تفاوت رسانه‌های کاغذی ایران و جهان در عصر اینترنت: نبرد بقا در دنیای پیکسل‌ها

ورود اینترنت و شبکه‌های اجتماعی، صنعت مطبوعات را در سراسر جهان با یک بحران موجودیتی روبه‌رو کرده است. روزنامه‌ها و مجلات کاغذی که زمانی مرجع اصلی کسب خبر بودند، حالا باید برای بقای خود در دنیای پرسرعت دیجیتال بجنگند. در این مقاله قصد داریم تفاوت‌های ساختاری، اقتصادی و فرهنگی میان رسانه‌های مکتوب کاغذی در ایران و سایر کشورهای جهان را بررسی کنیم و ببینیم هرکدام چگونه با این چالش بزرگ مواجه شده‌اند.

فهرست مطالب

۱. چالش توزیع و زنجیره تامین کاغذ در بازار ایران

یکی از اساسی‌ترین مشکلات رسانه‌های کاغذی در ایران، وابستگی شدید قیمت کاغذ به نوسانات ارزی و مشکلات زنجیره تامین است. تهیه کاغذ باکیفیت همواره دغدغه اصلی مدیران مسئول بوده و افزایش ناگهانی قیمت‌ها بارها باعث تعطیلی یا کاهش صفحات روزنامه‌ها شده است. سیستم توزیع سنتی و ناکارآمد نیز مزید بر علت شده تا روزنامه‌ها دیرتر از موعد به دست مخاطب شهرستانی برسند.

در مقابل، رسانه‌های بزرگ جهانی با وجود مواجهه با افزایش قیمت کاغذ، به دلیل قراردادهای بلندمدت و استفاده از کاغذهای بازیافتی، ثبات بیشتری در تولید دارند. همچنین سیستم‌های پیشرفته لجستیکی و توزیع مویرگی در کشورهای توسعه‌یافته تضمین می‌کنند که نسخه چاپی در اولین ساعات صبح بر روی میز مشترکان قرار گیرد. این تفاوت لجستیکی، مستقیما بر وفاداری مخاطبان اثر می‌گذارد.

۲. تحول دیجیتال و مدل‌های اشتراک پولی در رسانه‌های بین‌المللی

رسانه‌های معتبر دنیا مانند نیویورک تایمز (The New York Times) سال‌هاست که مدل‌های درآمدی خود را بازتعریف کرده‌اند. آن‌ها با ایجاد دیوارهای پرداخت (Paywalls) و ارائه اشتراک‌های دیجیتالی ارزان‌قیمت، وابستگی خود را به فروش نسخه کاغذی کاهش داده‌اند. این استراتژی باعث شده تا درآمد دیجیتال آن‌ها از درآمد چاپی پیشی بگیرد و بقای مالی تحریریه تضمین شود.

در ایران اما به دلیل نبود فرهنگ پرداخت آنلاین برای محتوای خبری و عدم اعتماد مخاطبان به ارزش مالی اطلاعات، پیاده‌سازی مدل‌های اشتراک پولی با شکست مواجه شده است. اکثر سایت‌های خبری ایرانی محتوای خود را به صورت کاملا رایگان ارائه می‌دهند که این امر منجر به کاهش شدید درآمدهای تحریریه و در نتیجه افت کیفیت گزارش‌ها می‌شود. این چالش بزرگ، تفاوت کلیدی ساختار رسانه‌ای ما با جهان است.

۳. تفاوت در ذائقه و نیازهای اطلاعاتی مخاطب ایرانی و جهانی

ذائقه مخاطب ایرانی در سال‌های اخیر به سمت مصرف سریع اطلاعات در شبکه‌های اجتماعی مانند تلگرام و اینستاگرام سوق پیدا کرده است. سرعت انتقال خبر در این پلتفرم‌ها به قدری بالاست که روزنامه‌های چاپی فردا عملا حاوی اخبار سوخته و قدیمی هستند. مخاطب داخلی کمتر به دنبال تحلیل‌های طولانی و عمیق در صفحات کاغذی می‌گردد و بیشتر اخبار تیتروار را ترجیح می‌دهد.

در کشورهای توسعه‌یافته، با وجود استفاده گسترده از اینترنت، هنوز بخش بزرگی از جامعه ترجیح می‌دهد تحلیل‌های عمیق، گزارش‌های تفصیلی و یادداشت‌های تفکربرانگیز را در نسخه چاپی آخر هفته مطالعه کند. رسانه‌های جهانی با درک این نیاز، نسخه کاغذی خود را از یک خبررسان ساده به یک مجله تحلیلی باکیفیت تبدیل کرده‌اند تا ارزش افزوده بیشتری برای خریدار ایجاد کنند.

