فیلم برادرها (2009) – مرثیه‌ای برای روان‌های متلاشی‌شده در جنگ

سینمای ضدجنگ همواره تلاش کرده است تا ابعاد پنهان و ویرانگر نبردهای نظامی را فراتر از میدان‌های مین و شلیک گلوله‌ها به تصویر بکشد. فیلم «برادرها» ساخته جیم شرایدن یکی از برجسته‌ترین نمونه‌های این ژانر است که به جای تمرکز بر تاکتیک‌های نظامی، ترومای روانی ناشی از اسارت و جنگ را در بستر یک درام خانوادگی عمیق کالبدشکافی می‌کند. در این مقاله قصد داریم به بررسی و تحلیل این اثر درخشان بپردازیم و کشف کنیم که چگونه شرایدن توانسته با بازسازی یک فیلم دانمارکی، اثری کاملاً مستقل، تاثیرگذار و ماندگار خلق کند که بازی‌های درخشان توبی مگوایر و جیک گیلنهال را به نقطه‌ای عطف در کارنامه‌شان تبدیل کرده است.

💡مختصر و مفید

فیلم «برادرها» (Brothers) به کارگردانی جیم شرایدن، درامی روان‌شناختی و ضدجنگ است که تاثیرات مخرب روانی جنگ افغانستان را بر روی یک خانواده آمریکایی به تصویر می‌کشد. داستان حول محور اسارت کاپیتان سم کاهیل و تغییرات رفتاری شدید او پس از بازگشت به خانه، در کنار رابطه همسرش با برادر خلافکارش تامی می‌چرخد. توبی مگوایر و جیک گیلنهال با ارائه بازی‌های حسی و قدرتمند، تحسین منتقدان را برانگیختند. فیلم با تمرکز بر ترومای روانی و اختلال اضطراب پس از سانحه، نشان می‌دهد که چگونه جنگ نه تنها سربازان، بلکه کانون خانواده‌ها را در سرزمین مادری نابود می‌سازد.

شناسنامه اثر و داستان فیلم برادرها

فیلم سینمایی «برادرها» (Brothers) محصول سال ۲۰۰۹ کشور آمریکا، درامی روان‌شناختی به کارگردانی فیلم‌ساز سرشناس ایرلندی، جیم شرایدن (Jim Sheridan) است. فیلمنامه این اثر توسط دیوید بنیاف (David Benioff) بر اساس فیلمی دانمارکی به همین نام اثر سوزان بایر (Susanne Bier) نگاشته شده است. در این فیلم بازیگران مطرحی همچون توبی مگوایر (Tobey Maguire) در نقش سم کاهیل، جیک گیلنهال (Jake Gyllenhaal) در نقش تامی کاهیل، ناتالی پورتمن (Natalie Portman) در نقش گریس کاهیل و سم شپارد (Sam Shepard) در نقش هنک کاهیل به ایفای نقش پرداخته‌اند. داستان فیلم درباره کاپیتان سم کاهیل، یک تفنگدار دریایی متأهل و پدر دو دختر است که آماده اعزام به جنگ افغانستان می‌شود، در حالی که برادرش تامی به تازگی از زندان آزاد شده است.

پس از سقوط بالگرد سم در افغانستان، ارتش او را کشته‌شده اعلام می‌کند. در غیاب سم، تامی که فردی بی‌مسئولیت بوده، تصمیم می‌گیرد به گریس و بچه‌ها کمک کند و به مرور زمان رابطه عاطفی عمیق و محترمانه‌ای بین آن‌ها شکل می‌گیرد که تامی را به فردی مسئولیت‌پذیر تبدیل می‌سازد. با این حال، سم نمرده و در اسارت نیروهای طالبان تحت شکنجه‌های شدید روحی و جسمی قرار گرفته و در نهایت مجبور به انجام کاری هولناک می‌شود. با نجات و بازگشت سم به خانه، او که دچار اختلال استرس پس از سانحه (PTSD) شده، با شک و بدبینی شدید نسبت به همسر و برادرش، کانون خانواده را به مرز فروپاشی می‌کشاند.

