بازی الیویا کلمن در نقش لدا در فیلم The Lost Daughter (2021) | پیچیده، پشیمان، وسواسی، مادرانه، غیرمتعارف

مادر بودن در فرهنگ عامه همواره با فداکاری و عشق بی‌قید و شرط تعریف می‌شود اما مگی جیلنهال (Maggie Gyllenhaal) در اولین تجربه کارگردانی‌اش به سراغ جنبه‌های تاریک و پنهان مادری رفته است. آشنایی با فیلم دختر گمشده و بازی فوق‌العاده الیویا کلمن برای هر کسی که به درام‌های روان‌شناختی عمیق علاقه دارد ضروری است زیرا این اثر تعاریف سنتی مادری را به چالش می‌کشد. در این مقاله می‌خواهیم بررسی کنیم که کلمن چگونه توانست نقش لدا کاروسو (Leda Caruso) زنی وسواسی، پشیمان و غیرمتعارف را با تمام پیچیدگی‌هایش بازی کند. چرا فرار از مسئولیت‌های مادری در این فیلم به این شکل به تصویر کشیده شده است؟ لدا در مواجهه با گذشته خود چه بحران‌هایی را تجربه می‌کند؟ در ادامه با ما همراه باشید تا زوایای این نقش‌آفرینی کم‌نظیر را مرور کنیم.

فهرست مطالب

۱. شناسنامه اثر

فیلم سینمایی دختر گمشده (The Lost Daughter) محصول سال ۲۰۲۱ میلادی به نویسندگی و کارگردانی مگی جیلنهال است. این فیلم اقتباسی از رمانی به همین نام نوشته نویسنده نام‌آشنای ایتالیایی النا فرانته (Elena Ferrante) می‌باشد. الیویا کلمن در نقش لدا کاروسو، استاد دانشگاه میان‌سالی که به تنهایی برای تعطیلات به یونان رفته است بازی شگفت‌انگیزی ارائه می‌دهد. جسی باکلی (Jessie Buckley) نقش جوانی لدا را بازی می‌کند و داکوتا جانسون (Dakota Johnson) در نقش نینا، مادر جوانی که توجه لدا را در ساحل جلب می‌کند حضور دارد. فیلم‌برداری این اثر در جزیره زیبای اسپتسس در یونان توسط هلن لووار (Hélène Louvart) انجام شده است.

این فیلم در هفتاد و هشتمین دوره جشنواره بین‌المللی فیلم ونیز برای اولین بار اکران شد و جایزه بهترین فیلم‌نامه را برای مگی جیلنهال به ارمغان آورد. فیلم همچنین در جوایز اسکار نامزد سه جایزه از جمله بهترین بازیگر زن برای الیویا کلمن و بهترین بازیگر نقش مکمل زن برای جسی باکلی شد. موسیقی متن فیلم که توسط دیکیون رونالدز ساخته شده فضایی مرموز و دلهره‌آور به داستان ساده تعطیلات یک زن می‌بخشد که نشان‌دهنده تعلیق روان‌شناختی زیرپوستی اثر است.

۲. داستان کامل فیلم

لدا کاروسو، استاد زبان انگلیسی و مترجم ادبیات، برای گذراندن تعطیلات تابستانی به تنهایی به جزیره‌ای در یونان می‌رود. او در ساحل با خانواده‌ای پر سر و صدا و پرجمعیت از نیویورک مواجه می‌شود که آرامش او را به هم می‌زنند. در میان این خانواده توجه لدا به نینا، مادر جوانی که با دختر کوچکش النا درگیر است جلب می‌شود. تماشای این مادر و دختر خاطرات دردناک و فراموش‌شده گذشته لدا را از دوران جوانی‌اش زمانی که خودش مادر دو دختر کوچک بود زنده می‌کند. پس از گم شدن ناگهانی النا در ساحل، لدا او را پیدا می‌کند و به مادرش تحویل می‌دهد که این کار باعث دوستی او با نینا می‌شود.

