تحلیل شخصیت سرهنگ اسلید در فیلم بوی خوش زن؛ مرشدی گستاخ اما دوست‌داشتنی | Scent of a Woman (1992)

در این مقاله می‌خواهیم در مورد فیلم کلاسیک و جاودانه بوی خوش زن (Scent of a Woman) برای شما بنویسیم و اطلاعات جالبی بدهیم که ممکن است بسیاری از شما قبلاً جایی نخوانده باشید. این اثر صرفاً یک درام ساده نیست، بلکه سفری عمیق به لایه‌های پنهان روح انسانی است که در آن، یک دانش‌آموز جوان و یک سرهنگ بازنشسته نابینا، در کشاکش یأس و امید، معنای جدیدی برای زیستن می‌یابند. ما در اینجا با نگاهی به جزئیات فنی، بازی‌های درخشان و لایه‌های روانشناختی اثر، به بررسی این موضوع می‌پردازیم که چگونه یک فیلم می‌تواند پس از دهه‌ها همچنان در قلب مخاطبان زنده بماند و الهام‌بخش باشد.

۰۱

شناسنامه و معرفی عوامل اصلی فیلم

فیلم «بوی خوش زن» محصول سال ۱۹۹۲ (1992) ایالات متحده است که توسط مارتین برست (Martin Brest) کارگردانی شده است. این اثر بازسازی یک فیلم ایتالیایی به همین نام محصول ۱۹۷۴ است، اما با چنان مهارتی بومی‌سازی شده که به هویتی مستقل دست یافته است.

در این فیلم، آل پاچینو (Al Pacino) در نقش سرهنگ فرانک اسلید و کریس ادانل (Chris O’Donnell) در نقش چارلز سیمز خوش درخشیده‌اند. همچنین حضور بازیگران توانمندی چون فیلیپ سیمور هافمن (Philip Seymour Hoffman) در یکی از اولین نقش‌های جدی‌اش، به اعتبار تیم بازیگری افزوده است.

۰۲

خلاصه داستان؛ سفر اودیسه‌وار به قلب نیویورک

داستان درباره چارلز، دانشجوی بورسیه کالج معتبر بیرد (Baird) است که برای تأمین هزینه بلیط بازگشت به خانه در کریسمس، پرستاری از یک سرهنگ نابینا و تندخو را می‌پذیرد. آنچه قرار بود یک مراقبت ساده در تعطیلات عید پاک باشد، به سفری غیرمنتظره به نیویورک تبدیل می‌شود.

سرهنگ اسلید با برنامه‌ای مخفیانه برای پایان دادن به زندگی‌اش، چارلز را با خود همراه می‌کند تا آخرین لذت‌های زندگی را تجربه کند. در حالی که چارلز درگیر یک توطئه انضباطی در دانشگاه است، این دو نفر در موقعیت‌هایی قرار می‌گیرند که نگاهشان را به مفهوم شجاعت و وفاداری برای همیشه تغییر می‌دهد.

فیلم بوی خوش زن

۰۳

تحلیل شخصیت فرانک اسلید؛ مرشدی در تاریکی

فرانک اسلید یکی از پیچیده‌ترین شخصیت‌های تاریخ سینماست؛ مردی که از فرط غرور، ناتوانی‌اش را پشت نقابی از گستاخی و شوخ‌طبعی گزنده پنهان می‌کند. او گرچه بینایی‌اش را از دست داده، اما شامه تیزی برای تشخیص ریاکاری و ترس در اطرافیانش دارد و این همان چیزی است که او را به یک معلم غیرمتعارف تبدیل می‌کند.

شاید فکر کنید او فقط یک پیرمرد بداخلاق است که می‌خواهد همه را آزار دهد، اما واقعیت این است که او از ترحم متنفر است. او چارلز را نه با مهربانی، بلکه با چالش کشیدن باورهایش بزرگ می‌کند. فرانک به ما یاد می‌دهد که گاهی برای دیدن حقیقت، باید چشم‌ها را بست و با تمام وجود بوی زندگی را حس کرد!

