معمای هویت واقعی شکسپیر؛ آیا بزرگ‌ترین نمایشنامه‌نویس جهان یک نام جعلی بود؟

در این مقاله می‌خواهیم فرضیه جنجالی و دیرینه هویت واقعی ویلیام شکسپیر را بررسی کنیم. آیا واقعاً مردی از استراتفورد با تحصیلات اندک توانسته آثاری با چنین عمق فلسفی، حقوقی و جغرافیایی خلق کند؟ در پی آن هستیم که با مرور شواهد تاریخی، آرای دانشمندان و فرضیه‌های گوناگون، پرده از این معمای چندصدساله برداریم. رازهای متعددی پیرامون این نویسنده برجسته وجود دارد که ذهن هر علاقه‌مند به ادبیات را به خود مشغول می‌کند. با ما همراه باشید تا زوایای پنهان این پرونده ادبی را موشکافی کنیم.

💡مختصر و مفید

معمای اصالت آثار شکسپیر ناشی از تضاد عمیق میان دانش فوق‌تخصصی موجود در نمایشنامه‌ها و زندگی مستند مردی با تحصیلات محدود از استراتفورد است. نظریه‌پردازان متعددی بر این باورند که این شاهکارها توسط نخبگان درباری مانند فرانسیس بیکن یا ادوارد دِ ویر نوشته شده‌اند. با این حال، قاطبه مورخان ادبی و متخصصان تئاتر همچنان ویلیام شکسپیر تاریخی را به عنوان نویسنده اصلی این آثار می‌شناسند. تحلیل‌های مدرن کامپیوتری و سبک‌شناختی نیز تا حد زیادی اصالت قلم شکسپیر را تایید می‌کنند. این مجادلات طولانی‌مدت بیشتر از آنکه واقعیت تاریخی را تغییر دهند، نشان‌دهنده عظمت و شگفتی بی‌پایان این آثار ادبی هستند.

زمینه‌های تاریخی دوران الیزابت و ظهور تئاتر در لندن

دوران الیزابت (Elizabethan era) در انگلستان یکی از پویاترین و پرتحرک‌ترین اعصار فرهنگی در تاریخ اروپا به شمار می‌رود که با شکوفایی بی‌سابقه هنر، ادبیات و دریانوردی همراه بود. در این دوره، لندن به یک کلان‌شهر شلوغ و مرکز تجارت جهانی تبدیل شد که طبقات مختلف اجتماعی را در خود جای می‌داد. تئاتر که پیش از آن به شکل نمایش‌های مذهبی خیابانی اجرا می‌شد، در این عصر به یک صنعت تفریحی سازمان‌یافته و تجاری تبدیل گردید. سالن‌های نمایش بزرگی مانند تئاتر گلوب (The Globe) پا به عرصه وجود گذاشتند که روزانه پذیرای هزاران تماشاگر از فقیرترین قشرها تا نجیب‌زادگان درباری بودند. این محیط پرجنب‌وجوش، تقاضای شدیدی برای نگارش نمایشنامه‌های جدید با موضوعات متنوع از تاریخ باستان گرفته تا کمدی‌های اجتماعی ایجاد کرد و نویسندگان متعددی را به لندن کشاند.

در چنین بستر پرشتابی، بازیگران و نمایشنامه‌نویسان جایگاهی دوگانه داشتند؛ از یک سو جامعه سنتی و کلیسا به آن‌ها با دیده شک و تردید می‌نگریست و از سوی دیگر، اشراف‌زادگان از تئاتر به عنوان ابزاری برای نمایش قدرت و سرگرمی خود حمایت می‌کردند. این تضاد طبقاتی باعث می‌شد که بسیاری از نویسندگان اشراف‌زاده تمایلی به انتشار آثار خود به نام خود نداشته باشند، زیرا نوشتن برای تئاترهای عمومی نوعی کسر شان اجتماعی برای طبقه حاکم محسوب می‌شد. همین ویژگی‌های ساختاری و فرهنگی دوره رنسانس انگلیس، زمینه‌ساز شکل‌گیری فرضیه‌های بعدی درباره استفاده از نام‌های مستعار و هویت‌های پنهان شد. مطالعه دقیق این بستر تاریخی به ما کمک می‌کند تا درک بهتری از چگونگی فعالیت‌های هنری شکسپیر و هم‌عصرانش به دست آوریم و متوجه شویم چرا ثبت اسناد تاریخی نویسندگان در آن زمان مانند امروز دقیق نبوده است.

