میراث رابرت بویل؛ دانشمندی که با شکاکیت بنیان شیمی نوین را بنا نهاد
رابرت بویل (Robert Boyle)، نابغهای که در قرن هفدهم میزیست، نقشی کلیدی در تغییر مسیر تاریخ علم ایفا کرد. او با انتشار کتاب انقلابی خود، «شیمیدان شکاک»، به دوران تسلط نظریات ارسطویی و کیمیاگری سنتی پایان داد و روش تجربی را به عنوان ستون اصلی پژوهشهای علمی معرفی کرد. بویل نهتنها با فرمولبندی قانون مشهور خود در مورد گازها شناخته میشود، بلکه به عنوان یکی از مؤسسان اصلی انجمن سلطنتی لندن، فضایی برای تبادل اندیشههای نو فراهم آورد. او با دیدگاهی فراتر از زمان خود، فهرستی از پیشبینیهای علمی را به رشته تحریر درآورد که امروزه بسیاری از آنها به واقعیت تبدیل شدهاند. در این مقاله، به بررسی ابعاد مختلف زندگی، دستاوردهای علمی و تأثیرات فرهنگی این فیلسوف طبیعی ایرلندی میپردازیم.
تولد در اشرافیت و آغاز سفری به اعماق دانش
رابرت بویل در ۲۵ ژانویه ۱۶۲۷ در قصر لیزمور (Lismore Castle) واقع در ایرلند به دنیا آمد. او هفتمین پسر و چهاردهمین فرزند ریچارد بویل، لرد کُرک، بود که یکی از ثروتمندترین مردان بریتانیای آن زمان محسوب میشد. این جایگاه طبقاتی به او اجازه داد تا از بهترین آموزشهای ممکن در کالج ایتون (Eton College) بهرهمند شود و سپس برای سفری علمی و فرهنگی راهی اروپا گردد. در دوران نوجوانی، او در ایتالیا با آثار گالیله آشنا شد که تأثیر عمیقی بر تفکرات فیزیکی و نگاه او به حرکت اجسام گذاشت.
پس از بازگشت به انگلستان در سال ۱۶۴۴، بویل با میراث عظیمی که از پدرش به جای مانده بود، توانست زندگی خود را وقف پژوهشهای علمی کند. او در ملک خانوادگیاش در استالبریج سکونت گزید و آزمایشگاهی مجهز برپا کرد که در آن زمان یکی از پیشرفتهترین مراکز تحقیق خصوصی در جهان بود. بویل برخلاف بسیاری از معاصرانش که به دنبال مقامهای سیاسی بودند، ترجیح داد در خلوت خود به بررسی خواص ماده و چیستی جهان بپردازد. این دوره از زندگی او، سنگ بنای تحولاتی شد که بعدها او را به عنوان پدر شیمی نوین معرفی کرد.
جالب است بدانید که بویل در دوران جوانی تحت تأثیر عمیق اخلاقیات و فلسفه رواقی قرار داشت. او معتقد بود که فهم جهان طبیعی، راهی برای درک عظمت خالق است و علم را نه در تضاد با مذهب، بلکه به عنوان ابزاری برای ستایش خداوند میدید. این رویکرد دوگانه، یعنی دقت علمی در کنار ایمان مذهبی، در تمام آثار او به وضوح دیده میشود و شخصیت او را به عنوان یک فیلسوف طبیعی (Natural Philosopher) کامل شکل میدهد.
کیمیای شکاک؛ تبر بویل بر ریشه نظریات ارسطویی
کتاب «شیمیدان شکاک» (The Sceptical Chymist) که در سال ۱۶۶۱ منتشر شد، مانیفست تغییر از کیمیاگری به شیمی مدرن بود. بویل در این اثر به شدت به نظریه عناصر چهارگانه ارسطو (خاک، هوا، آتش، آب) و همچنین اصول سهگانه پاراسلسوس شامل نمک، گوگرد و جیوه تاخت. او استدلال کرد که این مفاهیم صرفاً ذهنی هستند و هیچ پایه تجربی محکمی ندارند. از نظر او، ماده باید بر اساس ذرات بنیادی و قابل اندازهگیری تعریف شود، نه بر اساس مفاهیم انتزاعی و مبهمی که قرنها بر ذهن دانشمندان سایه انداخته بود.
