نشانه فرانک؛ وقتی لاله گوش از سلامت قلب شما خبر میدهد
بدن انسان همواره با زبان خاص خود با ما سخن میگوید و گاهی عجیبترین نشانهها در دورترین نقاط بدن، میتوانند از وضعیت حیاتیترین ارگانهای داخلی خبر دهند. نشانه فرانک (Frank’s sign) یا وجود یک شیار مورب روی لاله گوش، یکی از جنجالیترین و در عین حال جالبترین یافتههای بالینی در طب مدرن است. دانستن یا آشنایی با این مطلب نه تنها برای کادر درمان، بلکه برای هر فردی که به دنبال پایش سلامت خود از طریق علائم ظاهری است، بسیار کاربردی و افزاینده دانش خواهد بود. در این مقاله قصد داریم ببینیم که آیا واقعاً یک خط ساده روی نرمه گوش میتواند پیشگویی برای خطر بیماریهای عروق کرونر قلب باشد یا خیر. چرا پزشکان در معاینات خود گاهی با دقت به گوشهای بیمار خیره میشوند؟
ما در پی آن هستیم که مکانیسمهای بیولوژیک احتمالی پشت این پدیده را بررسی کنیم و ببینیم آیا این تنها یک تصادف آماری است یا یک رابطه علت و معلولی عمیق در سطح بافتشناسی بین گوش و قلب وجود دارد. گفته میشود که این نشانه میتواند هشداری برای انسداد عروق باشد؛ اما آیا واقعاً این طور است یا صرفاً نشانی از پیری پوست محسوب میشود؟ در این نوشته قصد داریم با نگاهی به مطالعات گسترده جهانی و دانش روز کاردیولوژی، صحت و سقم این ادعا را بسنجیم. آیا درست است که این خط مورب میتواند قبل از بروز اولین درد قفسه سینه، ما را از یک بحران قلبی آگاه کند؟ با ما همراه باشید تا از منظر علم و شکاکیت منطقی، به کالبدشکافی نشانه فرانک بپردازیم.
فهرست مطالب
- ۱. تعریف و مشخصات ظاهری نشانه فرانک
- ۲. ریشههای تاریخی: کشف دکتر ساندرز فرانک
- ۳. مکانیسم بیولوژیک: پیوند الاستین و عروق
- ۴. بررسی آماری: مطالعات موافق و مخالف
- ۵. نشانه فرانک در مشاهیر و تاریخ
- ۶. تشخیص افتراقی: چروک پیری یا نشانه بیماری؟
- ۷. ارتباط با ژنتیک و نژادهای مختلف
- ۸. بازتاب در رسانهها و سینمای پزشکی
- ۹. شگفتیها و موارد عجیب گزارش شده
- ۱۰. سوءبرداشتها و ترسهای بیمورد
- ۱۱. یافتههای نوین: تصویربرداری عروقی و لاله گوش
- ۱۲. توصیههای نهایی برای دارندگان این نشانه
۱. تعریف و مشخصات ظاهری نشانه فرانک
نشانه فرانک که به آن شیار لاله گوش (Earlobe Crease یا ELC) نیز گفته میشود، یک خط یا چینخوردگی مورب است که از مجرای گوش (Tragus) شروع شده و با زاویهای حدود ۴۵ درجه تا انتهای لاله گوش ادامه مییابد. این شیار میتواند در اعماق مختلف، از یک خط سطحی ظریف تا یک شکاف عمیق که لاله گوش را به دو قسمت تقسیم میکند، ظاهر شود. نکته مهم بالینی این است که این خط نباید با چروکهای پوستی ناشی از خوابیدن نامناسب یا جای گوشواره اشتباه گرفته شود. نشانه فرانک معمولاً دوطرفه است، اگرچه وجود آن در یک گوش نیز اهمیت تشخیصی خود را دارد.
در طبقهبندیهای پزشکی، این نشانه بر اساس عمق و طول به درجات مختلفی تقسیم میشود. برخی محققان معتقدند که هرچه این شیار عمیقتر و واضحتر باشد، احتمال درگیری عروق کرونر (Coronary Artery Disease) در فرد بیشتر است. این پدیده بیشتر در افراد بالای ۵۰ سال دیده میشود، اما ظهور آن در سنین جوانی میتواند زنگ خطر جدیتری برای پیری زودرس عروق باشد. اگرچه در نگاه اول این تنها یک تغییر در بافت همبند پوست به نظر میرسد، اما پایداری و تکرارپذیری آن در بیماران قلبی، توجه دانشمندان را برای دههها به خود جلب کرده است.
