بازی الیویا کلمن در نقش ملکه آن در فیلم The Favourite (2018) | بیمار، لوس، ترحم‌برانگیز، کمدی، قدرتمند

ورود به دنیای دربار سلطنتی بریتانیا معمولا با تصاویری شیک و رسمی همراه است اما یورگوس لانتیموس (Yorgos Lanthimos) با فیلم سوگلی این تصویر را به شکلی رادیکال و کمدی دگرگون کرد. آشنایی با این اثر و بازی خیره‌کننده الیویا کلمن (Olivia Colman) برای علاقه‌مندان به هنرهای نمایشی بسیار ضروری است زیرا کلمن توانست تصویری نامتعارف، بیمار و در عین حال قدرتمند از یک فرمانروا ارائه دهد که جایزه اسکار را برای او به ارمغان آورد. در این مقاله می‌خواهیم بررسی کنیم که کلمن چگونه توانست لایه‌های پیچیده روانی ملکه آن (Queen Anne) را که میان لوس بودن، ترحم‌برانگیزی و قدرت مطلق در نوسان است به تصویر بکشد. چرا لانتیموس سبک سنتی درام‌های تاریخی را کنار گذاشت؟ راز جذابیت بازی کلمن در چیست؟ با ما همراه باشید تا اعماق این نقش‌آفرینی عجیب را بکاویم.

فهرست مطالب

۱. شناسنامه اثر

فیلم سینمایی سوگلی (The Favourite) محصول سال ۲۰۱۸ میلادی به کارگردانی فیلم‌ساز جریان نوساز یونانی یورگوس لانتیموس است. فیلم‌نامه این اثر توسط دبورا دیویس (Deborah Davis) و تونی مک‌نامارا (Tony McNamara) نگاشته شده که روایتی تاریک، کمدی و هجوآمیز از مناسبات دربار بریتانیا در اوایل قرن هجدهم ارائه می‌دهد. الیویا کلمن در این فیلم ایفاگر نقش ملکه آن است که به خاطر این بازی موفق به کسب جایزه اسکار بهترین بازیگر نقش اول زن شد. در کنار او ریچل وایس (Rachel Weisz) در نقش سارا چرچیل و اما استون (Emma Stone) در نقش ابیگیل هیل بازی‌های فوق‌العاده‌ای ارائه می‌دهند که مثلث قدرت و شهوت را در فیلم شکل می‌دهد.

مدیر فیلم‌برداری فیلم رابی رایان (Robbie Ryan) بود که با استفاده از لنزهای عریض فیش‌آی و نورهای طبیعی، فضایی وهم‌آلود و شبیه به قفس طلایی در قصرهای تاریخی خلق کرد. این فیلم با بودجه‌ای در حدود ۱۵ میلیون دلار توانست بیش از ۹۵ میلیون دلار در سراسر جهان فروش داشته باشد و مورد تحسین گسترده منتقدان قرار گیرد. طراحی لباس‌های مونوکروم و مدرن اثر توسط سندی پاول (Sandy Powell) انجام شد که جوایز متعددی را به همراه داشت و جلوه‌ای متمایز به دربار ملکه آن بخشید.

۲. داستان کامل فیلم

داستان فیلم در سال ۱۷۰۸ میلادی و در جریان جنگ جانشینی اسپانیا روایت می‌شود. بریتانیا در حال جنگ با فرانسه است اما ملکه آن به دلیل بیماری نقرس، افسردگی عمیق ناشی از دست دادن ۱۷ فرزند و ناتوانی ذهنی علاقه چندانی به اداره امور کشور ندارد. دوست صمیمی، مشاور و معشوقه او سارا چرچیل عملا کشور را اداره می‌کند و تصمیمات سیاسی و جنگی را اتخاذ می‌نماید. با ورود ابیگیل هیل، دختر نجیب‌زاده‌ای که به دلیل فقر خانواده‌اش به عنوان خدمتکار ساده کار می‌کند، تعادل دربار به هم می‌خورد.

