اولین هک تاریخ تلگراف در سال ۱۹۰۳؛ چگونه یک شعبده‌باز امنیت بیسیم مارکونی را به چالش کشید؟

در سال‌های آغازین قرن بیستم، گولیلمو مارکونی (Guglielmo Marconi) با ادعای اختراع سیستم تلگراف بیسیم امن و کاملاً خصوصی، توجه محافل علمی و تجاری جهان را به خود جلب کرده بود. او مدعی بود که امواج رادیویی ارسال شده توسط دستگاه‌هایش به قدری دقیق تنظیم شده‌اند که هیچ‌کس نمی‌تواند بدون اجازه به محتوای آن‌ها دسترسی داشته یا آن‌ها را دستکاری کند. اما در سال ۱۹۰۳ و در جریان یک نمایش عمومی در تئاتر سلطنتی لندن، یک شعبده‌باز و مهندس خلاق به نام نویل مسکلین (Nevil Maskelyne) این ادعای پرطمطراق را به شکلی مفتضحانه در هم کوبید.

در این مقاله قصد داریم با هم بررسی کنیم که چگونه نویل مسکلین توانست اولین هک تاریخ تلگراف را رقم بزند و سیستم بی‌سیم مارکونی را در حضور بزرگان علم رسوا کند. آیا واقعاً این اقدام یک خرابکاری خصمانه بود یا تلاشی هوشمندانه برای نشان دادن ضعف‌های ساختاری امنیت اطلاعات؟ در ادامه با کالبدشکافی فنی این رویداد، جادوگری‌های علمی مسکلین و درس‌های بزرگی که این هک تاریخی برای دنیای امنیت سایبری مدرن به جا گذاشت را مرور خواهیم کرد.

۱. جاه‌طلبی گولیلمو مارکونی و ادعای کانال ایمن بیسیم

گولیلمو مارکونی در اواخر قرن نوزدهم با معرفی تلگراف بی‌سیم، انقلابی در دنیای ارتباطات ایجاد کرد و مدعی شد که فرستنده‌ها و گیرنده‌های او با استفاده از تکنولوژی ثبت شده سنتونی (Syntony) کاملاً با یکدیگر هماهنگ هستند. او ادعا می‌کرد که این هماهنگی فرکانسی دقیق مانع از آن می‌شود که هر دستگاه دیگری سیگنال‌ها را دریافت کند یا در فرآیند ارسال تداخل به وجود آورد. این ادعا سرمایه‌گذاران بزرگ و دولت‌ها را مجاب کرد که سیستم تلگراف بیسیم او گزینه‌ای مطمئن برای ارتباطات نظامی و استراتژیک است.

مارکونی برای اثبات ادعاهایش نمایش‌های عمومی متعددی ترتیب می‌داد تا نشان دهد فرکانس‌های او مانند یک قفل و کلید اختصاصی عمل می‌کنند. او معتقد بود که بدون داشتن اطلاعات فرکانسی دقیق، دسترسی به پیام‌ها از نظر فیزیکی غیرممکن است و این ادعا به سنگ بنای بازاریابی شرکت او تبدیل شد. اما همین اعتماد به نفس بیش از حد و عدم درک صحیح از آسیب‌پذیری‌های محیط انتشار امواج، زمینه‌ساز یکی از جذاب‌ترین رسوایی‌های علمی تاریخ فناوری شد.

۲. نویل مسکلین؛ شعبده‌باز و مهندسی که نفوذگر شد

نویل مسکلین، شعبده‌باز معروف انگلیسی از خانواده‌ای سرشناس در حوزه تردستی و ابزارهای مکانیکی بود که علاقه شدیدی به امواج رادیویی و فناوری‌های نوظهور داشت. او که خود فرستنده‌های رادیویی ساخته بود، ادعای مارکونی درباره امنیت مطلق امواج را یک فریب بزرگ می‌دانست و تصمیم گرفت این فرضیه را به چالش بکشد. مسکلین معتقد بود که امواج رادیویی در فضا پخش می‌شوند و هیچ‌کس نمی‌تواند مالک انحصاری یک فرکانس در هوای آزاد باشد.