تحلیل بازیگری و کارگردانی جیم شرایدن در فیلم برادرها

اگر بخواهم راستش را گفته‌باشم، تا قبل از نوشتن پست نامزدهای گلدن‌گلوب، اصلاً خبری از پروژه‌ی ساخت «برادرها»ی «جیم شرایدن» نداشتم. اغلب ما کارهای درخشانی که زوج شرایدن- دی‌لوییس در دهه‌ی ۸۰ و ۹۰ با هم انجام دادند، یعنی «پای چپ من» و «به نام پدر» را به‌یاد داریم. دیدن همین دو فیلم بیننده را مجاب می‌کند که شرایدن چقدر در ساخت درام‌های اجتماعی و داستان‌گویی استاد است. در سالی که بیشتر پروژه‌های سینمایی اکران‌شده که در رقابت‌ها شرکت داشتند، درباره‌ی جنگ و آسیب‌های آن بودند، شرایدن هم یک فیلم دانمارکی را که کارگردانش «سوزان بایر» بود برای بازسازی برگزید. با همکاری بایر در نوشتن فیلمنامه و بازیگران شناخته‌شده، شرایدن یک فیلم محکم و قوی دیگر ساخت.

کاپیتان سم کاهیل، پسر ارشد یک خانواده‌ی متوسط است که پدرشان کهنه‌سرباز جنگ ویتنام بوده. او نیز مانند مردان بسیاری از خانواده‌های متوسط یا فقیر، نظامی است و جا پای پدر گذاشته. برادر کوچک او، تامی، اهل خلاف و دزدی و شر است و تازه از زندان آزاد شده. سم، همسر زیبایی به نام گریس و دو دختر شیرین دارد و عاشقانه آن‌ها را دوست دارد، او چند روز دیگر به افغانستان فرستاده می‌شود. با آزادی تامی، پدر خانواده مدام پسر بزرگ‌تر را توی سر برادر کوچک می‌کوبد و او را تحقیر می‌کند، هرچند سم تلاش می‌کند میان‌داری کند. اما چند روز بعد در افغانستان…

پوستر فیلم برادرها اثر جیم شرایدن با بازی توبی مگوایر و جیک گیلنهال

می‌توانم «برادرها» را فیلمی توصیف کنم که از کارگردانش انتظار کار ضعیفی نداریم و از بازیگرهایش انتظار کار قوی. اما دومی را اشتباه کرده‌ایم. اگر به‌خاطر اسم مگوایر که همواره با چهره‌ی مرد عنکبوتی به‌یادش می‌آوریم و گیلنهال، گمان کنیم کاری متوسط و عامه‌پسند می‌بینیم، اشتباه بسیار بدی کرده‌ایم. در این فیلم شما مگوایری می‌بینید که انتظار این‌همه مردانه شدن را از او ندارید، این القای خارق‌العاده‌ی احساسات و بازی عالی، این خشم و غضب و طغیان و تردید و آن خاطره‌ی تلخی که او را کاملاً تغییر می‌دهد. گیلنهال در نقش کسی که همیشه تحقیر شده، و می‌خواهد کاری کند که واقعاً مفید باشد ولی کمتر درکش می‌کنند فوق‌العاده است. شپارد هم کارش دیدنی است. حتی بازی بِیلی مدیسن (Bailee Madison) در نقش دختر بزرگ سم و گریس خیلی قشنگ و دیدنی شده. این وسط ناتالی پورتمن، بازیش به اندازه‌ی مردان فیلم چشم‌گیر نشده. مادری کردن چندان به پورتمن نمی‌آید. پورتمن، بازیگر جوانی است که روز تولدی مشترک با جانی دپ و مایکل جی. فاکس دارد و دوست بسیار صمیمی جیک گیلنهال است. او را بیشتر برای وی مثل وندتا (V for Vendetta)، نزدیک‌تر (Closer) و لئون (Leon) به‌یاد می‌آورند، اما به اندازه‌ی این سه فیلم بازی چشمگیری ارائه نداده. در این فیلم سه بازیگر ایرانی و یک بازیگر افغان حضور دارند که در میان آن‌ها نقش امید ابطحی در نقش رهبر گروه طالبان دیدنی‌تر است و خیلی خوب نقش یک جوان سادیسمی را در آورده، او در چند اپیزود فلش فوروارد (FlashForward) هم حضور دارد. در مجموع می‌توان این بازی‌های عالی را مدیون توانایی فوق‌العاده‌ی شرایدن در هدایت بازیگران دانست.

