سقوط بی‌صدای امپراتوری اچ‌تی‌سی | چگونه بازار موبایل را واگذار کرد؟

بازار گوشی‌های هوشمند امروزه تحت سیطره غول‌هایی مانند اپل و سامسونگ است اما روزگاری بود که نام اچ‌تی‌سی (HTC) مترادف با نوآوری و پیشتازی در این عرصه به شمار می‌رفت. شرکتی که با جرات مثال‌زدنی خود اولین گوشی مجهز به سیستم‌عامل اندروید را به جهان معرفی کرد و استانداردهای طراحی را تغییر داد اکنون به سایه‌ای کمرنگ در حاشیه بازار تبدیل شده است. در این مقاله قصد داریم با نگاهی عمیق و موشکافانه روند ظهور، اوج و سقوط ناگهانی این برند تایوانی را بررسی کنیم تا ببینیم چگونه تصمیمات اشتباه مدیریتی و فشارهای رقابتی، یک امپراتوری بزرگ را به زانو درآورد.

فهرست مطالب

آغاز راه طوفانی و خلق اولین گوشی اندرویدی

شرکت اچ‌تی‌سی کار خود را به عنوان یک تولیدکننده تجهیزات اصلی (OEM) آغاز کرد و در ابتدا برای برندهای دیگر سخت‌افزار می‌ساخت. آن‌ها تخصص شگفت‌انگیزی در ساخت دستیارهای دیجیتال شخصی (PDA) داشتند و همین تجربه باعث شد تا پتانسیل بالای سیستم‌عامل‌های نوپا را درک کنند. هنگامی که گوگل به دنبال یک شریک سخت‌افزاری مطمئن برای پیاده‌سازی پروژه جاه‌طلبانه خود یعنی اندروید بود قرعه به نام این شرکت تایوانی افتاد تا با همکاری یکدیگر تاریخ‌سازی کنند.

نتیجه این همکاری نزدیک تولید گوشی تاریخی اچ‌تی‌سی دریم (HTC Dream) بود که در برخی بازارها با نام تی-موبایل جی۱ (T-Mobile G1) شناخته می‌شد. این دستگاه با کیبورد فیزیکی کشویی و صفحه نمایش لمسی خود دریچه جدیدی را به روی کاربران گشود و اولین گام رسمی اندروید در رقابت با سیستم‌عامل نوظهور آی‌او‌اس (iOS) اپل بود. استقبال بی‌نظیر از این محصول جایگاه این برند را به عنوان پیشگام بلامنازع دنیای اندروید تثبیت کرد و مسیر رشد سریع آن را هموار ساخت.

عصر طلایی رابط کاربری سنس

در سال‌های اولیه سیستم‌عامل اندروید از نظر بصری بسیار ساده و تا حدودی ناپخته بود و این موضوع کاربری را دشوار می‌کرد. مهندسان خلاق اچ‌تی‌سی با درک این نقیصه پوسته اختصاصی خود را با نام تجاری سنس (HTC Sense) معرفی کردند که انقلابی در تجربه کاربری ایجاد کرد. این رابط کاربری با ویجت‌های آب و هوای متحرک، افکت‌های بصری زیبا و یکپارچه‌سازی عمیق با شبکه‌های اجتماعی توانست دل میلیون‌ها کاربر را در سراسر جهان به دست آورد.

موفقیت سنس به حدی بود که بسیاری از خریداران صرفا به خاطر این رابط کاربری روان و چشم‌نواز اقدام به خرید گوشی‌های این شرکت می‌کردند. این پوسته نرم‌افزاری نشان داد که سیستم‌عامل گوگل می‌تواند بسیار زیباتر و کاربردی‌تر از نسخه خام آن باشد. این دوران طلایی به شرکت اجازه داد تا محصولاتی نمادین مانند اچ‌تی‌سی دیزایر (HTC Desire) و سری لجند (Legend) را روانه بازار کند و سهم خود را از بازار ایالات متحده و اروپا به شدت افزایش دهد.