انگیزه مسکلین صرفاً علمی نبود، بلکه او توسط شرکت‌های بزرگ تلگراف کابلی که با ورود تلگراف بی‌سیم مارکونی منافع خود را در خطر می‌دیدند، استخدام شده بود تا اعتبار مارکونی را تخریب کند. او با تکیه بر دانش فنی بالا و مهارت‌های نمایشی خود، یک ایستگاه رادیویی مخفی و یک دکل مرتفع در نزدیکی لندن برپا کرد تا سیگنال‌های مارکونی را رصد کند. این ترکیب از هوش مهندسی و ذهنیت شعبده‌بازی، از او اولین هکر کلاه سفید تاریخ را ساخت که به دنبال اثبات یک حفره امنیتی بزرگ بود.

۳. تئاتر سلطنتی لندن و لحظه هک هیجان‌انگیز

در ژوئن ۱۹۰۳، فیزیکدان معروف جان آمبروز فلمینگ (John Ambrose Fleming) قرار بود در تئاتر سلطنتی لندن سخنرانی کند و پیام بی‌سیمی را که مارکونی از فاصله ۳۰۰ مایلی در کورنوال می‌فرستاد، به صورت زنده دریافت کند. این آزمایش قرار بود مهر تاییدی بر امنیت و پایداری سیستم ارتباطی مارکونی در برابر چشمان صدها دانشمند و خبرنگار باشد. اما پیش از آغاز ارسال پیام رسمی مارکونی، دستگاه گیرنده شروع به چاپ کلمات عجیبی روی نوار کاغذی کرد.

دستگاه تلگراف با صدای تیک‌تیک مداوم، کلمات هجوآمیز و شعرهایی در تمسخر مارکونی را روی کاغذ ثبت می‌کرد که باعث حیرت و سردرگمی فلمینگ و حضار شد. مسکلین با استفاده از فرستنده مخفی خود، سیگنال‌های قوی‌تری را به سمت تئاتر فرستاده بود که گیرنده فلمینگ به راحتی آن‌ها را جذب کرده بود. این لحظه دراماتیک، ادعای امنیت اختصاصی مارکونی را در برابر چشمان نخبگان بریتانیا نابود کرد و نشان داد که سیستم او کاملاً آسیب‌پذیر است.

۴. ساختار فنی سیگنال‌های هک و نحوه ارسال مورس توهین‌آمیز

از نظر فنی، مسکلین از یک فرستنده جرقه ساده (Spark-gap transmitter) با توان بالا استفاده کرد تا امواجی با دامنه وسیع تولید کند که کل فرکانس‌های مجاور را تحت تأثیر قرار می‌داد. او متوجه شد که گیرنده‌های مارکونی فاقد فیلترهای فرکانسی دقیق هستند و به سادگی در برابر سیگنال‌های قوی‌تر تسلیم می‌شوند. مسکلین با کدگذاری پیام‌های خود به زبان مورس بین‌المللی، پیام‌هایی با مضمون «مردی بود که سر مردم کلاه می‌گذاشت» را به سمت سالن فرستاد.

قدرت فرستنده مسکلین به قدری تنظیم شده بود که بر امواج ضعیف ارسالی از ایستگاه دوردست مارکونی غلبه کند و گیرنده را مجبور به خواندن کدهای ارسالی خودش کند. این فرآیند شباهت بسیاری به حملات امروزی جعل سیگنال (Signal Spoofing) و تزریق بسته (Packet Injection) در شبکه‌های بی‌سیم دارد. مسکلین به جای مسدود کردن کامل سیگنال، پیام خودش را جایگزین کرد که نشان‌دهنده تسلط کامل او بر مفاهیم فیزیک امواج بود.

۵. فیزیک فرکانس‌ها و نبود مفهوم رمزنگاری در سیستم اولیه

ریشه اصلی آسیب‌پذیری سیستم مارکونی در این واقعیت علمی نهفته بود که او امنیت را با مخفی‌کاری (Security through obscurity) اشتباه گرفته بود. در طراحی اولیه تلگراف بی‌سیم، هیچ‌گونه رمزگذاری داده‌ها (Encryption) وجود نداشت و پیام‌ها به صورت متن آشکار (Plaintext) به کدهای مورس تبدیل می‌شدند. مارکونی تصور می‌کرد تنظیم طول موج‌ها برای جلوگیری از شنود کافی است، در حالی که فیزیک امواج الکترومغناطیسی اجازه می‌دهد هر کسی با آنتن مناسب سیگنال را دریافت کند.

