اینترنت بدون واسطه؛ بررسی رویای وب غیرمتمرکز و آزادی دیجیتال
آشنایی با مفهوم اینترنت بدون واسطه و درک رویای وب غیرمتمرکز (Decentralized Web) امروزه برای هر کاربر فضای دیجیتال نه تنها جالب، بلکه بسیار ضروری است. در این مقاله قصد داریم بررسی کنیم که چگونه تکنولوژیهای نوین میخواهند قدرت را از غولهای سیلیکون ولی بازپس گرفته و دوباره به دست کاربران برگردانند. آیا واقعاً ممکن است روزی برسد که هیچ شرکت بزرگی بر دادههای ما مالکیت نداشته باشد؟ چرا میگویند وب ۳.۰ (Web 3.0) تنها راه نجات حریم خصوصی ماست؟ آیا درست است که اینترنت فعلی ما به یک سیستم اربابرعیتی دیجیتال تبدیل شده است یا اینها صرفاً ادعاهای آرمانگرایانه مهندسان شبکه است؟ با ما همراه باشید تا لایههای مختلف این انقلاب دیجیتال را با هم مرور کنیم.
فهرست مطالب
- ۱. تاریخچه تمرکز قدرت در اینترنت کنونی
- ۲. مفهوم وب ۳.۰ و تفاوت آن با وب فعلی
- ۳. بلاکچین؛ ستون فقرات اینترنت غیرمتمرکز
- ۴. پایان عصر سانسور و کنترل مرکزی
- ۵. اقتصاد توکنی و پاداش برای تولیدکنندگان واقعی
- ۶. حریم خصوصی و مالکیت داده در دنیای جدید
- ۷. چالشهای فنی و مقیاسپذیری وب باز
- ۸. نقش قراردادهای هوشمند در حذف واسطهها
- ۹. تجربه کاربری در اینترنت بدون سرور مرکزی
- ۱۰. امنیت در شبکههای توزیع شده
- ۱۱. تاثیر اجتماعی و سیاسی غیرمتمرکزسازی
- ۱۲. آینده پیشرو؛ واقعیت یا رویا؟
۱. تاریخچه تمرکز قدرت در اینترنت کنونی
اینترنت در ابتدا با رویای یک شبکه آزاد و همتابههمتا (Peer-to-Peer) متولد شد، جایی که هر کامپیوتر میتوانست همزمان سرویسدهنده و سرویسگیرنده باشد. اما با گذشت زمان، به دلایل اقتصادی و فنی، قدرت در دست چند هاب بزرگ متمرکز شد. امروزه وقتی از اینترنت استفاده میکنید، در واقع در حال عبور از دالانهای شرکتهایی مثل گوگل (Google)، آمازون (Amazon) و متا (Meta) هستید. این تمرکز باعث شده تا این شرکتها به “نگهبانان دروازه” تبدیل شوند؛ آنها تصمیم میگیرند چه محتوایی دیده شود، چه کسی اجازه فعالیت داشته باشد و از همه مهمتر، تمام دادههای شخصی شما را به عنوان دارایی خود ذخیره و خرید و فروش میکنند.
این مدل متمرکز که به آن معماری کلاینت-سرور (Client-Server) میگویند، اگرچه سرعت و سهولت را به همراه داشت، اما به قیمت از دست رفتن آزادی کاربران تمام شد. در این ساختار، اگر سرور یک شرکت از کار بیفتد یا آن شرکت تصمیم به حذف حساب شما بگیرد، شما عملاً از دنیای دیجیتال حذف میشوید. وابستگی شدید به این واسطهها باعث شده که اینترنت از یک فضای دموکراتیک به یک ساختار سلسلهمراتبی تبدیل شود. نیاز به اینترنت بدون واسطه از همین نقطه جوشید؛ جایی که کاربران فهمیدند محصول اصلی خودشان هستند و میخواهند این رابطه ناعادلانه را تغییر دهند.