طراحی نمادین اچ‌تی‌سی وان ام۷ و تحسین منتقدان

در دورانی که بیشتر پرچمداران اندرویدی از بدنه‌های پلاستیکی بی‌کیفیت استفاده می‌کردند این شرکت با معرفی گوشی شاهکار وان ام۷ (HTC One M7) استانداردهای جدیدی را تعریف کرد. این گوشی با بدنه یکپارچه آلومینیومی، اسپیکرهای استریو دوگانه در پنل جلویی (BoomSound) و دوربین مجهز به فناوری اولتراپیکسل (Ultrapixel) توجه تمام رسانه‌های فناوری دنیا را به خود جلب کرد. طراحی بی‌پیرایه و لوکس این دستگاه برای اولین بار توانست از نظر کیفیت ساخت با آیفون‌های اپل رقابت کند.

تحسین همه‌جانبه منتقدان و جوایز متعددی که این پرچمدار دریافت کرد جایگاه برند را به عنوان رهبر نوآوری طراحی سخت‌افزار تثبیت نمود. با این حال تولید بدنه آلومینیومی یکپارچه و پیچیدگی‌های مونتاژ آن چالش‌های بزرگی را برای کارخانه‌ها ایجاد کرد. با وجود تمام موفقیت‌های رسانه‌ای این گوشی نتوانست آن‌طور که باید در بخش فروش تجاری معجزه کند و سودآوری مورد انتظار مدیران را برای شرکت به ارمغان بیاورد.

اشتباهات استراتژیک در نام‌گذاری و تنوع بیهوده محصولات

یکی از بزرگ‌ترین ضرباتی که این برند به خود وارد کرد سردرگمی شدید در نام‌گذاری و عرضه بیش از حد مدل‌های مشابه بود. کاربران عادی دیگر تفاوت میان مدل‌های مختلف سری وان، دیزایر، وایلد فایر و سری‌های فرعی را متوجه نمی‌شدند. این استراتژی آشفته باعث شد که بازاریابی متمرکز روی یک محصول خاص عملا غیرممکن شود و توان مالی شرکت برای پشتیبانی نرم‌افزاری از این حجم وسیع از گوشی‌ها تحلیل برود.

برخلاف اپل که هر سال روی یک یا دو مدل تمرکز می‌کرد یا سامسونگ که با سری گلکسی اس و نوت هویت مشخصی ساخته بود این شرکت مدام در حال تغییر جهت بود. معرفی پی‌درپی گوشی‌های میان‌رده با مشخصات فنی مشابه خریداران را گیج و ارزش برند را نزد مشتریان وفادار کم کرد. این عدم تمرکز سبب شد منابع تحقیق و توسعه شرکت به جای تمرکز روی نوآوری‌های کلیدی صرف بهینه‌سازی ده‌ها رام مختلف شود.

بحران زنجیره تامین و تامین قطعات حیاتی

کنترل زنجیره تامین در صنعت موبایل یکی از کلیدهای اصلی موفقیت است و این شرکت هرگز نتوانست در این زمینه به پایداری برسد. نمونه بارز این مشکل در زمان عرضه گوشی دیزایر رخ داد که به دلیل کمبود پنل‌های آمولد (AMOLED) ساخت سامسونگ شرکت مجبور شد در اواسط تولید صفحه نمایش را به ال‌سی‌دی (LCD) تغییر دهد. این تغییر ناگهانی به کیفیت تصویر آسیب زد و اعتماد مشتریانی را که بر اساس بررسی‌های اولیه اقدام به خرید کرده بودند سلب نمود.

