افسانه نابغههای نوجوان؛ حقیقتهای ناگفته درباره موفقیتهای مالی زودهنگام
رسانهها همواره شیفته داستانهای جذاب درباره نوجوانانی هستند که پیش از رسیدن به سن قانونی ثروتهای کلانی به دست میآورند. در این نوشته در پی آن هستیم تا افسانه نابغههای نوجوان و واقعیتهای اقتصادی پیرامون موفقیت مالی در سنین پایین را بررسی کنیم و با هم مرور کنیم که پشت این پردههای درخشان چه حقایقی نهفته است. آیا واقعا این افراد نابغههایی خودساخته هستند یا اینکه عوامل پنهانی مانند سرمایه خانوادگی شانس و سیستمهای حمایتی خاص در این مسیر نقش اصلی را ایفا میکنند؟ بیایید نگاهی عمیق و بدون تعارف به پشت صحنه استارتاپهای نوجوانی بیندازیم تا ببینیم داستان واقعی چیست و چگونه تبلیغات رسانهای باورهای ما را تغییر میدهند.
فهرست مطالب
- ۱. ریشههای روانشناختی تمایل رسانهها به بزرگنمایی موفقیتهای زودهنگام
- ۲. تفاوت هوش تحصیلی با هوش مالی و مهارتهای اجرایی در دنیای واقعی
- ۳. نقش غیرقابل انکار شبکههای ارتباطی و سرمایه اولیه خانوادگی
- ۴. پدیده خستگی مفرط و فرسودگی شغلی در کارآفرینان زیر بیست سال
- ۵. بررسی موردی پروژههای شکستخورده نوجوانان که رسانهها بایکوت کردند
- ۶. تاثیر فشارهای روانی ناشی از شهرت زودهنگام بر رشد شخصیت
- ۷. مقایسه آماری سن واقعی موفقترین کارآفرینان تاریخ تکنولوژی با تصورات
- ۸. پدیده سوگیری بازماندگی در تحلیل داستانهای موفقیت استارتاپی
- ۹. اهمیت مهارتهای نرم و مدیریت بحران که در سنین پایین شکل نمیگیرند
- ۱۰. نقش حبابهای سرمایهگذاری خطرپذیر در تامین مالی پروژههای خام
- ۱۱. پیامدهای جامعهشناختی ترویج فرهنگ ثروت سریع بر نسل جوان
- ۱۲. فرمول پایدار برای کسب تخصص و موفقیت مالی تدریجی بدون آسیب
۱. ریشههای روانشناختی تمایل رسانهها به بزرگنمایی موفقیتهای زودهنگام
علاقهمندی شدید رسانههای جمعی به انتشار داستانهای موفقیت زودهنگام ریشه در نیازهای روانشناختی مخاطبان دارد. داستان یک نوجوان پانزده ساله که توانسته با ساخت یک اپلیکیشن ساده به ثروت میلیون دلاری برسد حس شگفتی امید و پتانسیلهای نامحدود بشری را در خوانندگان زنده میکند. این نوع روایتها که به داستانهای سیندرلایی مدرن معروف هستند برای عموم مردم بسیار جذابتر از داستانهای کسلکننده افرادی هستند که پس از بیست سال تلاش مداوم و تحصیلات آکادمیک به موفقیتهای متوسطی دست یافتهاند.
علاوه بر این پلتفرمهای خبری از این داستانهای هیجانانگیز برای افزایش کلیکها و بازدیدهای خود استفاده میکنند. این بزرگنمایی رسانهای تصویری نادرست از واقعیتهای اقتصادی ایجاد میکند و استانداردهای غیرواقعی را برای نسل جوان تعریف مینماید. ترویج این باور که موفقیت مالی باید سریع و در سنین پایین رخ دهد فشار روانی مضاعفی را بر دوش نوجوانان میگذارد و آنها را از طی کردن مسیرهای طبیعی رشد تحصیلی و شخصی باز میدارد.
۲. تفاوت هوش تحصیلی با هوش مالی و مهارتهای اجرایی در دنیای واقعی
یکی از بزرگترین سوءبرداشتها یکسان فرض کردن هوش تحصیلی بالا با توانایی مدیریت مالی و کارآفرینی است. کسب نمرات عالی در مدرسه یا تسلط بر کدهای برنامهنویسی در سنین پایین نشاندهنده نبوغ ذهنی است اما به هیچ وجه تضمینکننده توانایی مدیریت یک بیزنس پیچیده نیست. دنیای واقعی تجارت نیازمند مهارتهای متنوعی مانند مذاکره حل تعارضات رهبری تیم و درک قوانین مالیاتی است که با خواندن کتابهای درسی یا کدنویسی در اتاق خواب به دست نمیآیند.
