داستان تولد ماوس کامپیوتر؛ چگونه داگلاس انگلبارت در سال ۱۹۶۸ «مادر تمام دموها» را با یک جعبه چوبی و دو چرخ فلزی ارائه داد؟

رابط‌های کاربری امروزی بدون اشاره‌گرهای کوچکی که روی صفحه نمایش حرکت می‌کنند، کاملاً بی‌معنی و غیرقابل استفاده به نظر می‌رسند. داستان تولد ماوس کامپیوتر ما را به سال ۱۹۶۸ می‌برد؛ سالی که داگلاس انگلبارت (Douglas Engelbart) در رویدادی که بعدها به «مادر تمام دموها» معروف شد، یک جعبه چوبی کوچک با دو چرخ فلزی را به نمایش گذاشت. در این مقاله می‌خواهیم بررسی کنیم که چگونه این ایده ساده و فیزیکی توانست شیوه تعامل ما با کامپیوترها را برای همیشه متحول کند. آیا واقعاً مهندسان آن دوره تصور می‌کردند که این جعبه چوبی کوچک روزی به ابزار اصلی کار و بازی میلیاردها انسان تبدیل شود؟

دانستن این تاریخچه به ما کمک می‌کند تا بفهمیم که نوآوری‌های بزرگ همیشه از دل ساده‌ترین نیازها متولد می‌شوند و لزوماً پیچیده نیستند. برای درک بهتر این مسیر خلاقانه، در ادامه به بررسی جزئیات این اختراع انقلابی و چگونگی تجاری‌سازی آن توسط شرکت‌های بزرگ می‌پردازیم.

فهرست مطالب

چالش تعامل انسان با ماشین‌های محاسباتی اولیه

در دهه‌های ۱۹۵۰ و ۱۹۶۰ میلادی، کار با کامپیوترها یک کابوس تمام‌عیار برای افراد غیرمتخصص بود؛ زیرا هیچ رابط گرافیکی وجود نداشت. کاربران مجبور بودند دستورات خود را به صورت کدهای متنی پیچیده و از طریق کارت‌های پانچ یا کیبوردهای اولیه به ماشین ارسال کنند. این شیوه تعامل متنی نه تنها سرعت کار را به شدت کاهش می‌داد، بلکه احتمال بروز خطاهای انسانی را در حین وارد کردن دستورات طولانی بالا می‌برد.

دانشمندان علوم رایانه به دنبال راهی بودند تا فاصله‌ی ذهنی میان انسان و ماشین را کاهش دهند و ارتباط را بصری‌تر کنند. فرضیه اصلی این بود که اگر کاربر بتواند به صورت فیزیکی به اشیای روی صفحه اشاره کند، یادگیری و کار با سیستم بسیار ساده‌تر خواهد شد. این چالش بزرگ فکری، ذهن‌های خلاقی مانند داگلاس انگلبارت را به سمت طراحی ابزارهای ورودی جدید سوق داد تا مرزهای سنتی تعامل با ماشین را جابجا کنند.

ایده انقلابی داگلاس انگلبارت برای حرکت در صفحه

داگلاس انگلبارت، دانشمند و مخترع موسسه تحقیقاتی استنفورد، معتقد بود که کامپیوترها نباید فقط برای محاسبات ریاضی استفاده شوند، بلکه باید ابزاری برای تقویت خرد انسانی باشند. او در اوایل دهه ۱۹۶۰ به این فکر افتاد که چگونه می‌توان یک نشانگر را روی یک صفحه نمایش دو بعدی حرکت داد. او طرح‌های مختلفی از جمله قلم‌های نوری و جوی‌استیک‌ها را بررسی کرد اما هیچ‌کدام کارایی لازم را برای کارهای دقیق اداری نداشتند.

انگلبارت ایده ابزاری را در سر داشت که روی میز قرار بگیرد و با حرکت دست کاربر، مختصات حرکتی را به کدهای دیجیتال تبدیل کند. او با همکاری همکار نزدیکش، بیل انگلیش، شروع به طراحی نمونه‌های اولیه از این دستگاه کرد. هدف اصلی آن‌ها ساخت وسیله‌ای ارزان، بادوام و ساده بود که هر کاربری بتواند در عرض چند دقیقه کار با آن را یاد بگیرد و بدون خستگی ساعت‌ها از آن استفاده کند.