رقیب اصلی یعنی سامسونگ خود تولیدکننده تراشه، صفحه نمایش و حافظه بود در حالی که برند تایوانی به شدت به تامین‌کنندگان خارجی وابستگی داشت. هر زمان که بحرانی در بازار قطعات رخ می‌داد رقبای بزرگ‌تر در اولویت دریافت قطعه قرار می‌گرفتند و خطوط تولید این شرکت با تاخیر مواجه می‌شد. این تاخیرها باعث می‌شد گوشی‌های پرچمدار دیرتر از زمان تعیین شده به بازار برسند و فرصت طلایی فروش فصل تعطیلات را از دست بدهند.

ظهور رقبای قدرتمند چینی در بازار جهانی

در اواسط دهه دوم قرن بیست و یکم میلادی چشم‌انداز بازار موبایل با ورود برندهای نوظهور چینی مانند شیائومی (Xiaomi)، هواوی (Huawei) و وان‌پلاس (OnePlus) به طور کامل تغییر کرد. این شرکت‌ها با مدل کسب‌وکار مبتنی بر حاشیه سود بسیار پایین و فروش آنلاین توانستند سخت‌افزارهایی قدرتمند را با نصف قیمت محصولات غول تایوانی به بازار عرضه کنند. در این شرایط ارزش پیشنهادی محصولات میان‌رده این برند به شدت زیر سوال رفت.

برندهای چینی به سرعت بازارهای در حال توسعه مانند هند و چین را تسخیر کردند؛ مناطقی که این شرکت امید زیادی به رشد در آن‌ها داشت. ناتوانی در رقابت قیمتی با این تازه واردان باعث شد تا سهم بازار شرکت در بخش گوشی‌های ارزان‌قیمت و میان‌رده به سرعت سقوط کند. از دست رفتن این بازارها ضربه‌ای کاری به جریان درآمدی شرکت وارد کرد و آن‌ها را به سمت ورشکستگی سوق داد.

بازاریابی ضعیف و شکست در برابر کمپین‌های سنگین سامسونگ

حتی بهترین محصولات جهان نیز بدون بازاریابی مناسب محکوم به شکست هستند و این موضوع دقیقا پاشنه آشیل شرکت بود. در حالی که سامسونگ میلیاردها دلار صرف تبلیغات تلویزیونی، بیلبوردهای خیابانی و حمایت از رویدادهای ورزشی بزرگ می‌کرد بودجه تبلیغاتی رقیب تایوانی بسیار ناچیز بود. کمپین‌های تبلیغاتی این شرکت مانند همکاری با رابرت داونی جونیور (Robert Downey Jr) بسیار مبهم بودند و پیام واضحی را به مشتری منتقل نمی‌کردند.

بسیاری از مشتریان عادی حتی از وجود پرچمداران فوق‌العاده‌ای مثل ام۷ یا ام۸ باخبر نمی‌شدند زیرا صدای تبلیغاتی سامسونگ تمام فضا را پر کرده بود. این ضعف شدید در روابط عمومی و تبلیغات باعث شد که برند در ذهن خریداران جدید کمرنگ شود و تنها به گزینه‌ای برای علاقه‌مندان خاص دنیای فناوری محدود بماند. عدم توانایی در متقاعد کردن توده مردم برای پرداخت هزینه بالا بابت خرید این محصولات شکست تجاری آن‌ها را قطعی کرد.

وابستگی بیش از حد به اپراتورهای مخابراتی ایالات متحده

در بازار حیاتی ایالات متحده بخش عمده‌ای از فروش گوشی‌ها از طریق کانال اپراتورهای مخابراتی انجام می‌شود و این شرکت وابستگی شدیدی به این کانال‌ها داشت. اپراتورها قدرت دیکته کردن شرایط، تغییر در نرم‌افزار و حتی نام‌گذاری گوشی‌ها را داشتند که این امر به هویت مستقل برند آسیب می‌زد. برای مثال عرضه نسخه‌های اختصاصی و متفاوت از یک گوشی برای اپراتورهای مختلف باعث سردرگمی بیشتر مشتریان و تاخیر در بروزرسانی‌های نرم‌افزاری شد.

