راهنمای تماشای برترین فیلمهای آغاز قرن ۲۱ از ارباب حلقهها تا وال-ای

دهه اول قرن بیست و یکم میلادی یکی از پویاترین و جریانسازترین دورانها در تاریخ سینمای جهان به شمار میرود. در این دوره، سینماگران با بهرهگیری از فناوریهای نوظهور کامپیوتری و تلفیق آن با مفاهیم عمیق انسانی، آثاری خلق کردند که مرزهای داستانگویی بصری را جابهجا کرد. شناخت این آثار شاخص نه تنها ابعاد جدیدی از هنر هفتم را آشکار میسازد، بلکه درک عمیقتری از تحولات فرهنگی و اجتماعی آغاز هزاره جدید به مخاطب ارائه میدهد.
فهرست مطالب
- ۱. سینمای دهه اول قرن بیست و یکم؛ عصر گذار و شکوفایی فانتزی
- ۲. سهگانه ارباب حلقهها
- ۳. هزارتوی پن
- ۴. ساعتها
- ۵. ماهی بزرگ
- ۶. دریای درون
- ۷. جاده مالهالند
- ۸. قهرمان
- ۹. بابل
- ۱۰. گلادیاتور
- ۱۱. انیمیشن وال-ای
- ۱۲. تحلیل مولفههای مشترک در شاهکارهای دهه ۲۰۰۰
- ۱۳. نقش فناوری و جلوههای ویژه در سینمای آغاز قرن جدید
- ۱۴. تاثیر تحولات سیاسی و اجتماعی بر روایتهای سینمایی این دهه
💡مختصر و مفید
شاهکارهای سینمایی سالهای ۲۰۰۰ تا ۲۰۱۰ نمایانگر تلفیقی بینظیر از سینمای مؤلف و پیشرفتهای عظیم تکنولوژیک هستند. در این دهه، آثاری چون ارباب حلقهها مرزهای جلوههای ویژه را جابهجا کردند، در حالی که درامهای روانشناختی مانند جاده مالهالند و آثار رئالیسم جادویی نظیر هزارتوی پن عمق مفهومی سینما را ارتقا دادند. این دوره با بازگشت حماسههای تاریخی مانند گلادیاتور و پویانماییهای مفهومی همچون وال-ای، یکی از طلاییترین اعصار هنر هفتم را رقم زد. بررسی این آثار به خوبی نشاندهنده واکنش هنرمندان به تغییرات ژئوپلیتیک و فلسفی آغاز هزاره سوم است.
سینمای دهه اول قرن بیست و یکم؛ عصر گذار و شکوفایی فانتزی
آغاز قرن بیست و یکم با تغییرات شگرفی در ساختار تولید و پخش فیلمهای سینمایی همراه بود. انتقال تدریجی از سیستم سنتی نگاتیو به سیستمهای دیجیتال، نه تنها هزینههای تولید را کاهش داد، بلکه به کارگردانان اجازه داد تا رویاهای بصری خود را با آزادی بیشتری روی پرده نقرهای پیاده کنند. این دهه شاهد تولد ژانرهای تلفیقی و بازگشت پرقدرت سینمای فانتزی و حماسی بود که پیش از آن به دلیل محدودیتهای فنی، امکان ساخت آنها به این کیفیت وجود نداشت.
علاوه بر جنبههای فنی، سینمای این دهه به شدت تحت تاثیر وقایع سیاسی جهان، به ویژه حادثه یازدهم سپتامبر و بحرانهای خاورمیانه قرار گرفت. این موضوع خود را در قالب داستانهای چندلایه، بحران هویت انسان معاصر و واکاوی مفهوم خیر و شر در بسترهای واقعگرایانه نشان داد. از سینمای مستقل آمریکا گرفته تا شاهکارهای اروپایی و آسیایی، همگی تلاش کردند تا تصویری صادقانه و در عین حال شگفتانگیز از جهان در حال تغییر ارائه دهند که شالوده سینمای مدرن امروزی را پایهگذاری کرد.
سهگانه ارباب حلقهها
سهگانه ارباب حلقهها (The Lord of the Rings) به کارگردانی پیتر جکسون (Peter Jackson)، یکی از بزرگترین و فاخرترین پروژههای تاریخ سینما به شمار میرود. این اثر حماسی با اقتباس از رمانهای بینظیر جی. آر. آر. تالکین ساخته شد و توانست با دکورهای عظیم، گریمهای شگفتانگیز و جلوههای ویژه بصری انقلابی، استانداردهای جدیدی را در صنعت فیلمسازی جهان تعریف کند. فیلم با پرداختی استادانه به موضوع نبرد ابدی خیر و شر و آسیبهای روانی ناشی از وسوسه قدرت، فراتر از یک اثر فانتزی ساده ظاهر شد.
پروژه ساخت این سهگانه به طور همزمان در کشور نیوزیلند انجام شد که خود یک ریسک بزرگ مالی برای استودیوی سازنده بود. جکسون با تلفیق تکنیکهای سنتی فیلمسازی و فناوریهای نوآورانه شبیهسازی جمعیت، نبردهای عظیمی را خلق کرد که هنوز هم پس از سالها تماشایی هستند. موفقیت این سهگانه با کسب ۱۷ جایزه اسکار، از جمله جایزه بهترین فیلم برای قسمت سوم، مهر تاییدی بر ارزشهای هنری و تکنیکی این اثر حماسی در آغاز قرن جدید زد.
