلند (Brian Helgeland) ساخته شد. این فیلم ماجراجویانه و کمدی اکشن با بودجهای حدود ۶۵ میلیون دلار تولید گردید و توانست به موفقیت تجاری خوبی دست یابد. در این اثر هیث لجر نقش اصلی یعنی ویلیام تاچر را ایفا میکند و در کنار او بازیگران توانمندی چون پل بتانی (Paul Bettany) در نقش جفری چاسر، آلن تودیک (Alan Tudyk) در نقش وات، لورا فریزر (Laura Fraser) در نقش کیت و روفوس سیول (Rufus Sewell) در نقش کنت ادهمار به ایفای نقش پرداختهاند. فیلمبرداری این اثر در شهر پراگ در جمهوری چک انجام شد تا قلعهها و دشتهای قرون وسطایی به شکل طبیعی بازسازی شوند.
یکی از ویژگیهای متمایز این فیلم، موسیقی متن فوقالعاده آن است که توسط کارتر برول (Carter Burwell) ساخته شده و شامل قطعات معروفی از گروههای راک بزرگی مانند کوئین (Queen) و ایسی/دیسی (AC/DC) است. طراحی لباس فیلم ترکیبی از زرههای کلاسیک قرون وسطایی و مد مدرن دهه هفتاد و نود میلادی است که جذابیتی بصری منحصربهفردی به کار بخشیده است. این فیلم توانست نام هیث لجر را به عنوان یک ستاره جوان و پولساز در هالیوود مطرح کند و مسیر او را برای پروژههای بزرگتر هموار سازد.
۲. داستان کامل فیلم
داستان فیلم در قرن چهاردهم میلادی روایت میشود و درباره دهقان جوانی به نام ویلیام تاچر است که به عنوان ملازم در خدمت یک شوالیه پیر کار میکند. پس از مرگ ناگهانی شوالیه در میان یک تورنمنت، ویلیام تصمیم میگیرد زره او را بپوشد و در مسابقه شرکت کند تا جایزه را ببرد. او با کمک دوستان صمیمیاش وات و رولاند موفق به این کار میشود اما برای ادامه مسابقات نیاز به مدارک اصالت خانوادگی دارد زیرا تنها نجیبزادگان حق شرکت در تورنمنتها را دارند. در این مسیر آنها با نویسندهای فقیر به نام جفری چاسر آشنا میشوند که برای آنها شجرهنامهای جعلی به نام اولریک فون لیختنشتاین میسازد.
ویلیام با این هویت جعلی وارد مسابقات مختلف میشود و به سرعت با پیروزیهای پیاپی به قهرمانی محبوب تبدیل میگردد. او در این راه عاشق بانویی نجیبزاده به نام جوسلین میشود اما همزمان دشمنی سرسخت به نام کنت ادهمار پیدا میکند که شوالیهای بیرحم و واقعی است. در نهایت هویت واقعی ویلیام فاش میشود و او دستگیر میگردد اما پرنس ادوارد به پاس شجاعت و اصالت درونیاش او را شوالیه واقعی اعلام میکند. در فینال مسابقات، ویلیام با زره شکسته و بدون نیزه محافظ با ادهمار روبرو میشود و در یک دوئل حماسی او را شکست میدهد تا به قهرمان واقعی مردم تبدیل شود.
۳. زوایای فنی و بازیگری کاریزماتیک هیث لجر
هیث لجر در نقش ویلیام تاچر ترکیبی بینظیر از فیزیک بدنی پر انرژی و کاریزمای طبیعی را به نمایش گذاشت. او برای این نقش نیاز داشت که باورپذیری یک ورزشکار قرون وسطایی را با جذابیت یک ستاره راک مدرن ترکیب کند. لجر با کنترل دقیق بر حرکات فیزیکی خود در صحنههای نبرد و سوارکاری توانست هیجان و خطر این مسابقات را به خوبی منتقل کند. او بیشتر بدلکاریهای سوارکاری و مبارزات با نیزه را شخصا انجام داد که این امر پویایی خاصی به نماهای اکشن فیلم بخشید.