صحنه‌ای از تقابل توبی مگوایر و جیک گیلنهال در فیلم برادرها

موسیقی فیلم را توماس نیومن (Thomas Newman) ساخته که تا کنون نامزد ۱۰ جایزه‌ی اسکار شده و هنوز نت غم‌انگیز و متاثرکننده‌ی پیانویش در جاده‌ی رولوشنری (Revolutionary Road) از گوشم بیرون نرفته. او این‌بار هم یک کار عالی ارائه داده.

شرایدن که این‌روزها روی پروژه‌ی خانه‌ی رویا کار می‌کند، استاد در آوردن صحنه‌های درام است. در فیلم «پای چپ من»، آن‌جا که پس از مرگ پدر خانواده کریستی در کافه همه را مهمان می‌کند و مردی دربار‌ه‌ی پدرش حرف‌های ناراحت‌کننده می‌زند و یا سکانس‌های زندان در «به‌ نام پدر» به‌شدت بیننده را از لحاظ روانی درگیر می‌کند. در این فیلم هم سکانس جشن تولد دختر کوچک خانواده و دعوای پدر و دختر بزرگش، بسیار منقلب‌کننده است. او در این فیلم به‌زیبایی تصویر جامعه‌ی زیردست امریکایی را به تصویر می‌کشد، خانواده‌هایی که برای زیستن راه دیگری ندارند، و جنگی که بزرگان یک کشور به‌نام آزادی به راه می‌اندازند و جدای مردمان کشور تحت حمله، مردان سرزمین خود را هم قربانی می‌کند. پایان فیلم تکلیف نهایی را مشخص نمی‌کند، چرا که کاهیل‌ها، نماینده‌ی تمام خانواده‌های درگیر جنگ هستند و با ادامه یافتن لشگرکشی‌ها در خاورمیانه، داستان زندگی آن‌ها هم نامعلوم است. عذاب‌وجدانی که شرایدن در فیلمش خلق می‌کند، به اندازه‌ی داستان بادبادک‌باز تکان‌دهنده و تلخ است و بیننده را با قهرمان داستان هم‌دل و همراه می‌کند. با دیدن این فیلم مدام از خود می‌پرسم این زخم‌های آشکار و پنهان، چگونه درمان می‌شوند و کی بحران به پایان می‌رسد؟

تاثیرات روانی و اجتماعی جنگ بر نهاد خانواده آمریکایی

فیلم برادرها فراتر از نمایش خشونت‌های فیزیکی جنگ در میدان نبرد، به کالبدشکافی پیامدهای اجتماعی و خانوادگی این رویداد در خاک ایالات متحده می‌پردازد. شرایدن با ظرافت نشان می‌دهد که چگونه ساختار ارتش و فرهنگ نظامی‌گری نسل به نسل منتقل شده و هویت مردان خانواده را تعریف می‌کند. در این اثر، پدر خانواده با بازی سم شپارد که خود کهنه‌سرباز آسیب‌دیده از جنگ ویتنام است، ناخواسته الگوهای رفتاری خشن و انتظارات کمال‌گرایانه خود را به فرزندانش منتقل می‌کند و با تحقیر مدام پسر کوچک‌تر، تضاد عمیقی میان دو برادر ایجاد می‌کند.

جنگ در این سناریو به عنوان یک نیروی مخرب بیرونی عمل می‌کند که پیوندهای خانوادگی را از درون متلاشی می‌سازد. بازگشت سم از اسارت با هویتی کاملاً تغییریافته و ویران‌شده، نشان‌دهنده بن‌بستی است که بسیاری از خانواده‌های نظامی با آن دست‌به‌گریبان هستند. شرایدن به جای ارائه یک پرتره قهرمانانه از سربازان بازگشته از جنگ، تصویر واقعی و تلخ از مردی را نشان می‌دهد که روحش در کوه‌های افغانستان جا مانده و جسمش تبدیل به منبعی از تهدید و ترس برای همسر و فرزندانش شده است.

واکاوی موسیقی متن و سکانس‌های کلیدی فیلم

موسیقی متن تاثیرگذار توماس نیومن نقش کلیدی در ایجاد فضای خفقان‌آور و در عین حال دراماتیک فیلم ایفا می‌کند. سازبندی‌های خلوت و ملودی‌های پیانوی نیومن به خوبی تنهایی، عذاب وجدان و اضطراب درونی شخصیت‌ها را منعکس می‌کنند. موسیقی در صحنه‌های مواجهه سم با خانواده‌اش پس از بازگشت، به جای حماسی بودن، لحنی سرد و نگران‌کننده به خود می‌گیرد تا مخاطب عمق گسست عاطفی میان او و گریس را با تمام وجود حس کند.