هزارتوی پن
فیلم هزارتوی پن (Pan’s Labyrinth) اثر درخشان و خیرهکننده گیلرمو دلتورو (Guillermo del Toro) است که به عنوان یکی از زیباترین نمونههای سبک رئالیسم جادویی در تاریخ سینما شناخته میشود. داستان فیلم در بطن جامعه خفقانآور اسپانیا در دوران پس از جنگ داخلی و حاکمیت دیکتاتوری ژنرال فرانکو روایت میشود و موازی با آن، دنیای فانتزی و تاریک یک دختربچه را به تصویر میکشد که برای فرار از وحشت دنیای واقعی به آن پناه میبرد.
طراحی موجودات عجیب، گریمهای بینظیر غیرکامپیوتری و فیلمبرداری اتمسفریک، این اثر را به شاهکاری بصری تبدیل کرده است. در اولین نمایش این فیلم در جشنواره فیلم کن، تماشاگران به مدت بیست دقیقه ایستاده این اثر را تشویق کردند. دلتورو با استادی تمام توانست نشان دهد که چگونه هیولاهای دنیای فانتزی میتوانند بسیار مهربانتر و منطقیتر از انسانهای مستبد و فاشیست دنیای واقعی باشند.

ساعتها
فیلم ساعتها (The Hours) به کارگردانی استیفن دالدری (Stephen Daldry)، اثری عمیق و تاثیرگذار است که هرگز برای مخاطبان جدی سینما کهنه نمیشود. این درام روانشناختی با محوریت رمان «خانم دالووی» اثر ویرجینیا وولف، داستان زندگی سه زن در سه دوره زمانی مختلف را روایت میکند که هر کدام به نوعی با بحرانهای روحی، افسردگی و مفهوم وجودی خویش دست به گریبان هستند. بازیهای درخشان نیکول کیدمن، جولیان مور و مریل استریپ، قدرت بازیگری فوقالعادهای به این اثر بخشیده است.
کیدمن برای بازی در نقش ویرجینیا وولف برنده جایزه اسکار شد. فیلم با تدوینی موازی و بسیار ظریف، پیوندهای پنهان میان این سه زن را برقرار میکند و موسیقی متن شاهکار فیلیپ گلس نیز اتمسفر مالیخولیایی و در عین حال زیبای اثر را دوچندان میکند. این اثر به عنوان یکی از قویترین درامهای روانشناختی دهه نخست قرن ۲۱، بررسی عمیقی از تنهایی انسان معاصر ارائه میدهد.
ماهی بزرگ
فیلم ماهی بزرگ (Big Fish) ساخته کارگردان صاحبسبک سینما، تیم برتون (Tim Burton)، اقتباسی فانتزی و دلنشین از رمانی به همین نام است. برتون در این فیلم با لحن جادویی و بصری منحصربهفرد خود، داستان زندگی مردی را روایت میکند که مرز میان واقعیت و افسانهبافی در خاطراتش از بین رفته است. این فیلم به بررسی رابطه پیچیده پدر و پسری میپردازد که تلاش میکنند پیش از مرگ پدر، به درک مشترکی از حقیقت زندگی یکدیگر برسند.
حضور رنگهای زنده، طراحی صحنه فانتزی و شخصیتهای عجیب و غریب کارناوالی، امضای همیشگی برتون را در خود دارد. فیلم به زیبایی نشان میدهد که چگونه داستانها و دروغهای شیرین میتوانند زندگی تلخ واقعی را تحملپذیرتر و معنادارتر کنند. بازی درخشان ایوان مکگرگور و آلبرت فینی در نقش دورههای مختلف شخصیت اصلی، صمیمیت عاطفی عمیقی به این اثر بخشیده است.

دریای درون
فیلم دریای درون (The Sea Inside) ساخته کارگردان برجسته اسپانیایی، آلخاندرو آمنهبار (Alejandro Amenabar)، بر اساس داستانی واقعی ساخته شده است. این اثر روایتگر زندگی رامون سمپدرو با بازی خیرهکننده خاویر باردم است؛ مردی که پس از یک حادثه دچار فلج کامل از گردن به پایین شده و نزدیک به سی سال برای به دست آوردن حق قانونی مرگ خودخواسته (اتانازی) مبارزه میکند. فیلم ستایشی عمیق بر کرامت انسانی، حق انتخاب و مرزهای میان زندگی باکیفیت و زنده ماندن اجباری است.
آمنهبار با پرهیز از احساساتیگری مفرط، اثری فلسفی و عمیق خلق کرده است. سکانس شاهکار پرواز ذهن رامون از پنجره اتاقش به سمت دریا، همراه با موسیقی اپرایی با صدای لوچیانو پاواروتی، به عنوان یکی از ماندگارترین لحظات سینمای اسپانیا در یادها مانده است. این فیلم توانست جایزه اسکار بهترین فیلم غیرانگلیسیزبان را از آن خود کند.
