نبرد غول‌های فضایی: مقایسه جامع اسپیس ایکس، بلو اوریجین و ویرجین گلکتیک از آغاز تا عصر نوین

سفر به خارج از جو زمین دیگر در انحصار ابرقدرت‌های دولتی نیست و شرکت‌های خصوصی با هدایت میلیاردرهای جاه‌طلب، مرزهای هوافضا را جابه‌جا کرده‌اند. در این مقاله تلاش می‌کنیم روند شکل‌گیری، رقابت مهندسی، توان لابی‌گری و آینده مبهم این سه شرکت را بررسی کنیم تا ببینیم آیا در نهایت یک انحصار کامل شکل خواهد گرفت یا بازار فضایی همچنان چندقطبی باقی می‌ماند.

فهرست مطالب

۱. رویای خروج از گرانش زمین

ایده خروج از مرزهای گرانش همواره یکی از هیجان‌انگیزترین و در عین حال مخاطره‌آمیزترین رویاهای بشری بوده است که تا پیش از قرن بیست و یکم منحصراً در قلمرو دولت‌ها قرار داشت. در اوایل سال‌های دو هزار میلادی نوعی سرخوردگی عمومی در میان دانشمندان و کارآفرینان جوان نسبت به سرعت پیشرفت سفرهای فضایی ناسا شکل گرفته بود. این موضوع سبب شد تا افرادی با ثروت‌های افسانه‌ای حاصل از دوران رشد اینترنت تصمیم بگیرند سرمایه خود را به سمت ساختارشکنی در صنایع موشکی سنتی سوق دهند.

این سه میلیاردر یعنی ایلان ماسک (Elon Musk)، جف بزوس (Jeff Bezos) و ریچارد برانسون (Richard Branson) هر کدام با فلسفه و رویکرد متفاوتی وارد این کارزار شدند. در حالی که یکی به بقای نسل بشر در سیارات دیگر می‌اندیشید دیگری در سودای انتقال صنایع آلاینده به فضا بود و سومی می‌خواست مرزهای گردشگری هوایی را جابه‌جا کند. این گوناگونی در جهان‌بینی زیربنای تفاوت‌های عظیمی شد که امروزه در ساختار مهندسی و تجاری شرکت‌های آن‌ها مشاهده می‌کنیم.

۲. تولد اسپیس ایکس و آغاز یک ماجراجویی سخت

شرکت فناوری‌های اکتشاف فضایی یا همان اسپیس ایکس (SpaceX) در سال دو هزار و دو میلادی با رویای بزرگ ایلان ماسک تاسیس شد که تازه از پروژه پی‌پال جدا شده بود. ماسک ابتدا تلاش کرد تا موشک‌های قاره‌پیمای بازنشسته روسی را خریداری کند اما با رفتارهای تحقیرآمیز مقامات مسکو و قیمت‌های گزاف روبه‌رو شد و در راه بازگشت تصمیم گرفت موشک‌های خودش را بسازد. او متوجه شد که هزینه مواد اولیه موشک تنها بخش ناچیزی از قیمت نهایی آن است و مشکل اصلی در ساختار تولید سنتی و ناکارآمد قرار دارد.

شروع کار اسپیس ایکس در سوله‌ای ساده در کالیفرنیا رقم خورد و مهندسان جوانی که استخدام شده بودند روی ساخت اولین موشک یعنی فالکون ۱ (Falcon 1) متمرکز شدند. این مسیر با شکست‌های پیاپی همراه بود به طوری که سه پرتاب اول این موشک با سقوط مواجه شد و شرکت را تا مرز نابودی کامل مالی پیش برد. تنها در پرتاب چهارم بود که معجزه رخ داد و اولین موشک خصوصی با سوخت مایع موفق شد به مدار زمین راه پیدا کند و توجه ناسا را جلب کند.

۳. ماجرای تاسیس بلو اوریجین در تاریکی

برخلاف هیاهوی رسانه‌ای ماسک شرکت بلو اوریجین (Blue Origin) در سال دو هزار میلادی توسط جف بزوس در سکوت و خفای کامل تاسیس شد. بزوس که در آن دوران آمازون را به یک غول خرده‌فروشی تبدیل می‌کرد از همان دوران کودکی به فضا و استعمار آن علاقه فراوانی داشت. او سال‌ها فعالیت‌های این شرکت را پنهان نگه داشت تا زمانی که خرید زمین‌های وسیع در تگزاس برای ساخت سایت پرتاب لو رفت و رسانه‌ها از وجود این پروژه آگاه شدند.

فلسفه کاری بلو اوریجین همواره با شعار لاتین «گام به گام و با شجاعت» عجین بوده است که نشان‌دهنده ترجیح بزوس برای پیشروی آرام اما مطمئن است. این شرکت کار خود را با تمرکز بر توسعه موتورهای موشکی پیشرفته و وسایل نقلیه عمودپرواز آغاز کرد تا ابتدا تکنولوژی‌های پایه را به ثبات برساند. رویکرد محتاطانه آن‌ها در ابتدا تضاد آشکاری با سرعت جنون‌آمیز و پرریسک اسپیس ایکس داشت و نبردی نمادین میان لاک‌پشت و خرگوش را در صنعت فضا پدید آورد.

۴. ویرجین گلکتیک و رویای هوانوردی بر فراز زمین

ریچارد برانسون کارآفرین بریتانیایی و موسس گروه تجاری ویرجین در سال دو هزار و چهار تصمیم گرفت با تاسیس ویرجین گلکتیک (Virgin Galactic) وارد حوزه فضا شود. برانسون برخلاف ماسک و بزوس مهندس یا برنامه‌نویس نبود بلکه یک بازاریاب نابغه و عاشق ماجراجویی‌های هیجان‌انگیز بود که ارزش تجاری سفر به فضا را به خوبی درک می‌کرد. هدف او ساخت سیستمی بود که بتواند گردشگران ثروتمند را برای چند دقیقه به تجربه بی‌وزنی برساند و نمای انحنای زمین را به آن‌ها نشان دهد.