اما لدا در حین پیدا کردن النا عروسک مورد علاقه دخترک را پنهان کرده و با خود به اتاقش می‌برد. این عمل عجیب و وسواسی شروع یک بحران روحی عمیق برای لدا است. فیلم با فلاش‌بک‌هایی به گذشته لدا با بازی جسی باکلی نشان می‌دهد که چگونه او در جوانی به دلیل فشارهای مفرط مادری و نیاز به پیشرفت شغلی، همسر و دو دختر خردسالش را به مدت سه سال ترک کرده و با مرد دیگری زندگی کرده است. در نهایت لدا در مواجهه‌ای اعتراف‌آمیز با نینا فاش می‌کند که عروسک را او دزدیده است. نینا عصبانی شده و با سنجاق سینه به لدا ضربه می‌زند. لدا زخمی و خسته شبانه قصر را ترک می‌کند و در لب ساحل بیهوش می‌شود و در نهایت با دخترانش تماس می‌گیرد.

۳. زوایای فنی و بازیگری مینی‌مالیستی الیویا کلمن

الیویا کلمن در نقش لدا از بازی‌های احساسی معمول خود فاصله می‌گیرد و به سراغ یک سبک بازیگری مینی‌مالیستی و به شدت درونی می‌رود. کاراکتر لدا زنی است که احساساتش را پشت ماسکی از ادب و تظاهر پنهان می‌کند اما کلمن با استفاده از ریزحرکات چهره (Micro-expressions)، لرزش خفیف دست‌ها و نگاه‌های خیره به دریا تنش روانی شدید او را نشان می‌دهد. او تعمدا رفتارهایی متناقض دارد؛ در صحنه‌ای مهربان و کمک‌کار است و در صحنه‌ای دیگر با خشکی و بی‌پروایی درخواست‌های دیگران را رد می‌کند.

از بعد فنی کلمن در این فیلم به خوبی توانسته حس پشیمانی و گناه پنهان لدا را بدون استفاده از دیالوگ‌های توضیحی به نمایش بگذارد. تماشای او در حال تمیز کردن عروسک دزدیده شده یا خوردن یک میوه گندیده به مخاطب حس انزجار و در عین حال همدلی با یک روح شکننده را منتقل می‌کند. کلمن فیزیک بدنی خود را در این نقش به صورت زنی خسته اما مغرور تنظیم کرده که تلاش می‌کند کنترل زندگی‌اش را از دست ندهد. این بازی درونی کاراکتر لدا را به یکی از واقعی‌ترین و چالش‌برانگیزترین پرتره‌های زن در سینمای مدرن تبدیل کرده است.

۴. مطالب فان و حواشی پشت صحنه فیلم

تولید فیلم دختر گمشده در بحبوحه محدودیت‌های سفر انجام شد و به همین دلیل تمام اعضای گروه مجبور بودند در یک هتل کوچک در یونان اقامت کنند. این توفیق اجباری باعث شد که بازیگران زمان زیادی را با هم بگذرانند و رابطه‌ای بسیار صمیمی ایجاد کنند. الیویا کلمن تعریف کرده که برای تخلیه فشارهای روانی ناشی از نقش شب‌ها با داکوتا جانسون و مگی جیلنهال در لابی هتل به رقص و شوخی می‌پرداختند تا اتمسفر سنگین فیلم را فراموش کنند.

یکی از نکات جالب مربوط به صحنه معروف پوست کندن پرتقال به شکل مارپیچ است که لدا برای دخترانش انجام می‌دهد. کلمن اعتراف کرده که در زندگی واقعی هرگز نتوانسته بود پوست پرتقال را به این شکل سالم جدا کند و برای فیلم‌برداری این سکانس مجبور شد ده‌ها پرتقال را پوست بکند تا بالاخره یک بار موفق شود که آن هم با تشویق شدید گروه صحنه روبرو شد. همچنین حضور پیتر سارسگارد (Peter Sarsgaard) همسر مگی جیلنهال در نقش استاد ادبیاتی که با لدای جوان رابطه برقرار می‌کند حواشی بامزه‌ای در پشت صحنه به وجود آورده بود زیرا جیلنهال باید صحنه‌های عاشقانه همسرش با جسی باکلی را کارگردانی می‌کرد.

