راز محبوبیت جهانی گارفیلد؛ چرا عاشق یک گربه چاق و تنبل هستیم؟

کمتر کسی را در دنیا می‌توان یافت که با دیدن یک گربه چاق، نارنجی و اخمو که از روزهای دوشنبه متنفر است و برای لازانیا جان می‌دهد، لبخند نزند. گارفیلد صرفاً یک کاراکتر کارتونی ساده روی صفحات کاغذ نیست؛ او نمادی از تنبلی دوست‌داشتنی، لجبازی‌های روزمره و اعتراض به چارچوب‌های تکراری زندگی مدرن است که بیش از چهار دهه نسل‌های مختلف را سرگرم کرده است. در این مقاله قصد داریم به بررسی عمیق تاریخچه خلق این گربه محبوب، رازهای پشت پرده استودیوی جیم دیویس و دلایل روان‌شناختی محبوبیت بی‌حدومرز او بپردازیم. آیا تا به حال فکر کرده‌اید که چرا شخصیت‌های حیوانی دیگر نتوانستند به چنین جایگاه تجاری و فرهنگی عظیمی دست پیدا کنند؟ با ما همراه باشید تا پاسخ این پرسش‌ها را در دنیای جذاب و پر از پاستای گارفیلد جستجو کنیم.

فهرست مطالب

💡مختصر و مفید

گارفیلد یکی از محبوب‌ترین و پردرآمدترین کمیک‌استریپ‌های تاریخ است که در سال ۱۹۷۸ توسط جیم دیویس خلق شد. این گربه نارنجی و چاق با رفتارهای شبه‌انسانی خود مانند خوردن لازانیا، خوابیدن مفرط و بیزاری از روز دوشنبه، به سرعت جای خود را در دل میلیون‌ها خواننده باز کرد. این اثر موفق شد رکورد جهانی گینس را برای بیشترین تعداد انتشار مطبوعاتی به دست آورد و امپراتوری تجاری عظیمی شامل انیمیشن، فیلم سینمایی و محصولات جانبی ایجاد کند. جذابیت ماندگار گارفیلد در این است که خصلت‌های پنهان و نه‌چندان پذیرفته‌شده انسان‌ها را بدون هیچ ابایی به نمایش می‌گذارد.

پیش‌زمینه تاریخی؛ دوران طلایی کمیک‌استریپ‌های مطبوعاتی در دهه هفتاد میلادی

در اواخر دهه هفتاد میلادی، صفحات کمیک روزنامه‌ها یکی از مهم‌ترین بخش‌های سرگرمی روزانه مردم در سراسر جهان به شمار می‌رفتند. این رسانه چاپی قدرتمند، نه تنها بستری برای خنده و تفریح بود، بلکه به عنوان آینه‌ای از دغدغه‌ها، استرس‌ها و تغییرات اجتماعی آن دوران عمل می‌کرد. در این دوره، کاراکترهای حیوانی محبوبیت زیادی داشتند، اما بیشتر آن‌ها به صورت موجوداتی وفادار، فعال و پرانرژی به تصویر کشیده می‌شدند که همواره سعی در جلب رضایت صاحبان خود داشتند. بازار نیازمند شخصیتی متفاوت بود که بتواند جنبه‌های دیگری از زندگی مدرن و فشارهای روانی ناشی از کار روزانه را بازتاب دهد.

جیم دیویس با درک دقیق این خلاء فرهنگی، متوجه شد که جای یک گربه در میان کمیک‌های محبوب خالی است؛ گربه‌ای که برخلاف سگ‌ها، مطیع نباشد و ویژگی‌های رفتاری خاصی را به نمایش بگذارد که انسان‌ها در خلوت خود با آن‌ها دست‌وپنجه نرم می‌کنند. او فضای کلی جامعه را تحلیل کرد و به این نتیجه رسید که مردم از قهرمانان بی‌عیب‌ونقص خسته شده‌اند و نیاز به شخصیتی دارند که عیوب انسانی مانند پرخوری، تنبلی و غر زدن را به شکلی خنده‌دار تایید کند. همین ایده پایه‌گذار خلق یکی از بزرگ‌ترین پدیده‌های تاریخ فرهنگ عامه شد.