شکسپیر در جایگاه برترین درام‌نویس تاریخ

در پاییز سال ۲۰۰۸ شبکه تلویزیونی آرته (Arte) که به دو زبان فرانسه و آلمانی پخش می‌شود و به طور عمده در زمینه فرهنگ و هنر برنامه دارد، یک نظرخواهی از بینندگانش پخش کرد در مورد اینکه بهترین و برترین نمایشنامه‌نویس تاریخ کیست. در طول ده هفته، هر هفته در یک برنامه یک‌ساعته، یک نمایشنامه‌نویس (از ده نمایشنامه‌نویسی که به مرحله پایانی رسیده بودند) از طریق مصاحبه با متخصصان و تاریخ‌نگاران تئاتر، بازیگران و کارگردان‌هایی که تبحری خاص در اجرای آثار آن نمایشنامه‌نویس به‌خصوص از خود نشان داده بودند، و بالاخره منتقدان تئاتر معرفی می‌شد.

از عهد کلاسیک سوفوکل (Sophocles) به مرحله نهایی رسیده بود و از دوره رنسانس مولی‌یر (Moliere) و شکسپیر، از سده نوزدهم گوته (Goethe) و شیلر (Schiller) آلمانی، از آستانه سده بیستم ایبسن (Ibsen) و چخوف (Chekhov)، و سه نفر هم از خود سده بیستم: برشت (Brecht)، بکت (Beckett) و سارتر (Sartre). در یک شب ویژه که برنامه به طور زنده پخش می‌شد، بینندگان از سراسر اروپا و سرزمین‌های دیگر از جمله تونس با تلفن و دورنگار و رایانه شروع به رأی دادن کردند و همان‌طور که شاید حدس زده باشید، شکسپیر به عنوان بهترین نمایشنامه‌نویس طول تاریخ انتخاب شد. رده‌بندی نهایی ده نفری که از ابتدا از میان پنجاه‌وسه درام‌نویس انتخاب شده بودند، به شرح زیر است:

۱- شکسپیر
۲- شیلر
۳- مولی‌یر
۴- برشت
۵- گوته
۶- سوفوکل
۷- بکت
۸- سارتر
۹- چخوف
۱۰- ایبسن

واقعیت این است که پس از سده‌ها شکسپیر هنوز مانند گوهری یگانه در میان نویسندگان تئاتر می‌درخشد. وقتی به سوفوکل فکر می‌کنیم، نام دو یا سه نمایشنامه او را به یاد می‌آوریم؛ وقتی به اوریپید (Euripides) می‌اندیشیم شاید فقط مده‌آ به ذهن آید؛ به مولی‌یر که می‌رسیم، فوراً نام سه یا چهار نمایشنامه به خاطر می‌آید، چخوف هم همین‌طور. ولی هنگامی که به شکسپیر فکر می‌کنیم، تعداد زیادی نمایشنامه تراژدی، تاریخی و کمدی به یاد می‌آید. این بدان دلیل است که از میان سی و چند نمایشنامه‌ای که از شکسپیر باقی مانده، تعداد زیادی از آن‌ها از کیفیت بسیار بالا، و شاید بتوان گفت استثنایی، برخوردارند. یعنی درصد آثار عالی شکسپیر نسبت به کل آثارش بسیار بالاست. از این لحاظ شاید فقط چخوف و ایبسن با او برابری کنند.

شک و تردیدها درباره اصالت نویسندگی آثار شکسپیر

واقعیت دیگر این است که در طول سده‌ها به خاطر همین کیفیت استثنایی آثار شکسپیر همیشه این سوال مطرح بوده که آیا واقعاً شکسپیر بوده که این آثار را نوشته، همان شکسپیر که به قول هم‌دوره‌اش، جانسن (Ben Jonson)، به زحمت یونانی و لاتین بلد بوده؟ جان میچل (John Michell) می‌گوید برای جا دادن همه کتاب‌ها و جزوه‌ها و مجله‌ها و مقاله‌هایی که در مورد هویت شکسپیر سوال مطرح کرده‌اند، باید یک کتابخانه بزرگ بنا کرد. در ۱۹۱۲ قبل از اینکه این بحث‌ها به اوج خود برسد، یک استاد بلژیکی دانشگاه به نام سلستن دامبلن (Celestin Demblon) برای نوشتن کتابی که هویت اصلی شکسپیر را زیر سوال می‌برد و نویسنده آثار او را لرد روتلند (Lord Rutland) معرفی می‌کرد، حدود پنج‌هزار عنوان کتاب خواند و جزء منابع خود ذکر کرد.