یکی از درخشان‌ترین سکانس‌های فیلم، صحنه میز شام در جشن تولد است که در آن تنش انباشته‌شده میان اعضای خانواده سرانجام منفجر می‌شود. حسادت‌ها و صحبت‌های بی‌پروای دختر بزرگ‌تر خانواده، جرقه‌ای می‌شود بر انبار باروت روان متلاشی‌شده سم؛ جایی که خشم فروخورده او به شکلی تکان‌دهنده نمایان می‌شود. شرایدن با استفاده از دکوپاژ دقیق و کلوزآپ‌های نفس‌گیر از چهره توبی مگوایر، فروپاشی روانی یک سرباز را در امن‌ترین پناهگاهش یعنی کانون خانواده به تصویر می‌کشد.

اختلال استرس پس از سانحه و بازتاب آن در سینما

اختلال استرس پس از سانحه یکی از شایع‌ترین و مخرب‌ترین آسیب‌های روانی در میان سربازان بازگشته از جنگ است که سینما بارها به آن پرداخته است. فیلم برادرها با پرهیز از کلیشه‌های رایج هالیوودی، تصویری واقع‌گرایانه از این بیماری ارائه می‌دهد که در آن فرد مبتلا نه با رفتارهای گل‌درشت جنون‌آمیز، بلکه با سکوت‌های طولانی، بدبینی مفرط به اطرافیان و کابوس‌های شبانه دست‌وپنجه نرم می‌کند. گناه بازمانده (survivor’s guilt) و تصمیم وحشتناکی که سم در زمان اسارت مجبور به اتخاذ آن شد، هسته اصلی این بحران روحی را تشکیل می‌دهد.

شرایدن نشان می‌دهد که چطور اتمسفر سرد خانه و ناتوانی جامعه در درک عمق فاجعه‌ای که سربازان تجربه کرده‌اند، روند بهبود آن‌ها را ناممکن می‌سازد. این فیلم هشداری جدی درباره هزینه‌های روانی پنهان جنگ‌هاست که هرگز در آمارهای رسمی کشته‌شدگان و مجروحان ثبت نمی‌شوند، اما تا نسل‌ها بعد در ذهن و روان بازماندگان باقی می‌مانند و زندگی آن‌ها را به نابودی می‌کشانند.

جمع‌بندی نهایی

فیلم برادرها اثر جیم شرایدن، مرثیه‌ای سوزناک و عمیق درباره هزینه‌های انسانی و روانی جنگ است که فراتر از مرزهای جغرافیایی به تصویر کشیده می‌شود. این فیلم با تکیه بر بازی‌های درخشان و خیره‌کننده بازیگران اصلی‌اش، به ویژه توبی مگوایر در نقش سربازی فروپاشیده، نشان می‌دهد که چگونه جنگ می‌تواند شرافت و روح انسان‌ها را در تاریک‌ترین لحظات اسارت به مسلخ بکشد. شرایدن با ظرافت تمام، به جای قضاوت‌های ساده‌انگارانه، مخاطب را در تعلیقی اخلاقی و عاطفی رها می‌کند تا بازتاب‌های ویرانگر تروما را در قلب کانون گرم یک خانواده نظاره‌گر باشد و زخم‌های پنهان جنگ را لمس کند.