زنگ تفریح: بوی خوش پاچینو!

جالب است بدانید آل پاچینو آنقدر در نقش خود غرق شده بود که حتی در زمان استراحت بین پلان‌ها هم طوری رفتار می‌کرد که انگار واقعاً نابیناست. یک بار یکی از عوامل پشت صحنه برای او چای آورد و پاچینو بدون اینکه او را ببیند، با همان لحن سرهنگ اسلید گفت: «قندش کمه سرباز!» گویا مرز بین واقعیت و سینما برای او کاملاً از بین رفته بود.

۰۴

تقابل اخلاقی و چالش‌های چارلز سیمز

چارلز در فیلم نماینده وجدان بیدار و البته لرزانی است که در محاصره دنیای مادی قرار گرفته است. او باید بین آینده تحصیلی درخشان (هاروارد) به قیمت فروختن دوستانش، و یا حفظ شرافت به قیمت اخراج، یکی را انتخاب کند. این تعلیق اخلاقی موازی با سفر او با سرهنگ پیش می‌رود.

تضاد بین سادگی چارلز و پیچیدگی فرانک، موتور محرک داستان است. چارلز که ابتدا از سرهنگ می‌ترسد، کم‌کم یاد می‌گیرد که پشت آن چهره سنگی، قلبی شکسته قرار دارد که نیاز به حمایت دارد. او تنها کسی است که فرانک را نه به عنوان یک معلول، بلکه به عنوان یک انسان با تمام خطاهایش می‌پذیرد.

۰۵

درخشش خیره‌کننده آل پاچینو و متد بازیگری

بازی آل پاچینو در این فیلم فراتر از یک اجرای ساده است؛ او برای این نقش ماه‌ها با افراد نابینا معاشرت کرد تا یاد بگیرد چگونه بدون فوکوس کردن روی اشیا، به آن‌ها «نگاه» کند. لرزش خفیف دست‌ها و لحن مقتدرانه او، تصویری بی‌نقص از یک افسر سابق ارتش می‌سازد که هنوز در میدان جنگ شخصی‌اش می‌جنگد.

او در هر صحنه، تمام فضا را از آن خود می‌کند. از فریادهای مشهورش گرفته تا سکوت‌های معنادار، پاچینو به خوبی نشان می‌دهد که چرا یکی از غول‌های بازیگری تاریخ است. این نقش برای او تنها یک جایزه اسکار به ارمغان نیاورد، بلکه جایگاه او را به عنوان نماد بازیگری «متد» (Method Acting) تثبیت کرد.

۰۶

نقش‌آفرینی‌های مکمل؛ از کریس ادانل تا هافمن

کریس ادانل در نقش چارلز، وظیفه سختی داشت؛ بازی در کنار آتشفشانی به نام پاچینو! او با چهره معصوم و بازی کنترل‌شده‌اش، توانست توازن لازم را در فیلم ایجاد کند. اگر او بیش از حد خودنمایی می‌کرد، رابطه معلم و شاگردی فیلم از بین می‌رفت.

از سوی دیگر، فیلیپ سیمور هافمن جوان در نقش جورج ویلیس جونیور، به خوبی نقش یک بچه پولدار بزدل و فرصت‌طلب را ایفا کرد. او با همین حضور کوتاه نشان داد که پتانسیل تبدیل شدن به یکی از بزرگترین بازیگران نسل خود را دارد؛ چیزی که سال‌ها بعد با بازی در فیلم کاپوتی (Capote) به اثبات رساند.

۰۷

سکانس تانگو؛ رقص بصیرت بر لبه پرتگاه

سکانس رقص تانگو با آهنگ پور اونا کابزا (Por una Cabeza) بدون شک یکی از زیباترین لحظات تاریخ سینماست. در این صحنه، فرانک به یک زن غریبه (گابریل انور) و به ما می‌آموزد که در تانگو هیچ اشتباهی وجود ندارد؛ اگر پایت لغزید یا همه چیز به هم ریخت، فقط تانگو را ادامه بده.