بویل در این کتاب از ساختار ذرهگرایی (Corpuscularianism) دفاع کرد که شباهتهای زیادی به نظریه اتمی باستان داشت اما با رویکردی فیزیکیتر ارائه شده بود. او معتقد بود که تمامی پدیدههای طبیعی حاصل حرکت و برخورد ذرات بسیار ریز ماده هستند که به آنها «اجسام ظریف» میگفت. این نگاه مکانیکی به جهان، شیمی را از یک هنر جادویی و پنهانی به یک علم ریاضیاتی و قابل تجربه تبدیل کرد. او با نوشتن این کتاب در قالب گفتوگو بین شخصیتهای مختلف، سعی کرد خواننده را به تفکر انتقادی وادار کند.
نکته فنی و مهم در آثار بویل، تأکید او بر بازتولیدپذیری (Reproducibility) آزمایشها بود. او اولین کسی بود که اصرار داشت روش انجام آزمایش باید با جزئیات کامل نوشته شود تا دیگران نیز بتوانند آن را تکرار کنند. این دقیقاً همان چیزی است که امروز به عنوان «روش علمی» میشناسیم. او با این کار، پرده از اسرار کیمیاگران برداشت و دانش را از چنگ گروههای خاص و انجمنهای سری خارج کرد تا به نفع عموم جامعه به کار گرفته شود.
قانون بویل؛ وقتی فشار و حجم با هم معامله میکنند
یکی از درخشانترین دستاوردهای فیزیکی بویل، کشف رابطه معکوس بین فشار و حجم گازها در دمای ثابت است که امروزه به «قانون بویل» (Boyle’s Law) شهرت دارد. او در سال ۱۶۶۲ با استفاده از یک لوله شیشهای J-شکل و مقدار زیادی جیوه، نشان داد که اگر فشار وارد بر یک گاز دو برابر شود، حجم آن به نصف کاهش مییابد. این کشف ثابت کرد که هوا بر خلاف تصور گذارگان، یک فضای خالی نیست بلکه مادهای است که از ذرات الاستیک و فنری تشکیل شده و میتوان آن را متراکم کرد.
بویل برای انجام این تحقیقات از یک پمپ خلأ (Air Pump) بسیار پیشرفته استفاده کرد که توسط همکار نابغهاش، رابرت هوک (Robert Hooke)، طراحی و ساخته شده بود. با این دستگاه، آنها توانستند خلأ مصنوعی ایجاد کنند و نشان دهند که در غیاب هوا، صدا منتقل نمیشود و شعله شمع خاموش میگردد. این آزمایشها جنجال زیادی در محافل علمی ایجاد کرد، زیرا بسیاری از فلاسفه آن زمان معتقد بودند که طبیعت از خلأ متنفر است (Horror Vacui) و ایجاد فضای خالی مطلق غیرممکن است.
اینجا یک نکته جالب وجود دارد؛ بویل با اینکه یک دانشمند جدی بود، اما گاهی در گزارشهایش لحنی بسیار پرشور داشت. او ذرات هوا را به فنرهای کوچکی تشبیه میکرد که دوست دارند دوباره باز شوند. این مدلسازی فیزیکی به مردم آن زمان کمک کرد تا مفاهیم پیچیده فشار هوا را به راحتی درک کنند. بویل نه تنها یک آزمایشگر دقیق، بلکه یک آموزگار توانا بود که میدانست چگونه علم را برای دیگران بصری و قابل فهم کند.
زنگ تفریح: بویل و وسواسهای عجیب!
باید بگویم رابرت بویل با وجود تمام نبوغش، یک شخصیت بسیار منحصربهفرد و تا حدی عجیب داشت. او به شدت از ملاقاتهای ناخواسته فراری بود و برای اینکه وقتش تلف نشود، تابلویی پشت در اتاقش نصب کرده بود که روی آن نوشته شده بود: «آقای بویل امروز پذیرای کسی نیست!». جالبتر اینکه او هرگز ازدواج نکرد و تمام عمرش را در کنار خواهر محبوبش کاترین زندگی کرد. برخی میگویند او آنقدر غرق در لولههای آزمایش و ترازوی خود بود که یادش میرفت جهان بیرون از آزمایشگاه هم وجود دارد؛ شاید اگر او در عصر ما زندگی میکرد، قطعاً یکی از آن دانشمندان «گیک» (Geek) میشد که حتی برای دم کردن چای هم از دماسنج دیجیتال استفاده میکنند!