ساخت اولین نمونه با بدنه چوبی و چرخ فلزی

اولین ماوس ساخته شده توسط این تیم در سال ۱۹۶۴، شباهت بسیار کمی به ماوس‌های پلاستیکی و ارگونومیک امروزی داشت. بدنه این دستگاه از یک پوسته چوبی دست‌ساز ساخته شده بود که به سختی در دست جا می‌گرفت. در زیر این پوسته چوبی، دو چرخ فلزی به صورت عمود بر یکدیگر قرار داشتند که یکی حرکت در جهت افقی و دیگری حرکت در جهت عمودی را ثبت می‌کرد.

یک دکمه قرمز رنگ کوچک در بالای این جعبه چوبی قرار داشت و سیم ارتباطی آن نیز از پشت دستگاه خارج می‌شد که به دلیل شباهت ظاهری سیم به دم موش، کارکنان آزمایشگاه شروع به نامیدن آن به عنوان ماوس (Mouse) کردند. این نام ساده و غیررسمی به سرعت به نام رسمی این رده از سخت‌افزارها تبدیل شد. این نمونه اولیه چوبی نشان داد که می‌توان با ساده‌ترین ابزارها، یکی از پیچیده‌ترین مفاهیم مهندسی کنترل را پیاده‌سازی کرد.

رویداد تاریخی مادر تمام دموها در سال ۱۹۶۸

در نهم دسامبر ۱۹۶۸، داگلاس انگلبارت در جریان یک کنفرانس تخصصی در سانفرانسیسکو، ارائه‌ای ۹۰ دقیقه‌ای انجام داد که اکنون با عنوان «مادر تمام دموها» (The Mother of All Demos) شناخته می‌شود. او در این ارائه زنده، نه تنها از ماوس رونمایی کرد، بلکه مفاهیمی چون لینک‌های فرامتنی، پردازش متن اشتراکی، ویدیو کنفرانس و پنجره‌های گرافیکی را به نمایش گذاشت. این مفاهیم در زمان خود بیشتر به داستان‌های علمی‌تخیلی شباهت داشتند تا واقعیت‌های فنی موجود.

تماشاگران حاضر در سالن با دیدن حرکت هم‌زمان نشانگر روی صفحه نمایش بزرگ همگام با حرکت دست انگلبارت، شگفت‌زده شدند. این ارائه نشان داد که ماوس صرفاً یک اسباب‌بازی جدید نیست، بلکه کلید ورود به عصر پردازش تعاملی و شخصی است. این دمو به عنوان یکی از تاثیرگذارترین رویدادهای تاریخ فناوری اطلاعات ثبت شد و مسیر حرکت صنعت رایانه را برای همیشه تغییر داد.

واکنش‌های اولیه جامعه مهندسی به این اختراع

با وجود شگفتی‌های ارائه شده در دمو، جامعه مهندسی و مدیران ارشد شرکت‌های بزرگ در ابتدا نسبت به کاربردی بودن ماوس تردید داشتند. بسیاری از متخصصان سنتی معتقد بودند که کیبورد برای تمام کارهای محاسباتی کافی است و نیازی به اضافه کردن یک قطعه مکانیکی گران‌قیمت دیگر نیست. آن‌ها فکر می‌کردند که کاربران هرگز دست خود را از روی کیبورد بر نخواهند داشت تا یک جعبه چوبی را روی میز حرکت دهند.

موسسه تحقیقاتی استنفورد پتنت این اختراع را ثبت کرد، اما ارزش واقعی آن را به درستی درک نکرد و بعدها حق امتیاز آن را با مبلغ ناچیزی واگذار کرد. انگلبارت هرگز از این اختراع خود ثروتمند نشد، اما رضایت خاطر او از تغییر شیوه کار جهان، بزرگ‌ترین پاداش برای او بود. این مقاومت اولیه در برابر تغییر، در تاریخ فناوری بارها تکرار شده است و نشان می‌دهد که پذیرش ایده‌های انقلابی زمان‌بر است.

انتقال ایده به مرکز تحقیقات زیراکس پارک

در اوایل دهه ۱۹۷۰، بیل انگلیش از استنفورد به مرکز تحقیقات معروف زیراکس پارک (Xerox PARC) پیوست و ایده ماوس را با خود به آنجا برد. در زیراکس پارک، طراحی مکانیکی ماوس بهبود یافت و چرخ‌های فلزی جای خود را به یک توپ غلتان فلزی با روکش لاستیکی دادند. این تغییر بزرگ به ماوس اجازه می‌داد تا در تمامی جهات به صورت روان حرکت کند و محدود به خطوط مستقیم افقی و عمودی نباشد.