نوجوانان هرچقدر هم که باهوش باشند به دلیل عدم تجربه زیسته در مواجهه با چالشهای حقوقی و روابط انسانی دچار لغزشهای بزرگی میشوند. مدیریت سرمایه و حفظ رشد پایدار یک شرکت نیازمند بلوغ فکری و احساسی است که معمولا با افزایش سن و کسب تجربیات عملی حاصل میشود. تفکیک این نوع هوشها به ما کمک میکند تا انتظارات واقعبینانهتری از توانمندیهای نسل جدید داشته باشیم و آنها را در مسیر درست راهنمایی کنیم.
۳. نقش غیرقابل انکار شبکههای ارتباطی و سرمایه اولیه خانوادگی
پشت هر داستان موفقیت زودهنگامی که در رسانهها منتشر میشود معمولا شبکهای قوی از ارتباطات خانوادگی و سرمایههای پنهان وجود دارد که کمتر به آنها پرداخته میشود. بیشتر این نوجوانان در خانوادههایی رشد یافتهاند که والدینشان خود از فعالان حوزه صنعت یا سرمایهگذاران باسابقه هستند. این ارتباطات به نوجوان اجازه میدهد تا به راحتی پروژههای خود را به مدیران بزرگ معرفی کند و از مشاورههای حرفهای کسانی بهرهمند شود که استخدام آنها برای یک فرد عادی غیرممکن است.
علاوه بر این دسترسی به منابع مالی خانواده به عنوان یک چتر نجات عمل میکند که به نوجوان اجازه میدهد بدون ترس از نابودی مالی ریسکهای بزرگی را بپذیرد. این فاکتورهای حمایتی تفاوت میان شکست کامل و پیروزیهای درخشان را رقم میزنند. نادیده گرفتن این جزییات در رسانهها تصویری فریبنده از خودساختگی ارائه میدهد که با واقعیتهای خشن جامعه اقتصادی همخوانی ندارد و شانس موفقیت را برای نوجوانان طبقات پایینتر بسیار اندک جلوه میدهد.
۴. پدیده خستگی مفرط و فرسودگی شغلی در کارآفرینان زیر بیست سال
ورود زودهنگام به دنیای پرفشار تجارت پیامدهای سنگینی برای سلامت روان نوجوانان به همراه دارد. کارآفرینان جوانی که در سنین زیر بیست سال بارهای مسوولیت سنگینی را بر دوش میکشند به سرعت در معرض فرسودگی شغلی (Burnout) قرار میگیرند. آنها به دلیل تلاش برای اثبات خود در دنیای بزرگسالان ساعات طولانی کار میکنند و زمانهای حیاتی تفریح و روابط اجتماعی همسالان خود را از دست میدهند که این امر منجر به گسستهای عاطفی جدی میشود.
این فرسودگی زودهنگام نه تنها خلاقیت آنها را خشک میکند بلکه زمینهساز بیماریهای روحی نظیر افسردگی و اضطراب مزمن میشود. مغز نوجوانان هنوز در حال توسعه است و توانایی کافی برای مدیریت استرسهای مداوم بازارهای مالی را ندارد. بسیاری از این نابغهها پس از چند سال فعالیت سنگین پروژههای خود را رها میکنند و به دنبال زندگیهای سادهتر میروند که این موضوع نشاندهنده ناپایداری مدلهای موفقیت زودهنگام است.
۵. بررسی موردی پروژههای شکستخورده نوجوانان که رسانهها بایکوت کردند
برای درک بهتر بیایید به داستانهای پشت پرده برخی پروژههای شکستخورده نگاه کنیم. رسانهها معمولا تمایلی به پوشش اخبار شکست استارتاپهایی که توسط نوجوانان تاسیس شدهاند ندارند زیرا این اخبار جذابیت کلیکخوری بالایی ندارند. صدها پروژه و اپلیکیشن که با هیاهوی فراوان رسانهای توسط نوجوانان نابغه معرفی شدند پس از چند ماه به دلیل سوءمدیریت مشکلات امنیتی دادهها یا ناتوانی در جذب مشتریان واقعی به طور کامل تعطیل شدند.
این پروژهها با وجود دریافت سرمایههای اولیه کلان به دلیل عدم بلوغ ساختاری تیم مدیریتی نتوانستند در رقابت بازار دوام بیاورند. بررسی این پروندههای مسکوتمانده نشان میدهد که ایده اولیه خوب بدون داشتن مهارتهای اجرایی بلندمدت ارزش چندانی ندارد. یادگیری از این شکستها برای کسانی که میخواهند وارد دنیای واقعی کسبوکار شوند بسیار ارزشمندتر از خواندن داستانهای پیروزیهای تخیلی و اغراقشده است.
