قدرتِ خیال؛ چرا جوامع بدون فانتزی و رویاپردازی به بنبست فکری میرسند؟
تخیل انسانی موتور محرک تمدنهاست که مرز میان بقای مکانیکی و پویایی فرهنگی را ترسیم میکند. در طول تاریخ، جوامعی که رویاپردازی و فانتزی را به عنوان مفاهیمی بیهوده یا کودکانه طرد کردهاند، به سرعت پویایی فکری خود را از دست داده و به انجماد فرهنگی دچار شدهاند. در این مقاله میخواهیم بررسی کنیم که چرا جوامع بدون فانتزی و رویاپردازی به بنبست فکری میرسند و چگونه تخیل میتواند ما را از تکرار مکررات نجات دهد. آیا واقعاً تمدنهای بزرگ بر پایه محاسبات ریاضی محض بنا شدهاند یا این افسانهها و رویاهای مهارنشدنی بودند که راه را برای علم مدرن باز کردند؟ نگاهی به ریشههای عصبی و جامعهشناختی فانتزی، حقیقت شگفتانگیزی را درباره ذهن خلاق انسان آشکار میکند.
فهرست مطالب
- ۱. ریشههای تکاملی رویاپردازی در بقای انسان
- ۲. نوروبیولوژی فانتزی و مدارهای پیشفرض مغز
- ۳. زوال تفکر انتقادی در جوامع عملگرای محض
- ۴. تاثیر ادبیات گمانهزن بر نوآوریهای تکنولوژیک
- ۵. فانتزی به عنوان پناهگاهی در برابر تروماهای جمعی
- ۶. اسطورهسازی مدرن و بازسازی هویتهای ملی
- ۷. نقش تخیل در توسعه همدلی و هوش اجتماعی
- ۸. بنبستهای فلسفی در غیاب مدینه فاضله ذهنی
- ۹. مقایسه جوامع خلاق تاریخی با تمدنهای ایستا
- ۱۰. بازیهای فکری و نقش آنها در رشد شناختی کودکان
- ۱۱. خطر توتالیتاریسم فکری و یکنواختی روایات
- ۱۲. بازتعریف فانتزی در عصر هوش مصنوعی و شبیهسازی
💡پاسخ کوتاه | مختصر و مفید بخوانید که چرا تخیل برای جامعه حیاتی است
جوامع فاقد فانتزی به دلیل انجماد فکری و تکیه صرف بر راهحلهای موجود، توانایی حل مسائل جدید را از دست میدهند. رویاپردازی با فعالسازی شبکه حالت پیشفرض مغز، ارتباطات نورونی جدیدی میسازد که بنیان نوآوریهای علمی و فناوری است. بدون ادبیات گمانهزن و افسانهها، همدلی اجتماعی کاهش یافته و جوامع به سمت رفتارهای مکانیکی و جزماندیشی حرکت میکنند. در نهایت، تفکر فانتزی ابزار بقای روانی در برابر سختیها و کاتالیزور اصلی تغییرات مثبت اجتماعی و فکری است.
ریشههای تکاملی رویاپردازی در بقای انسان
بر خلاف تصور عموم که تخیل را فعالیتی غیرضروری میدانند، زیستشناسی تکاملی نشان میدهد که توانایی شبیهسازی ذهنی سناریوهای رخنداده، بزرگترین مزیت رقابتی انسان خردمند بوده است. نیاکان ما پیش از آنکه با خطرات واقعی مانند حیوانات درنده مواجه شوند، سناریوهای نبرد یا فرار را در ذهن خود بازسازی و تمرین میکردند. این ظرفیت شناختی منحصربهفرد به آنها اجازه داد تا ابزارهای جدید ابداع کنند و برای آیندهای که هنوز نیامده بود، برنامهریزیهای پیچیده گروهی انجام دهند. بقای انسان با توانایی او در فراتر رفتن از واقعیتهای ملموس و سفر به دنیای احتمالات گره خورده است.
جوامع اولیه که اسطورهها و داستانهای فانتزی خلق میکردند، ساختارهای اجتماعی محکمتری داشتند زیرا رویاهای مشترک پیوندهای گروهی را تقویت میکردند. فانتزی به عنوان چسب اجتماعی عمل میکرد که انسانها را حول محور باورها و هنجارهای غیرمادی متحد میساخت. بدون این سیستم شبیهسازی ذهنی، همکاریهای بزرگمقیاس انسانی فراتر از روابط خونی غیرممکن بود. از این رو، تکامل انسان نه تنها ابزارهای مادی، بلکه توانایی ذهن در قصهگویی و خلق جهانهای ناموجود را برای بقای نسل ما برگزیده است.