ویرجین گلکتیک مسیر متفاوتی را انتخاب کرد و به جای پرتاب عمودی موشک به سراغ طراحی هواپیماهای فضایی با قابلیت رهاسازی از هواپیمای مادر رفت. این ایده با همکاری طراح معروف هوانوردی برت روتان (Burt Rutan) شکل گرفت که پیش‌تر با فضاپیمای وان برنده جایزه انصاری ایکس پرایز شده بود. این تصمیم اگرچه در ابتدا ایمن‌تر و ارزان‌تر به نظر می‌رسید اما بعداً با چالش‌های فنی و امنیتی بسیار پیچیده‌ای مواجه شد.

۵. اهداف اولیه اسپیس ایکس: کلونی مریخ

هدف نهایی و محرک اصلی ایلان ماسک برای راه‌اندازی اسپیس ایکس تبدیل کردن بشریت به یک گونه چندسیاره‌ای بود تا ریسک نابودی تمدن کاهش یابد. ماسک عقیده داشت که اگر انسان نتواند مریخ را مستعمره خود کند در نهایت با یک رویداد انقراض جمعی روی زمین مواجه خواهد شد. بنابراین تمام اهداف میان‌مدت شرکت از همان ابتدا به عنوان پله‌هایی برای رسیدن به فناوری‌های لازم جهت سفر به مریخ تعریف شدند.

کاهش هزینه‌های پرتاب به میزان نود درصد از طریق استفاده مجدد از موشک‌ها اولین هدف فنی بود که ماسک روی آن پافشاری می‌کرد. بسیاری از کارشناسان نظامی و هوانوردی در آن دوران این ایده را غیرممکن و از نظر اقتصادی بی‌فایده می‌دانستند اما ماسک اصرار داشت که بدون بازگشت موشک‌ها سفر به مریخ صرفاً یک رویای فانتزی باقی خواهد ماند. این تمرکز روی هدف مریخ باعث شد که اسپیس ایکس تمام پروژه‌های دیگر را فرع بر این موضوع بداند.

۶. چشم‌انداز بلو اوریجین: زیرساخت‌های فضایی آینده

جف بزوس دیدگاه متفاوتی نسبت به ماسک دارد و معتقد است که باید زمین را به عنوان یک منطقه مسکونی و پارک ملی حفظ کرد و تمام صنایع سنگین را به فضا منتقل نمود. هدف اولیه بلو اوریجین ساخت کلونی‌های فضایی عظیم شناور در فضا موسوم به استوانه‌های اونیل (O’Neill cylinders) است که میلیون‌ها نفر بتوانند در آن‌ها زندگی کنند. برای تحقق این رویا بزوس بر این باور بود که ابتدا باید هزینه‌های دسترسی به مدار زمین به شدت کاهش یابد.

بنابراین هدف اولیه بلو اوریجین ساخت موتورهای موشکی فوق‌العاده قابل اطمینان و سیستم‌های پرتابی بود که مانند هواپیماهای مسافربری بارها پرواز کنند. بزوس معتقد بود که نسل او باید زیرساخت‌های اولیه جاده‌ای به سمت فضا را بسازد تا نسل‌های بعدی بتوانند کسب‌وکارهای خلاقانه خود را روی این زیرساخت‌ها بنا کنند. این دیدگاه بلندمدت به جای تمرکز بر یک سیاره خاص بر ایجاد یک شبکه لجستیک فضایی متمرکز بود.

۷. ایده اولیه ویرجین گلکتیک: تفریح در لبه فضا

ایده اصلی ویرجین گلکتیک از همان ابتدا تجاری‌سازی هیجان و ارائه یک تجربه لوکس و تفریحی برای افراد ثروتمند و مشاهیر بود. برانسون می‌خواست فضا را به مقصدی شیک تبدیل کند که بلیت‌های آن پیش‌خرید شود و سلبریتی‌ها برای رفتن به آن صف بکشند. این شرکت تمرکزی روی ارسال محموله‌های سنگین به مدار یا رفتن به ماه و مریخ نداشت و فقط به پروازهای زیرمداری فکر می‌کرد.

هدف اولیه آن‌ها راه‌اندازی خطوط هوایی فضایی منظم تا سال دو هزار و نه میلادی بود که به دلیل مشکلات مهندسی بارها به تعویق افتاد. برانسون تصور می‌کرد که با استفاده از تکنولوژی هواگردهای حامل تجربه سفر به فضا می‌تواند مانند خرید یک بلیت هواپیمای درجه یک ساده و بدون نیاز به تمرینات سخت فضانوردی باشد. این ساده‌انگاری در مواجهه با قوانین خشن فیزیک در ارتفاعات بالا چالش‌های بزرگی برای آن‌ها ایجاد کرد.

۸. بقای مالی اسپیس ایکس در مرز فروپاشی

توانایی اسپیس ایکس در جذب سرمایه در سال‌های اولیه به شدت وابسته به دارایی‌های شخصی ایلان ماسک حاصل از فروش پی‌پال بود. پس از سه شکست متوالی موشک فالکون ۱ ماسک در آستانه ورشکستگی کامل قرار گرفت و مجبور شد برای پرداخت حقوق مهندسان از دوستانش قرض بگیرد. موفقیت پرتاب چهارم در سال دو هزار و هشت به عنوان آخرین شانس شرکت بستر را برای جلب اعتماد ناسا فراهم کرد.

