داستان دختری ناشناس در رودخانه سن؛ چگونه یک مرگ تلخ میلیون‌ها جان را نجات داد؟ مانکن CPR!

کشف ماجرای عجیب و باورنکردنی زیباترین جسد تاریخ که به دوشیزه ناشناس سن معروف شد، یکی از ضروری‌ترین و کاربردی‌ترین دانسته‌ها برای علاقه‌مندان به ترکیب تاریخ، پزشکی و هنر است. در این مقاله می‌خواهیم ببینیم که چگونه پیکر بی‌جان دختری جوان که از رودخانه‌ای در فرانسه بیرون کشیده شد، به یک نماد فرهنگی تبدیل گشت و بعدها جان میلیون‌ها انسان را در سراسر جهان نجات داد. آیا واقعاً امکان‌پذیر است که لبخند آرام یک جسد غرق‌شده، الهام‌بخش طراحی مهم‌ترین ابزار آموزش پزشکی مدرن شود؟ چرا این چهره مرموز به پربوسیده‌ترین صورت در تاریخ بشریت تبدیل شد و چه رازی در پشت این ماسک مرگ نهفته است؟

۱. خاستگاه تاریخی و کشف دوشیزه ناشناس سن

در اواخر قرن نوزدهم میلادی، پیکر بی‌جان دختر جوانی از آب‌های تیره رودخانه سن (Seine) در پاریس بیرون کشیده شد که هیچ مدرک هویتی به همراه نداشت. بر اساس قوانین آن زمان، جسد برای شناسایی عمومی به پشت شیشه سالن تشریح پزشک قانونی پاریس منتقل شد تا شاید خانواده یا آشنایانی او را شناسایی کنند. چیزی که توجه پزشک شیفت و تماشاچیان را جلب کرد، آرامش عجیب چهره و لبخند ملایم و محوی بود که گویی نشان از مرگی بدون درد و در کمال صلح درونی داشت.

تلاش‌ها برای شناسایی این دختر جوان به هیچ نتیجه‌ای نرسید اما زیبایی و آرامش چهره او پزشک را بر آن داشت تا پیش از دفن جسد در گور دسته‌جمعی، قالبی گچی از صورت او تهیه کند. این ماسک مرگ (Death Mask) به سرعت از دیوارهای سالن تشریح فراتر رفت و به یکی از رازآلودترین آثار هنری زمان خود بدل شد. نبود هیچ نشانه‌ای از خشونت روی بدن، این فرضیه را تقویت کرد که او احتمالاً با پای خود به رودخانه رفته و غرق شده است.

۲. هنر قالب‌گیری از چهره مردگان و ثبت لبخند ابدی

قالب‌گیری از چهره مردگان پیش از ابداع عکاسی پرتره، روشی رایج برای ثبت و به یادگار نگه داشتن چهره شخصیت‌های برجسته و دانشمندان بود. این فرآیند با استفاده از گچ پاریس انجام می‌شد که به آرامی روی پوست قرار می‌گرفت تا ریزترین خطوط و جزئیات آناتومیک صورت را ثبت کند. ماسک دوشیزه ناشناس رودخانه سن (L’Inconnue de la Seine) به دلیل کیفیت استثنایی و حفظ کامل حالت طبیعی چهره، به سرعت به نمونه‌ای بی‌نظیر از این هنر تبدیل شد.

بر خلاف اکثر ماسک‌های مرگ که حالتی خشک و دردکشیده داشتند، این ماسک حسی از خوابی عمیق و شیرین را القا می‌کرد که بیننده را مجذوب خود می‌ساخت. مهارت قالب‌گیر در ثبت بافت ظریف لب‌ها و پلک‌ها به گونه‌ای بود که انگار پوست هنوز زنده و منعطف است. این ویژگی‌های منحصربه‌فرد زیبایی‌شناختی باعث شد که کارگاه‌های گچ‌بری در سراسر اروپا شروع به تکثیر و فروش این ماسک مرموز کنند.