صدها نفر پژوهشگر بر اساس همان اطلاعات بسیار محدودی که درباره شکسپیر و زندگی‌اش وجود دارد، و بر اساس آثار او به نتایجی بسیار دیگرگون و متفاوت رسیده‌اند. از جمله این پژوهشگران، مارک تواین (Mark Twain) نویسنده آمریکایی بود که معتقد بود نویسنده واقعی آثار شکسپیر کسی نیست جز سر فرانسیس بیکن (Francis Bacon)، فیلسوف، دانشمند، دولت‌مدار و درباری هم‌دوره شکسپیر. یکی از معضلاتی که به این بحث‌ها دامن می‌زد این بود که املاء و امضای شکسپیر در موارد مختلف به کلی متفاوت بوده‌اند. گاهی Shakspere بوده، گاهی هم Shake-speare با یک خط فاصله. همین تفاوت‌ها باعث شده که عده‌ای هم بگویند در آن زمان یک شکسپیر واحد وجود نداشته است. حتی عده‌ای هم ادعا کرده‌اند این اسم در اصل شیخ زبیر (Sheikh Zubair) بوده است.

دانش بی‌پایان نویسنده و تضاد آن با زندگی شکسپیر

جان میچل می‌گوید: «به عنوان روایت کامل و عام‌شمول طبیعت و بشریت، آثار شکسپیر با کتاب مقدس مقایسه شده‌اند. از این نظر نویسنده آن‌ها مردی جهانی، درخشان‌ترین ذهن دوران خودش و نه‌تنها یک شاعر سرشار از الهام، بلکه یک متخصص همه علوم و شناخت‌ها بود.» اساس بحث‌های شکاکان این است که میان این فرد با این خصوصیات و شکسپیری که در استراتفورد (Stratford) انگلستان به دنیا آمد، تحصیلات درست‌وحسابی نداشت و سپس در لندن به کار تئاتر پرداخت، ورطه‌ای عظیم نهفته است.

فهرست اجمالی زمینه‌های شناختی که در آثار شکسپیر در حد فوق‌تخصص توصیف شده‌اند، به این قرار است:
حقوق و اصطلاحات حقوقی معاصر و تاریخی
آداب و رسوم دربار، ذهن و آداب و زبان اشرافی
شیوه‌های شکار، ورزش و پرورش عقاب توسط درباریان و اشراف
فلسفه، چه آشنایی کلاسیک و چه بسیار تخصصی
آداب دولت‌مداری و دولتمردی
شناخت تخصصی کتاب مقدس
تاریخ انگلستان و اروپا
ادبیات و زبانهای رومی و یونانی
زبانهای فرانسوی، ایتالیایی و اسپانیولی
جغرافیا و مکانهای سفر در ایتالیا
فرانسه و دربار خاندان ناوار (Navarre)
اصطلاحات و آداب و رسوم دانمارکی
گیاهشناسی و طراحی باغهای منظم
سرزمین ویلز (Wales) و اهالی آن
موسیقی و اصطلاحات موسیقایی
نقاشی و مجسمه‌سازی
ریاضیات
ستاره‌شناسی و نجوم
تاریخ طبیعی
پزشکی و روانشناسی
زندگی نظامی
شناخت مربوط به علائم و نقشهای روی پرچمها
نشانهای نظامی و کشوری، سپرها و …
اکتشافات و دنیای جدید
کشتیرانی و دریانوردی
چاپ کتاب
ادبیات عامیانه، اسطوره‌های جن و پری، و ماوراء طبیعت
گرداندن تئاتر و عادات بازیگران
اصطلاحات تخصصی دانشگاه کمبریج (Cambridge)
فراماسونری
خواندن نشانه‌های رمزی و پلیس مخفی