نوروبیولوژی فانتزی و مدارهای پیشفرض مغز
از منظر علوم اعصاب، رویاپردازی حاصل فعالیت هماهنگ شبکهای پیچیده از نورونها است که به آن شبکه حالت پیشفرض (Default Mode Network) مغز میگویند. این شبکه زمانی فعال میشود که فرد تمرکز خود را از کارهای بیرونی برداشته و به درون خود، خاطرات، آینده و سناریوهای فرضی هدایت میکند. تصویربرداریهای مغزی نشان میدهند که در طول فعالیتهای خلاقانه و غرق شدن در افکار فانتزی، بخشهای مختلف مغز که به طور معمول با هم ارتباط ندارند، شروع به تبادل داده میکنند. این اتصالات عصبی غیرمنتظره، منبع اصلی ایدههای بکر و خلاقیتهای بزرگ بشری است.
کاهش فعالیتهای تخیلی در جوامعی که عملگرایی محض را ترویج میکنند، عملاً به تضعیف مدارهای خلاقیت در مغز شهروندان منجر میشود. مغزی که مدام در حالت تمرکز حاد بر کارهای تکراری و محاسباتی است، فرصت بازسازی شناختی و ایجاد سیناپسهای جدید را از دست میدهد. انتقالدهندههای عصبی مانند دوپامین در طول تجربه سناریوهای خیالی هیجانانگیز ترشح میشوند و انگیزه یادگیری و کشف چیزهای جدید را تقویت میکنند. بنابراین، فانتزی یک سرگرمی لوکس نیست، بلکه یک ضرورت بیولوژیکی برای حفظ سلامت، انعطافپذیری و پویایی سیستم عصبی انسان است.
زوال تفکر انتقادی در جوامع عملگرای محض
وقتی جامعهای آموزش و فرهنگ خود را صرفاً بر پایه بازدهی اقتصادی و مهارتهای فنی کوتاهمدت متمرکز میکند، تفکر انتقادی نخستین قربانی این رویکرد خواهد بود. تفکر انتقادی به شدت وابسته به توانایی تصور جایگزینها است؛ یعنی بتوانیم وضعیتی متفاوت از وضعیت موجود را در ذهن خود متصور شویم. بدون فانتزی و رویاپردازی، شهروندان توانایی نقد شرایط فعلی را از دست میدهند زیرا نمیتوانند دنیایی با قوانین، ساختارها و ارزشهای بهتر را تخیل کنند. این ناتوانی ذهنی مستقیماً به تسلیم پذیری و انجماد فکری کل ساختار اجتماعی میانجامد.
جوامع عملگرای افراطی معمولاً به سمت تکبعدی شدن حرکت میکنند، جایی که هنر و ادبیات به حاشیه رانده شده و تفکر قالب، حفظ وضع موجود است. در این فضا، نوآوری به کپیبرداریهای جزئی محدود میشود و جهشهای بزرگ علمی و فلسفی رخ نمیدهد. نویسندگانی مانند جرج اورول در آثار خود به خوبی نشان دادهاند که چگونه حکومتهای اقتدارگرا با محدود کردن زبان و تخیل، تفکر انتقادی را ریشهکن میکنند. از این رو، حفظ حریم فانتزی و رویاپردازی، سنگر نهایی محافظت از آزادی اندیشه و توانایی بازنگری در باورهای سنتی جامعه است.
تاثیر ادبیات گمانهزن بر نوآوریهای تکنولوژیک
نگاهی به تاریخچه بزرگترین اختراعات بشر نشان میدهد که بسیاری از فناوریهای امروز، ابتدا در صفحات کتابهای ادبیات گمانهزن (Speculative Fiction) و داستانهای علمیتخیلی متولد شدهاند. ژول ورن دههها پیش از ساخت زیردریاییهای مدرن یا سفرهای فضایی، جزئیات آنها را در رمانهای خود با خلاقیت شگفتانگیزی توصیف کرده بود. دانشمندان و مهندسان با خواندن این داستانهای تخیلی در دوران کودکی، الهام گرفتند تا رویاهای غیرممکن نویسندگان را به واقعیتهای فیزیکی تبدیل کنند. فانتزی به عنوان یک نقشه راه اولیه برای نوآوریهای تکنولوژیک آینده عمل میکند.