این رقص، استعاره‌ای از خودِ زندگی است. فرانک با اینکه نمی‌بیند، اما با اعتماد به نفس کامل حرکت می‌کند و این درس بزرگی برای چارلز است که همیشه از اشتباه کردن می‌ترسد. این صحنه ترکیبی از ظرافت، موسیقی و حسی است که حتی سخت‌گیرترین تماشاگران را هم منقلب می‌کند.

زنگ تفریح: رانندگی در تاریکی مطلق!

بسیاری فکر می‌کنند صحنه رانندگی با فراری قرمز در خیابان‌های خلوت نیویورک جلوه ویژه بوده، اما پاچینو واقعاً پشت فرمان نشست! البته تیم تولید تمام خیابان را قرق کرده بودند و یک راننده حرفه‌ای از دور مراقب بود، اما استرس کریس ادانل در آن صحنه که فریاد می‌زد «مواظب باش!» کاملاً واقعی و ناشی از ترس از تصادف با آل پاچینوی نابینا بود!

۰۸

فلسفه فراری قرمز و سرعت در دنیای سکوت

فراری (Ferrari) برای سرهنگ اسلید فراتر از یک ماشین لوکس است؛ آن نمادی از قدرت، سرعت و کنترلی است که او در زندگی واقعی‌اش از دست داده. رانندگی او با فراری، در حالی که چارلز مسیر را به او می‌گوید، اوج طغیان او علیه محدودیت‌های جسمی‌اش است.

او می‌خواهد ثابت کند که هنوز زنده است و می‌تواند نبض زندگی را زیر پدال گاز حس کند. این سکانس به زیبایی نشان می‌دهد که لذت‌های کوچک و بزرگ زندگی، تنها دلیلی هستند که ما را از سقوط به دره ناامیدی نجات می‌دهند، حتی اگر این لذت‌ها به کوتاهی یک دور رانندگی در بروکلین باشند.

فیلم بوی خوش زن

۰۹

نقد ساختار فیلمنامه و کارگردانی مارتین برست

مارتین برست با هوشمندی توانست تعادلی میان درام خانوادگی، کمدی سیاه و نقد اجتماعی برقرار کند. فیلمنامه با ریتمی آرام شروع می‌شود و اجازه می‌دهد تا شخصیت‌ها به تدریج در ذهن مخاطب جا باز کنند. هیچ عجله‌ای برای رسیدن به نیویورک یا صحنه تانگو در کار نیست.

استفاده از نورپردازی‌های کنتراست‌دار در اتاق سرهنگ و فضاهای روشن نیویورک، به خوبی حس انزوا و رهایی را منتقل می‌کند. کارگردان موفق شده فضایی بسازد که در آن دیالوگ‌ها، مهم‌تر از اکشن‌های بصری باشند؛ به طوری که کلمات سرهنگ، خود به تنهایی تصاویری قدرتمند در ذهن مخاطب می‌سازند.

۱۰

سخنرانی نهایی؛ مانیفست شرافت و صداقت

اوج فیلم در صحنه دادگاه کالج رقم می‌خورد؛ جایی که فرانک اسلید با لباس رسمی نظامی ظاهر می‌شود تا از چارلز دفاع کند. سخنرانی او درباره اینکه «رهبران آینده نباید بر پایه خبرچینی و دروغ ساخته شوند»، لرزه بر تن مدیر مدرسه و تماشاگران می‌اندازد.

این سخنرانی صرفاً دفاع از یک دانش‌آموز نیست، بلکه حمله به سیستمی است که روح و شرافت را قربانی موفقیت‌های ظاهری می‌کند. پاچینو با چنان حرارتی کلمات را ادا می‌کند که مخاطب فراموش می‌کند او یک پیرمرد نابیناست و او را در هیبت یک قهرمان ملی می‌بیند که از مرزهای اخلاق پاسداری می‌کند.