مسکلین با ساختن یک آنتن ساده توانست فرکانس ارسالی مارکونی را کشف کند و بدون نیاز به شکستن هیچ رمز عبور یا قفلی، پیام‌ها را بشنود و پیام جدید ارسال کند. این اتفاق نشان داد که انتقال اطلاعات در کانال‌های عمومی بدون استفاده از کلیدهای رمزنگاری، همواره در معرض استراق سمع و جعل است. این اشتباه پایه‌ای مارکونی بعدها درس بزرگی برای طراحان سیستم‌های مخابراتی شد تا امنیت را در لایه داده پیاده‌سازی کنند، نه لایه انتقال.

۶. واکنش مارکونی و تلاش برای سرپوش گذاشتن بر افتضاح

پس از این رویداد، مارکونی و فلمینگ به شدت خشمگین شدند و در نامه‌های تندی به روزنامه تایمز لندن، اقدام مسکلین را خرابکاری علمی و غیرفناورانه توصیف کردند. فلمینگ مدعی شد که این حرکت مصداق توهین به علم و نوعی اوباشگری علمی است که نباید در محافل جدی پذیرفته شود. آن‌ها تلاش کردند تا اهمیت این ضعف امنیتی را کوچک جلوه دهند و ادعا کنند که این هک در شرایط واقعی جنگی یا تجاری قابل تکرار نیست.

در مقابل، مسکلین با انتشار مقالاتی مستدل پاسخ داد که کار او برای خدمت به منافع عمومی و اثبات حقیقت انجام شده است. او استدلال کرد که اگر یک شعبده‌باز ساده می‌تواند به این راحتی سیستم شما را مختل کند، پس دولت بریتانیا نباید امنیت ملی خود را به این فناوری ناامن بسپارد. این بحث‌های قلمی در رسانه‌ها، آگاهی عمومی را نسبت به امنیت ارتباطات بی‌سیم به شدت افزایش داد و مارکونی را مجبور به بازنگری در طراحی‌های بعدی خود کرد.

۷. ارتباط این هک با مفهوم امروزی تست نفوذ

اقدام نویل مسکلین در سال ۱۹۰۳ را می‌توان اولین نمونه ثبت‌شده از یک تست نفوذ (Penetration Testing) یا هک قانونمند دانست که در آن یک متخصص برای نشان دادن ضعف‌های امنیتی اقدام به نفوذ می‌کند. او هیچ خسارت مالی یا فیزیکی به دستگاه‌ها وارد نکرد و هدفش صرفاً رد ادعای امنیت مطلق سازنده بود. این دقیقاً همان کاری است که امروزه هکرهای کلاه سفید برای بهبود امنیت نرم‌افزارها و شبکه‌های بزرگ انجام می‌دهند.

مسکلین ثابت کرد که هر سیستم امنیتی پیش از اینکه به عنوان محصول نهایی فروخته شود، باید توسط اشخاص ثالث مستقل به چالش کشیده و آزمایش شود. این رویکرد پیشرو در دنیای امروز به یک استاندارد صنعتی تبدیل شده است، جایی که شرکت‌های بزرگ برای یافتن باگ‌ها پاداش تعیین می‌کنند. بدون چنین تفکر انتقادی و جسورانه‌ای، توسعه سیستم‌های امن امروزی ممکن نبود و فناوری‌های ارتباطی در سطح استانداردهای ضعیف باقی می‌ماندند.

۸. بستر تاریخی و رقابت‌های تجاری شرکت‌های کابل مسی و بیسیم

برای درک کامل ابعاد این هک، باید به فضای ژئوپلیتیک و اقتصادی اوایل قرن بیستم نگاه کنیم که در آن بریتانیا شبکه عظیمی از کابل‌های مسی زیردریایی را کنترل می‌کرد. تلگراف بی‌سیم مارکونی تهدیدی جدی برای انحصار بریتانیا بر ارتباطات جهانی و درآمدهای سرشار شرکت‌های کابلی شرقی (Eastern Telegraph Company) بود. این شرکت‌ها به شدت به دنبال بهانه‌ای بودند تا نشان دهند تکنولوژی بی‌سیم امنیت لازم برای مکاتبات حساس دولتی و نظامی را ندارد.

مسکلین با دریافت حمایت‌های مالی و لجستیکی از این شرکت‌ها توانست دکل مخفی خود را بسازد و زمان کافی برای مطالعه امواج مارکونی داشته باشد. این رقابت کثیف تجاری در نهایت به سود پیشرفت فناوری تمام شد، زیرا مارکونی را وادار ساخت تا برای حفظ بقای تجاری خود، تحقیقات گسترده‌تری در زمینه پایداری فرکانسی و امنیت امواج انجام دهد. این پرونده نشان داد که چگونه فشارهای بازار و رقابت‌های ژئوپلیتیکی می‌توانند محرک اصلی نوآوری‌های امنیتی باشند.