۲. ریشههای تاریخی: کشف دکتر ساندرز فرانک
این پدیده اولین بار در سال ۱۹۷۳ توسط دکتر ساندرز تی. فرانک (Sanders T. Frank)، یک متخصص ریه آمریکایی، توصیف شد. او در نامهای به مجله معتبر پزشکی «نیوانگلند» (NEJM) اشاره کرد که متوجه وجود این شیار مورب در ۲۰ بیمار جوان مبتلا به آنژین صدری (درد قفسه سینه) شده است. دکتر فرانک مشاهده کرد که این نشانه به طرز عجیبی در افرادی که دچار انسداد عروق هستند، تکرار میشود. از آن زمان به بعد، این یافته بالینی به نام او ثبت شد و موجی از تحقیقات را در سراسر جهان به راه انداخت تا رابطه بین گوش و قلب کشف شود.
در سالهای اولیه، بسیاری از همکاران دکتر فرانک به دیدگاه او با تردید نگاه میکردند و آن را تنها یک تصادف ناشی از پیری میدانستند. اما با گذشت زمان و انجام کالبدشکافیهای دقیق بر روی افرادی که به دلیل سکته قلبی فوت کرده بودند، مشخص شد که درصد بالایی از آنها دارای این شیار مورب بودهاند. دکتر فرانک با نگاه تیزبین خود، چیزی را دید که قرنها از چشم پزشکان پنهان مانده بود؛ اینکه بدن انسان چگونه میتواند از طریق بخشهای به ظاهر بیارتباط، نقصهای عملکردی داخلی را در ویترین ظاهری خود به نمایش بگذارد. این کشف، یادآور اهمیت معاینه فیزیکی کامل «از سر تا پا» در طبابت است.
۳. مکانیسم بیولوژیک: پیوند الاستین و عروق
چرا باید قلبی که در قفسه سینه میتپد، نشانهای روی لاله گوش بر جای بگذارد؟ فرضیه علمی اصلی بر پایه تخریب بافت همبند است. لاله گوش و دیواره عروق خونی هر دو سرشار از الیاف الاستین (Elastin) هستند. دانشمندان معتقدند که همان فرآیند التهابی یا ژنتیکی که باعث سخت شدن رگها (Atherosclerosis) و تخریب الاستین در عروق میشود، همزمان باعث از بین رفتن خاصیت ارتجاعی و فروپاشی بافت همبند در لاله گوش شده و این شیار را ایجاد میکند. در واقع، لاله گوش که فاقد استخوان یا غضروف پشتیبان است، به شدت به سلامت الیاف خود وابسته است.
فرضیه دوم به تامین خون مربوط میشود. لاله گوش یک عضو انتهایی (End-organ) است، به این معنی که رگهای خونی کوچکی به آن میرسند که شاخه جانبی ندارند. وقتی فردی دچار بیماری عروق محیطی یا کرونر است، خونرسانی به این مویرگهای انتهایی ضعیف میشود. کاهش مزمن جریان خون میتواند منجر به تحلیل رفتن بافت زیرپوستی و ایجاد چروک ماندگار شود. این نشان میدهد که نشانه فرانک ممکن است نه تنها یک علامت، بلکه یک «عوارض جانبی» بصری از بیماری رگهای خونی در کل بدن باشد. این ارتباط بیولوژیک، اعتبار علمی نشانه فرانک را از یک حدس ساده به یک نظریه پاتوفیزیولوژیک ارتقا داده است.
۴. بررسی آماری: مطالعات موافق و مخالف
در طول پنجاه سال گذشته، بیش از ۵۰۰ مطالعه علمی در مورد نشانه فرانک انجام شده است. یک مطالعه بزرگ در ژاپن بر روی هزاران شرکتکننده نشان داد که وجود این شیار با افزایش خطر سکته مغزی و قلبی، حتی پس از در نظر گرفتن سن و سیگار، مرتبط است. همچنین یک فراتحلیل (Meta-analysis) جامع تایید کرد که حساسیت این تست حدود ۶۲ درصد و ویژگی آن ۷۳ درصد است. این یعنی نشانه فرانک ابزاری صددرصدی نیست، اما به عنوان یک «نشانگر خطر» (Risk marker) در کنار فشار خون و کلسترول، ارزش آماری بسیار بالایی دارد.