۵. ریشه‌های ادبی و اقتباس از رمان النا فرانته

فیلم دختر گمشده اقتباسی بسیار وفادار و در عین حال خلاقانه از رمان کوتاه النا فرانته نویسنده پر رمز و راز ایتالیایی است. فرانته که با نام مستعار فعالیت می‌کند و هویت واقعی‌اش فاش نشده، به خاطر نوشتن داستان‌هایی با تمرکز بر روابط پیچیده زنان و دردهای پنهان مادری شهرت جهانی دارد. جیلنهال با نوشتن نامه‌ای صمیمانه به فرانته اجازه اقتباس از این کتاب را گرفت و فرانته پذیرفت به شرطی که خود جیلنهال کارگردانی اثر را بر عهده بگیرد.

در رمان، بیشتر داستان از طریق تک‌گویی‌های درونی لدا روایت می‌شود که انتقال آن به زبان سینما کار بسیار دشواری بود. اما جیلنهال با تمرکز روی بازی‌های حسی کلمن و استفاده از فلاش‌بک‌های به موقع توانست این فضای ذهنی را بازسازی کند. ریشه‌های فرهنگی فیلم به جامعه سنتی ایتالیا و فشارهای تاریخی بر روی زنان برای فدا کردن تمام آرزوهایشان در راه خانواده برمی‌گردد؛ موضوعی که کلمن با بازی خود آن را به یک مسئله جهانی و قابل‌فهم برای زنان تمام فرهنگ‌ها تبدیل کرده است.

۶. بازتاب در رسانه‌ها و استقبال منتقدان

فیلم پس از اکران در جشنواره ونیز با تشویق ایستاده تماشاگران روبرو شد و منتقدان بین‌المللی به شدت بازی الیویا کلمن را ستودند. نشریه هالیوود ریپورتر (The Hollywood Reporter) بازی او را کالبدشکافی بی‌رحمانه روح یک زن توصیف کرد که کلیشه‌های سینمای هالیوود درباره مادران فداکار را به چالش می‌کشد. منتقدان معتقد بودند کلمن توانسته بدون اینکه لدا را به یک شرور تبدیل کند، خودخواهی و رنج‌های او را ملموس جلوه دهد.

موفقیت فیلم در فصل جوایز و نامزدی اسکار کلمن جایگاه او را به عنوان یکی از باثبات‌ترین و توانمندترین بازیگران دهه اخیر سینما محکم‌تر کرد. رسانه‌ها همچنین بر روی زوج هنری کلمن و جسی باکلی تمرکز کردند و نوشتند که چگونه این دو بازیگر توانسته‌اند یک شخصیت واحد را در دو دوره مختلف زندگی با یک روح مشترک بازآفرینی کنند. فیلم به یک موضوع داغ در شبکه‌های اجتماعی برای بحث درباره حق انتخاب زنان و چالش‌های مادری تبدیل شد.

۷. چالش‌های کلمن در بازیگری نقش‌های نامتعارف

ایفای نقش شخصیتی مانند لدا که رفتارهای به ظاهر غیرمنطقی دارد و در گذشته فرزندانش را ترک کرده چالش بزرگی برای هر بازیگری است. کلمن باید شخصیتی را بازی می‌کرد که رفتارهایش با هنجارهای پذیرفته شده جامعه همخوانی ندارد. او باید ترس از قضاوت شدن توسط مخاطب را کنار می‌گذاشت و بدون هیچ تلاشی برای تبرئه کردن لدا، او را همان‌گونه که هست یعنی زنی پشیمان، وسواسی و خسته به نمایش می‌گذاشت.

