کیبوردهای ارگونومیک چطور متولد شدند؟ تاریخچه تلاش طراحان صنعتی برای جلوگیری از آسیب مچ دست تایپیستها
بسیاری از ما ساعتهای متمادی از روز را صرف ضربه زدن به کلیدهایی میکنیم که ساختارشان ریشه در ماشینهای تحریر قرن نوزدهم دارد، غافل از اینکه این طراحی تخت و فشرده، جنگی پنهان علیه آناتومی دست انسان است. کیبوردهای ارگونومیک (Ergonomic Keyboards) نه یک کالای لوکس، بلکه نتیجهی دههها تحقیق علمی و نبوغ طراحان صنعتی برای پایان دادن به اپیدمی دردهای مفصلی و سندرم تونل کارپال هستند. در این مقاله میخواهیم ببینیم که ایده تغییر شکل سنتی صفحهکلید از کجا آمد و چرا فرآیند پذیرش آن توسط کاربران تا این حد طولانی و پرفراز و نشیب بوده است؟ آیا واقعاً منحنی بودن یا دو تکه بودن کیبورد میتواند سلامت طولانیمدت ما را تضمین کند یا اینها فقط ترفندهای بازاریابی شرکتهای بزرگ تکنولوژی هستند؟ با ما همراه باشید تا به دنیای عجیب زاویهها، سوییچها و طراحیهای فضایی سفر کنیم که با هدف راحتی انگشتان شما خلق شدهاند.
فهرست مطالب
- ۱. میراث شوم ماشینهای تحریر و چیدمان کوئرتی
- ۲. ظهور دردهای مزمن و زنگ خطر برای تایپیستها
- ۳. اولین تلاشها: کیبورد مالترون و شکستن ساختار سنتی
- ۴. ورود مایکروسافت به بازی ارگونومی با مدل نچرال
- ۵. آناتومی دست و زاویههای طلایی در طراحی کیبورد
- ۶. کیبوردهای دو تکه؛ وقتی جدایی به معنای سلامت است
- ۷. نقش سوییچهای مکانیکی در کاهش خستگی انگشتان
- ۸. چالش یادگیری مجدد و مقاومت کاربران در برابر تغییر
- ۹. کیبوردهای عمودی و تلاش برای حذف چرخش ساعد
- ۱۰. تاثیر محیط کار مدرن بر تکامل ابزارهای ورودی
- ۱۱. آینده ارگونومی: از کیبوردهای منعطف تا کنترلهای حرکتی
- ۱۲. راهنمای خرید کیبورد ارگونومیک برای کاربران حرفهای
میراث شوم ماشینهای تحریر و چیدمان کوئرتی
برای درک علت نیاز به کیبوردهای ارگونومیک، ابتدا باید بفهمیم چرا کیبوردهای معمولی تا این حد بد طراحی شدهاند؛ پاسخ در مکانیزمهای مکانیکی ماشینهای تحریر قدیمی نهفته است. چیدمان کوئرتی (QWERTY) که امروزه استاندارد جهانی است، در واقع برای کند کردن سرعت تایپیستها طراحی شده بود تا میلههای حروف در ماشینهای تحریر به هم گیر نکنند. این طراحی تخت و ردیفی، دستها را مجبور میکند در وضعیتی غیرطبیعی و متمایل به داخل قرار بگیرند که فشار زیادی به تاندونها وارد میکند. ما امروزه از تکنولوژی دیجیتال استفاده میکنیم، اما همچنان اسیر محدودیتهای فیزیکی قطعات فلزی ۱5۰ سال پیش هستیم که برای راحتی انسان طراحی نشده بودند.