از سوی دیگر، منتقدان بر این باورند که سن، مهمترین متغیر مخدوشکننده است. با افزایش سن، هم بیماریهای قلبی شایعتر میشوند و هم چروکهای پوستی افزایش مییابند. برخی مطالعات در نژادهای خاص، مانند بومیان آمریکایی، ارتباط ضعیفتری را نشان دادهاند. با این حال، اکثر کاردیولوژیستها معتقدند که اگر فردی زیر سن ۵۰ سال دارای نشانه فرانک واضح باشد، باید حتماً از نظر پروفایل چربی خون و تست ورزش مورد بررسی قرار گیرد. آمارها میگویند که این خط ساده، بیشتر از آنچه که تصادف باشد، یک واقعیت اپیدمیولوژیک است که نمیتوان به سادگی از کنار آن عبور کرد.
۵. نشانه فرانک در مشاهیر و تاریخ
یکی از راههای جذاب برای بررسی نشانه فرانک، نگاه به پرترهها و تندیسهای شخصیتهای تاریخی و مشاهیر است. جالب است بدانید که در برخی از مجسمههای امپراتوران رومی مانند «هادریان»، این شیار مورب بر روی لاله گوش به دقت توسط هنرمند تراشیده شده است؛ جالبتر اینکه شواهد تاریخی نشان میدهند که هادریان احتمالاً از بیماریهای قلبی رنج میبرده است. همچنین در عکسهای قدیمی بسیاری از سیاستمداران و هنرمندانی که بر اثر سکته قلبی درگذشتهاند، این نشانه به وضوح دیده میشود، که نشاندهنده حضور دیرینه این علامت در فیزیولوژی انسانی است.
در دوران معاصر نیز، تحلیلگران پزشکی گاهی به گوشهای شخصیتهای برجسته در تلویزیون دقت میکنند. برای مثال، در برخی منابع به وجود نشانه فرانک در افرادی مانند «جورج دبلیو بوش» یا «استیون اسپیلبرگ» اشاره شده است. اگرچه داشتن این نشانه به معنای بیمار بودن حتمی نیست، اما توجه به آن در افراد مشهور باعث شده است که آگاهی عمومی نسبت به سلامت قلب افزایش یابد. این بازتابهای تاریخی و رسانهای نشان میدهند که چگونه یک مشاهده پزشکی میتواند به یک کنجکاوی عمومی تبدیل شده و مردم را تشویق کند تا با دقت بیشتری به پیامهای بدن خود گوش فرا دهند.
۶. تشخیص افتراقی: چروک پیری یا نشانه بیماری؟
تشخیص نشانه فرانک واقعی از چروکهای معمولی پوست نیاز به تجربه دارد. چروکهای ناشی از سن معمولاً متعدد، سطحی و در جهات مختلف هستند و اغلب با کشیدن پوست ناپدید میشوند. اما نشانه فرانک یک مسیر مشخص و ثابت دارد که حتی با کشیدن لاله گوش هم عمق خود را حفظ میکند. همچنین، شیارهای ناشی از خوابیدن (Sleep creases) معمولاً موازی با هم و در لبههای گوش هستند، در حالی که نشانه فرانک دقیقاً بدنه لاله گوش را به صورت مورب میپیماید. پزشکان از اصطلاح «نشانه فرانک مثبت» زمانی استفاده میکنند که شیار حداقل یکسوم طول لاله گوش را طی کرده باشد.
یک تفاوت کلیدی دیگر، ارتباط با سایر علائم پیری است. اگر فردی در سنین جوانی هیچ چروکی در صورت (مانند خطوط پنجه کلاغی کنار چشم) نداشته باشد اما نشانه فرانک در او دیده شود، این موضوع اهمیت بالینی بسیار بیشتری پیدا میکند. در واقع، ناهماهنگی بین سن بیولوژیک گوش و سن تقویمی فرد، همان چیزی است که پزشک را به شک میاندازد. تشخیص درست در اینجا بسیار حیاتی است تا از ایجاد اضطراب بیمورد در افرادی که صرفاً دچار پیری طبیعی پوست شدهاند، جلوگیری شود. نشانه فرانک یک یافته اختصاصی است، نه یک چروک ساده که در اثر بالش ایجاد شده باشد.