کلمن در مصاحبه‌ای اشاره کرد که بازی در این نقش یکی از سخت‌ترین تجربیات او بوده زیرا لدا زنی است که به سختی می‌توان با او همذات‌پنداری کرد. او برای درک احساسات لدا باید به سراغ تجربیات شخصی خودش از خستگی‌های مادری و فشارهای کاری می‌رفت و آن‌ها را با تاریکی‌های نقش ترکیب می‌کرد. این شجاعت کلمن در انتخاب و اجرای چنین نقش‌هایی او را از سایر بازیگران هم‌نسلش متمایز می‌کند.

۸. سوءبرداشت‌ها درباره شخصیت لدا و مادری پشیمان

یکی از سوءبرداشت‌های متداول درباره فیلم این است که لدا را زنی بی‌عاطفه بدانیم که دخترانش را دوست ندارد یا از مادر شدن پشیمان است. اما تحلیل دقیق فیلم نشان می‌دهد که لدا عاشق دخترانش است اما او در جوانی زیر بار سنگین مسئولیت‌های مادری و خفگی ناشی از نادیده گرفته شدن آرزوهای شغلی‌اش در حال غرق شدن بود. فرار او یک اقدام برای بقا و نجات روح خودش بود نه از روی بی‌عاطفگی.

فیلم نشان می‌دهد که پشیمانی لدا مربوط به مادری بودن نیست بلکه مربوط به فشارهای ساختاری جامعه است که از زن انتظار دارد هویت فردی‌اش را به طور کامل نابود کند. کلمن در بازی خود این تمایز ظریف را به خوبی نشان می‌دهد؛ او در سکانسی با بغض می‌گوید: «من یک مادر خلاف عرف هستم» که نشان‌دهنده پذیرش این نقص و درد ناشی از آن است. درک این لایه برای جلوگیری از قضاوت سطحی کاراکتر لدا ضروری است.

۹. تحلیل روان‌شناختی افسردگی پس از زایمان و عقده گناه

از منظر روان‌پزشکی کاراکتر لدا با نشانه‌هایی از افسردگی پس از زایمان شدید درمان‌نشده و عقده گناه ماندگار (Chronic Guilt) روبرو است. ترک کردن فرزندان در جوانی زخمی عمیق بر روان او گذاشته که هرگز بهبود نیافته است. دزدیدن عروسک در واقع تلاش ناخودآگاه او برای بازگشت به گذشته و تصاحب دوباره مادری ناتمامش است؛ او می‌خواهد عروسکی را که نماد فرزند است این بار به درستی مراقبت کند تا گناهان گذشته‌اش را پاک کند.

مواجهه او با نینا مانند نگاه کردن در آینه گذشته خودش است. او در نینا همان خستگی، بی‌پناهی و تمایل به فرار را می‌بیند که سال‌ها پیش خودش تجربه کرده بود. این شبیه‌سازی روانی باعث می‌شود لدا در موقعیت‌های خطرناکی قرار گیرد. کلمن این فروپاشی روانی تدریجی را که در زیر لایه‌ای از متانت آکادمیک پنهان شده با مهارتی بی‌نظیر بازی می‌کند و نشان می‌دهد که چگونه تروماهای گذشته همواره در کمین ما هستند.

۱۰. سناریوها و بررسی سکانس‌های نمادین بازی کلمن

یکی از سکانس‌های کلیدی بازی کلمن صحنه سینما است که در آن گروهی از جوانان مزاحم با ایجاد سر و صدا آرامش لدا را به هم می‌زنند. لدا ابتدا با آرامش از آن‌ها می‌خواهد سکوت کنند اما با بی‌ادبی آن‌ها روبرو می‌شود. کلمن در این صحنه با خشم ناگهانی، لرزش صدا و چشمانی سرشار از نفرت ظاهر می‌شود که نشان‌دهنده بی‌پناهی و فوران عقده‌های فروخفته‌اش است. این واکنش شدیدتر از حد معمول نشان‌دهنده ناآرامی درونی اوست.