گوشیهای هوشمند، تبلتها و حتی مفهوم اینترنت و واقعیت مجازی، ریشه در تخیلات طراحان و نویسندگانی دارند که محدودیتهای فیزیکی زمان خود را نادیده گرفتند. وقتی جامعهای ادبیات گمانهزن را جدی نمیگیرد، انگیزه و الهامبخشی لازم برای فراتر رفتن از مرزهای علم موجود در میان نسلهای جدید آن خشک میشود. علم بدون تخیل، به کارهای آزمایشگاهی تکراری بدل میگردد که فاقد شور و شعف کشف ناشناختههاست. برای پیشرفت تکنولوژیک، ابتدا باید جرات تخیل پدیدههایی را داشته باشیم که در حال حاضر محال به نظر میرسند.
فانتزی به عنوان پناهگاهی در برابر تروماهای جمعی
در دورههای بحرانی تاریخ مانند جنگها، قحطیها و بیماریهای همهگیر، فانتزی نقش یک مکانیزم دفاعی روانی و سوپاپ اطمینان برای حفظ سلامت روان جوامع را ایفا کرده است. پناه بردن به جهانهای خیالی، فرار از واقعیت برای انفعال نیست، بلکه تلاشی برای بازسازی امید و پیدا کردن معنا در میان ویرانههاست. ادبیات فانتزی تاریک و داستانهای حماسی به افراد کمک میکنند تا با ترسها و تروماهای جمعی خود در قالب نمادها و استعارهها مواجه شوند و آنها را پردازش کنند.
پس از جنگهای جهانی، گرایش به داستانهای فانتزی حماسی مانند آثار تالکین به شدت افزایش یافت، زیرا این داستانها چارچوبی برای درک خیر و شر و امید به پیروزی نور بر تاریکی ارائه میدادند. در غیاب این پناهگاههای ذهنی، جوامع تحت فشار به سرعت دچار افسردگی جمعی، اضطراب مزمن و فروپاشی روانی میشوند. فانتزی به ذهن خسته انسان اجازه میدهد تا موقتاً از زنجیرهای واقعیت خشن رها شده، انرژی خود را بازیابی کند و با توان و امید بیشتری برای تغییر دنیای واقعی تلاش نماید.
اسطورهسازی مدرن و بازسازی هویتهای ملی
اسطورهها و افسانهها از دیرباز سنگبنای هویتهای فرهنگی و ملی بودهاند و جوامع مدرن نیز برای حفظ انسجام خود به اسطورهسازیهای نوین نیاز دارند. فانتزیهای مدرن در قالب فیلمها، رمانها و بازیهای ویدئویی، ارزشهای مشترک مانند عدالت، فداکاری، دوستی و شجاعت را بازتعریف میکنند. این روایات خیالی به جامعه کمک میکنند تا در دنیای متغیر امروز، هویت جمعی خود را بازسازی کرده و به یک فهم مشترک از آینده برسد.
جامعهای که توانایی خلق اسطورههای جدید را از دست میدهد، به تدریج دچار بحران هویت شده و در فرهنگهای مهاجم و بیگانه حل میشود. بازخوانی داستانهای کهن در قالب فانتزیهای مدرن، پیوند نسل جدید را با ریشههای تاریخی خود حفظ میکند و زبان مشترکی برای گفتگو میان نسلها ایجاد مینماید. اسطورهسازی مدرن نه یک دروغ سرگرمکننده، بلکه روشی است که جوامع زنده از طریق آن ارزشهای اخلاقی و فلسفی خود را به نسلهای بعدی منتقل میکنند تا تداوم تاریخی خود را حفظ کنند.
نقش تخیل در توسعه همدلی و هوش اجتماعی
مطالعات روانشناختی متعدد تایید میکنند که خواندن داستانهای فانتزی و غرق شدن در دنیای شخصیتهای خیالی، قدرت همدلی و هوش اجتماعی افراد را به طرز چشمگیری افزایش میدهد. فانتزی ما را مجبور میکند تا دنیا را از دریچه چشم موجودات، فرهنگها و شخصیتهایی کاملاً متفاوت ببینیم که در واقعیت هیچگاه با آنها مواجه نمیشویم. این جابجایی ذهنی، انعطافپذیری شناختی ما را در مواجهه با تفاوتهای انسانی در دنیای واقعی تقویت میکند.