۲. مفهوم وب ۳.۰ و تفاوت آن با وب فعلی
وب ۳.۰ یا وب غیرمتمرکز، نسل سوم اینترنت است که هدفش حذف کامل واسطههای مرکزی و بازگرداندن حاکمیت داده به کاربران است. اگر وب ۱.۰ عصر “فقط خواندنی” و وب ۲.۰ عصر “خواندن و نوشتن” (تعاملی) بود، وب ۳.۰ عصر “خواندن، نوشتن و مالکیت” است. در این مدل جدید، شما برای ورود به یک سایت نیازی به اجازه از فیسبوک یا گوگل ندارید، بلکه هویت دیجیتال شما در کیف پول (Wallet) شخصی خودتان ذخیره میشود و شما هستید که تعیین میکنید کدام بخش از دادههایتان با چه کسی به اشتراک گذاشته شود. این یک تغییر پارادایم عظیم از سمت شرکتمحوری به سمت کاربرمحوری است.
تفاوت بنیادین در اینجاست که در وب فعلی، دادهها در پایگاههای داده عظیم و متمرکز ذخیره میشوند که هدفی آسان برای هکرها و ابزاری برای جاسوسی دولتها هستند. اما در وب ۳.۰، اطلاعات به صورت رمزنگاری شده در هزاران گره (Node) در سراسر جهان پخش میشوند. هیچ نقطهی واحدی برای شکست (Single Point of Failure) وجود ندارد. این یعنی سایتها هرگز از دسترس خارج نمیشوند و هیچ نهادی نمیتواند به تنهایی بخشی از اینترنت را خاموش کند. اینترنت بدون واسطه رویای یک شبکه همیشه روشن و همیشه آزاد است که در آن قوانین توسط کدهای شفاف نوشته میشوند، نه توسط جلسات پشت درهای بسته در اتاقهای هیئت مدیره شرکتهای بزرگ.
۳. بلاکچین؛ ستون فقرات اینترنت غیرمتمرکز
تکنولوژی بلاکچین (Blockchain) همان قطعه گمشده پازل بود که رویای اینترنت غیرمتمرکز را به حقیقت نزدیک کرد. بلاکچین در واقع یک دفتر کل توزیع شده است که به همه اجازه میدهد بدون نیاز به اعتماد به یکدیگر، روی یک واقعیت مشترک توافق کنند. در اینترنت بدون واسطه، بلاکچین نقش همان پایگاه دادهای را ایفا میکند که تحت مالکیت هیچکس نیست اما همه به آن دسترسی دارند. این فناوری اجازه میدهد تا داراییهای دیجیتال، هویتها و حتی آرا به صورت ایمن و غیرقابل تغییر ثبت شوند. بدون بلاکچین، ما همیشه به یک بانک، یک ثبت احوال یا یک شرکت تکنولوژی نیاز داشتیم تا صحت اطلاعات را تایید کند.
اما وب ۳.۰ فقط بیتکوین (Bitcoin) یا ارزهای دیجیتال نیست؛ بلاکچین در اینجا به عنوان زیرساختی برای اجرای برنامههای غیرمتمرکز (DApps) عمل میکند. این برنامهها روی یک سرور خاص اجرا نمیشوند، بلکه منطق آنها در کل شبکه پخش شده است. این یعنی هیچکس نمیتواند کد برنامه را به نفع خود تغییر دهد یا دسترسی کاربران را مسدود کند. استفاده از پروتکلهای ذخیرهسازی غیرمتمرکز مانند IPFS (InterPlanetary File System) در کنار بلاکچین، باعث میشود که حتی فایلها و عکسهای شما هم به جای سرورهای ابری شرکتها، در یک شبکه جهانی و تکهتکه شده ذخیره شوند که امنیت و پایداری فوقالعادهای را به ارمغان میآورد.