طراحی مستطیلی کیبوردهای استاندارد باعث میشود که مچ دستها به سمت بیرون خم شوند (Ulnar Deviation) که این یکی از عوامل اصلی التهاب در طولانیمدت است. طراحان صنعتی در اوایل قرن بیستم متوجه این مشکل شدند، اما تسلط مطلق ماشینهای تحریر در دفاتر کار، اجازه هیچگونه نوآوری در این زمینه را نمیداد. در واقع، بدن انسان خود را با ماشین وفق داد، به جای اینکه ماشین مطابق با بدن انسان ساخته شود. این پارادوکس تاریخی باعث شد تا نسلهای متعددی از کارمندان با دردهایی بزرگ شوند که ریشهی آن فقط در چند سانتیمتر جابجایی کلیدها نهفته بود و هیچکس جرات تغییر این میراث را نداشت.
ظهور دردهای مزمن و زنگ خطر برای تایپیستها
با گسترش کامپیوترهای شخصی در دهههای ۷۰ و ۸۰ میلادی و افزایش ساعات تایپ، گزارشهای مربوط به آسیبهای فشار تکراری (RSI) به شدت افزایش یافت. تایپیستها و برنامهنویسان از بیحسی در انگشتان، درد در مچ دست و حتی دردهایی که تا گردن و شانه ادامه داشت، شکایت میکردند. این مشکلات که اغلب تحت عنوان سندرم تونل کارپال (Carpal Tunnel Syndrome) شناخته میشوند، ناشی از فشرده شدن عصب مدیان در مچ دست بر اثر وضعیت نامناسب بدن است. پزشکان متوجه شدند که نشستن طولانیمدت پشت کیبوردهای تخت، در حال تبدیل شدن به یک بحران سلامت در محیطهای اداری است که هزینههای درمانی و افت بهرهوری زیادی به دنبال دارد.
اینجا بود که علم ارگونومی (Ergonomics) یا همان مهندسی عوامل انسانی، اهمیت ویژهای پیدا کرد تا راه حلی برای این معضل بیابد. محققان دریافتند که دست انسان در حالت استراحت، کمی متمایل به شست و دارای انحنا است، در حالی که کیبوردهای معمولی دست را کاملاً تخت نگه میدارند. این تضاد فیزیکی باعث میشود که عضلات ساعد همیشه در حالت انقباض باشند و جریان خون در ناحیه مچ کاهش یابد. زنگ خطر زمانی به صدا درآمد که بسیاری از متخصصان جوان به دلیل شدت درد مجبور به ترک حرفه خود شدند و این موضوع شرکتهای تکنولوژی را وادار کرد تا به فکر طراحی مجدد ابزارهای ورودی بیفتند.
اولین تلاشها: کیبورد مالترون و شکستن ساختار سنتی
در سال ۱۹۷۷، لیلیان مالت (Lillian Malt) و استیون هابل با معرفی کیبورد مالترون (Maltron)، یکی از اولین و عجیبترین طراحیهای ارگونومیک تاریخ را رقم زدند. این کیبورد به جای یک صفحه تخت، دارای دو حفره گود برای دستها بود که کلیدها با فواصل مختلف در آنها چیده شده بودند تا با طول متفاوت انگشتان هماهنگ باشند. طراحی مالترون به قدری پیشرو بود که حتی کلیدهای پرکاربرد را زیر انگشتان شست قرار داد تا فشار از روی انگشت کوچک برداشته شود. اگرچه این کیبورد بسیار گرانقیمت بود و ظاهر فضاییاش بسیاری را میترساند، اما ثابت کرد که میتوان کیبوردی ساخت که درد را به طور کامل حذف کند.
مالترون نشان داد که چیدمان کلیدها نباید لزوماً مستطیلی باشد و میتوان با ایجاد پستی و بلندی، فشار را در کل دست توزیع کرد. این محصول به ویژه برای کسانی که از قبل دچار آسیبهای شدید شده بودند، مانند یک معجزه عمل کرد و به آنها اجازه داد دوباره تایپ کنند. با این حال، به دلیل قیمت بالا و نیاز به یادگیری مجدد چیدمان حروف، این کیبورد هرگز به یک محصول عمومی تبدیل نشد و در سطح بازارهای خاص باقی ماند. اما میراث مالترون راه را برای شرکتهای بزرگی مثل مایکروسافت و لاجیتک باز کرد تا مفاهیم ارگونومیک را در ابعاد تجاری و کاربرپسندتر پیادهسازی کنند و به دست تودهها برسانند.