زمانی که اپراتورهای بزرگ تصمیم گرفتند تمرکز خود را روی فروش آیفون و پرچمداران سامسونگ بگذارند این برند ناگهان بخش بزرگی از فضای قفسه فروشگاه‌ها را از دست داد. ناتوانی در ایجاد کانال‌های فروش مستقیم و بدون واسطه ضربه بزرگی به این شرکت در بازار آمریکا زد. وقتی اپراتورها حمایت خود را برداشتند دسترسی مستقیم مشتریان به محصولات این برند قطع شد و فروش آن‌ها به شدت سقوط کرد.

قمار روی فناوری‌های نادرست مانند سه بعدی و بلاکچین

مدیریت شرکت در دوره‌های مختلف تلاش کرد با سوار شدن بر موج فناوری‌های زودگذر و ترندهای موقت توجه بازار را جلب کند. نمونه بارز این تلاش‌ها عرضه گوشی اوو سه بعدی (EVO 3D) بود که از دوربین و صفحه نمایش سه‌بعدی بدون نیاز به عینک استفاده می‌کرد. این فناوری که در ابتدا جذاب به نظر می‌رسید خیلی زود به عنوان یک اسباب‌بازی بی‌کاربرد شناخته شد و مشتریان تمایلی به خرید آن نشان ندادند.

سال‌ها بعد در دوران افول شدید شرکت آن‌ها با معرفی گوشی بلاکچینی اکسدس (Exodus) سعی کردند بازار رمزارزها را هدف قرار دهند. این ایده نیز به دلیل مخاطبان بسیار محدود و عدم وجود کاربرد واقعی برای عموم جامعه با شکست سختی مواجه شد. این تلاش‌های پراکنده و قمار روی فناوری‌های حاشیه‌ای نشان داد که مدیریت مسیر اصلی خود را گم کرده و توانایی تمرکز بر نیازهای واقعی کاربران را ندارد.

واگذاری بخش بزرگی از استعدادها به گوگل و تخلیه مهندسی

در سال ۲۰۱۷ میلادی در حالی که شرکت با بحران شدید مالی دست‌وپنجه نرم می‌کرد گوگل قراردادی ۱.۱ میلیارد دلاری با آن‌ها امضا کرد. طبق این قرارداد بخش زیادی از تیم مهندسی و تحقیق و توسعه که روی طراحی گوشی‌های پیکسل (Pixel) کار می‌کردند به استخدام گوگل درآمدند. این توافق اگرچه نقدینگی فوری را به خزانه خالی شرکت تزریق کرد اما عملا مغز متفکر و هسته اصلی خلاقیت سخت‌افزاری آن‌ها را از بین برد.

با رفتن بهترین طراحان و مهندسان به گوگل توانایی شرکت برای ساخت گوشی‌های نوآورانه بعدی به شدت کاهش یافت. محصولات بعدی که روانه بازار شدند فاقد آن جادو و کیفیت ساختی بودند که پیشتر امضای کار این برند به شمار می‌رفت. این تخلیه استعدادی نقطه پایان غیررسمی بر دوران حضور جدی این غول تایوانی در بازار رقابتی تلفن‌های هوشمند بود.

تلاش نافرجام برای نجات با هدست‌های واقعیت مجازی وایو

با سقوط مداوم بخش موبایل مدیران شرکت تصمیم گرفتند مسیر کاملا جدیدی را در پیش بگیرند و روی حوزه نوظهور واقعیت مجازی (VR) سرمایه‌گذاری کنند. آن‌ها با همکاری شرکت والو (Valve) هدست واقعیت مجازی وایو (HTC Vive) را طراحی و روانه بازار کردند که از نظر فنی بسیار پیشرفته بود. این محصول توانست در بازار سیستم‌های واقعیت مجازی رده‌بالا به موفقیت‌های خوبی دست پیدا کند و تحسین کارشناسان را برانگیزد.

