با افراد پرحرف چه کنیم؟ ترفندهای روان‌شناختی و عصب‌شناختی برای مدیریت گفتگوهای فرساینده

یک مکالمه خوب زمانی رخ می‌دهد که هر دو طرف به حرف همدیگر گوش داده و پاسخ دهند. در واقع زمانی که یکی از طرفین گفتگو به پرگویی می‌پردازد تعادل این ارتباط بهم می‌خورد. شاید شخصیت کارتونی آقای پرحرف (Mr. Chatterbox) را به یاد بیاورید. روزانه با افراد زیادی روبه‌رو می‌شویم که حتی در یک معاشرت و احوالپرسی ساده آن‌چنان در حرف زدن افراط می‌کنند که دنبال بهانه‌ای برای فرار می‌گردیم چه برسد به جلسه‌های کاری که گاه برای نمایش دانسته‌ها، آن‌قدر سخن به درازا می‌کشد که بحث اصلی دست‌نخورده باقی می‌ماند. در این مقاله می‌خواهیم ببینیم که ریشه‌های عصبی و روانی این رفتار چیست و چگونه می‌توان بدون بی‌احترامی، این موقعیت‌های کلافه‌کننده را مدیریت کرد. آیا تا به حال فکر کرده‌اید چرا برخی افراد متوجه خستگی مخاطب خود نمی‌شوند یا چطور سیستم پاداش مغز آن‌ها را به ادامه صحبت ترغیب می‌کند؟

درک این پدیده به ما کمک می‌کند تا به جای عصبانیت، با ابزارهای علمی و مهارت‌های ارتباطی مجهز شویم. در پی آن هستیم که راهکارهای عملی را با مثال‌های واقعی بررسی کنیم تا در مواجهه با همکاران، دوستان یا اعضای خانواده که تمایل عجیبی به مونولوگ‌های طولانی دارند، بهترین واکنش را نشان دهیم. اگر شما هم در تله مکالمات بی‌پایان گیر افتاده‌اید و می‌خواهید بدانید چطور بدون آسیب به رابطه‌تان از این بن‌بست خارج شوید، این مطلب راهنمای جامع شما خواهد بود.

فهرست مطالب

۱. سیستم پاداش مغز و ترشح دوپامین در پرحرفی

مطالعات تصویربرداری مغزی در دانشگاه هاروارد نشان داده است که صحبت کردن درباره خود، بخش‌هایی از مغز را فعال می‌کند که با سیستم پاداش (Reward System) مرتبط هستند. این نواحی دقیقاً همان بخش‌هایی هستند که هنگام خوردن یک غذای لذیذ یا دریافت پاداش مالی تحریک می‌شوند و ماده شیمیایی دوپامین (Dopamine) را آزاد می‌کنند. به این ترتیب، برای فرد پرحرف، سخن گفتن طولانی‌مدت یک نیاز بیولوژیکی لذت‌بخش است که مغز او را به تکرار این چرخه ترغیب می‌کند.

این ترشح دوپامین باعث می‌شود که فرد متوجه گذر زمان یا بی‌حوصلگی طرف مقابل نشود، زیرا مغز او در وضعیت نشاط ناشی از خودابرازی قرار دارد. برای مهار این وضعیت، نباید منتظر بمانیم تا خود فرد خسته شود، زیرا فیدبک‌های درونی مغز او مانع از درک خستگی شما می‌شوند. شناخت این مکانیسم عصبی به ما کمک می‌کند تا رفتارهای این افراد را کمتر به پای بی‌ادبی بگذاریم و آن را یک نیاز شناختی مدیریت‌نشده بدانیم.

۲. اختلال بیش‌فعالی و نقص توجه؛ رانش بی‌اختیار کلمات

بسیاری از کسانی که به طور مداوم و بدون وقفه صحبت می‌کنند، از اختلال نقص توجه و بیش‌فعالی (ADHD) رنج می‌برند. در این افراد، لوب پیش‌پیشانی مغز که وظیفه فیلتر کردن افکار و مهار تکانه‌ها را بر عهده دارد، به درستی عمل نمی‌کند. آن‌ها هر فکری که به ذهنشان خطور می‌کند را بلافاصله بدون پردازش ثانویه به زبان می‌آورند که به این پدیده اسهال کلامی یا رانش تکانه‌ای کلمات می‌گویند.