پرسش‌های متداول

۱. آیا داستان فیلم برادرها بر اساس یک رویداد واقعی ساخته شده است؟
داستان فیلم کاملاً واقعی نیست اما از تجربیات واقعی سربازان آمریکایی در جنگ افغانستان و عراق الهام گرفته است. فیلمنامه این اثر اقتباسی مستقیم از یک فیلم دانمارکی به همین نام محصول سال ۲۰۰۴ به کارگردانی سوزان بایر است. نویسندگان برای نگارش سناریو تحقیقات گسترده‌ای روی وضعیت روانی سربازان اسیر شده و خانواده‌های آن‌ها انجام دادند.
۲. چرا بازی توبی مگوایر در این فیلم تا این حد مورد توجه منتقدان قرار گرفت؟
مگوایر که بیشتر برای نقش‌های آرام و ابرقهرمانی شناخته می‌شد، در این فیلم تغییر پرسونای شگفت‌انگیزی را به نمایش گذاشت. او برای ایفای نقش سم کاهیل کاهش وزن شدیدی را تحمل کرد تا ظاهر یک اسیر جنگی را بازسازی کند. بازی کنترل‌شده و انفجارهای عصبی ناگهانی او، تصویر بسیار دقیقی از بیماری اختلال اضطراب پس از سانحه ارائه داد.
۳. نقش امید ابطحی در فیلم برادرها چه بود و چه تاثیری در روند داستان داشت؟
امید ابطحی، بازیگر ایرانی‌تبار، در این فیلم نقش یکی از شبه‌نظامیان و فرماندهان طالبان را بازی می‌کند که مسئول بازجویی و شکنجه سم است. حضور او در سکانس‌های اسارت بسیار کلیدی است زیرا شرایطی را ایجاد می‌کند که سم دست به انتخابی مرگبار بزند. بازی سرد و بی‌پروای ابطحی تنش وحشتناکی به بخش‌های مربوط به افغانستان تزریق کرده است.
۴. پایان‌بندی مبهم فیلم برادرها چه مفهومی را به مخاطب منتقل می‌کند؟
شرایدن با باز گذاشتن پایان فیلم نشان می‌دهد که بحران جنگ با بازگشت فیزیکی سربازان به خانه به پایان نمی‌رسد. سم در صحنه آخر اعتراف می‌کند که مطمئن نیست بتواند دوباره به زندگی عادی بازگردد یا خیر. این ابهام نمادی از زخم‌های بی‌پایانی است که نسل‌های درگیر جنگ تا پایان عمر با خود حمل می‌کنند.
۵. علت نام‌گذاری فیلم به عنوان برادرها چیست و چه تقابلی را نشان می‌دهد؟
نام فیلم به تقابل شخصیتی و اخلاقی دو برادر، یعنی سمِ قهرمان و نظامی در مقابل تامیِ طردشده و بزهکار اشاره دارد. با پیشرفت داستان، جایگاه این دو برادر در خانواده و جامعه کاملاً برعکس می‌شود و تامی نقش حامی را می‌پذیرد. این تغییر نقش‌ها مفهوم سنتی برادری و مسئولیت‌پذیری را در شرایط بحرانی به چالش می‌کشد.
۶. آیا اقتباس جیم شرایدن نسبت به نسخه اصلی دانمارکی وفادار بوده است؟
بله، چارچوب کلی داستان و پیچش‌های داستانی نسخه ۲۰۰۹ بسیار نزدیک به نسخه اصلی سوزان بایر طراحی شده است. تفاوت اصلی در پرداخت هالیوودی‌تر، تمرکز بیشتر بر بافت نظامی جامعه آمریکا و بازیگران ستاره این نسخه است. شرایدن تلاش کرده لحن سرد سینمای اروپا را در نسخه آمریکایی نیز حفظ کند.
۷. چرا شخصیت گریس با بازی ناتالی پورتمن در کانون انتقادات برخی منتقدان قرار گرفت؟
برخی منتقدان معتقد بودند که پورتمن در آن دوره از زندگی حرفه‌ای خود برای ایفای نقش مادری با دو فرزند کمی جوان به نظر می‌رسید. همچنین شخصیت گریس در سناریو فضای کمتری برای ابراز واکنش‌های حسی عمیق نسبت به دو شخصیت مرد داستان داشت. با این حال بازی پورتمن در صحنه‌های مواجهه با سمِ پس از جنگ، همچنان تاثیرگذار ارزیابی می‌شود.
دکتر علیرضا مجیدی
دکتر علیرضا مجیدی
پزشک، نویسنده و بنیان‌گذار وبلاگ «یک پزشک»
دکتر علیرضا مجیدی، نویسنده و بنیان‌گذار وبلاگ «یک پزشک».
با بیش از ۲۰ سال نویسندگی «ترکیبی» مستمر در زمینهٔ پزشکی، فناوری، سینما، کتاب و فرهنگ.
باشد که با هم متفاوت بیاندیشیم!

6 دیدگاه

  1. یکی از بهترین فیلمهایی که سال گذشته دیدم.من «برادرها» را از «قفسه درد» هم در این ژانر بیشتر دوست دارم !

    تمام جوانب و اثرات روحی و روانی جنگ را در این فیلم میشه دید هر چند پایان فیلم کمی آبکی و قابل پیشبینی بود.جالبه که نمی‌دانستم رهبر طالبان در این فیلم ایرانی بوده !

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
[wpcode id="260079"]