قرارداد حیاتی ۱.۶ میلیارد دلاری ناسا برای تامین تجهیزات ایستگاه فضایی بین‌المللی درست در آخرین روزهای سال دو هزار و هشت اسپیس ایکس را از مرگ نجات داد. از آن زمان به بعد توانایی ماسک در جلب اعتماد سرمایه‌گذاران خصوصی و فروش خدمات پرتاب به شرکت‌های مخابراتی به شدت افزایش یافت. اسپیس ایکس توانست با اثبات کارایی موشک‌های خود ارزش شرکت را به بیش از صد و پنجاه میلیارد دلار برساند.

۹. منبع بی‌پایان ثروت جف بزوس

بلو اوریجین هرگز با چالش‌های مرگ و زندگی مالی که اسپیس ایکس تجربه کرد مواجه نشد زیرا مستقیماً به ثروت عظیم جف بزوس متصل بود. بزوس سالانه حدود یک میلیارد دلار از سهام آمازون خود را می‌فروخت تا بودجه مورد نیاز برای تحقیق و توسعه در بلو اوریجین را تامین کند. این جریان مالی پایدار به مهندسان اجازه می‌داد بدون استرس ناشی از ورشکستگی روی پروژه‌های بلندمدت تمرکز کنند.

اما این امنیت مالی یک شمشیر دو لبه بود و باعث شد سرعت پیشرفت پروژه‌ها در مقایسه با اسپیس ایکس به شدت کاهش یابد. نبود فشار مالی فوری انگیزه ریسک‌پذیری بالا را از مهندسان سلب کرد و فرهنگ سازمانی تنبل‌تری را به وجود آورد. با این حال جریان دائمی نقدینگی تضمین می‌کرد که بلو اوریجین در کوران رقابت‌ها هیچ‌گاه به دلیل کمبود بودجه متوقف نخواهد شد.

۱۰. مدل مالی ویرجین گلکتیک بر پایه سرمایه عمومی

ویرجین گلکتیک مدل مالی متفاوتی را برگزید و بخش عمده‌ای از سرمایه اولیه خود را از طریق پیش‌فروش بلیت‌های دویست هزار دلاری به مشتریان ثروتمند تامین کرد. این شرکت همچنین موفق شد سرمایه‌گذاری‌های سنگینی از سوی نهادهای دولتی امارات متحده عربی جذب کند که به دنبال تنوع‌بخشی به اقتصاد خود بودند. این مدل بر پایه وعده‌های خوش‌بینانه و مارکتینگ قوی برانسون استوار بود.

در نهایت ویرجین گلکتیک تصمیم گرفت به عنوان یک شرکت عمومی وارد بورس شود تا بتواند با فروش سهام نقدینگی بیشتری به دست آورد. این حرکت اگرچه منابع مالی جدیدی را جذب کرد اما آن‌ها را زیر ذره‌بین سخت‌گیرانه سهام‌داران و گزارش‌های فصلی وال استریت قرار داد. هرگونه تاخیر در پرتاب‌ها یا حوادث فنی بلافاصله به سقوط ارزش سهام و بحران‌های مالی شدید برای شرکت منجر می‌شد.

۱۱. لابی‌گری در راهروهای واشنگتن و ناسا

نبرد واقعی برای بقا و توسعه این سه شرکت نه تنها در سکوهای پرتاب بلکه در دفاتر کنگره و پنتاگون جریان داشته است. اسپیس ایکس در ابتدا با دیوارهای سختی از سوی پیمانکاران نظامی قدیمی مانند بوئینگ (Boeing) و لاکهید مارتین (Lockheed Martin) مواجه شد که انحصار پرتاب‌های دولتی را در دست داشتند. ماسک با ثبت شکایت‌های حقوقی متعدد و لابی مستقیم در واشنگتن توانست این انحصار را بشکند و سهم خود را از بودجه‌های دفاعی بگیرد.

بلو اوریجین نیز به شدت به لابی‌گری روی آورد و با به کارگیری مدیران باسابقه دولتی تلاش کرد قراردادهای فرود بر ماه ناسا را تصاحب کند. زمانی که ناسا اسپیس ایکس را به عنوان تنها برنده پروژه لندر ماه انتخاب کرد بزوس شکایات حقوقی متعددی را مطرح کرد که کار پرواز ماه را ماه‌ها به تعویق انداخت. این پرونده نشان داد که قدرت سیاسی و حقوقی به اندازه علم موشکی در این صنعت اهمیت دارد.

۱۲. شکار نوابغ هوافضا توسط مهندسان ماسک

یکی از بزرگ‌ترین دارایی‌های اسپیس ایکس توانایی فوق‌العاده آن در جذب مهندسان جوان و نوابغ دانشگاه‌های برتر دنیا بوده است. تام مولر (Tom Mueller) طراح نابغه موتورهای مرلین یکی از اولین افرادی بود که به ماسک پیوست و پایه‌های فنی شرکت را محکم کرد. فرهنگ کاری اسپیس ایکس علی‌رغم سختی فوق‌العاده و ساعات کاری طولانی برای بسیاری از فارغ‌التحصیلان جذاب بود زیرا به آن‌ها فرصت ساخت سریع قطعات و دیدن نتیجه کارشان را می‌داد.

این شرکت توانست مغزهای متفکر را از ناسا و شرکت‌های هوافضای سنتی برباید و با حذف بوروکراسی‌های اداری به آن‌ها آزادی عمل بالایی بدهد. سبک مدیریتی ماسک مبتنی بر تصمیم‌گیری‌های مهندسی سریع و بدون نیاز به تاییدیه‌های زنجیره‌ای مدیران میانی بود. این موضوع راندمان کاری را به شدت بالا برد و فرار مغزها از شرکت‌های دولتی به اسپیس ایکس را تسریع کرد.

۱۳. جذب مغزها در بلو اوریجین با متد گام‌به‌گام

بلو اوریجین در جذب نیروهای متخصص رویکرد متفاوتی را در پیش گرفت و بیشتر بر استخدام متخصصان باسابقه ناسا و بوئینگ تمرکز کرد. بزوس به دنبال افرادی بود که تجربه‌های طولانی‌مدت در مدیریت پروژه‌های بزرگ فضایی داشتند تا ضریب خطا را به حداقل برسانند. این متد اگرچه امنیت پروژه‌ها را بالا می‌برد اما بوروکراسی محافظه‌کارانه شرکت‌های قدیمی را نیز با خود به داخل بلو اوریجین آورد.

