داستانهای ناگفته پشت ۲۰ نماد نمادین کامپیوتری

اینها علامتهای راهنمایی و رانندگی شما در حین کار با دستگاههای کامپیوتری هستند. نشانها و علامتهایی به سرعت قابل تشخیص و آشنا که در طول یک روز استفاده از کامپیوترها و دیگر ابزارهای دیجیتال به کرات از آنها استفاده میکنید، فشارشان میدهید، روی آنها کلیک میکنید یا به آنها خیره میشوید. اما واقعا تا چه اندازه در مورد ریشههای عمیق و فلسفه طراحی آنها میدانید؟
در این مقاله میخواهیم ببینیم که این نشانهها از کجا آمدهاند و چرا به این شکل طراحی شدهاند. آیا تا به حال از خود پرسیدهاید که چرا نماد بلوتوث شبیه به یک دندان عجیب است؟ یا چرا دکمه پاور (Power) از یک دایره و خط تشکیل شده؟ قصد داریم با هم مرور کنیم که چگونه اسطورههای اسکاندیناوی، نقشههای کمپینگ سوئدی و حتی خدایان یونان باستان در کدهای بصری سیستمهای عامل ما رخنه کردهاند. در این سفر جذاب، ۲۰ نماد کلیدی را بررسی خواهیم کرد تا متوجه شویم هیچکدام از این طراحیها تصادفی نیستند و پشت هر کلیک شما، داستانی چند هزار ساله نهفته است.
فهرست مطالب
- ۱. نماد Power (روشن و خاموش)
- ۲. کلید Command اپل
- ۳. بلوتوث (Bluetooth)
- ۴. نماد USB
- ۵. نماد Play (پخش)
- ۶. نماد Pause (توقف موقت)
- ۷. حالت Sleep (خواب)
- ۸. نماد @ (At Sign)
- ۹. فایروایر (Firewire)
- ۱۰. توپ مرگ چرخان (SBBOD)
- ۱۱. پورت شبکه (Ethernet)
- ۱۲. وایفای (Wi-Fi)
- ۱۳. چرخدنده تنظیمات (Settings)
- ۱۴. اشتراکگذاری (Share)
- ۱۵. بهروزرسانی (Refresh)
- ۱۶. سطل زباله (Trash Bin)
- ۱۷. پردازش ابری (Cloud)
- ۱۸. ذرهبین جستجو (Search)
- ۱۹. گیره کاغذ ضمیمه (Attachment)
- ۲۰. پاکت نامه ایمیل (Email)
۱. نماد Power (روشن و خاموش)

در زمان جنگ جهانی دوم، مهندسان برای سادهسازی کنترل دستگاههای پیچیده نظامی، از سیستم باینری یا همان دودویی استفاده کردند. در این سیستم، عدد یک نشاندهنده جریان وصل یا روشن و عدد صفر نشاندهنده جریان قطع یا خاموش بود. سالها بعد در ۱۹۷۳، کمیسیون بینالمللی الکتروتکنیکال تصمیم گرفت این دو مفهوم را در هم ادغام کند. طرح نهایی یک خط عمودی بود که در دل یک دایره جای گرفته بود؛ ترکیبی ظریف از صفر و یک که در دنیای مدرن به عنوان دکمه اصلی شروع به کار هر گجتی شناخته میشود.
البته این داستان به همینجا ختم نشد و انستیتوی مهندسان برق و الکترونیک متوجه یک ابهام بزرگ شد. بر اساس استانداردهای اولیه، این دایره شکسته به معنای وضعیت آمادهبهکار بود، نه خاموشی کامل. در نهایت با تکامل استانداردهای سختافزاری، این حلقه نمادین به تعریف واحدی برای دکمه پاور رسید. جالب است بدانید که امروزه این نماد روی تیشرتها و حتی اکسسوریهای مختلف به نشانهای از انرژی، تمرکز و شروع مجدد تبدیل شده است.
۲. کلید Command اپل
در سالهای ابتدایی توسعه سیستمعامل مکینتاش، استیو جابز از تکرار بیش از حد لوگوی سیب گاززده روی منوها خشمگین شد. او معتقد بود استفاده افراطی از این لوگو ارزش بصری برند اپل را از بین میبرد و باید جایگزینی برای کلیدهای میانبر پیدا کرد. در همین راستا، سوزان کر، طراح گرافیک افسانهای اپل، شروع به جستجو در کتابهای نمادشناسی کرد. او به یک نشان سنتی سوئدی برخورد کرد که در نقشهها برای معرفی جاذبههای گردشگری و محلهای کمپینگ استفاده میشد.
این نماد که شبیه به یک گل چهاربرگ یا یک گره بیانتها است، از لحاظ تاریخی ریشه در قلعههای باستانی اسکاندیناوی دارد. جابز بلافاصله عاشق این طرح مینیمال و مبهم شد و آن را به عنوان کلید اختصاصی فرمان در کیبوردهای اپل انتخاب کرد. امروزه این حلقه که به نام لوپ گورگون نیز شناخته میشود، یکی از متمایزترین کلیدهای دنیای پردازش است که بدون تغییر زیاد از دهه هشتاد میلادی تا کنون دوام آورده است.
۳. بلوتوث (Bluetooth)