۶. تاثیر فشارهای روانی ناشی از شهرت زودهنگام بر رشد شخصیت
کسب شهرت و ثروت در سنین پایین فرآیند طبیعی رشد هویت و شخصیت نوجوان را مختل میکند. زمانی که تمام ارزش یک فرد در سنین رشد به موفقیتهای مالی و تاییدهای بیرونی گره میخورد او فرصت کشف ابعاد دیگر وجود خود را از دست میدهد. این نوجوانان همواره تحت تماشای رسانهها و افکار عمومی هستند و کوچکترین خطای شخصی یا حرفهای آنها با قضاوتهای بیرحمانه روبهرو میشود که این امر اضطراب شدیدی ایجاد میکند.
این فشارها مانع از شکلگیری یک هویت پایدار و مستقل میشود و فرد را به سمت رفتارهای نمایشی سوق میدهد. بسیاری از این افراد در بزرگسالی با بحرانهای هویتی عمیقی مواجه میشوند زیرا متوجه میشوند که بدون عناوین تجاری و شهرت رسانهای خود هویت مشخصی ندارند. حفظ تعادل میان رشد شخصی و فعالیتهای حرفهای در این سنین یکی از دشوارترین کارهایی است که به ندرت به موفقیت ختم میشود.
۷. مقایسه آماری سن واقعی موفقترین کارآفرینان تاریخ تکنولوژی با تصورات عمومی
برخلاف باور عمومی که موفقیت در دنیای تکنولوژی را متعلق به جوانان زیر بیست و پنج سال میداند آمارهای رسمی و دقیق دانشگاهی تصویر متفاوتی را نشان میدهند. تحقیقات نشان میدهند که میانگین سن بنیانگذاران موفقترین استارتاپهای جهان در زمان تاسیس حدود چهل و پنج سال بوده است. این افراد پیش از شروع کسبوکار خود سالها در صنایع مختلف تجربه کسب کرده و شبکههای ارتباطی پایداری ساخته بودند.
این تفاوت آماری فاحش اثبات میکند که تجربه عمیق شناخت بازار و بلوغ مدیریتی عوامل اصلی موفقیت پایدار هستند نه شور جوانی و نبوغ زودرس. تمرکز بیش از حد روی استثناهای بسیار نادر ذهنیت جامعه را نسبت به فرآیند زمانبر کارآفرینی منحرف کرده است. پذیرش این واقعیت آماری به جوانان کمک میکند تا به جای عجله برای موفقیتهای کاذب بر روی یادگیری و کسب تخصص تمرکز کنند.
۸. پدیده سوگیری بازماندگی در تحلیل داستانهای موفقیت استارتاپی
پدیده سوگیری بازماندگی (Survivorship Bias) یکی از مهمترین خطاهای شناختی است که در تحلیل داستانهای موفقیت با آن مواجه هستیم. ما معمولا فقط به بررسی ویژگیهای چند نوجوان موفقی میپردازیم که از فیلترهای سخت بازار عبور کردهاند و هزاران نوجوان دیگر را که با همان سطح از نبوغ و تلاش شکست خوردهاند نادیده میگیریم. این روش تحلیل فریبنده باعث میشود که ما شانس پیروزی را بسیار بالاتر از آنچه در واقعیت هست ارزیابی کنیم.
این سوگیری شناختی منجر به تدوین فرمولهای نادرست برای موفقیت میشود که در شرایط واقعی کارایی ندارند. برای داشتن یک تحلیل علمی و درست باید کل جامعه آماری شامل شکستخوردهها و پیروزها را همزمان بررسی کنیم. تنها در این صورت است که متوجه نقش پررنگ فاکتورهایی مانند شانس شرایط زمانی بازار و عوامل محیطی غیرقابل کنترل در سرنوشت بیزنسها خواهیم شد.
۹. اهمیت مهارتهای نرم و مدیریت بحران که در سنین پایین شکل نمیگیرند
مدیریت بحرانهای تجاری و هدایت تیم در شرایط سخت نیازمند مجموعهای از مهارتهای نرم (Soft Skills) است که به طور مستقیم با رشد مغز و تجربههای اجتماعی در طول زمان در ارتباط هستند. قشر پیشپیشانی مغز که مسئول تصمیمگیریهای منطقی کنترل تکانهها و درک عواقب بلندمدت کارها است تا سن بیست و پنج سالگی به طور کامل رشد نمیکند. به همین دلیل نوجوانان در مواجهه با بحرانهای بزرگ مالی تمایل دارند تصمیمات احساسی و تکانشی بگیرند.