در سال‌های اخیر بلو اوریجین تلاش کرده با پرداخت دستمزدهای بسیار بالا مهندسان کلیدی اسپیس ایکس را جذب کند که این موضوع به جنگ پنهان مغزها میان ماسک و بزوس دامن زده است. ماسک حتی در توییتر چندین بار به این موضوع اشاره کرد و بلو اوریجین را به تلاش برای کپی‌برداری متهم کرد. با این حال تفاوت فرهنگ کاری همچنان مانعی برای هماهنگی سریع نیروهای جدید در بلو اوریجین بوده است.

۱۴. فرهنگ کاری ویرجین گلکتیک و چالش خلبانان سنتی

ساختار پرسنلی ویرجین گلکتیک بیشتر شبیه به شرکت‌های هواپیمایی لوکس و هوانوردی نظامی سنتی است تا یک استارتاپ فناوری. آن‌ها خلبانان آزمایشی بسیار باسابقه نیروی هوایی و ناسا را برای هدایت دستی فضاپیماهای خود استخدام کردند زیرا سیستم آن‌ها برخلاف موشک‌های اتوماتیک نیاز به کنترل انسانی دقیق دارد. این تمرکز بر هوانوردی سرنشین‌دار چالش‌های متفاوتی در جذب مهندسان هوافضا ایجاد کرد.

فرهنگ سازمانی آن‌ها پس از سقوط مرگبار فضاپیمای وی‌اس‌اس اینترپرایز (VSS Enterprise) در سال دو هزار و چهارده به شدت تحت تاثیر قرار گرفت. این حادثه که منجر به کشته شدن یکی از خلبانان شد انتقادات زیادی را درباره ایمنی و نظارت مهندسی در شرکت برانگیخت. جذب مغزها در ویرجین گلکتیک پس از این ماجرا سخت‌تر شد زیرا مهندسان با محافظه‌کاری بیشتری به ایمنی طرح‌های لبه فضا نگاه می‌کردند.

۱۵. کارنامه درخشان اسپیس ایکس در پرتاب‌های مداری

اسپیس ایکس امروزه به لیدر بلامنازع پرتاب‌های مداری در جهان تبدیل شده است و رکوردهای بی‌نظیری را در کارنامه دارد. خانواده موشک‌های فالکون ۹ (Falcon 9) و فالکون هوی (Falcon Heavy) با قابلیت بازیابی بوسترها استانداردهای اقتصادی جدیدی را در جهان تعریف کرده‌اند. این شرکت همچنین اولین کمپانی خصوصی شد که فضانوردان ناسا را به ایستگاه فضایی بین‌المللی فرستاد و انحصار روسیه را پایان داد.

علاوه بر این توسعه مداوم فضاپیمای غول‌پیکر استارشیپ (Starship) که بزرگ‌ترین موشک ساخته شده به دست بشر است نشان‌دهنده جاه‌طلبی تمام‌نشدنی آن‌هاست. اسپیس ایکس با انجام صدها پرتاب موفقیت‌آمیز سالانه عملاً بخش عمده‌ای از ترافیک فضایی جهان را در اختیار دارد. موفقیت در فرود آوردن عمودی بوسترها روی پهپادهای دریایی نمادی از تسلط تکنولوژیک این شرکت بر رقبای خود است.

۱۶. دستاوردهای موتورهای قدرتمند بلو اوریجین

بزرگ‌ترین دستاورد فنی بلو اوریجین تا به امروز توسعه و ساخت موتورهای موشکی پیشرفته بی‌ای-۴ (BE-4) است که از متان و اکسیژن مایع استفاده می‌کنند. این موتورها نه تنها در موشک آینده خودشان یعنی نیو گلن (New Glenn) استفاده خواهند شد بلکه پیشرانه اصلی موشک‌های ائتلاف پرتاب联合 (ULA) نیز هستند. این نشان می‌دهد که بلو اوریجین توانسته خود را به عنوان یک تامین‌کننده کلیدی در زنجیره دفاعی آمریکا تثبیت کند.

در حوزه پروازهای سرنشین‌دار موشک کوچک نیو شپرد (New Shepard) چندین پرتاب موفقیت‌آمیز زیرمداری همراه با مسافر انجام داده است. جف بزوس خودش به همراه چند مسافر دیگر با این موشک به لبه فضا رفت تا ایمنی آن را به رخ جهانیان بکشد. با این حال عدم توانایی در فرستادن محموله به مدار زمین تا به امروز به عنوان یک ضعف جدی در کارنامه آن‌ها دیده می‌شود.

۱۷. وضعیت شکننده پروازهای تجاری ویرجین گلکتیک

کارنامه عملیاتی ویرجین گلکتیک بسیار محدودتر از دو رقیب دیگر است و با تاخیرهای طولانی‌مدت همراه بوده است. اگرچه ریچارد برانسون در سال دو هزار و بیست و یک موفق شد قبل از جف بزوس با فضاپیمای خود به لبه فضا پرواز کند اما این پرواز با انحراف از مسیر پروازی ایمن همراه بود که منجر به تحقیقات سازمان هوانوردی فدرال شد. این اتفاق بار دیگر پروازهای تجاری آن‌ها را برای ماه‌ها متوقف کرد.

آن‌ها توانسته‌اند تعداد محدودی پرواز تجاری با مشتریان پولی انجام دهند اما دفعات پرواز بسیار کم و هزینه‌های نگهداری ناوگان بسیار بالاست. مدل پروازی آن‌ها به دلیل استهلاک بالای بدنه هواگردها و خطرات ذاتی هدایت دستی با چالش‌های ساختاری روبروست. ویرجین گلکتیک هم‌اکنون در حال طراحی نسل جدیدی از فضاپیماهاست تا بتواند تعداد پروازها را افزایش دهد اما زمان برای آن‌ها به سرعت در حال از دست رفتن است.