فناوری بیسیم بلوتوث نام خود را از یکی از پادشاهان قرن دهم دانمارک به نام هارالد بلاتاند به ارث برده است. این پادشاه به خاطر علاقه شدیدش به خوردن تمشک آبی، همیشه دندانی تیره و متمایل به آبی داشت. وظیفه بزرگ تاریخی او متحد کردن قبایل پراکنده و جنگطلب اسکاندیناوی تحت یک پرچم واحد بود. مهندسان توسعهدهنده این پروتکل ارتباطی متوجه شدند که هدف تکنولوژی جدید آنها دقیقاً مشابه کار این پادشاه است: پیوند دادن دستگاههای مختلف به یکدیگر.
لوگوی بلوتوث در واقع ترکیبی هوشمندانه از دو حرف الفبای باستانی رونیک است که حروف اول نام پادشاه هارالد را نشان میدهند. اولین دستگاههای گیرنده آزمایشی این فناوری نیز به شکل یک دندان طراحی شده و رنگ آبی داشتند. این تلفیق نمادین میان تاریخ هزارساله شمال اروپا و فناوری مدرن انتقال داده، یکی از زیباترین داستانهای برندینگ در کل صنعت تکنولوژی را ساخته است.
۴. نماد USB

هنگامی که استاندارد درگاه یواسبی برای اولین بار در نسخه ۱.۰ معرفی شد، طراحان به دنبال نمادی بودند که قدرت بیرقیب آن را در اتصال همهجانبه نشان دهد. آنها برای این کار به سراغ نیزه سهشاخه نپتون، خدای اقیانوسها در اساطیر روم باستان رفتند. این نیزه سهسر قدرتمند در افسانهها نمادی از کنترل کامل بر آبها و زمین بود که استعارهای عالی برای تسلط این درگاه بر انواع لوازم جانبی به شمار میرفت.
تغییر هوشمندانه طراحان در این بود که سرهای نوکتیز این نیزه را به اشکال هندسی دایره، مثلث و مربع تبدیل کردند. این تفاوت در اشکال انتهایی نشاندهنده این بود که وسایل گوناگون با کاربریهای کاملاً متفاوت میتوانند از طریق این پورت واحد به کامپیوتر متصل شوند. این نماد به سرعت جهانی شد و امروزه روی میلیاردها کابل و دستگاه الکترونیکی در سراسر جهان حک شده است.
۵. نماد Play (پخش)

مثلث جهتدار دکمه پخش، اگرچه امروز در تمام پلیرهای نرمافزاری و سختافزاری دیده میشود، اما خاستگاه متفاوتی دارد. این نماد اولین بار در اواسط دهه شصت میلادی و در دوران اوج دستگاههای ضبط و پخش نوار مغناطیسی پا به عرصه گذاشت. در آن زمان، این فلاش جهت حرکت فیزیکی نوار به سمت جلو و روی هد خواننده را به کاربر نشان میداد.
هیچ طراح منفردی به عنوان خالق رسمی این مثلث ثبت نشده است، اما پذیرش همگانی آن به سرعت شکل گرفت. سادگی بینظیر این طرح گرافیکی باعث شد که بدون نیاز به ترجمه متنی، در تمام فرهنگها به معنای آغاز حرکت و جریان صدا یا تصویر پذیرفته شود. این شکل هندسی امروزه یکی از معدود زبانهای بصری مشترک میان تمامی انسانهای روی زمین است.
۶. نماد Pause (توقف موقت)