از بعد فنی بازی لجر متکی بر تعادل میان سادگی یک دهقان و غرور یک شوالیه بود. او در صحنههای ابتدایی فیلم با شلختگی و سادگی رفتاری ظاهر میشود اما هرچه داستان پیش میرود قامت او راستتر، لحن صدایش محکمتر و نگاهش نافذتر میشود. این سیر تحول شخصیتی بدون اغراقهای هالیوودی و با تکیه بر تغییرات تدریجی در فن بیان و زبان بدن اجرا شد. لجر همچنین در سکانسهای طنزآمیز فیلم هماهنگی فوقالعادهای با پل بتانی و آلن تودیک داشت که نشاندهنده هوش بالای او در بازیگری گروهی بود.
۴. مطالب فان و حواشی پشت صحنه
پشت صحنه فیلم داستان یک شوالیه پر از شوخیها و حوادث بامزه بود که اتمسفر شاد فیلم را بازتاب میداد. در یکی از روزهای فیلمبرداری، هیث لجر در حین تمرین ضربات نیزه به طور تصادفی دندان جلویی کارگردان برایان هلگلند را با چوب شکست که این اتفاق باعث شد لجر تا مدتی به شدت احساس گناه کند. همچنین زرههایی که برای بازیگران ساخته شده بود به قدری سنگین و گرم بودند که بازیگران در فواصل بین فیلمبرداری مجبور بودند در جلوی پنکههای بزرگ استراحت کنند تا دچار گرمازدگی نشوند.
یکی دیگر از نکات جالب مربوط به سکانس رقص مشهور فیلم است که در آن آهنگ راک به صورت تلفیقی نواخته میشود. لجر و شانین سوسامون (Shannyn Sossamon) هفتهها برای یادگیری این رقص پیچیده تمرکز کردند اما در روز فیلمبرداری لجر تصمیم گرفت چند حرکت رقص مدرن و فیالبداهه به آن اضافه کند که به شدت مورد پسند کارگردان قرار گرفت و در فیلم حفظ شد. همچنین حضور پل بتانی در نقش جفری چاسر با بازیهای بداهه و دیالوگهای طوفانیاش در معرفی اولریک بارها باعث خنده شدید لجر و خراب شدن برداشتها شده بود.
۵. ریشههای تاریخی و تلفیق با فرهنگ مدرن
فیلم داستان یک شوالیه با اینکه در قرن چهاردهم میگذرد اما آگاهانه از عناصر مدرن استفاده میکند تا ارتباط بهتری با مخاطب نسل جدید برقرار کند. ریشههای این فیلم به داستانهای جفری چاسر در کتاب حکایتهای کانتربری (The Canterbury Tales) برمیگردد اما کارگردان تصمیم گرفت مسابقات شوالیهها را به عنوان معادل ورزشهای حرفهای و پرطرفدار امروز مانند فوتبال یا بسکتبال تصویر کند. تماشاگران در استادیومها شعارهای مدرن سر میدهند و آهنگهای راک میخوانند که این تلفیق هوشمندانه مرزهای زمان را کمرنگ میکند.
این ایده که یک دهقان میتواند با تکیه بر استعداد و شجاعت خود سرنوشت را تغییر دهد ریشه در رویای آمریکایی و جنبشهای مدرن برابریخواهی دارد. در قرون وسطی جابجایی طبقاتی تقریبا غیرممکن بود اما فیلم با استفاده از این بستر تاریخی پیامی مدرن درباره اراده انسان ارسال میکند. بازی لجر به عنوان یک جوان سرکش که قوانین طبقاتی را به چالش میکشد نمادی از روحیه عصیانگر جوانی در تمامی دورانهاست که در فرهنگ پاپ به خوبی پذیرفته شد.
۶. بازتاب در رسانهها و تاثیر بر کارنامه لجر
اکران فیلم در سال ۲۰۰۱ با واکنشهای متفاوتی از سوی منتقدان روبرو شد؛ برخی از منتقدان کلاسیک سینما از ترکیب موسیقی راک با فضای قرون وسطی ناراضی بودند اما بیشتر رسانهها بازی پر انرژی و جذاب هیث لجر را ستودند. مجله رولینگ استون (Rolling Stone) در نقد خود نوشت که لجر دارای آن کاریزمای طبیعی ستارههای قدیمی سینماست که میتواند یک تنه فیلم را به دوش بکشد. این فیلم لجر را به عنوان یک بت جوانان (Teen Idol) معرفی کرد هرچند او خودش تمایلی به ماندن در این قالب نداشت.