۴. روزنامه‌نگاری تحقیقی در برابر کپی‌پیست‌های اینترنتی

روزنامه‌نگاری تحقیقی (Investigative journalism) موتور محرک رسانه‌های بزرگ بین‌المللی است. آن‌ها بودجه‌های کلانی را صرف پروژه‌های طولانی‌مدت افشای فساد یا تحلیل‌های عمیق اجتماعی می‌کنند. این گزارش‌های اختصاصی، دلیلی است که مخاطب را متقاعد می‌کند برای خرید روزنامه هزینه کند و به اعتبار رسانه اعتماد داشته باشد.

در فضای رسانه‌ای ایران، به دلیل محدودیت‌های مالی و موانع دیگر، روزنامه‌نگاری تحقیقی بسیار کم‌رنگ شده است. بسیاری از صفحات روزنامه‌ها پر از اخبار کپی‌پیست‌شده از خبرگزاری‌های رسمی کشور است که مخاطب پیش‌تر آن‌ها را در کانال‌های تلگرامی خوانده است. این فقدان تولید محتوای اختصاصی، جذابیت نسخه چاپی را برای خریدار ایرانی به شدت کاهش داده است.

۵. اقتصاد آگهی‌ها و فروپاشی درآمدهای سنتی مطبوعات

بخش عمده‌ای از بودجه رسانه‌های کاغذی در گذشته از طریق آگهی‌های بازرگانی تامین می‌شد. با ظهور تبلیغات دیجیتال، گوگل و شبکه‌های اجتماعی سهم بزرگی از این بازار را تصاحب کردند. رسانه‌های جهانی برای جبران این افت، به سمت تبلیغات بومی (Native advertising) و بازاریابی محتوایی پیشرفته رفته‌اند تا ارزش جدیدی برای تبلیغ‌دهندگان خلق کنند.

در ایران، بازار تبلیغات مطبوعاتی به شدت کوچک شده و بیشتر به آگهی‌های دولتی یا مناقصات محدود شده است. این وابستگی مالی به آگهی‌های دولتی، استقلال تحریریه روزنامه‌ها را با چالش مواجه می‌کند. رسانه‌های بخش خصوصی که دسترسی کمتری به این رانت‌ها دارند، در رقابت نابرابر اقتصادی به سرعت حذف می‌شوند و این امر تنوع صداها را در جامعه کاهش می‌دهد.

۶. طراحی بصری و صفحه‌آرایی؛ هنر فراموش شده در داخل کشور

جذابیت بصری نقش مهمی در ترغیب مخاطب به خرید نسخه چاپی دارد. روزنامه‌های پیشرو جهان اهمیت زیادی به اینفوگرافیک‌های پیچیده، عکاسی اختصاصی و صفحه‌آرایی هنری می‌دهند. آن‌ها تلاش می‌کنند هر صفحه روزنامه مانند یک تابلوی نقاشی مدرن، چشم‌نواز و خوانا باشد و اطلاعات را در کمترین زمان منتقل کند.

در ایران اما به دلیل کمبود بودجه و نبود طراحان متخصص رسانه‌ای، صفحات روزنامه‌ها اغلب شلوغ، یکنواخت و فاقد جذابیت‌های بصری مدرن هستند. استفاده از عکس‌های آرشیوی بی‌کیفیت اینترنتی و فونت‌های نامناسب، خواندن مطالب را خسته‌کننده می‌کند. این ضعف طراحی، مانعی جدی برای جذب مخاطبان جوان‌تر است که به زیبایی‌شناسی بصری اهمیت زیادی می‌دهند.

۷. نقش شبکه‌های اجتماعی به عنوان مکمل یا رقیب رسانه‌ها

رسانه‌های جهانی توانسته‌اند شبکه‌های اجتماعی را به عنوان بازوی کمکی و ابزار جذب مخاطب به سمت سایت اصلی خود به کار گیرند. آن‌ها با استفاده از ویدئوهای کوتاه در یوتیوب یا تیک‌تاک، مخاطب را ترغیب می‌کنند تا نسخه کامل گزارش را با خرید اشتراک مطالعه کند. در واقع، شبکه‌های اجتماعی نقش قلاب را برای آن‌ها ایفا می‌کنند.