۳. ورود به دنیای هنر و ادبیات پاریسی قرن نوزدهم

ماسک گچی دوشیزه ناشناس به سرعت به خانه هنرمندان، نویسندگان و شاعران بوهِمی (Bohemians) پاریس راه یافت و به عنوان الهه‌ای از زیبایی غم‌انگیز ستایش شد. چهره‌های سرشناسی چون آلبر کامو (Albert Camus) او را به عنوان مونالیزای غرق‌شده توصیف کردند که لبخندش حاوی رازهای سر به مهر بسیاری است. داستان‌نویسان متعددی شروع به نوشتن سناریوهای خیالی درباره زندگی، عشق‌های ناکام و علت مرگ این دختر جوان کردند.

این شیفتگی ادبی و هنری باعث شد که تصویر او به نمادی از رومانتیک‌گرایی مرگ‌آلود تبدیل شود و در آثار نقاشی و شعر آن دوران بازتاب گسترده‌ای یابد. هر هنرمند تفسیر خاص خود را از لبخند او ارائه می‌داد؛ برخی آن را ناشی از آرامش پس از رهایی از رنج‌های دنیا و برخی دیگر ناشی از وصال به معشوق در اعماق آب‌ها می‌دانستند. این موج فرهنگی نام دختر ناشناس را برای همیشه در تاریخ هنر اروپا ماندگار کرد.

۴. تولد مانکن‌های آموزشی احیای قلبی ریوی

دهه‌ها بعد در اواسط قرن بیستم، پزشکانی که بر روی توسعه تکنیک‌های نوین احیای قلبی ریوی (CPR) کار می‌کردند، نیاز مبرمی به یک مانکن آموزشی داشتند. هنمار لِردال (Asmund Laerdal) که یک اسباب‌بازی‌ساز نروژی برجسته بود و در زمینه کار با پلاستیک تخصص داشت، مسئولیت طراحی این مانکن آموزشی را بر عهده گرفت. او معتقد بود که کارآموزان با یک مانکن دارای چهره انسانی و طبیعی ارتباط عاطفی بهتری برقرار می‌کنند و انگیزه بیشتری برای یادگیری خواهند داشت.

لردال که تصویری از دوشیزه ناشناس سن را در خانه پدربزرگش دیده بود، تصمیم گرفت از چهره او برای طراحی اولین مانکن آموزشی استفاده کند. این مانکن که رِنی (Resusci Anne) نام گرفت، به عنوان اولین ابزار استاندارد برای آموزش ماساژ قلبی و تنفس مصنوعی به کادر درمان و عموم مردم معرفی شد. به این ترتیب، چهره دختری که در اثر غرق‌شدگی جان باخته بود، ابزاری شد تا نحوه نجات افراد از خفگی و ایست قلبی آموزش داده شود.

۵. مهندسی پزشکی و شبیه‌سازی آناتومی انسانی

طراحی مانکن رنی فراتر از ساخت یک مجسمه پلاستیکی ساده بود و نیاز به مهندسی دقیق آناتومیک برای شبیه‌سازی مقاومت قفسه سینه و مجاری تنفسی داشت. مهندسان باید سیستمی طراحی می‌کردند که جریان هوا تنها در صورت خم کردن صحیح سر به عقب و بالا کشیدن فک وارد ریه‌های پلاستیکی مانکن شود. این مکانیزم‌های داخلی دقیقاً بر اساس فیزیولوژی بدن انسان شبیه‌سازی شدند تا کارآموزان بازخورد واقعی از عمل احیا دریافت کنند.

استفاده از پلاستیک‌های منعطف جدید در آن زمان به لردال اجازه داد تا حس لمس پوست واقعی و انعطاف‌پذیری قفسه سینه را به خوبی بازسازی کند. این نوآوری‌های فنی در حوزه شبیه‌سازی پزشکی گام بزرگی رو به جلو بود که بدون تلفیق هنر طراحی چهره و مهندسی مواد میسر نمی‌شد. مانکن‌های رنی امروزه به سنسورهای دیجیتال مجهز شده‌اند تا کیفیت ماساژ و عمق فشرده‌سازی قفسه سینه را به صورت زنده ارزیابی کنند.