ورود مایکروسافت به بازی ارگونومی با مدل نچرال
نقطه عطف واقعی در تاریخ این محصولات، سال ۱۹۹۴ بود؛ زمانی که مایکروسافت کیبورد «نچرال» (Microsoft Natural Keyboard) را با قیمتی مناسب روانه بازار کرد. این کیبورد با طراحی «اسپلیت» (Split) یا دو تکه که در وسط زاویه داشت، باعث میشد مچ دستها در راستای طبیعی ساعد قرار بگیرند و خم نشوند. ظاهر گنبدی شکل و شیب ملایم آن، تجربهای کاملاً متفاوت از تایپ را ارائه میداد که تا آن زمان در دنیای کامپیوترهای خانگی بیسابقه بود. مایکروسافت با قدرت بازاریابی خود توانست مفهوم ارگونومی را از آزمایشگاههای تخصصی به روی میزهای کار معمولی بیاورد و استانداردی جدید تعریف کند.
موفقیت مدل نچرال به قدری بود که میلیونها نسخه از آن فروخته شد و هنوز هم نسخههای مدرن آن تولید میشوند و طرفداران خاص خود را دارند. این کیبورد به کاربران نشان داد که لازم نیست برای سالم ماندن، ظاهر کیبورد را کاملاً تغییر دهند، بلکه اصلاحات کوچک در زاویه قرارگیری دستها میتواند تاثیر شگرفی داشته باشد. البته در ابتدا بسیاری از کاربران با دیدن کیبوردی که انگار از وسط نصف شده است، متعجب میشدند، اما پس از چند روز استفاده، متوجه کاهش خستگی در دستان خود میشدند. مایکروسافت ثابت کرد که ارگونومی میتواند زیبا و عامهپسند باشد و نیازی به طراحیهای پیچیده و غیرقابل فهم برای رسیدن به راحتی نیست.
آناتومی دست و زاویههای طلایی در طراحی کیبورد
طراحان کیبوردهای ارگونومیک بر سه زاویه اصلی تمرکز دارند: انحراف اولنار (Ulnar Deviation)، پرونیشن (Pronation) و اکستنشن (Extension). انحراف اولنار زمانی رخ میدهد که مچ دست را به سمت انگشت کوچک خم میکنیم؛ کیبوردهای دو تکه با زاویه دادن به کلیدها، دست را در راستای ساعد نگه میدارند تا این فشار حذف شود. پرونیشن به معنای چرخاندن ساعد به طوری است که کف دست کاملاً رو به زمین قرار گیرد؛ کیبوردهای گنبدی یا عمودی با بالا آوردن مرکز کیبورد، اجازه میدهند دست در زاویهای طبیعیتر (شبیه به دست دادن) قرار بگیرد که فشار روی استخوانهای ساعد را کم میکند.
زاویه سوم یا همان اکستنشن، مربوط به بالا گرفتن مچ دست نسبت به ساعد است که معمولاً به دلیل پایههای پشتی کیبوردهای معمولی ایجاد میشود. تحقیقات مدرن نشان میدهد که برعکس تصور عموم، پشت کیبورد باید پایینتر از جلوی آن باشد (Negative Tilt) تا مچ دست در حالت خنثی بماند. طراحان صنعتی با در نظر گرفتن این سه مولفه، سعی میکنند محصولاتی بسازند که دست کاربر کمترین میزان انقباض عضلانی را داشته باشد. در واقع، یک کیبورد ارگونومیک خوب، وسیلهای است که شما را مجبور میکند در وضعیتی بنشینید که فیزیولوژی بدنتان برای آن طراحی شده است، نه وضعیتی که توسط قطعات الکترونیکی دیکته میشود.