در فضای رسانه‌ای ایران، شبکه‌های اجتماعی بیشتر نقش رقیب نابودکننده را بازی می‌کنند. به دلیل سرعت بالا و نبود قوانین کپی‌رایت سفت‌و‌سخت، محتوای تولیدی روزنامه‌ها بلافاصله بدون ذکر منبع در کانال‌های تلگرامی بازنشر می‌شود. این فرآیند باعث می‌شود که زحمات تحریریه روزنامه بدون هیچ‌گونه بازگشت مالی، توسط کانال‌های خبری غیررسمی مصادره شود.

۸. سیاست‌های حمایتی دولتی و چالش استقلال تحریریه

بسیاری از کشورهای جهان سیستم‌های حمایتی غیرمستقیم مانند معافیت‌های مالیاتی یا یارانه پست برای رسانه‌های مکتوب در نظر می‌گیرند تا از استقلال آن‌ها حمایت کنند. این کمک‌ها معمولا بدون دخالت در محتوای تحریریه پرداخت می‌شوند تا آزادی بیان آسیب نبیند و رسانه‌ها بتوانند به وظیفه نظارتی خود عمل کنند.

در ایران، یارانه‌های مطبوعات اغلب به صورت مستقیم و گاه با سوگیری‌های جناحی توزیع می‌شوند. این روش پرداخت یارانه می‌تواند روزنامه‌ها را به سمت محافظه‌کاری و همسویی با سیاست‌های پرداخت‌کننده یارانه سوق دهد. رسانه‌ای که برای بقای روزانه خود محتاج کمک‌های دولتی است، نمی‌تواند به عنوان یک ناظر بی‌طرف و منتقد در جامعه فعالیت کند.

۹. سواد رسانه‌ای مخاطب و پدیده فراگیر اخبار جعلی

افزایش اخبار جعلی (Fake news) در بستر وب، فرصت جدیدی برای رسانه‌های کاغذی معتبر ایجاد کرده است تا خود را به عنوان پناهگاه‌های حقیقت معرفی کنند. مخاطبان جهانی که از شایعات خسته شده‌اند، حاضرند برای دریافت خبر تایید شده و حرفه‌ای هزینه کنند. این بازگشت به مرجعیت رسانه‌ای، امیدهای جدیدی برای مطبوعات ایجاد کرده است.

در ایران اما پایین بودن سطح سواد رسانه‌ای عمومی باعث شده تا شایعات فضای مجازی به سرعت به عنوان حقیقت پذیرفته شوند. روزنامه‌ها نیز گاه به دلیل شتاب‌زدگی یا کمبود منابع، این اخبار تایید نشده را منتشر می‌کنند که ضربه بزرگی به اعتبار آن‌ها می‌زند. بازسازی این اعتماد از دست رفته، نیازمند زمان و پایبندی به اصول اخلاق حرفه‌ای است.

۱۰. آرشیوهای فیزیکی در برابر پایگاه‌های داده ابری مدرن

دسترسی به آرشیو، هویت یک رسانه است. رسانه‌های غربی تمام شماره‌های گذشته خود را دیجیتالی کرده و در پایگاه‌های داده ابری قابل جستجو در دسترس مشترکان قرار داده‌اند. این کار نه‌تنها منبع درآمد جدیدی ایجاد کرده، بلکه پژوهش را برای روزنامه‌نگاران و تاریخ‌نگاران بسیار آسان‌تر کرده است.

در ایران، بسیاری از روزنامه‌های قدیمی فاقد آرشیو دیجیتال منظم و آنلاین هستند. آرشیوهای فیزیکی نیز در شرایط نامناسب نگهداری می‌شوند و در معرض نابودی قرار دارند. این ضعف ساختاری باعث می‌شود که دانش تولید شده در گذشته به راحتی در دسترس نسل‌های جدید قرار نگیرد و ارتباط تاریخی جامعه با حافظه مطبوعاتی‌اش قطع شود.

۱۱. پادکست‌ها و محتوای صوتی رسانه‌های مکتوب پیشرو

گرایش روزافزون مردم به محتوای صوتی باعث شده تا مطبوعات جهانی به سمت تولید پادکست‌های خبری و تحلیلی حرفه‌ای حرکت کنند. پادکست‌های روزانه مانند دیلی (The Daily) متعلق به نیویورک تایمز، میلیون‌ها شنونده دارند و درآمدهای تبلیغاتی کلانی را برای رسانه مقتدر خود به همراه می‌آورند.