موفقیت تجاری فیلم در گیشه جهانی باعث شد که لجر به عنوان یک بازیگر نقش اول توانمند در پروژههای بزرگ هالیوود شناخته شود. رسانهها شروع به مقایسه او با بازیگران بزرگی مانند مل گیبسون کردند. با این حال لجر بلافاصله پس از این فیلم تلاش کرد با انتخاب نقشهای تاریکتر و پیچیدهتر در فیلمهایی مانند مسترشکستناپذیر و کوهستان بروکبک از کلیشه قهرمان اکشن خوشچهره فرار کند که نشاندهنده دیدگاه هنری عمیق او بود.
۷. تمرینات فیزیکی و چالشهای لجر در نقش شوالیه
ایفای نقش یک شوالیه سوارکار نیاز به آمادگی جسمانی فوقالعادهای داشت که لجر برای رسیدن به آن ماهها تلاش کرد. او زیر نظر مربیان حرفهای سوارکاری آموزش دید تا بتواند در حین تاختن با سرعت بالا نیزه سنگین را کنترل کند. این تمرینات فیزیکی سخت باعث شد که او چندین بار از اسب سقوط کند و دچار کوفتگیهای شدید عضلانی شود اما او هرگز از ادامه کار منصرف نشد و اصرار داشت که تا حد امکان از بدلکار استفاده نکند.
چالش دیگر لجر بازی با کلاهخود و زره سنگین فلزی بود که دامنه حرکتی و دید او را به شدت محدود میکرد. او باید یاد میگرفت که چگونه احساسات خود را تنها از طریق چشمها و حرکات سر زمانی که صورتش پوشانده شده بود منتقل کند. این تجربه به او کمک کرد تا درک بهتری از بازیگری فیزیکی پیدا کند که بعدها در نقشهای دیگرش به کار آمد. طراح صحنه و لباس فیلم بعدها ذکر کرد که لجر به قدری به وزن زره عادت کرده بود که در اواخر فیلمبرداری مانند لباسهای معمولی با آن حرکت میکرد.
۸. سوءبرداشتها درباره جنبههای تاریخی فیلم
یکی از بزرگترین سوءبرداشتها درباره داستان یک شوالیه این است که آن را یک مستند تاریخی یا یک فیلم وفادار به واقعیت قرون وسطی بدانند. بسیاری از منتقدان در زمان اکران به اشتباهات تاریخی فیلم مانند وجود زرههای مدرنتر، مدل موهای امروزی و موسیقی راک اعتراض کردند. اما حقیقت این است که تمام این عناصر به طور کاملا آگاهانه و عامدانه توسط برایان هلگلند طراحی شده بودند تا فیلم اتمسفری شاد و شبیه به مسابقات ورزشی مدرن داشته باشد.
فیلم تعمدا نمیخواست یک اثر تاریخی تاریک و کثیف باشد بلکه هدفش خلق یک فانتزی پر انرژی و سرگرمکننده بود. لجر نیز در بازی خود هیچ تلاشی برای صحبت کردن با لهجه انگلیسی باستانی یا رفتارهای رسمی درباری انجام نداد بلکه رابی را با لحنی صمیمی و امروزی بازی کرد. درک این نکته که فیلم یک اثر پستمدرن و فانتزی است کلید لذت بردن از داستان و بازی لجر است و نباید آن را با معیارهای سینمای تاریخی واقعگرایانه سنجید.
۹. تحلیل روانشناختی کاراکتر ویلیام تاچر
از منظر روانشناختی ویلیام تاچر نمونه بارز عقده حقارت و تلاش برای جبران آن از طریق دستاوردهای شخصی است. او که در فقر بزرگ شده و پدرش او را برای یافتن زندگی بهتر فرستاده است همواره با ترس از بیارزش بودن دستوپنجه نرم میکند. جعل هویت به عنوان اولریک فون لیختنشتاین نه تنها یک ابزار برای ورود به مسابقات بلکه یک نیاز روانی برای اثبات خود به دنیا و به ویژه به پدر نابینایش است.