۷. ارتباط با ژنتیک و نژادهای مختلف
تحقیقات نشان دادهاند که بروز نشانه فرانک ممکن است تحت تأثیر پیشزمینه ژنتیکی و نژادی باشد. برای مثال، این نشانه در جوامع غربی و سفیدپوستان با دقت بیشتری بیماری قلبی را پیشبینی میکند تا در برخی قبایل آفریقایی. این تفاوتها ممکن است به دلیل ساختار کلاژن و الاستین در پوست نژادهای مختلف باشد. برخی مطالعات ژنتیکی پیشنهاد دادهاند که ژنهایی که مسئول تنظیم التهاب عروقی هستند، ممکن است با ژنهای تعیینکننده ساختار بافت همبند گوش در یک کلاستر ژنتیکی قرار داشته باشند، به همین دلیل این دو علامت با هم به ارث میرسند.
همچنین، در برخی خانوادهها دیده شده است که نشانه فرانک به صورت ارثی منتقل میشود، بدون اینکه همه اعضای خانواده دچار بیماری قلبی زودهنگام شوند. اینجاست که اهمیت «زمینه بالینی» مشخص میشود. اگر نشانه فرانک در خانوادهای وجود داشته باشد که سابقه سکته قلبی در سنین پایین دارند، ارزش تشخیصی آن دوچندان میشود. علم ژنتیک امروز در حال بررسی این موضوع است که آیا میتوان از این نشانه به عنوان بخشی از یک مدل غربالگری شخصیسازی شده استفاده کرد تا افرادی را که از نظر ژنتیکی مستعد تصلب شرایین هستند، زودتر شناسایی نمود.
۸. بازتاب در رسانهها و سینمای پزشکی
نشانه فرانک به دلیل ماهیت بصری و مرموزش، راه خود را به سینما و ادبیات پزشکی باز کرده است. در فیلمها و سریالهای جنایی یا پزشکی، گاهی از این نشانه برای نشان دادن دقت بالای یک کارآگاه یا پزشک استفاده میشود که تنها با نگاه کردن به گوش مقتول یا بیمار، به علت مرگ یا بیماری قلبی او پی میبرد. این نوع بازنماییها، اگرچه گاهی با اغراق همراه هستند، اما به تثبیت این دانش در ذهن مخاطب کمک میکنند. برای مثال، در برخی مستندهای کالبدشکافی، دوربین بر روی لاله گوش زوم میکند تا نشانه فرانک را به عنوان مدرکی برای پیری عروقی نشان دهد.
در فضای مجازی و شبکههای اجتماعی نیز، ویدئوهای مربوط به نشانه فرانک بارها وایرال شدهاند. این موضوع باعث شده است که بسیاری از افراد به طور خودسرانه به بررسی گوشهای خود و اطرافیانشان بپردازند. اگرچه این آگاهیبخشی مثبت است، اما رسانهها باید بر این نکته نیز تاکید کنند که این نشانه تنها یک قطعه از پازل است و نباید باعث خودتشخیصی و وحشت شود. سینما و رسانه در اینجا نقش دوگانهای ایفا میکنند؛ از سویی دانش را عمومی میکنند و از سوی دیگر ممکن است به باورهای غلط دامن بزنند. درک علمی نشانه فرانک، پادزهری برای این سوءبرداشتهای رسانهای است.
۹. شگفتیها و موارد عجیب گزارش شده
در ادبیات پزشکی، موارد عجیبی گزارش شده است که در آنها نشانه فرانک به طور ناگهانی ظاهر یا حتی ناپدید شده است! برای مثال، گزارشهایی از بیمارانی وجود دارد که پس از جراحی بایپاس قلب و بهبود چشمگیر جریان خون، عمق شیار لاله گوششان کاهش یافته است (اگرچه این موارد بسیار نادر هستند). همچنین مواردی گزارش شده که در آن فرد تنها در گوشی که به سمت آن میخوابیده دچار شیار شده است، که در نهایت مشخص شده نشانه فرانک نبوده و تنها یک فشار مکانیکی مزمن بوده است. این موارد عجیب به پزشکان یادآوری میکند که همیشه باید به دنبال علتهای زمینهای بگردند.
شگفتی دیگر، ارتباط نشانه فرانک با کاهش شنوایی در برخی مطالعات است. حدس زده میشود که همان نقص در خونرسانی که باعث ایجاد شیار در لاله گوش میشود، ممکن است به حلزون گوش و اعصاب شنوایی نیز آسیب بزند. این پیوند چندگانه بین آناتومی گوش و سلامت داخلی، گوش را به یکی از شگفتانگیزترین اعضای بدن برای معاینه فیزیکی تبدیل کرده است. هرچه بیشتر مطالعه میکنیم، متوجه میشویم که این خط ساده مورب، ممکن است تنها بخشی از یک سندرم وسیعتر باشد که تمام جنبههای سلامت عروقی و حسی فرد را در بر میگیرد.