ابیگیل با هوش و رفتارهای چاپلوسانه به سرعت اعتماد ملکه را جلب می‌کند و متوجه رابطه پنهانی سارا و ملکه می‌شود. او تصمیم می‌گیرد از ضعف‌های روانی و جسمانی ملکه برای ارتقای جایگاه خود استفاده کند و به عنوان رقیبی برای سارا مطرح شود. کشمکش شدیدی میان سارا و ابیگیل برای به دست آوردن دل ملکه و کنترل او شکل می‌گیرد. در نهایت ابیگیل با مسموم کردن سارا و جلب کامل محبت ملکه، سارا را از قصر اخراج می‌کند اما ملکه در سکانس پایانی متوجه می‌شود که ابیگیل تنها برای منافع شخصی به او نزدیک شده است و حال او مانده است و تنهایی ابدی و خدمتکاری که اکنون او را کنترل می‌کند.

۳. زوایای فنی و سبک بازیگری الیویا کلمن

الیویا کلمن در نقش ملکه آن یکی از پیچیده‌ترین بازی‌های کمدی-تراژیک سینما را ارائه داد. او باید شخصیتی را بازی می‌کرد که به راحتی می‌توانست مضحک یا آزاردهنده به نظر برسد اما کلمن با ایجاد تعادل ظریف میان درد فیزیکی عمیق و طنز گزنده توانست همدلی مخاطب را جلب کند. او برای نشان دادن نقرس شدید کاراکتر، لنگیدن و حرکات بدنی بسیار سختی را طراحی کرد که خستگی و فرسودگی جسمی ملکه را به خوبی به تصویر می‌کشید.

از نظر فنی کلمن از تغییرات ناگهانی لحن صدا و میمیک صورت برای نشان دادن عدم ثبات روانی ملکه استفاده کرد. او در یک لحظه زنی کودک‌صفت و بهانه‌گیر است که برای خرگوش‌هایش گریه می‌کند و در لحظه‌ای دیگر با فریادی رسا قدرت مطلق پادشاهی‌اش را به رخ درباریان می‌کشد. این نوسان‌های شخصیتی به صورت کاملا روان و بدون تصنعی بودن اجرا شد. کلمن بدون استفاده از دیالوگ‌های طولانی و تنها با بازی چشم‌ها و لرزش لب‌ها توانست نیاز شدید ملکه به محبت و ترس او از تنهایی را منعکس کند.

۴. مطالب فان و اتفاقات پشت صحنه

پشت صحنه سوگلی با وجود فضای تاریک فیلم سرشار از شوخی و دوستی میان بازیگران زن بود. الیویا کلمن برای ایفای این نقش مجبور شد حدود ۱۵ کیلوگرم وزن اضافه کند که خودش این فرآیند را بسیار لذت‌بخش توصیف کرده زیرا اجازه داشت هر چقدر می‌خواهد غذا بخورد. یکی از چالش‌های خنده‌دار صحنه سکانس‌های بازی با ۱۷ خرگوش ملکه بود؛ کلمن عاشق حیوانات است اما کنترل کردن این تعداد خرگوش در یک اتاق کوچک کار سختی بود و خرگوش‌ها مدام از کادر خارج می‌شدند یا لباس‌های ملکه را کثیف می‌کردند.

در یکی از صحنه‌ها که ابیگیل باید پای ملکه را که به شدت بیمار بود مالش می‌داد، کلمن برای شوخی یک تکه اسفنج خیس و کثیف را زیر لباسش پنهان کرده بود تا وقتی اما استون به آن دست می‌زند غافلگیر شود که این کار باعث خنده شدید کل گروه شد. همچنین ریچل وایس و اما استون برای اینکه کلمن در طول فیلم‌برداری احساس راحتی کند مدام در پشت صحنه او را با لقب ملکه خطاب می‌کردند. کلمن در سخنرانی معروف اسکار خود نیز با لحنی بسیار خاکی و بامزه از همه تشکر کرد که نشان‌دهنده شخصیت صمیمی او در دنیای واقعی است.

۵. ریشه‌های تاریخی دوران ملکه آن

دوران سلطنت ملکه آن (۱۷۰۲-۱۷۱۴) یکی از دوره‌های مهم تاریخ بریتانیاست که در آن انگلستان و اسکاتلند با یکدیگر متحد شدند و پادشاهی متحد بریتانیا را شکل دادند. این دوره همچنین شاهد نبردهای شدید حزبی میان توری‌ها (حامیان صلح و زمین‌داران) و ویگ‌ها (حامیان جنگ و بازرگانان) بود. ملکه آن واقعی مانند آنچه در فیلم نشان داده می‌شود از بیماری‌های متعدد رنج می‌برد و هفده بار باردار شد که هیچ‌کدام از فرزندانش زنده نماندند و این فاجعه بزرگ زندگی او را در اندوهی ابدی فرو برد.