کیبوردهای دو تکه؛ وقتی جدایی به معنای سلامت است
یکی از پیشرفتهترین انواع کیبوردهای ارگونومیک، مدلهای کاملاً جدا (Fully Split) هستند که در آنها بخش چپ و راست کیبورد توسط یک کابل یا اتصال بیسیم به هم متصل شدهاند و میتوان آنها را در هر فاصلهای قرار داد. این طراحی به کاربر اجازه میدهد تا عرض کیبورد را با عرض شانههای خود تنظیم کند، که مانع از جمع شدن شانهها به سمت جلو و قوز کردن میشود. برندهایی مانند کینِسیس (Kinesis) و ارگوداکس (ErgoDox) در این زمینه پیشرو هستند و محصولاتی تولید کردهاند که آزادی عمل بینظیری به تایپیستهای حرفهای و برنامهنویسان میدهد.
این جدایی نه تنها به مچ دست، بلکه به سلامت کل بالاتنه کمک میکند؛ چرا که باعث باز شدن قفسه سینه و بهبود تنفس در هنگام کار میشود. برخی از این مدلها حتی اجازه میدهند که هر بخش را با زاویههای مختلف (Tenting) نسبت به سطح میز قرار دهید تا به بهترین حالت شخصیسازی شده برسید. اگرچه ظاهر این کیبوردها در ابتدا ترسناک به نظر میرسد و جای زیادی روی میز میگیرند، اما کارایی آنها در حذف دردهای مزمن توسط هزاران کاربر تایید شده است. در واقع، این محصولات به جای یک راه حل کلی، یک بستر شخصیسازی شده فراهم میکنند تا هر فرد با توجه به فیزیک بدنی منحصر به فرد خود، چیدمان مناسبش را پیدا کند.
نقش سوییچهای مکانیکی در کاهش خستگی انگشتان
ارگونومی فقط مربوط به شکل ظاهری کیبورد نیست، بلکه حس لمس و میزان فشاری که برای فشردن هر کلید لازم است نیز نقش حیاتی دارد. بسیاری از کیبوردهای معمولی از لایههای لاستیکی (Membrane) استفاده میکنند که کاربر را مجبور میکند برای ثبت کلید، آن را تا انتها فشار دهد (Bottom out) که باعث وارد شدن ضربه به مفاصل انگشت میشود. سوییچهای مکانیکی با کیفیت، به ویژه مدلهای «خطی» یا «لمسی» سبک، اجازه میدهند کلید قبل از رسیدن به انتها فعال شود، که این موضوع فشار روی تاندونهای انگشت را به شدت کاهش میدهد.
ترکیب طراحی ارگونومیک بدنه با سوییچهای مکانیکی باکیفیت، به کاربر اجازه میدهد تا با کمترین تلاش ممکن و حرکاتی نرم، تایپ کند. برخی سوییچهای خاص برای ارگونومی طراحی شدهاند که نیروی لازم برای فعالسازی آنها بسیار کم است و از خستگی عضلات کوچک دست در تایپهای طولانیمدت جلوگیری میکنند. همچنین صدای کلیک در برخی سوییچها، بازخورد شنیداری به کاربر میدهد تا بداند کلید ثبت شده و از فشار دادن بیش از حد خودداری کند. این جزئیات فنی که شاید در نگاه اول ساده به نظر برسند، در طول یک روز کاری که شامل هزاران ضربه به کلیدهاست، تفاوت بین سلامتی و بیماری را رقم میزنند.