زیراکس این فناوری را در سیستم‌های پیشگامی مانند زیراکس آلتو (Xerox Alto) ادغام کرد که اولین رایانه‌های مجهز به رابط کاربری گرافیکی واقعی بودند. با این حال، مدیریت ارشد زیراکس پتانسیل تجاری این نوآوری‌ها را نادیده گرفت و این دستگاه‌ها را فقط در محیط‌های دانشگاهی و تحقیقاتی خود محدود نگه داشت. این کوتاهی مدیریتی فرصت بی‌نظیری را برای شرکت‌های نوپا فراهم کرد تا این فناوری را به خانه‌های مردم ببرند.

نقش استیو جابز و اپل در تجاری‌سازی ماوس

در اواخر دهه ۱۹۷۰، استیو جابز در جریانی معروف از مرکز تحقیقات زیراکس پارک بازدید کرد و با دیدن رابط کاربری گرافیکی و ماوس، شگفت‌زده شد. او متوجه شد که این ترکیب می‌تواند رایانه‌ها را برای عموم مردم قابل استفاده کند. جابز به سرعت مهندسان اپل را مامور کرد تا نمونه‌ای ارزان‌تر و باکیفیت‌تر از ماوس زیراکس بسازند که تولید انبوه آن توجیه اقتصادی داشته باشد.

اپل توانست هزینه ساخت ماوس را از چندصد دلار به حدود پانزده دلار کاهش دهد و آن را همراه با رایانه انقلابی مکینتاش در سال ۱۹۸۴ به بازار عرضه کند. مکینتاش اولین رایانه شخصی موفق تجاری بود که از ماوس به عنوان ابزار ورودی اصلی استفاده می‌کرد. موفقیت مکینتاش باعث شد که استفاده از ماوس به یک استاندارد اجباری برای تمام سیستم‌عامل‌های بعدی از جمله ویندوز تبدیل شود.

تکامل فناوری از توپ‌های غلتان به حسگرهای نوری

ماوس‌های مکانیکی مجهز به توپ غلتان اگرچه سال‌ها به خوبی کار کردند، اما یک مشکل بزرگ داشتند: جذب گرد و غبار و پرزهای روی میز. این آلودگی‌ها به مرور زمان به غلتک‌های داخلی می‌چسبیدند و حرکت نشانگر را با لرزش و قطعی همراه می‌کردند. این مشکل کاربران را مجبور می‌کرد که مرتباً توپ ماوس را خارج کرده و غلتک‌ها را تمیز کنند.

در اواخر دهه ۱۹۹۰، معرفی ماوس‌های نوری (Optical Mouse) انقلابی دیگر در این زمینه ایجاد کرد. این دستگاه‌ها با استفاده از یک دیود نورافشان کوچک و یک دوربین فیلم‌برداری بسیار ریز، تغییرات بافت سطح میز را ردیابی می‌کردند و نیاز به قطعات مکانیکی غلتان را به کلی از بین بردند. این تغییر نه تنها دقت ماوس را به شدت افزایش داد، بلکه طول عمر دستگاه را نیز بهبود بخشید و نیاز به نگهداری مداوم را برطرف کرد.

ماوس‌های ارگونومیک و تحول در سلامت کاربران

با افزایش ساعات کار با کامپیوتر در ادارات، عوارض جسمانی ناشی از استفاده طولانی‌مدت از ماوس‌های تخت خود را نشان داد. سندرم تونل کارپال و دردهای مزمن مچ دست و شانه به مشکلات رایج کارمندان تبدیل شدند. این موضوع توجه طراحان صنعتی را به اصول ارگونومی جلب کرد تا شکل فیزیکی ماوس را با آناتومی دست انسان هماهنگ کنند.

امروزه انواع مختلفی از ماوس‌های ارگونومیک از جمله ماوس‌های عمودی (Vertical) و مجهز به گوی ردیاب (Trackball) در بازار وجود دارند که فشار روی اعصاب مچ دست را به حداقل می‌رسانند. این طراحی‌های نوین نشان می‌دهند که چگونه ابزارهای تعاملی باید خود را با فیزیولوژی بدن انسان وفق دهند و نه برعکس. توجه به سلامت کاربر اکنون به یکی از معیارهای اصلی در طراحی و خرید سخت‌افزارهای جانبی تبدیل شده است.