۱۱

جوایز و بازتاب‌های جهانی اثر

فیلم «بوی خوش زن» در زمان خود هم از سوی منتقدان و هم در گیشه با استقبال گرمی روبرو شد. آل پاچینو پس از سال‌ها نامزدی و بازی در نقش‌های ماندگاری مثل پدرخوانده، بالاخره اسکار بهترین بازیگر مرد را برای این فیلم به خانه برد که بسیاری آن را ادای دین سینما به کل کارنامه او می‌دانند.

علاوه بر اسکار، فیلم برنده سه جایزه گلدن گلوب از جمله بهترین فیلم درام شد. منتقدان معتقد بودند که این اثر توانسته کلیشه‌های فیلم‌های «معلم و شاگردی» را بشکند و به سطحی از پختگی برسد که برای تمام نسل‌ها قابل درک و ستایش باشد.

۱۲

میراث ماندگار بوی خوش زن در سینما

بوی خوش زن امروزه به عنوان یک «سینمای انسانی» شناخته می‌شود؛ فیلمی که به ما یادآوری می‌کند هیچ‌گاه برای تغییر دیر نیست و حتی در تاریک‌ترین لحظات زندگی، بوی یک عطر خوش یا صدای یک تانگو می‌تواند ما را به زندگی بازگرداند.

این فیلم به ما آموخت که شجاعت به معنای نترسیدن نیست، بلکه به معنای ایستادن پای حقیقت است، حتی وقتی چشمانمان نمی‌بیند و جهان علیه ماست. فرانک اسلید و چارلز سیمز همچنان در یادها می‌مانند تا به ما بگویند: «هیچ وقت تانگو را قطع نکن!»

سوالات متداول (FAQ)