معمای شکسپیر
معمای شکسپیر
انتشارات نیلا
۴۵ صفحه
مترجم: امید روشن‌ضمیر

ثروت واژگان شکسپیر و دیدگاه تولستوی و لونی

یکی از مسائل، قاموس وسیع واژه‌های انگلیسی شکسپیر است. نویسنده‌ای به نام ماکس مولر (Max Muller) در سده نوزدهم چنین می‌نویسد: «یک کشیش روستایی به‌درستی ادعا می‌کند برخی از رعایای کلیسای او بیش از ۳۰۰ واژه بلد نبودند. در دوران معاصر در انگلستان، فردی که تعلیم خوبی دیده بود، به دبیرستان و دانشگاه رفته بود و کتاب مقدس، آثار شکسپیر، روزنامه تایمز و تمام کتاب‌های عمده را خوانده بود، به‌ندرت بیش از ۳۰۰۰ تا ۴۰۰۰ واژه در محاوره روزمره استفاده می‌کرد. متخصصان و کسانی که دقت بیشتری به خرج می‌دهند، شاید تا ۱۰.۰۰۰ واژه استفاده کنند. کتاب مقدس (عهد عتیق) هرچه می‌گوید با ۵۶۴۲ واژه است. آثار میلتون (Milton) بر اساس ۸۰۰۰ واژه بنا شده‌اند، و شکسپیر که شاید از هر نویسنده دیگری در هر زبان دیگری تنوع وسیع‌تری از بیان را به نمایش می‌گذارد، تمام نمایشنامه‌هایش را با حدود ۱۵۰۰۰ واژه شکل می‌دهد.»

نویسنده‌ای به نام کلارک در کتابی به نام «عناصر زبان انگلیسی» می‌گوید: «واژگان شکسپیر بیش از دو برابر هر نویسنده انگلیسی‌زبان دیگر است… زبان محاوره‌ای انگلیسی، همچنان که ادبیات نوشتاری، بیش از هر کس دیگری به او مدیون است.» در زمینه‌های دیگر نیز او همین شناخت و تخصص حیرت‌انگیز را به نمایش می‌گذارد. جان میچل معتقد است: «با شواهدی که در دست داریم مبنی بر اینکه او ادبیات و تا حدودی زبان‌های یونانی، رومی، فرانسوی، ایتالیایی و اسپانیایی را بلد بوده، تصویر دانشمند متعهد و پرکاری به دست می‌آید که از دوران کودکی در یک فضای فرهنگی متعالی پرورش یافته است.»

در مورد واقعی بودن شخصیت‌های شاهان، ملکه ها، وزراء، شوالیه‌ها و زنان درباری در آثار شکسپیر بسیار نوشته‌اند و حتی یکی از معروف‌ترین انتقادهایی که به شکسپیر شده، از طرف لئو تولستوی (Leo Tolstoy) است که گفته بود شخصیت‌های درباری و اشرافی شکسپیر همگی واقعی و زنده‌اند، ولی او به مردم عادی و طبقه عامه دقت لازم را مبذول نمی‌دارد و به آن‌ها نمی‌پردازد.

نویسنده‌ای به نام جی. تاماس لونی (J. Thomas Looney) که معتقد است یک درباری به اسم ارل ادوارد آکسفورد (Earl of Oxford) نویسنده واقعی آثار شکسپیر است می‌گوید: «نه تنها قدرت این نویسنده در تصویر کردن درباری‌ها و اشراف با نشان دادن شخصیت‌های زنده و پر از شور انسانی، بلکه شکست و ناتوانی‌اش در انجام همین کار در رابطه با بقیه طبقات اجتماع، به ما نشان می‌دهد که شکسپیر در رده‌های بالای اشرافیت می‌زیسته است.» به هر حال همه این نمونه‌ها بر این اساس استوارند که ویژگی‌های آثار یادشده اصلاً با زندگی شکسپیری که ما می‌شناسیم یا آن حداقل اطلاعاتی که از او داریم نمی‌خواند. حتی عده‌ای بر این عقیده‌اند که نه یک نویسنده واحد، بلکه گروهی از نویسندگان مسئول واقعی آثار شکسپیرند.

سخنرانی خورخه لوئیس بورخس (Jorge Luis Borges) که در کتاب معمای شکسپیر آمده، نمونه‌ای عالی‌ست از یک طرفدار این نظریه که واقعاً خود شکسپیر بود که این آثار را نوشت. منطقی که او می‌آورد بسیار عالی‌ست و حاکی از ذهن پویا و درخشان نویسنده‌ای برجسته. در عین حال متن سخنرانی آکنده از رجوع و یادآوری نویسنده‌ها و کتاب‌های مختلف در طول سده‌های گذشته است و این نکته را به یاد ما می‌آورد که بورخس کتاب‌خوان قهاری بود و سوی چشمانش را در این راه گذاشت. متن سخنرانی مربوط به سال ۱۹۶۴ است و از آنِ کسی است که زمانی گفته بود بهشت باید یک کتابخانه بسیار بزرگ باشد.