جاده مالهالند
فیلم جاده مالهالند (Mulholland Drive) به کارگردانی استاد مسلم سینمای سورئال، دیوید لینچ (David Lynch)، یکی از پیچیدهترین و نمادینترین آثار قرن بیست و یکم است. این فیلم نئو-نوآر با ساختار پازلگونه و روایت غیرخطی خود، مخاطب را به درون هزارتوی تاریک ذهن، رویاها، حسادتها و سرخوردگیهای صنعت سینمای هالیوود میبرد. بازی درخشان نائومی واتس در این اثر، مسیر حرفهای او را به کلی تغییر داد.
لینچ در این فیلم از منطق رویا برای روایت داستان استفاده میکند؛ جایی که هویتها تغییر میکنند، زمان جابهجا میشود و مرز بین توهم و واقعیت به طور کامل فرو میریزد. جاده مالهالند توسط بسیاری از منتقدان بینالمللی به عنوان برترین فیلم دهه اول قرن ۲۱ انتخاب شده است و کماکان بحثهای بیپایانی را درباره تحلیل نشانهها و پایانبندی معماگونهاش برمیانگیزد.
قهرمان
فیلم قهرمان (Hero) ساخته کارگردان نامدار چینی، ژانگ ییمو (Zhang Yimou)، شاهکاری بینظیر در ژانر حماسی و رزمی است. در تکتک صحنههای این فیلم، مخاطب شاهد قاببندیهای چشمنوازی است که هر کدام به یک تابلوی نقاشی متحرک شباهت دارند. فیلم با استفاده از فرمول روایتهای متعدد از یک حادثه واحد، به بررسی مفاهیمی چون صلح، فداکاری شخصی و ضرورت اتحاد ملی برای پایان دادن به جنگهای داخلی میپردازد.
استفاده نمادین از رنگهای قرمز، آبی، سفید و سبز در هر بخش از روایت داستان، جلوه بصری خیرهکنندهای به اثر بخشیده است. این فیلم به خوبی نشان میدهد که چرا ییمو بعدها برای کارگردانی مراسم افتتاحیه مجلل المپیک پکن انتخاب شد. ترکیب طراحی رقصهای رزمی شاعرانه و موسیقی حماسی تان دان، قهرمان را به یکی از قلههای سینمای شرق آسیا تبدیل کرده است.

بابل
فیلم بابل (Babel) به کارگردانی آلخاندرو گونسالس اینیاریتو (Alejandro Gonzalez Inarritu)، آخرین بخش از سهگانه مرگ این فیلمساز مکزیکی است. داستان فیلم از طریق چند روایت موازی در کشورهای مراکش، مکزیک، ژاپن و آمریکا پیش میرود که در ظاهر هیچ ارتباطی با هم ندارند، اما شلیک یک گلوله تصادفی در صحرای مراکش، سرنوشت تمامی این شخصیتها را به شکلی پیچیده به یکدیگر گره میزند.
اینیاریتو با الهام از افسانه برج بابل، به بررسی عدم درک متقابل انسانها، مرزهای جغرافیایی و فرهنگی و تنهایی مدرن در دنیای جهانیشده میپردازد. موسیقی تنهایی و مینیمال گوستاوو سانتائولایا که برنده جایزه اسکار شد، اتمسفر غمبار و در عین حال انسانی فیلم را به خوبی تقویت میکند. بابل پرترهای واقعگرایانه از دنیای امروز و ریسمانهای نامرئی پیونددهنده انسانها است.
گلادیاتور
فیلم حماسی گلادیاتور (Gladiator) به کارگردانی ریدلی اسکات (Ridley Scott)، حیاتی دوباره به ژانر تاریخی «شمشیر و صندل» در سینمای مدرن بخشید. بازی خیرهکننده راسل کرو در نقش ماکسیموس، سردار وفادار رومی که به بردگی کشیده میشود و خواکین فینیکس در نقش امپراتور مستبد و روانپریش، تقابل دراماتیک بینظیری را خلق کرده است. موسیقی حماسی هانس زیمر نیز به این اثر هویت صوتی جاودانهای بخشید.
فیلم با بازسازی دقیق روم باستان و نبردهای خونین کولوسئوم، توانست توجه گسترده تماشاگران و منتقدان را جلب کند و پنج جایزه اسکار، از جمله بهترین فیلم و بهترین بازیگر نقش اول مرد را به دست آورد. گلادیاتور فراتر از اکشنهای خیرهکننده، داستانی درباره افتخار، انتقام، آزادی و ایستادگی در برابر فساد قدرت سیاسی است که همچنان پس از سالها جذابیت خود را حفظ کرده است.
انیمیشن وال-ای
پویانمایی وال-ای (WALL-E) به کارگردانی اندرو استنتون (Andrew Stanton)، یکی از جسورانهترین و تاثیرگذارترین ساختههای استودیوی پیکسار است. فیلم داستان یک ربات کوچک آشغالجمعکن را در زمینی خالی از سکنه و پوشیده از زباله روایت میکند که عاشق ربات پیشرفتهای به نام ایوا میشود. بخش نخست فیلم تقریباً بدون هیچ دیالوگی پیش میرود و با تکیه بر جلوههای بصری و صوتی بینظیر، داستانی عاشقانه و عمیق را روایت میکند.