۱۸. تفاوت‌های بنیادین در طراحی کپسول و هواگرد

رویکرد طراحی مهندسی در این سه شرکت بازتابی از استراتژی‌های متفاوت آن‌ها برای دسترسی به فضا است. اسپیس ایکس و بلو اوریجین هر دو از کپسول‌های مخروطی سنتی استفاده می‌کنند که بر روی موشک‌های عمودپرواز نصب می‌شوند و پس از اتمام ماموریت با چتر نجات یا سیستم فرود فعال به زمین بازمی‌گردند. این طراحی به دلیل آزمایش‌های فراوان در دوران جنگ سرد از پایداری آیرودینامیکی بالایی برخوردار است.

در مقابل ویرجین گلکتیک از طراحی بال‌های متحرک با قابلیت تغییر شکل ملقب به سیستم پردار (feathering system) استفاده می‌کند. این سیستم به فضاپیما اجازه می‌دهد در هنگام ورود مجدد به جو غلیظ با ایجاد درگ بالا سرعت خود را به طور طبیعی کاهش دهد و سپس مانند یک گلایدر روی باند فرودگاه بنشیند. این ایده اگرچه خلبان را در موقعیت کنترل کامل قرار می‌دهد اما ریسک خطای انسانی و خستگی سازه را به شدت افزایش می‌دهد.

۱۹. موتور رپتور در برابر موتور BE-4

قلب تپنده هر فضاپیمایی موتور آن است و نبرد واقعی مهندسی در توسعه موتورهای با چرخه احتراق مرحله‌ای جریان دارد. اسپیس ایکس موتور رپتور (Raptor) را توسعه داده که از سوخت متان و اکسیژن مایع با فشار فوق‌العاده بالا استفاده می‌کند و بازدهی بی‌نظیری دارد. ساختار متان‌سوز رپتور به این دلیل انتخاب شده که تولید این سوخت در مریخ با استفاده از واکنش‌های شیمیایی اتمسفر آن امکان‌پذیر است.

در سمت دیگر بلو اوریجین موتور BE-4 را با اهداف تجاری و پایداری بالا طراحی کرده است تا بتواند بارهای سنگین را بدون نیاز به تعمیرات اساسی مکرر به مدار برساند. این موتور با اینکه فشار محفظه کمتری نسبت به رپتور دارد اما طراحی بسیار تنومند و قابل اطمینانی دارد. رقابت این دو موتور نشان‌دهنده دو مسیر متفاوت است: یکی برای ماجراجویی‌های دوردست مریخی و دیگری برای ترانزیت مطمئن فضایی.

۲۰. مقایسه تجربه پرواز توریستی دو رقیب زیرمداری

برای یک گردشگر فضایی تجربه سفر با نیو شپرد بلو اوریجین و اسپیس‌شیپ‌تو (SpaceShipTwo) ویرجین گلکتیک تفاوت‌های چشمگیری دارد. پرواز با بلو اوریجین یک تجربه کاملاً خودکار است که در آن مسافران در یک کپسول با پنجره‌های بسیار بزرگ قرار می‌گیرند و بدون نیاز به خلبان به ارتفاع بالای صد کیلومتری (خط کارمان) پرتاب می‌شوند. کل سفر حدود ده دقیقه طول می‌کشد و فرود با چترهای نجات صورت می‌گیرد.

پرواز با ویرجین گلکتیک بیشتر شبیه یک پرواز نظامی هیجان‌انگیز است که با برخاستن از باند فرودگاه آغاز می‌شود و پس از رها شدن از هواپیمای مادر شتاب ناگهانی موتور راکتی آغاز می‌گردد. مسافران در این پرواز تا ارتفاع حدود هشتاد و پنج کیلومتری بالا می‌روند و خلبانان کنترل دستی فرود روی باند را بر عهده دارند. این تفاوت در ارتفاع پروازی همواره موضوعی برای مشاجره‌های رسانه‌ای میان دو کمپانی بوده است.

۲۱. استارلینک به عنوان ماشین تولید نقدینگی

بزرگ‌ترین مزیت استراتژیک اسپیس ایکس در حال حاضر شبکه اینترنت ماهواره‌ای استارلینک (Starlink) است که هزاران ماهواره فعال در مدار پایین زمین دارد. استارلینک نه تنها یک سرویس جهانی برای ارائه اینترنت به مناطق محروم است بلکه منبع درآمدی پایدار و عظیم برای تامین بودجه پروژه استارشیپ است. هیچ شرکت فضایی دیگری در حال حاضر چنین جریان درآمدی مستقلی خارج از قراردادهای دولتی ندارد.

این شبکه ماهواره‌ای موقعیت ژئوپلیتیک بی‌نظیری به اسپیس ایکس بخشیده است که اهمیت آن در بحران‌های بین‌المللی اخیر به وضوح دیده شد. توانایی پرتاب ارزان و سریع ماهواره‌ها با موشک‌های خودی به اسپیس ایکس اجازه داده تا این منظومه ماهواره‌ای را با سرعتی غیرقابل رقابت توسعه دهد. این ادغام عمودی در زنجیره ارزش یکی از دلایل اصلی برتری اقتصادی آن‌هاست.

۲۲. پروژه کویپر و سودای اینترنت ماهواره‌ای آمازون

جف بزوس برای مقابله با انحصار استارلینک پروژه کویپر (Project Kuiper) را تحت مدیریت آمازون راه‌اندازی کرده است که هدف آن پرتاب هزاران ماهواره ارتباطی است. اگرچه این پروژه متعلق به آمازون است اما بلو اوریجین به عنوان یکی از پرتاب‌کننده‌های اصلی آن ایفای نقش خواهد کرد. تاخیر در آماده‌سازی موشک نیو گلن باعث شده که آمازون مجبور شود بلیت‌های پرتابی را حتی از رقیب خود یعنی اسپیس ایکس خریداری کند.