در ایران، اگرچه بازار پادکست‌ها رونق خوبی گرفته، اما روزنامه‌های کاغذی به صورت سیستماتیک و حرفه‌ای وارد این حوزه نشده‌اند. پادکست‌های تولیدی مطبوعات داخلی معمولا کیفیت فنی پایینی دارند و از ساختار جذابی پیروی نمی‌کنند. این عدم انطباق با فرمت‌های جدید رسانه‌ای، باعث عقب ماندن بیشتر مطبوعات از سبد مصرف فرهنگی مردم می‌شود.

۱۲. آینده مطبوعات کاغذی؛ لوکس شدن یا انقراض کامل؟

تحلیل روندها نشان می‌دهد که نسخه کاغذی روزنامه‌ها در آینده احتمالاً به یک محصول لوکس و گران‌قیمت برای گروه خاصی از مخاطبان تبدیل خواهد شد؛ مشابه صفحه‌های گرامافون در دنیای موسیقی. رسانه‌هایی زنده می‌مانند که بتوانند هسته اصلی تولید محتوای خود را دیجیتالی کرده و کاغذ را تنها به عنوان یک ویترین خاص حفظ کنند.

برای رسانه‌های کاغذی ایران، این مسیر به دلیل ضعف‌های ساختاری اقتصاد رسانه بسیار دشوارتر خواهد بود. بدون تغییر مدل‌های درآمدی، بهبود کیفیت روزنامه‌نگاری تحقیقی و آشتی با فناوری‌های نوین، خطر انقراض کامل و بی‌اثری رسانه‌های مکتوب داخلی بسیار جدی است. بازنگری در ساختارها تنها راه نجات مطبوعات ایران از این بحران عمیق است.

جمع‌بندی نهایی

تفاوت میان رسانه‌های کاغذی ایران و جهان در عصر اینترنت، ریشه در مدل‌های اقتصادی، ساختار توزیع و میزان انطباق با تحول دیجیتال دارد. در حالی که رسانه‌های بین‌المللی با اتکا به دیوارهای پرداخت دیجیتالی و روزنامه‌نگاری تحقیقی مسیر بقا را هموار کرده‌اند، مطبوعات ایران همچنان با چالش‌های تامین کاغذ، کاهش درآمدهای تبلیغاتی و رقابت نابرابر با کانال‌های غیررسمی روبه‌رو هستند. آینده مطبوعات کاغذی در ایران نیازمند گذار هوشمندانه به سمت محتوای عمیق تحلیلی، دیجیتالی‌سازی فرآیندها و جلب مجدد اعتماد و مشارکت مالی مخاطبان است.