این اثر با زبانی ساده اما گزنده، انتقادات تندی را متوجه مصرفگرایی مفرط، نابودی محیط زیست و تنبلی انسان مدرن میکند. وال-ای با یادآوری این موضوع که زمین تنها خانه ما در این پهنه تاریک کیهان است، پیام زیستمحیطی قدرتمندی ارائه میدهد. این انیمیشن به عنوان یک شاهکار ماندگار، جایزه اسکار بهترین پویانمایی سال را از آن خود کرد.
تحلیل مولفههای مشترک در شاهکارهای دهه ۲۰۰۰
با بررسی ده اثر برتر نخستین دهه از قرن بیست و یکم، میتوان الگوهای داستانی و مفهومی مشترکی را ردیابی کرد که نشاندهنده روح زمانه (Zeitgeist) آن دوران است. یکی از برجستهترین ویژگیها، تمایل سینماگران به ادغام واقعیتهای تلخ با عناصر فانتزی و رویاگونه است. در آثاری نظیر هزارتوی پن و ماهی بزرگ، شخصیتها برای درک یا فرار از ناملایمات دنیای واقعی، دست به خلق جهانهای موازی ذهنی میزنند. این رویکرد به فیلمسازان اجازه داد تا پیامهای عمیق سیاسی و فلسفی خود را در بستری نمادین و تاثیرگذار به مخاطب عرضه کنند.
علاوه بر این، مفهوم فروپاشی ارتباطات انسانی و جستجو برای هویت گمشده در دنیای مدرن، موتیف تکرارشونده دیگری است که در ساعتها و بابل به وضوح دیده میشود. قهرمانان این فیلمها نه در نبردهای فیزیکی، بلکه در کشمکشهای درونی و تلاش برای فهمیده شدن توسط اطرافیان خود تعریف میشوند. این تمرکز بر سینمای شخصیتمحور در کنار حماسههای عظیمی چون ارباب حلقهها و گلادیاتور، تعادلی بینظیر میان سرگرمیهای پرخرج و سینمای اندیشهورز در این دهه ایجاد کرد.
نقش فناوری و جلوههای ویژه در سینمای آغاز قرن جدید
صنعت سینما در سالهای ۲۰۰۰ تا ۲۰۱۰ گامهای بلندی در زمینه جلوههای ویژه کامپیوتری (CGI) برداشت. خلق شخصیتهای کاملاً دیجیتالی مانند گالوم در ارباب حلقهها با استفاده از تکنیک ضبط حرکت (Motion Capture)، انقلابی در نحوه تعامل بازیگران واقعی با عناصر مجازی ایجاد کرد. این فناوریها به کارگردانان اجازه داد تا تصاویر ذهنی غیرممکن را با جزئیاتی باورنکردنی بازسازی کنند، بدون اینکه باورپذیری داستان دچار خدشه شود.
با این حال، کارگردانان موفق این دوره هرگز اجازه ندادند تکنولوژی بر روایت داستانی پیشی بگیرد. در هزارتوی پن، گیلرمو دلتورو به زیبایی جلوههای ویژه میدانی و گریمهای سنتی را با روتوشهای کامپیوتری ترکیب کرد تا حسی ملموس و واقعی به هیولاهای خود ببخشد. این رویکرد متوازن نشان داد که فناوری تنها ابزاری برای بهبود داستانگویی است و ارزش اصلی یک اثر سینمایی کماکان در گرو فیلمنامه منسجم و هدایت درست بازیگران است.
تاثیر تحولات سیاسی و اجتماعی بر روایتهای سینمایی این دهه
وقایع سیاسی آغاز قرن بیست و یکم، به ویژه حوادث پس از سپتامبر ۲۰۰۱، سایه سنگینی بر محصولات فرهنگی این دهه انداخت. حس ناامنی عمومی، ترس از غریبهها و نقد سیاستهای جنگطلبانه دولتهای بزرگ، به طور مستقیم و غیرمستقیم در سینمای این دوره بازتاب یافت. فیلم بابل نمونه بارزی از این جریان است که نشان میدهد چگونه سوءتفاهمهای فرهنگی و قضاوتهای شتابزده بر اساس پیشفرضهای سیاسی میتواند زندگی انسانهای بیگناه را نابود سازد.
حتی در سینمای فانتزی و حماسی نیز میتوان بازتاب این نگرانیهای جهانی را مشاهده کرد. نبرد علیه تاریکی در ارباب حلقهها یا ایستادگی یک سردار در برابر امپراتور فاسد در گلادیاتور، بازتابدهنده میل عمومی جامعه به عدالت، شفافیت و پیروزی اخلاق بر مصلحتهای سیاسی بود. این فیلمها با ارائه الگوهای قهرمانی کلاسیک، به نوعی مرهمی بر اضطرابهای بیپایان انسان هزاره جدید در مواجهه با دنیای ناامن پیرامونش بودند.