درباره ریشه دو خط موازی عمودی نماد توقف موقت، فرضیههای فنی و ادبی گوناگونی مطرح شده است. برخی از مهندسان برق قدیمی معتقدند این نماد از مدارهای الکترونیکی باز الهام گرفته شده که جریان برق را به طور موقت قطع میکنند. فرضیه دیگر این است که این شکل، در حقیقت نماد مربع ایست کامل است که مرکز آن خالی شده تا نشاندهنده توقف دائمی نباشد.
اما ریشه ادبی و هنری این نماد بسیار جذابتر است و به نشانهای در شعر و موسیقی کلاسیک به نام سزارا برمیگردد. در شعر و موسیقی، این علامت نشاندهنده یک مکث یا توقف کوتاه نفسگیری قبل از ادامه مسیر است. تلفیق این سنت قدیمی با صنعت ضبط صدا باعث شد که دو خط موازی به استانداردی جهانی برای متوقف کردن موقتی رسانهها تبدیل شود.
۷. حالت Sleep (خواب)

پس از آنکه دکمه پاور وظیفه روشن و خاموش کردن مستقیم را بر عهده گرفت، نیاز به حالتی بینابینی حس شد. دستگاهها نباید کاملاً خاموش میشدند تا اطلاعات موقت کاربر از بین نرود و در عین حال مصرف برق باید به حداقل میرسید. انجمن مهندسان برق متوجه شد که کلمه آمادهبهکار برای کاربران گیجکننده است و حالت خواب را پیشنهاد کرد.
استفاده از هلال ماه به عنوان نمادی از شب و خواب نیمروزی، به سرعت در کشورهای غربی به عنوان استاندارد این حالت پذیرفته شد. این استعاره بصری ساده به کاربر نشان میداد که سیستم زنده است اما در حال استراحت به سر میبرد. جالب است بدانید که در برخی کشورهای آسیایی مانند ژاپن، در سیستمهای قدیمیتر گاهی به جای ماه از حروف اختصاری نشاندهنده خروپف استفاده میشد.
۸. نماد @ (At Sign)

این نماد که در زبان فارسی به نام اتساین شناخته میشود، تنها نماد کامپیوتری است که وارد موزههای هنر مدرن شده است. در سال ۱۹۷۱، ریموند تاملینسون که در حال توسعه اولین سیستم پست الکترونیکی بود، به دنبال کاراکتری خلوت روی کیبورد میگشت. او میخواست این کاراکتر نام کاربر را از آدرس هاست یا کامپیوتر میزبان متمایز کند و نباید در اسامی عادی استفاده میشد.
انتخاب او به این نماد هویت جدیدی بخشید که پیش از آن در حسابداری برای مشخص کردن قیمت هر واحد کالا به کار میرفت. تاریخنگاران ریشههای این علامت را تا قرن ششم میلادی و دستنوشتههای راهبان قرون وسطی دنبال کردهاند که آن را به عنوان مخففی برای کلمات لاتین استفاده میکردند. این نماد امروزه در فرهنگهای مختلف جهان با نامهایی چون حلزون، دم میمون یا کرم شناخته میشود.
۹. فایروایر (Firewire)

در اواسط دهه نود میلادی، شرکت اپل در حال کار روی یک درگاه ارتباطی بسیار سریع برای انتقال دادههای حجیم صوتی و تصویری بود. این فناوری که فایروایر نام گرفت، نیاز به نمادی داشت که سرعت بالا و ماهیت چندرسانهای آن را به رخ بکشد. تیمی کوچک از طراحان اپل گرد هم آمدند تا ایده بصری این درگاه پرسرعت را نهایی کنند.
طرح نهایی شامل سه شاخه متصل به هم بود که هر شاخه نشاندهنده یکی از جریانهای اصلی داده یعنی صدا، تصویر و دیتای متنی بود. این نماد در ابتدا با رنگ قرمز تند طراحی شد تا حس سرعت و انتقال آتشین داده را به کاربر القا کند. اگرچه فایروایر در نهایت رقابت تجاری را به یواسبی واگذار کرد، اما لوگوی آن همچنان به عنوان یکی از شاهکارهای طراحی صنعتی دهه نود شناخته میشود.
۱۰. توپ مرگ چرخان (SBBOD)