۴. پایان عصر سانسور و کنترل مرکزی
یکی از بزرگترین آرمانهای اینترنت بدون واسطه، مبارزه با سانسور سیستماتیک است. در وب ۲.۰، اگر پلتفرمی با عقاید شما مخالف باشد یا تحت فشار دولتها قرار بگیرد، میتواند به سادگی صدای شما را خاموش کند. اما در یک وب غیرمتمرکز، هیچ کلید “خاموش” مرکزی وجود ندارد. محتوایی که در شبکههای غیرمتمرکز منتشر میشود، تا زمانی که حداقل چند گره در شبکه وجود داشته باشند، باقی میماند. این موضوع برای فعالان اجتماعی، روزنامهنگاران و افرادی که در مناطق تحت فشار زندگی میکنند، یک ابزار حیاتی برای آزادی بیان است. قدرت از نهادهای سانسورچی به الگوریتمهای شفاف منتقل میشود.
البته این موضوع چالشهای اخلاقی خود را هم دارد؛ وقتی کنترلی نباشد، محتوای مخرب را چگونه باید مدیریت کرد؟ راه حل وب غیرمتمرکز برای این مشکل، حکمرانی جامعهمحور (Community Governance) است. به جای اینکه یک کارمند در یک شرکت بزرگ تصمیم بگیرد چه چیزی حذف شود، خود کاربران شبکه با استفاده از مکانیسمهای رایگیری و استیکینگ (Staking)، درباره استانداردهای محتوایی تصمیم میگیرند. این یعنی دموکراسی مستقیم در قلب کدها. اینترنت بدون واسطه به دنبال ایجاد فضایی است که در آن قوانین بازی شفاف است و هیچ قدرتی فراتر از قانونِ مورد توافق اکثریت وجود ندارد، که این خود بازگشتی به ریشههای اصیل آزادی دیجیتال است.
۵. اقتصاد توکنی و پاداش برای تولیدکنندگان واقعی
در اینترنت فعلی، مدل اقتصادی بر پایه تبلیغات بنا شده است. شما محتوا تولید میکنید، فیسبوک یا یوتیوب از آن پول درمیآورند و بخش ناچیزی را به شما میدهند (یا اصلاً نمیدهند). در اینترنت بدون واسطه، این مدل به کلی دگرگون میشود. با استفاده از توکنها (Tokens) و اقتصاد توکنی (Tokenomics)، ارزش مستقیماً بین تولیدکننده و مصرفکننده جابجا میشود. پلتفرمهای غیرمتمرکز به کاربران خود بابت فعالیت، تولید محتوا یا حتی تماشای تبلیغات (اگر خودشان بخواهند) پاداش میدهند. این یعنی شما دیگر محصول نیستید، بلکه یکی از سهامداران و ذینفعان شبکهای هستید که در آن فعالیت میکنید.
ظهور انافتیها (NFTs) تنها نوک کوه یخ در این اقتصاد جدید است. این فناوری به هنرمندان اجازه میدهد مالکیت واقعی آثار دیجیتال خود را حفظ کنند و در هر بار فروش مجدد، سهم خود را به صورت خودکار دریافت کنند، بدون نیاز به گالریدارها یا واسطههای مالی. اینترنت بدون واسطه فضایی را فراهم میکند که در آن واسطههای مالی سنتی حذف میشوند و هزینههای تراکنش به حداقل میرسد. این موضوع پتانسیل این را دارد که فقر را در جوامع خلاق کاهش دهد و قدرت مالی را از پلتفرمهای استثمارگر به سمت خالقان اثر و مخاطبان وفادار هدایت کند. در این دنیای جدید، توجه (Attention) شما یک دارایی ارزشمند است که سودش به جیب خودتان میرود.
۶. حریم خصوصی و مالکیت داده در دنیای جدید
بزرگترین دروغ وب ۲.۰ این بود که سرویسهای “رایگان” در اختیار ما قرار داد، در حالی که ما بهای آن را با خصوصیترین اطلاعات زندگیمان پرداختیم. در اینترنت بدون واسطه، حریم خصوصی یک آپشن نیست، بلکه یک ویژگی پیشفرض (Privacy by Design) است. با استفاده از تکنولوژیهایی مثل اثبات دانایی صفر (Zero-Knowledge Proofs)، شما میتوانید ثابت کنید که سن قانونی دارید یا پول کافی در حساب دارید، بدون اینکه لازم باشد شناسنامه یا ریز تراکنشهای خود را افشا کنید. دادههای شما در وب غیرمتمرکز با کلیدهای خصوصی خودتان رمزنگاری میشوند و حتی سازندگان پلتفرم هم نمیتوانند بدون اجازه شما به آنها نگاه کنند.