جمعبندی نهایی
فیلمهای برتر دهه نخست قرن بیست و یکم، میراثی گرانبها از خلاقیت بصری و ژرفای فلسفی را برای نسلهای بعدی سینما به یادگار گذاشتند. این آثار با عبور از مرزهای جغرافیایی و پیوند دادن تکنولوژی به خدمت درام، نشان دادند که سینما همچنان میتواند ابزاری قدرتمند برای بیداری وجدان بشری و روایت دغدغههای مشترک انسانها باشد. تماشای مجدد این شاهکارها فرصتی بینظیر برای درک مسیر تحول هنر هفتم در عصر جدید است.







سلام
مطالبتان بسیار عالیست
سپاس از تلاش شما
زنده باشین
سلام .من یه فیلم دیدم اسمشو یادم رفته.یه ویروسه شبیه یه انسان میشه از جنس مونث دنبال یه مرد میگرده که زادو ولد کنه.بعد از زادو ولد بقیشو ندیدم .لطف کنید اسمشو بگید ممنون
سلام دوستان من به اندازه شما از سنما نمی دونم و اینا فیلمهای مورد علاقه منند
من پیشنهاد می کنم حتما فیلم فوق العاده 8 mile با بازی امینم مربوط به سال 2001 رو ببینید و فیلم ذهن زیبا با بازی راسل کرو همچنین فیلم Awake که بسیار فوق العادست و بعد از آونا toast , وvillage2005(محشره محشره) و فیلم ایرانی 10 و فیلم from hell 2001 با بازی تحسین برانگیز جانی دپ
و در خاتمه فیلم فوق العاده indecent proposal1993 یا پیشنهاد بیشرمانه
مسیر سبز رو نادیده گرفتید ؟
:)
Scent Of A Woman
Forsset Gump
واقعا عالی بود . فقط جای فیلم خاطره انگیز و زیبای shall we dance خالیه تو لیستتون .
dream
modigliani
سه عنصر
in bruges
irriversibleعجیب.نا مانوس.محشر.حتما تا اخرش ببینین.
curse of golden flower
روز گراند هاگ…
خسارت یادتون نره
با سلام….من خیلی دلم میخواد فیلم پلهای شهر مدیسون کانتی و ببینم ….خیلی هم دنبالش بودم .لطفآ راهنمایی کنید
peaceful warrior
green mile
the shawshank redemption
The Celestine Prophecy
The English Patient
City Angel’s
& The Biggest Series of these is The Secret
شوالیه تاریکی
2 آغاز بتمن
3 مالنا
4 جایی برای پیرمردها نیست
5 کوهستان بروکبرک
6 عشق یا ثروت 2005— آنا ماریا بلوچی(مونیکا)
7 پرستیژ
8 بی خوابی
9 دهکده(شیامالان)
10 کشتار با اره برقی در تگزاس (واقعا سرگذشت تلخ و دردناکیه)
من فقط هفتا فیلم محبوبو تو این دهه دارم اگه شاهکار آخر کوبریکو حساب نکنیم
۱ – سه گانه ماتریکیس
۲ – باشگاه مشت زنی
۳ – جاده مالهالند
۴ – بابل
۵ – بزرگراه گمشده
۶ – سه گانه ارباب حلقه ها
۷ – پیانیست
۸ –
یه انتقاد اول فیلدهای اجباری ارسال نظر رو مشخص کنین تا کسی مثل من نشینه بنویسه بعد بگه که فیلد ایمیل رو باید پر میکردی برو از اول بنویس
من هوش مصنوعی و
با اون حرف بزن و
اگر شاید رو هم به لیست اضافه میکنم
انتخاب فیلمها به سلیقه شخصی و سن و حتی خاطرات بیننده مربوط هست اما چند فیلم هست که هر جا و هر زمان نیمه کاره هم ببینم تا پایان فیلم از آن لذت می برم
۱- رهایی از شاوشنگ
۲- تاریخ خشونت
۳- کازابلانکا
۴- نمایش ترومن
۵- پدر خوانده
۶- راننده تاکسی
۷- دیوانه از قفس پرید
۸- کازینو رویال
۹- سینما پارادیزو
۱۰- بوچ کاسیدی و ساندنس کید
با سلام
در مورد انتخابها و اینکه باید محدود به دهه ی اخیر باشن، پس از ارسال متوجه شدم.
و الیته مایلم چیزی رو در مورد اظهار نظرم درباره اینکه “دوست داشتن همزمان برتون و جکسون و البته گذاشتن وال-ای در تاپ تن یعنی گرفتار شدن در یکنواختی” اضافه بکنم،
به عنوان یک علاقمند آماتور سینما و البته فردی که دوست داره ساختار شکن و البته تنوع طلب باشه دوست دارم طعمهای مختلف رو بچشم، برتون و دنیای عجیبش برام محترمه ولی خب سعی می کنم کوئنها رو هم درک کنم و البته همزمان در فضای پر از خون و خشونت فیلمهای کرونینبرگ قرار داشته باشم.
نگاه اولم به لیست انتخابی شما به من این حس رو داد که عامل فانتزی رو در سلایقمتون به صورت استریکتی لحاظ می کنید طوری که شاید مجال لذت بردن از سایر ژانرها رو از شما بگیره.
مجددا تاکید می کنم این نظر یک علاقمند آماتور سینما هست.