یک مثال عینی، همکاری است که در جلسات کاری مدام از موضوع اصلی منحرف شده و خاطرات کودکی‌اش را تعریف می‌کند؛ او این کار را برای آزار شما انجام نمی‌دهد، بلکه مغز او در سازماندهی توالی افکار دچار ضعف ساختاری است. برخورد با این افراد نیازمند هدایت مهربانانه اما قاطع به موضوع اصلی است تا مسیر افکار پراکنده آن‌ها دوباره کانالیزه شود.

۳. اضطراب اجتماعی و پدیده پرگویی جبرانی

شاید تعجب‌آور باشد اما بخش عمده‌ای از پرحرفی‌ها ریشه در اضطراب شدید اجتماعی (Social Anxiety) دارد. برخی افراد وقتی در یک جمع قرار می‌گیرند یا با سکوت مواجه می‌شوند، دچار تنش روانی شدید شده و برای پر کردن این خلاء عاطفی و سکوت‌های ناخوشایند، شروع به صحبت بی‌وقفه می‌کنند. آن‌ها تصور می‌کنند اگر سکوت برقرار شود، دیگران آن‌ها را فردی غیرجذاب یا نچسب ارزیابی خواهند کرد.

این پرگویی جبرانی معمولاً با لرزش خفیف صدا یا تکرار چندباره یک موضوع همراه است تا امنیت ذهنی فرد تامین شود. در مواجهه با این سناریو، تاییدهای کلامی کوتاه و آرامش‌بخش می‌تواند سطح اضطراب فرد را کاهش دهد و به او امنیت خاطر بدهد که نیازی به تلاش مضاعف برای اثبات خود ندارد.

۴. پیشگیری قبل از شروع طوفان واژه‌ها

اگر شما مخاطب خود را به عنوان فردی پرگو می‌شناسید، پیش از اتفاق افتادن یک مونولوگ طولانی از وقوع آن پیشگیری کنید. در صورت امکان به طور خلاصه مطلب خود را توضیح دهید و گفتگو را به سمتی هدایت کنید که او نیز احساس یا نظر خود را در خصوص مطلب مورد نظر خلاصه بیان کند. جان کلام را بگویید و جان کلام را طلب کنید تا نیازی به صحبت در خصوص اطلاعات تکمیلی و حواشی بحث نباشد.

پرسش‌ها نقش مهمی در مکالمه دارند و به شما این امکان را می‌دهند که گفتگو را در مسیر دلخواه‌تان نگهدارید. هنگامی که مخاطب شما از موضوع مورد بحث فاصله گرفت، با پرسیدن سوال مناسب می‌توانید مجدد قطار را به ریل بازگردانید. درنهایت اگر به اندازه کافی با هم راحت هستید به او یادآوری کنید که پرگویی می‌کند، شاید خودش متوجه این کار نباشد. با رعایت ادب برای او توضیح دهید که نیازی به گفتن بیشتر نیست و منظور او را درک کرده‌اید.

۵. زبان بدن و پیام‌های غیرکلامی کنترل‌شده

بسیاری از مواقع، ما بدون اینکه بدانیم با زبان بدن خود به افراد پرحرف چراغ سبز نشان می‌دهیم تا به صحبت خود ادامه دهند. تکان دادن مداوم سر به نشانه تایید، لبخندهای مداوم و برقراری ارتباط چشمی عمیق، سیگنال‌هایی هستند که مغز فرد پرگو آن‌ها را به عنوان دعوت برای ادامه صحبت تفسیر می‌کند. برای مدیریت این وضعیت، باید به آرامی سیگنال‌های غیرکلامی خود را تغییر دهید.

کاهش تماس چشمی مستقیم، نگاه کردن به ساعت یا بستن آرام پوشه و دفتر کار می‌تواند به طرف مقابل بفهماند که زمان گفتگو به پایان رسیده است. البته این تغییرات باید به صورت طبیعی و بدون رفتارهای پرخاشگرانه انجام شوند تا حریم احترام متقابل میان شما آسیب نبیند.