کالج مخفی و تولد انجمن سلطنتی
در دوران جنگهای داخلی انگلستان، گروهی از محققان و فلاسفه به صورت پنهانی با هم دیدار میکردند که بویل در نامههایش از آنها به عنوان «کالج نامرئی» یا «کالج مخفی» (Invisible College) یاد کرده است. هدف این گروه، ترویج دانش تجربی و دوری از بحثهای داغ سیاسی و مذهبی بود که جامعه را به تفرقه کشانده بود. آنها معتقد بودند که علم باید بر اساس مشاهده و آزمایش پیش برود، نه بر اساس جزماندیشیهای قدیمی. این شبکه مخفی، هسته اولیه انجمن سلطنتی لندن (Royal Society) را تشکیل داد که در سال ۱۶۶۰ رسماً تأسیس شد.
بویل یکی از اعضای اصلی و تأثیرگذار این انجمن بود. او با حمایتهای مالی و علمی خود، نقش مهمی در تبدیل این نهاد به معتبرترین مرکز علمی جهان ایفا کرد. جالب اینجاست که در سال ۱۶۸۰، او به عنوان رئیس انجمن انتخاب شد اما به دلیل اعتقادات مذهبی خاصش و مشکلی که با سوگند یاد کردن داشت، این سمت را نپذیرفت. این نشان میدهد که برای بویل، اصول اخلاقی و باورهای شخصی همواره بر عناوین دنیوی ارجحیت داشتند.
انجمن سلطنتی تحت تأثیر بویل، شعار «Nullius in verba» را برگزید که به معنای «به حرف هیچکس اعتماد نکن» (یا به عبارت دیگر، بر اساس گفتهها قضاوت نکن و خودت آزمایش کن) است. این روحیه پرسشگری و تکیه بر شواهد، مستقیماً از تفکرات بویل سرچشمه میگرفت. او میخواست دانشمندان به جای بازخوانی متون کهن، چشمان خود را باز کنند و مستقیماً با طبیعت روبهرو شوند. این تحول ساختاری در علم، مدیون تلاشهای خستگیناپذیر او در سازماندهی کالج مخفی بود.
لیست آرزوهای ۲۴گانه؛ پیشگوی عصر مدرن
یکی از شگفتانگیزترین اسناد به جا مانده از بویل، فهرستی دستنویس شامل ۲۴ آرزو یا پیشبینی علمی است که او برای آینده بشریت متصور شده بود. در این لیست، مواردی دیده میشود که در قرن هفدهم کاملاً جادویی و غیرممکن به نظر میرسیدند. برای مثال، او از «طولانی کردن عمر» (Prolongation of Life)، «هنر پرواز» (The Art of Flying) و «نورهای پایدار» (Lamp that shall burn without consuming) صحبت کرده بود. امروزه ما این موارد را در قالب پیشرفتهای پزشکی، صنعت هواپیمایی و لامپهای الکتریکی میبینیم.
بویل همچنین به «بهبود حافظه» و «تسکین دردها» از طریق دارو اشاره کرده بود که پیشزمینهای برای داروسازی مدرن و علم عصبشناسی (Neuroscience) محسوب میشود. او حتی به امکان پیوند اعضا و ساخت کشتیهایی که غرق نمیشوند (زیردریاییها) نیز فکر کرده بود. این لیست نشان میدهد که ذهن بویل محدود به آزمایشهای لحظهای نبود، بلکه او پتانسیل عظیم علم را برای تغییر کامل شیوه زندگی انسانها درک کرده بود. او یک آیندهپژوه واقعی بود که با ابزار علم، به افقهای دوردست مینگریست.
تحقق بسیاری از این پیشبینیها در سدههای بعد، گواهی بر دقت دیدگاههای اوست. بویل معتقد بود اگر ما قوانین طبیعت را به درستی بشناسیم، میتوانیم آنها را برای رفاه بشر به خدمت بگیریم. این رویکرد پراگماتیست (Pragmatist) به علم، تفاوت بزرگی با کیمیاگران قدیمی داشت که دانش را فقط برای قدرت شخصی یا طلا میخواستند. بویل علم را یک هدیه عمومی برای تمام نسلها میدید و این لیست، در واقع نقشه راهی برای دانشمندان آینده بود.