با تشکر
مخاطب وبلاگ یک پزشک
حالا که بحث سینما شد ، این سایت انیمیشن های 30 ثانیه ای و طنز خیلی از فیلمهای سینما را داره ، خیلی جالبه!!!!!
http://angryalien.com
سلام
چرا کامنت من ثبت نمی شه؟
یه بار دیگه! :
اگه من بخوام انتخاب کنم تاپ لیستم فیلم «بابل» خواهد بود. و «ساعت ها» . یه فیلم دیگه که خیلی دوسش دارم و اخیرا دوباره دیدم و یه مطلب کوچولو هم راجع بهش نوشتم اینه:
it’s all about love
خیلی فیلم دیدم ولی این فیلم ها را اصلا ندیدم :(
سلام
راستش کامنت ها را می خواندم ، دوستان اصلاً دقت ندارند ، خیلی از فیلم ها متعلق به دهه های گذشته بودند. مثل حرفه ای و پدرخوانده و …
و اگر هم دقت کنید می بینید که سلیقه افراد در ژانرهای متفاوتی است ، به نظر من ای کاش بر اساس ژانر می گفتید. شاید خیلی از سریال های تلویزیونی قدرت بیشتری از فیلمهای سینمایی داشتند.
مثلا فیلم بنجامین باتنز را نمی توان با فیلم آینه ها مقایسه کرد.
“هزار توی پن” واقعا محشر و تاثیر گذار بود، بی نظیر. البته من همه ی این فیلم ها رو ندیدم ولی بین اونایی که دیدم جای “شوالیه تاریکی” و “جنگ ستارگان ۳” واقعا خالیه، مخصوصا “شوالیه ی تاریکی” واقعا آدم تحت تاثیر قرر می دادن، فیلم “دیگران” هم همینطور بود. “گلادیاتور” هم فوق العاده بود حتا مامانم که اهل فیلم های هندیه از نسخه انگلیسی و زیرنویسش خیلی خوشش اومد.
با پیشنهادای شما موافقم ولی انتخاب ۱۰ فیلم برتر برای یک دهه برای من سخته چون هرچی رو میگی میبینی چند تا رو از قلم انداختی ولی بازم همینا خودشون عالی بودن و زیبا .
من که هیچ کدوم از این فیلم هارو ندیدم
سلام خیلی عالی بود
علاقه مندی های مشترکی داریم
جالبه
موفق باشید
با احترام و علاقه به انتخاب فرانک مجیدی و سایر دوستان
جسارتا انتخاب های من اینها بود :
۱. راهی به تباهی (بابازی تام هنکس)
۲. سفر چیهیرو : شهر اشباح
۳. افسانه ۱۹۰۰
۴. هوش مصنوعی
۵. تاریخ خشونت
۶. شهر گناه
۷. دشمن پشت دروازه ها
۸. سقوط شاهین سیاه
۹. قلمرو بهشت
۱۰. روز تمرین
لطفا پستی را نیز به انتخاب ۱۰ فیلم برتر ایرانی در دهه اول قرن ۲۱ اختصاص دهید.
۱ – مورد عجیب بنژامین باتن
۲ – ۲۱ گرم
۳ – بابل
۴ – کوهستان بروک بک
۵ – وعده های شرقی
۶ – Match Point
۷ – تکه میلیون دلاری
۸ – The Reader
9 – قطار 3:10 به یوما
10 – گانگستر آمریکایی
این نظر را برای بیشینهی دوستان مینویسم:
من تنها فیلمهای برتر این دهه را انتخاب کردهام و بنابراین فیلمهایی مانند پدرخوانده(که از دید من اولین نسخهاش با بازی خارقالعادهی مارلون براندوی فقید و آل پاچینوی جوان، برترین فیلم تاریخ سینما است)، همشهری کین، بوی خوش زن، فارست گامپ، هفت، باشگاه مشتزنی، مرد بارانی و… در این لیست قرار نمیگیرد! بحث دربارهی فیلمهای برتر تاریخ سینما نیست
! از دید من، علاقمندی به کار پیتر جکسون که از روی یک روان محبوب فانتزی فیلم عالی میسازد و همزمان بزرگ دانستن تیم برتون که خود افسانهساز قهاری است و تازه متبط نمودن همهی اینها با وال-ای تکرار یک سبک نیست. من متوجه منظور دوست عزیزمان نشدم که کجای کار آنها را تکرار میداند
. در انتها، حتی از اینکه میبینم بحث فیلمهای دههی هفتاد تا نود قرن گذشته هم بین کامنتهای شما عزیزان مطرح است، خوشحالم. میتوانم تکتک کامنتهایتان را بخوانم و هیجان و عشقتان به سینما را درک کنم. یک علاقمندی اصیل و ناب. امیدوارم این دوستی، همواره در نزدتان باقی بماند و این وبلاگ راهی باشد برای اشتراک گذاشتن عشقتان به سینما با تمام خوانندگان! سپاسگزارم
یکی از فیلمهایی که من هیچوقت فراموشش نمیکنم. فیلم دیگران (The Others) هست.
من به شخصه بعد از دیدن این فیلم تا دو روز تو خودم نبودم.