فیلم لانتیموس با وجود استفاده از شواهد تاریخی مانند نامه‌ها و خاطرات سارا چرچیل، از نظر بصری و رفتاری فضایی آنارشیستی و مدرن ایجاد کرده است. دربار ملکه آن در واقعیت بسیار مذهبی‌تر و محافظه‌کارتر بود اما فیلم با تاکید بر روابط پنهان عاطفی و سیاسی، فساد و پوچی قدرت را به تصویر می‌کشد. روابط صمیمانه ملکه با سارا و ابیگیل در کتاب‌های تاریخ نیز ثبت شده است اما فیلم لانتیموس زاویه‌ای صریح‌تر و دراماتیک‌تر به این روابط داده است تا پویایی قدرت جنسیتی را به نمایش بگذارد.

۶. بازتاب رسانه‌ای و درخشش در فصل جوایز

فیلم سوگلی پس از اکران به یکی از موفق‌ترین فیلم‌های سال ۲۰۱۸ تبدیل شد و در ۱۰ رشته نامزد جایزه اسکار گردید. بازی الیویا کلمن به سرعت کانون توجه منتقدان قرار گرفت و مجلات معتبری مانند تایم (Time) و گاردین (The Guardian) بازی او را یکی از بهترین نقش‌آفرینی‌های تاریخ سینما در نقش یک فرمانروا نامیدند. برد اسکار کلمن در رقابت با بازیگرانی چون گلن کلوز یکی از شگفتی‌ها و در عین حال عادلانه‌ترین تصمیمات آکادمی در آن سال بود.

رسانه‌ها به خصوص بر روی توانایی کلمن در تغییر ژانر از کمدی هجوآمیز به تراژدی محض تمرکز کردند. بسیاری از منتقدان نوشتند که او توانسته است به یک شخصیت تاریخی که معمولا در حاشیه تاریخ نادیده گرفته می‌شد، عمق و صدایی انسانی ببخشد. این فیلم کلمن را که بیشتر در تلویزیون بریتانیا شناخته شده بود به یک ستاره تراز اول جهانی تبدیل کرد و پروژه‌های بین‌المللی بسیاری را به سمت او سرازیر ساخت.

۷. اسرار گریم و تغییرات فیزیکی کلمن برای نقش

برای تبدیل شدن به ملکه آن بیمار و رنجور، الیویا کلمن باید هر روز ساعت‌ها زیر دست طراحان گریم می‌نشست. به جز اضافه وزن تعمدی، گریمورها از پروتزهای خاصی برای شبیه‌سازی زخم‌های نقرس روی پاهای او استفاده می‌کردند. چهره کلمن در بیشتر بخش‌های فیلم بدون آرایش‌های مرسوم درباری و با رنگ‌پریدگی شدید طراحی شده بود تا ضعف جسمانی ملکه به صورت کاملا واقعی و خشن به چشم بیاید.

لباس‌های ملکه که توسط سندی پاول طراحی شده بود بیشتر شبیه به پتوها و لباس‌های خواب گشاد و کثیف بودند تا لباس‌های فاخر سلطنتی. این کار به کلمن کمک می‌کرد تا حس تنبلی و زمین‌گیری ملکه را در حرکاتش منعکس کند. کلمن در مصاحبه‌ای اعلام کرد که پوشیدن این لباس‌های سنگین و گریم‌های ناخوشایند به او کمک می‌کرده تا بلافاصله پس از ورود به صحنه، احساس بدخلقی و دردی را که ملکه آن مدام با آن زندگی می‌کرد با تمام وجود حس کند.

۸. سوءبرداشت‌های تاریخی درباره ملکه آن

در بسیاری از روایت‌های تاریخی سنتی، ملکه آن به عنوان زنی ضعیف‌الاراده، کندذهن و کاملا تحت تاثیر مشاورانش به تصویر کشیده شده است. فیلم سوگلی و بازی کلمن تا حدی این سوءبرداشت را به چالش می‌کشد. اگرچه ملکه در فیلم بیمار و بازیچه دست دیگران به نظر می‌رسد اما در لحظاتی کلیدی نشان می‌دهد که به خوبی از بازی‌های سیاسی اطرافش آگاه است و قدرت نهایی در دستان اوست. او در نهایت سارا را اخراج می‌کند و ابیگیل را به زانو درمی‌آورد.