این محدودیتهای فیزیولوژیکی در دنیای بیرحم تجارت که یک اشتباه کوچک میتواند منجر به نابودی کل سرمایه شود بسیار خطرناک است. مهارتهایی مانند همدلی در مدیریت نیروها صبوری در مذاکرات طولانی و حفظ خونسردی در شرایط سقوط بازار تنها با گذشت زمان و مواجهه مکرر با چالشها ساخته میشوند. بدون این مهارتها هیچ بیزنسی نمیتواند در درازمدت بقای خود را تضمین کند.
۱۰. نقش حبابهای سرمایهگذاری خطرپذیر در تامین مالی پروژههای خام نوجوانان
صندوقهای سرمایهگذاری خطرپذیر (Venture Capital) گاهی به دلایل تبلیغاتی و سوار شدن بر روی موجهای رسانهای بر روی پروژههای نپخته نوجوانان سرمایهگذاری میکنند. این صندوقها با تزریق پولهای کلان به پروژههایی که هنوز به سوددهی واقعی نرسیدهاند حبابهای مالی بزرگی ایجاد میکنند. هدف اصلی این سرمایهگذاران ایجاد هیاهو پیرامون پروژه برای فروش سریع سهام خود به خریداران بعدی با قیمتهای بسیار بالاتر است.
این چرخه مالی ناسالم باعث میشود که نوجوانان نابغه ابزاری برای بازیهای مالی شرکتهای بزرگ شوند. پس از خروج سرمایهگذاران اصلی این استارتاپها با کوهی از بدهیها و واقعیتهای سخت بازار تنها میمانند و فرو میپاشند. این پدیده نشان میدهد که موفقیتهای مالی اولیه لزوما به معنای ارزش واقعی محصول یا پایداری کسبوکار نیست بلکه نتیجه بازیهای مالی پشت پرده است.
۱۱. پیامدهای جامعهشناختی ترویج فرهنگ ثروت سریع بر نسل جوان
ترویج گسترده فرهنگ ثروت سریع (Get-rich-quick culture) آسیبهای جدی به باورها و انگیزههای کار و تلاش نسل جوان وارد کرده است. وقتی که الگوی موفقیت جامعه نوجوانانی با ثروتهای بادآورده باشند ارزش کارهای پایدار مانند تحصیلات آکادمیک پژوهشهای علمی و یادگیری مهارتهای فنی سخت در نظر جوانان کاهش مییابد. این پدیده منجر به شیوع بیانگیزگی و سرخوردگی در میان دانشجویان و متخصصان جوانی میشود که مسیرهای سنتی رشد را طی میکنند.
جامعهای که در آن ثروت سریع بیش از تخصص و عمق علمی ارزشگذاری شود به تدریج پایههای علمی و تولیدی خود را از دست خواهد داد. این نگرش مصرفگرایانه و شتابزده مانع از توسعه صنایع دانشبنیان واقعی میشود که نیازمند سالها کار علمی مداوم هستند. بازتعریف ارزشهای موفقیت در رسانهها یکی از نیازهای مبرم برای حفظ پویایی و سلامت اقتصادی جامعه است.
۱۲. فرمول پایدار برای کسب تخصص و موفقیت مالی تدریجی بدون آسیبهای روانی
موفقیت مالی پایدار و بدون آسیبهای روانی حاصل یک فرآیند تدریجی متمرکز بر روی یادگیری عمیق و کسب تخصص واقعی است. نوجوانان به جای تلاش برای تاسیس استارتاپهای بزرگ و پرریسک باید تمرکز خود را بر روی کشف علایق واقعی یادگیری اصول پایهای علوم و مهارتهای ارتباطی بگذارند. این رویکرد به آنها اجازه میدهد تا بدون تحمل استرسهای مخرب دنیای بزرگسالان پایههای یک آینده شغلی درخشان را بنا کنند.
ساختن یک کسبوکار موفق نیازمند زمان بلوغ ذهنی و آمادگی روحی است. گامبهگام پیش رفتن در این مسیر احتمال شکست را کاهش میدهد و به فرد اجازه میدهد تا از زندگی شخصی و رشد طبیعی خود نیز لذت ببرد. با پذیرش این مدل پایدار میتوان به موفقیتهای بزرگی دست یافت که نه تنها ثروت مادی بلکه آرامش روانی و رضایت درونی را نیز برای فرد به ارمغان میآورند.