۱۰. سوءبرداشتها و ترسهای بیمورد
بزرگترین سوءبرداشت درباره نشانه فرانک این است که «اگر این خط را داری، پس حتماً سکته میکنی». این یک باور کاملاً غلط است. نشانه فرانک یک «عامل خطر» (Risk Factor) مانند سیگار یا فشار خون است، نه یک حکم قطعی مرگ. بسیاری از افراد دارای این نشانه تا ۹۰ سالگی با قلبی سالم زندگی میکنند. ترس بیمورد زمانی ایجاد میشود که افراد بدون مشورت با پزشک و تنها بر اساس یک جستجوی اینترنتی، خود را بیمار تصور کنند. باید دانست که این نشانه در افراد مسن بسیار شایع است و لزوماً به معنای انسداد حاد عروق نیست.
اشتباه دیگر این است که تصور شود عمل جراحی زیبایی برای از بین بردن این خط، خطر قلبی را کاهش میدهد! این شیار تنها یک «تابلو» است؛ پاک کردن تابلو تأثیری بر وضعیت جاده (رگها) ندارد. همچنین برخی افراد تصور میکنند که نبود این خط به معنای سلامت کامل قلب است. این هم یک سوءبرداشت خطرناک است؛ چرا که بسیاری از بیماران قلبی گوشهایی کاملاً صاف دارند. نشانه فرانک باید تنها به عنوان یک بهانه برای چکآپ دورهای و اصلاح سبک زندگی (تغذیه و ورزش) در نظر گرفته شود، نه چیزی که خواب و آرامش را از انسان برباید.
۱۱. یافتههای نوین: تصویربرداری عروقی و لاله گوش
با پیشرفت تکنولوژی، مطالعات جدید از سیتیآنژیوگرافی (CT Angiography) برای بررسی دقیقتر رابطه نشانه فرانک و رسوب کلسیم در عروق استفاده کردهاند. نتایج نشان میدهند که در افراد دارای نشانه فرانک، حجم پلاکهای کلسیمی در شریانهای کرونر به طور معناداری بیشتر از افراد فاقد این نشانه در همان گروه سنی است. همچنین مطالعاتی با استفاده از «سونوگرافی داپلر» بر روی لاله گوش انجام شده که نشان میدهد سرعت جریان خون در این ناحیه در افراد دارای شیار، کمتر است. این یافتههای تکنولوژیک، پایههای علمی مشاهدات دکتر فرانک را بیش از پیش محکم کردهاند.
علاوه بر این، تحقیقاتی در زمینه ارتباط نشانه فرانک با زوال عقل (Dementia) و بیماری آلزایمر در حال انجام است. فرضیه این است که تصلب شرایین که خود را در گوش نشان میدهد، ممکن است در عروق کوچک مغزی نیز وجود داشته باشد و منجر به کاهش عملکردهای شناختی شود. این رویکرد نوین، نشانه فرانک را از یک بحث صرفاً قلبی به یک بحث گستردهتر در حوزه «طب سالمندی» و «نورولوژی» تبدیل کرده است. ما در حال یادگیری این هستیم که بدن انسان یک کلِ به هم پیوسته است و یک شیار در گوش میتواند بازتابی از وضعیت سلامت سلولی در کل سیستم باشد.
۱۲. توصیههای نهایی برای دارندگان این نشانه
اگر با خواندن این مقاله و نگاه کردن در آینه، متوجه وجود نشانه فرانک در گوش خود شدید، اولین قدم آرامش است. قدم دوم، مراجعه به یک پزشک عمومی یا متخصص قلب برای انجام معاینات روتین است. وجود این نشانه بهترین بهانه است تا فشار خون، قند خون و سطح کلسترول خود را چک کنید. اگر سیگاری هستید، این خط مورب میتواند آخرین هشدار بدن برای ترک سیگار باشد. به یاد داشته باشید که پیشگیری همیشه بسیار موثرتر و ارزانتر از درمان است و نشانه فرانک به شما این فرصت را میدهد که قبل از بروز مشکل، مدیریت سلامت خود را به دست بگیرید.