تولد گارفیلد و زندگی خالقش جیم دیویس

پنهان نکنید! من فکر نمی‌کنم تنها آدم بزرگی هستم که دیوانه‌ی این گربه‌ی نارنجی خپل باشم. این یکی را از دست نمی‌دهم، لذت کودکی کردن با این گربه‌ی بی‌نظیر را با هیچ چیزی عوض نمی‌کنم!

خالق گارفیلد، «جیم دیویس» (Jim Davis)، در ۲۸ جولای ۱۹۴۵ در ماریون ایالت ایندیانا متولد شد. او در مزرعه‌ای کوچک با پدر و مادر و برادرش دیو و ۲۵ گربه‌شان بزرگ شد. در کودکی مبتلا به آسم شد و مجبور بود اغلب داخل خانه بماند. یک روز که مادرش گوشه‌گیری‌اش را دید، به او کاغذ و قلمی داد و از او خواست نقاشی بکشد. دیویس این کار را خیلی دوست داشت؛ از اولین نقاشی‌هایش، کاریکاتور یک گاو بود که چون شباهت چندانی به این حیوان نداشت، مجبور شد با فلش مشخصش کند و بنویسد: «گاو»!

جیم دیویس خالق گارفیلد در حال طراحی

دیویس در دهه‌ی ۷۰ روی کمیک‌استریپ «نورم نات» (Gnorm Gnat) کار می‌کرد؛ کاریکاتوری درباره‌ی چند حشره. دوستی به او گفت کسی با یک حشره، هم‌ذات‌پنداری نخواهد کرد. تقریباً تمام نقدها هم بر این کار منفی بود. بنابراین او تصمیم گرفت این شکست را بیشتر از این ادامه ندهد و با له کردن آن‌ها زیر پای یک رهگذر و پرواز روحشان به آسمان، آن را پایان داد. این شد که ایده‌ای به نظرش آمد؛ او می‌خواست کمیک‌استریپی بر اساس کودکی و شخص خود خلق کند، کاری صادقانه! و به این ترتیب گارفیلد در ۱۹ جولای ۱۹۷۸ روی کاغذ آمد. دیویس نام گارفیلد را از روی نام پدربزرگ خود، جیمز اِی. گارفیلد دیویس، انتخاب کرد. دیویس او را شخصی بسیار بداخم و بدخلق به‌یاد می‌آورد! اما گارفیلد تنها نیست، او صاحبی به نام جان آرباکل (Jon Arbuckle) دارد. جان درست مثل دیویس کاریکاتوریست است. چند روز پس از تولد گارفیلد و جان، اُدی (Odie) هم به جمع آنان اضافه شد. به تدریج کاراکترهای دیگری هم به داستان افزوده شدند.

طرح‌های قدیمی گارفیلد و ادی

ویژگی‌های رفتاری گارفیلد و دوستانش

گارفیلد یک گربه‌ی چاق، خودخواه، شیطان‌صفت، خوابالو و شکمو است. او کارهایی می‌کند که گربه‌های معمولی انجام نمی‌دهند؛ روزنامه می‌خواند و قهوه می‌نوشد، عاشق لازانیا است و هرگز موش نمی‌خورد. سرگرمی اصلی‌اش تکه پراندن و اذیت کردن جان و اُدی است. نقل است که زاده شدنش در آشپزخانه‌ی رستوران ایتالیایی «ماما لئونی» همان و بلعیدن یک‌جای پاستاهای آشپزخانه همان!

جان صاحب گارفیلد، جان می‌دهد برای سر کار گذاشته شدن! سلیقه‌ی لباس پوشیدنش فاجعه‌بار است. جان برای پیدا کردن دختر زندگی‌اش تلاش‌های بی‌پایانی داشته و بالاخره با مسخره‌ترین کار رمانتیکی که فقط از خودش بر می‌آمد در جولای سال ۲۰۰۶ دل دامپزشک گارفیلد، لیز (Liz)، را به‌دست آورد. جان همیشه از گارفیلد و حتی اُدی رو دست می‌خورد.