رویکرد ریاضیاتی و تحلیل سبک‌شناختی به سبک نوشتار شکسپیر

با پیشرفت فناوری در عصر جدید، پژوهشگران ادبیات به جای تکیه بر حدس و گمان‌های تاریخی، به تحلیل‌های دقیق علمی و ریاضیاتی روی آورده‌اند که با عنوان سبک‌سنجی (Stylometry) شناخته می‌شود. این روش با استفاده از الگوریتم‌های کامپیوتری و پردازش زبان طبیعی، عادات نوشتاری نویسندگان مختلف را بررسی می‌کند تا الگوهای ناخودآگاه مانند تکرار حروف اضافه، طول جملات، ترکیب‌های واژگانی خاص و ساختارهای نحوی را شناسایی کند. این تحلیل‌ها نشان می‌دهند که هر نویسنده دارای یک اثر انگشت متنی منحصربه‌فرد است که جعل کردن یا تقلید کامل آن تقریباً غیرممکن خواهد بود. در دهه‌های اخیر، بررسی کامپیوتری نمایشنامه‌های منسوب به شکسپیر و مقایسه آن‌ها با آثار هم‌عصرانش مانند کریستوفر مارلو (Christopher Marlowe) و بن جانسن اطلاعات بسیار ارزشمندی را درباره اصالت این متون در اختیار دانشمندان قرار داده است.

نتایج این پژوهش‌های دیجیتال نشان می‌دهند که اکثر مطلق آثار منسوب به شکسپیر توسط یک ذهن واحد و با تکاملی تدریجی و منطقی در طول زمان نوشته شده‌اند. البته این تحلیل‌ها برخی همکاری‌های مشترک را نیز فاش کرده‌اند؛ برای مثال مشخص شده که بخش‌هایی از نمایشنامه‌های اولیه مانند هنری ششم با همکاری دیگر نویسندگان آن دوره به نگارش درآمده است، امری که در تئاترهای شلوغ لندن قرن شانزدهم کاملاً رایج بود. این رویکرد علمی، بسیاری از نظریه‌های افراطی درباره توطئه تیمی یا هویت‌های جایگزین مانند فرانسیس بیکن را رد می‌کند، زیرا الگوی سبک‌شناختی بیکن تفاوت فاحشی با شکسپیر دارد. بدین ترتیب، علم داده‌ها و پردازش متون توانسته است تا حد زیادی به این معمای تاریخی پاسخ دهد و اصالت قلم نویسنده استراتفوردی را در هسته اصلی آثارش به اثبات برساند.

فرضیه کاندیداهای جایگزین؛ از فرانسیس بیکن تا ارل آکسفورد

فرضیه‌های جایگزین برای هویت شکسپیر به دو دسته اصلی بیکن‌گرایان (Baconians) و آکسفوردگرایان (Oxfordians) تقسیم می‌شوند که هر کدام دلایل و شواهد متعددی را برای اثبات ادعای خود ارائه می‌دهند. طرفداران سر فرانسیس بیکن معتقدند که این فیلسوف و سیاستمدار برجسته، به دلیل موقعیت حساس خود در دربار ملکه الیزابت، نمی‌توانست به طور علنی برای تئاترهای عمومی بنویسد و به همین دلیل از نام یک بازیگر معمولی به عنوان پوشش استفاده کرد. آن‌ها به شباهت‌های ساختاری میان یادداشت‌های شخصی بیکن و دیالوگ‌های نمایشنامه‌ها اشاره می‌کنند و کدهای پنهان متعددی را در متون شکسپیر جستجو می‌نمایند. این نظریه در قرن نوزدهم بسیار محبوب بود و شخصیت‌های برجسته‌ای نظیر مارک تواین و هلن کلر از آن حمایت می‌کردند، هرچند که در سال‌های بعد با انتقادات شدیدی روبه‌رو شد.

از سوی دیگر، نظریه آکسفوردگرایان که ادوارد د ویر (Edward de Vere)، ارل هفدهم آکسفورد را نویسنده واقعی می‌داند، در قرن بیستم طرفداران بیشتری پیدا کرد. لونی و پیروانش استدلال می‌کنند که تجربیات شخصی آکسفورد، سفرهای گسترده او به ایتالیا، و تحصیلات عالیه‌اش در حقوق و هنر، با جزئیات دقیق جغرافیایی و فرهنگی موجود در نمایشنامه‌هایی مانند تاجر ونیزی و هملت همخوانی شگفت‌انگیزی دارد. با این حال، بزرگ‌ترین چالش پیش روی این فرضیه، تاریخ مرگ آکسفورد در سال ۱۶۰۴ میلادی است؛ در حالی که بسیاری از شاهکارهای شکسپیر مانند توفان و مکبث سال‌ها پس از این تاریخ نوشته و اجرا شده‌اند. این تناقض‌های زمانی بزرگ‌ترین مانع برای پذیرش رسمی این فرضیه‌ها توسط نهادهای دانشگاهی جهان بوده است و بحث پیرامون آن‌ها را همچنان در حوزه گمانه‌زنی‌های جذاب نگه می‌دارد.