۶. تکنیک قطع کردن مودبانه با بازگویی نکات کلیدی

اگر نتوانستید از ابتدا پرگویی را متوقف کنید یا در آن حد با مخاطب راحت نیستید تا در میان بحث تلاش کنید که روال را تغییر دهید، گوش دادن می‌تواند کمک کننده باشد البته گوش دادن کامل و موثر. گاهی در برخورد با افراد پرگو ما کم کم از محیط جدا می‌شویم و در ساحل رویایی خود قدم می‌زنیم. وانمود نکنید واقعا شنونده باشید. نادیده گرفتن آن‌ها موجب می‌شود که احساس کنند که باید بیشتر توضیح دهند تا شما منظورشان را درک کنید. با نشانه‌های کلامی، بصری تلاش کنید که نشان دهید که آن‌چه را که می‌خواستند انتقال دهند انتقال داده‌اند و شما نیز درک کرده‌اید.

راهکارهای برخورد با افراد پرحرف و گوش دادن فعال

دایان بارت در روانشناسی امروز پیشنهاد می‌کند که در زمان و موقعیت مناسب به روشی مودبانه وقفه ایجاد کنید. ممکن است مخاطب به شما بگوید «نه، من بیش از حد صحبت کردم، شما ادامه دهید» هرگز این اعتراف صادقانه را نادیده نگیرید و از این تعارف مودبانه استفاده کرده بحث را شما ادامه دهید. یا این که بگوید «اجازه بدهید صحبت را جمع بندی کرده و خاتمه دهم» پاسخ مناسب شما می‌تواند چیزی شبیه این باشد که من فکر کردم صحبت شما تمام شده است یا مثلا در واقع آن‌چه از صحبت شما فهمیدم این است که نکات اصلی و مثبتی را که شنیده‌اید، کوتاه توضیح دهید. در حقیقت قطع مکالمه طرف مقابل ذاتا کار مودبانه‌ای نیست اما گاهی اوقات تنها و بهترین گزینه است.

۷. استراتژی حذف مخاطب فعال در جمع‌های شلوغ

بعضی از افراد پرحرف تشنه توجه هستند و از این که مردم به حرف آن‌ها گوش می‌دهند لذت می‌برند زمانی که روش‌های قبلی پاسخ‌گو نبود نیاز است که او را از توجه دور کنید. یکی از راه‌حل‌ها این است که وقتی در یک گروه هستید و می خواهید این جلب توجه و خودنمایی را متوقف کنید، با یکی از اطرافیان خود که حس می‌کنید مثل شما به دنبال راه نجاتی است در خصوص موضوعی جدید شروع به صحبت کنید.

هیچ چیز مانند از دست دادن مخاطبان برای یک فرد پرگو ناراحتی ایجاد نمی‌کند. بنابراین شنونده انحصاری او نباشید و سعی کنید با یکی از اطرافیان وارد گفت‌وگو شوید. این کار به مرور زمان به فرد پرحرف سیگنال می‌دهد که فضای جمع متعلق به یک نفر نیست و بقیه نیز حق اظهار نظر دارند.

۸. مرزبندی زمانی پیشگیرانه و مدیریت زمان شخصی

وقت شما ارزشمند است، همه و حتی خود شما باید به آن احترام بگذارید. زمانی که دریک مکالمه دو نفره هستید می توانید توضیح دهید که به واسطه انجام کاری متاسفانه مجبور هستید بروید و ادامه بحث را در فرصتی دیگر دنبال می‌کنید. استفاده از زبان بدن برای نشان دادن عجله برای رفتن می‌تواند موثر باشد. حتی پیش از شروع بحث در مواردی که از پرگویی طرف مقابل مطلع هستید می‌توانید محدودیت زمانی خود را برای مکالمه بیان کنید.

مثلا با این جمله که من ده دقیقه دیگر باید برای جلسه‌ای از شرکت خارج شوم به مخاطب می‌فهمانید که فرصت زیادی برای مکالمه ندارد. این تکنیک که مرزبندی زمانی (Time-boxing) نام دارد، از ابتدا انتظارات را مشخص کرده و به شما بهانه‌ای کاملاً منطقی و مودبانه برای قطع گفتگو در زمان معین می‌دهد.