مالکیت داده به این معناست که اگر بخواهید از یک شبکه اجتماعی به شبکه دیگری بروید، تمام پستها، دوستان و اعتبار شما (Reputation) همراهتان میآید. شما دیگر زندانیِ اثر شبکهای (Network Effect) شرکتهای بزرگ نیستید. در وب ۲.۰، ترک کردن اینستاگرام به معنای از دست دادن تمام زحمات چندساله است، اما در وب ۳.۰، اپلیکیشنها فقط پوستههایی هستند که به “دادههای تحت کنترل شما” متصل میشوند. این تغییر، شرکتها را مجبور میکند برای جلب رضایت شما رقابت کنند، نه اینکه شما را با گروگان گرفتن دادههایتان مجبور به ماندن کنند. این یعنی آزادی جابجایی در فضای دیجیتال، درست مانند دنیای واقعی.
۷. چالشهای فنی و مقیاسپذیری وب باز
با تمام این رویاهای شیرین، مسیر رسیدن به اینترنت بدون واسطه پر از چالههای فنی است. بزرگترین مشکل فعلی، مقیاسپذیری (Scalability) است. سیستمهای غیرمتمرکز به دلیل ماهیت خود که نیاز به تایید توسط گرههای متعدد دارند، فعلاً کندتر از سیستمهای متمرکز هستند. ویزا (Visa) میتواند هزاران تراکنش را در ثانیه پردازش کند، در حالی که شبکههای بلاکچینی اولیه هنوز در حال دست و پا زدن برای رسیدن به این سرعت هستند. اما راه حلهای جدیدی مثل لایه دوم (Layer 2) و شاردینگ (Sharding) در حال ظهور هستند که نوید سرعتهای خیرهکننده را بدون قربانی کردن غیرمتمرکز بودن میدهند.
چالش دیگر، پیچیدگی استفاده برای کاربران عادی است. مدیریت کلیدهای خصوصی و درک مفاهیم کیف پول برای بسیاری از مردم دشوار و ترسناک است. در اینترنت بدون واسطه، اگر رمز خود را گم کنید، هیچ دکمهی “فراموشی رمز عبور” وجود ندارد که به دادتان برسد، چون هیچ مرکز پشتیبانی وجود ندارد. برای اینکه وب غیرمتمرکز همگانی شود، نیاز به رابطهای کاربری (UI) بسیار سادهتر و سیستمهای بازیابی ایمن داریم. ما در حال حاضر در دورانی شبیه به روزهای اولیه اینترنت (دهه ۹۰) هستیم؛ زمانی که کار با ایمیل سخت بود، اما به مرور زمان چنان ساده شد که پدربزرگها و مادربزرگها هم از آن استفاده میکنند.
۸. نقش قراردادهای هوشمند در حذف واسطهها
قراردادهای هوشمند (Smart Contracts) قلب تپنده اینترنت بدون واسطه هستند. اینها قطعه کدهایی هستند که روی بلاکچین اجرا میشوند و به طور خودکار شرایط یک توافق را اجرا میکنند. تصور کنید میخواهید خانهای بخرید؛ به جای نیاز به بنگاه، دفترخانه و تاییدات بانکی، یک قرارداد هوشمند پول را از شما میگیرد و سند دیجیتال را به شما منتقل میکند، تنها در صورتی که تمام شرایط (مثل تایید بازرسی فنی) محقق شده باشد. این یعنی حذف هزینههای هنگفت واسطهها و از بین بردن خطای انسانی یا کلاهبرداری. قرارداد هوشمند نه به کسی رشوه میدهد و نه به نفع کسی پارتیبازی میکند.