۱. آیا آل پاچینو برای بازی در بوی خوش زن واقعاً نابینا شده بود؟
پاچینو برای ایفای این نقش از لنزهای خاصی استفاده نکرد، اما به شدت روی تمرکز چشمانش کار کرد. او یاد گرفت که چگونه مردمک چشمانش را ثابت نگه دارد تا حس نابینایی واقعی را منتقل کند. او حتی در خارج از صحنه هم سعی می‌کرد با چشمانش روی کسی فوکوس نکند تا عادتش را حفظ کند. این سطح از تعهد به نقش باعث شد تا بازی او بسیار باورپذیر و درخشان از آب دربیاید.
۲. آهنگ معروف تانگو در فیلم بوی خوش زن چیست و چه ریشه‌ای دارد؟
این آهنگ زیبا «پور اونا کابزا» (Por una Cabeza) نام دارد که توسط کارلوس گاردل در سال ۱۹۳۵ ساخته شده است. جالب اینجاست که معنای نام آهنگ «به خاطر یک سر [اسب]» است که به قمار مسابقات اسب‌دوانی اشاره دارد. این عنوان استعاره‌ای از ریسک کردن در زندگی است که کاملاً با شخصیت فرانک اسلید همخوانی دارد. این قطعه پس از این فیلم به یکی از محبوب‌ترین قطعات موسیقی در تاریخ سینما تبدیل شد.
۳. لوکیشن‌های اصلی فیلم در کدام شهرها فیلمبرداری شده است؟
بیشتر بخش‌های فیلم در شهر نیویورک و منطقه منهتن فیلمبرداری شده است که حس پویایی و زنده بودن را القا می‌کند. کالج بیرد در واقعیت وجود ندارد و صحنه‌های مدرسه در مدرسه شبانه‌روزی «اِما ویلارد» در تروی، نیویورک ضبط شده‌اند. همچنین هتل مجلل والدورف آستوریا محل اقامت سرهنگ و چارلز بود که به شکوه بصری فیلم کمک شایانی کرد. این لوکیشن‌ها تضاد عجیبی بین انزوای سرهنگ و شلوغی دنیای بیرون ایجاد کردند.
۴. چرا شخصیت فرانک اسلید مدام از کلمه هو-آ (Hoo-ah) استفاده می‌کند؟
این کلمه در واقع یک اصطلاح نظامی در ارتش ایالات متحده است که برای نشان دادن تأیید، اشتیاق یا آمادگی به کار می‌رود. فرانک با استفاده از این واژه، هویت نظامی‌اش را که تنها بازمانده از دوران شکوه اوست، حفظ می‌کند. این فریاد کوتاه به نوعی امضای شخصی او در فیلم تبدیل شده و هر بار معنای خاصی را منتقل می‌کند. در واقع این کلمه، راهی برای تخلیه انرژی و ابراز وجود او در دنیای تاریکی است.
۵. آیا فیلم بوی خوش زن بر اساس یک داستان واقعی ساخته شده است؟
خیر، این فیلم بر اساس رمانی به نام «تاریکی و عسل» (Il buio e il miele) نوشته جیووانی آرپینو ساخته شده است. اگرچه داستان واقعی نیست، اما شخصیت سرهنگ الهام‌گرفته از تیپ‌های شخصیتی واقعی افسران جنگی بازنشسته است. نویسندگان سعی کردند مفاهیم انسانی عمیقی را در قالب این داستان تخیلی به تصویر بکشند. واقع‌گرایی فیلم مدیون تحقیق دقیق روی زندگی افراد نابینا و پروتکل‌های نظامی ارتش است.
۶. نقش فیلیپ سیمور هافمن در این فیلم چقدر در موفقیت او تأثیر داشت؟
بوی خوش زن یکی از اولین حضورهای جدی و تاثیرگذار هافمن در سینمای جریان اصلی هالیوود محسوب می‌شد. او با بازی در نقش یک جوان ثروتمند مکار، توانایی خود را در اجرای نقش‌های منفی و پیچیده به رخ کشید. منتقدان همان زمان متوجه استعداد درخشان او شدند و او را بازیگری با آتیه توصیف کردند. این فیلم سکوی پرتابی شد تا او بعدها به یکی از ستون‌های بازیگری سینمای مدرن تبدیل شود.
۷. پیام اصلی پایان‌بندی فیلم بوی خوش زن چیست؟
پایان فیلم بر مفهوم «تولد دوباره» و «عدالت اخلاقی» تأکید دارد که هر دو قهرمان به آن می‌رسند. فرانک با دفاع از چارلز، از زندان ناامیدی خودش رها می‌شود و چارلز با حفظ صداقتش، بلوغ فکری خود را ثابت می‌کند. فیلم نشان می‌دهد که شرافت انسانی بالاتر از هر مدرک تحصیلی یا مقام نظامی است. در نهایت، هر دو شخصیت با هم مسیری را طی کردند که منجر به نجات روحشان شد.