۹. اسرار خانوادگی مسکلین و مهارت‌های شعبده‌بازی در خدمت فناوری

خانواده مسکلین در بریتانیا به عنوان اسطوره‌های دنیای شعبده‌بازی شناخته می‌شدند و پدر نویل، جان نویل مسکلین، مخترع دستگاه‌های مکانیکی خودکار و قفل‌های سکه‌ای توالت‌های عمومی بود. نویل در چنین محیطی رشد کرد که در آن فریب دادن حواس انسان و تحلیل مکانیسم‌های پنهان ماشین‌ها، کارهای روزمره به شمار می‌رفتند. او یاد گرفته بود که به ادعاهای ظاهری اعتماد نکند و همیشه به دنبال پیدا کردن در مخفی یا ترفند پشت هر نمایش باشد.

او در هک تلگراف از همین ذهنیت جستجوگر استفاده کرد و متوجه شد که ادعای مارکونی درباره کانال اختصاصی صرفاً یک ترفند تبلیغاتی برای جلب نظر سرمایه‌گذاران است. مهارت او در طراحی نمایش‌های هیجان‌انگیز به او کمک کرد تا هک خود را به دراماتیک‌ترین شکل ممکن در تئاتر سلطنتی اجرا کند تا بیشترین تأثیر رسانه‌ای را داشته باشد. این ماجرا نشان می‌دهد که چگونه خلاقیت هنری و تردستی می‌تواند در ترکیب با مهندسی، ابزاری قدرتمند برای کشف حقیقت بسازد.

۱۰. باورهای غلط درباره ماهیت این هک به عنوان خرابکاری

در بسیاری از روایت‌های تاریخی غیردقیق، از نویل مسکلین به عنوان یک جاسوس یا خرابکار بدنام یاد می‌شود که به دنبال نابودی تکنولوژی بی‌سیم بود. این یک سوءبرداشت بزرگ است؛ زیرا مسکلین خود عاشق رادیو بود و پتنت‌های متعددی در زمینه سیستم‌های جرقه رادیویی به ثبت رسانده بود. هدف او نابودی این صنعت نبود، بلکه او می‌خواست جلوی انحصار مطلق مارکونی بر فرکانس‌ها را بگیرد و مسیر را برای توسعه علمی آزاد هموار کند.

برخی منابع نیز به اشتباه ادعا می‌کنند که مسکلین باعث سقوط سهام شرکت مارکونی و ورشکستگی او شد، در حالی که این هک در بلندمدت به نفع مارکونی تمام شد. این رویداد مارکونی را مجبور کرد تا از مهندسان بهتری استفاده کند و به سراغ توسعه سیستم‌های هدایت موج باریک‌تر برود. این هک در واقع یک کاتالیزور برای بلوغ فناوری رادیویی بود، نه یک ترمز یا اقدام خرابکارانه مخرب.

۱۱. مقایسه امنیت تلگراف مارکونی با وای‌فای‌های امروزی

شباهت فنی عجیبی میان ضعف‌های سیستم مارکونی در سال ۱۹۰۳ و پروتکل‌های امنیتی اولیه شبکه‌های وای‌فای (Wi-Fi) در اواخر دهه نود مانند پروتکل WEP وجود دارد. در هر دو مورد، طراحان تصور می‌کردند که رمزگذاری‌های ساده یا محدودیت‌های فرکانسی محلی برای ایمن نگه داشتن کل سیستم کافی است. در هر دو فناوری، مهاجمان توانستند با شنود ساده بسته‌های داده در فضا، کلیدهای ارتباطی را کشف کرده و اطلاعات جعلی ارسال کنند.

امروز نیز اگر از استانداردهای مدرن رمزنگاری مانند WPA3 استفاده نکنیم، شبکه‌های ما دقیقاً به اندازه تلگراف مارکونی در برابر حملات جعل سیگنال آسیب‌پذیر خواهند بود. تکنیک‌هایی که هکرهای امروزی برای ساخت اکسس پوینت‌های جعلی (Rogue Access Points) استفاده می‌کنند، تفاوت چندانی با دکل جرقه مسکلین ندارد. این مقایسه نشان می‌دهد که با وجود گذشت بیش از یک قرن، اصول پایه حملات سایبری و امنیتی تغییر چندانی نکرده است.