جمعبندی نهایی
افسانه نابغههای نوجوان بیش از آنکه بازتابی از واقعیتهای اقتصادی باشد حاصل نیاز رسانهها به داستانسراییهای جذاب و منافع سرمایهگذاران است. موفقیت مالی پایدار نیازمند بلوغ فکری مهارتهای نرم و تجربهای است که جز با گذشت زمان به دست نمیآید. نوجوانان باید فرصت رشد طبیعی شخصی را داشته باشند و نباید تحت فشار استانداردهای غیرواقعی رسانهها قرار گیرند. مسیر واقعی موفقیت از یادگیری مداوم صبر و کسب تخصص عمیق میگذرد که پایداری و سلامت روان را تضمین میکند.








توی ایران کم نیستند.
کلان اگه نظر بدم خوب بود اما هیشکی مثل ما نمیتونه کاسبی بکنه من خودم شخصا روزی 300 دلار کاسبی دارم که می خوام در این سال حساب بانکیم 3 میلیون دلار بشه اگه کسی پیدا میشه با من همکاری کنه من با کمال میل قبولش می کنم!
“این که چیزی نیست
من یه سی دی خام گرفتم ۲۵۰ تومن
یه فیلم توش ریختم فروختم ۳۰۰
به این می گن موفقیت”
اقا ایول، نظره خیلی جالبی بود :)
قراره منم یه همچین رکوردی رو بزنم… برای اولین بار در کشور یه برنامه نوشتم که نمونه اش کلا نیست و در حال فروشش هستم.
موفق باشید
سلام / خیلی ممنون به خاطر اینکه باعث شدید یک همچین بحثی شکل بگیره. در جواب سؤالتون، اکثر چیزهایی که به ذهنم میرسید رو قبلاً نوشتند، من فقط یک مورد اضافه کنم:
اقتصاد نفتی و اینکه 99درصد ملت فکر می کنند کارمندی دولت امن ترین نقطه دنیاست!
در پاسخ به علی که نه گفت چه کاره و نه چه کی هست !
چرا نباید جوون ایرونی همه ی این چیزا رو داشته باشه هم فوتبا ل و هم gf , … ! چرا باید 17 سال از زندگی رو تو فکر نمره و تجدیدی باشبم . چرا سرعت کاربر خانگی نباید بیشتر از 128 kb باشه .
چرا باید برای حفظ بعزضی ارزش ها جوونا رو محدود کرد که بعد برن بیشتر وقتشونو gf بازی چرا ؟
بابا در کل مقایسه جوونای اونا با جوونای ما به کل اشتباه محضه چون از هر جهتی که نگاه کنی میبینی که سیستم فرق داره الان توی کشور ما هم کسایی هستن که به پوولای کلون میرسن ولی روش کارشون فقط و فقط توی ایران جواب میده نه جای دیگه و بالعکس…….
چون نفوذ اینترنت در ایران پایین است، سرعت آن افتضاح است، شمارش تعداد سایت هایی که فیل نیستند راحت تر است تا فیل شده ها، چون خانواده و پدر و مادر شما آگاهی کافی به این دنیا ندارند، چون شما سرمایه لازم را در اختیار ندارید، چون شما درگیر سیستم تخیلی تحصیلی ایران و خواندن جبر و مثلثات برای رشته نامربوط هستید، چون شما خیالتان درگیر محدودیت هاست، چون خرید مواد به سادگی خرید سی دی است، چون شما در ایران هستید دلیل کافی است. اگر در خارج ایران باشید هم لحظه ای از فکر خانواده در ایران رها نمی شوید. چون ما ایرانی هستیم.
چرا نوجوانان و جوانان ما نمیتونند ؟ شاید در این حد نتونن ، اما کمی پایین تر رو میتونن . نظر من اینه که در این حد هم میتونن . مشکل فقط در آموزش این جور موضوعات هست . یعنی برای یک نوجوان 10 ساله مرجع مناسبی برای طراحی وبسایت وجود نداره .
درسته که تو ایران روی درآمدهای اینترنتی نمیشه حساب باز کرد ولی این دلیل نمیشه که دست روی دست بزاریم و هیچ کاری نکنیم.
