تخت پادشاهی آهنی واقعی در سریال بازی تاج و تخت، چه شکلی بود؟

تماشای سریال بازی تاج و تخت (Game of Thrones) برای بسیاری از ما تجربهای فراموشنشدنی بود، اما شاید ندانید که یکی از نمادینترین عناصر این مجموعه، یعنی تخت پادشاهی، در ذهن نویسنده بسیار متفاوت از آن چیزی است که در قاب تلویزیون دیدیم. آشنایی با جزئیات دقیق این تخت میتواند برای طرفداران دنیای فانتزی بسیار جذاب و دانشافزا باشد زیرا تفاوت میان اقتباس و منبع اصلی را به خوبی نشان میدهد. در این مطلب قصد داریم بررسی کنیم که چرا تخت پادشاهی آهنی (Iron Throne) در سریال آنقدر کوچک ساخته شد و نسخه واقعی و هولناک آن در کتابهای نغمهای از آتش و یخ چه ویژگیهایی دارد. آیا واقعا این تخت از هزاران شمشیر ساخته شده است یا این فقط یک مبالغه در افسانههای وستروس (Westeros) به شمار میرود؟ چرا جورج آر آر مارتین (George R. R. Martin) از نسخه سریالی چندان راضی نبود و آن را با تصویر ذهنی خود منطبق نمیدانست؟
فهرست مطالب
- ۱. شناسنامه اثر و معرفی دنیای نغمهای از آتش و یخ
- ۲. داستان تولد یک تخت از میان خاکستر و خون
- ۳. تفاوتهای فاحش میان سریال HBO و متن کتاب
- ۴. رویای مارتین؛ غولی از فولاد تابخورده
- ۵. تصویرسازی مارک سیمونتی؛ نزدیکترین طرح به واقعیت
- ۶. نمادشناسی قدرت؛ چرا تخت باید ناامن باشد؟
- ۷. تخت آهنی در فرهنگ عامه و شوخیهای اینترنتی
- ۸. اشتباهات رایج در مورد تعداد شمشیرها
- ۹. ریشههای تاریخی؛ الهام از فاتحان واقعی
- ۱۰. چرا تخت واقعی برای ساخت سریال نامناسب بود؟
۱. شناسنامه اثر و معرفی دنیای نغمهای از آتش و یخ
مجموعه کتابهای نغمهای از آتش و یخ (A Song of Ice and Fire) به قلم جورج آر آر مارتین از سال ۱۹۹۶ منتشر شد و به سرعت به یکی از ستونهای ادبیات فانتزی مدرن تبدیل گشت. سریال بازی تاج و تخت که اقتباسی از این رمانهاست، توسط دیوید بنیاف و دی بی وایس برای شبکه اچبیاو (HBO) ساخته شد و بازیگرانی چون پیتر دینکلیج در نقش تیریون لنیستر و امیلیا کلارک در نقش دنریس تارگرین را به شهرت جهانی رساند. این اثر حماسهای پیچیده از سیاست، خیانت و جادو است که در قارهای خیالی به نام وستروس جریان دارد. شخصیتهای خاکستری و غیرقابل پیشبینی بودن مرگ قهرمانان، از ویژگیهای بارز این داستان محسوب میشود. مارتین با دقت وسواسگونهای جزئیات جهان خود را طراحی کرده است که تخت آهنی قلب تپنده آن است.
۲. داستان تولد یک تخت از میان خاکستر و خون
داستان ساخت تخت آهنی به دوران فتح وستروس توسط ایگان تارگرین (Aegon Targaryen) ملقب به ایگان فاتح بازمیگردد. او پس از شکست دادن پادشاهان مختلف، دستور داد شمشیرهای دشمنان مغلوب را جمعآوری کنند تا از آنها تختی برای پادشاهی جدید بسازند. طبق افسانهها، این شمشیرها با آتش اژدهای غولپیکر او، بالریون ملقب به وحشت سیاه، ذوب و به هم جوش داده شدند. کار ساخت این تخت ۵۹ روز طول کشید و نتیجه آن صندلیای شد که هیچ شباهتی به یک مبل راحت سلطنتی نداشت. لبههای تیز و شمشیرهای برآمده، همواره به نشستن پادشاه هشدار میدادند که قدرت نباید باعث آسودگی خاطر شود. این تخت در تالار بزرگ قلعه سرخ (Red Keep) در شهر کینگزلندینگ قرار گرفته است.