ویلیام دچار یک تضاد درونی میان هویت واقعی خود به عنوان دهقان و هویت جعلیاش به عنوان شوالیه است. او در طول فیلم یاد میگیرد که نجابت و شرافت ربطی به خون و شجرهنامه ندارد بلکه به اعمال و رفتار انسان بستگی دارد. لجر این کشمکش درونی و احساس گناه ناشی از دروغگویی را در کنار غرور قهرمانیاش به زیبایی نشان میدهد. رابطه عاطفی او با جوسلین نیز به عنوان محرکی برای کشف ارزشهای واقعی درونیاش عمل میکند.
۱۰. سناریوها و سکانسهای شاخص بازی لجر
یکی از درخشانترین سکانسهای بازی لجر، صحنه رویارویی او با پدر نابینایش پس از سالها دوری است. در این صحنه ویلیام بدون اینکه هویت خود را فاش کند با پدرش صحبت میکند. لجر در این سکانس با بازی فوقالعاده چشمان پر از اشک، بغض گلوگیر و لحن لرزان صدایش یکی از احساسیترین لحظات فیلم را خلق میکند که تماشاگر را به شدت تحت تاثیر قرار میدهد. این صحنه نشان داد که او پشت آن چهره خندان و پر انرژی توانایی اجرای درامهای عمیق خانوادگی را دارد.
سکانس فینال مسابقه که در آن ویلیام با وجود مصدومیت شدید اصرار دارد زره سینه خود را باز کند تا سبکتر شود و بدون محافظ با ادهمار روبرو شود نیز نمونهای دیگر از بازی حماسی اوست. لجر در این صحنه با فریادی رسا و نگاهی سرشار از اراده پولادین، خشم و شجاعت کاراکتر را به اوج میرساند. این لحظه حماسی با موسیقی باشکوه فیلم ترکیب شده و به یکی از ماندگارترین تصاویر سینمای ماجراجویی اوایل قرن بیست و یکم تبدیل میشود.
۱۱. مقایسه با دیگر نقشهای قهرمانانه لجر
ویلیام تاچر در مقایسه با دیگر نقشهای قهرمانانه لجر مانند نقش گابریل مارتین در فیلم میهنپرست (The Patriot) دارای طراوت و شوخطبعی بیشتری است. در میهنپرست او نقش سربازی جدی و وظیفهشناس را بازی میکند که درگیر جنگی خونین است اما در داستان یک شوالیه او قهرمانی لایت و سرگرمکننده است که بیشتر به دنبال اثبات خود و لذت بردن از زندگی است. این تفاوت نشاندهنده انعطافپذیری بالای لجر در بازه کوتاهی از فعالیت حرفهایاش بود.
حتی در مقایسه با بازی او در فیلم برادران گریم (The Brothers Grimm) که آن هم بستری فانتزی داشت بازی او در داستان یک شوالیه صمیمیت و سادگی بیشتری دارد. لجر در نقش ویلیام هیچ ترسی از آسیبپذیر بودن یا حتی مضحک به نظر رسیدن در برخی صحنههای کمدی ندارد. این ویژگی باعث میشود که مخاطب به راحتی با او همذاتپنداری کند و او را به عنوان یک قهرمان مردمی بپذیرد نه یک شوالیه دستنیافتنی و سنگی.
۱۲. زاویه دید جدید و جایگاه فیلم در فرهنگ عامه امروز
امروز با نگاهی به گذشته میتوان گفت داستان یک شوالیه پیشگام سبک جدیدی از فیلمهای تاریخی-فانتزی شد که بعدها در سریالهایی مانند کبیر (The Great) یا بریجرتون (Bridgerton) به کمال رسید. این ایده که تاریخ را میتوان با عینک مدرن و پاپ بازسازی کرد تا برای نسل امروز جذاب باشد مدیون ریسکی بود که برایان هلگلند و هیث لجر در سال ۲۰۰۱ انجام دادند. لجر با بازی پر انرژی خود ثابت کرد که قهرمانان کلاسیک میتوانند ظاهری امروزی داشته باشند.