نمی گم کی هستم و چه کاره ام ولی یه نصیحت دوستانه می کنم بهتون لطفا توجه کنید :
همیشه وقتی دوستان از من سوال می کنن و می گن راز موفقیتت چیه در جواب می گم زمانی که شما داشتید جلوی تلویزیون فوتبال یا سریال تماشا می کردین و تخمه میشکستین و یا زمانی که تو خیابون برای BF بازی یا GF بازی ول می گشتین من داشتم تو همین ایران خودمون بدون هیچ گونه پارتی بازی یا سرمایه ای و فقط با پشتکار و علاقه با بزرگترین شرکت های خارجی که از طریق اینترنت باهاشون آشنا شده بودم کار می کردم … این یعنی مبارزه برای بدست آوردن اون چیزی که واقعا خواهانشی . تمام
بخاطر این نمی تونن کاری کنن که:
منه جوون برای اینکه بتونم یه کار تحقیقاتی نانو برای کلاسم ارائه کنم نیاز داشتم تا فیلم های آموزشی از یوتیوب دانلود کنم اول برای غلبه بر قطعی اینترنت پرسرعت 256 کیلویی ام باید با هزار دنگ و فنگ به سایت می رسیدم تازه بعد از دیدن فیلم ها یا یک میلیون دنگ و فنگه دیگه یکی شون رو دانلود می کردم.
اختیارات نداشتم.
تمام ایده هام رو مجبور شدم کنار بگذارم.
تازه این حرکت بعد از غلبه بر تنبلی خودم بود.
تازه خواستم چیزی نو ارائه بدم و نرم از دانشجو های ترم قبلی بگیرم.
تاااازه، استاد هم حسابی تشویقم کرد و گفت حتما منتظره بعدی هست.
اینه قسمتی از مشکلات من ِ جوان که تازه می خواستم یک پروژه برای یک درس 3 واحدی اختیاری ارائه بدهم.
اولا این که شرایط اقتصادی ایران هر چند ماه تغییر میکنه و این طور نیست که تو 2 ماه بعد رو پیش بینی کنی که فلان میشه و همون میشه
دوما سیستم اقتصادیه ما فاسده از راه اینترنت هم با این سرعت و این همه ف.ی.ل.ت.رهیچ جا نمیشه رفت . من پدر خودم رو دراوردم 4 سال تیزهوشان 3 سال نخبگان تحصیل کردم دانشگاه صنعتی قبول شدم و الان هم بیکارم .
این جریان مملکت نیاز به درس خوندن نیست فقط پارتی و کمی نامردی.
خیلی جالب بودددددددددددد
این که چیزی نیست
من یه سی دی خام گرفتم 250 تومن
یه فیلم توش ریختم فروختم 300
به این می گن موفقیت
مشکل جوونای ایرانی جهانی نشدنه اگه ما هم میتونستیم تو سایت های بین المللی خرید و فروش کنیم و راحت تبلیغات کنیم و… بسیاری از استعدادها شکوفا میشد و اکثر جوونای ایرانی یک تاجر موفق بین المللی میشدند
این نوع کارها نیاز به زیرساخت درست و حساب شده و آشنایی کامل با زبان انگلیسی داره
درسته که بعضی از نوجوانان کشور ما تنبلن و به دنبال پول در آوردن هستن ، ولی خداییش انصافتون کجا رفته. اگه یک دهم امکانات همین نوجوان 16 ساله رو به ما بدن ، حداقل ناسا می زنیم.
در صورتیکه اینجا نه تنها امکانات نیست بلکه هزاران مشکل دیگه هم هست.
پس نیمه ی دیگه ی لیوان رو هم نگاه کنید
ما نمی تونیم به اینجا برسیم؛ چون دست زیاده. اینقدر باید دنگ و فنگ ها رو تحمل کنیم تا یه سایت بزنیم. بعد از زدن سایت، کی هست بیاد از سایت بازدید کنه؟ کی میاد محصولاتمون رو بخره یا کی میادتبلیغات بده بهمون؟ این کارا نیاز به زیر ساخت داره که متأسفانه در ایران، ریالی برای این امر ارزش قائل نمی شن.
مطلب را که خواندم خواستم نظر بدم که دیدم ماشالا همه مشکلات را بلد هستند. ظاهرا فقط کسی نمی دونه چطوری این مشکلات را حل کنه.
شاید باید شوال این باشه که چطور این مشکلاتی را که لیست شده حل کنیم.
پیشنهاد میکنم سوال آخر نوشته را اینطوری عوض کنید :
چرا نوجوانان و جوانان ما نمیتوانند به چنین موفقیتهایی برسند و راه حل شما برای حل مشکلات چیست؟
تو یه کشور با یه اقتصاد بسته که تبادل چندانی در تجارت با کشورهای دیگه نداره توقع نداشته باشین ! که 16 خوبه که 160 ساله های ما همچین کارایی بکنن
چون عده ای پول پدرشون رو می خورن و عده به تماشانی پولدار ها می پردازن.
وقتی نمی دونه ده سال بعدش چی میشه و فقط به فکر پول در آوردن هست آدم موفقی نمیشه مطمئنم ولی درباره جمله آخرت باید بگم ایرانی ها فقط تقلید میکنند ایده ندارن دولت و کشور و سیستم آموزشی هم میتونه کمک کنه ولی دلیل نمیشه که آدم نتونه تو ایران موفق باشه عذر تراشی ممنوع!