کاربران سیستمعامل مک اپل این نشانگر چرخان رنگی را به خوبی میشناسند و معمولاً با دیدن آن آهی از سر ناامیدی میکشند. این توپ چرخان که به طور رسمی نشانگر انتظار نامیده میشود، زمانی ظاهر میشود که یک اپلیکیشن به دستورات سیستم پاسخ نمیدهد. ریشههای طراحی این توپ به سیستمعامل نکستاستپ بازمیگردد که به عنوان پدر معنوی سیستمعامل مکینتاش شناخته میشود.
در نسخههای اولیه سیستمعامل نکست، این نشانگر در حقیقت نمادی از یک دیسک نوری چرخنده بود که سرعت خواندن پایینی داشت. با تکامل رابط کاربری، اپل آیکون ساعت مچی قدیمی خود را با این دایره چرخان رنگی جایگزین کرد تا حس بهتری به کاربر بدهد. با این حال، تغییر آیکون نتوانست مانع از آن شود که کاربران از این توپ چرخان زیبا و هیپنوتیزمکننده متنفر نباشند.
۱۱. پورت شبکه (Ethernet)

نماد پورت شبکه که به صورت سه مربع کوچک متصل به یک خط افقی طراحی شده، اثر طراح نامآشنای شرکت آیبیام، دیوید هیل است. او این نشان را به عنوان بخشی از یک زبان بصری یکپارچه برای نشان دادن انواع اتصالات محلی طراحی کرد. این ساختار نشاندهنده یک شبکه غیرسلسلهمراتبی است که در آن تمام کامپیوترها ارزش ارتباطی یکسانی دارند.
طراحی هیل به شدت تحت تاثیر اسکیسهای اولیه مخترع اترنت، باب متکالف بود که سالها قبل روی تختهسیاه کشیده شده بود. سادگی خطوط و مربعها به خوبی مفهوم اتصال چند کلاینت به یک کانال ارتباطی مشترک را بدون پیچیدگی فنی بیان میکند. این لوگو امروزه به عنوان استاندارد جهانی پورتهای شبکه سیمی در تمام کارتهای شبکه استفاده میشود.
۱۲. وایفای (Wi-Fi)
نماد امروزی وایفای با آن خطوط کمانی که از یک نقطه مرکزی ساطع میشوند، بلافاصله حس امواج نامرئی رادیویی را در ذهن تداعی میکند. این طرح ساده در اواخر دهه نود میلادی توسط ائتلاف وایفای معرفی شد تا مفهومی مبهم مانند شبکههای بیسیم را به شکلی ملموس نمایش دهد. ساختار این نماد شباهت زیادی به امواج حاصل از برخورد یک قطره آب با سطح راکد دارد.
پیش از همهگیر شدن این طرح، استانداردهای مختلف ارتباطی از آیکونهای متفاوتی استفاده میکردند که تشخیص آنها برای کاربران عادی دشوار بود. ائتلاف وایفای با سادهسازی این خطوط کمانی توانست نمادی خلق کند که حتی کودکان نیز با دیدن آن متوجه اتصال به اینترنت میشوند. امروزه تغییر رنگ یا تعداد خطوط این نماد، اولین معیار ما برای سنجش کیفیت ارتباط با دنیای مجازی است.
۱۳. چرخدنده تنظیمات (Settings)
چرخدنده از دوران انقلاب صنعتی همواره نمادی از کارکرد موتورها، ابزارهای مکانیکی و هسته درونی ماشینآلات بوده است. در دنیای نرمافزار، طراحان رابط کاربری از این استعاره مکانیکی استفاده کردند تا بخش تنظیمات یا دستکاری موتور محرک برنامه را نشان دهند. این نماد به کاربر میگوید که با کلیک روی آن، به بخش زیرین و فنی سیستم دسترسی پیدا خواهد کرد.
در سیستمهای عامل قدیمیتر، گاهی از آیکون پیچگوشتی و آچار برای بخش تنظیمات استفاده میشد که حسی خشن و ابزارمحور داشت. جایگزینی آنها با چرخدندههای منظم و متقارن صنعتی، ظاهر رابطهای کاربری را بسیار مدرنتر و مینیمالتر کرد. این روزها چرخدنده بخش جداییناپذیر هر اپلیکیشنی است که به ما اجازه شخصیسازی تجربه کاربری را میدهد.
۱۴. اشتراکگذاری (Share)
نماد اشتراکگذاری یکی از جدیدترین اعضای خانواده نمادهای دیجیتال است که در دوران رونق شبکههای اجتماعی متولد شد. این نماد در سیستمعاملهای مختلف به اشکال گوناگونی طراحی شده است؛ از سه نقطه متصل به هم در اندروید تا کادر و فلش رو به بیرون در سیستمعامل آیاواس. ایده اصلی همه این طرحها انتقال و پخش کردن یک محتوا از یک نقطه به نقاط دیگر است.
نماد سه نقطه متصل به هم ابتدا توسط یک طراح مستقل برای پروژههای متنباز پیشنهاد شد و سپس گوگل آن را پذیرفت. این طرح نشاندهنده یک گره اطلاعاتی است که شاخههای جدیدی از آن منشعب میشوند تا دادهها را به دیگران برسانند. این تکثر در طراحی نشان میدهد که برخلاف نمادهای قدیمی، زبان بصری به اشتراکگذاری هنوز در حال تکامل و بلوغ است.
۱۵. بهروزرسانی (Refresh)
فلش دایرهای شکل که به دور خود میچرخد، نماد کلاسیک بهروزرسانی یا بارگذاری مجدد صفحات وب است. این نماد مستقیماً از مفهوم باستانی چرخه و بازگشت به نقطه آغازین الهام گرفته شده است تا بارگذاری مجدد دادهها را نشان دهد. در مروگرهای اولیه اینترنت، کاربران مجبور بودند برای مشاهده تغییرات جدید یک صفحه، فرآیند پیچیدهتری را طی کنند.
معرفی این فلش چرخان کار را بسیار ساده کرد و به سرعت به بالای تمام مرورگرهای وب راه یافت. این حرکت چرخشی به کاربر القا میکند که جریان دادهها در حال تازه شدن است و اطلاعات قدیمی دور ریخته میشوند. امروزه حرکت انگشت رو به پایین روی صفحهنمایش گوشیهای هوشمند نیز همین چرخه بصری را برای بهروزرسانی برنامهها فعال میکند.