کیمیاگری در خفا؛ جنبههای پنهان زندگی بویل
با وجود اینکه بویل را پدر شیمی نوین مینامند، او هرگز به طور کامل از دنیای کیمیاگری (Alchemy) جدا نشد. در واقع، او مرز دقیقی بین این دو قائل نبود و بسیاری از آزمایشهای خود را با هدف پیدا کردن «سنگ جادو» یا تبدیل فلزات پایه به طلا انجام میداد. او با کیمیاگران مشهور زمان خود مکاتبه داشت و به شدت به دنبال کشف فرمولهای سری آنها بود. برای او، کیمیاگری نه یک خرافه، بلکه بخشی از کشف اسرار عمیقتر ماده بود که هنوز زبان علمی برای توصیفش پیدا نشده بود.
او حتی در سال ۱۶۸۹ موفق شد پارلمان انگلستان را متقاعد کند تا قانون منع ساخت طلا و نقره از طریق کیمیاگری را لغو کند. بویل معتقد بود که اگر علم به این توانایی دست یابد، نباید به دلیل قوانین قدیمی سرکوب شود. این تضاد ظاهری در شخصیت او (شیمیدان مدرن در مقابل کیمیاگر سنتی) نشاندهنده دوران گذاری است که او در آن زندگی میکرد. او پلی بود بین دنیای قدیم که پر از استعاره و جادو بود و دنیای جدید که با ترازو و خطکش اندازهگیری میشد.
مطالعات اخیر روی دستنوشتههای باقیمانده از بویل نشان میدهد که او بخش زیادی از زمان خود را صرف آزمایش روی جیوه و تلاش برای «تکامل» مواد کرده است. او فکر میکرد ذرات ماده میتوانند به گونهای بازآرایی شوند که خواص کاملاً جدیدی پیدا کنند. هرچند او به طلا نرسید، اما در این مسیر، ترکیبات شیمیایی بسیاری را کشف کرد و روشهای تصفیه مواد را بهبود بخشید که بعدها در صنعت و پزشکی کاربردهای فراوانی پیدا کردند.
تأثیر بر ادبیات و فرهنگ؛ از شعر تا رمانهای مدرن
بصیرتهای علمی بویل فراتر از دیوارهای آزمایشگاه رفت و به دنیای هنر و ادبیات نیز راه یافت. نیکلاس برادی، شاعر ایرلندی، در شعری که برای روز سنت سسیلیا سروده بود، از اصطلاحاتی استفاده کرد که مستقیماً از نظریه ذرهگرایی بویل الهام گرفته شده بودند. تعبیر «دانههای متلاطم ماده» (Jarring Seeds of Matter) که در آن زمان بسیار نوآورانه بود، نشاندهنده نفوذ عمیق تفکرات بویل در جامعه روشنفکری قرن هفدهم است. حتی موسیقیدان بزرگی مثل هنری پرسل نیز این اشعار را با موسیقی خود جاودانه کرد.
در دنیای امروز نیز، بویل همچنان الهامبخش نویسندگان است. نیل استیونسن در رمان تاریخی مشهور خود به نام «نقره سیال» (Quicksilver)، رابرت بویل را به عنوان یکی از شخصیتهای محوری در کنار ایزاک نیوتن و گاتفرید لایبنیتس ترسیم کرده است. این کتاب به زیبایی فضای پرالتهاب و هیجانانگیز انقلاب علمی را نشان میدهد و بویل را به عنوان دانشمندی خیرخواه و کنجکاو به تصویر میکشد که همواره به دنبال حقیقت است. این بازنماییها نشان میدهد که شخصیت بویل فراتر از یک نام در کتابهای درسی، بخشی از هویت فرهنگی دنیای غرب شده است.
او معتقد بود که علم باید با زبانی شیوا بیان شود تا بر روح و روان انسانها تأثیر بگذارد. بویل خودش نویسندهای پرکار بود و علاوه بر متون علمی، رسالات اخلاقی و الهیاتی متعددی نیز نوشت. سبک نوشتاری او، که ترکیبی از دقت علمی و بلاغت ادبی بود، به الگویی برای نویسندگان علمی قرنهای بعد تبدیل شد. او ثابت کرد که یک دانشمند میتواند همزمان یک متفکر عمیق و یک ادیب خوشذوق باشد و این هماهنگی بین علم و هنر، یکی از زیباترین میراثهای اوست.
زنگ تفریح: بویل و پارادوکس لیوان جادویی!