راستی الان که همه بهتون گیر دادند منم میخوام گیر بدم… خیلی بی انصافی که شوالیه تاریکی تو این لیست نیست… خیلی
kamelan hag darin vagean bayad shovaliyeye tarikiram be in list ezafe kard saligatoon ro tabrik migam
به اعتقاد من:
Kill Bill Vol. 1/2
Crash
Big Fish
Le fabuleux destin d’Amélie Poulain
City of god
pans labyrinith
The curious case of benjamin button
In bruge
Wall-e
آواتار
و خیلی های دیگه
هیچ کس از فیلم مالنا چیزی نگفته که فکر می کنم سال ۲۰۰۰ ساخته شده و بی نظیره
جای فیلم بنیامین باتن هم تو لیستتون خالیه
http://p30geek.wordpress.com/2008/08/31/malena
پل های مدیسون کانتی
زندگی زیباست اثر کارگردان ایتالیایی
ماه کثیف
بیل رابکش
هزارتوی پَن عالی است.
برادران کوئن را فراموش نکردید؟ عطر خوش زن و آل پاچینوی محشرش …تارانتینو…اسپیلبرگ…
سلام
از اون تعداد از فیلمایی که نوشته بودین و من هم دیده بودم خیلی خوشم میاد
از این فیلما هم من خوشم میاد:
افسانه هزار و نهصد
آخرین سامورایی
شماره نه
مرد بارانی
من همیشه این طور فکر میکردم ( و البته شما هم همیشه به این نکته اشاره میکردید) که یکی از طرفداران فینچر هستید.یعنی واقعا Se7en یا Fight Club ارزش قرار گرفتن در لیستتان را نداشتند؟
خیلی ببخشید، اشتباه شد. من موقع کامنت گذاشتن برای لحظاتی فراموش کردم که شما لیستتان را برای فیلمهای دهه اول قرن ۲۱ انتخاب کردهاید. به هر حال، اگر خواستید جلویتان را نمیگیرم که این کامنت و کامنت قبلی ام را پاک کنید. باز هم شرمنده!
سلام
دوست عزیز
اول دوست دارم بگم که ایده های جدید باعث می شن این وبلاگ همیشه به خوبی قبل بمونه، هر بار دیدن پست های جدید من رو شگفت زده می کنه، از بس که بکر و خلاقانه پیدا و مطرح می شه.
——————————————————-
در مورد سبنما باید بگم هیچ قرابتی بین سلیقه هامون وجود نداره.
اگه حق انتخابی داشته باشم نمی تونم از این چند اثر بگذرم.
زیرزمین (امیر کاستاریکا)
دراکولای برام استوکر (فرانسیس فورد کاپولا)
پدر خوانده (فرانسیس فورد کاپولا)
عصر جدید (چاپلین)
مخمل آبی (دیوید لینچ)
فارست گامپ (زمیکیس)
دیوانه از قفس پرید (میلوش فورمن)
ایسترن پرامیسز (کرونینبرگ)
قاتلین پیرزن (برادران کوئن)
راننده تاکسی (اسکورسیزی)
—————————————————
پیشنهاد جسورانه بنده به شما، محدود نشدن در یک ژانر خاص هست. (امیدوارم چیز غیر مودبانه ای نگفته باشم)
به نظرمن دوست داشتن همزمان برتون و جکسون و البته گذاشتن وال-ای در تاپ تن یعنی گرفتار شدن در یکنواختی.
سلام
من با شماره های ۱،۳،۸،۹،۱۰ موافقم .
۱۰ فیلم محبوب من (البته به ترتیب نیست!):
۱) پدرخوانده (Godfather) – احتیاجی به معرفی نداره
۲) پیانیست (Pianist) – فیلمی دربارهی جنگ جهانی دوم و ماجرای هولوکاست (برندهی چند اسکار)
۳) فهرست شیندلر (Schindler’s List) – با مضمونی شبیه به پیانیست با کارگردانی اسپیلبرگ
۴) خوب، بد، زشت (The Good, The Bad And The Ugly) – احتیاج به معرفی نداره
۵) فارست گامپ (Forrest Gump) – با بازی فوقالعادهی تام هنکس (برندهی چند اسکار)
۶) پدرخوانده ۲ (Godfather 2) – احتیاج به معرفی نداره
۷) حرفهای (The Professional) – فیلم فوقالعادهای با بازی ژان رنو
۸) ۱۲ مرد خشمگین (12 Angry Men) – فیلم تک لوکیشنه و فوقالعاده، باورکردنی نیست که تمام ماجرای فیلم فقط توی یک اتاق و دور یک میز میگذره.
۹) عصر یخبندان ۳ (Ice Age 3) – گرافیک فوقالعاده بالا و فوقالعاده خندهدار!
۱۰) ترمینال (Terminal) – با بازی تحسین برانگیز تام هنکس
باید از پست خوبتون تشکر کنم که باعث شد با فیلمهای خوبی آشنا بشم.