تاریخ‌نگاران مدرن معتقدند که آن فرمانروایی متعهد بود که به شدت برای صلح کشورش تلاش می‌کرد و ناتوانی‌های او بیشتر محصول تبلیغات منفی دشمنان سیاسی‌اش (به ویژه حزب ویگ) بوده است. کلمن در بازی خود این لایه پنهان قدرت و زیرکی را در پشت چهره رنجور ملکه حفظ می‌کند و نشان می‌دهد که نباید بیماری او را به معنای حماقتش تعبیر کرد. این نگاه خاکستری باعث می‌شود کاراکتر ملکه فراتر از یک قربانی ساده دربار جلوه کند.

۹. تحلیل روان‌شناختی سوگ، تروما و تنهایی ملکه

از منظر روان‌پزشکی ملکه آن نمونه بارز یک فرد مبتلا به اختلال استرس پس از سانحه (PTSD) پیچیده و افسردگی اساسی ناشی از سوگ‌های مکرر است. از دست دادن ۱۷ فرزند ضربه روحی هولناکی است که هر انسانی را از پا درمی‌آورد. ۱۷ خرگوشی که ملکه در اتاقش نگه می‌دارد و به نام بچه‌های فوت‌شده‌اش صدا می‌زند، مکانیسم دفاعی او برای انکار این واقعیت دردناک و تلاش برای پر کردن خلاء عمیق مادری است.

ملکه دچار وابستگی بیمارگونه به افرادی است که به او ابراز محبت می‌کنند. سارا چرچیل از این وابستگی برای اهداف سیاسی استفاده می‌کند و ابیگیل از آن برای بالا کشیدن خود بهره می‌برد. ملکه که از صمیمیت واقعی محروم است مدام میان عشق و نفرت نسبت به این دو زن در نوسان است. کلمن با بازی درخشان خود نشان می‌دهد که چگونه یک تروما می‌تواند روح یک فرد قدرتمند را تا سرحد یک کودک نیازمند و وابسته تنزل دهد و او را در قصر خودش زندانی کند.

۱۰. سناریوها و تحلیل سکانس‌های کلیدی

یکی از تکان‌دهنده‌ترین سکانس‌های فیلم صحنه‌ای است که ملکه آن در میان یک مهمانی رقص باشکوه ناگهان از روی صندلی سقوط می‌کند و روی زمین قصر به خود می‌پیچد. کلمن در این صحنه بدون هیچ کلامی و تنها با ناله‌های خفیف و نگاه‌های ملتمسانه به سمت سارا، ذلت و ناتوانی فیزیکی ملکه را در تضاد با شکوه اطرافش به نمایش می‌گذارد. این تضاد بصری و رفتاری یکی از اوج‌های بازی اوست.

سکانس پایانی فیلم نیز شاهکار بازیگری کلمن است. در این صحنه ملکه که بیمارتر از همیشه است روی شانه ابیگیل فشار می‌آورد و او را مجبور می‌کند تا مانند یک برده سرش را پایین نگه دارد. نمای کلوزآپ صورت کلمن که با چهره ابیگیل و خرگوش‌ها ترکیب می‌شود، نگاهی خالی از امید، خسته و سرشار از تنهایی را نشان می‌دهد. او متوجه شده که در جنگ قدرت پیروز شده اما در واقعیت زندگی و روح خود را به طور کامل باخته است.

۱۱. مقایسه بازی کلمن در نقش ملکه آن و ملکه الیزابت

الیویا کلمن این شانس عجیب را داشت که در فاصله کوتاهی نقش دو ملکه بسیار متفاوت بریتانیا را بازی کند؛ ملکه آن در سوگلی و ملکه الیزابت دوم در سریال تاج (The Crown). در سریال تاج او باید نقش ملکه الیزابت خوددار، وظیفه‌شناس، منظم و از نظر عاطفی کنترل‌شده را بازی می‌کرد که احساسات شخصی‌اش را فدای تاج‌وتخت می‌کند. این بازی نیازمند سکون و وقار کلاسیک بود.