سوالات متداول

۱. چرا مدل‌های دیوار پرداخت (Paywall) در ایران به راحتی جواب نمی‌دهند؟
بخش عمده‌ای از مخاطبان ایرانی به مصرف اخبار رایگان عادت کرده‌اند و فرهنگ پرداخت برای کار خبری هنوز نهادینه نشده است. همچنین به دلیل مشکلات اقتصادی، سبد کالاهای فرهنگی خانوارها بسیار کوچک شده است. عدم ارائه گزارش‌های اختصاصی و تحقیقی دست‌اول نیز انگیزه خرید اشتراک را کاهش می‌دهد. در نهایت نبود سیستم‌های پرداخت بین‌المللی مانع جذب مخاطبان خارج از کشور می‌شود.
۲. روزنامه‌های غربی چگونه با پدیده کاهش درآمد تبلیغات چاپی مقابله کردند؟
آن‌ها تمرکز خود را از فروش تبلیغات به جذب مستقیم مشترک دیجیتالی تغییر دادند. همچنین با طراحی پکیج‌های تبلیغاتی خلاقانه و بومی، ارزش بیشتری برای برندها ایجاد کردند. استفاده از تحلیل داده‌های کاربران به آن‌ها اجازه داد تبلیغات هدفمندتری به مخاطبان نشان دهند. این اقدامات به تنوع‌بخشی به منابع درآمدی رسانه‌ها کمک شایانی کرد.
۳. آیا روزنامه‌نگاری کاغذی در ایران کاملاً از بین خواهد رفت؟
احتمال انقراض کامل کم است اما مطمئناً تیراژها به شدت کاهش خواهد یافت. روزنامه‌های عمومی جای خود را به نشریات تخصصی، نخبگانی و تحلیلی خواهند داد که با کاغذهای باکیفیت و طراحی جذاب چاپ می‌شوند. این تحول فیزیکی باعث لوکس شدن رسانه چاپی برای مخاطبان خاص خواهد شد. بقای آن‌ها منوط به تعریف مجدد کارکردشان در جامعه است.
۴. چه نقشی برای کپی‌رایت در حفظ حیات رسانه‌های مکتوب متصور است؟
قوانین کپی‌رایت مانع بازنشر بدون اجازه و رایگان محتوای روزنامه‌ها در فضای مجازی می‌شوند. این امر کانال‌های تلگرامی و سایت‌های زرد را مجبور می‌کند برای استفاده از مطالب هزینه پرداخت کنند یا لینک مستقیم بگذارند. اجرای این قوانین باعث بازگشت ترافیک اینترنتی و درآمدهای ناشی از آن به رسانه اصلی می‌شود. متاسفانه نبود این قوانین در ایران آسیب شدیدی به بدنه مطبوعات وارد کرده است.
۵. رسانه‌های کاغذی چگونه می‌توانند نسل جدید (نسل زد) را به خود جذب کنند؟
آن‌ها باید موضوعاتی متناسب با دغدغه‌های این نسل مانند محیط‌زیست، فناوری و مسائل هویتی تولید کنند. استفاده از اینفوگرافیک‌های پویا و طراحی‌های جسورانه بصری در صفحات روزنامه اهمیت زیادی دارد. همچنین ایجاد پل‌های ارتباطی دیجیتال مانند پادکست‌ها به این امر کمک می‌کند. نسل جدید به دنبال تعامل و روایات واقعی‌تر است تا بیانیه‌های رسمی دولتی.
۶. چرا هزینه تولید کاغذ در ایران نسبت به کشورهای دیگر بالاتر است؟
بخش عمده خمیر کاغذ و تجهیزات کارخانه‌های داخلی وارداتی هستند و قیمت آن‌ها به نوسانات شدید بازار ارز بستگی دارد. همچنین به دلیل کمبود منابع آب و جنگل‌ها در ایران، تولید داخلی کاغذ محدود و هزینه‌بر است. تعرفه‌های گمرکی و دلال‌بازی در بازار توزیع نیز قیمت نهایی را افزایش می‌دهند. این عوامل در مجموع هزینه‌های جاری چاپ را در کشور بسیار بالا می‌برند.
۷. پادکست‌های خبری چه کمکی به برندینگ روزنامه‌ها می‌کنند؟
پادکست‌ها صدای انسانی و صمیمانه‌ای به برند روزنامه می‌بخشند که در متن‌های چاپی کمتر حس می‌شود. آن‌ها با روایت‌های شنیداری جذاب، مخاطبان جدیدی را جذب می‌کنند که اهل خواندن متن‌های طولانی نیستند. این ابزار به افزایش وفاداری مخاطبان قدیمی و ارتقای اعتبار تحلیل‌های روزنامه کمک می‌کند. در نهایت پادکست‌ها به عنوان یک کانال تبلیغاتی جدید و پرسود برای رسانه عمل می‌کنند.
دکتر علیرضا مجیدی
دکتر علیرضا مجیدی
پزشک، نویسنده و بنیان‌گذار وبلاگ «یک پزشک»
دکتر علیرضا مجیدی، نویسنده و بنیان‌گذار وبلاگ «یک پزشک».
با بیش از ۲۰ سال نویسندگی «ترکیبی» مستمر در زمینهٔ پزشکی، فناوری، سینما، کتاب و فرهنگ.
باشد که با هم متفاوت بیاندیشیم!