چالش یادگیری مجدد و مقاومت کاربران در برابر تغییر
بزرگترین مانع در گسترش کیبوردهای ارگونومیک، عاملی به نام حافظه عضلانی (Muscle Memory) است؛ ما سالها یاد گرفتهایم که جای هر حرف روی یک صفحه تخت کجاست. وقتی شکل کیبورد تغییر میکند یا کلیدها به دو بخش تقسیم میشوند، سرعت تایپ در ابتدا به شدت افت میکند و این موضوع باعث سرخوردگی بسیاری از کاربران میشود. این «منحنی یادگیری» (Learning Curve) مانع میشود که افراد در همان نگاه اول به مزایای سلامتی محصول توجه کنند و ترجیح میدهند به همان ابزار قدیمی اما راحت (از نظر ذهنی) برگردند. طراحان همواره در تلاشند تا تعادلی بین ارگونومی حداکثری و حفظ شباهت به استانداردهای ذهنی کاربر برقرار کنند.
بسیاری از افراد پس از خرید یک کیبورد ارگونومیک، در هفته اول آن را کنار میگذارند، در حالی که تحقیقات نشان میدهد مغز حدود دو هفته زمان نیاز دارد تا با ساختار جدید سازگار شود. شرکتها برای حل این مشکل، مدلهای «نیمه ارگونومیک» را معرفی کردهاند که تغییرات کمتری دارند تا انتقال برای کاربر راحتتر باشد. اما حقیقت این است که برای رسیدن به بهترین نتیجه، گاهی باید سختی یادگیری مجدد را پذیرفت. کسانی که این دوره گذار را تحمل میکنند، معمولاً پس از مدتی دیگر نمیتوانند به کیبوردهای معمولی برگردند و از اینکه چرا زودتر این تغییر را انجام ندادهاند، متعجب میشوند. این نبرد بین راحتی آنی و سلامت آتی، چالش همیشگی صنعت ارگونومی بوده است.
کیبوردهای عمودی و تلاش برای حذف چرخش ساعد
در سالهای اخیر، ایدهی کیبوردهای عمودی یا با شیب بسیار زیاد (High Tenting) مطرح شده است که دست را در وضعیت کاملاً خنثی یا همان «وضعیت دست دادن» نگه میدارند. در این حالت، دو استخوان ساعد (زند زیرین و زبرین) روی هم سوار نمیشوند و فشار بر روی کانال کارپال به حداقل ممکن میرسد. محصولاتی مانند «SafeType» با استفاده از آینهها به کاربر اجازه میدهند بدون نگاه کردن به دستهای عمودی خود، تایپ کنند. اگرچه این طرحها بسیار رادیکال به نظر میرسند، اما از نظر علمی، سالمترین وضعیت ممکن برای کار با دست هستند و به کلی احتمال بروز آسیبهای مفصلی را از بین میبرند.
این رویکرد نشان میدهد که مرزهای طراحی صنعتی هنوز در حال جابجا شدن است و طراحان از شکستن کامل قالبهای قدیمی واهمهای ندارند. کیبوردهای عمودی به ویژه برای کسانی که جراحی مچ دست داشتهاند یا دردهای بسیار شدیدی دارند، تنها راه حل باقیمانده برای ادامه کار با کامپیوتر است. البته پذیرش چنین محصولی در یک محیط اداری معمولی دشوار است، زیرا توجه زیادی را به خود جلب میکند و فضای زیادی از میز را اشغال مینماید. با این حال، با افزایش آگاهی عمومی در مورد سلامت محیط کار، ممکن است در آینده شاهد حضور پررنگتر این «مجسمههای کاربردی» روی میزهای کار باشیم، چرا که کارایی آنها بر زیباییشناسی سنتی غلبه خواهد کرد.