در مقابل بازی او در نقش ملکه آن سراسر هرج‌ومرج، فوران احساسات، فریاد، گریه و رفتارهای غیرقابل‌پیش‌بینی است. ملکه آن بر خلاف الیزابت هیچ کنترلی روی احساسات خود ندارد و قدرت را مانند اسباب‌بازی به دست می‌گیرد. کلمن با ایفای این دو نقش کاملا متضاد نشان داد که تا چه حد در درک تفاوت‌های روانی و تاریخی کاراکترهای سلطنتی توانمند است و می‌تواند از یک بازی مینی‌مالیستی در تاج به یک بازی به شدت برون‌گرایانه در سوگلی پل بزند.

۱۲. زاویه دید جدید و تحول ژانر درام تاریخی

بازی کلمن در سوگلی زاویه دید جدیدی را در سینمای درام تاریخی باز کرد. پیش از این بازیگران زن در نقش‌های سلطنتی معمولا باید وقار، زیبایی افسانه‌ای و اقتدار خشک را به نمایش می‌گذاشتند اما کلمن با نشان دادن زشتی فیزیکی، بیماری، رفتارهای لوس و احمقانه و در عین حال شکنندگی ملکه آن این کلیشه‌ها را نابود کرد. او نشان داد که پشت زره‌های طلا و لباس‌های ابریشمی درباری، انسان‌های آسیب‌پذیر و پر از نقصی زندگی می‌کنند.

این رویکرد مدرن به نقش‌آفرینی راه را برای بازخوانی‌های صریح‌تر و انسانی‌تر از شخصیت‌های تاریخی هموار کرد. بازی کلمن به ما یادآوری می‌کند که قدرت لزوما با عظمت همراه نیست بلکه گاهی با تنهایی مطلق، بیماری و مضحکه سیاسی عجین شده است. سوگلی به لطف بازی ماندگار کلمن نه تنها یک فیلم تاریخی بلکه یک کالبدشکافی روان‌شناختی بی‌رحمانه از روح انسان در چنگال قدرت مطلق است.

جمع‌بندی نهایی

بازی الیویا کلمن در نقش ملکه آن در فیلم سوگلی یکی از درخشان‌ترین و متمایزترین نقش‌آفرینی‌های تاریخ سینمای معاصر است. او با تلفیق بی‌نظیر کمدی هجوآمیز و تراژدی عمیق انسانی، تصویر سنتی فرمانروایان مقتدر را در هم شکست و شخصیتی بیمار، لوس، ترحم‌برانگیز و در عین حال قدرتمند خلق کرد. بازی او لنگرگاه اصلی فیلم لانتیموس برای نفوذ به لایه‌های پنهان تروما و تنهایی قدرت است. کسب جایزه اسکار تاییدی بر توانایی بی‌بدیل کلمن در به تصویر کشیدن این پرتره اگزیستانسیال و ماندگار در تاریخ هنر هفتم بود.