۹. داستانک واقعی: وقتی سکوت جراح نجات‌بخش می‌شود

در تاریخ پزشکی آمده است که یکی از جراحان برجسته قلب در دهه هفتاد میلادی، همواره با دستیاری هم‌کلام می‌شد که در اتاق عمل بدون وقفه درباره مسائل خانوادگی‌اش صحبت می‌کرد. در یکی از حساس‌ترین جراحی‌های پیوند عروق، پرحرفی این دستیار باعث کاهش تمرکز تیم جراحی شد و جراح اصلی مجبور شد با ابزاری ساده اما هوشمندانه مکالمه را مدیریت کند. او به جای پرخاشگری، ریتم ضربان قلب بیمار روی مانیتور را با صدای بلند شمرد تا دستیار متوجه حساسیت ثانیه‌ها شود.

این داستان نشان می‌دهد که گاهی اوقات نشان دادن حساسیت کار و تمرکزی که مورد نیاز است، بهترین شیوه برای خاموش کردن نویزهای کلامی بدون ایجاد تنش‌های شخصی است. در محیط‌های کاری مدرن نیز ما می‌توانیم با تمرکز شدید روی خروجی کارها، به همکاران پرحرف نشان دهیم که اولویت ما پیشبرد کارهاست.

۱۰. نقص در نظریه ذهن و ناتوانی در خوانی ذهن مخاطب

در روان‌شناسی شناختی اصطلاحی به نام نظریه ذهن (Theory of Mind) وجود دارد که به توانایی انسان در درک حالات روحی، افکار و خستگی دیگران اشاره می‌کند. برخی افراد به دلیل ضعف‌های ساختاری در تفکر شناختی، توانایی پردازش علائم خستگی یا کلافگی مخاطب خود را ندارند. آن‌ها به سادگی نمی‌توانند خود را جای دیگران بگذارند و از نگاه آن‌ها به ماجرا نگاه کنند.

وقتی بدانیم که فرد روبروی ما از این ناتوانی رنج می‌برد، دیگر از کنایه‌ها یا اشارات غیرمستقیم استفاده نخواهیم کرد. در این موارد، ما ناچاریم از پیام‌های مستقیم، صریح و در عین حال مودبانه برای روشن کردن مرزهای خود استفاده کنیم تا ابهامی باقی نماند.

۱۱. خودشیفتگی کلامی و نبرد برای بقای توجه

گاهی پرحرفی نه از سر اضطراب است و نه ریشه در تفاوت‌های ساختار مغزی دارد، بلکه از نوعی خودشیفتگی کلامی (Conversational Narcissism) منشأ می‌گیرد. این افراد تمایل دارند در هر گفتگویی مرکز توجه باشند و صحبت‌های دیگران را تنها به عنوان پلی برای بازگشت به موضوعات مربوط به خودشان ببینند. آن‌ها عموماً وسط حرف دیگران می‌پرند تا ماجرای خود را جذاب‌تر تعریف کنند.

برای مدیریت این افراد، هدایت فعال گفتگو بسیار حیاتی است. شما باید با قاطعیت رشته کلام را به دست بگیرید و با سوق دادن سوالات به سمت سایر اعضای گروه، فضای دموکراتیک گفتگو را حفظ کنید و مانع از دیکتاتوری کلامی یک فرد خاص در جمع شوید.

۱۲. ایجاد تعادل میان همدلی انسانی و حفظ انرژی روانی

البته همه افراد زمان‌هایی که ناراحت، عصبانی، شاد و یا هیجان‌زده هستند از لحاظ احساسی احتیاج دارند تا با کسی شریک شوند شاید شما تنها مخاطب و شنونده حرف‌‌های آن‌ها باشید. همزمان که تلاش می‌کنید پرحرفی آن‌ها را کنترل کنید مهربان و صبور باشید. نیاز به صحبت کردن و توضیح دادن ممکن است برای همه ما پیش بیاید و نباید فراموش کنیم که همدلی بخش مهمی از روابط انسانی است.