16 دیدگاه

  1. سلام دکتر جان
    از مقاله خوبتان سپاسگزارم
    من مهندسی نرم افزار هستم و این مقاله شما خیلی جالب توجه بود. هم از دید تحلیل و طراحی یک سیستم ( بررسی نشریه‏های الکترونیکی) که فیچرهای سیستم‏ها ی مشابه فعال را به خوبی استخراج کرده بودید. و هم از دید تجربه کاربری و کاربرد پذیری.
    به دلیل ادامه تحصیل در رشته ارتباطات و آشنایی در حیطه مطبوعات چند مساله را عنوان میکنم که خود میتواند موضوع مقالات خوب این چنینی باشد.
    به قول استاد گرانقدرمان “گرانمایه” ما در ایران رسانه یا مطبوعات نداریم. نه، نمی‏گویم رسانه آزاد نداریم اصلن مطبوعات متعارف آن در رشته ارتباطات نداریم.
    به قول استاد ما در ایران روزنامه نداریم، نشریه حزبی داریم.
    اگر دقت کنید اخبار از چند سایت دولتی مرجع برداشته شده و حتی در خیلی موارد با همان غلط املایی و انشایی منتشر می شوند.
    کافی است یک روزنامه را ورق بزنید تمام اخبار روزنامه‏های دیگر نیز همین است و خواننده از خواندن مابقی روزنامه‏ها بی‏نیاز است.
    البته یادداشت‏ها، مقالات، گزارشها و نرم خبرها در این بحث موضوعیت ندارند.
    و هم‏چنین قوانین عجیبی همچون “موسس نشریه باید رجل سیاسی باشد” و دیگر قوانین دریافت مجوز خود باعث شده تقریباً تمام صاحبان نشریات کسانی باشند بدون دانش تخصصی در این حوزه و خوب نتیجه نیز مشخص است.
    به امید خدا مقایسه مطبوعات جهان با مطبوعات داخلی از دیدگاه‏های حرفه‏ای شاید بتواند توقعات خوانندگان را از سطح کیفی مطبوعات بالا ببرد و در پی این انتظارات تحولی ژرف و دلچسب در این حوزه به ثمر بنشیند.
    دوست کوچک و دوستدارتان
    علی کریمی

  2. سلام،مقایسه همه چیز رو با از ما بهترون دیده بودم غیر از مقایسه روزنامه ای!
    ای کاش اشاره ای هم به سایتهای روزنامه های ورزشی هم میکردید.
    ممنون

  3. نقد و بررسی بسیار جالب توجه ای بود. و تقریبا حائز یک نقد علمی. من به عنوان یه متخصص فن آوری اطلاعات می خواستم این نکنه رو یاد آور بشم که بهتره دو عامل بسیار تاثیر گذار در این موضوع رو مورده توجه قرار بدهید :
    – بستر فنآوری مورد نیاز
    – میزان سرانه دسترسی به اینترنت و مطالعه نشریات در کشورهایی مورد مقایسه
    به نظر من برای نقد باید این موضوع باید یک قدم به عقب بردارید و این عوامل رو هم در نظر بگیرید
    با تشکر از محتوی و وبلاگ شما

  4. یک نکته دیگه به نتیجه‌ای که گرفته‌اید اضافه کنم. علاوه بر اینکه طراحی سایت به قول شما هنر است و برخی دست‌اندرکاران رسانه‌ای ما به خوبی به تحولات وب و به تبع آن استفاده از این ظرفیت‌ها آشنا نیستند و یا مقاومت‌های پنهانی و پیدایی در مقابل تحولات تازه وجود دارد، در عین حال برخی طراحان ما هم با ظرفیت‌هایی که روزنامه‌نگاری و به‌خصوص روزنامه‌نگاری آنلاین می‌تواند از آن برخوردار باشد آگاه نیستند و نتیجه کارشان در بهترین شکل می‌شود فارسی‌سازی یک نرم‌افزار آماده، بدون توجه به نیازهای یک رسانه.
    به هر حال به نظر رسانه‌های آنلاین خیلی پویاتر از انواع دیگر رسانه‌ها هستند (بیشتر از این جهت که تغییرات در ظرفیت‌ها و قواعد بازی در آن بسیار سریع‌تر اتفاق می‌افتد) و امیدوارم روزنامه‌داران و روزنامه‌نگاران ایرانی هم بتوانند، سریع‌تر این تحولات را دریابند و حتی در شکل‌دهی تحولات بعدی تأثیرگذار باشند. چرا که نه.

  5. اکثر نوشته های انتقادی ، کاملا غیر منصانه است ولی این نوشته ی شمارو من یه انتقاد سازنده میدونم و امیدوارم به رویت متولیان برسد
    اما بیشتر از همه عاملی که باعث میشه روزنامه ها و مجلات ما پیشرفت نکنند عدم وجود بازار رقابتی است
    ما توی کشورمون چند تا روزنامه داریم که مستقیما از طرف ارگانهای دولتی حمایت میشن و باعث شکست بازار رقابت بخش خصوصی هم شدند

    راستی این سایت خبرگذاری جدید رو به ماهم معرفی کنید تا عضو فیدخوانش بشیم

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
[wpcode id="260079"]