۱۶. سطل زباله (Trash Bin)
سطل زباله یکی از اولین و ماندگارترین استعارههای رومیزی در طراحی رابطهای کاربری گرافیکی است که توسط شرکت زیراکس ابداع شد. این ایده برای کمک به کاربرانی طراحی شد که پیش از این برای حذف فایلها باید کدهای متنی سختی را در محیط ترمینال تایپ میکردند. دیدن یک سطل زباله آشنا روی صفحه مانیتور، فرآیند پاکسازی فایلها را به کاری کاملاً غریزی تبدیل کرد.
شرکت اپل در اولین نسخه مکینتاش این ایده را به کمال رساند و حتی صدای مچاله شدن کاغذ را به فرآیند حذف فایلها اضافه کرد. سطل زباله دیجیتال به کاربران اجازه میداد فایلهای خود را به صورت موقت در آن نگه دارند و در صورت پشیمانی، آنها را بازیابی کنند. این استعاره فیزیکی چنان قدرتمند بود که با وجود گذشت دههها، هنوز هیچ جایگزینی برای آن پیدا نشده است.
۱۷. پردازش ابری (Cloud)
نماد ابر امروزه نشاندهنده ذخیرهسازی اطلاعات در سرورهای دوردست اینترنتی است که از هر کجای دنیا قابل دسترسی هستند. در گذشته و در نمودارهای مهندسی شبکه، از شکل ابر برای نشان دادن بخشهایی از شبکه استفاده میشد که جزئیات فنی آنها برای کاربر اهمیتی نداشت. این ابر در واقع پوششی برای پنهان کردن پیچیدگیهای زیرساختی اینترنت بود.
با رواج سرویسهای ذخیرهسازی ابری، این نماد فنی به یک آیکون تجاری محبوب برای کاربران عادی تبدیل شد. این نشان به ما اطمینان میدهد که فایلهایمان در فضایی امن و شناور خارج از حافظه فیزیکی دستگاه شخصی ذخیره شدهاند. سادگی بصری این نماد، کوهی از سیمها، سرورها و خنککنندههای عظیم دیتاسنترها را در یک شکل کارتونی زیبا خلاصه کرده است.
۱۸. ذرهبین جستجو (Search)
ذرهبین به عنوان نمادی از کارآگاهی، تمرکز و کشف جزئیات پنهان، تاریخچهای طولانی در ادبیات داستانی و فرهنگ عامه دارد. طراحان رابط کاربری کامپیوتر در دهههای گذشته این ابزار کلاسیک را برای بخش جستجوی متنی و فایلی سیستمها انتخاب کردند. این نماد به کاربر یادآوری میکند که سیستم قرار است با دقت بالا، کلمات کلیدی او را در میان انبوه دادهها ردیابی کند.
سادگی زاویه دسته ذرهبین و لنز دایرهای آن باعث شده که در فضاهای بسیار کوچک طراحی اپلیکیشنها نیز به خوبی دیده شود. کاربران بدون نیاز به خواندن کلمه جستجو، با دیدن این ابزار کوچک میدانند که درگاه ورود به دنیای اطلاعات همانجاست. این هماهنگی بصری یکی از موفقترین نمونههای انتقال مفاهیم دنیای فیزیکی به فضای دیجیتال است.
۱۹. گیره کاغذ ضمیمه (Attachment)
گیره کاغذ که در اواخر قرن نوزدهم اختراع شد، ابزاری ساده برای نگه داشتن برگههای مرتبط به هم بدون آسیب زدن به آنها بود. در اوایل دهه نود و با رونق گرفتن سرویسهای ایمیل، نیاز به روشی برای پیوست کردن فایلهای متفرقه به نامههای الکترونیکی احساس شد. طراحان به سراغ این ابزار اداری قدیمی رفتند تا مفهوم ضمیمه کردن را شبیهسازی کنند.
آیکون گیره کاغذ به سرعت به نشانهای استاندارد در تمام کلاینتهای ارسال ایمیل تبدیل شد تا نشان دهد فایلی به نامه سنجاق شده است. استفاده از این ابزار فیزیکی اداری روی صفحه نمایش، به کاربران کمک کرد تا بدون ترس از گم شدن فایلها، اسناد خود را ارسال کنند. این نماد نمونهای عالی از بقای یک طراحی فیزیکی ساده در عصر ارتباطات دیجیتال است.
۲۰. پاکت نامه ایمیل (Email)
پاکت نامه کاغذی سنتی، قرنهاست که به عنوان نماد اصلی مکاتبات و انتقال پیام میان انسانها شناخته میشود. هنگام طراحی اولین سیستمهای پست الکترونیکی، هیچ آیکونی بهتر از این پاکت تاخورده نمیتوانست مفهوم پیامرسانی جدید را به مردم آموزش دهد. این تصویر به کاربران تازهکار اطمینان میداد که ایمیل دقیقاً همان کارکرد نامههای سنتی را با سرعتی بسیار بیشتر دارد.
طراحی این پاکت در طول سالها بسیار سادهتر و خطیتر شده است، اما ساختار کلی آن دستنخورده باقی مانده است. این آیکون حتی در برنامههای پیامرسان فوری نیز گاهی به چشم میخورد تا پیامهای خواندهنشده را به کاربر یادآوری کند. پیوند محکم این تصویر با مفهوم ارتباط، آن را به یکی از ابدیترین نمادهای دنیای فناوری اطلاعات تبدیل کرده است.
جمعبندی نهایی
بررسی داستان پشت این بیست نماد دیجیتال به ما نشان میدهد که زبان طراحی رابط کاربری، تلفیقی شگفتانگیز از تاریخ، ادبیات، اساطیر و نیازهای فنی است. مهندسان و گرافیستهای پیشگام با استفاده از استعارههای فیزیکی آشنا توانستند دیوارهای سخت میان انسان و ماشینهای پردازشی را فرو بریزند. این کدهای بصری که امروزه بدون تامل از آنها استفاده میکنیم، حاصل دههها تلاش برای سادهسازی ارتباطات هستند و نشان میدهند که چگونه فرهنگ سنتی ما در تاروپود ابزارهای مدرن جریان دارد.