جوامعی که در آنها تخیل و ادبیات داستانی ضعیف است، با کاهش شدید همدلی اجتماعی و افزایش تعصبات مواجه میشوند. وقتی شهروندان نتوانند احساسات و شرایط زیستی دیگران را در ذهن خود بازسازی کنند، بستر برای دوقطبی شدن جامعه و رفتارهای خشن فراهم میشود. هوش اجتماعی و توانایی حل مسالمتآمیز تعارضات، نیازمند ذهنی است که بتواند فراتر از منافع شخصی خود فکر کند و این توانایی مستقیماً در مکتب رویاپردازی و فانتزی آموزش داده میشود.
بنبستهای فلسفی در غیاب مدینه فاضله ذهنی
فلسفه سیاسی و اخلاق بدون تصور اتوپیا (Utopia) یا همان مدینه فاضله، به بنبست فکری میرسد زیرا هدف نهایی حرکتهای اجتماعی را گم میکند. رویاپردازی درباره یک جامعه کامل و بینقص، هرچند غیرقابل دسترس به نظر برسد، به عنوان قطبنمایی عمل میکند که مسیر اصلاحات تدریجی را مشخص میسازد. بدون این افقهای تخیلی بلندمدت، فلسفه به توجیه وضعیت موجود و مدیریت روزمرگی تنزل مییابد و پویایی خود را از دست میدهد.
اندیشمندان بزرگی که تحولات عظیمی در تاریخ بشر ایجاد کردهاند، همگی دارای قدرت تخیل قوی برای به چالش کشیدن اصول پذیرفتهشده زمان خود بودند. بنبست فکری زمانی رخ میدهد که جامعه باور کند هیچ راه دیگری برای زندگی، کشورداری یا توزیع ثروت وجود ندارد. فانتزی با شکستن این جزمیتهای فکری، پنجرههای جدیدی به روی فلسفه و علوم انسانی میگشاید و به ما یادآور میشود که قوانین اجتماعی وحی منزل نیستند و میتوان آنها را بازنویسی کرد.
مقایسه جوامع خلاق تاریخی با تمدنهای ایستا
بررسی تاریخی نشان میدهد تمدنهایی که در علم، هنر و سیاست پیشرو بودهاند، همزمان بستر بسیار پویایی برای رشد تخیل و افسانهپردازی داشتهاند. یونان باستان با اساطیر غنی خود، رنسانس اروپا با بازگشت به هنر و بازتعریف رویاهای کلاسیک، و دوران طلایی اسلامی با ترجمه و خلق آثار شگفتانگیز ادبی، نمونههای بارزی از این همبستگی هستند. در این جوامع، تفکر منطقی و تخیل هنری نه در تضاد با هم، بلکه به عنوان دو بال مکمل برای پرواز فکری عمل میکردند.
در مقابل، تمدنهایی که به ورطه ایستایی سقوط کردند، اغلب کسانی بودند که سنتهای فکری صلب را ترجیح داده و با هرگونه رویاپردازی خلاقانه یا نوآوری در روایتها مخالفت کردند. این جوامع با سرکوب تخیل، عملاً موتور تولید ایدههای جدید خود را خاموش کردند و در نهایت توسط جوامع پویاتر کنار زده شدند. تاریخ گواهی میدهد که بقای تمدنی و پویایی اقتصادی همواره رابطه مستقیمی با فضای آزادی داشته است که جامعه برای رویاپردازی و تخیل هنرمندان و اندیشمندان خود فراهم میآورد.
بازیهای فکری و نقش آنها در رشد شناختی کودکان
بازیهای نقشآفرینی و سناریوهای فانتزی که کودکان در سنین رشد اجرا میکنند، پایه و اساس توسعه مهارتهای شناختی، زبانی و عاطفی آنها است. کودکانی که به طور مداوم در بازیهای تخیلی شرکت میکنند، توانایی بیشتری در حل مسئله، کنترل تکانه و برنامهریزی استراتژیک از خود نشان میدهند. بازیهای فانتزی به آنها اجازه میدهد تا قوانین پیچیده دنیای بزرگسالان را در محیطی امن و بدون ریسک آزمایش و درونیسازی کنند.
سیستمهای آموزشی مدرنی که بازیهای فانتزی را با آموزشهای خشک و زودرس جایگزین میکنند، به رشد طبیعی شناختی کودکان آسیب میزنند. این کودکان در بزرگسالی ممکن است در اجرای دستورالعملهای دیکتهشده موفق باشند، اما در مواجهه با شرایط مبهم و مسائلی که نیاز به نوآوری دارند، با مشکل جدی روبرو خواهند شد. تقویت تخیل در دوران کودکی تضمینکننده تربیت نسلی است که میتواند فراتر از چارچوبهای موجود فکر کند و راهحلهای خلاقانه برای چالشهای آینده بیابد.