بنابراین، پیش از اینکه تصمیم به قطع کامل رابطه یا رفتارهای سرد بگیرید، شرایط روحی مخاطب خود را بسنجید. گاهی شنیدن صبورانه درد دل یک دوست غمگین، ارزشی بسیار فراتر از چند دقیقه صرفه‌جویی در زمان دارد؛ اما کلید اصلی در این میان، پیدا کردن مرزی باریک میان همدلی سازنده و قربانی کردن سلامت روان شخصی است.

جمع‌بندی نهایی

مدیریت رابطه با افراد پرگو نیازمند تلفیقی از درک علمی رفتار آن‌ها و اعمال قاطعانه مهارت‌های ارتباطی است. ما آموختیم که پرحرفی می‌تواند ریشه در سیستم پاداش دوپامینی مغز، اختلالاتی نظیر بیش‌فعالی یا حتی اضطراب شدید اجتماعی داشته باشد. برای مقابله با این پدیده، استفاده از تکنیک‌های هوشمندانه‌ای نظیر مرزبندی زمانی مشخص، هدایت گفتگو با پرسش‌های بسته و قطع مودبانه کلام با بازگویی خلاصه‌ای از صحبت‌های فرد کاربردی خواهد بود. در نهایت، با حفظ احترام متقابل و ایجاد تعادل میان همدلی انسانی و حفاظت از حریم شخصی خود، می‌توانیم بدون آسیب زدن به روابط اجتماعی و کاری، آرامش ذهنی و زمان ارزشمند خود را در طول روز به خوبی مدیریت کنیم.

سوالات متداول

۱. آیا پرحرفی مفرط می‌تواند نشانه‌ای از یک بیماری روانی یا اختلال مغزی جدی باشد؟
بله، پرحرفی گاهی با اختلالاتی مثل دوقطبی در فاز مانیا یا اختلال شخصیت نمایشی همراه است. در این شرایط فرد کنترل ارادی روی سرعت و حجم کلمات خود ندارد. همچنین آسیب به لوب پیشانی مغز نیز می‌تواند فیلترهای کلامی را کاملاً از بین ببرد. بررسی این موارد نیازمند ارزیابی‌های دقیق روان‌پزشکی و بررسی‌های تخصصی نورولوژیک است.
۲. چگونه بدون بی‌ادبی و در کمال احترام وسط حرف یک فرد پرحرف بپریم؟
بهترین روش این است که از نام کوچک فرد استفاده کرده و با لحنی گرم صحبت او را قطع کنید. سپس بگویید متوجه نکته شما شدم و آن را تایید می‌کنید تا احساس نادیده گرفته شدن نکند. بلافاصله بحث را به نتیجه‌گیری هدایت کنید یا مسیر گفتگو را به سمت شخص دیگری تغییر دهید. این فرمول مانع از ایجاد گارد دفاعی در طرف مقابل می‌شود.
۳. تفاوت پرحرفی ناشی از اضطراب با پرحرفی ناشی از خودشیفتگی چیست؟
افراد مضطرب معمولاً برای فرار از سکوت‌های مبهم صحبت می‌کنند و رفتاری تنش‌آلود دارند. آن‌ها ممکن است مدام بابت پرحرفی خود عذرخواهی کنند یا نگران قضاوت شما باشند. در مقابل، افراد خودشیفته با اعتماد به نفس کاذب صحبت کرده و فقط به دنبال تایید و جلب توجه هستند. تشخیص این تفاوت به شما کمک می‌کند تا استراتژی واکنشی مناسبی را انتخاب کنید.
۴. چطور می‌توانیم کودکان پرحرف را بدون آسیب به اعتماد به نفسشان مدیریت کنیم؟
کودکان برای یادگیری و ابراز وجود نیاز به صحبت کردن دارند و نباید آن‌ها را سرکوب کرد. بهتر است به آن‌ها بازی نوبت‌گیری در صحبت کردن را با ابزارهای ساده آموزش دهیم. با اختصاص دادن زمان‌های مشخصی در روز برای گوش دادن کامل به آن‌ها، عطش کلامی‌شان را سیراب کنید. این روش به آن‌ها مهارت‌های شنیداری و صبر را به صورت غیرمستقیم می‌آموزد.
۵. آیا نوشتن و روزنامه‌نگاری روزانه می‌تواند به کاهش پرحرفی افراد کمک کند؟
بله، نوشتن افکار به تخلیه ذهنی و سازماندهی مجدد ایده در مغز کمک شایانی می‌کند. افرادی که افکار پراکنده خود را روی کاغذ می‌آورند، نیاز کمتری به برون‌ریزی کلامی مداوم دارند. این کار به تقویت قشر پیش‌پیشانی مغز در کنترل تکانه‌ها کمک می‌کند. در واقع نوشتن به عنوان یک فیلتر ذهنی خودکار عمل خواهد کرد.
۶. در جلسات کاری آنلاین با همکاران پرحرف که زمان جلسه را هدر می‌دهند چه کنیم؟
داشتن دستور جلسه مکتوب و زمان‌بندی مشخص برای هر بخش بهترین ابزار پیشگیری است. مدیر جلسه می‌تواند از قابلیت‌های فنی مانند قطع صدا یا یادآوری زمان اتمام نوبت استفاده کند. فرستادن پیام‌های خصوصی محترمانه در بخش چت پلتفرم نیز راهکار مناسبی است. این کار بدون ایجاد تنش علنی در جمع، روند گفتگو را اصلاح می‌کند.
۷. پدیده گوش دادن فعال چگونه می‌تواند به افراد پرحرف کمک کند تا کمتر صحبت کنند؟
وقتی به طور فعال گوش می‌دهید و پیام را بازگو می‌کنید، فرد متوجه می‌شود شنیده شده است. بسیاری از پرگویی‌ها صرفاً تلاش برای اطمینان از فهمیده شدن موضوع توسط مخاطب است. با تایید صریح منظور آن‌ها، انگیزه اصرار بر تکرار صحبت‌ها از بین می‌رود. این بازخورد سریع، چرخه نیاز به پرگویی را قطع می‌کند.
دکتر علیرضا مجیدی
دکتر علیرضا مجیدی
پزشک، نویسنده و بنیان‌گذار وبلاگ «یک پزشک»
دکتر علیرضا مجیدی، نویسنده و بنیان‌گذار وبلاگ «یک پزشک».
با بیش از ۲۰ سال نویسندگی «ترکیبی» مستمر در زمینهٔ پزشکی، فناوری، سینما، کتاب و فرهنگ.
باشد که با هم متفاوت بیاندیشیم!