۳. تفاوتهای فاحش میان سریال HBO و متن کتاب
در سریال تلویزیونی، تخت آهنی شیئی با ابعاد معقول است که پادشاه به راحتی روی آن مینشیند و چند پله با زمین فاصله دارد. این تخت اگرچه زیبا و نمادین طراحی شده، اما در مقایسه با توصیفات کتاب بسیار کوچک و متقارن به نظر میرسد. در متن کتاب، تخت آهنی موجودی عظیم، بدقواره و ناهنجار است که بیش از ده پله ارتفاع دارد و پادشاه از آن بالا به رعایای خود مینگرد. این تفاوت به دلیل محدودیتهای عملی در طراحی صحنه و فیلمبرداری در استودیو ایجاد شد. طراحان سریال مجبور بودند چیزی بسازند که دوربین بتواند به راحتی از زوایای مختلف آن را پوشش دهد.
بسیاری از بینندگان سریال هرگز تصور نمیکردند که نسخه اصلی چقدر میتواند هولناکتر باشد. در کتاب ذکر شده که پادشاهان گاهی هنگام نشستن یا برخاستن از تخت، دچار جراحتهای جدی میشدند. این تخت در واقع نمادی از خطر همیشگی است که در کمین حاکمان نشسته است. شمشیرهای بیرونزده در نسخه سریالی بیشتر جنبه تزئینی دارند تا تهدیدآمیز. در حالی که در نسخه ادبی، تخت به معنای واقعی کلمه یک توده درهمتنیده از تیغههای تیز است.

۴. رویای مارتین؛ غولی از فولاد تابخورده
جورج آر آر مارتین در وبلاگ شخصیاش صراحتا اعلام کرد که هیچکدام از تختهای ساخته شده در سریالها و نمایشگاهها، با تصویر ذهنی او مطابقت ندارند. او تخت را چیزی عظیم، زشت و نامتقارن توصیف میکند که هیبتش لرزه بر اندام هر بینندهای میاندازد. از نظر او تخت باید به گونهای باشد که نشان دهد با چکش و آتش اژدها به شکلی وحشیانه ساخته شده است. این شیء نباید دارای ظرافتهای هنری باشد، بلکه باید خشونت جنگ را بازتاب دهد. ارتفاع بلند آن باعث میشد پادشاه مانند برجی بر فراز تالار بایستد و همه را از بالا نگاه کند.
این بلندی تخت نه تنها برای نشان دادن قدرت، بلکه برای ایجاد فاصله میان شاه و دیگران بود. مارتین تاکید دارد که هزاران شمشیر در ساخت آن به کار رفته، نه فقط چند ده عدد. وقتی پادشاه روی آن مینشیند، مانند این است که بر فراز کوهی از شکستهای دشمنانش تکیه زده است. این ناهنجاری در طراحی، دقیقا همان چیزی است که به تخت شخصیت میدهد. در واقع تخت آهنی خودش یک کاراکتر صامت اما تاثیرگذار در کل داستان است.
۵. تصویرسازی مارک سیمونتی؛ نزدیکترین طرح به واقعیت
مدتها پس از پخش سریال، هنرمندی به نام مارک سیمونتی (Marc Simonetti) تصویری را خلق کرد که تحسین برانگیز شد. او با دقت تمام توصیفات مارتین را در نقاشی خود پیاده کرد و تختی غولآسا و هولناک را به تصویر کشید. وقتی مارتین این طرح را دید، اعلام کرد که این دقیقا همان چیزی است که هنگام نوشتن کتاب در ذهن داشته است. در این تصویر، پادشاه در ارتفاعی بسیار بالا نشسته و تخت مانند یک هیولای فلزی تمام فضای تالار را تحت تاثیر قرار داده است. این نسخه از تخت، حس ناامنی و قدرت مطلق را به خوبی منتقل میکند.

۶. نمادشناسی قدرت؛ چرا تخت باید ناامن باشد؟
فلسفه پشت طراحی تخت آهنی این است که یک پادشاه هرگز نباید به راحتی بر تخت تکیه بزند. ایگان فاتح معتقد بود که حکمرانی نباید کاری آسان و لذتبخش باشد، بلکه مسئولیتی خطرناک و بیدارکننده است. بسیاری از پادشاهان در طول تاریخ وستروس توسط همین تخت زخمی شدهاند و حتی شایعاتی وجود دارد که تخت، پادشاهان نالایق را میکشد. این پیوند میان فیزیک اشیاء و مفاهیم سیاسی، یکی از نبوغهای نویسندگی مارتین است. تخت آهنی استعارهای از خود قدرت است؛ جذاب برای به دست آوردن، اما دردناک برای نگه داشتن. هر کسی که به دنبال آن است، باید بداند که ممکن است توسط همان چیزی که به دنبالش است، نابود شود.
۷. تخت آهنی در فرهنگ عامه و شوخیهای اینترنتی
محبوبیت تخت آهنی باعث شد که به سرعت وارد فرهنگ عامه شود و شوخیهای تصویری (Memes) بسیاری با آن ساخته شود. بسیاری از طرفداران با استفاده از فتوشاپ، شخصیتهای محبوب خود یا حتی حیوانات خانگیشان را روی این تخت قرار دادند. حتی محصولات عجیبی مثل سهچرخههایی با تم تخت آهنی برای تبلیغات ساخته شد که نشان از نفوذ این نماد دارد. این تخت به قدری مشهور است که حتی کسانی که سریال را ندیدهاند، با دیدن آن به یاد بازی تاج و تخت میافتند. شرکتهای تولید اسباببازی نیز نسخههای مینیاتوری متعددی از آن را برای کلکسیونرها روانه بازار کردند.