خطر توتالیتاریسم فکری و یکنواختی روایات
توتالیتاریسم فکری زمانی شکل میگیرد که تمام روایات و داستانهای یک جامعه توسط یک نهاد مرکزی کنترل شده و هرگونه تخیل دگراندیشانه سرکوب شود. رژیمهای اقتدارگرا به خوبی میدانند که بزرگترین تهدید برای بقای آنها، ذهنهایی است که میتوانند گزینههای جایگزین را تصور کنند. به همین دلیل، آنها تلاش میکنند با حذف ادبیات فانتزی مستقل و جایگزینی آن با پروپاگاندا، تخیل عمومی را فلج کرده و یکنواختی فکری شدیدی ایجاد نمایند.
یکنواختی روایات به این معناست که همه افراد جامعه به یک شیوه فکر میکنند، از یک نوع رویاها پیروی میکنند و رفتارهایی کاملاً پیشبینیپذیر دارند. این وضعیت جامعه را در برابر بحرانهای ناگهانی به شدت آسیبپذیر میکند، زیرا هیچ راهکار خلاقانه بیرونی برای حل مشکلات جدید تولید نمیشود. ترویج فانتزیهای گوناگون و سبکهای مختلف هنری، پادزهر اصلی توتالیتاریسم فکری است و تنوع شناختی لازم را برای بقای پویای جامعه تامین میکند.
بازتعریف فانتزی در عصر هوش مصنوعی و شبیهسازی
با ظهور ابزارهای تولید تصویر، متن و جهانهای مجازی توسط هوش مصنوعی، مفهوم تخیل و فانتزی وارد فاز کاملاً جدیدی از تاریخ خود شده است. اکنون ماشینها میتوانند بر اساس الگوهای دادهای، سناریوهای فانتزی بیشماری خلق کنند که این پدیده مرز میان تخیل انسانی و شبیهسازی ماشینی را کمرنگ میسازد. در این عصر جدید، جوامع با این چالش مواجهاند که چگونه اصالت تخیل انسانی را حفظ کرده و از افتادن به ورطه انفعال شناختی جلوگیری کنند.
اگر انسانها تولید تمام رویاها و داستانهای خود را به الگوریتمها واگذار کنند، خطر بزرگی ذهنیت بشری را تهدید خواهد کرد؛ یعنی بازتولید مداوم گذشته بدون جرقه خلاقیت واقعی. هوش مصنوعی بر اساس دادههای موجود کار میکند، اما تخیل انسانی توانایی جهشهای ناگهانی و غیرمنطقی را دارد که قوانین موجود را به چالش میکشد. بازتعریف فانتزی در این دوران، به معنای استفاده هوشمندانه از ماشینها به عنوان ابزار کمکی و همزمان تقویت نیروی شهود و خلاقیت منحصربهفرد انسانی برای فراتر رفتن از مرزهای الگوریتمی است.
جمعبندی نهایی
قدرت خیال و فانتزی لوکس نیست، بلکه زیربنای پویایی شناختی، نوآوریهای تکنولوژیک و همدلی اجتماعی است. جوامعی که رویاپردازی را به حاشیه میرانند، به بنبست فکری رسیده و توانایی خود را در حل خلاقانه چالشهای نوظهور از دست میدهند. از تقویت سیستم عصبی در مدارهای پیشفرض مغز گرفته تا الهامبخشی به دانشمندان برای اختراعات بزرگ، تخیل نقشی کلیدی در بقای تمدنی ما ایفا میکند. در عصر هوش مصنوعی و شبیهسازیهای الگوریتمی، حفظ و پرورش این ویژگی ناب انسانی بیش از هر زمان دیگری اهمیت یافته است تا از انجماد فکری و یکنواختی فرهنگی جلوگیری کنیم.









نشر افق استارت انتشار یه مجموعه رو زده. فانتزی و وحشت. شش جلدیه. به اسم دشت پارسوا. دو جلد اولش در اومده:
http://www.ofoqco.com/listbook.asp?coll=1&ctg=141
اینم از همت یه نویسنده و یه نشر موفق و معتبر. باید دید مردم از اون گوشی های موبایلشون دل می کنن و قدر این حرکت خوب رو می دونن یا نه.