پروژه کویپر برای موفقیت تجاری نیاز به پرتاب‌های ارزان‌قیمت و مداوم دارد که نشان می‌دهد بلو اوریجین چقدر تحت فشار است تا موشک سنگین خود را به پرواز درآورد. این پروژه پتانسیل بالایی برای ایجاد رقابت در بازار پهنای باند جهانی دارد اما عقب ماندن چندساله از استارلینک کار را برای آن‌ها بسیار دشوار کرده است. موفقیت یا شکست کویپر مستقیماً به توانایی‌های عملیاتی بلو اوریجین گره خورده است.

۲۳. پروژه آرتمیس ناسا و رقابت بر سر ماه

پروژه آرتمیس (Artemis) ناسا برای بازگشت انسان به ماه به میدان جنگ مستقیم بین اسپیس ایکس و بلو اوریجین تبدیل شده است. ناسا در ابتدا اسپیس ایکس را به عنوان تنها توسعه‌دهنده سیستم فرود انسانی برگزید که با اعتراض شدید و شکایات حقوقی بلو اوریجین همراه شد. در نهایت برای جلوگیری از انحصار ناسا تصمیم گرفت قرارداد دومی را نیز به کنسرسیوم تحت رهبری بلو اوریجین واگذار کند.

اسپیس ایکس در حال توسعه نسخه‌ای از استارشیپ برای فرود روی ماه است در حالی که بلو اوریجین روی لندر خود با نام بلو مون (Blue Moon) کار می‌کند. این رقابت دو رویکرد متفاوت در طراحی را نشان می‌دهد؛ استارشیپ یک سفینه عظیم با ظرفیت بسیار بالاست در حالی که بلو مون طراحی کلاسیک‌تر و ابعاد کوچک‌تری دارد. برنده این رقابت نقش تعیین‌کننده‌ای در آینده حضور دائمی انسان روی ماه خواهد داشت.

۲۴. تراژدی‌های پرواز و حوادث سخت سه شرکت

مسیر تسخیر فضا همواره با حوادث مرگبار و شکست‌های فنی سنگین همراه بوده است که هیچ‌کدام از این شرکت‌ها از آن مصون نبوده‌اند. سقوط فضاپیمای وی‌اس‌اس اینترپرایز ویرجین گلکتیک در سال دو هزار و چهارده که به دلیل خطای خلبان و باز شدن زودهنگام سیستم پرها رخ داد تاریک‌ترین نقطه در تاریخچه گردشگری فضایی خصوصی است. این حادثه لزوم بازنگری در طراحی سیستم‌های دستی هوانوردی را به اثبات رساند.

اسپیس ایکس نیز بارها شاهد انفجار موشک‌های خود روی سکوی پرتاب یا در حین فرود بوده است که معروف‌ترین آن‌ها انفجار موشک فالکون ۹ حامل ماهواره فیس‌بوک در سال دو هزار و شانزده بود. با این حال فلسفه ماسک مبتنی بر پذیرش شکست در مراحل آزمایشی برای یادگیری سریع‌تر است. بلو اوریجین نیز پرواز ناموفق نیو شپرد بدون سرنشین در سال دو هزار و بیست و دو را تجربه کرد که البته سیستم فرود اضطراری کپسول به درستی عمل کرد و نجات یافت.

۲۵. انحصار مطلق فالکون ۹ در بازارهای جهانی

در حال حاضر موشک فالکون ۹ اسپیس ایکس عملاً انحصار بازار پرتاب‌های تجاری و دولتی جهان را در دست دارد. رقبای سنتی اروپایی و آمریکایی به دلیل تاخیر در توسعه موشک‌های نسل جدید خود عقب مانده‌اند و اسپیس ایکس تنها گزینه مطمئن و ارزان برای پرتاب ماهواره‌های سنگین است. این انحصار به ماسک اجازه داده تا قیمت‌ها و شرایط بازار را تعیین کند.

بسیاری از تحلیل‌گران نگران هستند که این انحصار طولانی‌مدت مانع از نوآوری در شرکت‌های دیگر شود و هزینه‌های دسترسی به فضا را در غیاب رقابت واقعی بالا نگه دارد. برای شکستن این انحصار ورود موشک‌های نیو گلن بلو اوریجین و آریان ۶ اروپا به چرخه عملیاتی بسیار حیاتی است. تا آن زمان اسپیس ایکس به حکمرانی خود بر مدارهای زمین ادامه خواهد داد.

۲۶. آیا اسپیس ایکس دو رقیب خود را خواهد بلعید؟

پاسخ کوتاه به این سوال این است که قضاوت هنوز زود است اما شواهد نشان می‌دهد بلعیده شدن فیزیکی رخ نخواهد داد بلکه احتمال به حاشیه رفتن شدید وجود دارد. قوانین ضد انحصاری دولت ایالات متحده به اسپیس ایکس اجازه نمی‌دهد که رقبای خود را خریداری و ادغام کند زیرا ناسا و پنتاگون به شدت به وجود حداقل دو ارائه‌دهنده مستقل پرتاب نیاز دارند. بنابراین حفظ بقای بلو اوریجین برای امنیت ملی آمریکا یک ضرورت است.

با این حال از نظر سهم بازار اسپیس ایکس هم‌اکنون نیز رقبای خود را به شدت به حاشیه رانده است. اگر استارشیپ به طور کامل عملیاتی شود و هزینه‌های پرتاب را به ارقام وعده داده شده برساند رقابت برای هر موشک دیگری عملاً غیرممکن خواهد شد. در چنین سناریویی شرکت‌های دیگر مجبور خواهند شد به بازارهای فرعی یا خدمات تخصصی روی بیاورند.