تاثیر فرهنگی معمای شکسپیر بر ادبیات و سینمای مدرن

شک و تردیدهای مربوط به نویسنده واقعی آثار شکسپیر نه تنها در محافل دانشگاهی، بلکه در فرهنگ عامه و رسانه‌های مدرن نیز بازتاب گسترده‌ای داشته است. این معما به عنوان یک منبع الهام بزرگ برای رمان‌نویسان، مستندسازان و فیلم‌سازان عمل کرده است تا داستان‌های پرکشش و رازآلودی را خلق کنند. یکی از برجسته‌ترین نمونه‌های این تاثیرگذاری، فیلم سینمایی گمنام (Anonymous) ساخته رولند امریش در سال ۲۰۱۱ است که فرضیه ادوارد د ویر را به تصویر کشید و جنجال‌های زیادی را در میان منتقدان ایجاد کرد. این اثر سینمایی به خوبی نشان داد که چگونه یک فرضیه ادبی می‌تواند به یک درام سیاسی و هیجان‌انگیز درباره توطئه‌های دربار الیزابت تبدیل شود و توجه نسل جدیدی از مخاطبان را به این موضوع تاریخی جلب نماید.

علاوه بر سینما، در قلمرو ادبیات داستانی نیز کتاب‌ها و رمان‌های متعددی با محوریت کشف رمزهای پنهان در نمایشنامه‌های شکسپیر به نگارش درآمده‌اند که مخاطبان را به سفری در دالان‌های تاریک تاریخ انگلستان می‌برند. این آثار معمولاً بر پایه این ایده شکل می‌گیرند که آثار شکسپیر حاوی پیام‌های مخفی سیاسی یا اعترافات شخصی نویسنده‌ای پنهان است که جرات ابراز مستقیم آن‌ها را نداشته است. جذابیت این داستان‌ها در این است که علم، تاریخ و هنر را با ژانر معمایی ترکیب می‌کنند و حس کنجکاوی بشر را قلقلک می‌دهند. در نهایت، این تب و تاب فرهنگی نشان‌دهنده آن است که شخصیت شکسپیر فراتر از یک نویسنده ساده، به یک اسطوره فرهنگی تبدیل شده است که رازهای پیرامونش به اندازه خود آثارش ارزشمند و الهام‌بخش هستند.

جمع‌بندی نهایی

بررسی همه‌جانبه معمای شکسپیر نشان می‌دهد که گرچه تضادهای ظاهری میان زندگی شخصی او و عمق بی‌نظیر آثارش زمینه‌ساز فرضیه‌های متعددی شده است، اما شواهد تاریخی و روش‌های علمی مدرن همچنان او را به عنوان آفریننده اصلی این شاهکارها تایید می‌کنند. فرضیه‌های جایگزین مانند انتساب آثار به بیکن یا ارل آکسفورد، هرچند که از نظر داستانی و جذابیت‌های تاریخی بسیار وسوسه‌انگیز هستند، اما در مواجهه با آزمون‌های زمانی و سبک‌سنجی رایانه‌ای با چالش‌های جدی روبرو می‌شوند. در نهایت، آنچه اهمیت دارد ماندگاری این آثار در تاریخ ادبیات جهان است؛ آثاری که روح بشر را با تمام ابعادش به تصویر کشیده‌اند.