سیستم اموزشی ؟؟؟ باور کنید تقصیر حکومت نیست .خود مردم بلای جان یکدیگرند. 30 سال توی این سیستم اموزی فقط با نصف همکارهای خودم مدارا وکنکاش و…. تا بگذارند درسم را بدهم . باور میکنی؟علاقه نداره بخاطر شندرغاز حقوق میشه معلم . (باند) و…میزنن تو ذوق معلم واقعی و دانش اموز بدبخت .
دوستان نظرات خوبی دادن که کم و بیش باهاشون موافقم اما درضمن یه پیشنهادم داشتم ، بهتر نیست که تو بخش نظرات اون آیکن ( برنامه ) مربوط به موافق و مخالف رو هم بگنجونید تا موافقین یا مخالفین با یه نظر خاص بتونن ابراز عقیده کنن؟ فکر میکنم راحتتر از پاسخ دادن به نظرات باشه و همینطور میتونه آمار سریعتریو منعکس کنه
مسلما با نصب پلاگین میشه این کار را کرد. در آینده حتما.
دکتر جان همچین سوال کردی که انگار ما خودمان بچه نبودیم در این مملکت ، کافیه کمی یاد آور بشیم دوران کودکی و نوجوانی خودمان را ، چیزهایی که اطرافیان برای ما با اهمیت نشون میدادن چیزهایی بود که واقعا ارزش نداشت ، چون الان به آن رسیدیم و میبینیم!
نمره ، درس حفظ کردنی ، کنکور ، عدم وقت کشی با بازی و ورزش! ، عدم وقت کشی با خوندن کتابهای غیر درسی ! ، عدم وقت کشی با خوندن مجلات
چون اینجا ایران است و آنجا آمریکا
اونجا ایده ارزش داره. راه برای پیشرفت هرکسی بازه و بطور کلی پتانسیل و زیرساختهای پیشرفت وجود داره.
اما اینجا …
سایت هنوز راه اندازی نشده که بخواد 2 میلیون دلار در بیاره
این اخبار رو از کجا میاری؟
منبع موثق بده
خواننده عزیز، وبلاگ من این خبر را تولید نکرده! به منبع که سایت گیزمودو است و یکی از سایتهای معتبر فناوری است و من در بالای پست لینکش را گذاشتهام توجه کنید. سایت این جوان هم احتمالا «در حال حاضر» در مرجله تعمیرات و بهروز رسانی است.
به نظر من ما ها ایده درست و حسابی نداریم
من خودم سایت استخدام را برای پیدا کردن یک شغل برای یکی راه اندازی کردم
الان سایت ،روزانه بیش از 35 هزار بازدید داره و بیش از 20 هزار نفر مشترک، که هر روز برای اونها آگهی استخدام می فرستم
و تنها چیزی که الان باهاش دست به گریبان هستم هزینه های سرور اختصاصی هست که برای ادامه فعالیت سایت باید تامین کنم
دلایل مختلفی وجود داره ولی به نظر من 2 دلیل از همه مهمتر هست
1- جوان ایرانی هنوز با خیلی از مسائل که برای یک شهروند آمریکایی و یا اروپایی از سال ها قبل حل شده هست و جزء مسائل پیش پا افتاده هست داره سرو کله میزنه و اینها واسش شده یک معضل در واقع بدلیل شرایط اجتماعی موجود ذهن وفکرش آرامش نداره
2- سنگ اندازی جلوی راه جوانان مستعد ما
پست قشنگی بود
اما نظرات خواننده ها جالبتر بود
:)
کاملا مشخصه! به دلیل غلط بودن کل سیستم که آدمهای کاردرست رو هم یا هذم می کنه یا تطبیق میده و زندگی در جزیره ای به نام ایران!
خداییش اگه یه نگاه به خودمون و وضع کشور بندازیم میبینیم که نبایدم مثل اونا باشیم.نمیگم همه چی بده ولی اینجا خیل چیزا فرق داره……….
او فرمولی خاضی را، راز موفقیت خود نمیداند و فقط سختکوشی، اشتیاق و عزم و اراده جدی را، تأثیرگذار میداند.