در نهایت، نشانه فرانک را به عنوان یک «دوست صادق» ببینید که رازی از درون بدن را با شما در میان گذاشته است. اصلاح رژیم غذایی، افزایش فعالیت بدنی و کنترل استرس، اقداماتی هستند که فارغ از وجود یا عدم وجود این نشانه، برای هر قلبی مفیدند. اما برای دارندگان این نشانه، این اقدامات ضرورت بیشتری دارند. علم پزشکی با کشف نشانه فرانک، به ما یادآوری کرد که برای دیدن حقیقت، گاهی باید به جزئیاتی دقت کنیم که دیگران به سادگی از کنارشان میگذرند. گوشهای شما نه تنها برای شنیدن، بلکه برای دیدن سلامت قلبتان نیز طراحی شدهاند؛ به آنها و پیامی که میدهند توجه کنید.
جمعبندی نهایی
نشانه فرانک، آن شیار مورب و به ظاهر بیاهمیت روی لاله گوش، یکی از شگفتانگیزترین نشانگرهای بصری در پزشکی است که پیوند ناگسستنی با سلامت قلب و عروق دارد. اگرچه این نشانه به تنهایی دلیلی برای هراس نیست، اما به عنوان یک زنگ خطر بیولوژیک، ما را به دقت بیشتر در سبک زندگی و پایش پارامترهای حیاتی دعوت میکند. درک مکانیسمهای مربوط به تخریب الاستین و کاهش خونرسانی که منجر به ایجاد این شیار میشود، به ما کمک میکند تا پیری عروقی را بهتر بشناسیم. در نهایت، نشانه فرانک نمادی از هوشمندی بدن انسان است؛ بدنی که تلاش میکند با سادهترین نشانهها، ما را از پیچیدهترین اختلالات داخلیاش آگاه سازد تا فرصتی برای زندگی سالمتر داشته باشیم.








البته جمله آقای پزشک خیلی سادهتر از این حرفها بود که آقای زاهدی که «هنوز آماتور محسوب میشوند و نیازمند راهنماییهای بیشتر» اینگونه عنان قلم را رها کنند و بنویسند!
و البتهتر آقای پزشک!
باید به خاطر داشتهباشیم و باشند که هیچگاه دویچهوله دلسوز وبلاگستان فارسی نبوده و نیست و در انتخاب نشدنتان به خاطر روحیهی علمی و اطلاعرسانی ِ آرام(به نظر من!) نبایست شک میکردید!
بهترین راه پذیرفتن این نتایج، همین کار هست، یعنی منطقی برخورد کردن…
هر چند که خیلی سخته در برابر چنین اعمال نظری بخوایم منطقی برخورد کنیم…!
به شخصه منتظر چیز دیگه ای بودم…!
شما واقعا انتظار داشتید که در یک مسابقه بین المللی برای انتخاب یک وبلاگ “ایرانی” ، وبلاگی با موضوعاتی که درباره زندگی امروز مردم ایران است انتخاب بشه؟
شما فضای اینگونه مسابقات را انقدر پاک فرض کرده بودین؟
پاسخ : البته اشاره تلویحی به ناپاکی صحیح نیست و من اصلا چنین قصد و نیتی ندارم.
دکتر جون سلام
با تمام احترامی که برای وبلاگنویسیحرفهای شما قائلم اما از اینکه نوشتهاید: “امیدوارم نتایج بهترین وبلاگ فارسی، باعث راه افتادن دعواهای وبلاگی جدید نشود که اصلا به صلاح وبلاگستان نیست.” حسابی ناراحت شدم؛ به این دو دلیل:
1. مگر شما قیم وبلاگستان هستید که برای اینکه سایر وبلاگنویسها چگونه رفتار کنند صلاح و غیر صلاح وبلاگستان را تعیین میکنید.
2. اینکه بحثهای مختلف با لحنهای مختلف و با دلایل مختلف درگیرد بهترین کار است و فقط در روی اینترنت امکان پذیر میباشد. چرا با این مخالف هستید و نامش را دعوا میگذارید؛ به نظرم شما هنوز رفتار دمکراتیک روی نت را نیاموختهاید.
باز هم به خاطر لحن کمی تند این دو انتقاد پوزش مرا بپذیرید، هر چه باشد ما در وبلاگ نویسی هنوز آماتور محسوب میشویم و نیازمند راهنماییهای بیشتر.
در مسابقه هم موفق باشید و برنده، اگر چه به نظرم توفیری نمیکند و از ارزشها و خطاهای وبلاگ شما چیزی نمیکاهد، اما مسابقه در نفس خودش برای تشویق به وبلاگ نویسی مفید است.
بدرود…
پاسخ: دموکراسی؟!! قیم نیستم ولی دوستدار و عاشق وبلاگستان هستم.