سکانس دیگر مربوط به اعتراف لدا به نینا درباره دزدیدن عروسک است. لدا با لبخندی عصبی و صدایی آرام عروسک را تحویل می‌دهد و می‌گوید: «من فقط بازی می‌کردم». کلمن در این صحنه شکنندگی مطلق لدا را به نمایش می‌گذارد؛ زنی که تمام سپرهای دفاعی‌اش فرو ریخته و آماده پذیرش مجازات است. ضربه سنجاق سینه نینا به او مانند یک رهایی فیزیکی از بار سنگین گناهی است که سال‌ها بر دوش کشیده است.

۱۱. مقایسه بازی کلمن با جسی باکلی در نقش جوانی لدا

یکی از نقاط قوت اصلی فیلم هماهنگی شگفت‌انگیز میان بازی الیویا کلمن و جسی باکلی است. باکلی نقش جوانی لدا را با خشم بیشتر، بی‌پناهی فیزیکی و فروپاشی‌های آشکار عاطفی بازی می‌کند که متناسب با سن و شرایط زندگی او در آن دوران است. او زنی است که در میان فریاد بچه‌ها و کوه کتاب‌های درسی دست‌وپا می‌زند و در نهایت تصمیم به فرار می‌گیرد.

کلمن نسخه مسن‌تر این کاراکتر را بازی می‌کند که خشم خود را به یک سردی و خودداری درونی تبدیل کرده است. او دیگر فریاد نمی‌کشد بلکه با سکوت و رفتارهای غیرعادی واکنش نشان می‌دهد. این دو بازی در کنار هم یک تصویر کامل از یک ترومای در حال تکامل را خلق می‌کنند. مخاطب با دیدن بازی باکلی متوجه ریشه رفتارهای کلمن می‌شود و این هماهنگی حسی بدون شک یکی از دستاوردهای بزرگ کارگردانی جیلنهال است.

۱۲. زاویه دید جدید و میراث فیلم در سینمای فمینیستی مدرن

فیلم دختر گمشده با بازی کلمن زاویه دید جدیدی را در سینمای فمینیستی مدرن ایجاد کرد. این فیلم با شجاعت نشان می‌دهد که زنان لزوما نباید در قالب‌های از پیش تعیین شده جامعه گنجانده شوند. تصویر مادری در این فیلم عاری از رمانتیسم رایج است و به عنوان یک کار فیزیکی و روانی سنگین نشان داده می‌شود که می‌تواند هویت زن را ببلعد. لدا نمادی از انسان معاصر است که حق اشتباه کردن و پشیمانی را برای خود محفوظ می‌دارد.

میراث این نقش در سینما، باز شدن فضا برای روایت داستان‌های بیشتر درباره مادران غیرمتعارف و چالش‌های روانی زنان میان‌سال است. کلمن با این بازی ثابت کرد که جذاب‌ترین شخصیت‌های سینمایی آن‌هایی هستند که در مناطق خاکستری اخلاق زندگی می‌کنند. دختر گمشده به لطف بازی درخشان او به سندی ماندگار از پیچیدگی‌های روح زنانه تبدیل شده که تماشای آن همواره ذهن مخاطب را به چالش می‌کشد.

جمع‌بندی نهایی

بازی الیویا کلمن در نقش لدا در فیلم دختر گمشده نمونه‌ای بی‌نظیر از بازیگری مینی‌مالیستی و عمیق روان‌شناختی است. او با درک درست از مفاهیم پشیمانی، سوگ و عقده گناه توانست کلیشه‌های سنتی مادری را به چالش بکشد و پرتره‌ای غیرمتعارف اما به شدت واقعی از زنی درگیر با گذشته‌اش ارائه دهد. بازی او در کنار کارگردانی هوشمندانه مگی جیلنهال فیلم را به یک کالبدشکافی دقیق از روح زنانه در جامعه مدرن تبدیل کرد. این نقش‌آفرینی ماندگار نشان داد که کلمن یکی از تواناترین بازیگران در نمایش درام‌های درونی انسان معاصر است.