این مفهوم در حال حاضر در دنیای امور مالی غیرمتمرکز یا دیفای (DeFi) غوغا کرده است. شما میتوانید بدون نیاز به بانک، وام بگیرید یا داراییهای خود را مبادله کنید. اما کاربرد آن فراتر از مالی است. در دنیای موسیقی، یک قرارداد هوشمند میتواند به محض اینکه شما آهنگی را گوش میدهید، سهم نوازنده، خواننده و ترانهسرا را در همان لحظه و به صورت مستقیم واریز کند. این یعنی بازگشت قدرت به دست تولیدکننده اصلی. اینترنت بدون واسطه با استفاده از این کدهای خوداجرا، اعتماد را از نهادهای فاسد یا گرانقیمت میگیرد و آن را در بطن ریاضیات و منطق کامپیوتر قرار میدهد.
۹. تجربه کاربری در اینترنت بدون سرور مرکزی
وقتی سرور مرکزی نباشد، وبگردی چه شکلی خواهد بود؟ در اینترنت بدون واسطه، وبسایتها از تکنولوژی هش (Hash) استفاده میکنند. به جای یک آدرس ثابت مثل www.example.com که به یک IP خاص در یک دیتاسنتر اشاره دارد، شما به دنبال یک محتوای خاص میگردید. این باعث میشود که سرعت دسترسی به مطالب محبوب به شدت بالا برود، چون ممکن است همسایه شما قبلاً آن فایل را دانلود کرده باشد و شما به جای دانلود از قارهای دیگر، آن را از کامپیوتر او در شبکه محلی دریافت کنید. این یعنی یک اینترنت توزیع شده که با مصرف پهنای باند کمتر، کارایی بالاتری دارد.
همچنین مفهوم “اپلیکیشن” تغییر میکند. در وب غیرمتمرکز، مرز بین مرورگر و سیستمعامل کمرنگ میشود. شما یک هویت واحد دارید که در تمام برنامهها جاری است. دیگر نیازی به ساخت اکانتهای متعدد ندارید. تنظیمات شما، تم مورد علاقه شما و لیست مخاطبان شما در کنترل خودتان است و هر اپلیکیشنی که باز کنید، با اجازه شما از این اطلاعات استفاده میکند تا تجربه شخصیسازی شدهای ارائه دهد. اینترنت بدون واسطه به معنای پایان پراکندگی دادهها و آغاز یک تجربه دیجیتال یکپارچه و در عین حال امن است، جایی که شما در مرکز دایره قرار دارید و سرویسها به دور شما میچرخند.
۱۰. امنیت در شبکههای توزیع شده
امنیت در اینترنت فعلی مانند یک قلعه است؛ دیوارهای بلند میسازیم تا از گنجینه دادهها محافظت کنیم، اما اگر کسی از دیوار عبور کند، به همه چیز دسترسی دارد. در اینترنت بدون واسطه، استراتژی امنیتی کاملاً متفاوت است. دادهها خرد شده و هر تکه رمزنگاری شده است. حتی اگر یک هکر موفق شود بخشی از شبکه را از کار بیندازد، بقیه شبکه به فعالیت خود ادامه میدهد. این سیستم که به آن تحمل خطای بیزانس (Byzantine Fault Tolerance) میگویند، اجازه میدهد شبکه در حضور بازیگران مخرب هم به درستی کار کند. امنیت در اینجا نه با قفل و بند، بلکه با مشوقهای اقتصادی و ریاضیات تامین میشود.
از سوی دیگر، شفافیت بلاکچین باعث میشود که هرگونه تلاش برای تقلب یا تغییر غیرمجاز دادهها بلافاصله توسط همه دیده شود. در سیستمهای سنتی، یک کارمند بانک میتواند به صورت مخفیانه عددی را در پایگاه داده تغییر دهد، اما در یک دفتر کل توزیع شده، چنین چیزی غیرممکن است. اینترنت بدون واسطه امنیت را به سطح بالاتری میبرد که در آن “حملات منع سرویس” (DDoS) به دلیل نبود سرور مرکزی عملاً بیاثر میشوند. البته امنیت فردی به عهده خود کاربر است؛ نگهداری از کلیدهای خصوصی مسئولیت سنگینی است که قیمت آزادی در دنیای دیجیتال محسوب میشود.