اُدی سگ کوچکی است که بلاهت از ظاهرش می‌بارد! همیشه با دهان باز نفس می‌کشد و اگر چند ثانیه جایی ساکن بماند، دریاچه‌ای از آب دهان زیر پایش راه می‌افتد؛ در تشخیص دام‌هایی که گارفیلد برایش می‌گذارد شعوری به قدر یک شلغم نیم‌پز دارد ولی اگر مسئله گرفتن حال جان باشد، جدول‌های پیچیده‌ی سودوکو را هم حل می‌کند! این جمع از سال ۱۹۷۸ با برخی کاراکترهای دیگر هر روز ماجرای تازه‌ای به وجود می‌آورند که در سه و حداکثر هفت نما، داستانی بامزه را به‌وجود می‌آورند.

نبرد برای چاپ و جهش خیره‌کننده گارفیلد به سمت شهرت جهانی

اما جا انداختن کاراکتر گارفیلد به این سادگی‌ها هم نبود. در ابتدای راه، روزنامه‌ها، چاپ این مجموعه را رد می‌کردند. اما جذابیت پروژه توانست در همان سال ۴۱ روزنامه را راضی به چاپ کمیک‌استریپ‌های گارفیلد کند. چندی پس از چاپ کمیک‌استریپ در یکی از روزنامه‌های شیکاگو، این روزنامه تصمیم گرفت دیگر آن را چاپ نکند. در مدت کوتاهی بیش از ۳۱۰۰۰ هوادار خشمگین گارفیلد به کار روزنامه معترض شدند و مطبوعات، تازه متوجه موفقیت این کمیک‌استریپ بین خوانندگان شدند. کاراکتر گارفیلد چنان محبوبیت عظیمی بین خوانندگان روزنامه‌ها و مجلات کسب کرد که به تدریج روزنامه‌های بیشتری خواهان دریافت حقوق چاپ کمیک‌استریپ‌های گارفیلد شدند.

سیر تکاملی طراحی چهره گارفیلد

این پیشرفت چنان با روند نمایی پیش رفت که تا سال ۲۰۰۴، قریب به ۲۶۰۰ روزنامه کمیک‌استریپ‌های گارفیلد را چاپ کردند و از اسباب‌بازی‌ها، پازل‌ها، موس‌پد، تی‌شرت و فنجان‌، بازی‌ها و کارتون‌هایی که از روی داستان‌های گارفیلد ساخته‌شد و در ۱۱۱ کشور جهان عرضه گشت، ۷۵۰ میلیون تا یک میلیارد دلار درآمد ایجاد شد! تخمین زده می‌شود که بیش از ۲۶۰ میلیون نفر، دنبال‌کننده‌ی ثابت و روزانه‌ی گارفیلد هستند که با افتخار، من یکی از آن‌ها هستم! این چنین بود که از حیث فراگیری یک کمیک‌استریپ، گارفیلد صاحب رکورد جهانی گینس گشت. البته طراحی چهره‌ی گارفیلد و تمام کاراکترهای مؤثر در داستان هم از آغاز کار تا امروز تغییرات زیادی کرده و امروز می‌توان گفت دوست‌داشتنی‌ترین طراحی ممکن را دارند.

اسباب بازی ها و محصولات گارفیلد در جهان

امروزه، امتیاز گارفیلد تنها در انحصار جیم دیویس نیست و پنجاه نفر روی این پروژه کار می‌کنند اما ایده‌ی اصلی و جملات هر کمیک‌استریپ با دیویس است. دیویس مدت‌هاست روی گسترش محصولات تجاری گارفیلد متمرکز است.

حضور گارفیلد در سینما، وب‌سایت‌ها و پروژه‌های دیجیتال

از روی داستان گارفیلد دو فیلم با تکنیک سی‌جی‌آی (CGI) ساخته‌شد که «بیل مورای» (Bill Murray) در نقش گارفیلد صداپیشگی می‌کرد، اما فیلم‌ها هرگز به اندازه‌ی کمیک‌استریپ‌های گارفیلد محبوب نشد.