سوالات متداول

۱. چرا لدا در فیلم عروسک دختر بچه را می‌دزدد؟
دزدیدن عروسک یک واکنش ناخودآگاه و ناشی از عقده گناه فروخفته لدا در مورد رها کردن دخترانش در جوانی است. عروسک برای او نمادی از مادری ناتمام و فرصتی دوباره برای مراقبت و عشق‌ورزی به یک نوزاد بدون تجربه فشارهای واقعی مادری است. او با تمیز کردن و خواباندن عروسک تلاش می‌کند خلاء عاطفی گذشته‌اش را پر کند. این عمل عجیب نشان‌دهنده شدت بحران روحی کاراکتر است.
۲. پایان‌بندی فیلم دختر گمشده چه معنایی دارد و آیا لدا زنده می‌ماند؟
پایان فیلم به صورت استعاری طراحی شده است و لدا پس از آسیب دیدن با سنجاق سینه روی ساحل بیهوش می‌شود. صبح روز بعد او بیدار می‌شود و با دخترانش تماس می‌گیرد که نشان‌دهنده آشتی او با واقعیت زندگی و پذیرش خطاهای گذشته است. پوست کندن پرتقال در انتهای فیلم نمادی از بقای این پیوند خانوادگی با وجود تمام فاصله‌هاست. او زنده می‌ماند اما از نظر روحی وارد مرحله جدیدی از پذیرش خود می‌شود.
۳. نقش جسی باکلی در رابطه با بازی الیویا کلمن در این فیلم چیست؟
جسی باکلی نقش دوران جوانی لدا را بازی می‌کند و فلاش‌بک‌های فیلم با حضور او شکل می‌گیرند. بازی باکلی ریشه‌های روانی رفتارهای عجیب کلمن در زمان حال را برای تماشاگر توضیح می‌دهد. هماهنگی حسی عمیق میان این دو بازیگر باعث شده که تغییر زمان‌ها در فیلم کاملا باورپذیر باشد. این همکاری هنری نامزدی اسکار را برای هر دوی آن‌ها به همراه داشت.
۴. النا فرانته نویسنده کتاب چه واکنشی به ساخت این فیلم داشت؟
فرانته از ابتدا حامی ساخت این اقتباس سینمایی بود و به مگی جیلنهال اعتماد کامل داشت. او تنها شرطش برای واگذاری امتیاز کتاب این بود که خود جیلنهال کارگردانی فیلم را بر عهده بگیرد. فرانته معتقد بود که یک زن باید این داستان به شدت زنانه و پیچیده را به تصویر بکشد. او پس از دیدن نسخه نهایی فیلم از بازی کلمن و وفاداری اثر به روح رمان ابراز رضایت کرد.
۵. فیلم‌برداری در یونان چه تاثیری بر اتمسفر کلی فیلم گذاشته است؟
لوکیشن ساحلی یونان با وجود ظاهر آفتابی و زیبایش، تضادی کنایه‌آمیز با خفگی روانی و تاریکی درونی لدا دارد. نورهای تند ساحل و صدای امواج دریا به عنوان پس‌زمینه‌ای برای تنش‌های روحی لدا عمل می‌کنند. این جزیره دورافتاده به عنوان نمادی از انزوای انتخابی لدا عمل می‌کند که در آن او نمی‌تواند از مواجهه با گذشته فرار کند. فیلم‌برداری کارآمد لووار به خوبی این اتمسفر دوگانه را به تصویر کشیده است.
۶. چرا فیلم دختر گمشده یک اثر فمینیستی غیرمتعارف به شمار می‌رود؟
این فیلم بر خلاف آثار فمینیستی کلاسیک که زنان را در قالب قربانیان مطلق جامعه نشان می‌دهند به سراغ نقص‌ها و اشتباهات خود زنان می‌رود. لدا زنی است که تصمیمات اشتباهی گرفته و پشیمان است اما فیلم او را قضاوت اخلاقی نمی‌کند. این اثر نشان می‌دهد که زنان حق دارند پیچیده، پشیمان و حتی نامهربان باشند بدون اینکه ارزش‌های انسانی‌شان نادیده گرفته شود. این نگاه بدون روتوش به مادری ویژگی بارز فیلم است.
۷. اهمیت نماد پرتقال در فلاش‌بک‌ها و زمان حال فیلم چیست؟
پوست کندن پرتقال به شکل مارپیچ یک بازی صمیمانه بود که لدای جوان برای سرگرم کردن دخترانش انجام می‌داد. این عمل نمادی از تلاش او برای ایجاد لحظات شاد در میان خستگی‌های مفرط مادری‌اش است. در زمان حال تکرار این کار نشان‌دهنده تمایل عمیق او به بازسازی آن پیوند عاطفی قدیمی است. این نشانه کوچک بصری بار احساسی سنگینی را در طول داستان فیلم به دوش می‌کشد.
دکتر علیرضا مجیدی
دکتر علیرضا مجیدی
پزشک، نویسنده و بنیان‌گذار وبلاگ «یک پزشک»
دکتر علیرضا مجیدی، نویسنده و بنیان‌گذار وبلاگ «یک پزشک».
با بیش از ۲۰ سال نویسندگی «ترکیبی» مستمر در زمینهٔ پزشکی، فناوری، سینما، کتاب و فرهنگ.
باشد که با هم متفاوت بیاندیشیم!