بویل یک دستگاه عجیب طراحی کرده بود که به «جام هیدروستاتیک» معروف شد. او ادعا میکرد که مایع در این ظرف به طور مداوم جریان دارد و انگار قانون جاذبه را دور میزند! البته خودش هم میدانست که این یک پارادوکس (Paradox) فیزیکی است و در عمل به خاطر اصطکاک و قوانین فشار، مایع نمیتواند تا ابد حرکت کند. اما او با این کار میخواست ذهن معاصرانش را به چالش بکشد و به آنها نشان دهد که گاهی آنچه با چشم میبینیم، با آنچه در لایههای زیرین فیزیک رخ میدهد متفاوت است. خلاصه بویل بدش نمیآمد کمی با ذهن بقیه بازی کند و ثابت کند که طبیعت پر از شوخیهای بیپایان است!
ذرهگرایی بویل؛ پیشدرآمدی بر اتمیسم مدرن
نظریه «کورپوسکولاریسم» (Corpuscularianism) یا ذرهگرایی که بویل از آن دفاع میکرد، تفاوت ظریفی با اتمیسم باستان داشت. برخلاف پیروان دموکریتوس که معتقد بودند اتمها غیرقابل تقسیم و ابدی هستند، بویل فکر میکرد که ذرات بنیادی یا «کورپوسکلها» میتوانند به قطعات کوچکتر تقسیم شوند و تحت شرایط خاص، ماهیت خود را تغییر دهند. این نگاه، راه را برای درک واکنشهای شیمیایی باز کرد، زیرا توضیح میداد که چگونه تغییر در چیدمان این ذرات میتواند منجر به تولید یک ماده کاملاً متفاوت شود.
بویل برای اثبات این نظریه، آزمایشهای متعددی روی حلالها و رسوبات انجام داد. او نشان داد که وقتی نمکی در آب حل میشود، ناپدید نمیگردد بلکه به ذرات بسیار ریزی تبدیل میشود که با چشم دیده نمیشوند اما همچنان در ظرف حضور دارند و میتوان آنها را با تبخیر آب دوباره به دست آورد. این شهود علمی در زمانی که میکروسکوپهای قدرتمند وجود نداشتند، واقعاً خیرهکننده بود. او جهان را به مثابه یک ماشین عظیم (The Great Machine) میدید که قطعاتش همان ذرات ریز هستند.
او همچنین مفاهیم «اولیه» و «ثانویه» خواص ماده را مطرح کرد. از نظر او، شکل، اندازه و حرکت ذرات، خواص اولیه و واقعی ماده هستند، در حالی که رنگ، طعم و بو، خواص ثانویهای هستند که بر اثر برهمکنش ذرات با حواس ما پدید میآیند. این تفکیک دقیق بین واقعیت فیزیکی و ادراک انسانی، بعدها توسط فیلسوفانی چون جان لاک (John Locke) بسط داده شد و به یکی از پایههای اپیستمولوژی یا معرفتشناسی مدرن تبدیل گردید.
مرگ در لندن و میراثی که زنده ماند
رابرت بویل در ۳۱ دسامبر ۱۶۹۱، تنها یک هفته پس از مرگ خواهر محبوبش کاترین، در سن ۶۴ سالگی در لندن درگذشت. او تا آخرین لحظات زندگیاش به تحقیق و نوشتن ادامه داد. بویل در وصیتنامه خود مبالغی را برای تأسیس «سلسله سخنرانیهای بویل» (Boyle Lectures) در نظر گرفت که هدف آنها دفاع از مسیحیت در برابر الحاد از طریق استدلالهای عقلی و علمی بود. او میخواست حتی پس از مرگش نیز آشتی بین علم و دین را حفظ کند.
پیکر او در کلیسای سنت مارتین در فیلدز به خاک سپرده شد، هرچند بعدها در جریان بازسازیها، محل دقیق قبر او گم شد. اما نام او بر فراز قلههای علم شیمی باقی ماند. در سال ۱۹۸۲، انجمن سلطنتی شیمی بریتانیا به افتخار او جایزه رابرت بویل (Robert Boyle Prize for Analytical Science) را بنیان نهاد که هر دو سال یکبار به دانشمندانی اعطا میشود که نوآوریهای چشمگیری در علوم تحلیلی داشته باشند. جالب است بدانید که در سال ۲۰۲۰، دانشمند ایرانیالاصل، کوروش کلانترزاده، به دلیل اختراع کپسولهای هوشمند سنجش گاز، برنده این جایزه معتبر شد.