اگرچه برند وایو به یکی از نام‌های معتبر در حوزه واقعیت مجازی تبدیل شد اما حجم این بازار هرگز با بازار چند صد میلیارد دلاری تلفن هوشمند قابل مقایسه نبود. درآمدهای حاصل از فروش هدست‌ها و خدمات مربوط به آن برای جبران خسارت‌های سنگین و هزینه‌های ساختار عظیم شرکت کافی نبود. واقعیت مجازی نتوانست به عنوان ناجی نهایی عمل کند و شرکت همچنان مجبور به کوچک‌سازی و تعدیل نیروهای خود شد.

درس‌های مدیریتی از سقوط یکی از خلاق‌ترین برندهای فناوری

داستان این شرکت تایوانی یک مطالعه موردی کلاسیک در دنیای تجارت است که نشان می‌دهد چگونه نوآوری بدون استراتژی تجاری و بازاریابی درست محکوم به شکست است. خلاقیت در طراحی سخت‌افزار و معرفی اولین‌ها در بازار هرگز تضمین‌کننده بقای طولانی‌مدت در یک صنعت بی‌رحم نیست. غفلت از قدرت بازاریابی و ناتوانی در مدیریت زنجیره تامین زنجیره‌ای از رویدادها را رقم زد که به سقوط این امپراتوری منجر شد.

امروزه این برند همچنان به شکل بسیار محدود گوشی‌هایی را معرفی می‌کند اما دیگر کسی منتظر معرفی پرچمداران آن نیست. سرنوشت این شرکت به ما یادآوری می‌کند که در دنیای پرشتاب فناوری سکون یا تصمیم‌گیری‌های دیرهنگام می‌تواند حتی بزرگ‌ترین و محبوب‌ترین نام‌ها را به سرعت به ورطه فراموشی بسپارد. میراث این برند در تاریخ اندروید غیرقابل انکار است اما حضور فیزیکی آن در دست کاربران امروز دیگر به تاریخ پیوسته است.

جمع‌بندی نهایی

سقوط اچ‌تی‌سی حاصل یک اشتباه واحد نبود بلکه برآیند تصمیمات نادرست در نام‌گذاری محصولات، ضعف در بازاریابی، وابستگی به زنجیره تامین رقبا و عدم تمرکز استراتژیک بود. شرکتی که بنیان‌گذار استانداردهای طراحی در دنیای اندروید بود جایگاه خود را به رقبای چابک‌تر چینی و غول‌های ثروتمندی چون سامسونگ داد. انتقال تیم مهندسی به گوگل و تمرکز بر بازار محدود واقعیت مجازی، پایان عصر طلایی موبایل‌های این شرکت را رقم زد؛ درسی ماندگار برای تمام فعالان حوزه فناوری که هرگز پویایی بازار و قدرت زنجیره تامین را دست‌کم نگیرند.