فیلم سینمایی گارفیلد با صداپیشگی بیل مورای

سایت اصلی گارفیلد، بخش‌های متنوع و سرگرم‌کننده و طراحی گرافیکی بسیار خوبی برای یک کمیک‌استریپ محبوب دارد. در این سایت می‌توانید کمیک‌ها، انیمیشن، بازی‌ها، اجناس فروشی (مثل عروسک‌، کیف، موس‌پد، لیوان، تی‌شرت)، کارت‌های الکترونیکی، بخش‌های قابل دانلود، اخبار و معرفی گارفیلد و رفقایش را بیابید. البته کتاب‌های مصور زیادی هم درباره‌ی گارفیلد چاپ شده، از جمله آموزش نقاشی کردن گارفیلد، که روی سایت در معرض فروش است. حتی تقویم گارفیلدی هم در این سایت پیدا می‌شود. دیویس با همکاری دانشگاه بال استیت (Ball State University) و پیرسون دیجیتال لرنینگ (Pearson Digital Learning) سایتی به‌ نام پروفسور گارفیلد راه‌اندازی کرد که در آن معماهای ریاضی، بخش‌های افزایش مهارت خواندن برای کودکان، بخش طرح و خلق کاراکترهای کمیک و بازی‌های فکری موجود است.

چند ماه قبل با معرفی دوست خوبم، نیما، با سایت فارسی گارفیلد هم آشنا شدم. این سایت ترجمه‌‌های خیلی خوبی برای اصطلاحات کمیک‌ها ارائه می‌داد، اما متاسفانه مدت‌هاست که کار را متوقف کرده و به‌روز نمی‌شود. بسیار امیدوارم که تیم همکاران آن سایت کار را از سر بگیرند. شخصاً روزی را بدون سر زدن به سایت گارفیلد و خواندن کمیک‌هایش شب نمی‌کنم. حدوداً ده روز بعد مصادف با تولد ۳۲ سالگی این گربه‌ی خپل و در حقیقت بهترین گربه‌ی دنیاست. کمکش کنید شمع‌های کیکش را فوت کند، و بعد خلوت کنید! چه انتظاری دارید؟! او کیکش را در یک لقمه می‌بلعد و بعد هم می‌رود چرتی بزند! خوشحالم که دیویس، از طرف خودش و گارفیلد قول داده بهترین تلاشش را بکند تا ما را سرگرم کند! ما منتظر می‌مانیم.

فرآیند تولید و اسرار پشت پرده استودیو پاز اینک

شاید بسیاری از مخاطبان تصور کنند که خلق روزانه کمیک‌استریپ‌های گارفیلد تنها حاصل نبوغ شخصی جیم دیویس در یک دفتر کار خانگی خلوت است. واقعیت این است که مدیریت چنین برند عظیمی نیاز به ساختاری کاملاً حرفه‌ای و منسجم دارد. شرکت پاز اینک (Paws, Inc) که در سال ۱۹۸۱ توسط دیویس تاسیس شد، به عنوان ستاد فرماندهی گارفیلد عمل می‌کند. در این استودیو، تیمی از طراحان، نویسندگان، متخصصان رنگ‌آمیزی دیجیتال و کارشناسان صدور مجوز تجاری به طور شبانه‌روزی فعالیت دارند تا اطمینان حاصل کنند که استانداردهای بصری و محتوایی این گربه شکمو در تمام پلتفرم‌ها به درستی رعایت می‌شود.

هر طرح اولیه پیش از آنکه نهایی و منتشر شود، مراحل متعددی را پشت سر می‌گذارد. جیم دیویس همچنان بر تمامی ایده‌ها و شوخی‌ها نظارت مستقیم دارد، اما کارهای اجرایی مانند خط‌کشی‌های نهایی، رنگ‌آمیزی و تبدیل به فرمت‌های دیجیتال توسط هنرمندان برجسته استودیو انجام می‌شود. این رویکرد سیستماتیک به پاز اینک اجازه داد تا در طول دهه‌های گذشته، بدون حتی یک روز تاخیر یا افت کیفیت، کمیک‌های روزانه خود را به سندیکاهای مطبوعاتی تحویل دهد. تجاری‌سازی هوشمندانه محصولات جانبی نیز از همین نقطه هدایت می‌شود که نقش مهمی در زنده نگه داشتن نام تجاری گارفیلد در سراسر جهان ایفا کرده است.