میراث بویل تنها در فرمولها و کتابهایش نیست، بلکه در روحیه «شکاکیت علمی» اوست. او به ما آموخت که هرگز نباید به ظواهر بسنده کنیم و همیشه باید با شک و تردید مقدس به سراغ پدیدهها برویم. او شیمی را از تاریکیهای ابهام بیرون کشید و آن را زیر نور تابان عقل و آزمایش قرار داد. امروز، هر بار که یک شیمیدان در آزمایشگاه ترازویی را تنظیم میکند یا فشار یک سیلندر گاز را اندازه میگیرد، در واقع به رابرت بویل ادای احترام میکند.
پزشکی بویل؛ تأثیر بر سلامت و کپسولهای هوشمند
بویل علاوه بر شیمی، علاقه وافری به فیزیولوژی و پزشکی داشت. او اولین کسی بود که به نقش حیاتی هوا در خونرسانی و تنفس پی برد. او با آزمایش روی حیوانات کوچک نشان داد که هوا مادهای ضروری برای حفظ حیات است و بدون آن، عملکردهای حیاتی بدن متوقف میشوند. این کشف، قرنها قبل از شناخته شدن اکسیژن، دیدگاه پزشکان را نسبت به بیماریهای ریوی و قلبی تغییر داد. او معتقد بود که بسیاری از بیماریها حاصل اختلال در تعادل ذرات در بدن هستند.
نگاه ذرهگرایانه او به بدن انسان، راه را برای درمانهای دارویی دقیقتر باز کرد. او بر این باور بود که داروها باید بر اساس ساختار ذرهایشان با ذرات بیماریزا در بدن مبارزه کنند. این ایده، پیشزمینه تفکر «هدفگیری مولکولی» در داروسازی مدرن است. امروز که دانشمندانی نظیر کوروش کلانترزاده با الهام از اصول بویل، کپسولهای الکترونیکی برای سنجش گازهای روده میسازند، در واقع رؤیای بویل را برای درک دقیق فعل و انفعالات داخلی بدن محقق میکنند.
در نهایت، بویل به ما یادآوری میکند که علم یک کل واحد است. او مرزی بین فیزیک، شیمی و پزشکی نمیدید. برای او، تمام جهان یک آزمایشگاه بزرگ بود که قوانین یکسانی بر آن حاکم است. تلاشهای او برای مستندسازی دقیق تجربیات پزشکی، به خروج طبابت از دوران خرافات و ورود آن به عصر شواهد علمی کمک شایانی کرد. بویل نهتنها شیمی، بلکه نگاه ما به حیات و سلامت را نیز متحول ساخت و به همین دلیل است که نام او در تاریخ پزشکی نیز به نیکی یاد میشود.
سوالات متداول (Smart FAQ)
جمعبندی نهایی
رابرت بویل فراتر از یک دانشمند، معماری بود که چارچوب فکری جهان مدرن را ترسیم کرد. او با ترکیب شکاکیت فلسفی و دقت آزمایشگاهی، علم شیمی را از بند خرافات قرونوسطایی رها کرد و آن را به زبانی جهانی برای فهم ماده تبدیل نمود. بویل به ما آموخت که پیشرفت بشریت در گرو پرسشگری مداوم و تکیه بر شواهد انکارناپذیر است. میراث او در هر آزمایشگاه، هر دارو و هر فناوری که امروزه زندگی ما را آسانتر کرده، جاری است. او ثابت کرد که با ذهنی باز و قلبی مشتاق، میتوان حتی فراتر از زمان خود نگریست و آرزوهایی را نوشت که قرنها بعد، واقعیت زندگی نوادگان ما باشند. رابرت بویل همواره به عنوان قطبنمای اخلاق و علم در تاریخ باقی خواهد ماند.
به نظر شما کدام پیشبینی بویل شگفتانگیزتر است؟
رابرت بویل با دیدی وسیع، دنیای امروز ما را در قرن هفدهم تصور کرده بود. از پیوند اعضا تا پرواز انسان، او بسیاری از پیشرفتها را پیشبینی کرد. شما فکر میکنید کدامیک از آرزوهای او هنوز به طور کامل محقق نشده یا در آینده میتواند دنیای ما را بیشتر تکان دهد؟ نظرات و تحلیلهای خود را در بخش دیدگاهها با ما به اشتراک بگذارید تا درباره میراث این نابغه بزرگ با هم گفتگو کنیم.