تأثیر ماوس بر بازی‌های ویدیویی و طراحی صنعتی

ماوس کامپیوتر نقش بسیار مهمی در شکل‌گیری سبک‌های جدید بازی‌های ویدیویی، به ویژه بازی‌های استراتژیک هم‌زمان و شلیک‌کننده اول شخص (FPS) ایفا کرد. سرعت و دقت بالای ماوس در مقایسه با کنترلرهای کنسول، استانداردهای جدیدی را در صنعت بازی تعریف کرد. بازی‌های معروفی مانند کانتر استرایک یا استارکرفت بدون وجود ماوس هرگز به این سطح از محبوبیت و پیچیدگی دست نمی‌یافتند.

در دنیای طراحی صنعتی و معماری نیز، نرم‌افزارهای طراحی به کمک رایانه (CAD) کاملاً به حرکت‌های دقیق ماوس وابسته هستند. مهندسان و طراحان با استفاده از دکمه‌های متعدد و چرخ‌دهنده‌های بهینه‌شده روی ماوس‌های پیشرفته، می‌توانند مدل‌های سه بعدی پیچیده را با سرعت بالا ترسیم کنند. این کاربردهای متنوع نشان می‌دهد که چگونه یک ابزار ساده ورودی، حوزه‌های سرگرمی و حرفه‌ای را به طور هم‌زمان متحول کرده است.

فناوری‌های بی‌سیم و پروتکل‌های نوین ارتباطی

سیم‌های دست‌وپاگیر ماوس‌های قدیمی همواره یکی از عوامل شلوغی میز کار بودند و دامنه حرکتی کاربر را محدود می‌کردند. اولین تلاش‌ها برای ساخت ماوس‌های بی‌سیم با استفاده از امواج مادون قرمز انجام شد که نیاز به خط دید مستقیم بین ماوس و گیرنده داشت و کارایی پایینی ارائه می‌داد. با این حال، معرفی امواج رادیویی و فناوری بلوتوث (Bluetooth) این چالش را برای همیشه حل کرد.

ماوس‌های بی‌سیم امروزی با مصرف انرژی بسیار کم و نرخ تاخیر نزدیک به صفر، حتی در میان گیمرهای حرفه‌ای نیز جایگاه خود را پیدا کرده‌اند. بهبود فناوری باتری‌ها و امکان شارژ سریع، نگرانی از تمام شدن ناگهانی شارژ دستگاه را از بین برده است. این گذار به دنیای بی‌سیم، آزادی حرکت بیشتری به کاربران داده و ظاهر میزهای کار مدرن را بسیار خلوت‌تر و زیباتر کرده است.

جایگاه ماوس در دنیای واقعیت مجازی و ژست‌های حرکتی

با ظهور نمایشگرهای لمسی، عینک‌های واقعیت مجازی (VR) و سیستم‌های تشخیص ژست‌های حرکتی، برخی گمان می‌کردند که دوران ماوس به پایان رسیده است. اما واقعیت نشان داد که برای کارهای دقیق، ویرایش ویدیو، برنامه‌نویسی و طراحی‌های ظریف، هیچ ابزاری هنوز نتوانسته جایگزین بازخورد فیزیکی و دقت پیکسل به پیکسل ماوس شود.

حتی در سیستم‌های مدرن، ماوس‌ها با ترکیب شدن با ژست‌های لمسی روی بدنه خود، کارایی خود را ارتقا داده‌اند. به نظر می‌رسد که این ابزار کلاسیک دست‌کم برای چند دهه آینده نیز به عنوان یکی از پایه‌های اصلی تعامل انسان با دنیای دیجیتال باقی بماند. داستان ماوس نشان می‌دهد که یک ایده طراحی خوب که بر اساس اصول طبیعی دست انسان ساخته شده باشد، به راحتی با تغییر نسل‌های فناوری از بین نمی‌رود.

جمع‌بندی نهایی

داستان تولد ماوس کامپیوتر، گواهی بر قدرت اندیشه‌های بلندمدت داگلاس انگلبارت است که فراتر از محدودیت‌های فنی زمان خود فکر می‌کرد. نمونه چوبی اولیه او با چرخ‌های فلزی، پس از عبور از آزمایشگاه‌های زیراکس پارک و بازطراحی هوشمندانه توسط اپل، به یک استاندارد جهانی تبدیل شد. این ابزار ساده توانست دیوارهای متنی بین انسان و رایانه را فرو بریزد و دسترسی به فناوری را برای عموم تسهیل کند. تکامل مداوم ماوس از توپ‌های غلتان به حسگرهای نوری و ارگونومی مدرن، نشان می‌دهد که پویایی یک اختراع به نیازهای بی‌پایان بشر بستگی دارد و این ابزار تا سال‌ها همراه ما خواهد بود.