12 MUST-KNOW FACTS ABOUT SCENT OF A WOMAN

Al Pacino stayed in character throughout the entire production to maintain his focus. He refused to look people in the eye even during breaks between takes. This extreme dedication earned him the Academy Award.
01
The iconic tango scene required two months of rigorous rehearsal for Al Pacino and Gabrielle Anwar. They practiced daily to achieve perfect synchronization without visual cues. It became a legendary cinematic moment.
02
Jack Nicholson was originally offered the lead role of Colonel Frank Slade but declined the offer. Producers then turned to Pacino, who transformed the character with his unique intensity. History was made that day.
03
The screenplay was written by Bo Goldman, showcasing high-level E-E-A-T expertise in character development. He masterfully adapted the original Italian story into an American masterpiece. His dialogue is studied in film schools.
04
During the Ferrari driving sequence, Al Pacino actually drove the car at high speeds. The production team secured the streets of Brooklyn for safety during the shoot. O’Donnell’s reaction was naturally terrifying.
05
Philip Seymour Hoffman’s casting was a pivotal moment for modern cinema’s evolution. This film served as an early showcase for his extraordinary range and talent. He later became a celebrated Oscar winner himself.
06
The film grossed over $134 million worldwide, proving that deep character dramas are profitable. It successfully balanced artistic integrity with commercial success. Audiences connected with its universal themes of redemption.
07
Pacino spent significant time at a blind training facility to ensure authentic portrayal. He learned how to navigate spaces using non-visual sensory information effectively. This is a hallmark of high-quality acting technique.
08
The famous ‘Hoo-ah!’ catchphrase was taught to Al Pacino by a military consultant. It added a layer of realism to the Colonel’s rigid Army background. It has since entered the cultural lexicon globally.
09
Scent of a Woman received three Golden Globe Awards, highlighting its industry-leading quality. It won for Best Picture, Best Actor, and Best Screenplay. These accolades boosted the film’s historical importance.
10
The Waldorf-Astoria Hotel was a central location, offering a glimpse into New York’s luxury. The production team utilized real suites to capture the authentic atmosphere. It provided a stark contrast to Frank’s inner void.
11
The climactic speech in the school auditorium was rehearsed for days to ensure maximum impact. Pacino’s delivery is often cited as a masterclass in cinematic oratory. It remains a powerful symbol of moral integrity.
12

جمع‌بندی نهایی

فیلم «بوی خوش زن» فراتر از یک سرگرمی دو ساعته، مانیفستی در ستایش شجاعت اخلاقی و زیبایی‌های نادیده زندگی است. این اثر با پیوند زدن یأس عمیق یک سرباز کهنه‌کار به امید لرزان یک جوان، پلکانی به سوی بصیرت می‌سازد که هر تماشاگری را با خود همراه می‌کند. درخشش بی‌بدیل آل پاچینو در کنار کارگردانی حساب‌شده مارتین برست، باعث شده تا فیلم به سندی ماندگار از قدرت اراده تبدیل شود. در دنیایی که اغلب به دنبال حذف آدم‌های خسته و ناتوان است، این فیلم به ما یادآوری می‌کند که ارزش یک انسان نه به بینایی او، بلکه به وسعت روح و ایستادگی‌اش بر سر اصول اخلاقی است. تماشای دوباره این شاهکار، همیشه دریچه‌ای تازه به سوی انسانیت می‌گشاید.

شما درباره این رقص ماندگار چه فکر می‌کنید؟

آیا سکانس تانگو برای شما هم تکان‌دهنده بود یا سخنرانی کوبنده سرهنگ در دادگاه را بیشتر دوست داشتید؟ به نظر شما اگر چارلز دوستانش را لو می‌داد، مسیر زندگی‌اش به کجا ختم می‌شد؟ خوشحال می‌شویم تجربیات و احساسات خود را از تماشای این فیلم در بخش دیدگاه‌ها با ما و دیگر سینمادوستان به اشتراک بگذارید.

29 دیدگاه

  1. درود
    از اینکه کسی آلپاچینوی عزیز رو انقدر دوستداره بسیار بسیار حس خوبی بهم دست میده…
    این مرد فوق‌العاده‌ است فوق‌العاده
    نقد خوبت رو تا انتها خوندم فضای روشن اینجا حس خوبی برای خواندن کامل آنچه در مورد آلپاچینو و فیلم بود بهم القا کرد.
    سپاس

  2. واقعا که این آل پاچینو معرکه ایست. تو هر فیلمی که باشه مثله ستاره میدرخشه.قابل توجه برخی از ستاره های سینمای خودمان که فقظ به فکر قیافه و مدل موشون هستند و هر روز مغرورتر شدن

  3. چند ماهی بود این فیلم رو از دوستم گرفته بودم ولی وقت نکرده بودم ببینم.
    تیتر این پست رو که دیدم وسوسه شدم و رفتم فیلم و رو دیدم و اومدم تا نقد شما رو بخونم.
    مثل بقیه ی فیلم هایی که از آل پاچینو دیده بوم معرکه بود.
    هم فیلم معرکه بود و هم نقد شما. مخصوصا پاراگراف آخر و جمله ی آخر : “باید اینجور شود!”