حالا واستید چند وقت دیگه گندش در میاد که خود این اپلیکیشن برای جاسوسی از اطلاعات شخصی کاربرا بوده :)
مرسی از شما . مطلب مفیدی بود . خوشحالم واقعا وقتی می بینم چقدر ایده ها و کارهای خوب داره تو وب فارسی انجام می شه . امیدوارم موفق باشید همگی و به امید ورود به بازارهای جهانی در این عرصه
به مطلب بسیار خوبی اشاره کردید ولی سه نکته به نظرم رسید در این رابطه.
اول اینکه در صورت طبقه بندی امنیتی اپ ها توسط سایت ذکر شده مطمئنا برای اون سایت دردسر ساز خواهد بود و به سرعت جلوی سایت گرفته خواهد شد مگر اینکه نهادهای قوی مثل پلیس فتا ازش حمایت کنه.
دوم اینکه علاوه بر ناآشنا بودن کاربران با این مجوزهای دسترسی اپ ها، متاسفانه به دلیل همون تحریم های غیر منطقی کاربران ایرانی امکان انتخاب زیادی ندارن! در صورتی که به یکی از اپ های مورد علاقشون مشکوک شدن مگه چقدر حق انتخاب دارن که بخوان به جای اون یه اپ مطمئن جایگزینش کنن.
و اما سوم اینکه خود همین اپ مارکت های ایرانی هم جزو همین اپ هایی قرار میگیرن که مجوزهای عجیب و غریب و زیادی رو طلب می کنن و با کمی تحقیق متوجه میشیم که چه اطلاعاتی رو از روی گوشی ما جمع آوری می کنن و منتقل می کنن! چند وقت قبل با درخواست مدیر یکی از سایتهای مشهور اندروید اپ یکی از مارکتهای ایرانی را بررسی کردیم فقط یکی از کارهای این اپ این بود که کل کانتکتهای شمارو با نام خود شما از روی گوشی به سایت منتقل می کرد. تو سایت جنجالی شد ولی هیچ مرجع معتبری برای جلوگیری از کار اونها پیدا نشد و اون شرکت و اپ کماکان به کار خودشون ادامه میدن. اپ کافه بازار هم از این مسئله مستثنی نیست و مثلا یکی از اطلاعاتی که ذخیره می کنن موقعیت مکانی شماست که با توجه به اون تبلیغات محلی به شما نمایش داده میشه! از اونجایی که پیگیری اینم قبیل موارد هیچ تاثیری نداشت از ادامه تحقیق در این زمینه منصرف شدیم!
چرا اسم اون مارکت ایرانی رو نیاوردید؟ این مبهم صحبت کردن به هیچ کس کمکی نمیکنه!
من فکر میکردم که مجوزهای اندروید از قبل تعریف شدن و یه لیست استاندارد مرجع وجود داره که هر اپلیکیشن بسته به کارهایی که میخواد بکنه موقع نوشته شدن مجبوره از بین موارد این لیست انتخاب کنه اما طبق چیزی که اینجا نوشته گویا خیلی بی در و پیکر تر از این حرفاست هر کسی میتونه برای اپ خودش مجوز تعریف کنه!
http://goo.gl/bl9HaH
مثلاً خود اپ بازار که تو لیست مجوزهای عجیب غریبش این یکی عملاً به معنی مجوز انجام هرکاری هست!
full permissions to all device features and storage
android.permission.ACCESS_SUPERUSER
روی سایت بازار خیلی ملیح این مجوز رو توضیح داده جوری که اصلاً به نظر نیاد اما به نظر میرسه که با نصب اپلیکیشن بازار و این مجوز عملاً اجازه هرکاری از جمله کپی و فرستادن تمام اطلاعات روی گوشی شما بهش داده میشه!
http://cafebazaar.ir/faq/bazaarpermissions/?l=fa
به نظر من گوشیهای اندرویدی مخصوصاً در کشورهایی مثل ایران خطرناکترین وسیله ها برای حریم خصوصی اشخاص هستن.
احتمالاً سایت فوق اگه بخواد زیاد روی حق دسترسیهای بیمورد و مشکوک اپهای ساخت داخل تمرکز کنه واسش دردسر درست میکنن!