۱۲. درس‌های ابدی امنیت سایبری از یک رویداد صد ساله

بزرگ‌ترین درسی که هک مسکلین به دنیای فناوری آموخت این است که امنیت هیچ‌گاه یک وضعیت مطلق و دائمی نیست، بلکه یک فرآیند پویا و مداوم است. هرگز نباید به ادعای سازنده یک سیستم امنیتی اعتماد کرد و سیستم‌ها باید همواره تحت آزمون‌های سخت نفوذپذیری قرار بگیرند. این رویداد به ما نشان داد که پنهان کردن مکانیسم‌های امنیتی (Cryptography by obscurity) همواره با شکست مواجه خواهد شد.

امروزه سیستم‌های رمزنگاری باز که کدهای آن‌ها در دسترس همگان است اما امنیتشان بر پایه‌های محکم ریاضی استوار است، جایگزین ادعاهای توخالی مارکونی شده‌اند. نویل مسکلین با زدن اولین تلگراف جعلی، نام خود را به عنوان پیشگام امنیت اطلاعات ثبت کرد و به جهان نشان داد که در دنیای فناوری، شکاک بودن و به چالش کشیدن اقتدارهای علمی، اولین قدم برای ساختن ابزارهای واقعاً امن است.

جمع‌بندی نهایی

اولین هک تاریخ تلگراف در سال ۱۹۰۳ توسط نویل مسکلین ثابت کرد که امنیت فیزیکی و پنهان‌کاری فرکانسی نمی‌تواند جایگزین رمزنگاری واقعی شود. مسکلین با به چالش کشیدن سیستم بی‌سیم گولیلمو مارکونی در یک نمایش عمومی در لندن، نشان داد که اطلاعات در حال انتشار در فضای آزاد همواره در معرض جعل و شنود قرار دارند. این رویداد تاریخی نه‌تنها انحصار تبلیغاتی مارکونی را شکست، بلکه زمینه‌ساز پیدایش مفهوم تست نفوذ در مهندسی امنیت شد. درس‌های آموخته شده از این تقابل علمی همچنان در طراحی پروتکل‌های ارتباطی بی‌سیم مدرن و امنیت شبکه‌های سایبری امروزی کاربرد دارند.