سوالات رایج

۱. آیا اسناد دولتی یا قانونی از دوره الیزابت وجود دارد که فعالیت شکسپیر به عنوان نویسنده را تایید کند؟
بله، اسناد مالی و اداری متعددی از دربار ملکه الیزابت و پادشاه جیمز اول باقی مانده که نام ویلیام شکسپیر را به عنوان بازیگر و عضو گروه تئاتر ثبت کرده است. همچنین در دفتر ثبت صنف چاپخانه‌داران لندن، امتیاز انتشار بسیاری از این نمایشنامه‌ها رسماً به نام او ثبت گردیده بود. هم‌عصران او مانند بن جانسن نیز در نوشته‌های خود مستقیماً به استعداد نویسندگی او اشاره و از مرگش سوگواری کرده‌اند. بنابراین، ادعای نبود هیچ‌گونه سند تاریخی درباره فعالیت ادبی شکسپیر کاملاً بی‌اساس و مردود است.
۲. نظر دانشمندان و استادان دانشگاه‌های معتبر جهان درباره این معما چیست؟
اکثریت قریب به اتفاق شکسپیرشناسان و استادان دانشگاه‌های بزرگ جهان فرضیه‌های جایگزین را به عنوان نظریه‌های توطئه غیرعلمی رد می‌کنند. آن‌ها معتقدند که تفاوت‌های املایی در آن دوران بسیار رایج بوده و نباید به عنوان سندی برای چندگانه بودن نویسنده در نظر گرفته شود. همچنین این متخصصان استدلال می‌کنند که نظام آموزشی مدارس ابتدایی آن دوره در انگلستان بسیار سخت‌گیرانه بوده و دانش لاتین و یونانی کافی را به دانش‌آموزان منتقل می‌کرده است. در نتیجه، از نظر جامعه علمی، ویلیام شکسپیر اهل استراتفورد نویسنده واقعی و بدون ابهام این نمایشنامه‌ها است.
۳. کریستوفر مارلو چه نقشی در این میان دارد و فرضیه مربوط به او چیست؟
یکی از فرضیه‌های جذاب ادبی ادعا می‌کند که کریستوفر مارلو، نمایشنامه‌نویس بزرگ هم‌عصر شکسپیر، مرگ خود را در یک نزاع ساختگی جعل کرده است. بر اساس این نظریه، او پس از فرار از انگلستان به دلیل اتهامات سیاسی، به نوشتن ادامه داده و آثارش را تحت نام مستعار شکسپیر منتشر کرده است. طرفداران این فرضیه به شباهت‌های خیره‌کننده سبک نگارش اولیه شکسپیر با سبک مارلو استناد می‌کنند که بسیار چشمگیر است. با این حال، هیچ مدرک مستند تاریخی برای اثبات زنده بودن مارلو پس از سال ۱۵۹۳ میلادی به دست نیامده است.
۴. چرا شکسپیر در وصیت‌نامه خود هیچ اشاره‌ای به کتاب‌ها یا دست‌نوشته‌هایش نکرده است؟
شکاکان اغلب به این نکته اشاره می‌کنند که در وصیت‌نامه شکسپیر هیچ نامی از کتابخانه‌ شخصی یا نمایشنامه‌های خطی او برده نشده است. متخصصان توضیح می‌دهند که در آن زمان، دست‌نوشته‌های نمایشنامه‌ها دارایی شخصی نویسنده نبودند، بلکه به گروه تئاتر تعلق داشتند که حق اجرای آن‌ها را خریده بود. همچنین کتاب‌ها در آن دوران کالاهای بسیار گران‌بهایی بودند که معمولاً در دسته‌های کلی لوازم خانه ثبت می‌شدند و جزئیات آن‌ها ذکر نمی‌شد. علاوه بر این، شکسپیر قبل از مرگش از کار تئاتر بازنشسته شده بود و سهم خود را از دارایی‌های نمایشی واگذار کرده بود.
۵. آیا استفاده از نام مستعار در دوران رنسانس انگلستان امری رایج و متداول بود؟
بله، در دوره الیزابت بسیاری از نویسندگان، به ویژه کسانی که در دربار یا مناصب دولتی کار می‌کردند، آثار خود را بدون نام یا با نام مستعار چاپ می‌کردند. نوشتن برای عموم مردم و کسب درآمد از تئاترهای خیابانی نوعی کسر شان برای طبقه اشراف و نخبگان جامعه محسوب می‌شد. به همین دلیل، برخی معتقدند که اشراف‌زادگان با استعداد ممکن است از نام ویلیام شکسپیر بازیگر به عنوان یک سپر حمایتی استفاده کرده باشند. این پدیده تاریخی یکی از ستون‌های اصلی استدلال طرفداران هویت‌های جایگزین برای نمایشنامه‌های شکسپیر به شمار می‌آید.
۶. تحلیل‌های کامپیوتری مدرن درباره سبک نویسندگی شکسپیر چه چیزی را فاش کرده‌اند؟
نرم‌افزارهای تحلیل متنی نشان داده‌اند که سبک نگارش شکسپیر در طول سال‌ها به طور منطقی تکامل یافته و پخته‌تر شده است. این الگوریتم‌ها تفاوت‌های ظریفی را در ساختار جملات او شناسایی کرده‌اند که از قلم یک فرد واحد سرچشمه می‌گیرند. البته این بررسی‌ها تایید می‌کنند که او در نگارش برخی آثار با نویسندگان دیگر مانند جان فلچر همکاری داشته است. این نوع کار اشتراکی در صنعت تئاتر آن زمان بسیار مرسوم بود و فرضیه وجود یک نویسنده انحصاری پنهان را با چالش جدی مواجه می‌کند.
۷. چرا کلیسای استراتفورد و قبر شکسپیر هدف گمانه‌زنی‌های جویندگان گنج و اطلاعات قرار گرفته است؟
قبر شکسپیر در کلیسای تثلیث مقدس استراتفورد دارای سنگ‌نبشته‌ای است که هرگونه جابجایی یا دست‌زدن به استخوان‌های او را لعنت می‌کند. این متن عجیب باعث شده است که عده‌ای تصور کنند مدارک واقعی هویت او یا حتی دست‌نوشته‌های اصلی در داخل قبر پنهان شده‌اند. در طول قرن‌ها، چندین درخواست رسمی برای باز کردن قبر و بررسی محتویات آن ارائه شده که همگی توسط مقامات کلیسا رد شده‌اند. این هاله ابهام و هشدارهای روی سنگ قبر، همچنان به شایعات و داستان‌پردازی‌ها درباره اسرار پشت‌پرده زندگی او دامن می‌زند.
دکتر علیرضا مجیدی
دکتر علیرضا مجیدی
پزشک، نویسنده و بنیان‌گذار وبلاگ «یک پزشک»
دکتر علیرضا مجیدی، نویسنده و بنیان‌گذار وبلاگ «یک پزشک».
با بیش از ۲۰ سال نویسندگی «ترکیبی» مستمر در زمینهٔ پزشکی، فناوری، سینما، کتاب و فرهنگ.
باشد که با هم متفاوت بیاندیشیم!