بیخیال دویچهوله! این بندهی خداها در رادیو آلمان همیشه یک مورد مسخره دارن برای اینکه نتایج داوریشون عجیب و غریب بشه. نتیجهی دویچه وله رو نمیشه به کل وب تعمیم داد! بگذریم… پس کتاب مارکز رو دارید؟ تازه خبر ندارین اونها که کتاب رو داغ تحویل میگیرن، بعد از توقیف شدناش هم یه سهمیهی استراتژیک دارن! سئوالی که پرسیدین هم پیگیری میشود. نشنیدم چیزی.
پاسخ : در اینکه باید شیوه گزینش و آشنایی داوران مسابقه با وبلاگهایی با زبانهای مختلف و فرهنگهای مختلف در آینده تغییر پیدا کند، شکی نیست ولی باید به تصمیم این داوران احترام گذاشت.
در مورد خستگی نظری ندارم.
دویچهوله هم خوب و بد گذشت و برای حفظ پرستیژ و کلاس کاری بالای وبلاگ یکپزشک بهتره که از تحریک شدن جدا خودداری کنید، به هرحال فکر نمیکنم انتخاب دویچهوله تاثیری بر پیشینهی خوب وبلاگهایی مثل یکپزشک و کیبردآزاد در وب فارسی داشته باشه.
خسته نباشی دکتر جان
برای ما که وبلاگ یک پزشک اوله و یه روز اگه مطلب جدید از اینجا نخونیم مریض می شیم.
به گمانم باید به استقلال داور احترام گذاشت و به همه خسته نباشید گفت؟ ها؟
پاسخ : دقیقا. سلیقههای ما هر کار کنیم متفاوتن، ما مثلا دوست دشاتیم کیبورد آزاد برنده شود و یا من بالشخصه دوست داشتم از بین گزینههای موجود وبلاگ شما یا جمهور برنده شود ، ضمن اینکه تعلق خاطری به وبلاگ روبو هم داشتم که خدمات زیادی به وبلاگستان کرده ولی اینها بهانهای برای ارج نگذاشتن به جسارت داوران به خصوص خانم سیفی که ترجیح دادند، یک وبلاگ متفاوت را انتخاب کنند، نیست.
استاد، شما خودت رو خیلی ناراحت نکن. فردا (شنبه) هفته نامهی شهروند امروز را بخر و بخوان و حالش را ببر. در بخش پیشنهاد اینترنت، وبلاگ شما معرفی شده است؛ با تیتر پزشک وبلاگستان :)
پاسخ: ممنونم ولی وبلاگ آن آنقدر هم روشنفکری نیست که در هفتهنامهای مثل شهروند شایسته معرفی شدن باشد!
دکترجان. فکر میکنم لازم به گفتن نباشه که این نتیجه چیزی از ارزش کار شما و کیبرد آزاد و بقیه افراد کم نمیکنه.
فراموش نکنیم که این مسابقه دویچه وله بود و برترینهای وب از دید دویچه وله. ولی از دید تمام وبلاگستان نبود-که شاید اساسا سنجش دید تمام وبلاگستان کار ممکنی هم نباشد.
در هر صورت انتخاب دویچه وله و خوانندگان و کاربران دویچه وله این بود.بسیار هم محترم است این انتخاب .
من و شما و تمام وبلاگنویسان همچون همیشه کار خودمان را انجام میدهیم. از این کار لذت میبریم و خوشحال میشویم اگر نوشتههای ما برای حتی یک نفر مفید واقع شود.
ممکن است روزی هم مسابقهای برپا شود – حال از طرف هرکسی- که کمتر به تابو شکنی اولویت دهد.البته آن روز نیز انتخاب وبلاگهای خوبی چون شما زیرسوال بردن وبلاگهای تابو شکن نیست.
در هر صورت این انتخاب با اینکه دور از انتظار بود اما چون بیانگر دید خاص دویچه وله است- بعنوان نظر دویچه وله- قابل احترام است.
آیا لازم است به زبان بیاورم که ما -بسیاری از کاربران وب ایرانی – همیشه مدیون زحمات شما بوده هستیم و خواهیم بود؟
پاسخ : ممنونم از لطفت.بیشتر وارد مسئله نمیشوم ، گرچه کامنت تو من را تحریک کرد کمی در این باره بنویسم.