13 دیدگاه

  1. ممنون از مطالبتون..
    استفاده کردیم..
    الان بهار ۹۹ هستش و ایام قرنطینه کرونا‌
    به علت بسته شدن مرز کشوری..‌ یه مهمون ناخونده داریم‌‌‌ که تا الان سه ماه و یک هفته اس که خونمونه و انشالله داره میره.. مشخصه اصلی ایشون پرحرفی هست.. پشت تلفن تو واتساپ با خانواده و اشنا.. اصلا هم رعایت اینکه داره اسایش ما بیگناهانی که تنها غلطمون داشتن خونه بزرگ و اروم بود.. رو به هم میزنه نداره.. هفته دوم حضورش دچار سردرد مداوم شدم و مجبور شدم بهش کم محلی و ببخشید البته ..بی احترامی… کنم تا بفهمه خیلی رو مخه.. اخه از مادرم بزرگتره… خلاصه حساب کار دستش اوند و رفت طبقه پایین‌‌ ‌.. اونجا هم به پرحرفی خود ادامه داد.. صداش هم همه جای خونه می پیچه.. خلاصه عذابی کشیدیم که مپرس..
    من خودم ادم پرحرفی بودم و مدتها بود دوست داشتم اهسته و شمرده حرف بزنم و سکوت داشته باشم..
    وجود این خانم و رفتار ازاردهنده اش‌برایم تمرین عملی شد که خودم رو بسازم و ادم باوقاری بشم..

    البته گهگاهی وقتی تحملم به سر میومد یه رفتار واکنشی تمد اعم ار ترک محل.. بستن در اتاق. کم صحبتی و کم محلی انجام داده ام و این باعث شرمندگی اون خانم ( البته عادتش ترک نشده ها) و اضطراب خودم هم شده..
    شااید کم تحملم و کم صبرم..
    اما خب همون یه روز و همون یه ساعت هم عمر انسان گوش ادم بیخود نیست که بخواد این همه چرت و پرت بشنوه و ارامش درونیش ازش گرفته بشه..