سوالات متداول

۱. آیا استفاده ملکه آن از ۱۷ خرگوش در فیلم حقیقت تاریخی دارد؟
در واقعیت تاریخی هیچ مدرکی دال بر اینکه ملکه آن خرگوش نگه می‌داشته وجود ندارد. این ایده خلاقانه توسط نویسندگان فیلم برای نشان دادن نمادین ۱۷ بارداری ناموفق او طراحی شده است. ملکه در فیلم هر خرگوش را به عنوان یکی از فرزندان از دست رفته‌اش می‌بیند که نشان‌دهنده سوگ عمیق و تروای روانی اوست. این حیوانات در دربار واقعی حضور نداشتند اما در فیلم کارکرد روان‌شناختی مهمی دارند.
۲. روابط عاشقانه ملکه با سارا و ابیگیل تا چه حد ریشه در واقعیت دارد؟
نامه‌ها و اسناد تاریخی نشان می‌دهند که ملکه آن رابطه عاطفی بسیار نزدیکی با سارا چرچیل داشته است. با این حال شواهد قطعی مبنی بر فیزیکی بودن این رابطه وجود ندارد و برخی مورخان معتقدند این ادعاها شایعاتی بوده که توسط دشمنان سیاسی یا خود ابیگیل برای تخریب سارا ساخته شده است. فیلم لانتیموس برای افزایش درام داستان این روابط را به شکل صریح تصویر کرده است. این رویکرد به تحلیل پویایی قدرت از طریق جنسیت کمک شایانی کرده است.
۳. بازی الیویا کلمن در این فیلم چه تاثیری بر روی مسیر شغلی او گذاشت؟
کلمن تا پیش از این فیلم بیشتر به عنوان بازیگر کمدی و درام در تلویزیون بریتانیا شناخته می‌شد. موفقیت سوگلی و بردن جایزه اسکار او را ناگهان به یکی از بازیگران تراز اول و معتبر جهان تبدیل کرد. او پس از این فیلم سیل پیشنهادات هالیوودی و بین‌المللی را دریافت نمود و در آثار بزرگی بازی کرد. این نقش نقطه عطف زندگی حرفه‌ای او بود که استعداد بی‌انتهایش را به جهانیان اثبات کرد.
۴. چرا سبک کارگردانی لانتیموس در این درام تاریخی با فیلم‌های مشابه متفاوت است؟
لانتیموس از قواعد کلاسیک ژانر تاریخی مانند نورپردازی‌های شیک و رفتارهای موقر درباریان فرار می‌کند. او با استفاده از لنزهای واید و نور طبیعی قصر را به محیطی تنگ، خفقان‌آور و شبیه به قفس تبدیل می‌کند. او همچنین رفتارهای عجیب، کمدی سیاه و رقص‌های مدرن را وارد فضای سنتی کرده است. این سبک به فیلم حسی زنده، گروتسک و مدرن می‌بخشد که در تضاد با خشکی فیلم‌های تاریخی مرسوم است.
۵. نقش بیماری نقرس در بازی بدنی کلمن چه بود و چگونه آن را اجرا کرد؟
نقرس ملکه آن عامل اصلی درد شدید و ناتوانی حرکتی او در فیلم است. کلمن برای اجرای این حالت فیزیکی تمرینات زیادی انجام داد تا لنگیدن و خمیدگی قامتش کاملا طبیعی به نظر برسد. این درد بدنی در بازی او به عنوان عاملی برای بدخلقی، لوس بودن و وابستگی او به دیگران عمل می‌کند. گریمورها نیز با ایجاد زخم‌های مصنوعی روی پاها به باورپذیری این بیماری جسمی کمک کردند.
۶. شخصیت سارا چرچیل با بازی ریچل وایس چه نقشی در تصمیم‌گیری‌های سیاسی ملکه داشت؟
سارا چرچیل به دلیل ضعف‌های روحی و جسمی ملکه عملا کنترل امور مالی و تصمیمات سیاسی دربار را در دست داشت. او به عنوان مشاور ارشد ملکه منافع کشور و جنگ با فرانسه را هدایت می‌کرد و نفوذ زیادی بر احزاب سیاسی داشت. رابطه نزدیک او با ملکه به او این قدرت را می‌داد که حتی در خصوص مسائل شخصی ملکه نیز دخالت کند. اما با ورود ابیگیل این نفوذ سیاسی و عاطفی به چالش کشیده شد.
۷. اهمیت سکانس پایانی فیلم سوگلی در چه چیزی است؟
سکانس پایانی با فوکوس روی چهره کلمن و سر ابیگیل که پایین نگه داشته شده پوچی پیروزی‌ها را نشان می‌دهد. ملکه متوجه می‌شود که سارا را که واقعا او را دوست داشت از دست داده و اکنون بازیچه ابیگیل منفعت‌طلب شده است. ابیگیل نیز درمی‌یابد که به مقام بالایی رسیده اما در واقع برده یک ملکه بیمار و تنها شده است. این پایان تلخ و سرد نشان‌دهنده سقوط اخلاقی و تنهایی ابدی شخصیت‌ها در بازی قدرت است.
دکتر علیرضا مجیدی
دکتر علیرضا مجیدی
پزشک، نویسنده و بنیان‌گذار وبلاگ «یک پزشک»
دکتر علیرضا مجیدی، نویسنده و بنیان‌گذار وبلاگ «یک پزشک».
با بیش از ۲۰ سال نویسندگی «ترکیبی» مستمر در زمینهٔ پزشکی، فناوری، سینما، کتاب و فرهنگ.
باشد که با هم متفاوت بیاندیشیم!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
[wpcode id="260079"]