۶. رازهای هویت فاش‌نشده و فرضیه‌های پیرامون مرگ

با وجود شهرت جهانی، هویت واقعی دوشیزه ناشناس سن هرگز فاش نشد و همچنان یکی از بزرگ‌ترین معماهای تاریخ باقی مانده است. برخی کارشناسان پزشکی قانونی بعدها با بررسی دقیق ماسک گچی ادعا کردند که کیفیت بالای پوست و نبود نشانه‌های تورم ناشی از غرق‌شدگی نشان می‌دهد که قالب‌گیری احتمالاً از روی دختری زنده و شاداب انجام شده است. آن‌ها معتقد بودند محال است جسدی که مدتی در آب مانده، چنین بافت پوستی صاف و بی‌نقصی داشته باشد.

فرضیه دیگر این است که او مدل یک کارگاه مجسمه‌سازی بوده که چهره‌اش به عنوان نمونه زیبایی ایده‌آل قالب‌گیری شده و بعدها داستان غرق‌شدن برای جذابیت بیشتر به آن الصاق شده است. هرچند این فرضیه‌ها هرگز به طور کامل اثبات نشدند، اما بر جذابیت افسانه دوشیزه سن افزودند. واقعیت هرچه که باشد، ابهام در هویت او به بخشی از جذابیت اسطوره‌ای این چهره کمک کرده است.

۷. نقش رسانه‌ها و تولید انبوه ماسک‌های گچی

تولید انبوه صنعتی ماسک‌های گچی در اواخر قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم نقشی اساسی در همه‌گیر شدن تصویر دوشیزه ناشناس داشت. فروشگاه‌های هنری در پاریس، لندن و برلین این ماسک‌ها را به عنوان دکوری دیواری برای اتاق‌های نشیمن و آتلیه‌ها به فروش می‌رساندند. رسانه‌ها و روزنامه‌های آن دوران با انتشار مقالات رمانتیک درباره این پرونده جنایی مرموز، به عطش خریداران برای تصاحب تصویری از این زیبایی ابدی دامن زدند.

این تکثیر رسانه‌ای اولین نمونه از تبدیل شدن یک پرتره ناشناس به یک کالای فرهنگی عامه‌پسند در سطح قاره‌ای بود. عکس‌های باکیفیت از این ماسک در کاتالوگ‌های هنری چاپ می‌شد و به عنوان سوژه عکاسی برای هنرمندان پیشرو مورد استفاده قرار می‌گرفت. این حضور مداوم در رسانه‌ها زمینه‌ساز پذیرش سریع مانکن آموزشی لردال در دهه‌های بعد توسط جامعه جهانی شد.

۸. تکامل تکنیک‌های نجات غریق در سایه این چهره

توسعه مانکن رنی هم‌زمان با شکل‌گیری استانداردهای جدید در سازمان‌های نجات غریق و صلیب سرخ جهانی بود. تا پیش از آن، روش‌های احیا بسیار ابتدایی و گاه مضر بودند؛ اما با وجود این مانکن، مربیان توانستند تکنیک‌های تنفس دهان به دهان را به درستی آموزش دهند. تمرین بر روی این شبیه‌سازها نرخ موفقیت عملیات نجات در استخرها و سواحل را به طور چشمگیری افزایش داد.

تلاش برای احیای دختری که نماد غرق‌شدن بود، حسی از مسئولیت‌پذیری و نجات واقعی را در ذهن کارآموزان ایجاد می‌کرد که تاثیر آموزشی بالایی داشت. پروتکل‌های نجات غریق مدرن امروزی مدیون ساعت‌ها تمرین نیروهای امدادی بر روی چهره شبیه‌سازی‌شده دوشیزه سن هستند. این پیوند نمادین میان علت مرگ فرضی و نجات‌های واقعی، یکی از زیباترین پارادوکس‌های تاریخ پزشکی است.