روان‌شناسی گارفیلد؛ چرا تنبلی و عشق به لازانیا جهانی شد؟

یکی از دلایل اصلی ماندگاری گارفیلد در فرهنگ عامه، ویژگی‌های شخصیتی ضدقهرمانانه اوست که مستقیماً با ناخودآگاه مخاطب ارتباط برقرار می‌کند. در دنیایی که مدام بر کارآمدی، ورزش، رژیم‌های غذایی سخت و مثبت‌اندیشی تاکید می‌شود، گارفیلد نماد عصیان علیه این کلیشه‌ها است. او بدون هیچ احساس گناهی اعتراف می‌کند که عاشق خوابیدن است، از ورزش متنفر بوده و دوشنبه‌ها برایش کابوس هستند. این حس انزجار از شروع هفته کاری، نقطه‌ای مشترک میان میلیون‌ها کارمند و دانش‌آموز در سراسر جهان است که مجبورند هر صبح زود از خواب بیدار شوند.

از سوی دیگر، ولع بی‌پایان او برای خوردن لازانیا نوعی لذت‌گرایی خالص و بی‌پروا را نشان می‌دهد. گارفیلد رفتارهای پنهانی را که جامعه معمولاً آن‌ها را تنبلی یا پرخوری قلمداد می‌کند، با افتخار به نمایش می‌گذارد و همین موضوع باعث می‌شود خواننده احساس راحتی و هم‌ذات‌پنداری عمیقی با او داشته باشد. در واقع، این گربه چاق سخنگوی بخش خسته و بهانه‌جوی درون همه ماست. شوخی‌های او با جان و ادی، هرچند گاهی ظالمانه به نظر می‌رسند، اما در پس خود نوعی صمیمیت و پناهگاه عاطفی امن را می‌سازند که مخاطب تمایل دارد هر روز به آن پناه ببرد.

گارفیلد در عصر دیجیتال؛ از میم‌های اینترنتی تا بازگشت به سینما

با ورود به قرن بیست و یکم و کاهش تدریجی نفوذ روزنامه‌های کاغذی، گارفیلد توانست به خوبی خود را با فضای مجازی تطبیق دهد. نسل جدید مخاطبان که شاید هرگز یک روزنامه چاپی را لمس نکرده باشند، گارفیلد را از طریق شبکه‌های اجتماعی، استیکرهای پیام‌رسان‌ها و به ویژه میم‌های اینترنتی (Internet Memes) می‌شناسند. پدیده عجیب و تاریک «من متاسفم جان» (I’m Sorry Jon) که در آن گارفیلد به یک موجود ترسناک در ژانر وحشت کیهانی تبدیل می‌شود، نشان‌دهنده عمق نفوذ این شخصیت در خرده‌فرهنگ‌های اینترنتی و بازآفرینی خلاقانه آن توسط کاربران است.

علاوه بر این، هولدینگ‌های بزرگ سرگرمی همواره به پتانسیل بالای این برند واقف بوده‌اند. خرید پاز اینک توسط وایاکوم‌سی‌بی‌اس (ViacomCBS) در سال ۲۰۱۹، جان تازه‌ای به تولیدات رسانه‌ای این کاراکتر بخشید. انیمیشن‌های سه‌بعدی جدید و بازی‌های ویدیویی متعدد نشان می‌دهند که فرمول جیم دیویس هنوز کارایی دارد. گارفیلد ثابت کرده است که فراتر از یک مدیوم خاص حرکت می‌کند؛ او تا زمانی که انسان‌ها نیاز به خندیدن به تنبلی‌های خود داشته باشند، به حیات دیجیتال و فیزیکی خود با قدرت ادامه خواهد داد.