فیلم امروز به عنوان یک اثر کالت نوستالژیک شناخته میشود که تماشای آن همواره حس خوبی به مخاطب منتقل میکند. بازی لجر در این فیلم یادآور دوران جوانی، شادابی و پتانسیل بیانتهای بازیگری است که خیلی زود از میان ما رفت. ویلیام تاچر به ما یادآوری میکند که با اراده میتوان سرنوشت را تغییر داد و این پیام ساده اما قدرتمند دلیل اصلی ماندگاری فیلم در قلبهای مخاطبان در طول این سالها بوده است.
جمعبندی نهایی
بازی هیث لجر در نقش ویلیام تاچر در فیلم داستان یک شوالیه یکی از پرانرژیترین و کاریزماتیکترین نقشآفرینیهای دوران جوانی اوست. لجر با تلفیق موفقیتآمیز فیزیک بدنی ورزشی و روحیه سرکش مدرن توانست کلیشههای سنتی ژانر تاریخی را بشکند و قهرمانی دوستداشتنی خلق کند. این فیلم با موسیقی راک و رویکرد پستمدرن خود مسیر جدیدی را در سینمای سرگرمی باز کرد و جایگاه لجر را به عنوان یک ستاره پیشتاز در هالیوود تثبیت نمود. میراث این بازی شاداب همچنان در سینمای امروز زنده است.








بله، لطفا راهنمایی بفرمایید!
سلام
برنامه نویسه خوان آراکس اصلاً توی اینترنت موجود نیست و خرید اینترنتی هم نداره ! پس چطور میشه اونو خرید ؟ لطفاً اگه جایی برای خرید این نرم افزار هست راهنمایی گنید . با تشکر
سلام من یه برنامه اوسیار کاملا فارسی میخوام که آگهی های روزنامه رو به متن تبدیل کنه کسی هست به من معرفی کنه
خیلی خیلی خیلی ممنون میشم
خیلی وقت دنبالشم کارمم گیره این برنامه اس
به نظر من همش تو ایران کلاه برداری هست
یک مثال
روزی که من دیدم نرم افزار مترجم پدیده و مترجم دیگه امدن تو بازار ایران که شرکت های خصوصی یعنی نوشته بودن اول این که قیمت از 450 هزار تومان تو چند سال پیش دلار ارزان بود قیمت این بود تا یک میلون نیم
و کارایی هم نداشتند حالا گوگل رایگان داره ترجمه میکنه فقط اینترنت میخواد
دومین مورد اینه که تا وب سایت ocr آنلاین رایگان هست نباید
یک نرم افزار ocr از داخل ایران بخرید همش … هست بس
وب سایت های زیر زبان عربی را پشتیبانی میکنه استفاده کنید به جای زبان فارسی
http://www.i2ocr.com/
http://www.ocr-extract.com/
من دیروز شاهد یک تماس تلفنی با شرکت هدی سیستم برای درخواست یک SDK از نرم افزار آراکس بودم. مبلغی که شرکت درخواست کرد واقعا عالی بود، 15 میلیون تومان :)
واقعا مسخره هست که یه شرکت آمریکایی هیولا رو با یه خرده شرکت مقایسه کنیم اگه واقعا زبان اونا بود که چیزایی می ساختن که باور نمی کردیم ولی فعلا به نظر میرسه که همین ورژن نهایی 12 Readiris خیلی از مشکلات رو حل کرده
هیچ احمقی هزینه رو اینجوری به کاربر تحمیل نمیکنه با IRIS که مقایسه کنید میشه فهمید سطح درامد و قدرت خرید ما و قیمت این محصول ایرانی چقدر عادلانست (بلانسبت)
در رابطه با پکیج نرم افزار های ocr فارسی باید بگم که نرم افزارها تست شده و آخرین نسخه می باشد، نسخه DVD کلیه برنامه های موجود در دمو و کلیه نرم افزار های کمکی و مکمل (که در طی عملیات تبدیل زیاد به کار می رود)با قیمت 8000 تومان فقط برای دانشجویان و قیمت آزاد 10000 تومان می باشد این مجموعه همچنین حاوی آموزش فارسی نحوه راه اندازی برنامه ها و نحوه استفاده ازOCR فارسی می باشد.