به جز این کمیک استریپ هم استقبالی نداره
و خیلی چیزهای دیگه ای هم نداریم
سلام
این مجله رو باید دانلود کرد فرمتش رار هست
همچنین مجله کوییبلر(طفره زن یا سفسطه باز)نیز هست که البته بیشتر در مورد هری پاتر هست این مجله رو اطلاع ندارم نحوه دریافتش چگونه است فقط میدونم رایگان هست
فانتزیا:http://good-life.ir/downloads.php?view=detail&df_id=1393
کوییبلر:http://quibbler.mihanblog.com
با تشکر از مطالب جالب و مفیدتان!
سلام
اقای مجیدی
همچنین مجله فانتزیا از سایت گودلایف نیز به ژانر فانتزی می پردازد
البته تا به حال فقط یک پیش شماره داشته و فکر میکنم ماه بعد شماره 2آن نشر شود
لینک؟ آنلاین هست این مجله؟
اول اینکه قالب جدید بسیار بسیار قشنگ تر از قبل است،تبریک.
دوم اینکه اگر دنبال اثر فانتزی هستید دو کتاب از نیل گیمن بوسیله ی نشر افق چاپ شده:”کتاب گورستان” و “کورالین”…
البته چیزی مثل کارهای آسیموف یا سی کلارک یا بزرگان دیگه چاپ نمیشه!باعث تاسف هست که تا حالا نتونستم سری راما رو تا آخر بخونم که این کتاب آخری پیدا نمیشه یا سری بنیاد آسیموف که کتاب اول رو دو سال پیش خوندم و الآن واقعا خمارش هستم…
نمیدونم دلیلش چیه!اما اگه چاپ مجدد بشن حتما از خواننده هاشون خواهم بود
دیگر اینکه فانتزی خوب یکی “ایزدان خرد”است که آکادمی ترجمه اش کرده و فوق العاده است.
دیگری هم کارهای دارن شان است که البته واقعا چیز شاهکاری نیستند در مقایسه با کارهایی که قبلا چاپ میشد اما زیاد بد هم نیستند،به هرحال نشر بنفشه(قدیانی)کارهاش رو چاپ میکنه!دو سری از کارهاش در ایران چاپ شده اند:
یکی سرزمین اشباح و دیگری نبرد با شیاطین که دومی در سایت طرفداران ایرانی اش با ترجمه قابل قبول است
طرح کلی کارهاش خوبه!تصویر اصلی رو منظورم است بخصوص سرزمین اشباحش…اما در فضا سازی خیلی خام دستانه عمل میکنه!به هر حال اگر نوجوانی میشناختید که فانتزی رو دوست داره یا حتی خودتون میتونم این سری رو توصیه کنم که بهتر از هیچی هستند ضمن تاکید دوباره روی :ایزدان خرد.
واقعا” چقدر دلتنگ کارای فانتزی بودم. از بس رئال دیدم و فکر کردم حالم بهم خورد. بعضی وقت ها آدم باید از همه چیز فرار کنه به یه جای دور. به جایی که همیشه خیر برنده است.
شاید بهتر باشد که بگوییم” بدا به حال ملتی که شادی ندارد” یا ” بدا به حال ملتی که فرصت شادی ندارد”
خود من از کودکی عاشق رمانها و فیلمهای علمی تخیلی بودم، اما آنقدر مطالب ناخوشایند مختلف در طی این چند سال پیش آمده که توان تعقیب و پی گیری موارد مورد علاقه سلب میشود.
به هر حال اینچنین کارهایی جای تقدیر دارد. امیدوارم استقبال شود و ادامه پیدا کند.
ماهنامه فانتزی،چه کار جالبی…
یه جورایی انگار ادبیات مسئولیت ژانر فانتزی وعلمی-تخیلی رو داده به سینما،کتابایی که خیلی سال پیش تو این ژانر نوشته شده بود،”حالا” داره به فیلم تبدیل میشه.
البته مجله های دانشمند و اطلاعات علمی گه گاه این گونه داستانها رو چاپ میکنن. و البته تر الان خیلی کمتر.
اگر ما سایت آکادمی فانتزی رو نداشتیم چیکار باید میکردیم؟
کارشان جای تحسین دارد. ایشالله چاپی هم بشود.
این بر می گرده به کاربران ایرانی که شده کارشون فقط گوگل ریدر و فرنفید و فیس بوک بازی … کاری با تولید محتوا ندارند
بالاترین هم نمونه بارزش که پر شده فقط از مسائل سیاسی … چه انتظاراتی داری دکتر جان