ده فیلمی که من در دههی اخیر دیدهام:
کتابخوان
پیانیست
ارباب حلقهها
والکیری
سنتوری
از جهنم( با بازی جانی دپ)
ماتریکس( سه گانه، مخصوصآ قسمت اولش)
داستان عجیب بنجامین باتن
گلادیاتور
بید مجنون( اون هم به خاطر بازی فوقالعادهی پرویز پرستویی)
kamelan movafegam
لیست کاملی بود و با ماهی بزرگ غافلگیرم کردید… فیلیم که بنظر من خوب دیده نشده و سالها بعد ارزش واقعیش نشان داده میشود… سکانس پایانی فیلم فوق العاده بود… با توجه به سکانس رویایی دریای درون که به آن هم اشاره کردید، یک پست بنویسید درباره ده سکانس برتر این دهه… من بعنوان یکی از پیگیرتان خواننده هاتون اذعان دارم نه تا از این فیلمها رو تو لیست خودم میزاشتم ولی به جای “مالهالند درایو” سه گانه ماتریکس (که البته یکی از قسمتهاش انور هزاره اتفاق افتاده) رو میزاشتم…
عالی بود !!!!
مخصوصه: قهرمان
;-)
Fiding never Land و اگه خیلی بخوام زور بزنم
Sweeney Todd هم میتونستن تو این لیست باشند و جاشون خالی
بهترین فیلمهایی که من توی این دهه دیدم غالبا مال این دهه نیستند ،ولی به هر حال ۱۰ تا میشه ازشون کشید بیرون
1-گلادیاتور : فیلمی بود که من باهاش هم یک کارگردان کار درستو شناختم هم یه بازیگر بی نظیر ،البته بهم حق بدین ، ۲۱ سالمه
2-پیانیست : اگر قرار بود فقط یک فیلم از این دهه انتخاب میکردم این فیلم همون انتخابم بود تصویری هنرمندانه از بد بختیهای قوم یهود در زمان هیتلر ،فیلمی بود که یه بازیگر قدرتمندو به کل جهان معرفی کرد نه فقط به من.Adreian brody
3-بتمن شوالیه تاریکی : اگر قرار باشه تو کل تاریخ سینما یک فیلم از این ژانر انتخاب کنم ۱۰۰% این فیلمو انتخاب میکنم .واقعا عالی بود
۴-جایی برای پیره مردها نیست : یک شاهکار از ۲ برادر همین.
۵- زودیاک :این بهترین فیلمی بود که کارگردان مورد علاقهٔ بنده دوید فینچر توی این دهه ساخت
۶ – ترمینال : فیلمی که اسپیلبرگ بسازه و تام هنکس توش بازی کنه مسلما فوقالعادست
۷-وال-ای : با شما کاملا موافقم
۸-حروم زادهای لعنتی: فیلمهای تارنتینو همیشه لذت بخش بودند ،فقط همیشه باید تنقللات داشته باشی برای دیدن فیلماش
۹-بید مجنون : میدونم تعجب کردین ولی به نظر من حرف نداشت
۱۰- shutter : یک فیلم بسیار علی در ژانر وحشت ساخته برادران پانگ ،اگر خواستید ببینید حتما نسخهٔ هنگ کنگیشو ببینید
Mulholland Drive
The Lord of the Rings : The Fellowship of the Ring
The Lord of the Rings : The Two Towers
The Lord of the Rings : The Return of the King
Pan`s Labyrinth (El laberinto del fauno)
The Hours
Big Fish
The Sea Inside (Mar adentro)
Hero
Babel
Gladiator
Wall-E
سلام…
پست جالبی بود. من وبلاگ شما در فیدخوان گوگل خودم دارم و همیشه مطالبتان را دنبال میکنم. اما تا حالا قسمت نشده بود که کامنتی بدم…
امروز وقتی این پست رو خوندم حیفم اومد که کامنت ندم…
سه گانه ی ارباب حلقه ها رو من هم در صدر قرار میدم. از قرار گرفتن ساعتها، بابل و وال – ای در لیست شما هم خیلی خوشحالم…
اما فکر میکنم در مقام دوم باید فیلم تازه ی آواتار قرار میگرفت چون چهار و نیم سال پیش ساختش شروع شده بود واسه همین میتونه جزء فیلم های دهه ی گذشته باشه.
فیلم تغییر چهره (نیکلاس کیج و جان تراولتا) یادم نمونده مال کدوم سال بود اما اگه من بودم حتما این فیلم رو هم در لیست خودم قرار میدادم.
به هر حال لیست شما قابل قدر بود. سلیقه ی خوب و تقریبا مشابه ای داریم.
راستی اگه تونستید یه تحلیل از سریال فرار از زندان هم بنویسید. خیلی معرکه است و معرکه تر از اون این که تحلیل های شما خیلی عالیه
موفق باشید
لیست انتخابیتان واقعا فوقالعاده است! من به این لیست کتابخوان استفن دالدری و شرکت یولاها و بالای پیتر داکر را اضافه میکنم.
کاش اسم انگلیسی فیلمهارو مینوشتید تا دانلود کنیم.
خیلی ممنون
من به لیست شما ۲۱ گرم و غرور و تعصب رو هم اضافه می کنم .
من فیلم آمورس پروس، اولین فیلم اینیاریتو رو در صدر لیست قرار میدم. یک شاهکار تمام عیار و بی نقص و به شدت تاثیرگذار، که حتی فیلم های بعدی خود اینیاریتو از جمله بابل هم نمی تونن به پاش برسن.