۱۱. تاثیر اجتماعی و سیاسی غیرمتمرکزسازی
غیرمتمرکز کردن اینترنت فقط یک بحث فنی نیست، بلکه یک جنبش سیاسی و اجتماعی است. این کار باعث بازتوزیع قدرت در جامعه میشود. وقتی دسترسی به اطلاعات، پول و هویت از کنترل دولتها و شرکتهای بزرگ خارج شود، ساختارهای قدرت سنتی به چالش کشیده میشوند. اینترنت بدون واسطه میتواند به ابزاری برای دموکراسی واقعی تبدیل شود، جایی که آرا به صورت شفاف و غیرقابل تقلب ثبت میشوند و بودجههای عمومی از طریق قراردادهای هوشمند و تحت نظارت مستقیم شهروندان هزینه میشوند. این یعنی شفافیت حداکثری در مدیریت جامعه.
در سطحی دیگر، این تکنولوژی میتواند به برابری جهانی کمک کند. فردی در یک کشور محروم که به سیستم بانکی دسترسی ندارد، با اینترنت غیرمتمرکز میتواند در اقتصاد جهانی مشارکت کند، وام بگیرد و تخصص خود را بفروشد. اینترنت بدون واسطه مرزهای جغرافیایی را در نوردیده و یک بازار آزاد جهانی بر پایه شایستگی ایجاد میکند. البته این موضوع میتواند باعث نگرانی دولتها از کاهش کنترل بر اقتصاد و امنیت شود، که احتمالاً منجر به تقابلهای قانونی در سالهای آینده خواهد شد. اما تاریخ نشان داده که تکنولوژیهایی که به تودهها قدرت میدهند، در نهایت راه خود را از میان موانع باز خواهند کرد.
۱۲. آینده پیشرو؛ واقعیت یا رویا؟
آیا اینترنت بدون واسطه واقعاً جایگزین وب فعلی خواهد شد؟ احتمالاً ما شاهد یک دوره گذار طولانی و در نهایت یک سیستم هیبریدی (ترکیبی) خواهیم بود. شرکتهای بزرگ به راحتی میدان را خالی نمیکنند و در حال حاضر تلاش میکنند تا خود را با وب ۳.۰ تطبیق دهند (مثلاً تغییر نام فیسبوک به متا). اما روح اصلی اینترنت غیرمتمرکز چیزی نیست که بتوان آن را در یک شرکت زندانی کرد. آینده متعلق به پروتکلهایی است که هیچ صاحبی ندارند، درست مثل خودِ زبان یا پروتکل TCP/IP که اینترنت بر پایه آن بنا شده است. ما به سمتی میرویم که زیرساختهای دیجیتال مانند اکسیژن، در دسترس همگان و متعلق به هیچکس باشد.
در سالهای آینده، ما شاهد ظهور شبکههای اجتماعی غیرمتمرکز، بازارهای بدون واسطه و سیستمهای حکمرانی دیجیتال خواهیم بود که امروز حتی تصورش را هم نمیکنیم. اینترنت بدون واسطه پتانسیل این را دارد که اینترنت را از یک “ماشین نظارت” به یک “ماشین اعتماد” تبدیل کند. کلید این موفقیت در دست ما کاربران است؛ با انتخاب پلتفرمهایی که به حقوق ما احترام میگذارند و با یادگیری ابزارهای جدید، ما میتوانیم به تسریع این انقلاب کمک کنیم. رویای وب باز و آزاد، بیش از هر زمان دیگری به واقعیت نزدیک شده است و این بار، قدرت در کدهایی است که ما انتخاب میکنیم آنها را اجرا کنیم.