اینش از همه اش جالب تر بود …
جوونای ما متاسفانه به خاطر امکانات کم و کم توجهی نمی تونن کاری کنن …. خیلی از استعدادا توی کشورمون تلف شده … امیدوارم بیشتر از این ها به جوونا فرصت داده شه که خودشونو نشون بدن … این نوجوون انگلیسی چیزی بیشتر از نوجوون ما نداره … تفاوتشون امکانات و پشتکاره … به هر حال … واسه کریستین هم آرزوی خوشبختی می کنم
سلام
با خانم روشنک موافقم. ولی به نظرم اگه صداقت در کار باشد می توان امیدوار بود. اما همدلی این جا کمه. ژاپن بعد جنگ جهانی روم وضع بدی داشت اما امروز…اما اونا صداقت داشتن…
چون ما عادت به سخت کوشی نداریم، می خواهیم از کوتاهترین راه با صرف کمترین زمان به نتیجه برسیم
سلام
بدون اینکه بخوام توجیه کنم دلایل واقعی از اینکه در ایران چنین اتفاقاتی نیافتاده را می گویم :
1- تنبلی خود ما
2- عادت کردن به راحت پول درآوردن
3- دیدن اینکه در دانشگاه مدرسه و … بغل دستیت یه شبه از صفر مطلق میشینه پشت یک پورشه
4- نبود قانون برای پشتیبانی از کارآفرین
5- فشار روانی جامعه بر جوان و نوجوان برای ثروتمند شدن ( بدون در نظر گرفتن راه آن )
6- رواج شدید نزول بین مردم و بانکها ( جمله لعنتی : این پول و میزارم بانک بهره شو میگیرم راحت هم هستم )
7- عدم وجود یک سیستم مشخص در بازار کار که بتوانی آینده خودرا بر اساس آن پی ریزی کنی ( به غیر از ورشکستگی بارها دیده ام افراد و شرکتهایی را که به دلیل اتفاقات ناخواسته ای که بر اساس سیستم خاص داخل کشور می افتد به خاک سیاه نشسته اند )
8- باند بازی شدید در گرفتن پروژه ها
9- دولتی بودن 90 درصد اقتصاد
دکتر جان این قبری که بالا سرش گریه می کنی مرده نداره:
(سایتش بالا نیومده)
http://www.macbundlebox.com
آخه یک بسته نرم افزاری که این همه سرو صدا نداره باید بیان ایران ببینن داش سیا کینگ (لرد) میزنه در حده چی بالای 1000 دلار هم ارزش نرم افزار هاست همراه با آخرین آموزش :دی
تبلیغات هم اسکریپتش دست پسی ول ورشین اسکریپت پره بگو یکی خوبش رو واست ردیف کنن :دی
چون به جای سخت کوشی و جدیت در کار به آنها حقه بازی ، دروغگویی ، شارلاتان بازی و زیرآب زنی یاد داده می شود . از این گذشته جایی که رونق اقتصادی در هیچ کاری وجود ندارد و میزان سود حتی برای دو ساعت آینده قابل پیش بینی نیست چطور انتظار دارید موفقیت اقتصادی قابل توجهی بدست آید ؟.. کدام صنعت ؟ .. کدام کالاها ؟.. کدام بازار ؟.. اینجا همه فرمولهای سخت کوشی و مدیریت اقتصادی جواب غلط می دهند .. این جامعه پر عقده و بیمار چطور می تواند از راه سالم کسب درآمد کند ؟..
چرا نمی تونن؟ دلیلش واضحه. سرعت اینترنت که پایینه. خارج از کشور هم که مشتری گیر نمیاد. داخلم که یع چیزی بشه فیل طر میشه. با این همه هنوز دنبال موفقیت هم هستین؟
من هم همسن این آقا بودم که طراچی وب یاد گرفتم، ولی هنوز چیزی در نیوردم-
سه چهار سال پیش که تازه فروشگاه اینترنتی تو ایران راه افتاده بود من داشتم با php یک سایت فروشگاه طراحی می کردم که وسط کار کامپیوترم سوخت و تا آذر 88 تعمیر نشد:(
چیزی هم که می خواستم بفروشم چند گیگ فیلم آموزش سینما 4دی و دیگر نرم افزارهای پر خواهانی بود که اون روزها تازه داشتند توی ایران طرفدار پیدا می کردند و منبع آموزش فارسی هم تقریبا نداشتند
“چرا نوجوانان و جوانان ما نمیتوانند به چنین موفقیتهایی برسند؟”
چون جوانان ما منتظر یک معجزه هستند! و فکر میکنن بقیه ی دنیا با خوردن و خوابیدن به اینجا رسیدن! :-؟؟
خوب … ما نمی تونیم چون در ایران یک بسته KING با 20 تا DVD مثلا بیست هزار تومان است..! تازه اگر مغازه دار باشی سیزده هزار تومان هم میدهند!! تا زمانی که کپی رایت معنا نداشته باشه از این طریق نمیشه کاسبی کرد.