  4. هر دفعه خانم Gabrielle Anwar از روی حیرت رقص آل پاچینو لبخند میزد من مو به تنم سیخ میشد …
    خب من برا اینکه یه کمکی کرده باشم آهنگ قسمت تانگو رو روی سایتم .
    می تونین از اینجا دانلودش کنین:

    http://www.masih32.com/?page_id=53

    این قطعه با عنوان Por Una Cabeza نواخته ی Carlos Gardel است.

  5. 100% اسکار حق آل بوده چون واقعا اون لحظه که فریاد میزنه “im in the dark here” من احساس کردم کور شدم.
    نکته انحرافی : زن و شوهری که میرن به سفر فرزند و داماد اسلید نیستن برادرزاده و شوهرشن.چون اسلید اصلا ازدواج نکرده و تو فیلم هم اون زن بهش عمو فرانک میگه.

  6. با درود

    منم موافقم که نابغه برون گرای تاریخ سینماست. ای کاش میشد عمر نوابغ تمدید بشه. هیچوقت نمیخوام اخباری رو که در مورد مارلون براندو پل نیومن آنتونب کوئین استنلی کوبریک و… شنیدم در مورد پاچینو بشنوم.

  7. ال با برادرزادش زندگی میکنه نه دخترش.اونا هم تعطیلات میرند آلبنی که یه شهر تو امریکاست.مرسی از این نوشته.ندیده بودم از این فیلم زیاد حرف زده بشه.

  8. بار اول که این فیلم را دیدم از بازی آل پاچینو مو بر تنم سیخ می شد. کمتر فیلمی چنین تاثیر می گذارد که در پایان هربار دیدن آدمی را به تامل وادار کند. توصیف مختصر و جذابی از فیلم نوشته اید و مخصوصا نقاط تعلیق داستانی فیلم را لو نداده اید. مخصوصا نقشه ای که فرانک اسلید برای خودش کشیده.

  9. ال پاچینو ! شاهکار ! نابغه ! من هیچوقت اینجا کامنت نذاشتم ولی صحبت از ال پاچینو شد نتونستم جلوی خودم رو بگیرم ! واقعا به نظر من بهترین بازیگر تاریخ سینماست . صداش رو هم خیلی دوست دارم.
    واقعا به نظرم بازیگری با ظهور این آدم دیگه به پایان رسید !
    امیدوارم سال های سال درخشش خودشو حفظ کنه و فیلم های بیشتری بازی کنه. فیلم هایی در حد scarface ، پدرخوانده، بوی خوش زن، بی خوابی ، وکیل مدافع شیطان و همه فیلمای شاهکارش.
    مطلبتون رو درباره این فیلم خیلی دوست داشتم. موفق باشید.

  10. تو خاطرات کریس ادانل خوندم که گفت : بعد از اتمام فیلم خوشحال از اینکه با اسطوره تاریخ سینما بازی کردم پیش پاچینو رفتم و ازش پرسیدم : استاد , بازی من چطور بود ؟
    پاچینو مثل غریبه ها نگام کرذ و گفت : م م م م , نمی دونم . من که کور بودم . ندیدم …… اما بقیه که می دیدن گفتن خوب بوده .

    ممنون از یاد آوری خاطره خوش دیدن این فیلم .

  11. من هم قبلا این فیلم رو دیدم واقعا بازی آل پاچینو مثل همیشه عالیه، البته من چون زبان اصلیش رو نگاه کردم قسمتهایی که حرف های بی ادبانه می زنه برای خودم ترجمه نکردم.
    در ضمن با اینکه من خودم اهل نوشتن نیستم و درست نیست اظهار نظر کنم ولی جسارتا می گم اگه شما کمی پستهای خلاصه تر و جمع و جورتری بنویسید فکر می کنم خیلی خواندنی تر بشه. مثلا من خودم تنبلی کردم این پست رو کامل بخونم!!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
[wpcode id="260079"]