تاثیر محیط کار مدرن بر تکامل ابزارهای ورودی
تغییر سبک زندگی و ظهور «فریلنسری» و دورکاری، باعث شده است که افراد کنترل بیشتری بر تجهیزات اتاق کار خود داشته باشند و تمایل به خرید محصولات ارگونومیک افزایش یابد. در گذشته، شرکتها تمایلی به صرف هزینه برای کیبوردهای گرانقیمت نداشتند، اما اکنون مشخص شده که پیشگیری از آسیب، بسیار ارزانتر از هزینههای بیمه و غیبت کارمندان است. این تغییر دیدگاه باعث شده تا برندهای گیمینگ (Gaming) نیز وارد حوزه ارگونومی شوند، چرا که گیمرها هم به اندازه تایپیستها در معرض آسیبهای مچ دست هستند. اکنون شاهد کیبوردهای مکانیکی ارگونومیک با نورپردازی RGB هستیم که ترکیبی از عملکرد و جذابیت بصری را ارائه میدهند.
همچنین کوچکتر شدن میزهای کار و استفاده از گوشی هوشمند به جای کامپیوتر در برخی امور، باعث شده تا کیبوردهای ارگونومیک جمعوجور (Compact) و بیسیم طرفداران زیادی پیدا کنند. حذف بخش عددی (Numpad) از سمت راست کیبورد، اجازه میدهد موس به کیبورد نزدیکتر شود که فشار روی شانه راست را کاهش میدهد؛ این یکی از اصول ساده اما بسیار موثر ارگونومی است. محیط کار مدرن دیگر محدود به یک دفتر کار بسته نیست و ابزارهای ما باید به گونهای باشند که در هر فضایی، بالاترین سطح محافظت از سلامت را فراهم کنند. تکامل کیبوردها در واقع بازتابی از درک عمیقتر ما نسبت به رابطه متقابل بدن و ابزارهای دیجیتال در زندگی روزمره است.
آینده ارگونومی: از کیبوردهای منعطف تا کنترلهای حرکتی
آینده کیبوردهای ارگونومیک احتمالاً به سمت تکنولوژیهای پوشیدنی و سنسورهای حرکتی پیش خواهد رفت، جایی که دیگر نیازی به فشار دادن فیزیکی یک سطح سخت نباشد. مفاهیمی مانند کیبوردهای لیزری یا دستکشهای هوشمند که حرکات انگشت در هوا را به متن تبدیل میکنند، در حال توسعه هستند تا محدودیتهای فیزیکی را به کلی حذف کنند. با این حال، تا زمانی که به حس لامسه (Tactile Feedback) برای تایپ سریع نیاز داریم، کیبوردهای فیزیکی با طراحیهای هوشمندانهتر باقی خواهند ماند. شاید در آینده شاهد کیبوردهایی باشیم که با استفاده از مواد انعطافپذیر، شکل خود را دقیقاً با فرم دست هر کاربر در هر لحظه تطبیق میدهند.
استفاده از هوش مصنوعی برای تحلیل نحوه تایپ کردن شما و پیشنهاد دادن تغییرات در چیدمان کلیدها برای کاهش فشار، پتانسیل دیگری است که میتواند ارگونومی را شخصیسازی کند. همچنین، ادغام سیستمهای صوتی و ردیابی چشم میتواند نیاز به استفاده مداوم از دستها را کاهش داده و باری از روی دوش مفاصل بردارد. ما در حال گذار از عصر «تایپ سنتی» به عصر «تعامل چندوجهی» با ماشین هستیم و کیبورد ارگونومیک، حلقهی واسط حیاتی در این مسیر است. هدف نهایی، رسیدن به نقطهای است که ابزار دیجیتال نه تنها باعث فرسودگی بدن نشود، بلکه به عنوان مکمل و تقویتکنندهی توانمندیهای فیزیکی ما عمل کند.