سوالات متداول

1. اولین گوشی مجهز به سیستم‌عامل اندروید چه نام داشت و توسط چه شرکتی ساخته شد؟
اولین گوشی اندرویدی جهان اچ‌تی‌سی دریم نام داشت که در برخی بازارها با عنوان تی-موبایل جی۱ عرضه شد. این دستگاه با همکاری نزدیک گوگل و شرکت اچ‌تی‌سی طراحی و در سال ۲۰۰۸ روانه بازار شد. این گوشی دارای صفحه نمایش لمسی و یک کیبورد فیزیکی کشویی بود. موفقیت این محصول راه را برای توسعه سریع‌تر اندروید هموار کرد.
2. چرا رابط کاربری اچ‌تی‌سی سنس در زمان خود بسیار محبوب بود؟
رابط کاربری سنس به دلیل طراحی بسیار زیبا، ویجت‌های تعاملی و انیمیشن‌های روان آب و هوا محبوبیت زیادی داشت. اندروید خام در آن سال‌ها ظاهر بسیار ساده و زمختی داشت و سنس این نقیصه را برطرف می‌کرد. این پوسته قابلیت‌های شخصی‌سازی فراوانی را به کاربران ارائه می‌داد که در گوشی‌های دیگر وجود نداشت. این تجربه کاربری نرم‌افزاری یکی از دلایل اصلی ترجیح خریداران بود.
3. چه عاملی باعث شد طراحی گوشی اچ‌تی‌سی وان ام۷ تا این حد مورد توجه قرار گیرد؟
این گوشی از بدنه تمام آلومینیومی یکپارچه و بسیار باکیفیت بهره می‌برد که در میان گوشی‌های پلاستیکی آن زمان بی‌نظیر بود. بلندگوهای استریوی جلویی با صدای باکیفیت و طراحی متقارن به زیبایی و کارایی آن افزوده بود. این محصول استانداردهای جدیدی برای گوشی‌های پرچمدار اندرویدی تعریف کرد. بسیاری از کارشناسان آن را زیباترین گوشی سال معرفی کردند.
4. چگونه برندهای چینی به سقوط سهم بازار اچ‌تی‌سی سرعت بخشیدند؟
برندهای نوظهور چینی نظیر شیائومی و هواوی محصولاتی با سخت‌افزار قدرتمند و قیمت بسیار ارزان ارائه دادند. حاشیه سود کم این شرکت‌ها به آن‌ها اجازه می‌داد بازار میان‌رده را به سرعت تصاحب کنند. اچ‌تی‌سی به دلیل هزینه‌های تولید بالاتر نتوانست در این جنگ قیمت دوام بیاورد. در نتیجه بازار حیاتی کشورهای در حال توسعه از دست رفت.
5. معامله یک میلیارد دلاری گوگل با اچ‌تی‌سی در سال ۲۰۱۷ شامل چه مواردی بود؟
گوگل در سال ۲۰۱۷ حدود نیمی از تیم تحقیق و توسعه اچ‌تی‌سی را به خدمت گرفت. این افراد مهندسانی بودند که در طراحی و ساخت گوشی‌های پیکسل گوگل مشارکت داشتند. همچنین گوگل مجوز غیرانحصاری استفاده از پتنت‌های این شرکت تایوانی را دریافت کرد. این قرارداد نقدینگی خوبی ایجاد کرد اما توان نوآوری شرکت را نابود ساخت.
6. آیا هدست‌های واقعیت مجازی وایو توانستند این شرکت را از ورشکستگی نجات دهند؟
هدست‌های وایو موفقیت فنی بزرگی بودند و سهم خوبی از بازار واقعیت مجازی کسب کردند. با این حال بازار ابزارهای واقعیت مجازی بسیار کوچک‌تر از بازار تلفن‌های هوشمند بود. سود حاصل از این بخش نتوانست زیان‌های بزرگ بخش موبایل را به طور کامل پوشش دهد. در نتیجه برند نتوانست به ابعاد مالی گذشته خود بازگردد.
7. اشتباه اصلی اچ‌تی‌سی در زمینه زنجیره تامین چه بود؟
این شرکت وابستگی کاملی به قطعات ساخت شرکت‌های رقیب نظیر پنل‌های آمولد سامسونگ داشت. عدم مالکیت بر فناوری‌های کلیدی ساخت سخت‌افزار باعث شد در زمان کمبود قطعه با تاخیر مواجه شوند. رقبای بزرگ‌تر قطعات را زودتر دریافت می‌کردند و تولید این شرکت متوقف می‌شد. این ضعف ساختاری مانع از رقابت پایدار در بازار جهانی شد.
دکتر علیرضا مجیدی
دکتر علیرضا مجیدی
پزشک، نویسنده و بنیان‌گذار وبلاگ «یک پزشک»
دکتر علیرضا مجیدی، نویسنده و بنیان‌گذار وبلاگ «یک پزشک».
با بیش از ۲۰ سال نویسندگی «ترکیبی» مستمر در زمینهٔ پزشکی، فناوری، سینما، کتاب و فرهنگ.
باشد که با هم متفاوت بیاندیشیم!

2 دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
[wpcode id="260079"]