۹. نگاه روان‌شناختی به شیفتگی جمعی نسبت به مرگ زیبا

جامعه‌شناسان و روان‌شناسان پدیده دوشیزه ناشناس سن را به عنوان نمونه‌ای بارز از تمایل انسان به زیباشناختی کردن مرگ تحلیل می‌کنند. در دوران ویکتوریا، مرگ زودهنگام دختران جوان به عنوان موضوعی هنری و رمانتیک مورد توجه قرار می‌گرفت و نوعی کشش روان‌شناختی به نام «نوستالژی مرگ» را در میان مردم ایجاد می‌کرد. چهره آرام دوشیزه سن پاسخی به این نیاز فرهنگی برای دیدن مرگی بدون درد، زشتی و فروپاشی فیزیکی بود.

روان‌کاوان معتقدند لبخند مرموز او نوعی فرافکنی را در بیننده ایجاد می‌کند که هر کس می‌تواند احساسات، حسرت‌ها و آرزوهای خود را در آن بازخوانی کند. این مواجهه با مرگ از طریق یک فیلتر هنری زیبا، از ترس‌های وجودی انسان می‌کاهد و تجربه‌ای آرامش‌بخش ارائه می‌دهد. به همین دلیل است که این ماسک به جای ایجاد حس ترس، حس تحسین و همذات‌پنداری را برمی‌انگیخت.

۱۰. چالش‌های بازسازی چهره با تکنولوژی‌های مدرن سه‌بعدی

در سال‌های اخیر، متخصصان بازسازی چهره با استفاده از اسکنرهای سه‌بعدی و نرم‌افزارهای جرم‌شناسی تلاش کرده‌اند تا چهره واقعی و زنده دوشیزه ناشناس را بازسازی کنند. این فرآیندها شامل تحلیل عمق بافت‌های نرم صورت، ضخامت ماهیچه‌ها بر اساس ساختار اسکلتی فرضی و بازسازی دیجیتال رنگ پوست و چشم‌ها است. با این حال حذف حالت گچی و تبدیل آن به یک تصویر واقعی پویا با چالش‌های فنی زیادی همراه بوده است.

برخی تلاش‌های دیجیتال تصویری از یک دختر جوان معمولی با چشمانی باز و نگاهی ساده را نشان دادند که تا حدی آن جادوی لبخند مومی و مرموز ماسک گچی را از دست داده بود. این تفاوت نشان می‌دهد که تعلیق میان مرگ و زندگی که در ماسک گچی ثبت شده، اثری هنری است که بازسازی‌های کامپیوتری به سختی می‌توانند روح منحصر‌به‌فرد آن را بازآفرینی کنند. این پروژه‌ها همچنان موضوع بحث‌های داغ در میان طراحان و باستان‌شناسان دیجیتال است.

۱۱. مقایسه با سایر اجساد نمادین و مومیایی‌های معروف

در مقایسه با دیگر اجساد معروف تاریخ نظیر مومیایی‌های مصر یا اجساد حفظ شده در یخ‌های سیبری، دوشیزه ناشناس سن ویژگی منحصربه‌فردی دارد؛ او متلاشی نشده و زیبایی طبیعی‌اش تغییر نکرده است. اکثر اجساد باستانی به دلیل فرآیندهای شیمیایی طبیعی یا مصنوعی دچار تغییر رنگ و تغییر شکل شدید آناتومیک می‌شوند، در حالی که این ماسک تصویری ایده‌آل و دست‌نخورده از آناتومی انسانی ارائه می‌دهد.

همچنین بر خلاف دیگر نمونه‌ها که در موزه‌ها به عنوان جاذبه‌های باستان‌شناسی نگهداری می‌شوند، دوشیزه سن مستقیماً وارد چرخه زندگی روزمره و فرآیندهای نجات جان انسان‌ها در دنیای مدرن شده است. این گذار از یک جسد مجهول‌الهویه به یک ابزار کاربردی و زنده پزشکی، موردی بی‌نظیر در تاریخ علم به شمار می‌رود که هیچ نمونه مشابهی برای آن یافت نمی‌شود.