جمع‌بندی نهایی

گارفیلد فراتر از یک گربه خیالی، آینه‌ای خنده‌دار و صمیمانه از رفتارهای انسانی است که جیم دیویس با هوشمندی آن را خلق کرد. این کمیک‌استریپ با عبور از مرزهای کاغذ و جوهر، تبدیل به یک امپراتوری تجاری و فرهنگی عظیم شد که ده‌ها نسل را با شوخی‌های ناب خود سرگرم کرده است. بقای این کاراکتر در دنیای مدرن نشان می‌دهد که نیاز به استراحت، لذت بردن از غذا و فرار از فشارهای روزمره، ویژگی‌هایی جهانی و همیشگی هستند. گارفیلد به ما یادآوری می‌کند که گاهی اوقات اشکالی ندارد اگر کارهایمان را به تعویق بیندازیم، یک بشقاب پاستا بخوریم و فقط استراحت کنیم.

سوالات متداول (FAQ)

۱. چرا گارفیلد از روزهای دوشنبه متنفر است در حالی که کار نمی‌کند؟
تنفر گارفیلد از دوشنبه‌ها بیشتر جنبه نمادین دارد و نشان‌دهنده همبستگی او با انسان‌های شاغل است. جیم دیویس معتقد بود که این ویژگی باعث می‌شود خوانندگان ارتباط بهتری با او برقرار کنند. علاوه بر این، در دنیای کمیک معمولاً بدترین اتفاقات و بدشانسی‌ها برای گارفیلد در روزهای دوشنبه رخ می‌دهند. بنابراین او این روز را به عنوان یک طلسم شوم در تقویم خود می‌شناسد.
۲. نژاد واقعی گارفیلد چیست و طراحی بصری او بر چه اساسی انجام شده است؟
گارفیلد یک گربه موکوتاه نارنجی‌رنگ اگزوتیک با خطوط مشکی روی بدنش طراحی شده است. جیم دیویس برای خلق او از خاطرات دوران کودکی خود در مزرعه و ترکیب ویژگی‌های گربه‌های مختلف الهام گرفت. ظاهر او در طول سال‌ها تغییر کرد و از یک گربه چاق با چشم‌های کوچک به موجودی ایستاده با چشم‌های درشت تبدیل شد. این تغییرات به منظور آسان‌تر شدن متحرک‌سازی و بیان بهتر احساسات صورت گرفت.
۳. دلیل عشق بیش از حد گارفیلد به لازانیا چیست؟
طبق داستان رسمی کمیک، گارفیلد در آشپزخانه یک رستوران ایتالیایی به نام ماما لئونی متولد شد. او از همان لحظات اول زندگی شروع به بلعیدن پاستا و لازانیا کرد و به این طعم عادت نمود. مالک رستوران به دلیل پرخوری زیاد گارفیلد ناچار شد او را بفروشد تا رستوران ورشکست نشود. جان آرباکل پس از آن گارفیلد را خرید و این عشق به لازانیا همچنان باقی ماند.
۴. آیا واقعاً گارفیلد با انسان‌ها حرف می‌زند یا افکارش را می‌خوانیم؟
گارفیلد به صورت کلامی با جان یا ادی صحبت نمی‌کند و تمام دیالوگ‌های او در حباب‌های فکر نمایش داده می‌شوند. جان به طور مستقیم متوجه کلمات او نمی‌شود، اما از روی حرکات و رفتارهای گارفیلد به خوبی منظور او را درک می‌کند. ارتباط آن‌ها بیشتر بر اساس درک متقابل و رفتارهای حیوان خانگی بنا شده است. با این حال، در برخی انیمیشن‌ها این مرز کمرنگ‌تر می‌شود.
۵. نقش سگ شخصیت ادی در زندگی گارفیلد چیست؟
ادی سگ ساده‌لوح و مهربانی است که به عنوان مکملی برای شخصیت بدبین و باهوش گارفیلد عمل می‌کند. گارفیلد مدام او را آزار می‌دهد و از روی میز پرت می‌کند، اما در باطن به او اهمیت می‌دهد. رابطه این دو نمادی از تقابل سنتی سگ و گربه است که با چاشنی طنز همراه شده است. در مواقع سختی، آن‌ها همیشه در کنار هم قرار می‌گیرند.
۶. آیا برند گارفیلد هنوز هم تحت مالکیت خالق اصلی آن جیم دیویس است؟
خیر، حق امتیاز کامل گارفیلد در سال ۲۰۱۹ به شرکت رسانه‌ای بزرگ وایاکوم‌سی‌بی‌اس فروخته شد. این واگذاری با هدف گسترش حضور گارفیلد در شبکه‌های تلویزیونی مدرن صورت گرفت. با این حال، جیم دیویس همچنان به عنوان مشاور خلاق و نویسنده در برخی پروژه‌ها با آن‌ها همکاری می‌کند. استودیو پاز اینک نیز تحت نظارت مالک جدید به کار خود ادامه می‌دهد.
۷. چرا فیلم‌های سینمایی گارفیلد نتوانستند موفقیت کمیک‌های آن را تکرار کنند؟
انتقال فرمت کمیک استریپ‌های سه کادری و موجز به یک روایت طولانی سینمایی همواره چالش‌برانگیز بوده است. در فیلم‌ها، بخشی از لحن کنایه‌آمیز و خشک گارفیلد فدای استانداردهای هالیوود و سینمای کودک شد. همچنین ترکیب بازیگران واقعی با گربه سه‌بعدی کامپیوتری در فیلم‌های اولیه چندان به دل مخاطبان قدیمی ننشست. با این حال، نسخه‌های انیمیشنی جدیدتر سعی کرده‌اند به منبع اصلی وفادار بمانند.
دکتر علیرضا مجیدی
دکتر علیرضا مجیدی
پزشک، نویسنده و بنیان‌گذار وبلاگ «یک پزشک»
دکتر علیرضا مجیدی، نویسنده و بنیان‌گذار وبلاگ «یک پزشک».
با بیش از ۲۰ سال نویسندگی «ترکیبی» مستمر در زمینهٔ پزشکی، فناوری، سینما، کتاب و فرهنگ.
باشد که با هم متفاوت بیاندیشیم!