سوالات متداول

۱. چرا اولین ماوس ساخته شده توسط انگلبارت از جنس چوب بود؟
در دهه شصت میلادی هنوز فناوری تولید انبوه پلاستیک‌های قالب‌گیری شده به شکل امروزی در دسترس پروژه‌های تحقیقاتی کوچک نبود. چوب متریالی ارزان، در دسترس و با قابلیت تراشکاری آسان در کارگاه‌های نمونه‌سازی به شمار می‌رفت. بیل انگلیش بدنه را به صورت دستی تراشید تا قطعات چرخ و کلید را درون آن قرار دهد. این بدنه چوبی ساده توانست ایده تئوری حرکت نشانگر را به خوبی اثبات کند.
۲. اصطلاح «مادر تمام دموها» به چه معناست و چرا به این نام خوانده شد؟
این اصطلاح توسط روزنامه‌نگاران برای توصیف ارائه افسانه‌ای داگلاس انگلبارت در سال ۱۹۶۸ ابداع شد. دلیل این نام‌گذاری، معرفی هم‌زمان چندین فناوری انقلابی بود که تا پیش از آن هرگز دیده نشده بودند. در این دمو سیستم‌هایی نمایش داده شد که سال‌ها بعد به پایه‌های اصلی اینترنت و رابط کاربری تبدیل شدند. این ارائه زنده بدون حتی یک خطای فنی بزرگ اجرا شد که در آن زمان یک معجزه مهندسی بود.
۳. نقش زیراکس پارک در توسعه ماوس کامپیوتر چه بود؟
مهندسان زیراکس پارک سیستم چرخ‌های فلزی عمود بر هم را با یک توپ غلتان مرکزی جایگزین کردند. این تغییر باعث شد ماوس بتواند به صورت آزادانه در تمام جهات حرکت کند و دقت بسیار بیشتری داشته باشد. آن‌ها همچنین ماوس را با اولین واسط‌های کاربری پنجره‌ای هماهنگ کردند. با این حال زیراکس هرگز نتوانست این محصول را به یک موفقیت تجاری گسترده در بازار تبدیل کند.
۴. چرا استیو جابز تصمیم به طراحی مجدد ماوس زیراکس گرفت؟
ماوس ساخته شده توسط زیراکس بسیار پیچیده، دارای سه دکمه و با قیمت سرسام‌آور حدود ۳۰۰ دلار بود. استیو جابز می‌خواست وسیله‌ای ساده‌تر با یک دکمه طراحی کند که کار با آن گیج‌کننده نباشد و قیمتی حدود ۱۵ دلار داشته باشد. مهندسان اپل با ساده‌سازی مکانیزم مکانیکی به این هدف دست یافتند. این کار باعث شد ماوس به همراه رایانه مکینتاش به خانه‌های مردم راه پیدا کند.
۵. تفاوت ماوس‌های نوری اولیه با ماوس‌های نوری امروزی چیست؟
ماوس‌های نوری اولیه در دهه هشتاد میلادی نیاز به یک پد ماوس مخصوص با خطوط شبکه فلزی داشتند تا بتوانند حرکت را تشخیص دهند. اگر ماوس را روی میز معمولی حرکت می‌دادید، سنسور قادر به خواندن تغییرات موقعیت نبود. ماوس‌های نوری مدرن با استفاده از سنسورهای تصویری بسیار پیشرفته‌تر، می‌توانند روی تقریباً هر سطحی بدون نیاز به پد مخصوص کار کنند. این پیشرفت نیاز به سخت‌افزارهای جانبی خاص را به طور کامل از بین برد.
۶. سندرم تونل کارپال چیست و طراحی ماوس چگونه به پیشگیری از آن کمک می‌کند؟
این سندرم به دلیل فشار مداوم بر روی عصب مدیان در مچ دست ایجاد می‌شود که ناشی از پیچ خوردن ساعد هنگام استفاده از ماوس‌های تخت معمولی است. ماوس‌های ارگونومیک عمودی دست را در زاویه‌ای طبیعی شبیه به حالت دست دادن قرار می‌دهند. این وضعیت فیزیکی فشار روی عضلات و اعصاب مچ دست را به شدت کاهش می‌دهد. استفاده از این وسایل از آسیب‌های مفصلی طولانی‌مدت جلوگیری می‌کند.
۷. چرا با وجود صفحات لمسی پیشرفته، ماوس‌ها همچنان پرکاربرد هستند؟
صفحات لمسی برای کارهای سریع و ساده عالی هستند اما دقت پیکسل به پیکسل ماوس را برای کارهای حرفه‌ای ندارند. در برنامه‌های ویرایش تصویر، تدوین ویدیو و برنامه‌نویسی، کنترل دقیق نشانگر با ماوس سرعت کار را چند برابر می‌کند. همچنین دست انسان روی صفحه نمایش لمسی مانع دیدن جزئیات ریز می‌شود. به همین دلیل ماوس همچنان ابزار بی‌رقیب محیط‌های کاری حرفه‌ای است.
دکتر علیرضا مجیدی
دکتر علیرضا مجیدی
پزشک، نویسنده و بنیان‌گذار وبلاگ «یک پزشک»
دکتر علیرضا مجیدی، نویسنده و بنیان‌گذار وبلاگ «یک پزشک».
با بیش از ۲۰ سال نویسندگی «ترکیبی» مستمر در زمینهٔ پزشکی، فناوری، سینما، کتاب و فرهنگ.
باشد که با هم متفاوت بیاندیشیم!