چه جالب
چه جالب . دمت جیلیز و ویلیز!!!!!!!!!
انتظار داستان های پیچیده تر و رمزآلوده تری رو داشتم، همانطور که از تیتر بر میآد
ولی خوب در کل جالب توجه بود
بسیار عالی
سلام
شاید بی اهمیت باشه ولی ترجمه صحیحتر IEEE میشه: “انجمن مهندسین برق و الکترونیک”
Institute of Electrical and Electronics Engineers
الکتریک (Electrical) در اینجا به معنای واژه “برق” اشاره دارد و “انستیتوی” هم جایگزین فارسی مؤسسه یا “انجمن” را القا می کند.
واژه “Electronical” مناسب نیست و باید با “Electronics” جایگزین شود.
electrical چون قراره به عنوان صفت بکار بره فکر کنم مناسب تر هست و همه جای دنیا هم برای مهندس برق بکار میره. electronics اشاره به “علم” الکترونیک داره.
تمام این علامت ها دیگه تقریبا مثل یک زبان دوم استفاده میشه تو زندگی همه ما من که از دیدنشون حس مدرن بهم دیت میده و خیلی دوست دارم بیشتر ببینمشون و لازم نباشه روی تابلو ها حتما تکست نوشته بشه، یک آیکون نماد کافی باشه