19 دیدگاه

  1. یه چیز جالب در مورد شخصیت جالب گارفیلد اینه که این گربه از نژاد پرشین هست و توی انیمیشن هم رفتارها و خلق و خوی این نژاد گربه رو به خوبی به نمایش میزاره. گارفیلد یک کاراکتر نسبتا تنبل، پرخور و غرغرو هست. جالبه که من تو مقاله گربه پرشین پت پرس همین موارد می‌خوندم و اشاره شده بود که این گربه عاشق لم دادن و استراحت کردنه و حتی موقع خواب هم خرخر میکنه. خیلی جالبه که کاراکتر جذابی مثل گارفیلد بر اساس ویژگی های نژادی اش ساختن. اینم آدرس مقاله اش: https://petpors.com/persian-cat/

  2. چرا باید پنهان کنیم که عاشق شخصیت های کارتونی هستیم . وقتی برای کارتونی به مانند شیرشاه و یا عصر یخبندان هزینه های گزاف می شود و تازه اصل هزینه با سود زیاد برگشت می کند نباید اینطور فکر کرد همه هزینه بابت علاقه کودکان برگشت کرده من به شخصی دیدن کارتون عصر یخبندان و یا همین گارفیلد را به بسیاری از فیلم های سینمایی ترجیح می دهم و از گفتن آن هم خجالت نمی کشم .
    شاد باشید

  3. واقعاً مطلب جالبی بود، من به شخصه بزرگ سالی هستم که عاشق گارفیلدم ولی هیچ کدوم از این چیزا رو نمیدونستم
    مرسی

  4. من تا حالا تصور میکردم گارفیلد فقط از طریق انیمیشن معروف و جهانی شده!
    پس بگو، بیشتر شهرت اون مربوط به کمیک استرپ هاش بوده. البته که این نوع شهرت رو بیشتر دوست دارم!

  5. فیلم ساختن از روی کمیک استریپ گارفیلد یک اشتباه وحشتناک بود. جائی که در آن یک گربه ی چاقالوی دوست داشتنی کارتونی بین گربه ها و سگ های و آدم های معمولی(!) مزه می ریزد و هیچ جور توی کت آدم نمی رود.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
[wpcode id="260079"]