۱۲. میراث زنده دوشیزه ناشناس در پزشکی معاصر

امروزه با وجود توسعه شبیه‌سازهای پزشکی فوق‌پیشرفته و هوشمند که می‌توانند علائم حیاتی را تغییر دهند، چهره رنی همچنان اصالت خود را حفظ کرده است. میلیون‌ها پزشک، پرستار، آتش‌نشان و شهروند عادی در سراسر جهان اولین تجربه‌های احیای قلبی خود را بر روی این چهره ثبت کرده‌اند. تخمین زده می‌شود که تکنیک‌های آموزش داده شده با این مانکن، جان بیش از دو میلیون انسان را از مرگ حتمی نجات داده است.

لبخند آرام دختری که در رودخانه سن به خواب ابدی فرو رفت، از دیوارهای اتاق تشریح پاریس تا کلاس‌های درس مدرن امروزی سفری شگفت‌انگیز را طی کرده است. او اکنون فراتر از یک قربانی ناشناس، نمادی از امید و حیات دوباره در علم پزشکی معاصر است که نشان می‌دهد چگونه هنر و تراژدی می‌توانند در خدمت نجات بشریت قرار گیرند. این داستان گواهی بر قدرت شگفت‌انگیز بازآفرینی و بقای میراث انسانی در قالب‌های غیرمنتظره است.

جمع‌بندی نهایی

داستان دوشیزه ناشناس سن پیوندی بی‌نظیر میان هنر، تراژدی مرگ و دستاوردهای نجات‌بخش مهندسی پزشکی است. چهره آرام و لبخند ابدی این دختر ناشناس که از رودخانه سن بیرون کشیده شد، نه تنها هنرمندان را مجذوب خود کرد، بلکه به عنوان الگوی اصلی اولین مانکن‌های آموزشی احیای قلبی ریوی انتخاب شد. این فرآیند شگفت‌انگیز نشان می‌دهد که چگونه یک مرگ تراژیک و مجهول در تاریخ، می‌تواند به منبعی بی‌کران برای آموزش تکنیک‌های حیات‌بخش و نجات جان میلیون‌ها انسان در سراسر جهان تبدیل شود.