۲۷. چرا بلو اوریجین هرگز محو نخواهد شد؟

بلو اوریجین به دلیل پشتوانه مالی نامحدود جف بزوس و حمایت‌های استراتژیک دولت آمریکا از بین نخواهد رفت. بزوس فضا را پروژه اصلی زندگی خود بعد از آمازون می‌داند و حاضر است میلیاردها دلار دیگر برای بقای آن هزینه کند. علاوه بر این ساختار مهندسی بلو اوریجین در زمینه تولید موتورهای موشکی جایگاه محکمی در صنایع نظامی آمریکا دارد.

این شرکت همچنین با برنده شدن در قرارداد لندر ماه آرتمیس تضمین کرده است که تا سال‌های آینده جریان درآمد دولتی خواهد داشت. آن‌ها با تمرکز بر ساخت ایستگاه فضایی تجاری اوربیتال ریف (Orbital Reef) به دنبال ایجاد مقاصد جدید در مدار زمین هستند. بنابراین بلو اوریجین حتی اگر در پرتاب‌های مداری از اسپیس ایکس عقب بماند به عنوان یک بازیگر زیرساختی بزرگ باقی خواهد ماند.

۲۸. لبه پرتگاه مالی برای ویرجین گلکتیک

برخلاف بلو اوریجین ویرجین گلکتیک در وضعیت مالی بسیار شکننده‌ای قرار دارد و بقای آن در هاله‌ای از ابهام است. پروازهای زیرمداری لوکس بازار محدودی دارند و هزینه‌های بالای توسعه هواگردهای جدید نقدینگی شرکت را به شدت تحلیل برده است. سهام این شرکت در بازار بورس افت شدیدی را تجربه کرده و اعتماد سرمایه‌گذاران کاهش یافته است.

برانسون نیز اعلام کرده است که دیگر مایل به تزریق سرمایه شخصی بیشتر به این شرکت نیست و آن‌ها باید خودکفا شوند. ویرجین گلکتیک پروازهای خود را تعلیق کرده تا تمام منابع خود را روی توسعه هواپیماهای کلاس دلتا متمرکز کند که پروازهای ارزان‌تر و مکررتری را وعده می‌دهند. اگر این نسل جدید تا سال‌های آینده به بازار نرسد احتمال ورشکستگی یا فروش دارایی‌های شرکت بسیار بالاست.

۲۹. تاثیر این نبرد بر اقتصاد فضاپایه

رقابت میان این سه شرکت محرک اصلی شکل‌گیری مفهوم جدیدی به نام اقتصاد فضاپایه (Space Economy) بوده است. کاهش هزینه‌های پرتاب راه را برای ورود صدها استارتاپ ماهواره‌ای، شرکت‌های داده‌پردازی مداری و حتی پروژه‌های استخراج معدن از سیارک‌ها باز کرده است. فضا دیگر یک قلمرو نظامی-علمی محض نیست بلکه یک بازار تجاری پویاست.

این تغییر رویکرد باعث شده سرمایه‌گذاران خطرپذیر علاقه زیادی به تامین مالی پروژه‌های فضایی نشان دهند. زیرساخت‌هایی که توسط اسپیس ایکس و بلو اوریجین ساخته می‌شوند هزینه‌های ورود به این صنعت را برای نسل‌های بعدی کارآفرینان به شدت کاهش داده است. این پویایی در نهایت به نفع کل بشریت خواهد بود و سرعت نوآوری را دوچندان می‌کند.

۳۰. افق نهایی و چشم‌انداز بلندمدت انسان در فضا

در نهایت آینده بشریت در فضا توسط تلفیق دیدگاه‌های مهندسی این غول‌های فضایی شکل خواهد گرفت. شاید رویای مریخ ماسک با زیرساخت‌های مداری بزوس و سیستم‌های حمل‌ونقل گردشگری برانسون به هم متصل شوند تا تمدنی جدید را فراتر از اتمسفر زمین پایه‌گذاری کنند. نبرد این سه شرکت شروع یک عصر طلایی جدید در تاریخ هوانوردی است.

صرف نظر از اینکه کدام شرکت در نهایت سهم بیشتری از بازار را تصاحب خواهد کرد بازگشت به دوران رکود فضایی دهه نود میلادی دیگر غیرممکن است. نسل‌های آینده به این دوران به عنوان نقطه عطفی نگاه خواهند کرد که در آن کلید دروازه‌های آسمان از دست بوروکرات‌های دولتی به کارآفرینان خلاق سپرده شد تا رویاهای دیرینه بشر به واقعیت تبدیل شود.

جمع‌بندی نهایی

بررسی مسیر توسعه اسپیس ایکس، بلو اوریجین و ویرجین گلکتیک نشان می‌دهد که موفقیت در فضا نیازمند ترکیبی از جسارت مهندسی، انضباط مالی و چشم‌انداز روشن است. اسپیس‌ ایکس به لطف سرعت بالا و سیستم‌های قابل استفاده مجدد خود پیشتاز بلامنازع است، در حالی که بلو اوریجین با تکیه بر ثروت بی‌انتها و تمرکز بر زیرساخت‌ها به عنوان رقیبی سرسخت باقی می‌ماند و ویرجین گلکتیک در تلاش است تا با غلبه بر چالش‌های مالی، جایگاه خود را در گردشگری لوکس حفظ کند. نبرد این سه غول فضایی، فراتر از یک رقابت تجاری ساده، موتور محرک خروج تمدن بشری از گهواره زمین است.