جمعبندی نهایی
اینترنت بدون واسطه و ظهور وب غیرمتمرکز، پاسخی بنیادین به بحران تمرکز قدرت، نقض حریم خصوصی و سانسور در فضای دیجیتال امروز است. با تکیه بر بلاکچین و قراردادهای هوشمند، ما در آستانهی گذار به عصری هستیم که در آن کاربران، مالک واقعی دادهها و هویت خود خواهند بود و ارزش اقتصادی مستقیماً میان تولیدکنندگان و مصرفکنندگان توزیع میشود. اگرچه چالشهای فنی و مقیاسپذیری همچنان باقی هستند، اما حرکت به سوی اینترنت آزادتر و دموکراتیکتر توقفناپذیر به نظر میرسد. آینده دیجیتال ما نه در دست غولهای تکنولوژی، بلکه در کدهای شفاف و توزیعشدهای نهفته است که برابری، امنیت و حاکمیت فردی را تضمین میکنند.









سلام مطلبی در مورد سورس(کلیک راست/source) و inspect element از اپرا میخاستم ….ممنون میشم برام میل کنید.
سلام دکی جون
والا این اپرا سرش درد میکنه از وقتی که موزیلا و نت اسکیپ کشیدن کنار اپرا میخواد خودی نشون بده بگه ما هم هستیم،اما من اینی که شما گفتی رو تست نکردم .حتما امتحان میکنم
من فقط از نسخه موبایل اپرا خوشم مییاد اخه پروکسی فعال داره خیلی باحاله ……..!!!
آدم رو کمی یاد ایده ساختار تورنت میندازه
مشتاق شدم بدونم امکان شفارشی سازی سایت شخصی رو بر مبنای این سیستم داریم یا نه
مثلا امکانش هست آی تیونز شخصی راه اندازی کرد و کسب درآمد کرد
در اینصورت بقالیها جای سوپرمارکتها رو میگیرند :)
سپاس از شما دکتر مجیدی
موضوع کنجکاو کننده دنباله داری بود
اپرا از نظر امکانات و سرعت واقعا حرف های زیادی برای گفتن داره اما من هم با نظر مهدی در مورد اطلاعات خصوصی کاربران موافقم.
ممنون از این همه اطلاعات جالب من سایت خودم رو با این روش راه انداختم
اینم آدرسش
http://sinax.farsico.operaunite
جالبه ولی استفادش واسه ما که اینترنت بدردبخوری نداریم تازه حجم دانلود و آپلودم محدوده(!!) سخته
جالب بود منتها ما تو ایران هستیم، پس با این اخبار تنها می تونیم اطلاعات خودمونو بیشتر کنیم. نه اینکه خوشحال باشیم که از یک تکنولوژی جدید استفاده می کنیم… .
ممنون … خیلی مطلب خوبی بود … البته فکر می کنم فایرفاکس هم امکان مشابه داشته باشه
جالبه….
معادل این تو فایرفاکس چیه( جناب میشل )؟
جناب آرین یه add-on هست توی فایرفاکس به نام POW اینم لینکش :
https://addons.mozilla.org/en-US/firefox/addon/3002
همین Unite هست , منتها توی قایرفاکس …
باید جالب باشه. اما نمیدونم چرا کلاً با مرورگر اپرا نمیتونم راحت وبگردی کنم!
خیلی جالب بود. یه مشکلی که تکنولوژی ابر داره اینه که تمام اطلاعات کاربرها بر روی سرورهای مرکزی جمع میشه و این میتونه باعث هزار جور سوءاستفاده و همینطور باعث سلطه و دیکتاتوری در دنیای اطلاعات بشه. اما وقتی این اطلاعات پخش بشه هم ضریب امنیت هم بالا میره هم انحصار طلبی به وجود نمیاد.
خوبه، خیلی هم خوبه اما بنظر من نمی تونه با کروم مقابله کنه.
امکان فوق العاده جالبیه… مخصوصاً تبادل فایل ها بصورت مستقیم و امکانات جانبیش خیلی میتونه اشتراک گذاری رو راحت کنه مخصوصاً بین دوستانمون.
تشکر بابت این مطلب مفید و کارآمد