سوالات متداول

۱. مانکن آموزشی رنی در چه سالی و توسط چه کسی ساخته شد؟
این مانکن در اواخر دهه پنجاه میلادی توسط تولیدکننده اسباب‌بازی نروژی به نام هنمار لردال طراحی و روانه بازار شد. او با همکاری پزشکان متخصص احیا توانست اولین شبیه‌ساز واقعی را برای تمرین تنفس دهان به دهان بسازد. چهره این مانکن مستقیماً از روی ماسک مرگ معروف دوشیزه ناشناس رودخانه سن الگوبرداری شده بود. این همکاری مشترک نقطه عطفی در تاریخ آموزش‌های فوریت‌های پزشکی جهان به شمار می‌رود.
۲. چرا چهره دوشیزه ناشناس سن به پربوسیده‌ترین صورت تاریخ معروف شده است؟
این لقب به دلیل آموزش گسترده تکنیک‌های احیای قلبی ریوی به کادر درمان و مردم عادی به این مانکن داده شده است. از آنجا که کارآموزان برای تمرین تنفس مصنوعی باید دهان خود را روی دهان مانکن قرار دهند، این اقدام بارها تکرار می‌شود. تخمین زده می‌شود صدها میلیون نفر در سراسر دنیا با این روش آموزش دیده و چهره مانکن را لمس کرده‌اند. این توصیف نمادین نشان‌دهنده ابعاد گسترده استفاده از این ابزار آموزشی در جهان است.
۳. آیا فرضیه زنده بودن مدل قالب‌گیری ماسک از نظر علمی واقعیت دارد؟
بسیاری از کارشناسان پزشکی قانونی امروزه بر این باورند که پوست بدون عیب صورت نشان‌دهنده قالب‌گیری از فردی زنده است. آن‌ها استدلال می‌کنند آب سرد رودخانه سن در عرض چند ساعت باعث تورم بافت‌ها و از بین رفتن لطافت چهره می‌شود. با این حال هیچ سند قطعی برای رد یا اثبات هویت این دختر جوان در دست نیست. رازآلود بودن این مسئله به بخشی از جذابیت تاریخی این ماسک تبدیل شده است.
۴. آلبر کامو چه توصیفی درباره این ماسک مرموز ارائه داده بود؟
این نویسنده بزرگ فرانسوی چهره دوشیزه ناشناس سن را به عنوان یک مونالیزای غرق‌شده توصیف کرده بود. او معتقد بود لبخند مرموز این چهره تضادی عمیق میان زیبایی و وحشت مرگ ایجاد می‌کند که ذهن را به چالش می‌کشد. بسیاری از نویسندگان معاصر کامو نیز از این چهره به عنوان نمادی از صلح ابدی یاد می‌کردند. این تعابیر فلسفی جایگاه ماسک را در فرهنگ مدرن فرانسه بسیار ارتقا داد.
۵. چرا هنمار لردال تصمیم گرفت از چهره‌ای با جزئیات واقعی برای مانکن استفاده کند؟
او متوجه شده بود که کارآموزان با مانکن‌های بدون چهره یا دارای ظاهر زمخت ارتباط خوبی برقرار نمی‌کنند. لردال معتقد بود یک صورت واقعی و زیبا انگیزه بیشتری برای جدی گرفتن فرآیند احیا در کارآموزان ایجاد می‌کند. این تصمیم هوشمندانه روان‌شناختی باعث شد فرآیند یادگیری به تجربه‌ای عمیق‌تر و موثرتر تبدیل شود. نتایج بعدی نشان داد که این رویکرد به طور چشمگیری کیفیت آموزش‌ها را بهبود بخشیده است.
۶. آیا هنوز از این چهره در ساخت مانکن‌های پیشرفته امروزی استفاده می‌شود؟
بله، شرکت‌های بزرگ تولیدکننده تجهیزات پزشکی همچنان از نسخه اصلاح‌شده این چهره در محصولات خود استفاده می‌کنند. اگرچه سنسورها و سیستم‌های بازخورد دیجیتال به این مانکن‌ها اضافه شده‌اند، اما صورت نمادین رنی همچنان حفظ شده است. این پایداری در طراحی نشان‌دهنده احترامی است که جامعه پزشکی برای این تاریخچه قائل است. این چهره به یک استاندارد جهانی پذیرفته‌شده در شبیه‌سازی درمانی تبدیل گشته است.
۷. ماسک مرگ دوشیزه ناشناس در چه کارگاه‌هایی در اروپا تکثیر می‌شد؟
این ماسک ابتدا در کارگاه‌های کوچک گچ‌بری در محله مونپارناس پاریس تکثیر و به سراسر کشور فرستاده شد. پس از مدتی کارگاه‌های بزرگ هنری در آلمان و انگلستان نیز اقدام به ساخت نسخه‌های گچی ارزان‌قیمت از آن کردند. این محصول هنری به یکی از وسایل تزیینی محبوب طبقه متوسط و قشر روشنفکر اروپا تبدیل شد. تکثیر وسیع آن زمینه‌ساز حضور همیشگی این چهره در حافظه جمعی نسل‌های بعدی گشت.