سوالات متداول

۱. چرا هزینه پرتاب با موشک‌های اسپیس ایکس بسیار ارزان‌تر از رقبای سنتی است؟
علت اصلی این کاهش هزینه بازیابی موفقیت‌آمیز بوستر مرحله اول موشک فالکون ۹ است. در سیستم‌های سنتی هر موشک پس از یک بار پرتاب در اقیانوس سقوط می‌کرد و از بین می‌رفت. اسپیس ایکس توانسته هر بوستر را بیش از ده بار بازیابی کند و مجدداً پس از بازرسی‌های فنی پرواز دهد. این نوآوری هزینه‌های ساخت بدنه و موتورهای گران‌قیمت را سرشکن کرده و حاشیه سود بالایی ایجاد می‌کند.
۲. تفاوت اساسی بین پروازهای زیرمداری و پروازهای مداری در چیست؟
پروازهای زیرمداری سرعت کافی برای چرخش به دور زمین را ندارند و فضاپیما پس از رسیدن به ارتفاع مشخصی سقوط آزاد می‌کند. این پروازها زمان بی‌وزنی کوتاهی در حد چند دقیقه فراهم می‌کنند و انرژی بسیار کمتری نیاز دارند. در مقابل پروازهای مداری نیازمند رسیدن به سرعت‌های فرار بسیار بالا برای قرارگیری در مسیر چرخشی دور کره زمین هستند. برای رسیدن به مدار نیاز به موشک‌های چندمرحله‌ای بسیار قدرتمندتر و سیستم‌های سپر حرارتی پیچیده است.
۳. آیا بلیت پروازهای فضایی توریستی در آینده برای عموم مردم ارزان خواهد شد؟
کاهش قیمت بلیت‌ها رابطه مستقیمی با افزایش بسامد پروازها و معرفی فضاپیماهای بزرگ‌تر دارد. در حال حاضر هزینه‌ها به دلیل تعداد اندک پروازها و تکنولوژی‌های خاص بسیار بالا و محدود به ثروتمندان است. با این حال انتظار می‌رود با ورود سیستم‌های غول‌پیکر تجاری در دهه‌های آینده قیمت بلیت‌ها کاهش یابد. با وجود این کاهش قیمت فضا همچنان یک مقصد گران‌قیمت و لوکس در مقایسه با سفرهای زمینی خواهد بود.
۴. چرا سوخت متان در موتورهای نسل جدید اسپیس ایکس و بلو اوریجین استفاده می‌شود؟
متان به دلیل پایداری دمایی بالا مانع از تجمع دوده در لوله‌های موتور موشک می‌شود که این امر بازرسی مجدد موتور را آسان‌تر می‌کند. همچنین متان بازدهی بالاتری نسبت به سوخت‌های سنتی نفت سفید دارد و فشرده‌سازی آن در مخازن ساده‌تر است. مهم‌ترین دلیل بلندمدت برای اسپیس ایکس امکان تولید متان در سیاره مریخ با استفاده از کربن دی‌اکسید و آب اتمسفر است. این ویژگی کلید سفرهای بازگشت از سیاره سرخ به سمت زمین محسوب می‌شود.
۵. نقش ایستگاه فضایی خصوصی اوربیتال ریف چیست و چه کسانی آن را می‌سازند؟
اوربیتال ریف یک پروژه مشترک به رهبری بلو اوریجین و چند همکار تجاری دیگر برای ساخت یک ایستگاه فضایی تجاری در مدار زمین است. این ایستگاه به عنوان یک پارک تجاری چندمنظوره برای تحقیقات علمی، مقاصد گردشگری و تولیدات صنعتی استفاده خواهد شد. با بازنشستگی ایستگاه فضایی بین‌المللی در سال‌های آینده این پروژه‌ها اهمیت دوچندانی پیدا می‌کنند. دولت ایالات متحده نیز برای حفظ حضور خود در مدار از این پروژه‌های تجاری حمایت مالی می‌کند.
۶. آیا قوانین بین‌المللی برای جلوگیری از انحصار شرکت‌های خصوصی در فضا وجود دارد؟
پیمان ماورای جو که در دوران جنگ سرد تدوین شد مالکیت حاکمیتی بر اجرام آسمانی را ممنوع می‌کند اما درباره فعالیت‌های تجاری ابهام دارد. در سطح ملی دولت آمریکا قوانین ضد انحصار دقیقی دارد که مانع از ادغام‌های بزرگ و نابودی رقابت می‌شود. نهادهای ناظر مانند ناسا ملزم هستند قراردادهای خود را بین چندین شرکت توزیع کنند تا از ایجاد انحصار کامل جلوگیری نمایند. با این حال خلأهای قانونی بین‌المللی زیادی در زمینه حقوق مالکیت فضایی وجود دارد.
۷. پروژه کویپر آمازون چه تفاوتی با شبکه استارلینک اسپیس ایکس دارد؟
اگرچه هر دو پروژه هدف یکسانی یعنی ارائه اینترنت ماهواره‌ای پرسرعت جهانی را دنبال می‌کنند اما در فاز توسعه تفاوت زیادی دارند. استارلینک هم‌اکنون دارای هزاران ماهواره فعال در مدار است و خدمات خود را به میلیون‌ها مشترک ارائه می‌دهد. پروژه کویپر در مراحل اولیه پرتاب ماهواره‌های آزمایشی است و هنوز به ظرفیت تجاری نرسیده است. کویپر برای موفقیت نهایی به سیستم ابری آمازون و شبکه‌های توزیع گسترده این غول تجارت الکترونیک متکی خواهد بود.
دکتر علیرضا مجیدی
دکتر علیرضا مجیدی
پزشک، نویسنده و بنیان‌گذار وبلاگ «یک پزشک»
دکتر علیرضا مجیدی، نویسنده و بنیان‌گذار وبلاگ «یک پزشک».
با بیش از ۲۰ سال نویسندگی «ترکیبی» مستمر در زمینهٔ پزشکی، فناوری، سینما، کتاب و فرهنگ.
باشد که با هم متفاوت بیاندیشیم!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
[wpcode id="260079"]