نرم افزارها تست شده و آخرین نسخه می باشد،
توجه : هنوزهیچ برنامه OCR فارسی وجود ندارد که کارکتر های فارسی رو 100 % بدون غلط تبدیل کند(حتی نرم افزار های بسیار گران قیمت ساخت داخل کشور هم هنوز نمی توانند بدون غلط عمل تبدیل را انجام بدهند) اما برنامه هایOCR این پکیج با دقت 90-80 % از بیست فونت مشهور فارسی پشتیبانی می کنند و اگر فایل PDF و یا عکس اسکن شده شما رزولیشن و درجه تفکیک 300 دی پی آی به بالا داشته باشد(که به صورت مجازی نیز با نرم افزارهای ارائه شده می توان این کار را انجام داد) فایل متنِ خروجی، صحت مناسب و قابل قبولی دارد و با یک ویرایش دستی ساده کامل می شود که در مقابل هزینه پرینت و تایپ یک عکس اسکن شده یا فایل PDF بسیار مقرون به صرفه تر خواهد بود.
از دوستانی که این پک کامل ، جدیدو بسیار مفید و ارزان را می خواهند لطفاً فقط در وقت اداری تماس بگیرند.
09132023815 aminepouya@yahoo.com
لینک دانلود دموی پکیج نرم افزار های Farsi OCR :
http://www.4shared.com/file/83664706/89a0b107/Farsi_OCR_DVD_Package_version_10.html
تصاویری از محیط مجموعه:
http://www.upload2world.com/pic109/upload2world_f4303.jpg
http://www.upload2world.com/pic109/upload2world_6c347.jpg
سلام،
دکتر جان به نظر من شما یکی از پرسنل فروش شرکت هدی سیستم هستی، حالا نمی دونم پزشکها تو واحد فروش چیکار می کنند!؟!
من خودم چند تا عکس 300 دی پی آی از کتاب و روزنامه اسکن کردم و به تمام شرکتهایی که در زیر اسمشونو میارم یا خودم یا از طریق دوستم آرمان دادم تا دقت OCR هاشونو مقایسه کنم :
شرکت هوش مصنوعی رایور – نرم افزار واژه شناس نسخه 2- http://www.aisoft.ir
شرکت مدیانیک – نرم افزار روژاوه – http://www.medianik.com
شرکت پرشیا نگار – نویسه خوان فارسی نسخه 1 – http://www.persianreader.com
بنیاد پژوهشی و رباتیک سپنتا – OCR فارسی سپنتا – http://www.srrf.net/plpl/Products/OCR
شرکت هدی سیستم – نرم افزار آراکس – http://www.hodasystems.com
یکی از شرکتها که اسمشم نمی یارم گفت قیمت OCR نزدیک 7-8 میلیون هست حالا دقتشم همچین بالا نبود و نمی دونم واقعا چرا این قیمت را برای نرم افزارشون گذاشتن، من که کلا به خاطر قیمتش بی خیالش شدم.
ولی وقتی یه جدول برای خودم کشیدم و قیمت و نتیجه و دقت OCR تقریبی بقیه را مقایسه کردم دیدم واژه شناس با اینکه در صورت آموزش فونت با آراکس فرقی نداره قیمتش خیلی مناسبتر هست، حالا آدمهایی مثل من که 320 هزار تومن را هم قسطی می دهند چطور بیان یک میلیون و اندی بدن پای آراکس.
من نمی خوام از شرکت هوش مصنوعی یا کس دیگری حمایت کنم ولی قیمت آراکس به نسبت کارآیی اش خیلی زیاد هست.