سه چیز پایدار نماند مال بی تجارت وعلم بی بحث وملک بی سیاست
متاسفم هرچند می دونم شما بزرگتر از این حرفهایی که برای اینجور اهداف کوچیک خودت را ناراحت کنی یا همه هدف وبلا گ نویسیت برنده شدن در این مسابقه باشه؟
پاسخ : مهمترین انگیزه من در این مسابقه دویچه وله بود که زاویه جدیدی از وبلاگستان ایران به کاربران خارجی شناسانده بشود. یعنی یک کاربر خارجی بداند که وبلاگرها ایرانیای هم هستند که خسته از روتینهای سیاسی، مثل جوانان دیگر کشورها، فیلم میبینند، رویدادهای فناوری را دنبال میکنند، منتظر رسیدن ابزارهای الکترونیکی جدیدی مثل آیفون و آیپاد لمسی و مدلهای گوشی موبایل هستند، به تولید محتوای آماتوری فکر میکنند،به خوبی با مفهومی به نام سرگرمیسازی متعهدانه آشنا هستند و دغدغهها و دلمشغولیهای مشابه دارند و ..
متأسفانه در رسیدن به این هدف نتوانستیم از دویچه وله استفاده کنیم، حتی در قسمت وبلاگهای فارسی یک وبلاگ «تابوشکن» برنده شد که من بسیار بعید میدانم مسائلی که آن وبلاگ عنوان کرده دغدغه عمده اصلی جامعه و وبلاگرهای ما باشد.(به اعتقاد خودم البته)
بنابراین اشتباه نکنید!، من این مسابقه را تنها به عنوان یک وسیله می خواستم، نه یک هدف! ولی من به هر ترتیب شده با همکاری وبلاگنویسهای تواناتر دیگر فکر و ایده برقرار کردن یک پیوند پویا و نه یک روزنه تصادفی بین وبلاگستان ایران و وبلاگستان جهانی را دنبال خواهم کرد. به امید آن روز!
در عین حال به تصمیم داوران احترام میگذارم و به وبلاگهای برنده احترام میگذارم. از بین همه منتخبها البته فقط انتخاب آن وبلاگ خانم کهنسال اسپانیایی با انتخاب من جور شد!!!!!!!
همه اینترنت یه طرف. وبلاگ شما یه طرف دیگه
اگه شما نبودین وبلاگستان(کلا اینترنت) مفهومی نداشت
من همیشه شمارو تحسین کردم .
با این همه کمبود وقت وبلاگتون همیشه به روزه.
مطالب مهم. با نثروترجمه روون مخصوص شما
دکتر مجیدی عزیز .امیدوارم هیچوقت خسته نشی
بگو تا جبران کنیم
چرا هیچوقت نگفتین از خواننده هاتون چه انتظاری دارین؟
پاسخ : خیلی ممنونم از شما،البته با محبتی که دارید، غلو می کنید!
I saw the results and I really believe that your blog was greatly qualified to be selected. but I guess it’s not important at all. the only important thing is to be good.
No, the only important thing is TO BE
http://www.roozab.blogfa.com
متاسفم.باتمام احترامی که برای 35 درجه قائلم،متاسفم که دویچه وله غیرسیاسی عمل نکرده.مرز “35 درجه=تهران=تابوو…” انتخاب راازدست گزارشگران بدون مرز درآورده.درهرحال شما خسته نباشید.درانتخاب برترین وبلاگ شمابرترین بودیدوهستید.
خیلی عجیب بود نتایج !!!
به نظر من ملاک فناوری و علم و تکنولوژی نبوده و اهداف انقلابی یا معترضانه و سیاسی رو ملاک قرار دادند. در همه موارد !
هم این وبلاگ هم کیبرد آزاد ارزش اول شدن رو داشت اما شاید دلیل اول نشدنش این بوده که خواستند از وبلاگ های سیاسی حمایت کنند .
سلام دکتر جان:))) خسته نباشی امیدوارم که دفعه بعد وبلاگ شما اول بشه هر چند که زیاد مهم نیست من و تمام کسانی که ایران زندگی میکنیم هممون میدونیم که با چه علاقه ای داری این وبلاگ رو مینویسی و خیلی هم خوب تا حالا این کار رو کردی من که خودم به شخصه از این وبلاگ خیلی چیزها یاد گرفتم.
راستی من یه سوالی هم داشتم و اون اینکه آیا سایت و یا کتابی رو که به زبان فارسی باشه را راجع به Medical Informatics اگه میشناسی که خوب باشه رو میتوانی به من معرفی کنی که مطالبی راجع به Electronic patients records,Telemedicine ,…. داشته باشد.