  2. من‌ متاسفانه شخصی که می خوام باهاش وارد رابطه شم این مشخصه رو داره و نمی خوام ناراحتش کنم به هیچ وجه اما بعضی موقع ها واقعا کلافه میشم و متوجه میشم وسط حرفاش کاملا حواسم پرت شده واقعا نمیدونم چیکار کنم میشه کمکم کنین

  3. من دیگه واقعا جونم به لبم رسیده. خوابگاهی هستم و توی اتاق دونفره گیر یه آدم پرحرف افتادم. هیچکدوم از این روشها جواب نمیده. بخدا زندگی کردن با یه همچین آدمی خیلی زجرآوره. خدایا نجاتم بده. دارم دق میکنم اعصابمو نابود کرده از بس که پرحرفه

  4. آخخ. در مورد همکار پرحرف چکار باید کرد؟
    همممه اینکارارو هم کردیم ولی جواب نمیده
    ی سره حرررف میزنه و انتظار داره جواب بدی و بش توجه کنی
    نمیزاره ی زره تمرکز باشه
    جوابشو بدی حرف میزنه
    محلش ندی حرف میزنه
    هر کااااری میکنم حرف میزنه

  5. با سلام ممنون از مقاله شما
    به نطرم رسید که این نکته رو بگم
    یکی از آشنایان من که البته با او تعارف دارم
    بسیار پرحرف هست
    و من سعی می کنم شنونده باشم
    اما با این مواردی که گفتید نمی تونم
    با قاطعیت با ایشان روبرو شوم و با وجود این که بار ها خسته بودم
    مجبور شدم به ایشان سرا پا گوش باشم
    اگر ممکن است راه حلی مناسب تر برای من بفرمایید

  6. ممنون. ولی این توصیه‌ها فقط در موارد کاری و اجتماعی بیشتر کاربرد داره. در مورد مادر یا مادر شوهری که زیاد حرف میزنه و باید زل بزنی تو چشاش چون گناه داره اگه دوهفته یکبار که می‌بینیش به حرفاش گوش ندی چی؟ اون زن خوبیه ولی همون دو هفته یکبارم که می‌بینمش خیلی حرف می‌زنه. دیوانه‌کننده. جالبه که بچه‌هاش هر کدوم میرن یه طرف و فقط من باید زل بزنم تو چاش و به حرفاش گوش بدم.

    1. مریم جان می دونم سخته ولی سعی کن یه مدت با توجه به حرف هاشون گوش بدی، شاید چیز جالبی که نظرت رو جلب کنه پیدا کردی تو حرفا. یا این که سعی کن ازین پرگویی به نفع خودت بهره برداری کنی: دستور غذایی که ایشون بلدن و شما نه، نکته های خونه داری، حتی حرفای خاله زنکی که بتونه به سوالاتت در مورد خانواده ی همسر پاسخ بده! بحث رو ببر به این سمت ها. خیلی کم پیش میاد آدما همه ی حرفاشون چرند محض باشه.

  7. ببخشید.این Mr chatterbox کدوم شخصیت بود؟آیا این شخصیت دز مجموعه ای بوده که در ایران پخش شده و مخاطب ایرانی باهاش آشناست؟

    1. واقعا مطالب عالی و مفید این سایت خواننده را جذب می کند فقط لطفا مطالب روانشناسی هم در این سایت مفید و عالی قرار دهید

  8. بدترین چیز اینه که با طرفی که حرف زیاد میزنه رودربایستی داشته باشی…
    مگه میشه از دستش خلاص شد..
    مجبوری گوش بدی… یا حداقل تظاهر به گوش دادن کنی

  9. گوشی خود را برداشته
    چند لحظه با دقت به آن نگاه کنید
    با احساس شرمندگی بگویید حتما باید به این تماس پاسخ دهید
    سپس همانطور که با تلفن خود صحبت می کنید،
    اتاق،ساختمان،خیابان و شهر را به سرعت ترک کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
[wpcode id="260079"]