9 دیدگاه

  1. دو سال پیش این مطلب را نوشتید و حالا رولند امریش با ساختن فیلم «بی نام» دوباره این نظریه را زنده کرده که ارل ادوارد اکسفورد نویسنده حقیقی آثار شکسپیر است. از همه بیربط تر این ادعا که ایشون فرزند نامشروع الیزابت است که خب از نظر تاریخی واقعا هیچ سندی ندارد. در کل دوباره این بحث باز خواهد شد.

  2. یعنی سواد بالا یا نمره بالا ربطی به خلاقیت و استعداد داره؟
    از طرف ارواح ادیسون,لوئی پاستور,زولا…

  3. بنظر من اسم مهم نیست . اینکه چه کسی بوده که نوشته و در بین گور مردگان بدنبال اسم واقعی گشتن کار عبث و بیهوده ای است. مهم این است که ببینیم چه گفته. هر که بوده یک انسان فانی بوده که فقط نوشته هایش جاودان مانده برای آیندگان حالا هر اسمی که میخواهد داشته باشد. میخواهد علی باشد یا محمد یا شکسپیر. همه ما یکی هستیم.

  4. با درود بر شما.
    نکته اول اینکه یک سرویس فارسی پادکست چند سالی است فعال شده است و ما هم روی آن پادکستی داریم به اسم ای اند ام و مطالب شنیدنی! برای آن تهیه میکنیم.با توجه به مهجور بودن نسبی پادکست در
    ایران از شما دعوت میکنیم سری به این پادکست بزنید و نظرات ارزشمند خود را بیان کنید و در صورت تمایل لینک پادکست ما را اضافه کنید.متاسفانه سرویس دهنده آوای پارسیان فعلا قابلیت ویرایش قالب را در اختیار کاربران قرار نداده است.آدرس پادکست ما http://mdavanlou.cast.ir میباشد.

    نکته دوم در مورد شکسپیر اینکه شاید بسیاری از دوستان داستانهای او را و نمایشنامه هایش را نخوانده باشند و یا نصفه و نیمه داستان را بدانند.با اجازه شما من کتاب شاهکارهای شکسپیر ترجمه و نگارش م.ب.آذینفر از انتشارات آسیا را توصیه میکنم که به زبانی ساده و کار راه انداز آثار مهم شکسپیر را مرور کرده.
    با سپاس

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
[wpcode id="260079"]