33 دیدگاه

  1. خیلی جالب بود. تا حالا نمیدونستم مانکنی که تو کلاس سی پی آر داشتیم یک شخصیت با داستان واقعی بوده! راستی دکتر جان …تو پست اخیرم اشاره کوچکی به یکی دیگه از سریالهای اینور آبی داشتم . میدونم کما بیش این سریالها را دنبال میکنید. اگر خواستید نظری بیاندازید. به هر حال بعدها مطلبی از لاست نوشتید که معرکه بود. گمونم با توجه به اتفاقات اخیر قرن بدک نباشد از زبان شما در مورد این سریال هم بخوانیم. سبز باشید

  2. عجب!!! پس چرا استاد اورژانس ما می گفت این مدل رو پزشکی ساخته که دختر 16 سالش رو در دریا از دست داده و چون اعتقاد داشته که اگر اون زمان کسی سی پی آر بلد بود دخترک نجات پیدا می کرد مدلی از دخترش ساخت تا بدین وسیله جان بسیاری رو نجات بده و کلی هم ما رو تهدید کرد که به این مانکن احترام بذاریم.

  3. چقدر جالب… چه اسرار امیز…
    میگم منم برم تو “سن” خودکشی کنم بلکه یکی دید و پسندید.بعد مدل سی.پی.ار بشم، بعد حین تنفس دهان به دهان شاهزاده بیدار بشم و وی لیو هپی اور افتر…(مث زیبای خفته!:( )

  4. با سلام.
    مطلب امروز وبلاگم به همین پست شما اختصاص پیدا کرده و چون همیشه مطالبم با ذکر منبع در وبلاگ گذاشته میشه،توسط یکی از دوستان وردپرسی http://fancies.wordpress.com به بنده اطلاع داده شد که شما هم چنین مطلبی رو نوشتید و جالبتر اینکه منبع ذکر شده در وبلاگم آدرس فرومی است http://www.mydaily.ir/forum/showthread.php?p=826#post826 که احتمال به یقین از روی مطالب شما کپی برداری کرده……..
    بنابراین با اجازه شما،لینک منبع را به این پست شما تغییر داده و امیدوارم اشتباه دیگران را به حساب من حقیر نذارید.
    با تشکر و احترام :
    Gajamoo

  5. سلام آقای دکتر سوالم این بود که برای شبیه سازی یک نفر به چه چیزی لازم هست ؟ بزاق ؟ خون ؟ یا عضوی از بدن . متشکر

  6. پزشک جان،
    جالب بود !اتفاقا صدقه سری همین خانومه هفته پیش رفتم که کمکهای اولیه و cpr یاد بگیرم! ولی چه فایده که دیگه نمیزارن ببوسیش ویک سری لوازم جانبی بی مزه میدن توشون فوت کنی ! جالب بود اومدم الان بیشتر با شخصیت این خانوم آشنا شدم ! دمت گرم!

  7. سلام
    چیزی که نظرمو به خودش جلب کرد این بود که با وجود اینکه تا حالا مطلبی راجع به این زن نشنیده بودم ولی چهره اش به نظرم خیلی آشناست…
    از اون چهره هایی که آدم باهاشون احساس قرابت و نزدیکی می کنه….یه جوریه…
    و اگه با همین لبخند هم مرده باشه که واقعت” خوش به حالش…..

    در ضمن من تقریبا” هر روز سایتتون رو چک می کنم از مطالب جالبی که می نویسید هم استفاده می کنم و هم لذت می برم.
    پایدار باشید

  8. بسیار مطلب جالبی بود واقعا خسته نباشین ، ضمنا من تو بلاگم هر روز نرم افزارهای جدید ، کتاب و مجله های روز دنیا و موسیقی معرفی کرده و لینک دانلود میگذارم خوشحال میشم به وبلاگ من سر بزنید
    مرسی – سوفرا
    http://darabian.wordpress.com

  9. ای بابا من که چندتا مانکن CPR دیدم و تو دوره های آموزشی مون باهاشون کار کردم هیکئومشون این شکلی نبود تازه همشون مرد بودن بد نیست درباره مرد نا شناس هم تحقیق کنید و فکر کنم این خانوم تا حالا تو ایران بوسیده نشده و اینم باید به گینس اطلاع داد تا ثبت بشه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
[wpcode id="260079"]