با تشکر
مریم علوی گنجه ای
@مریم علوی گنجه ای,
بنده مدیر سایت پرشیانگار، نویسه خوان فارسی هستم، طی دو ماه اخیر هیچ گونه تقاضایی اینچنینی نداشتیم. میخواهید واژهنشناس رایورز را تبلیغ کنید، درست تبلیغ کنید. هر آدمی که اندکی از OCR بداند، میداند که واژهنشناس همان Automatic Reader از شرکت صخر است که تنها منوهای آن فارسی شده است
@حسین, متاسفم که من را هم ردیف خودتان قرار می دهید و حتی آمار افرادی که با شما تماس می گیرند را کامل ندارید لزوم ندارد که من در تماس با شما کامل خودم را معرفی کرده باشم کافیست کمی فکر کنید تا یادتان بیاید برای چه کسانی نرم افزارتان را تست کرده اید!
من قصد بدگویی از هیچ شرکتی را ندارم و همه این شرکته در صورت زحمت کشیده اند و محصول ارائه داده اند حالا یا خارجی یا داخلی، برای من کارایی و قیمت مهم هست!؟!
پس لزومی ندارد لو دهید کدام نرم افزار 7-8 میلیون هست….
در مورد نظر دوستمون رهگذر، باید بگویم نرم افزار واژه شناس در واقع یک نرم افزار عربی به نام صخر است که توسط شرکت رایورز کرک شده و به صورت غیر قانونی عرضه می شود. در عین حال قابلیت و کارایی آن در مقایسه با آراکس بسیار پایین تر است.
بله شما درست میگید.
نرم افزار واژه شناس مال شرکت هوش مصنوعی رایورز که یه سرچ بزنید سایتش پیدا میشه.
قیمتش هم مثل اینکه حدود 150 هزار تومان یا کمی بیشتر باشه.
خیلی هم قوی تر از readiris 11 هست. اصلا این readiris که برای فارسی خیلی خطا داره. اگه حدودی بگم بالای 40 درصد خطا داره.
البته که این نرمافزار بسی بهتر از اون ریدآیریسها هست! حالا هر ورژنی اما دوهزار تومن کجا و یک میلیون و ششصد و خردهای تومن کجا!!
البته خوبه که اصولاً چنین نرمافزاری “هست” حالا به بودجهء ما خونگیها نمیخوره به کار مثلاً کتابخونهها که میاد. (البته اگه استفاده کنند)
یادمه یه نرمافزار OCR (ایرانی) دیگهای هم تو بازار بود، حدود دویست تومن،زیاد مطمئن نیستم، ولی این یکی خیلی خداست.
به نظر منم که نرم افزار خیلی خوبیه ولی با توجه به قیمتی که داره مطمئنم به جز شرکتهای خصوصی بزرگ و شرکتهای دولتی، توان خریدش برای بقیه وجود نداره.
داداش، من Iris 11.0 رو هم تست کردم، چیز تحفهای که نیست بماند، مفتش هم گرونه!
سلام .
شما احتمالا با Readiris9 متن را تبدیل کردید . ورژن Readiris10 کم اشتباه تر و در ضمن رایگان است .
با سلام
نرم افزاری به نامه readiris این کار را انجام می دهد. به سایت زیر سری بزنید و با کرک دانلود کنید. http://www.tebyan.net
دکتر جان تبلیغ هفته نامه شهروند امروز هم بودها…
به لیست مصارف ocr خواندن نام نامزدهای انتخاباتی از روی برگ رای ها را هم اضافه کنید چیزهای اندکی اینجا هست http://sheikheshahr.blogspot.com/2008/03/blog-post_6224.html
اگر اینطور که شما می گویید باشد که باور نکردنی است.
فعلا ذوق مرگ شده ام .می رویم تا بیابیم این نرم افزار گهربار را.
با سلام
این برنامه که شما معرفی کردین یک کمی گرونه.اما امروزه با خرید هر دستگاه چاپگری معمولاً
برنامه مورده نظر هم به همراه چاپگر هست.
یک برنامه خوب و مجانی هم موجود هست که من قبلاً استفاده میکردم و میتونم به
بقیه پیشنهاد کنم:
simpleOCR 3.5
که میتونید از این جا دانلود کنید
http://simpleocr.softonic.de/