17 دیدگاه

  1. خیلی خوب بود خبرا و خیلی زیااااااد, فقط یه سوال چرا اینقدر وقفه بین برنامه ها داره پیش میاد؟قرار بود زودتر و سریع تر باشه خبرا

    مورد بعدی اینکه این تی شرتای شلدون رو من بیشتر طرح هاشو دیدم تو بازار فکر نمیکردم اصلا روند سریالیی داشته باشه برام جالب بود دونستنش

    بازم مرسی از این همه خبر و زحمتی که کشیدین

  2. البته چند مورد دیگه هم بود که دوستداشتم تذکر بدم اما زیاد نظرات من مورد پسند واقع نمیشود نه دوستان نه … بنابراین سوکت بهتر

    باتشکر از تلاشتون

  3. واقعا کار زیبایی هست و همه ویدئو هاتون رو دیده ام. ولی نام بردن از یک یا چند توسعه دهنده که جنبه تبلیغاتی داشت کار پسندیده ای نبود. امیدوارم به این موارد بیشتر دقت بشه

  4. حقیقتش اول نسبت به برنامه صفر و یک بدبین بودم و فکر میکردم بعد مدتی به یک برنامه حوصله سر بر تبدیل بشه. اما الان واقعا هر قسمتش برای خودش جذاب هست و هر اپیزود جدید که میاد مشتاقانه شروع به تماشا میکنم! یه دلیل مهم اش هم طبعا استفاده از فوتج های متنوع در برنامه هست.
    درضمن با کامنت شهاب الدین هم موافقم. نوشتن تیتر موضوعات اشتیاق رو برای دیدن بیشتر میکنه.

    1. خیلی نزدیک هستند به‎هم ، ولی سایت Rap Genius هم که یکی از معتبرترین سایت‎ها در زمینه‎ی انتشار لیریک‎ها هست به baby I’m a chic geek اشاره کرده.

      1. سایت خود ویل هستش می توننید بینید. البته اگر هدفون یا هر خروجی قدرتمند دیگه هم داشته باشید کاملا مشخص Im a shit geek
        البته درسته سایت که شما گفتد این مشکل رو داره که تو کامنتها تذکر داده شده

      2. این رو هم بگم البته درست این لیریک و صفت میتونه جابه جا بشه اما کله chic صفتنزدیک تر پس بعد از گیک مییاد ولی
        خواهش بحث ادامه دار نشه من فقط گفتم تذکر بدم که شما هم گفتید و درسته تو سایت که گفتید این اشتباه شده

  5. من تلاش کردم با موبایلم این برنامه رو در یوتیوب ببینم اما پیام میده که صاحب این فیلم اجازه پخش روی موبایل رو نداده

    1. سلام ، به دلیل موزیکی هست که در این شماره استفاده شده. خود یوتیوب برای مسائل کپی رایت اجازه پخش روی موبایل و تی‎وی رو نمی‎ده.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
[wpcode id="260079"]