۸. اشتباهات رایج در مورد تعداد شمشیرها
در سریال گفته میشود که تخت از هزار شمشیر ساخته شده است، اما لیتلفینگر (Littlefinger) در یکی از دیالوگهای معروفش فاش میکند که تعداد آنها کمتر از دویست عدد است. این در حالی است که در کتاب، عدد هزار شمشیر تنها یک استعاره نیست و تخت واقعا عظیم به نظر میرسد. مردم وستروس به تخت آهنی به عنوان یک موجود افسانهای نگاه میکنند و اغراق در مورد آن بخشی از تاریخنگاری آنهاست. با این حال، نسخه سیمونتی نشان داد که جای دادن هزار شمشیر در یک ساختار عمودی کاملا امکانپذیر است. این تضاد میان افسانه و واقعیت در سریال به نفع واقعگرایی بصری تغییر یافت. اما در دنیای فانتزی مارتین، جادو و مقیاسهای بزرگ حرف اول را میزنند.
۹. ریشههای تاریخی؛ الهام از فاتحان واقعی
مارتین برای خلق دنیای خود از وقایع تاریخی واقعی مثل جنگ گلها (Wars of the Roses) در انگلستان الهام گرفته است. ایده ساختن چیزی از غنایم جنگی برای تحقیر دشمنان، در تاریخ باستان و قرون وسطی بیسابقه نبوده است. فاتحان همواره سعی میکردند با نمایش سلاحهای شکسته دشمن، قدرت لایزال خود را به رخ بکشند. تخت آهنی در واقع تندیسی از پیروزی مطلق یک خاندان بر تمام رقبای قدرتمند است. این تخت یادآور این نکته است که صلح در وستروس تنها با زور شمشیر برقرار شده است. از دیدگاه جامعهشناسی، این تخت نشاندهنده یک سیستم حکومتی نظامیگرا است که بر پایه ترس بنا شده است.
۱۰. چرا تخت واقعی برای ساخت سریال نامناسب بود؟
اگر سازندگان سریال میخواستند تخت اصلی را بسازند، باید تالاری به بزرگی یک کلیسای جامع طراحی میکردند. ارتفاع زیاد تخت باعث میشد تعامل بین شخصیتها و دیالوگگویی میان پادشاه و مشاورانش از نظر بصری بسیار دشوار شود. برای مثال، دوربین باید مدام بین کف زمین و ارتفاع ۱۰ متری جابهجا میشد که ریتم صحنهها را مختل میکرد. همچنین ایمنی بازیگران روی یک توده عظیم از فلزات تیز یک چالش جدی برای تیم تولید بود. بنابراین، تخت فعلی سریالی، یک مصالحه هوشمندانه بین وفاداری به متن و محدودیتهای رسانه سینماست. با این حال، در سریال خاندان اژدها (House of the Dragon) سعی شد با افزودن شمشیرهای بیشتر در اطراف تخت، کمی به نسخه کتاب نزدیکتر شوند.
جمعبندی نهایی
تخت آهنی بیش از آنکه یک صندلی برای نشستن باشد، نمادی از ماهیت بیرحم قدرت در دنیای بازی تاج و تخت است. تفاوت میان نسخه شیک و متقارن سریال با غول آهنی و بدقواره کتاب، نشاندهنده شکاف میان رویاهای بصری هالیوود و تخیل لجامگسیخته یک نویسنده فانتزی است. جورج آر آر مارتین با طراحی این تخت، به ما میآموزد که قدرت واقعی نه تنها زیبا نیست، بلکه میتواند خطرناک، گزنده و ناموزون باشد. درک این تفاوت به ما کمک میکند تا لایههای عمیقتری از سیاست و روانشناسی شخصیتهای وستروس را کشف کنیم و بدانیم که چرا هر کسی جرئت تکیه زدن بر این کوه فولادی را ندارد.






تخته پادشاهیش در حد کاردستی بچه ها ست. تخت پادشاهی سیمونتی هم بد نیست ولی تخت پادشاهی می خواین تو بازی وارکرافت دموی اخر بازی که ارتاس روش میشینه کوهیه برای خودش. البته بازی برای حدود ده سال پیشه :)
کارکتر مورد علاقه ی من نقشش تو سریال خیلی کمرنگ هست، اما به نظرم کنجکاوبرانگیز ترین شخصیت هست. Jaqen H’ghar از مردان بی چهره، که با کشتن چند نفر به درخواست آریا استارک، بهش کمک کرد و فراریش داد. به آریا سکه ای میده و میگه: “valar morghulis” “همه ی انسان ها خواهند مرد”.
و دوست داشتنی ترین کارکتر هم The Imp یا همون تریان لنیستر هست.
این تخت پادشهای هم به میم تنبدیل شده!
به نظر من طرح “مارک سیمونتی” بسیار خوف ناک تر هست.
این یکی انصافا از تخت توی فیلم بهتره، قدرت، ترس و خشونت رو میشه تو این تصویر دید
ما هرچی میبینیم بیشتر صندلی پادشاهی است. چون تخت پادشاهی هم زیاد توی فیلم ها و موزه ها هست!
با تشکر از دکتر عزیز