راهنمای خرید کیبورد ارگونومیک برای کاربران حرفهای
اگر قصد دارید اولین کیبورد ارگونومیک خود را بخرید، ابتدا با مدلهایی شروع کنید که دارای شیب مثبت (مرکز بلندتر) و تکیهگاه مچ دست (Wrist Rest) با کیفیت هستند. به دنبال کیبوردهایی باشید که کلیدهای آنها با یک انحنای ملایم چیده شدهاند تا انگشتان شما مسافت کمتری را برای رسیدن به حروف طی کنند. اگر احساس میکنید شانههایتان تحت فشار است، حتماً مدلهای دو تکه (Split) را امتحان کنید تا بتوانید عرض کیبورد را تنظیم کنید. فراموش نکنید که سوییچهای کلید هم به اندازه شکل بدنه مهم هستند؛ پس حتماً قبل از خرید، حس فشردن کلیدها را تست کنید تا مطمئن شوید نیاز به فشار زیادی ندارند.
همچنین به ویژگیهایی مثل قابلیت برنامهریزی کلیدها (Macro) توجه کنید، زیرا میتوانید کارهای تکراری را با یک کلید انجام دهید و تعداد حرکات انگشتان را کم کنید. به یاد داشته باشید که گرانترین کیبورد لزوماً بهترین برای شما نیست؛ بهترین کیبورد آن است که وقتی با آن کار میکنید، فراموش کنید که در حال استفاده از یک ابزار هستید. ارگونومی یک سرمایهگذاری طولانیمدت روی سلامتی است و نباید به آن به چشم یک هزینه اضافی نگاه کرد. با کمی صبر در دوره یادگیری، متوجه خواهید شد که زندگی بدون دردهای مچ دست چقدر میتواند لذتبخشتر و بهرهورتر باشد و این کیبوردهای عجیب، در واقع بهترین دوستان شما در دنیای دیجیتال هستند.
جمعبندی نهایی
کیبوردهای ارگونومیک نتیجهی خردمندانهی درک این واقعیت هستند که بدن انسان برای انطباق با ابزارهای خشک و بیروح طراحی نشده است. از روزهای اولیه ماشینهای تحریر تا طراحیهای فضایی امروزی، هدف طراحان صنعتی همواره برقراری آشتی میان تکنولوژی و آناتومی بوده است. اگرچه پذیرش این تغییرات به دلیل عادتهای ذهنی دشوار به نظر میرسد، اما مزایای بیشمار آنها در پیشگیری از دردهای مزمن و حفظ کارایی درازمدت غیرقابل انکار است. انتخاب یک ابزار ورودی مناسب، نه تنها یک ترجیح شخصی، بلکه یک ضرورت اخلاقی نسبت به سلامت خویش در عصر حکمرانی دیجیتال است تا بتوانیم بدون آسیب، از مواهب دنیای مدرن بهرهمند شویم.








سلام. اولین اشکالش اینه که وقتی دیر به دیر آبدیت می کنید دیگه من نمی دونم بفهمم کدوم رو دیدم کدوم رو نه. فکر کنم در کنار شماره ای که برای برنامتون قرار می دید اگه امکان داشته باشه فهرست مطالبی رو که در برنامه درباره او صحبت خواهید کرد رو هم بزارید البته خیلی کمک می کنه که اصولا بخواهیم دانلود کنیمش یا نه. با تشکر
با سلام!
بسیار خوشحالم از اینکه این قسمت هم منتشر گردید!
جالب بود
ممنون
………
اینم رپ بتل بین استیو جابز و بیل گیتس
http://www.youtube.com/watch?v=njos57IJf-0
فک نمیکنین یکم موزیک پس زمینه نمی ذاشت بشنویم سهندارام چی داره میگه ؟
اگه نخواستین نظر منو دیلیت کنین یا اول تایید بعد پاکش کنین کمی بهش فکر کنید………..
صفر ویک مثل همیشه عالیه و به شما خسته نباشید میگم
فقط :
1) گه حق انتقاد دارم : فاصله زیادی افتاد بین ویدیوهاتون
2)اگه حق انتقاد دارم : موسیقی پس زمینه یکم بلند و نامناسب بود
3)لینک ویدیوهای که در صفر و یک میزیرید رو یه جایی نام ببرید!
مرسی از کار عالی تون