10 دیدگاه

  1. چگونه می شود لینک های یک صفحه را جستجو کرد مثلا در همین صفحه چندین لینک وجود دارد که بعضا با text anchor مشخص هستند ولی خود لینک پنهان است و با page info میتوان آنها را دید، مثلا من میخواهم بدانم آیا در این صفحه لینکhttp://www.imdb.com/وجود دارد یا خیر؟ تقریبا هیچ راهی به جز مراجعه به page info>linksوجود ندارد!
    حالا اگر لینک ها زیاد باشد page info کار بسیار وقت‌گیری خواهد بود.

    اگر ممکن است راهی برای جستجوی لینک های یک صفحه بیابید به ما هم بگویید که ثواب عظیم دارد!

    ترجیحا اگر راه حلش با google باشد که چه بهتر!

  2. آقای دکتر اصلا نمی خواستم بی ربط بنویسم ولی می خواستم بدونم چرا لیست وبلاگ های پزشکی دیگه رو وبلاگتون ندارید ؟
    پاسخ: اون لیست با لیست بقیه وبلاگ‌ها ادغام شد.

  3. اگر ممکنه و با من موافق بودین این مطلب رو حتما به عنوان پست از طرف من و خودتون منتشر کنین. وبلاگ وببرگر به این آدرس:
    http://weburger.net وقتی با مرورگر ie واردش می شوید با یک پیغام جالب روربرو می شید. تازه این صفحه گذاشته شده. واقعا تا کی ؟!! تا کی باید دنیا رو انحصاری کرد. ie هم یک مرورگر هست فایر فاکس هم همینطور. هر دو رو دیدم زیاد تفاوتی ندارند. این دوست خوبمون خودشون به سیاست های انحصاری ماکروسافت اعتراض داره ولی خودش با این کار یک اقدام انحصاری انجام داده. واقعا فایرفاکس اونقدر بزرگه که براش جشن می گیرن ، رکورد می زنند ، پیراهن می پوشن و … . واقعا که چی آخرش چی؟ خوب هرکس به یک چیز اعتقاد داره. ایشون مطمئن باشن از به بعد آمار بازدیدشون می یاد پایین اونقدر که مجبور می شن این صفحه رو ور دارن.از شما می خوام اگه نظری دارین این متن رو با متن خودتون به عنوان پست منتشر کنین. ممنون. خداحافظ

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
[wpcode id="260079"]