سوالات متداول

۱. نویل مسکلین چگونه متوجه شد که نمایش زنده مارکونی در چه ساعتی و روی چه فرکانسی اجرا می‌شود؟
مسکلین به عنوان یک متخصص امواج رادیویی هفته‌ها قبل از آزمایش عمومی، فرکانس‌های ارسالی ایستگاه‌های مارکونی را رصد کرده بود. او با ساختن تجهیزات گیرنده حساس توانست الگوهای فرکانسی و ساعات کاری سیستم مارکونی را با دقت بالایی شناسایی کند. اطلاعات مربوط به زمان برگزاری نمایش عمومی در تئاتر سلطنتی نیز به طور گسترده در مطبوعات لندن تبلیغ شده بود. به همین دلیل او توانست فرستنده خود را دقیقاً برای همان لحظه حساس و روی فرکانس هدف تنظیم و آماده کند.
۲. واکنش فیزیکدان جان آمبروز فلمینگ به پیام‌های توهین‌آمیز مسکلین در حین آزمایش چه بود؟
فلمینگ در ابتدا بسیار سردرگم شد و تصور کرد که اختلالی در عملکرد مکانیکی دستگاه رخ داده است. اما با ادامه پیدا کردن پیام مورس و خواندن کلمات هجوآمیز، او به شدت عصبانی شد و فهمید که کسی در حال خرابکاری است. او فوراً نمایش را متوقف کرد و تلاش نمود تا منبع سیگنال مزاحم را در سالن پیدا کند. او بعدها این حرکت را یک جنایت علمی علیه پیشرفت بشریت توصیف کرد.
۳. آیا نویل مسکلین پس از انجام این هک عمومی توسط پلیس بریتانیا دستگیر یا جریمه شد؟
خیر، در سال ۱۹۰۳ هیچ قانونی در بریتانیا مبنی بر ممنوعیت ارسال امواج رادیویی یا هک سایبری وجود نداشت. قوانین آن زمان تنها مربوط به تلگراف‌های سیمی و مالکیت زمین‌های فیزیکی بود و امواج آزاد هوا مشمول قانون خاصی نمی‌شدند. مارکونی و شرکتش تلاش کردند از طریق دادگاه‌های مدنی اقدام کنند اما به دلیل نبود شواهد فیزیکی از خرابکاری موفق نشدند. این خلاء قانونی باعث شد که دولت‌ها به سرعت به فکر تدوین قوانین رادیویی بیافتند.
۴. چه شرکتی و به چه دلیلی حامی مالی نویل مسکلین برای انجام این تست نفوذ بود؟
شرکت تلگراف شرقی (Eastern Telegraph Company) که مالک انحصاری کابل‌های مسی زیردریایی بود، حامی اصلی مسکلین به شمار می‌رفت. این شرکت به شدت نگران بود که تلگراف بی‌سیم ارزان‌قیمت مارکونی بازار آن‌ها را نابود کند. آن‌ها به مسکلین پول دادند تا ضعف‌های فنی سیستم بی‌سیم را آشکار کند و امنیت کابل‌های فیزیکی خود را به رخ بکشد. این همکاری مخفیانه در نهایت منجر به شکل‌گیری یکی از اولین پروژه‌های هک سفارشی در دنیا شد.
۵. آیا مارکونی پس از این رسوایی سیستم رمزنگاری خاصی برای تلگراف‌های خود طراحی کرد؟
خیر، مارکونی به جای استفاده از رمزنگاری ریاضی، بر بهبود سخت‌افزاری فیلترهای فرکانسی تمرکز کرد تا تداخل امواج را کاهش دهد. او به سرعت پتنت‌های جدیدی برای سیستم‌های تیونینگ فرکانسی ثبت کرد که پایداری بیشتری در برابر فرستنده‌های مزاحم داشتند. رمزنگاری پیام‌های تلگراف معمولاً توسط خود مشتریان (مانند ارتش‌ها) با استفاده از کتابچه‌های کد دستی انجام می‌شد. مارکونی تا سال‌ها همچنان امنیت لایه فیزیکی را به امنیت نرم‌افزاری ترجیح می‌داد.
۶. دکل رادیویی مخفی مسکلین در کجا قرار داشت و او چگونه پیام خود را از آنجا مخابره کرد؟
دکل مسکلین در بالای تالار نمایشی خانوادگی آن‌ها یعنی تالار مصر (Egyptian Hall) در منطقه پیکادلی لندن نصب شده بود. این موقعیت مکانی مرتفع و نزدیک به تئاتر سلطنتی، به او اجازه می‌داد سیگنال‌هایی بسیار قوی و مستقیم ارسال کند. او با استفاده از کلید دستی مورس متصل به فرستنده قدرتمند خود، پیام‌ها را همزمان با شروع آزمایش فلمینگ ارسال کرد. این فاصله کوتاه یکی از دلایل اصلی غلبه سیگنال او بر سیگنال مارکونی بود.
۷. چرا این رویداد را به عنوان نقطه عطف در تاریخ حقوق مالکیت فرکانس‌ها می‌دانند؟
این هک به وضوح نشان داد که بدون وجود قوانین نظارتی، هرج‌ومرج فرکانسی می‌تواند کل سیستم‌های ارتباطی را فلج کند. پس از این ماجرا، دولت بریتانیا و سایر کشورهای غربی کنفرانس‌های بین‌المللی متعددی برای تخصیص فرکانس‌های رادیویی برگزار کردند. این رویداد باعث شد که فرکانس‌های هوایی به عنوان یک دارایی عمومی و تحت نظارت دولت‌ها تعریف شوند. بدین ترتیب ارسال بدون مجوز سیگنال‌های قوی در فرکانس‌های دیگران غیرقانونی اعلام شد.
دکتر علیرضا مجیدی
دکتر علیرضا مجیدی
پزشک، نویسنده و بنیان‌گذار وبلاگ «یک پزشک»
دکتر علیرضا مجیدی، نویسنده و بنیان‌گذار وبلاگ «یک پزشک».
با بیش از ۲۰ سال نویسندگی «ترکیبی» مستمر در زمینهٔ پزشکی، فناوری، سینما، کتاب و فرهنگ.
باشد که با هم متفاوت بیاندیشیم!

5 دیدگاه

  1. این قسمت خیلی خوب بود.
    فقط چرا صدا اینجوری بود؟ انعکاس زیادی داشت، انگار که داخل یه اتاق خالی بود!
    منتظر مجری جدید هم هستیم :)

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
[wpcode id="260079"]